|
* ميلاد كياني
با توجه به فصل تابستان و تعطيلي مدارس و بيكاري قشر عظيمي از دانش آموزان (و ديگر بيكاراني كه طي فصول ديگر هم، كاري

براي انجام دادن نداشته اند) كه طبيعتاً براي گذران اوقات فراغت خود، نياز به جا و مكان فرهنگي خاصي دارند، بدين وسيله دستور طبخ يك نوع غذاي فصل ( كه البته طبخ آن در بقيه فصول سال هم امكان پذير است ) را تقديم مي كنيم . اميدواريم اين غذا ، به مذاق و مزاج شما خوش آيد.
* مواد لازم
كارگردان نچندان وارد : 1 عدد
فيلمنامه آبگوشتي : 1 عدد ( نسخه هاي كپي برداري شده از فيلمهاي هندي هم قابل قبول است)
بازيگر مرد ( ترجيحاً امين حيايي ) : 1 عدد
بازيگر زن خوش بر و رو ( اگر وجاهتي باقي مانده باشد ، در سنين بالا هم مورد قبول است ) : 5 عدد
فيلمبردار: 1 عدد
گريمور (حتما) : 1 عدد
تدوينگر ( به علت اهميت اين بخش ، حتما از نسخه حرفه اي آن استفاده كنيد ): 1 عدد
آهنگساز (آشنا با مقوله فيلم فارسي و با قدرت انطباق تم هاي ملودي هاي فيلم فارسي با ملودي هاي موسيقي پاپ امروز): 1 عدد
وانيل و بكينگ پودر براي گريم بازيگران زن : به مقدار كافي
تهيه كننده حرفه اي فيلمفارسي : 2 عدد
ماشين هاي مدل بالا: به مقدار فك افكن
* دستور طبخ
ابتدا تهيه كنندگان را بر سر يك ميز نشانده و به آنها مي گوييد كه بايد فيلمي را تهيه كنند كه «بفروشد». احتمالاً آنها به شما پوزخند خواهند زد كه اين كار را از شما بهتر بلدند و نيازي به توصيه شما نيست. پس منتظر مي مانيد تا آنها با يكديگر مشورت كرده و فيلمنامه اي كه دست فيلمنامه هاي در پيت هندي را از پشت بسته، براي ساخت انتخاب كنند. پس از آن، موقع اضافه كردن بازيگر مرد به فيلمنامه است. همان گونه كه گفتيم، يكي از عوامل خوشمزگي غذا، وجود نمك آن به مقدار كافي است و طبيعتاً پيشنهاد اوليه ما، استفاده از بازيگري مثل امين حيايي است كه علاوه بر داشتن نمك به مقدار كافي، قدرت جذب مخاطب فراواني هم دارد. پس امين حيايي را، همراه با مقدار معتنابهي ادا و اطوار به فيلمنامه در حال پخت اضافه مي كنيد. سپس نوبت به اضافه كردن مواد خوش طعم كننده غذا به آن مي رسد.
براي اين كار مي توانيد از بازيگران زني استفاده كنيد كه مي دانيد مخاطب نسبت به آنها حس خوبي دارد. مهم نيست كه سن و سالي از آنها گذشته باشد و ديگر نشود به آنها «جوان» گفت. همين كه بتوانند جلوي دوربين ادا و اطوار در بياورند و مخاطب را دلخوش كنند، كافي است.
براي وجيه تر نمودن آنان، مي توانيد از مقدار زيادي رنگ و لعاب استفاده كنيد. ضمناً، «گريم» را هم كه براي دل درد اختراع نكرده اند! هر جا متوجه شديد وجاهت بازيگرانتان دچار افت كيفي شده، مي توانيد با ماليدن كمي رنگ قرمز، صورتهاي آنان را شبيه بازيگران تئاترهاي «كابوكي» ژاپني كنيد كه گريمشان از پرده بيرون بزند. ضمناً، در صورت عدم دسترسي به گريمور حرفه اي سينما، مي توانيد از همين آرايشگرهاي محترمه اي استفاده كنيد كه دم دست همه هستند و اصلاً هم مهم نيست كه بدانند تفاوت گريم سينما و فرضاً آرايش عروس چقدر است. شما در مراحل ديگر طبخ غذا، به چند بازيگر حاشيه اي كه بتوانند با خل بازي هاي خود، مخاطب را در سالن سينما بخندانند هم نياز خواهيد داشت كه در موقع لزوم، دستور اضافه كردن آن به غذاي در حال پخت، ذكر خواهد شد.
اصولاً چون براي طبخ اين نوع غذا، حضور تهيه كننده آگاه به مقوله فيلم فارسي كفايت مي كند، اضافه كردن كارگردان به اين غذا، معمولاً در مرحله آخر كار قرار مي گيرد. حتي اگر امكان آن بود كه بشود فيلمي بدون كارگردان ساخت، حتماً تهيه كنندگان محترم، از اين روش استفاده مي كردند تا در هزينه توليد فيلم، صرفه جويي شود.
* مراحل پخت
فيلم را با زنها شروع كنيد و آنها را در حالي نشان بدهيد كه بشدت در حال كار و فعاليت اجتماعي اند، طوري كه مثلا اگر آنها كار نكنند، چرخ دنيا از حركت مي ايستد. با اين كار، شما نشان خواهيد داد كه زنها، چقدر موجودات كاري و پرتلاشي هستند و اضافه وزن بيشتر آنها، مربوط به فعاليت بيش از حد آنان است، نه چيز ديگر. زنهاي فيلم شما مي توانند در محلي كار كنند كه داراي پرستيژ هم باشد.
مثلاً مي توانند كارمند دفاتر آژانسهاي توريستي باشند، با لباس فرم قشنگ و جذاب. اگر طي روز هم، توي كافي شاپ يا جايي ديگر هم، آنها را با هم نشان داديد كه دور هم نشسته اند و گل مي گويند و گل مي شنوند و براي يك سفر، برنامه ريزي مي كنند، اين را به هواي «سر به هوايي» آنها نگذاريد، بالاخره وقتي آن همه كار و فعاليت اجتماعي دارند، بايد فرصتي هم براي تفريح به آنها داده شود. مي توانيد گروه آنها را براي تفريح به جزيره كيش بفرستيد (از فرستادن آنها براي استراحت به كشورهاي ديگر، بخصوص كشورهاي حاشيه خليج فارس خودداري كنيد كه بدآموزي دارد و احتمالاً در موقع سرو كردن غذا، با ممانعت وزارت ارشاد مواجه خواهيد شد). حالا موقع اضافه كردن مرد ماجرا به غذاست. هر چقدر مي توانيد او را سر به هوا و علاف نشان بدهيد. حتي مي توانيد او را تا حد يك مرد فلك زده كه هميشه چشمش به دست زن پولدارش است، نشان بدهيد كه با كلاشي، بخش اعظمي از ثروت زنش را هم به نام خود كرده.
حالا و همين جوري و بدون دليل خاصي، مي توانيد يك زن ديگر را به زندگي مرد بيچاره اضافه كنيد تا ماجراي فيلمتان خوب قوام بيابد. تكنيك اضافه كردن يك شخصيت زن به زندگي يك زن و مرد ديگر، از تكنيكهاي مرسوم فيلم فارسي است كه نبايد در جريان پخت، نقش تهيه كنندگان محترم فيلم را ناديده گرفت. حالا فيلمتان را روي گاز بگذاريد و صبر كنيد با حرارت زياد بجوشد تا روابط بين زنهاي ماجرا و مرد بيچاره به مرحله پخت برسد.
زن را در موقعيتي قرار بدهيد كه وقتي ناغافل به خانه برمي گردد، زن ديگري را در خانه مي بيند و متوجه مي شود كه مرد بد داستان، در غياب او رفته و زن گرفته. حالا موقعي است كه بايد زنهاي پر كار و فعال داستان، دور هم جمع بشوند و با همفكري هم (دقت كنيد: «همفكري»!)، دمار از روزگار مرد داستان در بياورند و با دوز و كلك، همه دار و ندار مرد بدبخت را بگيرند و بروند. (احتمالاً با پولهاي مرد بيچاره، سفر خوبي هم در پيش خواهند داشت). طي مراحل پخت، مي توانيد از ادويه هاي مختلفي مثل اتومبيلهاي گرانقيمت كه مي تواند مخاطب را در هنگام سرو غذا در سالن سينما، انگشت به دهان نگه دارد هم استفاده كنيد . بالاخره ما كه از ملت هند كم نيستيم . حداقل مي توانيم بخشي از آرزوهاي دست نيافتني مان را روي پرده سينما ببينيم! براي تنوع بيشتر غذا، مي توانيد از بازيگران مردي هم استفاده كنيد كه با شيلنگ تخته انداختن و شعرهاي روحوضي خواندن و گيتار زدن با شن كش باغچه، لبخندي را هم به لبان تماشاگر بياورند و بيشتر بر اين تاكيد كنند كه : چون زنها فرشته اند (لابد كه نه، حتماً) مردها ابليس اند.
حالا غذاي شما آماده است. مي توانيد آن را با استفاده از رانت و لابي هاي آن چناني در انجمن تهيه كنندگان، زودتر از موقع و خارج از نوبت، تزيين كرده و بر پرده سينماها سرو كنيد. مطمئن باشيد با توجه به سليقه نازلي كه طي اين سالها در مخاطب محترم شكل گرفته، غذاي دستپخت شما، به مزاج مخاطب خوش آمده و فيلمتان با فروش ميلياردي مواجه خواهد شد.خوب عزيزان! تا اكران بعدي يك فيلم فارسي/ هندي ديگر، همه شما را به خدا مي سپاريم. |