تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 23خرداد ماه 1387

[ هنری ]
 * وسوسه ساده بودن ترجمه هايكو
 * به انگيزه اهداي جايزه «آستريد ليندگرن»؛ به اين مي گن جايزه!
 * كوئيلو براي ساخت فيلمش فراخوان اينترنتي داد
 * در پاسخ به خبرگزاري فارس عنوان شد؛اعلام برائت «كريس  دي برگ» از گروهك منافقين
 * نمايشگاه آثار گرافيك «سيد عبدالكريم موسوي» در پاريس
 * گردهمايي خوشنويسان در موزه هنرهاي معاصر تهران
 * در برنامه مثلث شيشه اي عنوان شد ؛
اردشير رستمي:كسي به جز من نمي توانست نقش «شهريار» را بازي كند!
 * جمال ميرصادقي به يازدهمين مجموعه  داستانش رسيد

وسوسه ساده بودن ترجمه هايكو

 

*به بهانه انتشار كتاب «نور ماه بر درختان كاج»- ترجمه نيكي كريمي

* قدرت ا... ذاكري





«هايكو» ديگر در هيچ زبان و فرهنگي واژه اي بيگانه و ناشناخته نيست. واژه اي كه اشاره دارد به قالب شعري هفده هجايي در ادبيات ژاپن كه در حدود قرن 17 ميلادي به وجود آمد و امروزه در سراسر جهان به عنوان كوتاهترين قالب شعري دنيا شناخته مي شود. درست اندك زماني پس از آنكه «ماسااكا شي كي» شاعر و نظريه پرداز بزرگ هايكو در سال 1902 در سن 35 سالگي در مي گذرد، ترجمه هايكو به زبانهاي فرانسوي، آلماني و انگليسي شروع مي شود و بزودي گسترشي حيرت انگيز در جهان پيدا مي كند. شاعران تراز اول در زبانهاي مختلف چون پاول الوار(1952-1895) شاعر فرانسوي، ازرا پاوند(1855-1968)شاعرآمريكايي، رابيندرانات تاگور(1941-1861) شاعرهندي، اكتاويو پاز (1998-1914) شاعرمكزيكي و ...از هايكو الهام مي گيرند و مجموعه اشعاري كوتاه به سبك هايكو مي سرايند. اما براستي چه ويژگيهايي در هايكو هست كه باعث گسترش و نفوذ آن تا بدين حد در جهان شده است؟ در پاسخ به اين سؤال معمولاً سه ويژگي براي هايكو بيان مي كنند:
نخست اينكه هايكو پايان ندارد؛ چيزي به اسم نتيجه براي فهم به خواننده ارائه نمي كند. بر خلاف تمام سبكهاي شعري، هايكو تنها تصويري ارائه مي كند كه فهم و برداشت از آن به عهده خواننده است. خوانندگان اين آزادي در برداشت را دوست دارند.دوم، حضور «ذن» در هايكو است. هايكو را در بيان ادبي «ذن» مي گويند. رشد گرايش به ذن در غرب توأم با گسترش هايكو بوده است.سوم؛ خاصيت بازي با كلمات و سرگرم كنندگي هايكو است. سادگي، ايجاز، رهايي از كاربرد صنايع ادبي و دوري از ارائه معاني پيچيده؛ به هايكو خاصيت سرگرم كنندگي داده است. اين خاصيت سبب شده است تا افراد در زبانهاي ديگر هم اشعار كوتاه سروده و آن را هايكو بنامند كه نمونه هاي آن را در كشور خودمان هم مي توانيم ببينيم.
ويژگي چهارمي هم براي هايكو مي توان مطرح كرد كه وجود آن بي تأثير در گسترش هايكو نبوده است؛ اين ويژگي ساده به نظر رسيدن ترجمه هايكو است. كم بودن واژگان به كار رفته در هايكو، وسوسه گر خيلي ها براي ترجمه هايكو است. يك جستجوي ساده در اينترنت از كلمه فارسي«هايكو»، ما را با هايكوهاي ترجمه شده بي شماري روبه رو مي سازد كه تعداد زيادي از آنها ترجمه اشعاري از شاعراني غيرژاپني هستند.




نخستين بار سهراب سپهري شاعر معاصر چند هايكو كه هايكوي مشهور«جهيدن غوك در آب» باشو؛ مشهورترين هايكو سراي ژاپن هم جزو آن بود را به فارسي ترجمه كرد. شاعر كه براي آموختن هنر ژاپني به اين كشور سفر كرده بود، در آنجا با ادبيات ژاپني آشنا شد و در زمينه الهام از طبيعت از فرهنگ اين كشور بسيار تأثير پذيرفت. بعد از آن كتابهاي زير به فارسي چاپ شدند.
هايكو، شعر ژاپني از آغاز تا امروز، برگردان احمد شاملو- ع.پاشايي، نشرچشمه؛ اين كتاب بي شك بهترين و كاملترين كتابي است كه در زمينه شناخت و فهم هايكو به فارسي چاپ شده است. تنها ضعفي كه اين كتاب، البته براي كساني كه بخواهند اصل هايكو را به زبان اصلي پيدا كنند - دارد، اين است كه نه هايكو به زبان ژاپني و نه تلفظ آن به حروف لاتين-Romaji- وجود ندارد.
صد هايكوي مشهور، دانيل.سي.بيوكانن، ترجمه ع.پاشايي، ناشر دنياي مادر؛ اين كتاب دربرگيرنده 100 هايكو از بهترين هايكوهاي ژاپني است. در اين كتاب براي اولين بار اصل هايكو به زبان ژاپني و نيز تلفظ آن به حروف لاتين-Romaji-همراه با ترجمه آن به زبان فارسي آورده شده است. ترجمه اين كتاب از زبان انگليسي به فارسي انجام شده است.
آواي جهيدن غوك در آب، شعرهاي ژاپني، ترجمه زويا پيرزاد؛ اين كتاب در اصل ترجمه اشعار ژاپني به فارسي است كه از دو مجموعه انگليسي انتخاب و ترجمه شده اند. در ميان اين اشعار در حدود 50 هايكو نيز آورده شده است. اين مجموعه نيز اصل اشعار به ژاپني و تلفظ آن به حروف لاتين را ندارد، اما در مورد شاعران توضيحات بسيار كوتاهي در آن درج شده است.
هايكو در چهار فصل، ترجمه مهوش شاهق و شهلا سهيل؛ اين كتاب هم ترجمه همان كتاب صد هايكوي مشهور است كه چهار سال قبل از آن توسط آقاي پاشايي ترجمه و چاپ شده بود.
لاك پوك زنجره، ع.پاشايي و مائه دا كيميه، نشر يوشيج؛ اگر كتاب «هايكو، شعرژاپني از آغاز تا امروز»، بهترين و كاملترين كتاب در زمينه شناخت و فهم هايكو است كه به فارسي چاپ شده است، اين كتاب، بهترين و نزديكترين ترجمه به اصل هايكوي ژاپني است. يك دليل آن هم همكاري خانم مائه دا- ايشان فكر كنم داراي مدرك دكتراي ادبيات فارسي هستند و اشعاري از شاعران معاصر ايران به ژاپني ترجمه و چاپ كرده اند- در ترجمه دوباره همان صد هايكوي مشهور، اين بار مستقيماً از زبان ژاپني به فارسي است. اين همكاري به علاوه تجربه آقاي پاشايي باعث شده است تا بهترين ترجمه هايكو به فارسي انجام بگيرد كه اين ترجمه مي تواند كمك بسيار مناسبي براي كساني كه مي خواهند به ترجمه هايكو بپردازند، باشد.
به جز اين كتابها، مجموعه هاي ديگري نيز به فارسي ترجمه شده اند كه دربرگيرنده هايكوهايي هستند. آخرين ترجمه اي كه از هايكو به بازار كتاب عرضه گرديده است، كتاب «نور ماه بر درختان كاج است» كه بوسيله نشر چشمه، - پاييز 1385- چاپ شده است.هدف از اين نوشته هم بررسي همين كتاب است.
«نور ماه بر درختان كاج»، ترجمه اي است كه خانم نيكي كريمي از كتاب«The moon in the pines» انجام داده است، كه خود اين كتاب را هم «جاناتان كلمنتس» از ميان بهترين هايكوهاي ژاپني از قرن هفده تا اوايل قرن بيستم انتخاب و به انگليسي ترجمه كرده است. جاناتان كلمنتس نويسنده و نمايشنامه نويس انگليسي، متولد 1971 است و از نسل جديد مترجمان هايكو به شمار مي رود. كلمنتس به دو زبان چيني و ژاپني آشنايي دارد و بيشتر كارهاي او در ارتباط با شرق آسياست. اما تخصص اصلي او در ارتباط با ژاپن، مربوط به انيميشن و مانگا- داستانهاي مصور ژاپني - است؛ او بيش از هفتاد انيميشن و مانگا را براي توزيع كنندگان بريتانيايي ترجمه كرده و دو سال سردبير مجله مانگا در لندن بوده است. او به دليل همين فعاليتها در ارتباط با مانگا، در سال 2000 و نيز به جهت همكاري در فهم فرهنگ ژاپني، جايزه فستيوال ژاپن را دريافت كرد. با اينكه تمام هايكوهايي كه او انتخاب و ترجمه كرده قبلاً، بارها و بارها ترجمه شده اند، اما ساختار شكني او در دسته بندي هايكوها و نيز ارائه نقاشي ها و تابلوهاي ژاپني، براي كامل نمودن برداشت خواننده از هايكو از نكات برجسته كتاب اوست. اما آيا مترجم فارسي اين كتاب توانسته است اين برجستگي ها را در كتاب خود حفظ كند؟ در پاسخ اين پرسش، هركدام از اين ويژگي ها و نيز ميزان انتقال آن بوسيله مترجم فارسي را جداگانه مورد بررسي قرار مي دهيم.
- نخست، ساختار شكني در دسته بندي هايك
ودر تمام مجموعه هايكوهايي كه تا كنون چاپ شده اند، اشعار بر اساس تاريخ و زمان ولادت و وفات شاعران براي مجموعه هايي كه از اشعار چند شاعر جمع آوري شدند يا بر اساس چهار فصل سال بهار، تابستان، پاييز، زمستان و يا خيلي كم براساس واژه يا كلمه اي كه به فصل در هايكو اشاره دارد، دسته بندي نموده اند. اما كلمنتس براي اولين بار اشعار را بر اساس چهار موقعيت روز، يعني (Dawin,Daylight,Dusk,Moonlight) دسته بندي نموده است. ترجمه خانم كريمي از آنها به ترتيب سحر، نورصبحگاهي، گرگ و ميش، نورماه است. در اينجا مترجم فارسي بدترين ترجمه ممكن را انجام داده است. در حقيقت كلمنتس خواسته است هايكوها را براساس چهارموقع يك روز يعني سحر، ظهر، غروب و شب دسته بندي كند؛ آيا ترجمه خانم كريمي نشان دهنده اين چهار موقعيت است؟ !هرچند يكي از معاني «daylight» مي تواند سپيده دم باشد، اما معني اصلي آن روز، روشني طول روز و حتي خود ظهر است. «Dusk» دقيقاً به معناي غروب است. گرگ و ميش هرچند به معني تاريك و روشن بودن هواست و مي تواند به همان اندازه كه به غروب اشاره دارد، تاريك و روشن صبح را هم نشان بدهد، پس به جاي آن استفاده ازخود كلمه غروب بسيار بهتر بود. «Moonlight» هم اگرچه معني نور ماه را دارد، اما معاني مهتاب و شب را نيز دارد و با توجه به منظور كلمنتس بهتر بود معني شب براي آن در نظر گرفته شود. كلمنتس خود در مقدمه كتابش مي گويد كه با اين دسته بندي(صبح، ظهر، غروب، شب) كه در انديشه ذن مي تواند نماد عمر انسان باشد، خواسته ام چهارفصل را در يك روز خلاصه كنم.از نكات عجيب ديگر ترجمه خانم كريمي، حذف قسمتهاي زيادي از مقدمه جاناتان كلمنتس در ترجمه فارسي آن است؛ يعني از حدود 50 سطري كه كلمنتس در كتاب خود آورده، نزديك به 20 سطر آن در ترجمه فارسي نيامده است كه بسياري از آن نوشته ها توضيحات بسيار با ارزشي در مورد مجموعه و نيز هايكو بوده است.
برجستگي ديگر كتاب جاناتان كلمنتس، استفاده از تابلوها و نقاشي هاي ژاپني در چاپ كتاب است. اين نقاشي ها كه در اختيار مؤسسه هنر شيكاگو است براي اولين بار مورد استفاده قرار گرفته است. در انتهاي اين كتاب پي نوشتي توسط اين مؤسسه در مورد اين نقاشي ها اضافه شده است كه بازهم نمي دانم به چه دليلي در ترجمه فارسي حذف شده است؟ !نوشته اي كه اگر ترجمه مي شد مي توانست كمك بزرگي براي دوستداران هنر ژاپن باشد.همچنين در كتاب اصلي يادداشت هايي در حدود ده صفحه در مورد اشعار وجود دارد كه باز هم نمي دانم به چه دليلي در ترجمه فارسي قرار داده نشده است. از خواننده مي خواهد كه تا تمام نكردن كتاب به يادداشتها رجوع نكند، اما به هرحال وجود آنها نيز مي توانست كمك خوبي براي فهم هايكو باشد.بيشتر هايكوهايي هم كه در اين مجموعه چاپ شده است، قبلاَ به فارسي ترجمه شده است و در زمينه كيفيت ترجمه هم به مقايسه چهار هايكو از اين مجموعه با ترجمه خانم مائه دا و آقاي پاشايي كه بي شك بهترين ترجمه از هايكو به فارسي است بسنده مي كنم:

Tsurigane ni Tomarite nemuru koch? kana
ترجمه خانم كريمي:
« روي ناقوس بزرگ
پروانه اي مي نشيند
ومي خوابد».
ترجمه آقاي پاشايي و خانم مائه دا:
«روي ناقوس آويخته
نشسته، خواب است
پروانه».

Tonbo tsuri ky - wa dokomade itta yara
ترجمه خانم كريمي:
«اي شكارچي سنجاقك
امروز او چقدر پرواز كرده بود؟»
ترجمه آقاي پاشايي و خانم مائه دا:
«گرفتن سنجاقك را
امروز تا كجا
رفته باشد».

Akifukaki Tonari wa nani o Suru hitozo
ترجمه خانم كريمي:
«بعدازظهر پاييزي
همسايه ام چگونه مي گذراند؟
نمي دانم».
ترجمه آقاي پاشايي و خانم مائه دا:
«پاييزعميق تر مي شود
در همسايگي
او چه مي كند».

Omou hodo Mono iwanu hito To suzumikeri
ترجمه خانم كريمي:
«با كسي كه فكرهايش را بلند نمي گويد
بعدازظهر لذت بخشي را گذراندم».
ترجمه آقاي پاشايي و خانم مائه دا:
«آن اندازه كه گمان مي كردم
حرف نزد، با او
از خنكا لذت بردم».

يك بار ديگر ويژگي چهارمي را كه سبب گسترش هايكو شده است، يادآور مي شوم؛ ساده به نظر رسيدن هايكو براي ترجمه.
اما در واقع ترجمه هايكو يكي از سخت ترين انواع ترجمه است. در ترجمه متنهاي بلند يا حتي اشعار ديگر، مي توان منظور نويسنده را با توجه به جملات پس و پيش آن درك و در ترجمه بيان كرد. اما در ترجمه 17 هجا، آن هم با خاصيت معني گريزي هايكو اين كار بسيار سخت مي شود. معمولاَ بيشتر ترجمه ها از تأثير گذاشتن ذهنيات مترجم بشدت آسيب مي بينند. ترجمه خوب از هايكو آن است كه بيش از همه به اصل هايكو نزديك بوده و از ذهن مترجم بار معنايي كمتري بگيرد.
با توجه به تمام مطالب، به نظر مي رسد «نور ماه بر درختان كاج» تنها بر اثر همان وسوسه گري ساده بودن ترجمه هايكو ترجمه شده است. كتابي كه بيش از آنكه هدفش آشنا نمودن خوانندگان با هنر رازآلود هايكو باشد، «كتاب سازي» بوده است. كتاب سازي اي كه احتمالاً با تكيه بر شهرت مترجم خود به دنبال شمارگاني مناسب است. فراموش نكنيم كه حدود سه چهارم مقدمه مترجم هم در اين كتاب از كتاب «هايكو، از آغاز تا امروز» ترجمه «احمد شاملو» و «ع.پاشايي» نقل شده است؛ آنهم بدون حتي ذكر اين مطلب.

  


به انگيزه اهداي جايزه «آستريد ليندگرن»؛ به اين مي گن جايزه!

 

* عباسعلي سپاهي يونسي

چندي پيش برنده امسال گران قيمت ترين جايزه جهاني ادبيات كودك اعلام شد. و «سونياهارتنت» نويسنده خوش اقبال استراليايي



جايزه «آستريد ليندگرن» را به خانه برد، جايزه اي كه مبلغي وسوسه كننده دارد و برنده آن، اين سعادت را پيدا مي كند كه چنانچه با مشكلي به نام بي پولي مواجه باشد نفس راحتي بكشد و بنويسد آنچه را دلش فرمان مي دهد، نه آنچه را به او سفارش مي كنند و باب ميل او نيست.
در مراسمي كه براي اهداي جايزه «ليندگرن» ترتيب داده شده بود «هارتنت» جايزه اش را از دست وليعهد سوئد دريافت كرد و «لنا آدلسوهن» وزير فرهنگ سوئد در صحبتهاي كوتاهي گفت: «به عقيده من، مطالعه مي تواند از طريق كمك به شناخت بهتر ديگران و خويشتن، به ساخت دنياي بهتر بينجامد.»
صحبتهاي وزير فرهنگ سوئد البته صحبتهايي است ارزشمند كه نشان از توجه بالاي مديران فرهنگي آن كشور به كتاب و كتابخواني دارد، صحبتهايي كه البته به حرف خلاصه نشده است و اهداي اين جايزه خود دليل محكمي است به اين كه آنها به آنچه مي گويند اعتقاد دارند و براي آن به طور درست و اصولي هزينه مي كنند كه اگر اين گونه نمي بود، كشور كوچكي چون سوئد اين گونه مقام ادبي نويسنده و كتاب و انديشه را پاس نمي داشت. فراموش نكنيم كه سوئد اولين و دومين جايزه هاي بزرگ ادبي را اهدا مي كند.
نوبل ادبيات را كه مبلغ آن بيش از يك ميليون يورو معادل 10 ميليون كرون سوئد است و جايزه مهم ديگري كه بزرگترين جايزه ادبيات كودك جهان است و آن را «آستريد ليندگرن» ناميده اند. چنانچه بناي مقايسه بر اساس قيمت جوايز باشد خواهيم ديد جايزه «آستريد ليندگرن» از لحاظ مبلغ بر جوايز مهمي همچون تي. اس. اليوت، گنكور، بوكر، پن همينگوي سروانتس و پوليتزر و... برتري دارد، اما «آستريد ليندگرن» كيست كه كشور سوئد جايزه اي به نام او اهدا مي كند، آن هم جايزه اي با اين مبلغ.
«آستريد ليندگرن» از نويسندگان نامدار جهان و از آنهايي است كه جايگاه محكمي براي خود در ادبيات كودك و نوجوان فراهم آورده است و اين ميسر نشده، مگر با نوشتن آثار ارزشمندي كه باعث شد پيوندي ناگسستني بين او و مخاطبان برقرار شود.« پي پي جوراب بلند» شخصيت تأثيرگذاري است كه نويسنده بعد از نوشتن آن را به ناشري مي سپارد، اما ناشر از پذيرفتن اثر وي سر باز مي زند و اثر را به او بر مي گرداند، بعد از مدتي نويسنده در مسابقه اي ادبي شركت مي كند و جايزه نخست را از آن خود مي كند. مسابقه اي كه برگزار كننده آن مؤسسه «رابن و شوگرن» است كه سال قبل هم نويسنده در مسابقه آنها با داستان «درد دلهاي بريت ماري» جايزه دوم آنها را به دست آورده بود.با چاپ كتاب « پي پي جوراب بلند» نويسنده آن به يكي از چهره هاي مطرح ادبيات كودك تبديل شد. نويسنده اي كه خود درباره چگونگي خلق داستان « پي پي جوراب بلند» مي نويسد: تولد «پي پي» در يكي از روزهاي سال 1941 اتفاق افتاد. در آن روز دخترم «كارين» كه هفت ساله بود از من خواست قصه اي برايش بگويم، پرسيدم چه قصه اي؟ گفت قصه «پي پي لنگسترومپ» ( پي پي جوراب بلند) اين اسم را كارين در آن لحظه از خودش درآورد اسم غريبي بود. من هم بي آنكه از او بپرسم «پي پي» چه كسي است شروع به نوشتن كردم، به گفتن قصه اي غريب. و اين گونه شد كه « پي پي جوراب بلند» خلق شد. دختري كه مادرش را از دست داده است و او حالا مادرش را در آسمان مي بيند و مي داند كه مادر گاهي به او مي نگرد و پدرش هم كه دريا نورد بوده است با كشتي اش ناپديد شده است. و «پي پي» گمان مي كند او حالا در جزيره آدمخوارها پادشاه آنان است.«پي پي» كه زندگي در كشتي و روي آب را تجربه كرده تنها زندگي مي كند و آن قدر قوي است كه چيزي نتواند او را اندوهگين نمايد. «پي پي» دختر شجاعي است كه مي تواند نمونه اي براي يك دختر سرزنده و توانا و البته كمي هم بي ملاحظه باشد.
«پي پي» بعد از انتشار به زبانهاي فراواني ترجمه شد و در سراسر جهان براي خود دوستاني پيدا كرد و نام او و «آستريد ليندگرن» در ادبيات جاودانه شد.
سرانجام در سال 2002 در 94 سالگي درگذشت و كشور سوئد براي زنده نگه داشتن نام او از همان سال براي قدرداني از مروجان، تصويرگران، مؤلفان و قصه گويان فعال جهان در حوزه كودكان و نوجوانان در قيد حيات اين جايزه را اهدا مي كند، جايزه اي كه مبلغ آن بيش از 600هزار دلار يعني چيزي حدود بيش از 600 ميليون تومان است.
بد نيست فراموش نكنيم آنها اگر جايزه اي اهدا مي كنند عوض شدن يك مدير نمي تواند آن را از بين ببرد.

  


كوئيلو براي ساخت فيلمش فراخوان اينترنتي داد

 

پائولو كوئيلو براي ساخت اولين فيلم بلند خود با عنوان «ساحره  آزمايشگاهي»، به كاربران اينترنتي فرصت و وعده  جايزه داد.




به گزارش ايسنا، كوئيلو اين فيلم را با الهام از آخرين كتاب خود، «ساحره  پورتوبلو»، به تصوير خواهد كشيد و براي ساخت آن، از كاربران سايت ماي اسپيس (Myspace) خواسته است، ترانه ها و كليپهاي ويدئويي خلاقانه خود را ارائه دهند، تا از ميان آنها، 15 كليپ ويدئويي و 16 ترانه را براي فيلمش انتخاب كند.تمامي كاربران در كشورهاي مختلف براي ارائه  آثار خود مجازند و از روز 16 ژوئن تا 25 ژولاي (27 خرداد تا 4 مرداد) فرصت خواهند داشت تا براي كسب جايزه  سه هزار يورويي از طرف كوئيلو اقدام كنند.هريك از فيلمهاي كوتاه كاربران اينترنتي بر اساس يكي از روايتهاي كتاب «ساحره  پورتوبلو» و 15 شخصيت اصلي داستان خواهد بود.
كاربران مي توانند فيلمها را به هر زباني مي توانند ارائه كنند؛ اما چنان چه به زبانهايي غير از انگليسي، اسپانيولي، پرتغالي و فرانسوي باشند، به زيرنويس نياز خواهند داشت.
به گزارش رويترز، كوئيلو در اين باره گفت: من يكي از كاربران پروپاقرص سايت ماي اسپيس هستم كه در سه  سال گذشته، ارتباط خوبي با طرفدارانم برقرار كرده ام. وقتي تصميم به ساخت اولين فيلمم به كمك خوانندگان آثارم گرفتم، اين سايت به ذهنم خطور كرد. توانايي اين سايت در برقراري ارتباط با هنرمندان، موسيقي دانان و فيلمسازان در سراسر جهان بي مانند است.

  


در پاسخ به خبرگزاري فارس عنوان شد؛اعلام برائت «كريس  دي برگ» از گروهك منافقين

 

علي رغم انتشار برخي اخبار مبني بر اجراي كنسرت «كريس دي برگ» براي گروهك منافقين و ارتباط او با اين گروهك و همچنين واكنشهاي صورت گرفته به حضور او در ايران به همين دليل، اين خواننده معروف ايرلندي مي گويد، اساساً گروهي با نام مجاهدين را نمي شناسد و ديداري با آنها نداشته است.
كريس دي برگ خواننده ايرلندي طي يك نامه الكترونيكي در پاسخ به خبرنگار فارس در خصوص برگزاري كنسرت براي منافقين و ارتباط با اين گروهك گفت: «من و كني تامسون، مدير برنامه هايم، تا به حال با «آقايي»[!] به اسم مريم رجوي از گروهي كه شما به آنها مجاهدين مي گوييد ديدار نكرده ايم و من هرگز چيزي در خصوص اين شخص يا گروهي كه شما مي گوييد، نشنيده ام.
وي افزود: از تمام ملاقاتهايي كه براي آمدن به ايران در نظر گرفته شد و يا حتي ملاقاتهايي كه در ايران صورت گرفت آقاي رجب پور در جريان بودند و هيچ تصميمي حتي در خصوص وجه اقتصادي اجراي من در ايران بدون هماهنگي با او انجام نشد. اين خواننده ايرلندي بيان داشت: به بيان ساده كاملاً مشخص است كه قضاياي ساختگي وجود دارد كه قصد دارد برنامه خوبي را كه ما براي شهروندان جمهوري اسلامي ايران در نظر گرفته ايم، خراب كنند و اميدوارم كه اينجا پايان همين ماجرا باشد.
هرچند تأييد صحت و سقم اين اظهارات برعهده مسؤولان امنيتي و وزارت ارشاد است اما تلاش خبرگزاري فارس براي اين منظور تاكنون به نتيجه نرسيده است.
با اين حال محسن رجب پور، مسؤول برگزاري كنسرت «كريس دي برگ» و مسؤول مؤسسه «ترانه شرقي» معتقد است: منافقين آهنگ «انقلاب» كريس  دي برگ را مونتاژ كرده اند.او در گفتگو با فارس در خصوص برگزاري كنسرت از سوي «كريس  دي برگ» براي منافقين گفت: آقاي كريس دي برگ تا به حال براي هيچ گروه ايراني در سراسر دنيا كنسرت برگزار نكرده كه يكي از اين گروهها منافقين باشد.
رجب پور ادامه داد: او از كودكي آرزوي ديدن ايران را داشته و چنين آدمي هرگز براي مخالفان ايران كنسرت برگزار نمي كند. اين هنرمند در دنيا به يك خواننده ضدجنگ شناخته شده است و در واقع دنيا اين خواننده را به عنوان يك هنرمند صلح طلب و ضدجنگ مي شناسند، بر اين اساس چه كسي مي تواند فكر كند او براي گروهي كه اسمش در ليست تروريستهاي دنياست، كنسرت بگذارد.
وي درباره برگزاري كنسرت اين خواننده در ايران بيان داشت: ما تا تمام موافقتها را حتي كساني كه فكر مي كنيم با برگزاري اين كنسرت مخالف هستند، نگيريم و يا نامه نگاري نكنيم اين كنسرت را برگزار نخواهيم كرد. ايمان داريم بازخوردهاي مثبت حضور اين آدم در ايران چقدر بوده و كنسرت كريس دي برگ در ايران جلوي بسياري از حرفهاي نامربوطي كه در مورد ايران مي زنند را مي گيرد.

  


نمايشگاه آثار گرافيك «سيد عبدالكريم موسوي» در پاريس

 

نمايشگاهي از آثار گرافيك «سيد عبدالكريم موسوي» و نقاشيهاي «منصور دهستاني» با عنوان نقاشي گرافيك در شهرك بين المللي هنرمندان پاريس برگزار شد.
به گزارش فارس، در اين نمايشگاه كه تا 5 ژوئن ادامه خواهد داشت، منتخبي از طرحهاي روي جلد عبدالكريم موسوي به نمايش گذاشته شد.
سيد عبدالكريم موسوي جايزه اول بخش طراحي جلد نهمين دوسالانه گرافيك معاصر ايران را از آن خود كرد.
وي همچنين در مهر ماه سال جاري در نمايشگاه بين المللي كتاب فرانكفورت، نمايشگاهي از آثار روي جلد خود برگزار خواهد كرد.

  


گردهمايي خوشنويسان در موزه هنرهاي معاصر تهران

 

گروه هنر- نمايشگاه استادان بزرگ نستعليق با نمايش آثار بزرگان و قدماي خوشنويسي سنتي با استفاده از آرشيو مجموعه داران و نمايش آثاري از استادان معاصر و پيشكسوت خطوط نستعليق و شكسته نستعليق 10 تيرماه در موزه هنرهاي معاصر تهران افتتاح مي شود.
به گزارش ستاد خبري نمايشگاه استادان بزرگ نستعليق، در اين نمايشگاه علاوه بر تجليل از استادان زنده ياد حسين و حسن ميرخاني و نمايش آثاري از آنها، آثاري از هنرمندان زنده ياد معاصر و بزرگاني كه طي سده اخير نقش ارزنده اي در پاسداشت حريم خط و خوشنويسي و انتقال آن به بسياري از خوشنويسان معاصرداشته اند، به نمايش گذاشته خواهد شد.نمايشگاه استادان بزرگ نستعليق به همت مركز هنرهاي تجسمي حوزه هنري و با حمايت دفتر امور هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همكاري انجمن خوشنويسان ايران10 تير تا 10 مرداد در موزه هنرهاي معاصر تهران برپا خواهد بود.

  


در برنامه مثلث شيشه اي عنوان شد ؛
اردشير رستمي:كسي به جز من نمي توانست نقش «شهريار» را بازي كند!

 

بازيگر نقش جواني «شهريار» گفت: هيچ كس به جز من نمي توانست نقش «شهريار» را در اين سريال بازي كند.




اردشير رستمي كه در برنامه «مثلث» شيشه اي حضور داشت در گفتگو با محمد سلوكي كه به جاي رضا رشيدپور اجراي برنامه را بر عهده داشت گفت: من در 10 الي 15 سال اخير  12 الي  13 هزار كاريكاتور كشيده ام ولي آنها نتوانستند به اين حد كه در سريال شهريار معروف شدم، مرا معروف كنند.وي افزود: البته من خودم را حقيقتاً بازيگر نمي دانم و از اين جنس نيستم و هرچند در سريال شهريار ضعف و ايراداتي دارم، اما اين را بدون تعارف مي گويم كه شخص ديگري جز من نمي توانست اين نقش را بازي كند.
رستمي در پاسخ به سؤال مجري كه اين حرف را ناشي از نگاه مغرورانه او مي دانست، اظهار داشت: نه اين گونه نيست و نيازي هم به اين كار نيست.من نهبه  دنبال بازيگري هستم و نه بوده ام و نه بازيگري چيزي به من داده است. كار كردن با گروه و كارگردان حرفه اي خيلي چيزها را به من ياد مي دهد و مرا با صنعت و هنر سينما آشنا مي كند، ولي من نيازي به اين كار ندارم.
وي همچنين درباره موفقيتش در نقش جواني شهريار نيز گفت: به نظر من اشتراكاتي كه با شهريار داشته ام منجر به اين موفقيت شده است. من ترك هستم و فارسي بلدم. از كودكي شهريار را مي شناختم و مثل او در نوجواني از تبريز به تهران آمدم و مثل او كه در دوران معاصرش با افراد بزرگي نشست و برخاست كرده،  همين دوران را سپري كرده ام. ضمن اينكه من خيلي سخت كاريكاتوريست شدم و مي دانستم كه شهريار چقدر سختي كشيده كه به اينجا رسيده و اگر نبوغ و دانشش نبود هيچ وقت به اين مرحله نمي رسيد.
وي در پاسخ به اينكه بازي در اين سريال چقدر شهرت و محبوبيت برايش آورده، نيز گفت: پس از بازي در سريال شهريار بايد بيشتر روي خود وقت بگذارم و مراقب خودم باشم تا كسي كه مرا در تلويزيون ديده، دچار آسيب ذهني نشود. اوضاع سخت تر شده و وظيفه ام سنگين تر شده است. من مديون افرادي هستم كه شعر و ادبيات را دوست دارند.
وي درباره انتقادهاي وارد شده به سريال «شهريار» نيز گفت: مسؤولان صدا و سيما نبايد عقب بكشند. ما كار مي كنيم و مخالف بايد وجود داشته باشد و حق دارد كه حرف بزند و همه نظرات بايد شنيده شود. به نظر من آقاي ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما بايد همچنان ادامه بدهد. حتي كمال تبريزي نيز جايي ناراحت شده و گفته بود كه ديگر از اين كارها نمي سازد و واقعاً نيز ساخت آن مشكل بود و پخش آن نيز كار بسيار سختي بود چون ما با يك شخصيت ملي مواجه هستيم كه معاصر نيز هست و درباره شخصيتهاي معاصر به اندازه افراد مملكتش نظر وجود دارد و ما نمي توانيم همه آنها را لحاظ كنيم.بازيگر نقش جواني شهريار با بيان اينكه در سريال شهريار جاهايي را بهتر مي شد كار كرد و از مشاوره هاي بهتري استفاده كرد، گفت: اين سريال اولين كار بود و خوب از آب درآمد و ضعيف هم نبود. ما اگر از اين كار از 20 نمره، 12 هم بگيريم قابل قبول است و به نظر من اين كار حتي 16 يا 17 هم مي گرفت.

  


جمال ميرصادقي به يازدهمين مجموعه  داستانش رسيد

 

يازدهمين مجموعه  داستان جمال ميرصادقي منتشر مي شود.به گزارش ايسنا، اين مجموعه با نام «مرغي ناله مي زد»، داستانهايي است كه ميرصادقي در دهه  80 آنها را نوشته و همراه با مجموعه  ديگري با عنوان «نام تو آبي است» كه چندي پيش آن  را آماده كرده است، منتشر خواهد شد.
«مرغي ناله مي زد» با 16 داستان كوتاه و يك داستان بلند در  160 صفحه منتشر خواهد شد.
«نام تو آبي است» نيز با 25 داستان همراه است، كه نام آن، از يكي از شعرهاي احمد شاملو برگرفته شده است.
به گفته  ميرصادقي، داستانهايي كه در اين دو مجموعه قرار گرفته اند، هر كدام به اقتضاي رنگ و فضايي كه دارند، در كنار هم آمده اند و داستانهايي كه در هر يك از اين دو مجموعه آمده، به دليل ارتباط در يك مجموعه قرار گرفته اند.«روشنان» آخرين مجموعه داستان منتشرشده  اين نويسنده  پيشكسوت است، كه بتازگي نگارش «راهنماي داستان نويسي» را ، دربرگيرنده  مباحث نظري و آموزشي درباره  داستان، به پايان رسانده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com