|
گروه حوادث- مصدق: دومين جلسه محاكمه كيفري متهمان قتل خير مدرسه ساز تهراني با انكار طراح جنايت و اعتراف متهمان رديف سوم و چهارم پرونده به پايان رسيد.

به گزارش خبرنگار ما، پنجم دي ماه سال 85 و پس از 14 روز از كشف جسد «غلامرضا مرادي آذر» (80 ساله)، خير مدرسه ساز در شركتش واقع در خيابان ايرانشهر تيم جنايي به سرپرستي محمد حسين احمدي شاملو، منشي او به نام «ليلا» را كه براي وصول صد ميليون تومان اوراق مشاركت به بانك ملت شعبه كندوان مراجعه كرده بود، بازداشت كرد.
در اولين جلسه رسيدگي به جنايت خيابان «ايرانشهر» كه صبح سه شنبه گذشته، بيست و يكم خردادماه 87 به رياست «عزيز محمدي» رئيس شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران و در سالن اجتماعات اين دادگاه برگزار شده بود «مجيد» متهم اصلي پرونده با رد اتهام خود كه مباشرت در قتل بود «ليلا» خاله ناتني خود را به عنوان طراح و قاتل خير مدرسه ساز معرفي كرد.
در اين جلسه ابتدا «ليلا» متهم رديف دوم پرونده در برابر 5 قاضي دادگاه كيفري ايستاد و در دفاع از خود گفت: اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم. من هيچ دخالتي در مرگ مرحوم غلامرضا مرادي آذر، نداشتم. تنها جرمم كتمان حقيقت است.
«ليلا» در پاسخ به سؤال قاضي كه از وي در خصوص اوراق مشاركت كشف شده مرحوم در خانه اش پرسيده بود، گفت: اوراق مشاركتي كه پليس هنگام وصول آن در بانك و هنگام بازرسي خانه ام به دست آورد بابت طلبي بوده كه من از مرحوم داشتم.وي در همين ارتباط افزود: البته براي اين اوراق مشاركت مدارك هم دارم.
در اينجا عزيز محمدي خطاب به متهم گفت: اما مداركي كه در ارتباط با اوراق مشاركت ارائه دادي طبق نظر كارشناسان مربوط جعلي است.
سپس متهم گفت: مرحوم اين اوراق را به خاطر 140 ميليون تومان و بهره اي كه به آن تعلق گرفته بود به من داد.
وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه در تحقيقات مقدماتي ادعا كردي براي آنكه طلب خود را از مرحوم بگيري نقشه قتل وي را طراحي كردي؟ گفت: هرگز چنين كاري نكردم.
در ادامه «حسين» متهم رديف سوم پرونده به دفاع از خود پرداخت و با قبول اتهام معاونت در قتل گفت: يك ماه قبل از حادثه «مجيد» نقشه قتل مرحوم را با من مطرح كرده بود. با اين حال براي اطمينان با هم به خانه «ليلا» رفتيم و او نيز گفت: براي آنكه طلبش را بگيرد چاره اي جز قتل مرادي آذر نيست، چون با نفوذي كه او دارد امكان دريافت طلب از راه قانوني وجود ندارد. متهم ادامه داد: به همين خاطر عصر روز حادثه من و «مجيد» با موتورسيكلت به آنجا رفتيم و پس از كشاندن مرحوم به محل كشف جسد من با اشاره «ليلا» دهان مرادي آذر را گرفتم و «ناصر» پاها و «مجيد» دستانش را گرفتند، سپس «مجيد» دستمال را از دستم گرفت و در دهان مقتول فرو كرد و بر آن چسب زد.
وي با اشاره به اينكه «ناصر» فقط پاهاي مقتول را گرفته بود، تصريح كرد: وقتي من و متهم رديف چهارم پرونده به آشپزخانه مي رفتيم، «ليلا» را ديدم در حالي كه مي گفت مرادي آذر 7 تا جان دارد و فردا به سر كار مي آيد، پلاستيكي مشكي رنگ را به دست «مجيد» مي داد.وي در همين ارتباط افزود: البته با توجه به اينكه «ليلا» 15 تا 20 ثانيه بعد پيش ما آمد به احتمال فراوان «مجيد» سر مرحوم را داخل پلاستيك كرد و به آن چسب زد.
وي در ادامه با تأكيد بر اينكه مرحوم تا قبل از اينكه سرش را داخل پلاستيك كنم جان داشت، گفت: بخاري كه به صورت قطره در داخل پلاستيك وجود داشت به خوبي نشان مي داد او زنده بوده است. وي در پايان از مرگ مرحوم اظهار تأسف كرد.
سپس «ناصر» متهم رديف چهارم پرونده به دفاع از خود پرداخت و با قبول اتهام وارده گفت: من فقط پاهاي مرحوم را گرفته بودم. وي نيز با تشريح ماجرا گفت: من نيز مي دانستم كه «ليلا» از مرحوم طلب دارد.
وي با گفتن اينكه نديدم «ليلا» براي مرگ مرحوم به «مجيد» و «حسين» اشاره كند، افزود: متهم رديف دوم چيزي براي قتل مرادي آذر به من نگفته بود. فقط وقتي ديدم «حسين» مي گويد پاهايش را بگير، من اين كار را كردم.
گفتني است، با اخذ آخرين دفاع از متهمان پرونده هيأت قضايي تا يك هفته ديگر رأي نهايي خود را به آنان ابلاغ خواهند كرد. |