تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه يورو 2008
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 3تیر ماه 1387

[ ويژه نامه يورو 2008 ]
 * 8 جادويي هلندي ها جواب نداد!
 * ورزش روي آنتن
 * حميد درخشان: يورو پايگاه آموزشي است
 * پنج مشتري آرشاوين
 * پيروزي نابينايان اسپانيا مقابل انگليس
 * فان در فارت: روسيه قهرمان مي شود
 * رئيس فدراسيون فوتبال پرتغال «چلسي» را متهم كرد
 * فان باستن: شنبه براي ما روز خوبي نبود
 * كاظيم: از حذف كرواسي خوشحالم
 * دگرديسي در سيسمتها؛ دنياي تك مهاجمي
 * سوم جولاي روز سرنوشت دومنك؛ مجسمه نفرت
 * افزايش هيجان جذابيت و زيبايي
 * آرشاوين: هيدينگ بهترين هلندي ميدان بود
 * بيليچ: مي خواستم استعفا بدهم
 * ژنرال مقتدر ارتش آلمان
 * آنها هم ستاره بودند ؛ تيم شكست خورده ها
 * ايران 2 -كويت صفر / دايي طلسم نبردن در آزادي را شكست
 * چهار فريم از روزهاي آرام فوتبال داخلي
 * روسيه هلندي تر بود، بدون شك؛ لوله كشي «گاس» در سيبري!
 * در ستايش گاس كبير
 * هر جام او را فرياد مي زند؛ مكتب «گاس»
 * اسپانيا 4- ايتاليا 2 ؛ صعود با دستان كاسياس
 * خداداد سرمربي پيام شد
 * تجليل از سبز و مشكي ها
 * ايويچ در راه ايران ؛ مصطفوي مديرعامل پرسپوليس

8 جادويي هلندي ها جواب نداد!

 

* شروين طاهري

سالهاست تيم مكتب رينوس ميشل دلها را مي شكند. هلند را برزيل اروپا ناميده اند شايد از بعد نژاد و زبان، پرتغالي ها را برزيل اروپا ناميده اند، اما از بعد محبوبيت و دل شكستن. طرفداران قهرماني نارنجي، دست كمي از عاشقان طلايي پوشان ندارند. هلند تيم هجومي است و ستارگان بي شماري به دنياي فوتبال عرضه نموده است. در اوايل دهه 70 آژاكس با هنرمندي شاهزاده خود يوهان كرايف در اروپا يكه تازي مي كرد. آژاكس، كواچ و ميشل در آن سالها قهرماني اروپا را در سالهاي 1972، 1973 و 1974 كسب مي كردند و همه از مردان ميشل انتظار داشتند در جام جهاني 1974 هم قهرمان شوند اما ياران يوهان بزرگ در برابر قيصر آلمان شكست خوردند و غم بزرگي به جان طرفداران لاله هاي نارنجي ريختند.
دور بعد جام جهاني، لاله ها شايد يوهان ستاره بزرگ آن سالهاي بارسا را در تركيب خود نداشتند اما مرداني چون رابي رنسنبرينگ و يوهان نيسكنز و رودي كرول و برادران وندر كركوف... به رهبري مربي فقيد اتريشي خود ارنست هاپل به فينال رسيدند، ولي باز حق قهرماني را به ميزبان دادند و در سال 1978 هلند مغموم و به مقام تشريفاتي نايب قهرماني رسيد. سالها گذشت و باز عقربه تاريخ آخرين شيفر خود را در عدد 8 نهاد و سال 1988 شد. اين بار هم ميزبان صاحب نام آلمان، هلنديها را به مهماني فرا خواند، اما هلندي ها نه تنها آلماني ها را بردند، بلكه در فينال با مرداني چون ون باستن، رودگوليت، رونالد كومان و... ياران داسايف بزرگ را مقهور خود كردند و رينوس ميشل اين پير افسانه اي هلند طعم قهرماني را چشيد و به دوستداران هلند چشاند و اين پايان ماجراي قهرماني بود.
سالها گذشت و باز عقربه تاريخ بر روي عدد 8 توقف كرد. سال 1998 فرا رسيد. تيم هلند با ستارگان جديدي چون بركمپ، سيدورف، داويدز، كلايورت و ... براي فتح جام جهاني آمده بود و باز به مانند نيمه نهايي غم انگيز سال 1974 دو محبوب جام يعني برزيل و هلند در مقابل يكديگر قرار گرفتند و اين نيمه نهايي به گونه اي ديگر رقم خورد. برزيلي ها اين بار هلندي ها را در تراژدي پنالتي ها بر خلاف بازيهاي مونيخ بردند و به مصاف فرانسويهاي ميزبان رفتند تا تراژدي باخت به ميزبان جام جهاني را اين بار برزيلي ها به جاي هلندي ها اجرا كنند و حالا باز عقربه تاريخ بر روي عدد 8 ايستاده است.
سال 2008 ميلادي است و هلند با ستارگاني نوين چون ون پرسي، اشنايدر، كوئيت، آرين روبن، بابل و بزرگاني چون ون درسار و نيستلروي و جوواني كه در سالهاي آخر بازيگري خود هستند پاي به جام ديگري گذاشتند؛ جايي كه موطن مربي بزرگ سالهاي دورش يعني ارنست هاپل است و در گام اول، بعد از 30 سال ايتاليا قهرمان جام جهاني را بردند.
آخرين برد هلندي ها در برابر ايتاليايي ها در نيمه نهايي جام جهاني 1978 بود با آن گلهاي زيباي وندر كركوف و آري هان و ديگر در تيم ايتاليا بنكا وجود نداشت تا ايتاليايي ها را جلو بيندازد.   اين بار ايتاليايي ها از آغاز عقب افتادند و سرانجام به گونه اي سخت تحقير شدند و باز شوق قهرماني را به دل هواداران هلند و لاله هاي نارنجي انداختند.
اين هلند ديگر تنها احساس و شور نيست، مرد سنگي هلندي يعني فان باستن مي خواست با افتخار به رده باشگاهي برود. او تحقير دوستان قديمي اش يعني ريكارد و كومان را در رقابتهاي امسال باشگاهي ديد.
اين تيم هلندهر چند زيرك است، دفاع مستحكمي دارد و برخلاف بسياري از تيمهاي هلند سالهاي دور، از راه ضد حمله به گل مي رسيد. اما آيا هلند نتوانست چون تمامي سالهاي با رقم آخر 8، موج جديدي از اميد را به وجود آورد؟

  


ورزش روي آنتن

 





شبكه سوم سيما مسابقات زير را به طور مستقيم پخش خواهد كرد:

چهارشنبه 5 تير:
آلمان - تركيه 15: 23

پنجشنبه 6 تير:
روسيه با برنده ديدار امروز  15: 23

  


حميد درخشان: يورو پايگاه آموزشي است

 

* نورا مهدوي
حميد درخشان پيشكسوت پرسپوليس، يورو 2008 را يك پايگاه آموزشي خوب براي اهالي فوتبال از مديران گرفته تا هواداران مي داند.
* يورو 2008 را چطور ديديد؟




** بازيهاي خيلي خوبي در حال انجام است بخصوص چند بازي كه خيلي با كيفيت فني بالا برگزار شد. اين تورنمنت يك پايگاه آموزشي خوب و سطح بالا براي مديران، مربيان، بازيكنان و هواداران است. همه مي توانند از يورو 2008 در ابعاد مختلف استفاده خوبي ببرند.
* ويژگي خاص اين جام در چيست؟
** استفاده از سيستمهاي جديد، اجراي اين سيستم ها به نحو عالي توسط تيمها در حال انجام است. نظم و انضباط بازيها واقعاً ديدني است. برخورد خوب ورزشكاران با هواداران هم خيلي جالب است. از تمام اين مسايل مي توان برداشتهاي خوبي كرد.
حتي تيمهاي ميزبان تورنمنت وقتي شكست مي خورند يا حذف مي شوند مي بينيد كه طرفداران آنها چه برخورد خوبي با آنها دارند اين مسائل نشان مي دهد كه نفس ورزش مهم است و برد و باخت آنقدرها مهم نيست. در اين جام نشان داده شد كه انسان بودن و انسانيت خيلي مهم است. بزرگ ترين مربيان دنيا وقتي دراين جام اخراج مي شوند بدون كوچك ترين واكنشي به جايگاه مي روند و اصلاً اعتراض نمي كنند.
* چرا تيمهاي بزرگي مثل فرانسه و ايتاليا در مقابل هلند شكستهاي سختي را متحمل شدند و در بازيهاي ديگر هم چندان پر فروغ نبودند؟
** ايتاليا بد شانس بود. البته مربي آنها هم اشتباه كرد كه اين مساله باعث شد نتوانند نتيجه بگيرند. در مورد تيم فرانسه هم خستگي بازيكنان و عدم هماهنگي آنها باعث شد كه خوب ظاهر نشوند. البته فرانسويها خيلي آماده نبودند هم از نظر جسمي و هم روحي آمادگي بازيها را نداشتند.
* شخصاً چه درسي از اين جام گرفتيد؟
** تغيير تاكتيكها خيلي برايم جالب بود. تيمها وقتي زير فشار هستند سريع از اين شرايط خارج مي شوند. وظيفه بازيكن اين است كه دستورات تاكتيكي را به خوبي انجام دهد. بهترين هاي باشگاهي در اين تورنمنت روي نيمكت هم كه مي نشينند اعتراض نمي كنند چون حرفه اي هستند شعور آنها خيلي بالاست.
* پديده جام را كدام تيم مي دانيد؟
** روسيه، به جز بازي با اسپانيا در ساير ديدارها بسيار خوب و روان بازي كرد و هلند مدعي را از گردونه رقابتها كنار زد. اسپانيا هم خوب بوده اما روسيه از همه بهتر و روان تر كار كرده است. تيمي كه به هلند با آن همه اقتدار 3 گل مي زند نشان مي دهد كه روند رو به رشدي داشته است. آنها نشان دادند كه با يك سيستم عالي و با برنامه تحت مديريت يك مربي بزرگ كار مي كنند.
* كدام بازيكن را پديده اين جام مي دانيد؟
** اشنايدر از هلند در مرحله گروهي خيلي خوب كار كرد، او دونده، جنگنده، گلزن و رهبر تيمش بود. اشنايدر در خط هافبك هلند واقعاً عالي كار كرده است.
* و چه تيمي را شايسته قهرماني مي دانيد؟
** اگر اتفاق خاصي رخ ندهد آلمان و روسيه شايسته قهرماني هستند. اما اگر فقط يك رأي داشته باشم، آن رأي متعلق به روسيه است.

  


پنج مشتري آرشاوين

 

مهاجم روسيه در پي درخشش مقابل هلند در يورو 2008 پنج مشتري رسمي پيدا كرد.
احتمال انتقال آندري آرشاوين از زنيت روسيه به يك باشگاه انگليسي بيش از ساير حالتهاست.
وكيل آرشاوين تاكنون پنج پيشنهاد رسمي از رئال مادريد، المپيك ليون، نيوكاسل، منچستر سيتي و اورتون دريافت كرده است و امروز با مديرعامل باشگاه آرسنال لندن جلسه دارد.
اين بازيكن 27 ساله داراي قيمت كارشناسي شده 10 ميليون پوند از سوي زنيت است، اما اين رقم قطعاً افزايش پيدا خواهد كرد.

  


پيروزي نابينايان اسپانيا مقابل انگليس

 

در حاشيه بازيهاي يورو 2008 دو تيم نابينايان اسپانيا و انگليس به مصاف يكديگر رفتند.
تيم نابينايان اسپانيا قبل از بازي پرتغال و آلمان در ورزشگاه سنت ياكوب پارك برابر تيم نابينايان انگليس به برتري 3 بر صفر دست يافت.
اين اقدام يوفا در حمايت از نابينايان بود و قرار است قبل از فينال جام ملتهاي اروپا در ورزشگاه ارنست هاپل نيز چنين بازي برگزار شود. بازيكنان مطرح تيمهاي حذف شده نيز در حركتي نمادين با نابينايان بازي مي كنند.

  


فان در فارت: روسيه قهرمان مي شود

 

هافبك تيم ملي فوتبال هلند گفت: در دور گروهي عالي بازي كرديم و روسيه چندان خوب نبود؛ اما مقابل ما به قدري خوب بازي كرد كه معتقدم مي تواند قهرمان شود.
«رافائل فان در فارت» اظهار داشت: براي بازي مقابل روسيه تداركات خوبي داشتيم؛ اما با حريف آماده اي مواجه شديم.
وي افزود: حريف بازي برتري ارائه كرد و سزاوار كسب پيروزي و صعود به دور بعد بود.
هافبك تيم هامبورگ بيان داشت: متأسفانه در اين جدال هلند قادر به كنترل نبض بازي نشد. بايد خوشحال باشيم با اين شرايط نيمه نخست را حتي با تساوي بدون گل به پايان برديم.
وي تأكيد كرد: به نظر من روسها با اين نوع فوتبال، قهرمان جام ملتها خواهند شد.

  


رئيس فدراسيون فوتبال پرتغال «چلسي» را متهم كرد

 

باشگاه چلسي هرگونه بازتاب منفي خبر سرمربيگري «اسكولاري» در اردوي تيم ملي فوتبال پرتغال در يورو 2008 را انكار كرد.
«گيلبرتو ماديل» رئيس فدراسيون فوتبال پرتغال اصلي ترين مقصر حذف تيم ملي كشورش از يورو 2008 را باشگاه چلسي مي داند.
ماديل در اين باره گفت: اعلام سرمربيگري اسكولاري در تيم چلسي در ميانه بازيهاي يورو 2008 لحظه مناسبي براي ما نبود.
وي افزود: مي دانم كه اسكولاري نسبت به اين مسأله تقصيري ندارد و من هم از بابت قراردادهاي او و باشگاه چلسي تعجب نكردم، بلكه از زمان انتخاب شده براي اين كار متعجب شدم.
اي كاش چلسي ما را در جريان اين مسأله قرار مي داد و با ما مشورت مي كرد تا مي توانستيم زمان مناسب تري براي اعلام اين رويداد انتخاب كنيم.
يكي از سخنگوهاي باشگاه در واكنش به اين صحبت ماديل پاسخ داد: «ما همه چيز را طبق قانون و به درستي انجام داديم. براي هر دو طرف كه به توافقات ضمني رسيده بودند، زمان مناسبي براي اعلام اين مسأله بود. فدراسيون فوتبال پرتغال در جريان تمامي امور بود.

  


فان باستن: شنبه براي ما روز خوبي نبود

 

«ماركو فان باستن» پس از قبول شكست تيمش برابر روسيه و حذف از يورو 2008 نسبت به عملكرد شاگردان خود ابراز نارضايتي كرد.
سرمربي تيم ملي فوتبال هلند گفت: ما اين بازي را مانند سه بازي پيشين خود آغاز نكرديم، دليل اين مسأله براي من مشخص نيست، اما شايد مربوط به مسائل رواني باشد.
فان باستن ادامه داد: در نيمه دوم با آوردن «فان پرسي» به جاي «درك كويت» سعي كرديم عمق دفاع روسيه را هدف قرار دهيم، اما روسيه خوب بازي كرد و با مهاجمانش به ويژه «آرشاوين» و «پاولي چنكو» همواره دروازه ما را تهديد كرد و به همين دليل ما نمي توانستيم آن گونه كه بايد بازي كنيم.
وي افزود: ما تمامي تلاش خود را كرديم و توانستيم كار را به تساوي يك بر يك برسانيم كه اين نتيجه به ما اميد بيشتري داد. به اعتقاد من ما از نظر فيزيكي مشكل داشتيم. بازيكنان هلند نمي توانستند بيش از اين تلاش كنند و روسها در دقايق پاياني قوي تر ظاهر شدند. فكر مي كنم در پايان نتوانستيم تحمل بيشتري داشته باشيم و آنها دو گل ديگر به ثمر رساندند و شايستگي خود را براي اين پيروزي به اثبات رساندند. به شخصه براي آنها در مرحله نيمه نهايي آرزوي موفقيت مي كنم، هرچند به خود آنها هم گفتم كه خوب بازي كردند. آنها جزو چهار تيم پاياني هستند و بخت بسياري براي قهرماني دارند. شيوه اي كه آنها بازي مي كنند خوب است والبته داراي مدافعان و مهاجمان خوبي هم هستند.
فان باستن در ادامه گفت: با نگاهي به بازيهاي قبلي اين رقابتها بايد گفت كه ما در مرحله گروهي فوتبال زيبايي ارائه داديم اما در اين بازي خوب كار نكرديم. اينكه توانستيم بازي را براي مدت زمان طولاني با نتيجه صفر، صفر حفظ كنيم كار فوق العاده اي بود. در نهايت شما همواره به دنبال پيروزي هستيد و مرحله گروهي از اهميت بالايي برخوردار است، اما شنبه براي ما روز خوبي نبود. بازيكنان آنها پنجشنبه هفته گذشته آخرين بار به ميدان رفتند در حالي كه اكثر بازيكنان ما يك هفته براي آماده شدن فرصت داشتند، بنابراين ما از نظر فيزيكي بايد قوي تر از روسها مي بوديم اما اين مسأله در بازي به چشم نخورد.

  


كاظيم: از حذف كرواسي خوشحالم

 

بازيكن 21 ساله تيم ملي فوتبال تركيه كه در انگلستان پرورش يافته است، از انگيزه خود نسبت به حضور برابر آلمان در نيمه نهايي جام ملتهاي اروپا سخن گفت.
«كاظم كاظيم ريچاردز» درباره بازي تركيه و آلمان در نيمه نهايي يورو 2008 گفت: حضور برابر حريفي مانند آلمان بسيار باورنكردني است، من باوجود اين كه تركيه اي هستم، انگليسي هم هستم و اگر بتوانيم آلمان را شكست دهيم، اين مسأله باعث خوشحالي انگليسي ها نيز خواهد شد. هر چيزي ممكن است و اين مسأله در بازيهاي ما به وضوح به چشم مي خورد.
كاظيم افزود: انگليسي ها علاقه مند به حذف كرواسي از يورو 2008 بودند. پس از پيروزي برابر كرواسي پيامهاي زيادي از مردم انگلستان دريافت كردم و آنها از اينكه تيمي كه آنها را در مقدماتي يورو حذف كرده بود، از يورو 2008 كنار رفت بسيار خوشحال هستند، خود من هم به شخصه به خاطر حذف كرواسي و انتقام براي انگلستان خوشحال هستم.

  


دگرديسي در سيسمتها؛ دنياي تك مهاجمي

 

گابريل ماركوتي
مترجم:مهدي غفاري

سيستم 2-4-4 را به خاطر مي آوريد؟ آرايش تيمي ابتدايي كه قطعاً هنگامي كه جوان بوديد بيشترين علاقه را به آن داشتيد. چهار



مدافع روي يك خط (گاهي يكي از آنها هم عقب مي كشد كه بتواند توپها را جمع كند)، 4 هافبك روي يك خط (كه در جناحين بسيار تأثيرگذار هستند) و دو مهاجم كه بازي و تركيبشان در كنار هم مي تواند خيلي ديدني باشد.
چقدر همه چيز تغيير كرده است. كافي است نگاهي به تيمهاي يك چهارم نهايي رقابتهاي جام ملتهاي اروپا بيندازيد. پرتغال (نونو گومژ)، كرواسي (ايويكا اوليچ)، ايتاليا (لوكا توني)، هلند (رود فان نيستلروي) و روسيه (رومن پاولي چنكو) همگي با يك مهاجم بازي مي كنند، مهاجم نوك حمله، گاهي اوقات اين تك مهاجم چيزي بيش از يك تمام كننده است (مانند نيستلروي و توني) و گاهي هم بيش از يك فرصت طلب كه موقعيت گلزني را بو مي كشد (مانند اوليچ)، اما نكته اين است كه در پايه و اساس تماماً يكسان و شبيه هم هستند.
تركيه كمي از سيستم تركيبش را تغيير داده است، اما «فاتح تريم» هم روي دو مرد بزرگ خط حمله تيمش «سميح شنتورك» يا «مولوت اردنيك» مانور مي دهد و يكي از آنها را در نوك پيكان حمله مي گذارد.
اسپانيا با دو مهاجم در جلو بازي مي كند، اما در حقيقت «داويد ويا» بيشتر از لايه هاي عمقي ميانه ميدان جلو مي آيد و فقط آلمان مي ماند كه همچنان با همان سيستم قبلي خود و با تركيب دو مهاجم در خط حمله (ميروسلاو كلوزه و ماريو گومز) به ميدان مي رود. چرا آنها تغيير كرده اند؟ چه زماني تاريخ مصرف سيستم 2-4-4 به پايان رسيد؟
البته در اين باره تئوريهاي زيادي وجود دارد. براي شروع بايد به اين مسأله توجه شود كه قالب يك مهاجم در تركيب چيز چندان جديدي نيست. براي مدت زمان زيادي، شايد از دهه 1980، آرايش مهاجم نوك به علاوه هافبكهاي جناحين تقريباً در همه جا شايع و فراگير شده بود (فوتبال آمريكاي جنوبي داستان متفاوتي است).
آن سوي ماجرا را من واقعاً نمي دانم، پرواضح است كه شما مي خواهيد با همه قدرتتان بازي كنيد و اگر در تركيب تيم دو مهاجم برجسته و خارق العاده داشته باشيد، معمولاً اين گزينه بيشتر انجام شدني است كه آنها در كنار هم بازي كنند، مخصوصاً كه شما هافبكهاي مهاجم و نفوذي خيلي توانمند و استثنايي نداشته باشيد. عموماً گفته مي شود سيستم  2-4-4 در جاهايي كه يك هافبك در ميانه ميدان داراي خاصيتهاي نفوذ و تهاجمي است و مي تواند با موقعيت سازي خود را به محوطه جريمه حريف برساند، بهترين كارايي و نتيجه را دارد. به همين منظور، اگرچه شما به يك تمام كننده در نوك خط حمله نياز داريد، اما طبيعتاً اين بازيكن كارگشاست.
اگر بخواهيم كلي بگوييم، در مجموع زماني سيستم  2-4-4 بهترين كارايي و عملكرد را دارد كه هافبكهاي جناحين از كنار زمين به سمت دروازه حريف جلو مي روند و باعث باز شدن زنجيره دفاعي فشرده حريف در منطقه جلوي محوطه جريمه مي شوند. در اين هنگام مدافعان كناري هم از دو طرف زمين به كمك هافبكها مي آيند و آنها را ساپورت مي كنند. براي پياده كردن چنين آرايشي شما بايد بازيكناني داشته باشيد كه ذاتاً بازيكنان جناحين باشند و بتوانند در كنار خط طولي زمين رفت و برگشت خوبي داشته باشند.
در حقيقت در اين تورنمنت بالهاي مكتب قديمي فوتبال جز چند مورد استثنايي مانند پرتغال كه هميشه بازيكناني با اين خاصيت ذاتي داشته، ديده نمي شود. آلمان نمونه كاملي از اين مورد است. در مقابل كرواسي كلمنتس فريتس يك مدافع چرخشي و لوكاس پودولسكي يك مهاجم معمولي و نرمال بود كه البته نتيجه آن خطرناك و مصيبت آميز بود. اما در بازي مقابل پرتغال در يك چهارم نهايي «يواخيم» چينش جديدي براي مهره هايش داشت.
كلوزه در نوك حمله، «پودولسكي» و «گومز» در جناحين و پشت سر كلوزه، اشتايگر قرار داشت، ظاهراً سيستم آرايشي  1-3-2-4 كاربرد بيشتري براي آلمانها داشت و آنها توانستند حريف پرتغال شده و حذفشان كنند. چه چيزي بيشتر از اينكه گاهي حتي بالهاي مكتب قديمي فوتبال هم در سيستم 2-4-4 واقعاً نمي توانند كارايي داشته باشند. در گذشته شما مي توانستيد از هافبكهاي كناري تيم بخواهيد كه جلو بروند و از اين مطمئن بوديد كه مدافعان كناري هم جلو مي كشند و به آنها كمك مي كنند، در صورتي كه در فوتبال امروزي غالب مربي ها حتي از مدافعان كناري شان هم مي خواهند كه در كار حمله شركت كنند و اين به منظور بالا بردن تعداد بازيكنان در محوطه جريمه براي حمله است و به همين دليل حتي مردان ميانه ميدان هم بايد تا حدي خاصيتهاي دفاعي داشته باشند تا بتوانند در كنار مدافعان تيم، مهاجمان حريف را كنترل كنند.
اين اتفاقي بود كه به عنوان مثال براي پرتغال رخ داد. شما نمي خواهيد بالهاي كناري خط مياني چندان نگران وظايف دفاعي شان باشند، بنابراين سيستم 1-3-2-4 را انتخاب مي كنيد، با دو بازيكن جلوي چهار مدافع كه به نيابت و نمايندگي از آنها در هنگام ضرورت و لزوم زماني كه هافبكهاي كناري جلو مي كشند، آنها هم بتوانند در كار حمله شركت كرده و تا حد زيادي جاي اين بالهاي كناري را پر كنند. اگر چه براي رسيدن به اين مقصود شما مجبوريد يكي از مهاجمانتان را قرباني كنيد.
البته مهاجم كمتر لزوماً به معناي گل كمتر نيست. البته از بعضي جهات داشتن تعداد بازيكن بيشتر شركت كننده در كار حمله فرصتهاي بيشتري خلق مي كند كه امكان استفاده از اين فرصتها هم به منظور گل زدن بيشتر مي شود. و اين مي تواند براي تنها مرد نوك حمله شما امتياز مثبتي باشد. او به عنوان تك مهاجم ممكن است احساس تنهايي بكند اما هنگامي كه متوجه مي شود غيبت زوج حمله اش مي تواند به منزله فضاي بيشتر و در نتيجه ايجاد فرصتهاي بيشتر براي گلزني او باشد، قطعاً از اين آرايش تيمي لذت فراواني مي برد.
هنگامي كه شما درباره اين مسأله فكر مي كنيد مي بينيد كه نماد Yin and yang در تاكتيك ملي تيم بيشتر ديده مي شود (Yin and yang دو سمبل قديمي اتحاد ژاپني هستند كه در كنار هم قرار مي گيرند و شكل يك دايره را تشكيل مي دهند و نماد همبستگي اند).
هر حركتي در اين آرايش تيمي يك تأثير متقابل هم دارد، همان قدر كه تعداد مهاجم كم مي شود فضا براي مانور دادن همان تك مهاجم بيشتر مي شود.
اگر به نظرتان فوتبالي كه هلند ارائه مي دهد همان «توتال فوتبال» معروف است هيچ چيز درباره آن نمي دانيد يا حداقل اصلاً تا به حال «توتال فوتبال» نديده ايد. فقط به اين علت كه بازيكنان همگي نارنجي پوشيده اند و گلهاي زيادي به ثمر رسانده اند مفهوم توتال فوتبال را به طور كامل دربر نمي گيرد.
اين سيستم خيلي خاص و ويژه بود كه توسط رينوس ميشل و استفان كوداكس در فوتبال باب شد. در زمان ديگري كه عده اي به شما گفتند تيم فان باستن توتال فوتبال بازي مي كند، به آنها بگوييد بروند و فينال جام 1972 را ميان آژاكس آمستردام و اينترميلان تماشا كنند. آن مسابقه بهترين و كامل ترين تعريف فوتبال شناور يا همان توتال فوتبال است.
آيا خط دفاعي هلندي ها واقعاً به شكلي جدي و عمقي روي تله آفسايد مهارت و تسلط دارند؟ خير. آيا مدافعان كناري خط مهاجمان را مي شكافند؟ خير. آيا مدافعان مركزي به طور كامل در حملات شركت مي كنند؟ خير. آيا هافبكهاي مياني جلو مي كشند و پست شان را براي پر كردن جاي مردان خط حمله تغيير مي دهند؟ خير. آيا پرسينگ تيم بسيار فشرده عمل مي كند؟ خير. پس اين توتال فوتبال نيست. پرونده بسته مي شود. تيم هلند با مربيگري فان باستن در ضدحمله ها بسيار تأثيرگذار، منسجم و قدرتمند عمل مي كرد كه باعث تضعيف زنجيره دفاعي حريف مي شد و قدرت انفجاري داشت.
در حقيقت آنچه هلند در مرحله گروهي و در ديدار با تيمهاي قدرتمندي همچون ايتاليا، فرانسه و روماني طبق آن عمل مي كرد مشابه زماني است كه در 1988 با مربيگري رينوس ميشل، قهرمان اروپا شدند. بله، مردي كه توتال فوتبال حقيقي را 20 سال پيش ابداع كرد و تاكتيك خاص خودش را كه در زمان خود جديد و خلاقانه بود ابداع كرد و در نهايت اين امكان را به هلند داد تا بتواند بدرخشد.

  


سوم جولاي روز سرنوشت دومنك؛ مجسمه نفرت

 

سرويس ورزش

چه كسي فكرش را مي كرد كه تيم ته جدول گروه مرگ، فرانسه باشد؟ خروسها با تك امتيازي كه در تساوي مقابل روماني به دست



آورده بودند، زودتر از آنچه كه تصور مي شد يورو 2008 را ترك كردند. گروه مرگ به طرز باورنكردني گروه پر رقابتي بود.
به هر حال فرانسوي ها تمام فرصتهاي صعود را يكي يكي از دست دادند، شكست مقابل هلند و تساوي مقابل روماني تنها پيروز شدن بر ايتاليا را پيش پاي آنها گذاشته بود كه مي توانست هم صعود آنها را تضمين كند و هم انتقام فينال جام جهاني 2006 را از لاجوردي پوشان بگيرد، اما كه خروسهاي آبي اين فرصت را هم از دست دادند. با وجود اين، خيلي ها معتقدند بزرگترين عامل حذف فرانسوي ها كم شانسي دومنك و شاگردانش بود.
بسياري معتقدند دومنك هيچ چيزي براي قهرمان شدن كم نداشت؛ استعدادهاي فراوان، ستارگان تأثيرگذار و البته همدلي مردمش را در ابتداي راه! اما رفته رفته اين نگرشهاي وي بود كه از او به عنوان يك مربي 56 ساله بيشتر يك مجسمه نفرت ساخت يا حتي يك شخصيت سرگرم كننده در چشم عموم مردم فرانسه.
كساني كه در پي خواستگاري بي موقع مربي  شان بيش از پيش نگران سرنوشت تيم ملي كشورشان پس از حذف از گروه مرگ شدند. بنابراين بايد ديد سرنوشت اين مرد منفور كه چنان با اعتماد به نفس از ورود بازيكنان متولد برج عقرب به مقر خروسها جلوگيري كرد تا مبادا موفقيتهاي روزافزون تيم ملي فرانسه خدشه دار شود، چه خواهد شد. مطمئناً دومنك نمي تواند در ليگ فوتبال حرفه اي اين كشور جايي براي مربيگري بيابد و احتمالاً زندگي خصوصي اش هم چنان جالب نخواهد بود.
بنابراين طبق اعلاميه رسمي فدراسيون فوتبال فرانسه كه ماندن و يا رفتن او را از تيم ملي اين كشور به سوم جولاي موكول كرده است بايد منتظر ماند تا ديد آيا او بر سر كار خود خواهد ماند يا خير! در واقع كاملاً مشخص است كه مردم فرانسه ديگر او را نمي خواهند، اما به هر حال فعلاً كسي چيزي در مورد ملاكهاي فدراسيون فوتبال نمي داند. اگر بخواهيم منصفانه به قضايا و عملكرد اين مربي فرانسوي بنگريم، مي بينيم كه خروسهاي تحت هدايت او از لحاظ تاكتيكي پيشرفت قابل ملاحظه اي داشتند، اما متأسفانه نقص در گلچين بازيكنان و نبود ديويد تره زگه، فيليپ مكسس، جائل كليچي، باساري ساگنا، متئو فلاميني و روبرتو پيرس تيم را از لحاظ قدرت، خلاقيت، كلاس و سرعت ضعيف كرده بود. به طوري كه حتي حضور ماكله له، سانيول و ليليان تورام هيچ كمكي به حركت خروسها نكرد.
در واقع شايد بتوان صعود تيم دومنك به مرحله نهايي جام جهاني 2006 را مديون هدايت و سازماندهي خوب بازيكناني چون تورام، پاتريك ويه را و البته زيدان افسانه اي دانست. بازيكني كه به طور كاملاً واضح مسؤوليت سازماندهي و انگيزه مند كردن تيم را به جاي دومنك بر عهده گرفته بود. بنابراين با وجود آنكه تصميم گيري ها در مورد آينده دومنك به سوم جولاي(13 تير) موكول شده است، آيا سرانجام وي از هم اكنون معلوم نيست؟ اين مرد همان مربي است كه در اوايل دهه 90 نتوانست هيچ نتيجه اميدواركننده اي را در كنار ليون بگيرد، تيم جوانان فرانسه هم از وي خيري نديد و اكنون هم خود خروسهاي فرانسوي چشم انتظار مردي بهتر از دومنك نشسته اند، بلكه در جام جهاني آينده بتوانند انتقام خود را از همه بخصوص ايتاليا بگيرند. در واقع اگر بخواهيم خوبيهاي دومنك را بشماريم، خواهيم ديد كه مضرات وي بيش از خدماتي است كه در حق فوتبال فرانسه انجام داده است. در واقع اگر فدراسيون فوتبال بخواهد به مربي كه تصوير قدرت فوتبالي يك كشور را با وجود در اختيار داشتن بيش از يكي دوجين استعداد و بازيكن در سطح جهاني تخريب كرده است، باز هم ميدان و فرصت بدهد، بايد از همين حالا سقوطهاي آينده خروسها را پيش چشم بياوريم.

  


افزايش هيجان جذابيت و زيبايي

 

* محمد مهدي مظفري
بازيهاي يورو 2008 در جريان است. اين دوره بر خلاف جام جهاني آلمان و حتي جام جهاني كره و ژاپن و بازيهاي يورو 2004 داراي ديدارهاي بسيار زيبايي بوده است. چند سال بود در ايران و جهان كارشناسان از بيش از حد مكانيكي شدن فوتبال گلايه مي كردند. قهرماني يونان در بازيهاي دوره پيش زنگهاي اقتدار فوتبال ماشيني را به صدا درآورد و هشداري جدي بود براي پايان عصر فوتبال تكنيكي و خلاقانه. شايد تعداد بازيهاي هيجان انگيز و زيبا در جام جهاني آلمان از انگشتان يك دست تجاوز نكند. آلمان - ايتاليا يا آلمان - آرژانتين و يكي دو بازي ديگر.
اما اكنون انگار رويكرد جديدي در راه است. بازيهاي يورو 2008  بسيار جذاب تر و هيجان انگيز تر از فوتبال هاي اين چند سال در حال انجام است. دوستاني كه صبح ها در محل كار چشمان پف كرده و خواب آلودي دارند بهترين گواه بر اين گفته اند.
واقعا مي ارزد كه تا دو ساعت بعد از نيمه شب بيدار باشي و هلند - روسيه را ببيني . شوتهاي دقيق و زيبا، موقعيتهاي متعدد براي هر دو تيم، كارهاي تركيبي هماهنگ و سريع و... همه و همه هيجان انگيز و دلپذير است كه اگر نبود همگي خواب را ترجيح مي داديم. بازيهاي (ايتاليا - هلند)، (هلند- فرانسه)، (اسپانيا- روسيه) (آلمان - پرتغال) (تركيه - سوئيس) (تركيه - كرواسي) (هلند - روسيه) و حتي تعدادي ديگر چه از بازيهاي گروهي و چه مرحله دوم تا اينجا همگي پر گل و جذاب و ديدني بوده اند و اين نويدي است براي زنده ماندن خلاقيت و مهارتهاي فردي و هيجانات در فوتبال و رها شدن فوتبال از محدوديتهاي تاكتيكي بخصوص تاكتيكهايي با رويكرد خشونت و دفاع صرف. اين شبها اگر چه بيدار ماندن تا نيمه شب سخت است، اما ارزشش را دارد. بعد از مدتها فوتبال دوباره شور آفرين شده و اين اتفاق خوشايند تمام عشق فوتبال هاست.

  


آرشاوين: هيدينگ بهترين هلندي ميدان بود

 

مهاجم تيم ملي فوتبال روسيه گفت: خوشحالم كه با رهبري و هدايت گاس هيدينگ موفق به كسب پيروزي برابر هلند شديم.
آندري آرشاوين اظهار داشت: خود را بازيكني خوشبخت مي بينم، زيرا مقابل تيم ملي قدرتمند هلند، هركاري خواستم انجام دادم. اكنون چيزي براي گفتن به ذهنم نمي رسد، غير از اينكه بگويم ما فاتح ديداري شديم كه به لطف تلاش گروهي حاصل شد.
اين بازيكن كه در ديدار مرحله يك چهارم نهايي جام ملتهاي اروپا يكي از سه گل تيمش را به ثمر رساند، بيان كرد: بهترين هلندي اين ميدان،  گاس هيدينگ بود كه مي دانست چگونه بايد تيم روسيه را مقابل تيم كشورش به پيروزي برساند.

  


بيليچ: مي خواستم استعفا بدهم

 

«اسلاون بيليچ» سرمربي تيم ملي فوتبال كرواسي پس از حذف تيم ملي كشورش از يورو 2008 اعلام كرد كه قصد كناره گيري از سمت سرمربيگري اين تيم را داشته است.
به گزارش ايسنا، بيليچ سرمربي كرواتها در گفتگو با برنامه تلويزيوني Football Focus انگلستان گفت: شب پس از باخت برابر تركيه قصد كناره گيري از سمت سرمربيگري تيم را داشتم، اما من فوتبال را دوست دارم و به شاگردان خود عشق مي ورزم، ما دوباره برمي گرديم.
بيليچ در ادامه گفت: ما هنوز فرصت داريم و تا مدتها به كار خود ادامه خواهيم داد. پس از بازي وقتي به رختكن رفتم شاهد اين بودم كه شاگردانم مانند كودك گريه مي كنند، به گمان من تيم ما شايسته پيروزي برابر تركيه بود.
بيليچ در ادامه با اعتراض نسبت به تيم داوري اين بازي هم گفت: ما سعي در دفاع داشتيم، مي خواستيم تعويضهايي انجام دهيم، اما داوران اين اجازه را به ما ندادند.
سرمربي 39 ساله تيم ملي كرواسي در خاتمه گفت: دچار دلسردي بزرگي شده ايم، اما زندگي جريان دارد. بدون شك ما به دنبال بازگشت خواهيم بود.

  


ژنرال مقتدر ارتش آلمان

 

ميشائيل بالاك (متولد 26 سپتامبر 1976 در گورليتز) كاپيتان تيم ملي فوتبال آلمان و بازيكن تيم چلسي است.
او كه معمولاً در پست هافبك وسط بازي مي كند، سابقه  بازي در تيمهاي كايزرسلاترن، باير لوركوزن و بايرن مونيخ را دارد و از سال 2004 تا به حال كاپيتان تيم ملي آلمان بوده است.
آغاز كار و چمنيتزر
ميشائيل بالاك فوتبال را با تيم ب.س.ژ موتور آغاز كرد. والدينش او را در هفت سالگي به تمرينات اين تيم فرستادند و او در همان نگاه اول چشم مربي وقت، استفن هانيش، (كه خود از بازيكنان دسته دوم آلمان شرقي بود) را گرفت. قابليت بازي با دو پا، مهمترين خصيصه چشمگير او بود.
بالاك آرام آرام به تيم اصلي راه يافت و در 4 اكتبر 1983 به ميدان آمد و در پيروزي دو بر يك تيمش مقابل موتور آسكوناي شركت داشت. او مدام پيشرفت مي كرد و بخصوص به قابليت گلزني اش اضافه مي شد. در فصل سوم حضورش 57 گل در 16 بازي به ثمر رساند. تنها ده سال داشت كه به باشگاه بزرگتري راه پيدا كرد؛ يعني باشگاه كارل- ماركس- اشتادت كه بعدها به «چمنيتزر» تغيير نام داد.
در تيم جديدش تحت نظر مربياني همچون يورگن هابربر و ابرهارد شوستر بود و همراه با اين تيم به افتخاراتي نيز نايل آمد، از جمله قهرماني ايالت ساكسوني در 1991 و قهرماني مسابقات زير 19 سال كل آلمان در 1994.
در 1995 بالاك براي اولين بار قراردادي امضا كرد و به خاطر قابليتهاي خاصش، به ياد بكن بائر به «قيصر كوچك» معروف شد. او در 4 آگوست 1995 براي اولين بار در يك بازي حرفه اي بزرگسالان در اوبرليگا(دسته  دوم) مقابل لايپزيگ به ميدان آمد، اما چمنيتزر در اين بازي 2-1 شكست خورد. در اين فصل، بالاك 15 بار براي تيمش به ميدان آمد، اما چمنيتز در نهايت به دسته  پايين تر سقوط كرد. با اين حال، اين فصل براي بالاك فصل موفقي بود، زيرا او در 26 مارس 1996 در تيم ملي زير 21 سال آلمان به ميدان آمد.
در فصل بعد به تركيب ثابت چمنيتزر راه يافت و در درخشش دوباره اين تيم نقش داشت. او در تمام بازيها به ميدان آمد و ده گل به ثمر رساند. چمنيتزر نتوانست به دسته بالاتر صعود كند، اما در تابستان 1997 بالاك به كايزرسلاترن پيوست كه تازه به بوندسليگا برگشته بود.
كايزرسلاترن
بازيهاي خوب بالاك در چمنيتزر و تيم ملي زير 21 سال آلمان، مربي وقت كايزرسلاترن، اتو ري هاگل، را بر آن داشت تا او را خريداري كند. كايزرسلاترن تازه به بوندسليگا برگشته بود و اين موقعيت خوبي براي بالاك بود.
ري هاگل تصميم گرفت در هفتمين بازي فصل در بازي دور از خانه مقابل كارلسروهه، بالاك جوان را براي اولين بار به ميدان بفرستد و اين اولين بازي وي در بوندسليگا بود؛ گرچه او تنها در پنج دقيقه  آخر بازي به ميدان آمد. در 28 مارس 1998، بالاك براي اولين بار در تركيب ثابت تيم قرار گرفت. بازي مقابل باير لوركوزن بود و بالاك وظيفه  مهار امرسون را به عهده داشت.
بالاك در اين فصل در مجموع 16 بار براي تيم جديدش به ميدان آمد و نقشي هر چند كوچك در موفقيت كايزرسلاترن(فتح بوندسليگا بلافاصله پس از بالا آمدن از دسته  پايين تر) داشت.
در فصل بعد، از بازيكنان اصلي تيم شد و در 30 بازي به ميدان آمد و چهار گل به ثمر رساند. كايزرسلاترن در آن فصل تا يك چهارم نهايي جام باشگاههاي اروپا بالا رفت و در آن جا توسط بايرن مونيخ حذف شد.
در اول جولاي 1999 دو ماه بعد از اولين بازي در تيم ملي بزرگسالان، در 22 سالگي در قبال 5 ميليون يورو به باير لوركوزن پيوست.
باير لوركوزن
درخشش بالاك در باير لوركوزن، آغاز موفقيت او در رده باشگاهي و ملي بود. مربيان او در اين تيم كريستوفر دام و كلاس تاپ مولر بودند. او در اين تيم هافبك تهاجمي بود و جلو كارستن راملو بازي مي كرد.
او در مجموع سه فصل براي لوركوزن بازي كرد و 27 گل در بوندسليگا و 9 گل در اروپا به ثمر رساند.
در سال 2000 لوركوزن تنها به يك تساوي مقابل اونترهاخينگ نياز داشت تا براي اولين بار در تاريخ فاتح بوندسليگا شود؛ اما با گل به خودي بالاك، آنها شكست خوردند تا باز هم بايرن مونيخ قهرمان شود.
با اين حال، بالاك در باير لوركوزن به يكي از بهترين هافبكهاي اروپا بدل شد. آخرين فصل او در لوركوزن فصلي رؤيايي و به ياد ماندني است. او در اين سال(2002 - 2001) با لوركوزن مقام نايب قهرماني بوندسليگا، جام باشگاههاي اروپا و جام حذفي آلمان را كسب كرد. در آن سال، چهار بازيكن لوركوزن در تيم ملي آلمان بودند و نايب قهرمان جهان شدند. بالاك در آخرين فصل خود 17 گل به ثمر رساند و بازيهاي خوبش باعث شد به عنوان بازيكن سال آلمان انتخاب شود.
بايرن مونيخ
در سال 2002، با قراردادي به ارزش نزديك 13 ميليون يورو به بايرن مونيخ پيوست. بايرن مونيخ با سيستمي دفاعي تر بازي مي كرد و بالاك بايد با آن تطبيق مي يافت، اما به هرحال او در فصل اول 10 گل در بوندسليگا به ثمر رساند تا بايرن مونيخ قهرمان شود. همچنين، در فينال جام حذفي آلمان به ميدان آمد و دو گل به كايزرسلاترن زد تا بايرن 3-1 پيروز شود و به مقام قهرماني برسد.
در سال بعد، بازهم درخشيد و با مربي جديد، فليكس ماگات، نيز رابطه  خوبي داشت.
بالاك در مجموع چهار فصل براي بايرني ها بازي كرد و سه بار قهرمان بوندسليگا و دوبار قهرمان جام حذفي شد و در 135 بازي به ميدان آمد و 47 گل به ثمر رساند تا مجموع گلهاي داخلي او از سال 1998 تا 2005، به عدد 61 برسد.
وفادار نبودن به بايرن و ابراز علاقه براي پيوستن به باشگاههاي بزرگتر، انتقادهايي را متوجه او كرد.
بكن بائر و كارل هاينس رومينيگه از او گلايه كردند و در آخرين بازي اش براي بايرن، از سوي هواداران با بي مهري مواجه شد.
چلسي
بالاك در فصل آخر خود در بايرن از منچستر يونايتد، چلسي، رئال مادريد و  آث ميلان پيشنهادهايي دريافت كرد و درنهايت در 15 مي 2006 با استفاده از قانون بوسمن، با قراردادي سه ساله به چلسي پيوست.
وي با اينكه در اولين فصل حضورش در چلسي نتوانست چنان كه از او انتظار مي رفت بدرخشد و هواداران چلسي به خاطر دستمزد بالاي بالاك، اعتراض داشتند، اما در فصلي كه گذشت پس از 7 ماه دوري از ميادين به خاطر مصدوميت، به شكلي معجزه آسا اوج گرفت و با زدن گلهاي حساس در بازيهاي مهمي همچون «چلسي- منچستريونايتد» و يا نيمه نهايي ليگ قهرمانان اروپا به يكي از مهمترين ابزار نايب قهرماني چلسي در اروپا تبديل شد.
مورينيو زماني كه بالاك را به خدمت گرفته بود، در موردش چنين گفت: براي من او از بهترين بازيكنان جهان است. بسيار باهوش است،  از نظر تاكتيكي بسيار قوي است و گلهاي بسياري به ثمر مي رساند. براي من در اروپا تنها فرانك لمپارد در اين سطح بازي مي كند. اين دو زوجي رؤيايي را تشكيل خواهند داد.

ژنرال تيم ملي
بالاك در هنگام بازيگري در تيم چمنيتز به تيم ملي زير 21 سال آلمان دعوت شد و در 21 مارس 1996 اولين بازي ملي خود را در رده زير 21 سال مقابل دانمارك انجام داد و براي اين تيم در مجموع 19 بازي، 4 گل زد.
اولين دعوت بالاك به تيم ملي از سوي برتي فوگتس - هنگامي كه در كايزرسلاترن بازي مي كرد - انجام گرفت و اولين بازي ملي او در 28 آوريل 1999 در زمان مربيگري اريش ريبك انجام شد. در آن روز، بالاك مقابل اسكاتلند در دقيقه  60 به جاي ديتمار  هامان به بازي آمد.
در يورو 2000 بالاك عضو تيم آلمان بود كه البته تيم بسيار ضعيف نتيجه گرفت و در دور اول حذف شد. بالاك در كل اين جام تنها 63 دقيقه به ميدان آمد.
در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2002، با بازي سازي خوبش در مركز زمين، خود را به عنوان ستاره تيم ملي كشورش مطرح كرد. او در بازي تك حذفي مقابل اوكراين، سه گل به ثمر رساند تا حضور آلمان در اين جام تضمين شود.
بالاك در جام جهاني 2002 بسيار خوش درخشيد و نقطه اوج فوتبال او رقم خورد. او علاوه بر گلزني در مرحله مقدماتي مقابل عربستان (آلمان 8 بر صفر پيروز شد) در مرحله يك چهارم نهايي مقابل آمريكا و بازي نيمه نهايي مقابل كره جنوبي تك گل پيروزي بخش تيمش را به ثمر رساند. در بازي مقابل كره جنوبي، با يك خطاي فني يك خطر مسلم گلزني را از كره اي ها گرفت و به همين علت كارت زردي دريافت كرد كه او را از حضور در فينال بازداشت. با اين حال، در نايب  قهرماني آلمان نقش بسزايي داشت و از بهترين پاسورهاي كل بازيها بود.
پس از بازيهاي يورو 2004 و با انتخاب يورگن كلينزمن به جاي رودي فولر در سمت سرمربي تيم ملي آلمان، بالاك هم به جاي اليور كان كاپيتان تيم ملي شد. بالاك در بازيهاي دوستانه آماده سازي براي جام جهاني 2006 نيز خوب ظاهر شد و در اواخر مارس 2006 گل چهارم را براي آلمان به ثمر رساند تا اين تيم، آمريكا را با نتيجه 4-1 مغلوب كند.

زندگي شخصي
بالاك 189 سانتي متر، 80 كيلو وزن، چشماني آبي و موهايي مشكي دارد. با همسرش، سيمونه، زندگي مي كند و از او صاحب سه فرزند به نامهاي لوئيس، اميليو و جوردي شده است. اكنون در لندن ساكن است.

* محمد رضا سعادتمند

  


آنها هم ستاره بودند ؛ تيم شكست خورده ها

 

پيام يونسي پور

«نورمن هوبارد» ستون نويس سرشناس وبسايت «ساكرنت» تيمي متشكل از بازيكنان درخشان تيمهاي ناكام جام را برگزيده است.
بازيكناني كه باوجود حذف زودهنگام تيمشان اما نمايش تحسين برانگيزي از خود ارائه دادند. هسته اصلي اين تيم را بازيكنان تيم ملي روماني تشكيل داده اند كه موجب مي شود به اين ديدگاه برسيم كه روماني در ميان حذف شده ها لايق ترين مجموعه براي ماندن در رقابتها بود!

*دروازه بان: آرتور بروك(لهستان):
با يك نگاه آني به گروه دوم بازيها مي توانيم به يك نكته شگفت انگيز پي ببريم. لهستان به نظر مي رسد چندان تصوري از تله آفسايد نداشته باشد و آنها در هر مسابقه از زوجهاي مختلفي در مركز خط دفاعي استفاده مي كردند كه هيچ كدام از ديگري درك متقابل نداشتند، اما با اين حال فقط چهار گل دريافت كردند. دليلش هم تنها يك عامل است: آرتور بروك.
اين دروازه بان در حالي نگاهها را به خود خيره كرد كه ديگر دروازه بانان پر ادعا چندان تورنمنت قابل قبولي در مقايسه با او تجربه نكردند. او به تنهايي در برابر اتريش در همان 20 دقيقه ابتدايي بازي با مهارهاي غيرقابل باور، بازي را به نفع تيمش برگرداند.

*دفاع راست:جيورجي گاريكس(اتريش):
«تلاش آنها قابل تحسين بود اما ناتواني و نبود قابليت براي آنها گران تمام شد.» اين نظر نهايي راجع به اتريش است. آنها تنها يك استثنا داشتند و آن هم مدافع راست اين تيم جيورجي گاريكس بود. كسي كه هم در كارهاي دفاعي و نيز در حملات اين تيم بازيكن توانايي نشان داد و هم در بازي برابر لهستان و آلمان بهترين چهره تيمش بود.
فوتباليست مجارستاني الاصل اتريش كه در تيم ناپولي ايتاليا بازي مي كند يكي از معدود كساني است كه مي تواند در باشگاههاي معتبر اروپايي به حرفه اش ادامه بدهد.

*دفاع مياني:اولف ملبرگ(سوئد):
تا آخرين لحظه مصمم و سختكوش. ملبرگ حتي در بازي كه تيمش از روسيه شكست خورده بود نيز استحكام خود را نشان داد. در واقع حركتهاي مؤثر او در خط دفاعي سوئد بود كه مانع از شكل گيري يك شكست سنگين براي اسكانديناويايي ها شد.
ملبرگ همچنين در برابر اسپانيا به خوبي در كارهاي دفاعي شركت مي كرد تا اينكه آن اشتباه كشنده و مهلك از پيتر هنسن كه موجب فرار «ويا» به سوي گل پيروزي بخش اسپانيا شد. اگر دوران حضور لارس لاگربك رو به پايان است، اما حالا آنها به حضور ملبرگ در كنار مدافعان نسل جديد فوتبال اين كشور نياز دارند.

*دفاع مياني: دورين گويان(روماني):
هر چند بازي احتياط آميز غير قابل باور فرانسويها را نمي توان ناديده گرفت، اما به هر حال عملكرد خط دفاعي رومانيايي ها در برابر آنها عالي بود. دورين گويان، البته، در نقشه بازي ويكتور پيتوركا نقش اصلي را ايفا كرد.
مدافع مياني استوا بخارست كه از قد و قامت قابل توجهي بهره مي برد در برابر نيكولاس آنلكا و كريم بنزما درخشان ظاهر شد. چند روز بعد نيز به بهترين شكل ممكن توانست از لوكا توني يك مهره ناتوان بسازد.
وقتي گويان در تركيب تيمش بود، در دو بازي آنها يك گل دريافت كردند. اما دريافت دو كارت زرد موجب شد تا او در برابر هلند حاضر نباشد. غيبت او موجب حذف تيمش شد.

*دفاع چپ: رزوان رات(روماني):
بسياري از تيمها يكي از راههاي مؤثر براي حمله را پيشروي از سمت چپ خط دفاعي تيم خود مي دانند. روماني نيز يكي از تيمهايي بود كه چنين نقشه اي داشت و رزوان رات، مدافع چپ آنها هم يك مدافع با روحيه تهاجمي شديد بود و نيز در خط دفاعي براي پيتوركا يك مهره قابل اعتماد.
مدافع اسبق شاختار دونتسك در بازي برابر فرانسه بيشتر در خط دفاعي حضور داشت. اما در برابر ايتاليا وقتي كه بوفون از دروازه اش دور شده بود با يك ضربه خطرناك كه تنها با فاصله اي اندك به خارج رفت، دروازه آتزوري را تهديد كرد. مانند ديگر رومانيايي هاي بي ادعا او نيز بر اعتبارش افزود.

*هافبك راست: ليبور سيونكو(جمهوري چك):
در 31 سالگي ليبور سيونكو توانست در تركيب اصلي جمهوري چك جايي براي خود دست و پا كند.يورو 2008 بهترين تأييد كننده بود. بعد از درخشش و سلطه چهره هاي افسانه اي فوتبال چك يعني توماس روسيچكي، كارل پوبورسكي و پاول ندود سرانجام نوبت به سيونكو رسيد. فوتباليست باشگاه «اف سي كپنهاگن» در برابر پرتغال در بازي هوايي يك چهره خطرناك بود. او در بازي برابر تركيه زمينه ساز يكي از گلهاي تيمش بود. در حالي كه مهاجمان چك شرايط اسفباري در خط حمله داشتند همكاري و تلاش سيونكو در سمت راست زمين تحسين برانگيز بود.

*هافبك مياني:گوخان اينلر(سوئيس):
آنها با اينكه اولين تيم حذف شده از بازيها بودند اما در حقيقت بدترين تيم جام نبودند. در شرايطي كه كوبي كان از اين تيم خواهد رفت، اما هسته اصلي اين تيم را بازيكنان نسل جديد و آينده دار فوتبال سوئيس تشكيل خواهند داد. هافبك 23 ساله اودينزه ايتاليا، با حضورش در ميانه ميدان، طراوت و سختكوشي را به تيمش تزريق كرد. شور و انگيزه مثال زدني اش در تركيب سوئيس قابل توجه بود. همچنين شوتهاي از راه دور بسيار وحشتناكي دارد. او در كنار ژلسون فرناندز(هافبك منچستر سيتي)مي تواند سالهاي سال بار خط مياني تيم ملي سوئيس را به دوش بكشد.

*هافبك مياني:كريستين چيوو(روماني):
كاپيتان روماني را بايد در زمره فوتباليستهايي برشمريم كه از حيث چند قابليت بودن يكي از بهترينهاست.تماشاگران فوتبال ايتاليا به خوبي مي دانند كه او تا چه اندازه در مركز و سمت چپ خط دفاعي تواناست.يورو 2008 نشان داد كه مرد تواناي اينتر ميلان در مركز خط مياني نيز يك فوتباليست كامل است. هر چند او در فصل اخير در اينتر در اكثر بازيها در اين منطقه از زمين بازي مي كرد. ويكتور پيتوركا ترجيح داد تا از تواناييهاي بي نظير رهبر تيمش كمي جلوتر، يعني در خط مياني، سود جويد.

*هافبك چپ:ياروسلاو پلاسيل(جمهوري چك):
اگر كسي نمي تواند جانشين كاملي براي پاول ندود افسانه اي باشد، اما پلاسيل با حضورش در تركيب جمهوري چك نشان داد كه اين تيم هنوز در گوشه ها رنگ و بوي خلاقيت را حفظ كرده است.در واقع باز هم ضعف آشكار در خط دفاعي در حذف مجموعه بروكنر مؤثر بود تا عدم توانايي خط حمله اين تيم! همواره در بهترين زمان، او به كمك مهاجم تنها و نوك تيمش مي آمد. ضربات كرنر او واقعاً پرتغالي ها را دچار دردسر مي كرد. همان كرنرها موجب شد تا سرانجام «ليبور سيونكو» براي تيمش گل بزند. هر چند در عوض اشتباه او بود كه زمينه ساز حذف تيمش شد. وقتي تركها در آخرين ثانيه هاي بازي به سوي دروازه آنها يورش بردند پلاسيل در سمت چپ زمين نتوانست همكاري لازم را با مارك يانكولوفسكي در كارهاي دفاعي داشته باشد و موجب شد تا ضربه نهايي تركها مجموعه بروكنر را از دور مسابقات خارج كند.

*مهاجم: هاكان ياكين(سوئيس):
سوئيسي ها بايد از خود يك سؤال مهم بپرسند و آن اينكه اگر الكساندر فراي مصدوم نمي شد آنگاه خط حمله اين تيم با حضور او در كنار هاكان ياكين تا چه اندازه قدرتمند مي شد. بعد از مصدوميت نابهنگام فراي، كوبي كان به هاكان ياكين مجال خودنمايي داد و او هر سه گل تيمش را در طول اين رقابتها به ثمر رساند.خلاقيت و ميل به شوت زني ما را به اين ذهنيت مي رساند كه او لايق در اختيار داشتن يك زوج بهتر در خط حلمه نسبت به ماركو اشترلر و جاناتان فنلانتن بود. شاهكار او در برابر پرتغال باعث شد تا يك پايان تأسف آور براي ميزبان بدل به يك وداع باشكوه شود.

*مهاجم: زلاتان ابراهيموويچ(سوئد):
شايد تايگر وودز مي توانست با آن زانوي آسيب ديده قهرمان «يو-اس-اوپن» شود اما زلاتان ابراهيموويچ قادر نبود تيمش را با شرايط مشابه تا يك چهارم نهايي بالا ببرد. با اين حال بعد از يك جام جهاني كابوس وار براي زلاتان، يورو 2008 به مرد طلايي اينترميلان كمك كرد تا اعتبارش را در سطح ملي احيا كند. شايد هنوز او به ديدگاه ساختن دو جبهه مختلف در تيم ملي وفادار است اما نمي شود راجع به گل ديدني او به يونان صحبتي نكرد. گل خارق العاده او در برابر اسپانيا سبب شد تا به نبوغ و قدرت او بيش از هميشه ايمان بياوريم.

  


ايران 2 -كويت صفر / دايي طلسم نبردن در آزادي را شكست

 

شريف:تيم ملي فوتبال ايران در آخرين ديدار مرحله سوم رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2010 با نتيجه دو بر صفر و با گلهاي جواد



نكونام و غلامرضا رضايي برابر تيم ملي كويت پيروز شد تا با دوازده امتياز به عنوان تيم صدرنشين گروه پنجم به مرحله نهايي اين رقابتها صعود كند.
در دقايق نخست اين ديدار دو تيم بازي برابري انجام دادند، با اين حال تيم ايران با انجام نمايشي بهتر از همان ابتدا برتري خود را به تيم ملي كويت ثابت كرد. استفاده از سيستم  1-3-2-4 و هماهنگي بازيكنان تيم ملي در مقايسه با بازيهاي گذشته نكات جالبي بود كه در اين بازي خودنمايي مي كرد.
پافشاري بازيكنان تيم ملي براي حمله به عمق دفاع كويت چند باري نتيجه داد اما ميلاد ميداوودي و همچنين غلامرضا رضايي كه به ميداوودي در خط حمله اضافه مي  شد نتوانستند از فرصتهاي به دست آمده استفاده كنند. با اين حال بازيكنان كويت براي كسب حداقل امتياز از ميدان تهران بازي تدافعي را به نمايش گذاشتند. هر چند كه در برخي دقايق بازيكنان كويت در ضد حمله خطرناك ظاهر مي شدند اما بازي خوب دو دفاع مركزي ايران مانع از به ثمر رسيدن اين فرصتها شد.
پس از گذشت 15 دقيقه از بازي، تيم ايران برتري كاملي را در ميانه ميدان به لطف بازي خوب جواد نكونام به دست آورد. بازيكنان تيم ايران كه تلاشهايشان براي عبور از عمق دفاع كويت بي  نتيجه مانده بود در اين دقايق به زدن شوت از راه دور پرداختند كه در يكي از اين صحنه  ها شوت زيباي كاپيتان نكونام كه از پشت محوطه هجده قدم زده شد وارد دروازه الخالدي دروازه بان تيم ملي كويت شد.
پس از اين گل بازيكنان ايران براي دقايقي عقب كشيدند، اما ضعف كويت به ويژه در ميانه ميدان مشهود بود و تيم ميهمان نتوانست تا پايان نيمه اول گل تساوي را وارد دروازه ايران كند.
با شروع نيمه دوم انتظار مي رفت كه با انجام تغييراتي در تركيب تيم كويت، اين تيم حملات بيشتري را در مقايسه با نيمه دوم روي دروازه ايران تدارك ببيند، اما در اين نيمه هم بازيكنان ايران برتر از حريف نشان دادند. حضور بازيكناني همچون خلعتبري و غلام نژاد اين اميدواري را ايجاد كرد كه تيم ايران در اين نيمه بازي تهاجمي تري را به نمايش بگذارد، اما گويا براي بازيكنان ايران پيروزي با حداقل گل در تهران كافي بود. با وجود اين، در دقايق باقي مانده از نيمه دوم هم خطر آن چناني روي دروازه دو تيم ايجاد نشد تا اينكه در دقيقه سوم وقت اضافي غلامرضا رضايي با استفاده از اشتباه مدافع كويت دومين گل ايران را به ثمر رساند. اين اولين پيروزي ايران در اين مرحله بود كه در تهران كسب شد.
اين ديدار، در حضور بيش از 30 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادي و به قضاوت «فان ژائو جي» از چين برگزار شد.
علي دايي همچون بازيهاي گذشته در اين ديدار نيز سيستم 1-3-2-4 را برگزيد، اما فقدان سرعت و انگيزه لازم باعث شد تا در مجموع تيم ايران بازي شادابي را ارائه ندهد.
تركيب تيم ايران: سيد مهدي رحمتي، سيد جلال حسيني، سيد هادي عقيلي، جواد نكونام، فريدون زندي، ميلاد مي داوودي، حسين كعبي، آندرانيك تيموريان، غلامرضا رضايي، ابراهيم صادقي و ستار زارع.
در يكي ديگر از بازيهاي حساس ديشب، تيم قطر با تك گل «بشير» توانست برابر عراق به پيروزي برسد تا به عنوان تيم دوم از گروه اول به مرحله نهايي رقابتهاي انتخابي جام جهاني 2010 صعود كند. ژاپن در آخرين دقيقه بازيهاي خود در مرحله سوم انتخابي جام جهاني فوتبال از بحرين انتقام گرفت و با سرگروهي وارد قرعه كشي مرحله چهارم شد.
در همين چار چوبژاپني ها كه در تمام طول بازيها پايين تر از بحرين بودند با گل دقيقه نود اوچيدا آتسوتو آنها را در سايتاما 1-0 شكست دادند و شكست تلخ خود را در بحرين جبران كردند.
پيش از اين بازي تاكشي اوكادا و بقيه بازيكنان ژاپن گفته بودند كه اين بازي برايشان بيشتر از يك ديدار معمولي اهميت دارد و مي خواهند انتقام شكست تلخ برابر تيم ميلان ماچالا را بگيرند.
به اين ترتيب ژاپن 13 امتيازي شد و در مقام اول گروه دوم به كار خود پايان داد. بحرين با يازده امتياز دوم شد و عمان و تايلند كه حذفشان از قبل قطعي شده بود در جاي سوم و چهارم قرار گرفتند.
*برد خداحافظي
در همين چارچوب، چين در آخرين بازي خود، مقابل استراليا به اولين پيروزي رسيد تا بازيهاي انتخابي جام جهاني 2010 را با خاطره اي نه چندان تلخ ترك كرده باشد.
چيني ها كه به گفته كاپيتان خود براي كشورشان تلاش كردند تا بازي آبرومندانه اي انجام دهند در دقيقه 11 و با ضربه «سان ژيانگ» از روي نقطه پنالتي تك گل مسابقه را به ثمر رساندند.
آنها در حالي به برنامه خود در مرحله سوم انتخابي پايان دادند كه پس از سه تساوي و يك برد با 6 امتياز در ته جدول گروه اول پايين تر از عراق و قطر ايستادند.
استراليا نيز كه در چين با اين تيم به تساوي رسيده بود در بازي برگشت و در حالي كه پيم وربيك به جوانان ميدان بيشتري داده بود بازنده شد.
اين مسابقه در ورزشگاه ANZ و در حضور 70 هزار تماشاگر برگزار شد
با اين وجود استراليا با همان 10 امتياز در قرعه كشي مرحله آخر حاضر خواهد بود.

جنگ كره اي ها برنده نداشت
همچنين در يكي از ديدارهاي حساس ديروز كه از گروه سوم اين رقابتهاي انجام شد، تيم فوتبال كره جنوبي در ورزشگاه خانگي برابر كره شمالي به نتيجه مساوي بدون گل رضايت داد تا بار ديگر مسابقه حيثيتي اين دو تيم گلي در بر نداشته باشد.
با اين نتيجه هر دو تيم فوتبال كره جنوبي و كره شمالي 12 امتيازي شدند اما تيم كره جنوبي به علت تفاضل گل بهتر نسبت به كره شمالي به عنوان تيم نخست اين گروه به مرحله بعد صعود كرد.
در دومين ديدار اين گروه تيمهاي اردن و تركمنستان كه از دور مسابقات كنار رفته اند، در ديداري تشريفاتي برابر هم به ميدان رفتند.
علي دايي: به موفقيت در مرحله بعد اميدوارم
علي دايي پس از برتري دو بر صفر تيم ملي ايران برابر كويت در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بازي بسيار خوبي بود و بازيكنان ما توانستند عملكرد بسيار خوبي داشته باشند. ما در هر دو نيمه نسبت به حريف برتر بوديم و موقعيتهاي گل زيادي را به دست آورديم كه نتوانستيم از آنها استفاده كنيم.
وي ادامه داد: ما در حفظ توپ و اداره بازي بسيار موفق بوديم و نشان داديم كه بازي به بازي بهتر مي شويم. كويت هم براي يك بازي تشريفاتي به تهران نيامده بود. آنها براي پيروزي آمده بودند و مربي اين تيم هم پيش از برگزاري بازي به من گفت دوست ندارم اين بازي را ببازم و با انگيزه كامل بازي مي كنيم تا در ورزشگاه آزادي تيم ايران را شكست دهيم.
دايي افزود: با اين حال ما توانستيم با يك بازي خوب كويت را شكست دهيم.
سرمربي تيم ملي ايران درباره دور چهارم رقابتهاي انتخابي جام جهاني 2010 اظهار كرد: بي ترديد بازيهاي مرحله بعدي دشوارتر خواهد بود و ما با حريفاني قدرتمندتر از تيمهايي كه در اين گروه با آنها روبه رو شديم بازي خواهيم كرد. با اين حال من به موفقيت در آن مرحله نيز اميدوارم چرا كه ما در اين مرحله هم در دور رفت تنها سه امتياز را كسب كرديم، اما در بازيهاي برگشت از تمامي بازيها امتيازهاي كامل گرفتيم.
وي درباره برخي انتقادها پيرامون استفاده نكردن از بازيكنان با تجربه نيز گفت: كدام بازيكن آماده بوده كه به تيم ملي دعوت نشده است. ما به اسامي كاري نداريم. بلكه بازيكنان آماده را دعوت مي كنيم. زماني كه مهدوي كيا را دعوت كردم دچار مصدوميت پا بود يا اينكه علي كريمي نيز دچار مصدوميت بود. وحيد هاشميان هم نامه اي به فدراسيون نوشت و اعلام كرد كه در مرحله اول تيم ملي را همراهي نمي كند. عليرضا نيكبخت واحدي هم با اجازه گرفتن از من اردوي تيم ملي را ترك كرد. با اين حال قرار نيست كه در تيم ايران اسمها بازي كنند. تيم ملي با ستاره يا بدون ستاره موفق مي شود و اين موفقيت تنها در گرو كار تيمي است. فوتبال يك بازي فردي نيست بلكه يك كار تيمي  است. در جام ملتهاي اروپا هم ديديم كه پرتغال و هلند با وجود تمامي ستاره هايشان حذف شدند.
قرعه كشي رقابتهاي انتخابي جام جهاني جمعه هفته جاري (هفتم تيرماه) در كوالالامپور برگزار مي شود و ده تيم حاضر به دو گروه پنج تيمي تقسيم مي شوند كه با انجام بازيهاي رفت و برگشت از هر گروه دو تيم به جام جهاني صعود خواهد كرد.
پس از آن دو تيم سوم با هم دو ديدار رفت و برگشت انجام مي دهند كه تيم پيروز در مرحله پلي آف دو ديدار با تيم نيوزيلند انجام خواهد داد و در پايان تيم پيروز به جام جهاني آفريقاي جنوبي صعود خواهد كرد.

  


چهار فريم از روزهاي آرام فوتبال داخلي

 

تفاوت در همه چيز
فاصله يك ساعته پخش بازي آلمان- پرتغال با برنامه نود، افسرده مان كرد. در جشن قهرماني استقلال، امير قلعه نويي را مي بينيم



كه عبارات جالبي به زبان مي آورد. علي فتح ا... زاده را مي بينيم كه پز يك برنده را گرفته و همه را به خنده مي اندازد. دروازه بان پگاه را مي بينيم كه مدعي است: «چون همين استقلال را در ليگ برتر 4 بر يك بهش برديم، باز هم ما قهرمانيم نه استقلال». البته توجه داشته باشيد كه واژه «بهش» در نقل قول نظر محمدي، از اشتباه نويسنده مطلب نيست بلكه گلر پگاه جمله بندي خاص خود را دارد. رنگ فوتبال ايران در روز باشكوه قهرماني استقلال را مقايسه مي كنيم با اتفاقهاي بازي آلمان- پرتغال و جشن شادي آلمانيها پس از پيروزي. خلاصه همه چيز افسرده مان مي كند، اما حداقل گلر پگاه با ادعاهاي خود، غلظت تراژدي فوتبال ايران را پايين مي آورد و كمي ما را مي خنداند. گلر پگاه كه از دقيقه 9 بازي با استقلال، اتلاف وقت را شروع كرده بود؛ در مصاحبه خود با خبرنگار شبكه سه حرفهايي زد كه همه را به قله تعجب رساند!

حرف كمتر زندگي بهتر
قهرماني استقلال سرانجام مدير عامل خوشحال اين باشگاه را به نتيجه اي درست رساند. همين كه فتح ا... زاده مي گويد: «در فصل جديد ديگر قول قهرماني نمي دهم چون اين فصل پدرم درآمد»، نشان مي دهد پس از مدتها مديرعامل استقلال يك نكته مهم را گرفته و متوجه شده كه فوتبال زياد كمدي نيست و پديده اي رئال است. فتح ا... زاده كه در سالهاي گذشته با ادعاهاي خود، فضاي فوتبال را شاد كرده بود و هر بار در مصاحبه هاي خود، تعداد جامهاي فتح كرده با استقلال را هم ضربدر N مي كرد؛ حالا به اين نتيجه رسيده كه كمتر حرف بزند و واقع گرايانه به فوتبال نگاه كند. استقلال با قهرماني جام حذفي آسيايي شد، اما كمترين نقش را در اين موفقيت، مديرعاملي داشت كه در طول فصل از سه سرمربي استفاده كرد و بارها تصميمات خود را تغيير داد و نتوانست بر مجموعه خود مسلط شود. البته فتح ا...زاده در مصاحبه خود پس از بازي با پگاه ثابت كرد كه سهم زيادي براي خودش در قهرماني استقلال قائل است، اما همان طور كه بعضي مواقع كوچينگ ضعيف يك مربي در جريان بازي، با پيروزي همراه مي شود، پيش مي آيد كه تصميمات غلط يك مدير در پروسه اي چند ماهه نتيجه مطلوب بدهد؛ اما در دراز مدت ضعفها پيدا مي شود و مقصر، پشت پرده نمي ماند. خوشحاليم فتح ا... زاده واقعيت فوتبال را كم كم مي فهمد.

خطر نقل و انتقالات
در هفته هاي ابتدايي حضور حبيب كاشاني در رأس امور اجرايي پرسپوليس، شنيده مي شد كه او براي جذب بازيكنان بزرگ و ملي پوش به هتل محل اقامتشان مي رود و حضوري با آنها مذاكره مي كند. در واقع پيش بيني مي شد پرسپوليس به خاطر بي تجربگي كاشاني در نقل و انتقال بازيكن، بازنده بازار باشد اما پرسپوليس نه تنها بازنده نشد بلكه بهترين مهره هاي ممكن را جذب كرد و برنده فصل نقل و انتقالات شد. در اين راه استيلي هم به كاشاني كمك كرد. حالا بار ديگر اتفاقي مشابه تابستان گذشته رخ داده و پرسپوليس با مديرعاملي جديد بايد در بازار نقل و انتقالات شركت كند. مديرعامل تازه پرسپوليس كارش براي بستن تيمي در حد ليگ قهرمانان آسيا سخت است. اگر البته استيلي به عنوان سرمربي پرسپوليس انتخاب شود؛ مي توان به پيروزي اين باشگاه در نقل و انتقالات اميدوار بود اما در حال حاضر آنها كار سختي دارند. به خصوص كه كاشاني به زحمت توانسته بود براي بازيكنان پرسپوليس اعتمادسازي كند و دوباره مهره هاي قديمي و البته اهداف پرسپوليس در بازار، با ترس بدقولي مديران اين باشگاه در امور مالي مواجهند. اين شايد نخستين پيامد منفي كنار رفتن كاشاني باشد.

مسابقه طعنه آميز
سؤال مسابقه پيامك برنامه 90 حقيقت تيم استقلال در فصلي كه گذشت را نشان داد. پرسش نود درباره بهترين بازيكن فصل استقلال بود و فردوسي پور در طول برنامه چندين بار تأكيد كرد همين دو بازيكن انتخاب شده هم با كلي وسواس در صورت نهايي سؤال قرار گرفته اند. بدون شك مجتبي جباري يكي از بهترينهاي ليگ هشتم و بهترين بازيكن استقلال در اين مسابقات بود، اما قرار گرفتن نام وحيد طالب لو در مسابقه پيامك 90، مشكلات استقلال را در فصل اخير نشان داد. طالب لو بهترين بازيكن استقلال در جام حذفي بود؛ دروازه باني كه در سه بازي پياپي با مهار پنالتي هاي مهم تيم را بالا برد و به فينال رساند. همين گلر، اما در طول فصل گلهاي خيلي بدي خورد كه او را به پايين ترين سطح عملكرد در چند سال گذشته رساند.
فردوسي پور، اما مجبور بود تعداد بازيكنان را به دو برساند تا مسابقه برگزار شود. پس اسم طالب لو هم كنار جباري قرار گرفت. اين نكته نشان مي دهد كار قلعه نويي براي قهرمان كردن استقلال چقدر سخت بود. حتي مي توان مدعي شد پگاه در فينال حذفي، از نظر مهره بهتر از استقلال بود. حالا كه استقلال آسيايي شده در بازار نقل و انتقالات بايد حسابي كار كرد.

  


روسيه هلندي تر بود، بدون شك؛ لوله كشي «گاس» در سيبري!

 

* رسول بهروش

1- گويا فدراسيون فوتبال روسيه سرانجام براي فرونشاندن سرماي وحشتناك حاكم بر بازي هاي اين تيم، مبادرت به لوله كشي



گاس(!) كرد و با استخدام هيدينگ بزرگ، گرما، حرارت و زندگي را به سردسيرترين نقاط زمين كشاند.
اگر تا ديروز فوتبال شوروي سابق و روسيه امروزي با انبوهي از درگيري هاي فيزيكي و دهها تكل و يك خروار خشونت شناخته مي شد، اكنون روسيه حاضر در يورو 2008 به تمام معنا يك فوتبال شناور، شاداب و گروهي را به معرض نمايش مي گذارد.
اينك دوران گذار فوتبال روسيه فرا رسيده و به طور قطع در حال حاضر كسي براي فقدان خلاقيت در نوع بازي تيمهاي اين كشور، به سوگ نخواهد نشست.
تيم هيدينگ از همان روز اول و با وجود شكست سنگين مقابل اسپانيا، بارقه هاي پررنگي از اميدواري را در نوع فوتبالي كه ارايه مي داد، به جاي گذاشت.
پيروزي بر يونان، اگر چه ضمن عرضه يك بازي فوق العاده حاصل شد، اما هرگز به استانداردهاي مسابقه با سوئد نرسيد. شاگران گاس كه نود دقيقه تمام روي دروازه سوئدي ها آتش ريخته بودند، در مصاف با هلند پر آوازه هم، «هلندي» تر از رقيب خود بازي كردند!
آن چنان كه فان باستن در پايان بازي اعتراف مي كند و البته آن چنان كه ميليونها بيننده تلويزيوني به چشم ديدند، لاله هاي نارنجي هيچگاه موفق به گرفتن ابتكار عمل از دست رقيب نشدند و اگر اشتباهات پايان ناپذير جوانان روسي نبود، كار بايد در همان وقت قانوني به پايان مي رسيد. بي ترديد اگر پاولي چنكو مرتكب آن خطاي هند بي مورد نشده بود، حالا قواي بدني روسيه به اندازه نيم ساعت كمتر تحليل مي رفت. اين كاميابي ها بدون شك دستمزد تغيير رويكرد سران فوتبال روسيه به مكتب هلندي است.
پس از قهرماني غيرمنتظره نيت سن پترزبورگ با ديك ادووكات حالا مي توانيم درخشش تيم ملي آينده دار روسيه را ببينيم و به درايت تصميم سازان فوتبال اين كشور، غبطه بخوريم.
2- پس از ناكامي در جام جهاني 2006 و حذف در مقابل پرتغال، شكست در تورنمنت جام ملتهاي اروپا مي تواند به شكلي بسيار جدي آينده كاري ماركو فان باستن در تيم ملي هلند را به مخاطره بيندازد.
به نظر مي رسد، رفته رفته سياست جهاني ميدان دادن به مربيان جوان در سطوح اول فوتبال، به شكست انجاميده است. در پي تزلزل جايگاه دونگا و دونادوني در تيمهاي ملي برزيل و ايتاليا، اكنون فان باستن هم در آستانه اخراج از جمع نارنجي ها قرار گرفته است. مسأله وقتي جالب تر مي شود كه مي بينيم سرمربي جوان هلندي ها پس از يك استارت توفاني در اين جام، مقابل استاد خود سپر مي اندازد و تسليم يك مربي با تجربه تر و نامدارتر فوتبال هلند مي شود.
آيا در حضور سرمربيان ميدان ديده، كارنامه دار و البته هنوز هم كارآمد در فوتبال يك كشور، سپردن تيم ملي به مربيان جوان تر، كمي نا آگاهانه نيست؟ اين تازه ترين چالش فوتبال جهان است. تازه، حذف دردناك كرواسي با بيليچ جوان را هم از ياد نبريد.
3- در پي پيروزي روسيه مقابل هلند و ابراز شادماني گسترده گاس هيدينگ از اين موضوع، به تازگي چالشي جديد در حوزه اخلاق ورزشي پديد آمده است. آيا هيدينگ نبايد براي حذف تيم ملي كشورش از گردونه يورو 2008، خوشحالي مي كرد؟ بسياري از آدمهايي كه چنين نظريه اي را مطرح مي كنند، صرفاً از زاويه ديد يك عنصر بي طرف به ماجرا مي نگرند و حكم به تخطي گاس از هنجارهاي اخلاق و جوانمردانه مي دهند، اما آيا به راستي مي توان به جاي هيدينگ بود، اما خوشحالي نكرد؟ او كه با تربيت عده اي جوان گمنام، انگليس بزرگ را از راهيابي به جام ملتهاي اروپا باز داشت، در مرحله نهايي اين رقابتها نيز با حذف مدعي اول قهرماني- كه دست بر قضا، تيم وطنش هم بود-، خودش را، كارش را و تيمش را به تمام دنيا ثابت كرد.
چگونه مي توان انتظار داشت در پي چنين توفيق سترگي و از پس 120 دقيقه اضطراب و التهاب، يك مربي فوتبال بتواند احساساتش را كنترل كند و با كتمان كردن شادي اش، آشكارا مبادرت به رياكاري كند؟ آيا پيش كشيدن چنين بحثهايي يك فرافكني روشن و لوث كردن عملكرد هيدينگ نيست؟
4- سر انجام اينكه از اين روسيه بايد ترسيد. نه حالا، كه محتمل است خامي شير بچه هاي روسي كار دستشان بدهد بلكه در جام جهاني 2010، به شدت بايد از اين تيم روسيه هراس داشت. جواناني اين اندازه مستعد، اگر دو سال ديگر تجربه بيند و آبديده تر شوند، مطمئناً گريبان همه بزرگان دنيا را خواهند گرفت. شك نكنيد.

  


در ستايش گاس كبير

 

* محمد مهدي مظفري

تنها چند ساعت از بازي شگفت انگيز هلند و روسيه گذشته. چرا شگفت انگيز؟ خوب چه كسي فكر مي كرد در وقت اضافه روسها همچنان بدون نوسان بدوند وهلندي ها فقط در زمين راه بروند. يا چه كسي بعد از سه گل زدن به ايتاليا يا چهار گل زدن به فرانسه توسط هلند گمان مي كرد روسيه در مرحله بعد ترمز آنها را بكشد. تك تك نفرات دو تيم را قياس كنيد. اسنايدر- فان نيستلروي- دارت كويت- فان در فارت- فان درسار و... آنها در رئال- منچستر- ليورپول و... بازي مي كنند. اين تيمها را كه مي شناسيد. ثروتمندترين و بهترين باشگاههاي دنياي فوتبال ستاره روسها آرشاوين كجا بازي مي كند. ليگ روسيه. پس چه عاملي باعث اين برتري خيره كننده مي شود؟ بله فقط و فقط قهرمان سابق كره جنوبي- استراليا و حالا قهرمان روز روسيه. گاس هيدينگ.
گاس كبير. او فوق العاده است. فرمانرواي تاكتيك. پادشاه استراتژي. واقعاً چه كسي اعتقاد دارد پتانسيل فوتبال كره جنوبي به رغم نظم و تزريق پول به فوتبال و حتي ميزباني جام جهاني و كمكهاي داوران، حضور در بين چهار تيم پاياني جهان در آن تورنمنت است؟ اما يك مرد دانا و با شخصيت كه حالا پروفسور بلامنازع فوتبال است مي تواند آن مجموعه تاريخي را بسازد و هدايت كند و حالا چند سال بعد از آن اتفاق بزرگ شگفتي بزرگ ديگري بيافريند. او حالا قطعاً در دسته چند مربي اول دنياست. ليپي- فرگوسن و هيدينگ. آنها پادشاهان تاكتيك و بازيخواني اند. گاس كبير اگر در نيمه نهايي جامهاي جهاني و ملتهاي اروپا با هلند نتوانست فيناليست شود، اما آن چه براي بزرگ شدن و بزرگ ماندن لازم بوده را از آن شكستها آموخته. او حالا دايماً به پيش مي رود. به موفقيتها و بزرگتر شدن يورش مي برد و حتماً بعد از اين تورنمنت پيشنهادهاي بزرگتري دريافت مي كند. گاس يك حرفه اي تمام عيار است. جوابي به چلسي نمي دهد تا تمركز روسيه بهم نخورد. كاري كه فيل بزرگ انجام داد و قواعد حرفه اي را زير پا گذاشت. او اصلاً نگران از دست دادن اين بخت نيست. شايد بعد از جام اتفاقات بزرگتري براي او رقم بخورد. او حالا گاس هيدينگ است. گاس هيدينگ كبير.

  


هر جام او را فرياد مي زند؛ مكتب «گاس»

 

پيام يونسي پور

كافي است خودتان را جاي يك هوادار هلندي بگذاريد و صحنه اي را متصور شويد كه يك هموطن از بابت شكست دادن تيم ملي شما



به آسمان مي پرد و يا دست دور گردن همكارش كه هموطن رقيب است مي اندازد و جشن پيروزي مي گيرد! از ديدن چنين صحنه اي چه احساسي خواهيد داشت؟ شايد انزجار، شايد تنفر و ترس از تماشاي اين صحنه توسط جهانيان و البته تحقير. شايد هم مقلد حرفه اي ها شويد و بگوييد در دنياي امروزي چنين اتفاقي كاملاً طبيعي، اما ولي يك نكته در مورد يك آدم خاص با ديگران تفاوت مي كند. اگر هموطن شما «گاس هيدينگ» باشد كه تمام جهان وي را با لقب «شاه گاس» مي شناسند، حتماً لحظه اي تمام اندوه هاي ناشي از حس ناسيوناليستي را كنار مي گذاريد و دوباره با همان احساسات وطن دوستي خود، براي او كف مي زنيد. بعد از خودتان مي پرسيد آيا فوتبال جهان مردي با نبوغ او را امروزدر بالين خود مي بيند؟
بي شك «گاس هيدينگ» يكي از بزرگترين مربيان تاريخ معاصر فوتبال جهان است. او را چگونه بايد تشريح كرد؟ مردي كه كره جنوبي را به مقام چهارم جهان مي رساند، اگر يك نابغه نيست پس با چه لفظ و ادبياتي تعريف مي شود؟! كسي كه استراليا را پس از 30 سال به جام جهاني و سپس به يك هشتم نهايي جام جهاني مي برد و داور بازي را وادار مي كند عليه فوتبال سرشار از توانايي اش حكم به پنالتي ناحق بدهد و حريف - ايتاليا - را پيروز ميدان كند را با چه جملاتي مي توانيد ستايش كنيد؟ «گاس كبير»، لقبي است كه روسها به او مي دهند و چنين عنواني برازنده او بوده و هست. بدون ترديد حذف كردن انگلستان از مقدماتي جام ملتهاي اروپا و كنار زدن هلند و سوئد از اين جام تا همين امروز نه تنها از يد قدرت روسيه خارج بود كه شوروي سابق هم با تمام ادعاي خود نمي توانست چنين نتايجي را رقم بزند.
به ستايش بسنده نمي كنيم. «گاس هيدينگ» با تيم ملي روسيه در جام ملتهاي اروپا فوتبالي را به اجرا درآورد كه تا امروز نمونه اي از آن را نديده بوديم. او نه تنها در اصول مربيگري يك عنصر پيرو و تبعيت كننده نيست كه در حقيقت خودش سازنده و صاحب مكتبي در فوتبال جهان شده كه ناشناخته باقي مي ماند.
افشين قطبي كه بزرگترين افتخار دوران مربيگري خود را دستياري و مشاوره دادن به «گاس كبير» مي داند در توصيف اين هلندي جاه طلب مي گويد: «هيدينگ اول يك پدر مهربان است، بعد معلمي روان شناس و در آخر يك مربي فوق العاده!» تماشاي فوتبال تيمهاي «هيدينگ» نشان مي دهد تواناييهاي اين مربي در تقويت روحيه بازيكنانش تا چه حد بالاست. آخرين حرفهاي «هيدينگ» در رختكن تيم ملي كره جنوبي قبل ازبازي با اسپانيا از زبان قطبي چنين تأثيري روي تيمش گذاشت: «گاس حرف مي زد و بازيكنان فقط گريه مي كردند. آنها دقايقي بعد تعدادي گرگ وحشي بودند! »
در كنار روحيات باشكوه «هيدينگ» مي توانيد تفكر مناسبش براي هر مسابقه را هم بگنجانيد. فوتبالي كه تيمهاي او ارائه مي كنند هيچ وقت نه ديده شده و نه به نظر مي رسد به زودي تكرار شود. آميخته اي از هنرهاي فردي كه در قالب بازي گروهي جلوه گر مي شود. هر بيننده اي از ديدن بازي تيم «گاس كبير» به وجد مي آيد و به نفس قانون فوتبال كه فقط در 90 دقيقه خلاصه مي شود لعنت مي فرستد!
روحيه بزرگ او در ميان مربيان با وجود تمامي حس جاه طلبي اش بي نظير است. مثل زمان پايان بازي كه در كنفرانس مطبوعاتي مي گويد: «من آدم مغروري نيستم، ولي بايد پذيرفت تيم ما به لحاظ تكنيكي و حفظ توپ به مراتب بهتر از حريف بود! » و دقت كنيد كه او مي گويد تكنيك، نه تاكتيك! او آن قدر كوچك نيست كه در كنفرانس مطبوعاتي بگويد بازي، بازي خوبي بود و ما از نظر تاكتيكي به حريف برتري داشتيم. او در لحظات شادي اش هم بازيكنان خود را عاملان اين كاميابي مي داند، درست در حالي كه بايد قبول كرد روسيه بدون «گاس هيدينگ» حتي به جام ملتهاي اروپا هم نمي رسيد!
و حالا فقط يك سؤال باقي مي ماند. اينكه چرا «گاس كبير» هيچ گاه حاضر به همكاري با تيمهاي بزرگ جهان نمي شود؟ آيا مي توانيم او را از اين نگاه يك مربي ترسو تلقي كنيم؟ چقدر كودكانه است كه تصور كنيم مردي كه تيمش را 120 دقيقه عليه هلند در زمين حريف قرار مي دهد و يكپارچه حمله مي شود از چيزي در فوتبال هراس داشته باشد؟
«گاس هيدينگ» با همين انتخابهايش ما را شگفت زده مي كند و به همه مي قبولاند كه رازي بزرگ در سر دارد. او به دنبال چه چيزي مي گردد؟ قهرماني با يك تيم گمنام يا آرامشي همراه تيمهاي كم ادعا؟! هر چه هست، حضور «گاس» در هر تورنمنتي بر جذابيتهاي آن جام مي افزايد. مي توانيد انتظار يك شگفتي ساز را بكشيد كه فوتبالي استثنايي را ارائه مي كند. همچون كره جنوبي، مثل استراليا، مانند آيندهوون و البته همين روسيه!

  


اسپانيا 4- ايتاليا 2 ؛ صعود با دستان كاسياس

 

تيم ملي اسپانيا ديشب در ضيافت پنالتي ها موفق شد با نتيجه 4 بر 2 ايتاليا را شكست داده و به عنوان آخرين تيم راهي مرحله نيمه نهايي شود.




در اين بازي دو تيم در طول 120دقيقه به تساوي صفر بر صفر رسيدند.
دو تيم نيمه اولي پرتحرك اما بدون گل را پشت سر گذاشتند. ايتاليايي ها در اين نيمه سانتر از جناحين را در دستور كار قرار داده بودند و سعي در قراردادن توني در موقعيت گل داشتند. دونادوني پس از چند روز حرف و حديث در مورد خط مياني اش سرانجام در نبود پيرلو و گتوزو از تركيب، پروتا، ده روسي و آكيلاني رونمايي كرد. در اين منطقه البته آمبروسيني هم بود كه عملاً به عنوان يك تخريبچي وظيفه داشت مانع بازي سازي ژاوي و سنا شود. در مقابل ماتادورها با استفاده از دو مهاجم ثابت هميشگي شان يعني تورس و ويا قلب دفاع ايتاليا را نشانه گرفته بودند.
پس از چند حمله ابتدايي ايتاليايي ها اين اسپانياييها بودند كه با دوندگي بيشتر مردان مياني شان صاحب توپ و ميدان شدند. از دقيقه 28 به بعد بوفون دقايق سختي را مقابل مهاجمان ماتادور پشت سر گذاشت. به زوج تورس و ويا بايد سليواي 22ساله را هم اضافه كرد كه در اين نيمه بارها وبارها با حركات تكنيكي خود پانوچي را به درد سر انداخت . جابجايي مداوم او و اينيستا باعث برهم ريختن نظم دفاعي سربازان دونادوني مي شد و آنها را مجبور به انجام خطا و در نهايت دفع بي هدف توپها مي كرد.
در اين نيمه اسپانيايي ها 60 درصد صاحب توپ بودندو البته خطرهاي جدي تر را روي دروازه حريف ايجاد كردند.
آراگونس و دونادوني براي 45 دقيقه دوم دست به آرايش اوليه تيم شان نزدند. آراگونس طبيعتاً از عملكرد تيمش راضي بود و دونادوني با توجه به موجودي اش روي نيمكت ترجيح داد بدون تغيير به مبارزه ادامه دهد. در اين نيمه اسپانيايي ها بازهم بهتر بودند. ايتاليايي ها دوست داشتند هجوم ببرند اما به دليل فشار زياد اسپانيايي ها در حمله كم تعداد ظاهر مي شدند. در اكثر دقايق اين نيمه توني در ميان پويول و مارچنا و راموس تنها بود و البته كاسانو هم پيش از اينكه به فكر حمله باشد مجبور بود تا در خط مياني فضاهاي پيش روي اسپانيايي ها را كور كند.
يكي دو شوت از بازيكناني چون سيلوا، سنا و ويا مهمترين خطرهاي ايجاد شده از سوي سربازان آراگونس بود. بخصوص ضربه سنا در دقيقه 80 كه با اشتباه بوفون در كنترل توپ به تير دروازه خورد.
در اين نيمه دو تيم قبل از اينكه در اجراي سيستمهاي تهاجمي موفق باشند در بستن روزنه ها و حفظ سنگر خود بي نقص عمل كردند بخصوص آتزوري كه چند بار بوفون ناجي شان بود.
تساوي بدون گل دو تيم در 90 دقيقه بازي را به وقتهاي اضافه برد. در وقت اول اضافه اسپانيا با تكيه بر همان حركات عمقي سنا و ويا زهردار تر بودند. ايتاليا هم همچنان فاصله بين خط حمله و خط مياني اش باعث مي شد تا حملاتش بي اثر بماند. هرچه به پايان بازي نزديك تر مي شد جنگهاي ميانه ميدان افزايش مي يافت. خستگي بازيكنان باعث مي شد تا آنها تمركز لازم را در زدن ضربات آخر از دست دهند و توپ ها به راهي جز چارچوب دروازه بروند.
براي 15 دقيقه پاياني بازي دونادوني يك ايده داشت و آن هم ورود دل پيه رو باتجربه و تازه نفس بود. ورود دل پيه رو به جاي اكيلاني به دو هدف انجام شد يك آزار خط دفاع خسته اسپانيا و دوم استفاده از تجربه او در زدن ضربات ايستگاهي و پنالتي.
با اين حال تمام تغييرات مربيان باعث به ثمر رسيدن گل نشد تا اينكه نوبت به ضربات پنالتي رسيد. در ضربات پنالتي تيم اسپانيا موفق شد با هنرنمايي كاسياس 4 بر 2 تيم ايتاليا را شكست دهد. اسپانيا با اين پيروزي حريف تيم روسيه شد و پنجشنبه هفته جاري بايد در وين برگزار كننده ديدار نيمه نهايي باشد.
در پايان اين بازي ايكر كاسياس به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد.

  


خداداد سرمربي پيام شد

 

رستم زاده- خداداد عزيزي پس از چند روز كش و قوس سرانجام به عنوان سرمربي پيام انتخاب و كارش را از امروز اغاز مي كند.



ديشب پس از جلسه اي كوتاه ميان عزيزي و صلاحي موضوع آمدن حسين عبدي با وعده اي كه مدير عامل مبني بر جور كردن 1/5 تا 2 ميليارد پول براي سال جاري به عزيزي داد عملا منتفي شد. خداداد در گفتگوي اختصاصي با قدس ضمن تاييد اين خبر گفت: با گفتگويي كه با آقايان صلاحي و شاكري داشتيم مقرر شد تا براي فصل جاري طبق برنامه اي كه من تهيه و تحويل داده ام مبلغي بالغ بر 1/5 ميليارد تومان به تيم تزريق شود تا بتوانيم تيمي آبرومند را روانه مسابقات كنيم. وي در ادامه افزود به همين خاطر سه شنبه جلسه اي با حضور دكتر عزيزي(مالك ويند امارات و سهامدار پيام) در تهران برگزار مي شود تا چگونگي تامين اين هزينه ها مشخص شود. سرمربي جديد پيام در ادامه از حفظ 14 بازيكن فعلي اين تيم خبر داد و افزود 5 بازيكن ليگ برتري را مد نظر داريم كه كار جذب آنها را آغاز خواهيم كرد و البته دو سه بازيكن خارجي را هم خواهيم خريد تا نقاط ضعف مان را به طور كامل پوشش دهيم. وي در مورد بازيكنان ليگ برتري كه مد نظرش است گفت: به زودي نام انها را اعلام مي كنم. اما اول بايد ببينم مشخصا چه بودجه اي در ابتدا در اختيار كادر فني قرار مي گيرد. آيا خداداد باز هم مدير فني خواهد بود؟ او در اين مورد پاسخ مي دهد صحبتي كه با من انجام شده براي سرمربيگري است و من همان كادري را كه براي آوردن تيم به ليگ برتر زحمت كشيدند حفظ خواهم كرد. وي در مورد مبلغ قرار دادش گفت: من زياد اهل پول و قرار داد نيستم . اين 2 ميلياردي را هم كه در برنامه ام آورده ام براي خودم نيست و براي ساختن تيم آبرومند در ليگ برتر است.

  


تجليل از سبز و مشكي ها

 

رسايي فر- طي مراسمي از بازيكنان و كادر فني تيمهاي ابومسلم و پيام تجليل شد. در اين مراسم كه از سوي استاندار خراسان رضوي ترتيب داده شده بود به هر كدام از بازيكنان و كادر فني اين دو تيم لوح تقدير و يك سكه بهار آزادي اهدا گرديد.محمد جوادمحمدي زاده استاندار خراسان رضوي با اشاره به شرايط دو تيم در طول سال گذشته گفت:با راهيابي پيام به ليگ برتر و رتبه قابل توجهي كه ابومسلم در ليگ به دست آورد شرايط براي ما به گونه اي متفاوت از گذشته خواهد بود كه به اعتقاد من مي بايست پشتيباني از اين تيمها درابعاد عاطفي،علمي ،مالي و سياسي در راس توجه ما قرار گيرد و تلاش كنيم تمام مساعي خود را براي كمك به آنها به كار گيريم .
استاندار خراسان رضوي در ادامه از سرمايه هاي اجتماعي به عنوان يك ضرورت در جامعه ياد كرد و افزود:به فرمايش امام خميني( ره)مي بايست از تمام ظرفيتهاي هاي موجود در جامعه به عنوان سرمايه هاي اجتماع استفاده كرد كه اين قضيه را در هشت سال دفاع مقدس به وضوح ديديم. امروز تيمهاي ابومسلم و پيام براي استان يك سرمايه اجتماعي به شمار مي آيند كه بايستي پاس داشته شوند .
در اين مراسم همچنين افشين داوري مدير كل تربيت بدني خراسان رضوي ، بني اسد و صلاحي مديران عامل ابومسلم و پيام، وضعيت دوتيم را تشريح كردند.
در حاشيه
*بعد از اتمام مراسم در گيري لفظي مدر عامل و قايم مقام باشگاه پيام به حدي شديد بود كه بني اسد مدير عامل ابومسلم مجبور به ميانجيگري شد .

  


ايويچ در راه ايران ؛ مصطفوي مديرعامل پرسپوليس

 

اولين جلسه هيأت مديره باشگاه پرسپوليس ديروز پس از معرفي اعضاي جديد (داريوش مصطفوي، مجيد فرخزادي، نژاد فلاح و آخوندي) برگزار و طي آن داريوش مصطفوي به عنوان مديرعامل انتخاب شد.
در اين جلسه همچنين مجيد فرخزادي به عنوان سخنگو معرفي گرديد و درخصوص اضافه شدن سعيدلو به عنوان رئيس هيأت مديره مباحثي مطرح گرديد. از نكات مهم اين جلسه پيشنهاد داريوش مصطفوي براي سرمربيگري پرسپوليس بود.
او در كمال تعجب همگان توميسلاو ايويچ را به عنوان سرمربي پرسپوليس در هيأت مديره مطرح كرد و افزود: در صورت تصويب توسط كليه اعضا كار انتقال وي را شخصاً برعهده خواهد گرفت.
همچنين فرخزادي كه در اين نشست به عنوان سخنگوي هيأت مديره باشگاه پرسپوليس انتخاب شد، گفت: هواداران نگران شرايط كنوني تيم نباشند. روزهاي آفتابي پرسپوليس مانند گذشته نزديك است و قطعاً شرايط موفقي را خواهيم داشت.
فرخزادي تأكيد كرد: از همه كساني كه سوار قطار پرسپوليس بوده اند مي خواهم كه از قطار پياده نشوند. قطعاً با حمايت سازمان شرايط موفقي براي حضور پرسپوليس در ليگ قهرمانان آسيا فراهم خواهيم كرد.
گفتني است، بحث درمورد سرمربي تيم پرسپوليس نيز به جلسات آينده موكول شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com