تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ويژه نامه يورو 2008
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-15
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 26خرداد ماه 1387


مدرنيسم ؛ انديشه دين گريز انسان غربي

 

*عزيزا... حسيني

مدرنيسم را بايد فرزند رنسانس دانست؛ يعني پس از رنسانس، شكل گرفت و تا فاصل ميان دو جنگ جهاني اول و دوم ادامه يافت.



همزمان با تغيير چهره جامعه اروپا به وسيله انقلاب صنعتي و پيشرفتهاي حيرت انگيز علوم تجربي، رنسانس خود را در قله كاميابي نسبت به انسان دوره پيش از آن و رها يافته از تعلقات سنت مي پنداشت.
تجدد و مدرنيسم، نگاه انسان به دين را نيز دستخوش تغيير نمود. انسان پيشين غربي كه در محروميت مادي به سر مي برد، با كاميابي خويش سعادت خود را در اين دنيا يافت و ديگر به وعده هاي اديان آسماني در جهان ديگر بهاي لازم را نداد.به تعبير باربور: «تصور مي كردند علم و پيشرفت مادي، خود به خود خوشبختي و فضيلت به بار مي آورد، انسان مي توانست بهشت را براي خود بر روي زمين بسازد.»
دئيست ها (منكران نبوت) با تمسك به ويژگيهاي همين دوره است كه اصول، عقايد و شعاير ديني را به بهانه اينكه با روحيه جديد نمي خواند، مشكوك و بي اعتبار نشان دادند .
امروزه بررسي و كنكاش ارتباط ميان دو مقوله دين و مدرنيسم، به دنبال سنجش نسبت بين اين دو مورد توجه قرار مي گيرد . اين ارتباط بيش از همه از سوي دينمداراني مطرح است كه در پي پاسداشت تدين خويش اند و سعي دارند از حيث تئوريك و عملي از دنياي نوين بهره ببرند. با اين حال، دينمداري امروز با مجموعه اي از تفكرات و تكنيكهاي نوين همراه است كه آن را با موقعيت خطيري مواجه كرده است.
مدرنيسم نوعي نگرش و جهان بيني به هستي عالم و آدم است. جهان نوين حاضر، به منزله يك دين و عنواني كلي، جهان بيني خود را سامان بخشيده است. اين مقوله را بايد در قالب سه ساحت فلسفي، علمي و تكنيكي مورد مداقه قرار داد. يكي از شيوه هاي تعامل  ميان دين و مدرنيسم، نسبت پرسش و پاسخي است كه ميان اين سه نگرش وجود دارد. مثلا در خصوص نسبت فلسفه نوين با اعتقادات ديني پرسش از وجود خالق هستي است واينكه آيا برهاني براي اثبات آن وجود دارد يا خير و يا آنكه رهنمودهاي حقوقي دين خواهد توانست به نيازهاي اين دو حوزه بشر جامعه نوين پاسخ گويد.
قالبهاي ديگري همچون تعامل سيرت و صورت دين و مدرنيسم نيزاز جمله اين روابط است؛ بدين معنا كه گاه مدرنيسم سامان و صورتي به محتويات ديني مي  بخشد. رابطه تأييد به مفهوم تأييد مفاهيم ديني از سوي مفاهيم نوين، قالب ديگري در ارتباط بين دين و مدرنيسم است و سرانجام رابطه تناقض و تعارض را نيز در تقابل اين مفهوم به اين مجموعه مي توان افزود.
واقعيت اين است كه تجدد و مدرنيسم - كه محصول علوم تجربي است - هر چند نيازهاي مادي انسان را رفع مي كند، قادر بر رفع نيازها و مشكلات روحي و معنوي انسان نيست. به تعبير ديگر، دين داراي آثار و كاركرد خاصي در رفع اضطرابهاي روحي و رواني انسان است كه از عهده علم و مدرنيته خارج است. تفسيرهاي سكولار از دين حتي هنگامي كه با رويكرد مثبت حضور آن را مفيد و يا داراي كاركرد اجتماعي و يا رواني مثبت مي دانند، به لحاظ منطقي با تقليل ساحت متعالي قدسي به عالم طبيعت، به نفي و انكار حقيقت ديني منجر مي شوند.
سكولاريزم در عرصه ها و سطوح مختلف فرهنگي و اجتماعي صور گوناگون و متنوعي دارد و نبايد آن  را به يك صورت خاص مقيد و از ديگر صور آن غفلت كرد. دين، معنويت و نگاه قدسي به هستي نيز كه در قبال سكولاريزم است، سطوح مختلف و صورتهاي متفاوتي دارد. طرح صورتهاي مختلف ظرفيتهاي متنوع بروز و ظهور فرهنگي و اجتماعي معنويت و دين را نشان مي دهد. تصميم گيري با گزينش نسبت به هر يك از صور، روش و منطق ويژه خود را طلب مي كند.
همان گونه كه سكولاريزم با اصالت بخشيدن به زندگي دنيوي در چگونگي برخورد با هستي قدسي و يا دين صورتهاي مختلفي را به خود مي گيرد، دين نيز با اصل قرار دادن هستي معنوي و عالم ملكوت در مواجهه با دنيا، مي تواند صورتهاي مختلفي داشته باشد .
نگاه ديني و قدسي در بعد معرفت  شناختي، صورتهاي مختلفي دارد؛ ولي جهت مشترك در نگاه هاي معنوي و قدسي، توجه و بهره گيري از معرفت شهودي و باطني است و اين جهت ايجابي در نقطه مقابل جهت سلبي معرفت شناسي هاي سكولار قرار مي گيرد. رويكرد معنوي و قدسي به عالم، صور گوناگوني را در قبال عقلانيت، شكاكيت و مانند آن دارد. صور مشركانه و اساطيري اغلب رويكرد منفي با سطوح مختلف عقلانيت دارند. صورت اساطيري دين حتي به عقلانيت ابزاري نيز رويكردي مثبت ندارند. در فرهنگهاي اساطيري از دانشهايي چون سحر و كهانت و مانند آن براي تسلط بر طبيعت استفاده مي شود. نگاه هاي توحيدي نيز وضعيت مشابه و يكسان در قبال عقلانيت ندارند.
برخي از رويكردهاي معنوي، برخوردي زاهدانه نسبت به دنيا دارند و وصول به سعادت معنوي را جز با برخورد منفي نسبت به دنيا ممكن نمي دانند. اين رويكرد در تعاليم حركتهاي معنوي گنوسي پيشينه دارد و در بخشهايي از فرهنگ مسيحيت نيز حضور داشته است.
انديشه مدرنيسم هرگونه رويكرد، اسطوره محور يا ماوراءالطبيعه گرا را رد مي كند و منكر تأثير هرگونه امر ماوراءطبيعي بر امور زندگي است.از سويي، انديشه رابطه انسان، جهان و خدا را نيز دستخوش دگرگوني مي سازد. چنانچه تفكر مدرنيسم با فرع پنداشتن خداوند، انسان را بر طبيعت، چيره مي داند. علاوه بر اين، ذهن يا حيثيت دروني وي را نيز در استقلال و آزادگي كامل وي تعيين كننده مي داند. چنانكه كانت روشنگري را «برداشتن قيموميت از انسان، تكيه مطلق بر داوريهاي خود انسان و به رسميت شناختن وجود او» مي داند .
در انديشه مدرنيسم، انسان هنگامي رستگار است كه از رفاهي هرچه بيشتر در اين جهان برخوردار باشد. اين رويكرد لذتگرايانه كه بر تمامي وجوه مدرنيسم مسلط است، ريشه در رويكرد ليبراليستي آن دارد؛ زيرا ليبراليسم در عرصه سعادت بشري كاملا فردگرا و لذتجو و در پي فراهم آوردن رفاه فردي است. همچنانكه «جان لاك» از جمله پيشوايان ليبراليسم، سعادت راحداكثر لذتي مي داند كه به دست آوردن آن از انسان ساخته باشد.
به زعم «تيلر»، فيلسوف برجسته معاصر فردگرايي افراطي، چيرگي عقلانيت استبداد آرام، از جمله پيآمدهاي منفي و نقطه ضعف اصلي مدرنيته اند.فردگرايي افراطي، به احساس بي معنا بودن زندگي و كم رنگ شدن افقها و ارزشهاي اخلاقي مي انجامد. اين آزادي نوين بر پايه رد سلسله مراتبي است كه در گذشته، تعيين كننده نقش افراد در زندگي بود. از سويي، وقتي ساختار و برنامه ريزي نظام اجتماعي و شيوه هاي كاري آن بر اساس نظام جهاني يا هدف الهي نباشد، كيفيت فداي كارآيي و سود بيشتر خواهد شد و اين وضعيت به معناي نابودي هدفهاي عالي بشري است. البته، همين وضعيت، گرايشي است كه براي بازار، دولت، بوروكراسي نوين و شيوه نوين توليد، امري ذاتي به شمار مي رود؛ همان چيزي كه ماكس وبر از آن به «قفس آهنين» تعبير مي كند.
هنگامي كه شهروندان مصرف كننده به قدري در زندگي خود غرق باشند كه به دخالت در امور سياسي و مزاحمت آفريني براي دولت فكر نكنند، آن زمان دوره استبداد آرام نيز آغاز مي شود.
اين واژه هرچند در قرون وسطي به كار رفته است، ولي در عصر روشنگري است كه معنايي ايدئولوژيكي پيدا كرده است، و آن كاهش دهنده نقش دين در عصر روشنگري است، در حالي كه در قرون وسطي، اخلاق، تابعي از امرالهي و جزيي از دين بود، اما از دكارت به بعد خود بنيادي عقل بشري يافت مي شود و اخلاق تابع «مي انديشم، پس هستم» مي شود، نه تابع خدا. اخلاق مدرن مبتني بر اراده خدا نيست، بلكه بر آگاهي من فردي مبتني است كه اين به معني شخصي بودن دين و نبود ارزشهاي عيني و متافيزيكي است.
مهمترين ويژگي دوره مدرن، جدايي دين از سياست است.در مدرنيسم از ارزشهاي سكولار به دليل اهميت كاركرد آن، بحث مي شود.در چنين فضايي، بشرجديد سرنوشت خود را از دست داده است وبدون سرنوشت است و در نتيجه خليفة ا... نيست. بنابراين، پروژه مدرنيسم كه از عصر روشنگري شروع شده، اخلاق و سرنوشت بشر را از بين برده و او بدون اخلاق و سرنوشت است. او بنده تكنولوژي است، در صورتي كه بايد حاكم تكنولوژي باشد.
نتايج اخلاق مدرن در عصر حاضر، تضعيف خانواده، وحشتناك ترشدن جنگها، از بين رفتن قانون در ميان مردم بر اساس آبروداري و صوري و بي محتوي شدن اخلاق است، اما امروزه عده اي براي احياي اخلاق تلاش مي كنند.
گذشت زمان نشان داد گريز از دين نه تنها پيامد مثبتي براي آنان نداشت، بلكه پيامدهاي منفي نيز بر جاي گذاشته است. در حقيقت، روي آوردن به علم پيامد دين گريزي نبود بلكه، پيامدهاي دين گريزي چندين قرن پس از عصر نوزايي به صورت ويرانگري نظام ارزشهاي اخلاقي، از هم پاشيدگي نظام خانوادگي و پايمال شدن اصول و مباني ارزشي رخ نمود.
بسياري از دانشمندان مشهور غرب به دين پايبند بودند و به هماهنگي و پيوند علم و دين مي انديشيدند. انيشتاين، دانشمند معروف لهستاني تبار مي گفت: «علم بدون مذهب، لنگ است و مذهب بدون علم، كور.» اين سخن انديشه هماهنگي علم و دين را نشان مي دهد. همچنين نيوتن كه يكي از پرآوازه ترين دانشمندان غرب است، فردي دينگرا و مذهبي بود. وي در خداشناسي حتي بيش از دانش خود جدي بود و باور داشت كه نظام مكانيكي فلكي اش، دليلي بر وجود خدا فراهم مي آورد. وي مي گفت: «ممكن نيست حركت سياره ها تنها از علتي طبيعي ريشه بگيرد، بلكه اين حركتها از عاملي هوشمند اثر مي پذيرند. «جان لاك» نيز كه پايه گذار تجربه گرايي است، فردي مسيحي و باورمند به وحي الهي بود. «رابرت بويل» شيمي دان برجسته انگليسي، مي گفت: «علم، رسالتي ديني است براي گشودن اسرار آفرينش بديعي كه خداوند در جهان پديد آورده است.» در كتاب «اثبات وجود خدا» نيز مقاله هايي در اثبات وجود خداوند به قلم چهل دانشمند و كارشناس رشته هاي گوناگون علمي مانند: رياضي، فلسفه، پزشكي، فيزيك و... آمده است كه به تعارض نداشتن علم با دين و بي ارتباط بودن پيشرفت علمي با دين گريزي گواهي، مي دهد.
بنابراين، ريشه هاي دين گريزي در غرب را بايد در عوامل ديگري جستجو كرد. يكي از اين عوامل، برخورد دوگانه حكمرانان بي اعتنا به دين و حكمرانان فاسد اروپا بود كه از يك سو نمي  توانستند به مخالفت آشكار با دين برخيزند و از سوي ديگر، كامجوييهاي مادي را عزيزتر از آن مي دانستند كه از آن دست بشويند. از اين رو، در ظاهر به دين و ديانت تظاهر مي كردند، براي نمونه، حكومت فرانسه در دوران لويي پانزدهم و شانزدهم (قرن 18)، سلطنتي بود و اشراف (يا طبقه آريستوكرات) حكومت را در دست داشتند. در اين حكومت، شاه براساس سنت ديرينه، نماينده خداوند معرفي مي شد. از اين رو، مردم، سلطنت را در دست پادشاه، وديعه اي الهي مي دانستند و نسبت به كردار وي، حق اعتراض نداشتند. لويي شانزدهم در اكتبر 1887، در پارلمان پاريس اظهار داشت: «شاه در كردار خود جز خداي تعالي به هيچ كس پاسخگو نيست» از سويي ديگر، متوليان كليسا نيز به نام دين، باورهاي خرافي را گسترش مي دادند و هرگونه مخالفت با آن را بدعت و سزاوار عذاب مي دانستند. از همين رو، بسياري از دانشمندان را تنها به دليل بيان انديشه علمي شان كه با آموزه هاي كليسا مخالف بود، شكنجه دادند يا اعدام كردند. براي نمونه، زبان «وافن»، دانشمند ايتاليايي را بريدند و وي را سوزاندند. همچنين اتيندوله فرانسوي و جوردانو برونو ايتاليايي را زنده زنده در آتش انداختند.

  


مهاجرت نخبگان ساماندهي مي شود

 

مدير كل بورس و امور دانشجويان خارج وزارت علوم از ساماندهي مهاجرت نخبگان خبر داد.
دكتر علي اكبر متكان در گفتگو با مهر گفت: ساماندهي مهاجرت نخبگان و اتخاذ تدابير لازم براي استفاده از توانايي هاي آنها حتي به صورت غيرحضوري و ارايه امكانات لازم از جمله بورس كردن آنها در جهت استفاده از سرمايه هاي ملي در هر جاي دنيا نيز در دستور كار اين وزارتخانه قرار دارد.
وي افزود: فرصتهاي علمي مناسب در خارج از كشور شناسايي شده و براي ايجاد ارتباط و در نهايت فعال كردن آنها توسط رايزنان برنامه ريزي مي شود.
متكان، شناسايي ظرفيتها و توانايي هاي كشورهاي خارج و معرفي آنها به مراكز داخل در راستاي كمك به برقراري و حمايت از تفاهمنامه ها و قراردادهاي مشترك بين المللي با هدف تربيت نيروي انساني، انتقال علوم و فناوري به داخل و مشاركت بين المللي و استفاده از تجربيات ساير كشورها را از ديگر برنامه هاي اداره كل بورس عنوان كرد.
مدير كل بورس وزارت علوم گفت: در آخرين جلسه اي كه با رايزنان علمي خارج از كشور داشتيم مقرر شد، روابط علمي و دوره هاي مشترك با كشورهاي ديگر بخصوص در حوزه آمريكاي لاتين با توجه به علاقه و تمايل آن كشورها گسترش يابد.

  


مراسم معارفه مدير جديد حوزه علميه قم فردا برگزار مي شود

 

معارفه آيةا... مقتدايي، مدير جديد حوزه علميه قم و توديع حجةالاسلام حسيني بوشهري روز دوشنبه 27خرداد ماه برگزار مي شود.
مسؤول دبيرخانه شوراي عالي حوزه علميه قم در گفتگو با مهر با اعلام اين خبر گفت: مراسم توديع و معارفه مديران قبلي و فعلي حوزه علميه قم از ساعت 10 تا 12 فردا در تالار حوزه علميه دارالشفا برگزار مي شود.
حجةالاسلام اميني افزود: در اين جلسه كه با حضور اعضاي جديد شوراي عالي حوزه، معاونان مركز مديريت حوزه علميه قم، مديران، استادان و طلاب حوزه علميه برگزار مي شود، آيةا... مقتدايي به عنوان مدير جديد مركز مديريت حوزه علميه قم معرفي شده و از فعاليت و خدمات 10 ساله حجةالاسلام حسيني بوشهري تقدير خواهد شد.
حجةالاسلام حسيني بوشهري هفته گذشته با حضور در جمع كاركنان مركز مديريت حوزه علميه قم از آنان خداحافظي كرد.

  


كرنش بي قيد و شرط؛ سلاحي كارآمد براي غول رسانه اي

 

جورج مونيبورت / گاردين ترجمه: سحر عرفانيان





اگر مي خواهيد تنها بخشي ازقدرت روبرت مرداك را در ذهن تصور كنيد، كافي است نگاه انتقادي «براوس داور » را در كتاب »«ماجراهاي روبرت در چين » مرور كنيد . كتاب «داور»، معاون مرداك در چين كه در فوريه منتشر شد؛ بررسي تامل بر انگيزي از قدرت مردي است كه نمي تواند به خود بقبولاند هر كس اراده كند مي تواند در مقابل قدرت مالي وي عرض اندام كند. (1)
«داور» در اين كتاب توضيح مي دهد كه نفوذ مرداك در چين با دو استراتژي توام با خطا همراه بوده است؛ نخست صرف هزينه خيره كننده 525 ميليون دلاري براي سرمايه گذاري كلان درشبكه تلويزيوني Star TV؛ شبكه ضعيف ماهواره اي مستقردر هنگ كنگ و دوم نطقي كه وي در سپتامبر 1993 و پس ازخريد چند مؤسسه بازرگاني ايراد كرد؛ نطقي كه به زعم وي نه آن را از روي دقت نوشته بود و نه هوشيارانه آن را قرائت نمود.
مرداك در اين نطق ابراز داشت: «ارتباطات نوين از راه دور، تهديد آشكاري را براي رژيمهاي ديكتاتوري در هر نقطه جهان ايجاد كرده است. پخش برنامه هاي ماهواره اي، امكان ارايه اخبار فقر و گرسنگي را در بسياري از جوامع بسته با پس زدن شبكه هاي كنترل شده دولتي ميسر ساخته است.»
شايد با شنيدن همين سخنان بود كه رهبران چين از كوره در رفتند. لي پينگ؛ نخست وزير،عجولانه دستور توقيف ديش هاي ماهواره اي در اين كشور را صادر كرد و از آن پس بود كه مرداك قدرت گذشته اش را از دست داد و مجبور شد ده سال پس از آن را دست به عصا حركت كند. چرا كه درفرآيند معاملات تجاري، اين سرمايه داران بزرگ بودند كه حاميان قدرتمند دولت كمونيستي چين به شمار مي رفتند . در طي 6 ماه توقيف لي پينگ، مرداك سطح بي بي سي را از راديو تلويزيونstar چين كاهش داد، علاوه بر اين وب سايتي را براي تبليغات سياسي رژيم چين در روزنامهDaily People"sتدارك ديد . علاوه بر اين «هارپر كولين»؛ مؤسسه انتشاراتي مرداك بخشي از دارايي اش را صرف انتشار بيوگرافي كسل كننده اي از دنگ شيائو پينگ- عالي ترين مقام چين- كرد كه توسط دختر دنگ به رشته تحرير در آمده بود.
در 1997 مرداك با اينكه قبلاً زيانهاي خرابكاري قبلي اش را طي 4 سال قبل از آن آزموده بود، نطق ديگري را ايراد كرد. وي در اين نطق گفت: «چين بازاري متفاوت، با جامعه و ارزشهاي اخلاقي است كه شركتهاي غربي بايد با آن كنار بيايند.» داور مي گويد پس از اين سخنراني عده اي متملق به وي گفته اند كه هر مقام رسمي چين يك كپي از اين نطق را دريافت كرده است.
اين سخنراني با همه حرف و حديثهاي آن برگزار شد، اما ديشهاي ماهواره اي همچنان در توقيف ماندند. بنابر اين، او اين بار حتي بيش از گذشته دست به عصا راه مي رفت. اين در حالي است كه در همان حال پسرش جيمز ادعا مي كرد رسانه هاي غربي با تاكيد بيش از اندازه برموضوعاتي جنجال برانگيزهمچون حقوق بشر، تصويري منفي و كاذب از چين را در اذهان نقاشي كرده اند. (2)
بدنامي بيشتر براي مرداك زماني شكل گرفت كه وي به شركت انتشاراتي اش؛ «هارپر كولين » دستور عدم انتشار كتاب «كريستوفرپتن »، فرماندار سابق هنگ كنگ را كه در آن مسؤولان چيني را به باد انتقاد گرفته بود، صادر كرد.
«داور» در اين كتاب فاش مي كند مرداك مجبور شده بود خودش مستقيماً وارد گود شود و مداخله كند (او به ناشرانش دستور داد كتاب را خمير و نابود كنند) چون قاعده معمولش كنترل و سانسور بود. مرداك بندرت مبادرت به صدور دستورالعمل يا بخشنامه به معاونان بالاي اجرايي يا ويراستاران مي كرد. در عوض، انتظار نوعي تسليم بي چون و چرا را از سوي آنها داشت. در چنين شرايطي، افراد نيز ديگر نيازي به آموختن آنچه بايد انجام مي دادند نداشتند و هر فرد به تنهايي مي دانست در اين چرخه چه وظيفه اي بر دوش او سنگيني مي كند.
«داور» همچنين اثبات مي كند كه رهبران چين هيچ گاه چيزي از كتاب كريس پتن نپرسيدند؛ آنها حتي نمي دانستند كه ديگر آن كتاب وجود خارجي ندارد و مرداك آن را نابود كرده است.
اما در عين حال، واقعيت آن است كه استراتژي مرداك در چين شكست خورد و او از اين نكته متعجب بود كه نمي توانست اين استراتژي را تكرار كند. او «براي نخستين بار در طي دوره اخير زندگي اش با سازماني قدرتمندتر و مصمم تر از خودش مواجه شده و اينك مجبور بود با از دست دادن حداقل يك بيليون دلار، از اين كشورعقب نشيني كند.
ناشر انگليسي داور به من گفت: گمان مي كنم روايت واقعه مرداك، فرجام طبيعي اين سريال بود. ما با نويسنده زبده اي سروكار داشتيم كه آماده رسيدن به اين نقطه بود. ما قرارداد خود با او را فسخ كرديم، چون نمي توانستيم به تقاضاي بيش از اندازه بازار پاسخ دهيم. اين كتاب در اكونوميست و فايننشال تايمز بازبيني شد، اما نه اين و نه آن ونه هيچ روزنامه انگليسي ديگر تحت تأثير گوينده آن قرار نگرفتند.
همان گونه كه من بعيد مي دانم كتاب تنها توسط يكي از مؤسسات نشر وابسته به مرداك مورد بازبيني قرار گرفته باشد.(3)
عنوان ويراستار ديگر كمپاني خبري مرداك، نشريه «نگاهي به اقتصاد خاور دور» بود كه ماموريت داشت كتاب «داور » را مورد بازبيني قرار دهد و قرار بود بخشهاي تحريك كننده و نيشدار آن را بردارد. (4)
اما مقالات ديگر چه بود ؟ چرا آنها بايد رضايت خاطر مرداك را فراهم مي كردند؟ براوس داور به من مي گويد كافي است واكنش رسانه هاي انگليسي را به اين كتاب بينيد، آن وقت شما و هر كس ديگري مي تواند بفهمد چرا احترام عده اي از چيني ها به مرداك تا اين حد عجيب است . يك امپراتور كه ترس را در درون پيروان خودش القا مي كند، نيازي به بالا بردن دستهايش و استفاده از اهرم زور در برابر آنها ندارد(5)، او مي تواند به سلطه اين چنيني خود ادامه دهد. علاوه بر اين، من گمان مي كنم طرفداري متعصبانه اي در قبال بازبيني بخشهايي از اين كتاب نيز وجود داشته است. وقتي من در كشورهاي دوردست كار مي كردم، كتابهايم درباره رنج مردمان گمنامي بود از روي فراغت مورد بررسي قرار مي گرفتند؛ اما وقتي به وطن خويش بازگشتم و كتاب «اسير دولت» را نوشتم، شركت انگليسي Takeove آن را نپذيرفت.
بدين سان، براي ناشري كه چنين ترسي را القا مي كند، گاهي هم داستان داور را مي توان گامي به عقب و به سوي پرتگاه دانست؛ او مي بيند كه شركت انتشاراتي مرداك هيچ گاه متعهد پوشش مطلوب دولت چين نمي شد و تنها ادعا مي كرد «بي طرف»، منصف و متعادل است. داور اين ضوابط را ارزشمند قلمداد مي كند. با وجود اين، دليل استفاده آنها از چنين شيوه اي را جلب رفتار موافق مي داند.
اظهارات Wang Yukui سخنگوي مرداك تأمل برانگيز است، آنجا كه مي گويد: «ما نمي توانيم در چين برنامه هايي را كه تهاجمي هستند، پياده كنيم. اگر شما اين را خود سانسوري مي دانيد، پس ما همواره به خودسانسوري متوسل مي شويم»(6)
او درتبيين اين موضوع كه «مرداك خيلي به ندرت بخشنامه و يا دستورالعمل صادر مي كرد» دچار اشتباه شده بود و من يقين دارم كه انتظار تسليم بي چون و چرا و بدون قيد و شرط، سلاحي قدرتمند تر براي مرداك است . ترديد دارم كه او نيازي به گفتگو با 247 سردبيرش براي حمايت از حمله به عراق داشته باشد، اما آنها اين كار را برايش انجام دادند.(7)
قدرت براي چنين فردي نه با زور، بلكه توسط وحشت تثبيت شده است . چنانچه هر فرد براي تفسير خواسته هاي رئيس خود و برآوردن آن، حتي قبل از آنكه او بخواهد دست به كار مي شود.

منابع :
1- Bruce Dover، 2008 ماجراهاي روبرت در چين: چگونه مرداك يك شانس را از دست داد و يك زن گرفت انتشارات ماينستريم
2- ايميلي از بيل كمپل دوم آوريل 2008
3- روز مارك، دوم آوريل 2008 روزنامه استراليايي Literary
4- دونالد گرينلس، سوم مارس 2008، نگاهي به كتابي كه مرداك نابود كرد. نيويورك تايمز
5- ايميلي از براوس داور، هفدهم آوريل 2008-
6- خبرگزاري فرانس پرس، بيستم دسامبر 2001، نگاه گروه خبري مرداك براي تسلط بيشتر به چين پس از راه اندازي تلويزيون
7- اندرو نيل، 23 ژانويه
Far Eastern Economic Review:
مجله خبري و انگليسي زبان«نگاهي به اقتصاد خاور دور » ابتدا پنجشنبه هرهفته در هنگ كنگ منتشر مي شد كه به دليل مشكلات مالي متوقف و در دسامبر 2004 به يك ماهنامه تبديل شد. همزمان تغييررويه داد به گونه اي كه تمامي مقالات آن را نويسندگان غير كارمند كه در يك رشته معين كارشناس بودند مي نويسند. اين نشريه هم اكنون جمعه هر ماه ( به استثناي فوريه و آگوست) انتشار مي يابد. اين مجله هم اكنون توسط شركت خبري روبرت مرداك اداره و منتشر مي شود . مرداك در سال 2007 امتياز آن را از مؤسسه انتشاراتي و تجاري داوجونز خريداري كرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com