|
پيام يونسي پور
از زماني كه چيني ها تصميم گرفتند با حركتي انقلابي در اقتصاد جهاني براي مستعمره كردن تمامي كره زمين در دو دهه آينده از

امروز تلاش خود را آغاز كنند زمان زيادي نمي گذرد در حقيقت وارد شدن به بازار اقتصاد جهاني با عرضه كردن محصولاتي با قيمتهاي پايين تر از ارزش تمام شده، راه حلي بود براي جذب تمامي مشتريان و خريدارهاي سراسر جهان و همچنين فلج كردن تمامي بازارها و توليدات داخلي ساير كشورها!
چيني ها با يك آينده نگري بلند مدت هرچند امروز متحمل دشواريهاي شديد اقتصادي مي شوند ولي با تداوم روند كنوني بي شك تا يك دهه ديگر تنها توليد كننده بخش اعظمي از نيازهاي واجب و روزمره تمامي مردم جهان خواهند بود.
چنين تفكري كه محصول و برآيندش همان نيازمند شدن دايمي دولتهاي ديگر به يك جامعه است را مي توانيم در مقوله ورزش و فوتبال هم ببينيم. در اروپا و قاره اي كه به لحاظ موقعيت زيست محيطي و غناي زير زميني هيچ ارزشي وجود ندارد و هر چه هست هماني است كه روي زمين مي رويد و چند ماه بعد خشك مي شود و مي ريزد، اين تفكر در ابعاد ورزشي بيشتر در بلوك شرق اروپا شكل گرفت. يعني كشورهاي تازه استقلال يافته اي كه خود را هنوز در بند نيازمنديهاي قدرتهاي اروپاي غربي و مركزي مي ديدند و هم چنين در ابعاد اقتصادي و علوم ديگر به رشدي آن چناني دست نيافته بودند. كرواسي، صربستان و چك از شاخص ترين اين كشورها هستند.
تأسيس دانشگاه ورزش زاگرب، مسلماً نقطه عطفي در تاريخ ورزش كرواتها به حساب مي آيد. برانكو ايوانكوويچ شاگرد خلف اين دانشگاه بود كه با مدرك دكتراي خود بارها بر مربيگري اش مهر تأييد مي كوبيد. البته فخر فروشي اش چندان بي مورد نبود! او در امر بدنسازي و روان شناسي يعني دروسي كه به شكل تخصصي در همان دانشگاه تدريس مي شد نمونه بود. در همان دانشگاه بالاترين مدارج مربيگري فوتبال، هندبال، واليبال، شنا و حتي اسكي نيز تدريس مي شود و عجيب است كه مي شنويم حتي به زودي مربياني در زمينه رشته هايي مانند كشتي نيز معلماني تربيت و تحويل جهان ورزش داده مي شوند. اين يعني ساختن يك فكر و بعد ارسال به تمام نقاط جهان... امروز رد پاي مربيان فوتبال، واليبال و هندبال كروات و صرب تبار را تقريباً در تمامي قاره ها مي بينيم و اين در حالي است كه وقتي به عملكرد ورزش قهرماني همين كشورها دقت مي كنيم، هيچ گاه آنها را در مراحلي بالا نمي بينيم.
تزريق تدريجي مربيان بلوك شرق اروپا به كشورهاي مختلف، اين حسن را داراست كه نيازمندي را در وجود كشورها شكل مي دهد. به ليگ داخلي خودمان نگاه مي كنيم... مربياني كه هيچ نام و نشان بزرگي ندارند ولي پيرو سبك و سياق مربيان قديمي كروات هستند، يكي يكي وارد مي شوند، چند صباحي زندگي مي كنند، نتيجه اي كمي درخشان مي گيرند و گاهي شكست مي خورند و مي روند! اين چرخه اي است كه در فوتبال آسيا به يك جريان لازم الاجرا بدل شده است. كرواتها مربياني بسيار متوسط و ارزان قيمت مي سازند و صادر مي كنند.
براي فوتبال كرواسي، حضور تيم ملي اين كشور در تورنمنتهايي مانند جام ملتهاي اروپا يا جام جهاني فقط از زاويه تبليغاتي مورد ارزش قرار مي گيرد و بس! آنها مي كوشند فوتبال خود را مقابل نامهايي نظير آلمان، ايتاليا، فرانسه، هلند، اسپانيا، پرتغال و... به نمايش بگذارند و به جهاني كه حالا اجناس كم ارزش ولي ارزان قيمت و سهل الوصول شان را خريداري مي كند بابت داشتن اين دارايي اطمينان خاطر بدهد. جام ملتهاي اروپا براي اين تيم يك تالار نمايش و سالني براي تئاتر بود... سالني كه تركيه البته آن را تعطيل كرد.
مي توانيم به اتفاقهاي نادر بازي ميان تركيه و كرواسي اشاره كنيم. اما وقتي به اين مي انديشيم كه چرا فوتبالي كه به تركيه مي بازد مي تواند در فوتبال آسيا، آفريقا و حتي آمريكاي جنوبي صاحب هزاران مربي باشد، در يافتن سوژه ها دچار ترديد مي شويم. به تعدد مربيان هلندي دقت كنيد... چند مربي ايتاليايي در آسيا مشغول فعاليت هستند و البته به اين فكر كنيد كه سهم فوتبال اسپانيا و پرتغال با آن همه طراوت و شادابي در فوتبال قاره ها چقدر است؟! كرواتها، مربياني سازگار با محيط مي سازند. مرداني كه مثل هلنديها زود برافروخته نمي شوند، مثل ايتاليايي ها لجوج نيستند و همچون ژرمن ها تصور نمي كنند حرف فقط حرف آنهاست، از شجاعت فرانسويها سود نمي برند و فقط به نتيجه فكر مي كنند. يعني همان فاكتورهايي كه تمام كشورهاي غرب آسيا، شمال و مركز آفريقا و بخشهايي محدود از جنوب آسيا مي خواهند! انگار معتاد اين دست از مربيان شده ايم. مرداني كه در فوتبال هيچ فاكتور قابل توجهي ندارند و فوتبالشان مقابل تركيه هم نتيجه نمي گيرد! |