تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
میهن
كفشدوزك
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه يورو 2008
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 5تیر ماه 1387

[ هنری ]
 * گفتگو با «محمد يعقوبي» كارگردان و نويسنده نمايش «ماچيسمو» ؛
ديگر محدوديت هاي نمايش كلاسيك را نداريم * آي سان نوروزي
 * به انگيزه بزرگداشت هوشنگ مرادي كرماني؛ من عاشق آسمان هستم!
 * «خانه سينماي 2»؛ گشايش يافت
 * محسن مؤمني خبر داد؛ 30 ميليون تومان بودجه دومين جشن داستان انقلاب
 * استادان زبان فارسي در كانادا گرد هم مي آيند ؛ سخنراني شفيعي كدكني، باطني و كريمي حكاك در تورنتو
 * تجليل از هنرمندان تئاتر شهرستان ؛ مراسم پاياني «ارديبهشت تئاتر ايران» برگزار شد

گفتگو با «محمد يعقوبي» كارگردان و نويسنده نمايش «ماچيسمو» ؛
ديگر محدوديت هاي نمايش كلاسيك را نداريم * آي سان نوروزي

 

«محمد يعقوبي» يكي از نمايشنامه نويسان جوان تئاتر كشور است كه فعاليتهاي هنري اش را با ترجمه و كارگرداني نمايشنامه



«شب به خير مادر» نوشته «مارشا نورمن» از سال 1376 آغاز كرده و از آن زمان تاكنون نويسندگي 9 نمايشنامه و كارگرداني 11 نمايش را در كارنامه فعاليتهايش به ثبت رسانده است.




دريافت جايزه اول كارگرداني و جايزه دوم نمايشنامه نويسي از پانزدهمين جشنواره تئاتر فجر براي نمايش «زمستان 66»، جايزه دوم كارگرداني و نمايشنامه نويسي از شانزدهمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر (1377) براي «رقص كاغذ پاره ها»، جايزه سوم كارگرداني از هفدهمين جشنواره تئاتر فجر (1378) براي «پس تا فردا»، جايزه سوم كارگرداني از نوزدهمين جشنواره تئاتر فجر (1380) براي نمايش «يك دقيقه سكوت» و دريافت جايزه و عنوان اول نمايشنامه نويسي از طرف كانون ملي منتقدان در سال 1384 براي نمايشنامه «گلهاي شمعداني» از جمله عناويني است كه يعقوبي طي سالهاي گذشته كسب كرده است.
محمد يعقوبي در حال حاضر نمايش «ماچيسمو» كه خودش با اقتباس از رمان «كنسول افتخاري» گراهام گرين نوشته است را در تالار چهار سو تئاتر شهر در حال اجرا دارد.
***
* گويا به كار به صورت نويسنده/ كارگردان اعتقاد زيادي داريد. خودتان اين جريان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** ما در سينما، فيلمسازان زيادي داريم كه خودشان نويسنده فيلمهايشان هستند و هيچ كس هم از آنها نپرسيده چرا اين طور كار مي كنند و چرا متنهاي خودشان را كارگرداني مي كنند !ظاهراً اين جريان و پرسش، فقط متعلق به تئاتر كشور ماست. همين چند وقت پيش در يكي از برنامه هاي تلويزيوني هم «محمد چرمشير» درباره همين موضوع بحث كرد و اعتقاد داشت يك نويسنده لزومي ندارد كارهاي خودش را كارگرداني كند.
اما من دوره كارگرداني ديده ام و اساساً درباره كارگرداني و نحوه بازيگري سليقه و حرف خودم را دارم. تصور من اين است كه وقتي نويسنده و كارگردان يك نفر نيست - ممكن است هميشه هم اين طور نباشد - آن كارگردان صرف، ترجيح مي دهد خودش را اثبات كند و براي همين، همواره مي خواهد در متن دنبال ثابت كردن ديدگاه و سليقه خودش به عنوان كارگردان باشد. اين اتفاق، به يك جور جاه طلبي ميدان مي دهد و تجربه هم نشان داده خيلي از اين دست كارگردانها متن را به راه ديگري برده اند و نويسنده معمولاً از اجرا راضي نبوده است.
* چقدر اجازه تغيير متن در جريان تمرين را به خودتان مي دهيد؟
** نمايشنامه هاي من در دل تمرين بسيار تغيير مي كنند. يك دليل كاملاً خصوصي هم دارم كه به تاريخ ادبيات نمايشي هيچ ارتباطي ندارد؛ اگر من نويسنده كاري باشم كه كارگردان آن فرد ديگري باشد - به نحوي كه هر از چند گاه پيش آمده است - به خودم ثابت شده كه در اين مورد بسيار از زير كار در رو و تنبل مي شوم! يعني هميشه از اين كارها فرار و هر كاري مي كنم مگر آن قولي كه براي نوشتن داده ام! اما هر وقت كارگردان كار خودم بوده ام، همه كارهايم را تعطيل كرده ام و ششدانگ ذهنم به همين كار بوده است.
* با بقيه اعضاي گروه چگونه كار مي كنيد؟ آنها از كار با شما لذت مي برند يا به عنوان يك مدير همه كاره به شما نگاه مي كنند؟
** برخي كه مشكلاتي در گذشته با هم داشته ايم ممكن است در مورد من نظر ديگري داشته باشند، اما بيشتر كساني كه با آنان كار كرده ام هميشه گفته اند كه من در كارهايم به فضايي اشتراكي و گروهي تأكيد داشته ام.
اولين چيزي كه من به عنوان كارگردان به بازيگران تازه وارد گروه مي گويم اين است كه: «نوشته هاي من آيه هاي آسماني نيستند و قابل تغييرند؛ بنابراين اگر نظري درخصوص آنها داريد با گروه در ميان بگذاريد.» اين جمله را هر بازيگري كه با من كار كرده، حتماً شنيده است. پس در خودم روحيه گروهي را مي بينم و آمادگي هرگونه پيشنهادي را دارم و به راحتي از آنها در كارهايم استفاده مي كنم. مثلاً كاراكتر فرهاد «ماه در آب» در نسخه اوليه نمايشنامه در نهايت پنج دقيقه بازي داشت، اما در اجرا به يكي از نقشهاي اصلي نمايشنامه تبديل شد.
* شما روايت كلاسيك چند پرده اي را در «ماچيسمو» از ميان برداشته ايد و نمايش به اقتضاي روايت سليقه اي تان ممكن است بارها و بارها شامل برشهايي در صحنه هاي مختلف بشود. چرا از اين شيوه استفاده كرده ايد؟
** ببينيد، ما ديگر در نمايشهاي امروز، محدوديتهاي نمايشهاي كلاسيك را نداريم.يكي از بهترين نمايشنامه هايي كه در زندگي ام خوانده ام، نمايشنامه «شب به خير مادر» بود كه يك نمايشنامه تك پرده اي است. من مشكلي با اين نوع نمايشنامه ندارم، اما مي گويم حتماً لزومي ندارد كه به اين شيوه بنويسيم. اگر كه اقتضا مي كند، كوتاه كوتاه بنويسيم كه براي من اين شيوه مهم است و مي گويم كه «اين لحظه» مهم است ، نه لحظه قبل و بعد آن!
ضمن اينكه با اين كات ها و استفاده از پروژكشن خواسته ام تماشاگر را در تمام لحظات درگير و متوجه كار نگه دارم، و الا در هنگام تغييرات صحنه ميان قطعه هاي مختلف تماشاگرم را در تاريكي تنها گذاشته بودم. اين مشكل حداقل در فعاليتهاي من كه با تغييرات صحنه زيادي همراه است وجود داشت. من در «ماچيسمو» ارتباط ميان صحنه ها را با پروژكشن حفظ كردم و در «ماه در آب» همين كار را با صدا انجام دادم.
* در نشست رسانه اي چند روز پيش، يكي از خبرنگاران و منتقدان اجراي نمايش شما را براي امروز و مخاطب ايراني نامناسب دانسته بود...
** بله، چيزهايي شنيدم و در چند روزنامه هم بخشهايي از اين صحبتها را خواندم.
من تصور مي كنم اگر اجراي نمايش ضرورتي نمي داشت، ايشان اين صحبت ها را مطرح نمي كردند.اما چيزي كه من را بسيار متعجب مي كند اين است كه ظرفيت پذيرش برخي از آدمها چقدر اندك شده، كه حتي حاضر نيستند شاهد اجراي داستان نمايش آدمهايي از دنياي ديگر باشند. من بسيار خوشحال شدم كه آقاي پارسايي - رئيس هنرهاي نمايشي - آن پاسخ درست را به اين خبرنگار دادند و گفتند، نبايد به دنبال تئاتر خنثي باشيم.

  


به انگيزه بزرگداشت هوشنگ مرادي كرماني؛ من عاشق آسمان هستم!

 

* عباسعلي سپاهي يونسي

مرادي كرماني از آن دست نويسنده هايي است كه دوستش داريم. نويسنده توانايي است، چه آن گاه كه مي نويسد و چه آن وقت كه درباره ادبيات و هنر سخن مي گويد و اين را به شخصه مثل خيليهاي ديگر خوانده ام و شنيده ام.





براي من، نوشته هاي مرادي كرماني مزه ديگري دارد، مزه اي كه آدم را درگير مي كند و مي خواند و لذت مي برد. داستانهايي كه شكل گيري و موضوع آنها ساده تر از آن چيزي است كه فكر مي كني، اما اين باعث نمي شود تا ديگران هم بتوانند به همان سادگي كه مرادي مي نويسد، بنويسند.
كسي چه مي دانست نويسنده 24 ساله اي كه «كوچه ما خوشبختها» را به سال 1347 براي «خوشه» نوشت، بعدها يكي از مطرح ترين نويسندگان ادبيات كودك و نوجوان ايران خواهد شد، نويسنده اي كه اگر چه بر كارهاي او نام ادبيات كودك و نوجوان را مي گذاريم، اما بزرگترها هم خواننده كارهايش مي شوند و در شادي ها و غمهاي او شريك مي شوند.
خودش در گفتگويي با احمد طالبي نژاد در مجله فيلم درباره قصه هايش گفته است: چند عنصر در قصه هاي من تكرار مي شوند كه اينها به نوعي از زندگي من به ويژه در كودكي و نوجواني نشأت مي گيرد. يكي موضوع بي كسي و يتيمي است و مقاومت در برابر تقدير و مشكلات زندگي، يعني پرداختن به زندگي بچه هايي كه پدر يا مادر ندارند كه به طور مشخص در قصه هاي مجيد اين موضوع اصل است؛ دوم موضوع فقر شرافتمندانه و سپس روستا و در كنار اين سه عنصر از عنصر طنز هم بايد ياد كنم كه نوشته هايم را از يكنواختي و تلخي نجات مي دهد.
مرادي روستايي زاده است، آن چنان كه امروزه همه آنهايي كه با كتاب سر و سري دارند، مي دانند كه او زاده روستاي «سيرچ» در كرمان است، روستايي كه تعريفش را كه در نوشته ها و صحبتهاي كرماني مي خواني، دلت هوس مي كند بروي و «سيرچ» را ببيني، اما اين روستايي بودن يك بخش از زندگي آقاي نويسنده است. او در روستا با آب و خاك و علف و آسمان در ارتباط است. باز در جايي در اين باره گفته است: «گاوي داشتم كه مي بردمش كنار رودخانه، مي چراندمش و خودم توي پونه ها مي خوابيدم و به آسمان نگاه مي كردم. من عاشق آسمان هستم.»
مرادي بعد از آمدن به شهر كرمان كارهاي مختلفي را تجربه مي كند. كار در نانوايي، نوشتن آگهي فيلم، كارگر كتابفروشي، فروش كتاب كيلويي و سرانجام كار در راديو كرمان: «اعلام كرده بودند كه گوينده مي خواهند كلاس دهم بودم. يعني سيكل دوم، مدير راديو علي اصغر مظهري بود. رفتم و امتحان دادم و به دليل لهجه رد شدم.
چون آنها لهجه مركز را مي خواستند، رفتم پيش مظهري و گفتم كه من مي توانم بنويسم، چك و چانه زديم و قبول كرد كه بنويسم. ده ها صفحه مطلب مي نوشتم درباره همه چيز. از تاريخ گرفته تا مسائل بهداشتي و اختلافات خانوادگي و مي دادم به مظهري كه از بين آنها شش هفت خط را انتخاب مي كرد و مي خواند، گاهي هم همه را برمي گرداند. دو سال براي راديو كرمان مطلب نوشتم بدون اين كه يك ريال دستمزد بگيرم، فقط عشق نوشتن داشتم. اسمم را هم نمي گفتند، به همين دليل كسي باورش نمي شد كه من نويسنده ام.»از خواندن همين سطرها مي توان پي برد كه مرادي به سادگي نويسنده اي جدي و بزرگ نشده است، او براي رسيدن به آنچه در پي آن بوده، تلاش بسيار كرده است و اين تلاش بي وقفه همچنان ادامه دارد.
جواني و نوجواني مرادي مساوي بوده است با تجربه كردن كارها و شغلهاي متفاوت و در اين رهگذر او تجارب زيادي مي اندوزد كه به كار آينده او مي آيد. او از منبع سرشار خاطرات كودكي و نوجواني خود بهره مي برد و آنها را به قصه هايي شيرين تبديل مي كند، قصه هايي كه اگر چه در ابتدا به نيت كودكان و مخاطبان ايراني نوشته مي شود، اما در سطح جهاني هم با استقبال روبه رو مي شود و از او چهره اي جدي در عرصه ادبيات به جهان ارائه مي شود. كتابهايش به زبانهاي آلماني، عربي، انگليسي، هلندي، فرانسوي، اسپانيايي و... ترجمه مي شود و براي او جوايز معتبري را به ارمغان مي آورد، ديپلم افتخار Ibby، برنده جايزه كتاب نوجوانان اتريش ، برنده جايزه كبراي آبي از كشور سوئيس، برنده لوح تقدير از كشور هلند، معرفي ويژه وزارت جوانان كشور آلمان و جوايز بي شماري از ايران.
مرادي كرماني نويسنده اي است در ميانه ششمين دهه زندگي و همچنان مي نويسد. امروز قرار است بزرگداشت مرادي در خانه هنرمندان برگزار شود، قرار است از 40 سال نويسندگي آقاي نويسنده تجليل شود. خبر خوشحال كننده اي است، آن هم در سرزميني كه زنده ها را بعد از مرگشان بزرگ مي داريم. بايد از همه برگزار كنندگان اين مراسم تشكر كرد و به آقاي مرادي كرماني به خاطر اين چهار دهه نوشتن دست مريزاد گفت. او از آدمهاي نازنين هم روزگار ماست و كم نيست كاري كه او مي كند. او با قصه هايش حالمان را خوش مي كند، پس باز هم بايد ممنون او بود و آرزو كرد، خدا او را براي قصه ها نگه دارد.
هر چند خودش در جايي گفته است: باور كنيد اگر همين الان در مقابل شما سكته كنم، باكم نيست. چون تقريباً به همه آرزوهايم رسيده ام. من آدم قانعي هستم. آن چه را ندارم آرزويش را هم نداشته ام. دوست داشتم قصه نويس شوم كه شدم. دوست داشتم قصه هايم فيلم شود كه شد. دلم مي خواست به زبانهاي ديگر ترجمه شود كه شد. شايد تنها نويسنده اي باشم كه اين همه كتابهايش ترجمه شده و جوايز داخلي و بين المللي گرفته... بنابراين ديگر چه آرزويي بايد داشته باشم. احساس مي كنم طلبي از جامعه ندارم. هر چه بايد به من داده باشد، داده است. اصلاً توقعي از جامعه ندارم. همين كه بين اقشار مردم احترامي دارم، كافي است. مثلاً روي يكي از ديوارهاي خيابان اصلي كرمان عكس كتابهاي مرا كشيده اند و به قولي و شايد نويسنده ملي شان شده ام. شهري با آن همه آدمهاي نيكنام و افتخارآفرين گوشه چشمي به من هم داشته است، آن هم در زمان زندگي!

  


«خانه سينماي 2»؛ گشايش يافت

 

دومين ساختمان «خانه سينما» در خيابان وصال شيرازي و با حضور محمدرضا جعفري (معاون امور سينمايي)، رضا ميركريمي(مديرعامل خانه سينما) و جمعي از اعضاي صنوف خانه سينما با قرار دادن آيينه و قرآن گشايش يافت.
در اين مراسم، كامران ملكي كه اجراي اين برنامه را به عهده داشت، عنوان كرد كه آينه مراسم را ليلا حاتمي از ارثيه پدرش مرحوم علي حاتمي به «خانه سينما» اهدا كرده است.
بر اين اساس، رضا ميركريمي كه آخرين روزهاي مديريت خود را در خانه سينما پشت سر مي گذارد، ضمن تبريك ولادت فاطمه زهرا(س) و تقارن آن با تولد امام خميني(ره) گفت: براي طراحي برنامه هاي خوب در كشور و در همه حوزه ها اعم از حوزه فرهنگ بايد به سليقه مردم، آستانه تحمل، ذائقه، سطح سواد و تحليلي كه آمارها بر آن سوار است، مراجعه كنيم.
وي با بيان اين مطلب كه حوزه فرهنگ، حوزه كيفي است، افزود: خانه سينما در اين راستا بر آن شد تا پژوهشكده اي تأسيس كند كه فارغ از كارهاي صنفي و فرهنگي، چشم اندازي دورتر را ببيند و محفلي براي تعامل و نزديكي اهل معرفت با سينما شود. اين روش به پايين آوردن هزينه ها و كنار گذاشتن آزمون و خطا منجر مي شود و هر از چند گاهي، كاستيهاي مان را به مديران و برنامه ريزان از اين طريق هشدار مي دهد.
مديرعامل خانه سينما با بيان اين مطلب كه خانه شماره دوي سينماي ايران، با حمايت معاونت سينمايي بنا شد، گفت: اين مكان مخروبه اي بيش نبود، فعاليتهاي بسياري شد كه مورد بازسازي قرار گرفت. دكتر مختاري اين طرح را هدايت كرد تا در حد بضاعت «خانه سينما» و سرمايه اي كه داشتيم، آنطور كه در شأن سينما است، حداقل امكانات سخت افزاري را براي آن فراهم كنيم.
به گزارش فارس، محمدرضا جعفري جلوه نيز در مراسم افتتاح ساختمان شماره دو خانه سينما گفت: عالي ترين نماد الگوي زن و زندگي، فاطمه زهرا(س) است كه هر چه هست از اوست. ناب ترين رويه، فرهنگ فاطمي است كه جهان نيازمند و تشنه اين فرهنگ رويه و نگاه است.
وي ادامه داد: به سينماگران عزيز عرض كنم كه انسان تاريخ ساز و تمدن ساز فاطمي را در سينماي ايران دريابيم كه تكليفي قطعي است. سينماي خانواده گرا و شهيدپرور، كه آن را جسورانه و صميمانه تر رقم زديم، بدون باك و بيمي از اين و آن.
معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان آن كه خانه شماره دو سينما به همت مديرعامل و هيأت مديره و محبت شهردار تهران فراهم شده است، گفت: خانه سينما براي همه، محل استيفاي حق و دفاع از حقوق صنفي(فردي و جمعي است) و هم خانه اي است، براي اداي تكليف، فضاي صنفي و در برگيرنده سينماگران براي فراهم كردن اداي تكليف جمعي براي اعتلاي فرهنگ اين مردم.
جعفري جلوه دوره مديريت رضا ميركريمي را دوره تأثيرگذار و موفقي دانست و گفت: دو سال قبل، در فضاي نااميدكننده، پرچالش و مأيوس كننده اي بوديم، اما با همت جمعي و تدبير مديراني كه فضايي پرشورتر و جدي تر را به  وجود آوردند و خانه سينما را مقبول و كارآمد مي خواستند، اين دوره رقم خورد و دستاورد اين تلاقي در عزم جمعي را در فعاليتهاي مديريتي ديديم.

  


محسن مؤمني خبر داد؛ 30 ميليون تومان بودجه دومين جشن داستان انقلاب

 

مدير مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري از برگزاري دومين جشن داستان انقلاب در آذر يا دي ماه سال جاري خبر داد و گفت: قرار است بودجه امسال جشنواره به 30 ميليون تومان افزايش يابد.محسن مؤمني شريف، نويسنده و مدير مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري در گفتگو با فارس گفت: قرار است بودجه امسال جشنواره داستان انقلاب به 30 ميليون تومان افزايش يابد. در دوره اول، بودجه كمتر از اين بود و ما هم به همان ميزان براي خودمان كار تعريف كرده بوديم، اما وقتي دوستان وزارت ارشاد اعلام كردند آنها هم مايلند در اين امر فرهنگي شركت داشته باشند، گستره كار را افزايش داديم، ولي عملاً چنين اتفاقي نيفتاد. لذا امسال سعي مي كنيم روي دارايي و توانايي اندك خودمان حساب كنيم تا اگر كسي هم كمكمان نكرد، بعداً شرمنده دوستان و شركت كنندگان نشويم.وي تصريح كرد: قطعاً هزينه اين دست كارها و اصولاً جشنواره ها در ايران بيش از اين رقمهاست، اما در حوزه هنري به خاطر انگيزه غيرمادي مجموعه، معمولاً كارها ارزانتر تمام مي شود.

  


استادان زبان فارسي در كانادا گرد هم مي آيند ؛ سخنراني شفيعي كدكني، باطني و كريمي حكاك در تورنتو

 

استادان زبان و ادبيات فارسي، ايران شناسان و پژوهشگران حوزه مطالعات ايراني از كشورهاي مختلف جهان 10 تا 13 مرداد در شهر تورنتو كانادا، گرد هم مي آيند.
به گزارش فارس، به نقل از روابط عمومي مركز ميراث مكتوب، هفتمين كنفرانس دوسالانه بين المللي مطالعات ايراني(ISIS)، كه از 31 جولاي تا 3 آگوست 2008 در كانادا برگزار مي شود، در پنلهاي متعددي با حضور استادان و پژوهشگران مطالعات ايراني و زبان فارسي برنامه ريزي شده است.از جمله آنها مي توان به پنلهاي «آموزش زبان فارسي» با حضور رامين صراف، آزيتا مختاري و انوشا صديقي، «زبان شناسي اجتماعي و روان شناسي زبان  فارسي» با سخنراني محمدرضا باطني از دانشگاه تهران، مهرداد نغزگوي كهن، ياسمن رأفت، «زبان شناسي تاريخي و تطبيقي» و هنر و سياست عصر صفوي با حضور ابوالعلاء سودآور اشاره كرد.بنا بر اين گزارش، در پنل «گفتگو در هزاره شاهنامه به زبان فارسي»، محمدرضا شفيعي كدكني از دانشگاه تهران به همراه احمد كريمي حكاك از دانشگاه مريلند به ايراد سخن خواهند پرداخت.

  


تجليل از هنرمندان تئاتر شهرستان ؛ مراسم پاياني «ارديبهشت تئاتر ايران» برگزار شد

 

مراسم پاياني ارديبهشت تئاتر ايران با تجليل از هنرمندان فعال تئاتر شهرستان و مديران ادارات كل فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار شد.به گزارش فارس، مراسم پاياني ارديبهشت تئاتر ايران با حضور هنرمندان شهرستاني و تهراني و همچنين مديران ارشاد كل استانها در فضاي باز تالار وحدت برگزار شد.بنا بر اين گزارش، در اين برنامه كه محمدحسين صفارهرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به دليل كسالت در آن حضور نداشت، پرويز كرمي، مشاور وزير در حوزه وزارتي، محمد حسين ايماني خوشخو، معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، حسين پارسايي، مدير مركز هنرهاي نمايشي و برخي از پيشكسوتان همچون علي نصيريان، محمدعلي كشاورز و سياوش طهمورث حضور داشتند و اجراي برنامه بر عهده اردشير صالح پور بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com