تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
میهن
كفشدوزك
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه يورو 2008
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 5تیر ماه 1387

[ ويژه نامه يورو 2008 ]
 * از امارات تا تيم ملي، از تيم ملي تا اوساسونا با شجاعي؛ آرزوهايم سقف ندارد!
 * ZOOM
 * امشب آلمان / تركيه در نيمه نهايي ( شطرنج لو - تريم )
 * اين دو شبيه هم هستند !دونادوني و نمونه هاي داخلي
 * آلتين تاپ: ديدار با آلمان اهميت ويژه اي براي من دارد
 * رئال قيد «رونالدو» را زد
 * ارزش شجاعي بيش از 5/9 ميليون يوروست
 * هيدينك: نمي گذاريم كار به «كاسياس» بكشد
 * اتوئو: نمي توانم با «گوارديولا» كار كنم
 * بازگشت «توتي» و «نستا» به تيم ملي ايتاليا!
 * لمان: حاضرم جان بدهم
 * براي بابك معصومي عزيز ؛وقتي كلاسنيچ با پدرش گل زد
 * زيدان: «دشام» مي تواند جانشين «دومنك» باشد
 * احمدزاده: روسيه مي تواند قهرمان شود
 * گلادياتورهاي مدرن وارد مي شوند !دنيا مديون يورو 2008
 * پادشاه خفاشها يا شكار بزرگ فصل
 * ترديد در انتخاب؛ سربازان سرزمين مادري يا پدري!
 * آلمانها مقابل تيم بي ستاره؛ تركيه باش دوباره
 * مديرعامل مس: هنوز قرارداد آشوبي ثبت نشده است
 * عليرضا محمد در باشگاه پرسپوليس
 * خسرو حيدري: با استقلال به توافق رسيده ام
 * هاشمي نسب در ابومسلم ماند
 * از قلب يورو ؛ رژه تركها در وين
 * ستاره هاي 2009

از امارات تا تيم ملي، از تيم ملي تا اوساسونا با شجاعي؛ آرزوهايم سقف ندارد!

 

* نورا مهدوي

مسعود شجاعي در جام ملتهاي آسيا مورد بي مهري امير قلعه نويي سرمربي وقت تيم ملي قرار گرفت و در حالي كه خيلي ها انتظار داشتند او يكي از بازيكنان ثابت تيم ملي باشد، اما به يك نيمكت نشين محض تبديل شد. با وجود اين او هيچ صحبتي عليه قلعه نويي نكرد و آنقدر خوب و با انگيزه كار كرد كه حالا يكي از بازيكنان ثابت خط مياني تيم ملي است. صحبتهاي بازيكني را مي خوانيد كه وقتي در محل شان بازي مي كرد و گل مي زد؛ مثل به به تو برزيلي خوشحالي مي كرد و حالا آرزوهايش نهايت ندارد و هيچ سقفي براي آن قايل نمي شود.





* در مورد بازيهاي تيم ملي در مرحله اول جام جهاني صحبت كنيم.
** از اول كه شروع كرديم مشكل داشتيم. در بازي اول با سوريه تيم ناهماهنگ بود؛ چون خيلي از بازيكنان كنار هم تمرين نكرده بودند. آقاي ابراهيم زاده هم سرمربي موقت بود و آن بازي را مساوي كرديم. در بازي رفت مقابل كويت هم آقاي دايي يك هفته تيم را تحويل گرفته بود. در آن ديدار ما بازي برده را مساوي كرديم كه به خاطر ناهماهنگي بچه ها بود و طبيعي هم بود. از ديدار امارات به بعد، بازي به بازي بهتر شديم و به جايي رسيديم كه جاي خالي كسي احساس نمي شد؛ چون فاصله بازيكنان كم بود. اين مسأله به خاطر درايت كادر فني و تلاش و انگيزه بالاي بازيكنان بود.
* مهدوي كيا، كريمي، هاشميان و رضايي در تيم ملي نبودند. عدم حضور آنان چقدر احساس شد و به چشم آمد؟
** نمي توان منكر تواناييهاي اين بازيكنان شد؛ چون بازيكنان بزرگي هستند و سالها براي تيم ملي زحمت كشيده اند، اما يك زماني تيم ملي نياز به پوست اندازي دارد كه نظر كادر فني اين بود الان اين كار انجام شود كه نزديك بازيها بود. انتقادات زيادي بود كه چرا اين بزرگان كنار تيم ملي نيستند و جاي خالي آنها احساس مي شد، اما انگيزه بچه ها باعث شد كه جاي خالي هيچ كسي احساس نشود.
* در جام جهاني يك نيمكت نشين قابل اعتماد بودي. بعد از آن هم خيلي اعتقاد داشتند كه آنقدر توانايي داري كه براي تيم ملي بازي كني، اما در دور جديد تيم ملي فيكس شدي. آن زمان هم اينقدر توانايي داشتي كه براي تيم ملي بازي كني؟
** آن زمان هم اين توانايي را داشتم، ولي مربيگري سليقه اي است؛ مثل الان كه بزرگاني مثل مهدوي كيا، كريمي، هاشميان و رضايي كنار تيم ملي نيستند. اين حق طبيعي من بود كه ناراحت شوم؛ چون آماده بودم. در اين يكي دو سال گذشته حقم بود كه فيكس تيم ملي باشم، اما چون سليقه مربيان فرق مي كرد به من بازي نمي رسيد. حداقل در جام ملتهاي آسيا مي توانستم به تيم ملي كمك كنم، اما اصلاً بازي به من نرسيد.
* هيچ كس گمان نمي كرد در مالزي به نيمكت ذخيره ها زنجير بشوي.
** قبل از شروع جام در بازي مقابل جامائيكا بد كار نكردم. آن طور كه شنيده بودم قرار بود مرا كنار بگذارند و اصلاً به مالزي نبرند، اما با بازي خوبي كه مقابل جامائيكا انجام دادم، كنار گذاشتنم سخت بود. براي من نشستن روي نيمكت تيم ملي هم افتخار بزرگي بود، اما با شرايطي كه داشتم برايم خيلي سخت بود، چون خيلي آماده بودم.
* بالاخره متوجه شدي چرا به تو بازي نرسيد؟ واقعاً با قلعه نويي مشكل داشتي يا مسأله چيز ديگري بود؟
** نه، مشكل نداشتم. به من اعتقاد نداشتند. گمان مي كردند به درد تيم ملي نمي خورم.
* خيلي ها اعتقاد داشتند امير قلعه نويي براي حضور در جام ملتهاي آسيا در حد تيم ملي نبود، تو هم همين نظر را داري؟
** انتخاب فدراسيون بود. آنها تصميم مي گيرند چه كسي سرمربي تيم ملي باشد. آقاي قلعه نويي چون در استقلال نتيجه گرفته بود، فدراسيون فكر كرد مي تواند به تيم ملي هم كمك كند. قلعه نويي زحمت خودش را كشيد، اما موفق نشد تيم ملي را سربلند كند و حذف شديم. من نمي توانم در اين خصوص نظر بدهم و به عنوان بازيكن هر كسي كه سرمربي تيم ملي باشد بايد كار كنم.
* گمان مي كني اگر در مالزي يك مربي بزرگ داشتيم، مي توانستيم قهرمان شويم؟
** قلعه نويي هم مربي بزرگي بود، اما مربي بزرگ خارجي در شرايط سخت بهتر مي تواند كار كند بخصوص در تورنمنتهاي بزرگ كه با يك باخت تيم حذف مي شود.
* هيچ مي داني كه بازيكن عجيب و غريبي هستي؟
** (خنده طولاني) چرا؟
* يك زمان بود كه خيلي اخطار مي گرفتي و اخراج مي شدي. حتي يك بار با داور درگير شدي و 6 جلسه محروم شدي، اما الان آنقدر ساكت و بي حاشيه هستي كه گاهي اوقات حرص آدم را در مي آوري.
** آن زمان 18 سالم بود كه خيلي اخطار مي گرفتم. وقتي كه 6 جلسه محروم شدم هم 19 سالم بود و هضم شرايط برايم سخت بود؛ چون اصلاً باخت را دوست نداشتم و ندارم. اين اتفاقات همان سالي افتاد كه سايپا براي سقوط نكردن به ليگ پايين تر دست و پا مي زد. اشتباه مي كردم كه اعتراض مي كردم. سنم كه بالاتر رفت، فهميدم اگر انرژي ام را روي اعتراض بگذارم از نظر فني افت مي كنم. سعي كردم در كار فني بهتر شوم و دنبال حاشيه و اعتراض نباشم و كار قضاوت را به داوران بسپارم. به هر حال آنها هم آدم هستند و مثل ما اشتباه مي كنند.
* از نظر روحي بازيكن سطح بالايي نيستي و خيلي ظريف و شكنند اي، چرا؟
** من فقط تشنه بازي هستم. اگر اطمينان خاطر داشته باشم كه براي بازي كردن مشكل ندارم، از نظر روحي هم مشكل برايم به وجود نمي آيد. الان مي دانم كه آقاي دايي به من اعتقاد دارد و از نظر روحي خيلي خوب هستم. من اگر بازي نكنم، نمي توانم از نظر روحي و رواني خوب باشم.
* اما اين طوري نمي تواني تبديل به يك بازيكن بزرگ بشوي.
** خيلي از بازيكنان بزرگ بودند كه بازي نكردند و محو شدند، مثل ريوالدو و ردوندو، بدترين چيز براي بازيكن بازي نكردن است. من از روي نيمكت مي توانم چه كار كنم. فقط حرص مي خورم.
* خيلي اوقات هم حريف را دست كم مي گيري؛ مثل همين بازي با امارات كه مقابل بازيكن حريف يك دور چرخيدي و به نوعي او را تحقير كردي.
** من بازي خودم را مي كنم. يك زمان مي گفتند اداي علي كريمي را در مي آورم. كريمي بازيكن بزرگي است و سبك بازي ما فرق مي كند. اينها به شرايط روحي بر مي گردد كه در جريان بازي وقت تلف كنم يا روحيه حريف را خراب كنم.
* اما انگار خيلي به كريستيانو رونالدو علاقه داري. لباس پوشيدن در زمين، مدل موهايت و حتي طرز نگاه كردنت به بازيكن حريف كاملاً مثل اوست.
** من وقتي پيراهنم را روي شورت ورزشي ام نمي اندازم مثل بازيكن آماتور مي شود. مثل شخصيت هاي طنز و كاريكاتوري مي شوم. موهايم را هم طوري كوتاه مي كنم كه به من بيايد در شرايط بازي هم كاري مي كنم كه به نفع تيم باشد. اصلاً نمي خواهم از كسي تقليد كنم. هر كسي جايگاه خودش را دارد. مسعود شجاعي مسعود شجاعي است. الگو برداري خوب است، اما من كار خودم را انجام مي دهم.
* علي كريمي ادعا مي كرد حالا حالاها كسي رو دست او نمي آيد، اما تو آمدي و جاي او را در تيم ملي گرفتي.
** براي رسيدن به اينجا خيلي تلاش كردم. از سال 83 در بيشتر اردوهاي تيم ملي بودم و هميشه تلاش مي كردم. من هميشه دور را مي ديدم و هيچ وقت نوك بيني ام را نمي ديدم. علي كريمي همين الان هم يكي از بهترينهاي ايران است و تواناييهايش را كمتر كسي دارد. اعتماد مربيان هم خيلي در كار من تأثير داشت. خدا را شكر كه جاي علي را در تيم پر كردم.
* خيلي ها تو را با علي كريمي مقايسه مي كنند. تو بهتري يا كريمي؟
** علي كريمي بهتر است، چون پختگي و تجربه او را ندارم و بايد چند سال ديگر بازي كنم تا بتوانم كارهاي او را در زمين انجام دهم. او در الاهلي همه كاره تيمش بود و لقب «جادوگر» گرفت و در تيم بزرگي مثل بايرن مونيخ هم بازي كرد. من بايد اين راه ها را بروم.
* در جام جهاني فقط 55 دقيقه مقابل آنگولا بازي كردي، اما گفته بودي كه پديده جام جهاني مي شوي. حقت بود بيشتر بازي كني؟
** انتظار نداشتم بيشتر بازي كنم؛ چون تيم خوبي داشتيم و بازيكنان بزرگي. با صحبتهاي برانكو و بازيهاي دوستانه اي كه داشتيم انتظار بازي كردن داشتم، اما انتظار فيكس بودن يا زياد بازي كردن نداشتم، جام جهاني برايم تجربه خيلي خوبي بود. بالاخره روي نيمكت پديده بودم (خنده).
* اگر در جام جهاني بيشتر بازي مي كردي، باز هم همين راه را مي رفتي يا مسير زندگي ات عوض مي شد؟
** ممكن بود مسير زندگي ام عوض شود، اما در آن شرايط سخت و با آن بازيها شايد از اين هم بدتر مي شد. من خيلي به قسمت اعتقاد دارم و خدا را شكر كه اين طور شد. قسمت من اين بود كه در جام جهاني همين قدر بازي كنم.
* مي گفتند علي دايي در جام جهاني و اردوهاي تيم ملي زياد دل خوشي از تو نداشت.
** اتفاقاً بر عكس اين است او هميشه وقت تمرين مرا در تيم خودش انتخاب مي كرد. دايي مرا خيلي دوست داشت. وقتي كه در سايپا بازي مي كرد و مربي هم بود به من مي گفت كه توانايي هايت بالاست، ولي بايد خودت را تقويت كني، چون مي تواني فيكس تيم ملي باشي. من هيچ مشكلي با علي دايي نداشتم.
* دايي در اين مدت چقدر به تو كمك كرده است؟
** خيلي، مهمترين چيز اعتماد به نفس بود كه به من برگرداند. از نظر فني هم خيلي كمك كرد و چيزهايي كه نمي دانستم به من گفت.
* دايي از نظر فني در چه سطحي است؟
** آقاي دايي چون تجربه زيادي دارد و با مربيان بزرگي كار كرده است كه تجربياتش را به ما انتقال مي دهد، بخصوص من كه در پستي بازي مي كنم كه گلزني برايم مهم است. قبلاً كمتر گل مي زدم، اما دايي خيلي به من كمك مي كند. دايي مربي سطح بالايي است.
* چرا دايي محبوب نيست؟
** چون به هيچ كس باج نمي دهد و هميشه روي پاي خودش ايستاده است. دايي در سخت ترين شرايط توكلش به خداست. تمركز زيادي دارد و كاري كه مي داند صحيح است، انجام مي دهد. خدا را شكر هميشه موفق بوده و الگوي خوبي براي بازيكنان است.
* اگر در تيم ملي نبودي، باز هم اينقدر از دايي تعريف مي كردي؟
** قبل از سرمربيگري دايي در تيم ملي هم از او تعريف مي كردم.
* شايد مي دانستي يك روز سرمربي تيم ملي مي شود و از او تعريف مي كردي.
** نه، از اين اخلاق ها ندارم. من قلباً دايي را دوست داشته و دارم. اين احساس واقعي من است و تظاهر نمي كنم.
* تو چه زماني كاپيتان تيم ملي مي شوي؟
** بستگي به خودم دارد كه چقدر در تيم ملي دوام بياورم و بتوانم همين روند را ادامه دهم. الان 24 ساله ام و 90 درصد بستگي به خودم و اتفاقاتي كه برايم مي افتد دارد، اما زياد دور نيست.
* تو در زمان دادكان هم در تيم ملي بودي. چه تفاوتي بين فدراسيون او و كفاشيان است؟
** هيچ صحبتي در اين زمينه ندارم. هر كسي تلاش مي كند كه بهترين باشد و به تيم ملي خدمت كند. همان طور كه دادكان موفق بود انشاءا... كفاشيان هم موفق شود.
* اگر يك روز قرار باشد به فوتبال ايران برگردي، ولي هيچ پولي در ميان نباشد در كدام تيم بازي مي كني؟
** انتخاب اولم سايپاست. بعد از آن بين استقلال و پرسپوليس يكي را انتخاب مي كنم.
* چرا هيچ وقت به پيشنهاد استقلال و پرسپوليس پاسخ مثبت ندادي؟
** مي خواهم مثل چند نفري كه اين طور هستند ركورددار باشم و بدون بازي در اين دو تيم به اروپا بروم. واقعاً در اين دو تيم بازي كردن افتخار بزرگي است، اما هميشه دوست داشتم بدون سر و صدا بازي كنم. خدا را شكر كه از سايپا ترانسفر شدم.
* سقف آرزوهايت كجاست؟
** بي نهايت. بدون اغراق هميشه دوست دارم به جايي برسم كه به ذهن هيچ كسي خطور نكند. تا كجا، معنا ندارد و سقف آرزوهايم تا ندارد و بي نهايت گسترده است.
* از بچگي دوست داشتي در كدام تيم بازي كني؟
** بارسلونا؛ چون هميشه بازيكنان تكنيكي داشته و خودم هم تكنيكي هستم.
* ممكن است يك روز به اين آرزويت برسي؟
** بعيد نيست. همه تلاشم را مي كنم تا به آرزوهايم برسم. اين هم يكي از آرزوهايم است.
* اگر همين فردا از بارسلونا پيشنهاد بيايد سنگكوب نمي كني؟
** نه، اما يكي از بهترين روزهاي زندگي ام در دنيا مي شود. اگر فردا اين پيشنهاد بيايد حاضرم تا در باشگاه بارسلونا سينه خيز بروم.

  


ZOOM

 

بازيكن جديد تيم اوساسوناي اسپانيا گفت: تا چند ساعت پيش از قطعي شدن حضورم در اين تيم اطلاعي از پيشنهاد اوساسونا نداشتم.
مسعود شجاعي اظهار داشت: من از پيشنهاد اوساسونا اطلاعي نداشتم و تنها مدير برنامه هايم با اين باشگاه اسپانيايي در حال مذاكره بود. او به من گفت كه از يك باشگاه پيشنهاد خوبي دارم، خودم دوست داشتم كه در اروپا بازي كنم، سال قبل شرايطم براي حضور در آلمان فراهم بود، اما به هر حال نتوانستم به آلمان بروم. چند بازي اخير تيم ملي كه به صورت ثابت بازي كردم نقش مهمي در پيوستنم به اوساسونا داشت؛ زيرا مسؤولان باشگاه بازي من را ديده و آن را پسنديدند، همچنين از جواد نكونام نيز اطلاعاتي درباره من گرفته اند.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا «سيگاندا» سرمربي اوساسونا هم نظر مثبتي روي تو دارد، گفت: بله، او با مدير برنامه هايم صحبت كرده و از او پرسيده است كه آيا من مي توانم در هافبك راست بازي كنم كه «فاضلي» اين مسأله را تأييد كرده است.
شجاعي ادامه داد: به نظر من اسپانيا يكي از بهترين ليگهاي اروپاست، اما بازي در اين ليگ بسيار سخت است، خودم دوست داشتم روزي در اسپانيا بازي كنم و هم اكنون كه به اين آرزو رسيدم، دوست دارم نماينده شايسته اي براي فوتبال ايران باشم.
ملي پوش فوتبال ايران درباره حضورش در ليگ امارات و تأثيري كه بازي در اين ليگ بر روي او گذاشت، گفت: مسلماً ليگ امارات تجربه خوبي براي من چه به لحاظ فني و چه به لحاظ روحي و رواني بود و من توانستم تجربيات خوبي از اين ليگ كسب كنم. خوشبختانه من از ليگ امارات به اروپا آمده ام و دوست دارم قدم اولم را در اروپا محكم بگذارم، اين اولين قدم من در اروپاست.
وي ادامه داد: هدفم اين است كه جايگاه ثابتي در اوساسونا پيدا كنم، اين به خودم بستگي دارد، بايد در تفكرات سرمربي جا بيفتم، در اين راه جواد نكونام مي تواند به من كمك زيادي كند، اميدوارم بتوانم با بازيهاي خوب در اوساسونا به تيم بزرگتري در اروپا بروم.
شجاعي در پاسخ به اين سؤال كه براي يادگيري زبان اسپانيايي چه برنامه اي داريد، گفت: بر اساس هماهنگي هاي انجام شده به محض ورودم به اسپانيا در كلاسهاي يادگيري زبان اسپانيايي شركت خواهم كرد.
وي درباره زمان حضورش در اسپانيا گفت: به احتمال زياد پيش از سفر تيم ملي، به اسپانيا خواهم رفت و بايد خودم را به باشگاه معرفي كنم.

  


امشب آلمان / تركيه در نيمه نهايي ( شطرنج لو - تريم )

 

جدال امشب آلمان - تركيه، نبردي واقعي است؛ نبردي كه مي توان برنده اش را با نگاهي به عملكرد دو تيم در بازيهاي گذشته جستجو كرد. هر دو تيم شاخصه هايي دارند كه با كنار هم قرار دادن آنها، نتايج جالبي به دست مي آيد؛ نتايجي كه مي تواند جدا از اتفاقها و حوادث فوتبال، برنده اين بازي را پيش از آغاز نبرد معرفي كند!





1- ميزان دوندگي
يكي از عوامل اصلي موفقيت تركيه، همين عامل بوده است. ميزان دوندگي در كنار ديگر عوامل تاكتيكي را به عامل شانس اضافه كنيد. تركيه اينجاست، چون اين عوامل را در حد مطلوب به همراه دارد! آنها بازيكنان سختكوشي دارند كه در زمين ديوانه وار مي دوند و يك دقيقه هم ساكن نمي ايستند.
بازيكنان تركيه در بازي طاقت فرسا مقابل كرواسي، در مدت زمان 120 دقيقه، مسافتي بالغ بر 78/126 كيلومتر در زمين دويدند كه ركورد 05/1  كيلومتر در هر دقيقه را ثبت مي كند. به عبارتي، بازيكنان تركيه در هر دقيقه، مسافتي حدود يك كيلومتر را مي دوند. آنچه در بازه زماني دقيقه 90 تا 120 و به علت تحليل رفتن انرژي بازيكنان افت مي كند و تركيه آسيب پذير را به تصوير مي كشد.
از سويي، آلمان در ديدار خود مقابل پرتغال و در طول 90 دقيقه، مجموعا ً 24/112 كيلومتر دويدند و ركورد 24/1 كيلومتر در هر دقيقه را ثبت كردند؛ ركوردي كه البته بهتر از ركورد تركهاست، اما همانطور كه گفتيم بايد در اين شرايط، بازه زماني بين دقايق 90 تا 120 را در نظر گرفت كه باعث افت انرژي بسياري مي شود. آلمانها هنوز بازي در اين دقايق را تجربه نكرده اند تا بتوان مقايسه دقيقي از اين دو تيم ارايه داد، اما مي توان با اطمينان نوشت كه آلمان تحت هيچ شرايطي، تيمي نيست كه كمتر از تركيه بدود.





2- سيستم بازي
تركيه در اين تورنمنت و در تمام بازيهاي خود، با ورژن جديد سيستم 1-3-2-4، يعني 2-3-1-4 وارد زمين شده است. سيستمي كه در آن، پرس از يك سوم مياني تيم حريف به خوبي اجرا مي شود و قرار داشتن 5 بازيكن در زمين تيم حريف تحت هر شرايطي، ابتكار عمل را از تيم مقابل مي گيرد. كرواسي با سيستم 2-4-4، مغلوب اين سيستم شد، به اين دليل كه قدرت طراحي از زمين خودي را در اكثر دقايق در اختيار نداشت. در اين سيستم «سروت چتين» و «گوكان زان»، دو مدافع مياني تركيه هستند. «حميت آلتين تاپ» در سمت راست و «هاكان بالتا» در سمت چپ خط دفاعي مي ايستند. «مهمت توپال»، تنها هافبك دفاعي است كه روبروي زنجير دفاعي چهار نفره قرار مي گيرد و فضاي پشت سر سه هافبك خط سوم اين تيم يعني «تونجاي شانلي»، «صبري ساري اوغلو» و «آردا توران» را پوشش مي دهد. «سنتورك» هم در غياب «نيهات قهوه چي» مصدوم، كنار «گوكدنير كارادنيز» قرار مي گيرد.
در طرف مقابل، اما گمانه زنيهاي فراواني در رابطه با سيستمي كه «يوآخيم لو» براي اين بازي اتخاذ خواهد كرد، وجود دارد. او در آخرين مصاحبه خود اعلام كرده با يكي از سه سيستم 1-3-2-4 يا 2-4-4 و يا 3-3-4 بازي را آغاز مي كند. آلمان در سه بازي دور مقدماتي با سيستم  2-4-4 هميشگي بازي كرد و در ديدار مقابل پرتغال و پس از جواب ندادن حضور همزمان «ميروسلاو كلوزه» و «ماريو گومز»، به استفاده از سيستم 1-3-2-4 روي آورد.
واقعاً هنوز هم معلوم نيست آلمان قرار است با چه سيستمي وارد ميدان شود، اما به احتمال فراوان و در صورت  1-3-2-4 بازي كردن اين تيم، «لمان» درون دروازه خواهد ايستاد. «پرمرته» ساكر و «كريستوف متزلدر» دو مدافع مياني خواهند بود. «آرنه فردريش» در راست و «فيليپ لام» در چپ قرار مي گيرند. «تورستن فرينگز» جايگزين يكي از دو هافبك دفاعي تيمش در مقابل پرتغال يعني، «سيمون رولفس» و يا «توماس هيتسلزپرگر» خواهد شد. «ميشائيل بالاك» جلوتر از «شواين اشتايگر» در راست و «لوكاس پودولسكي» در چپ مي ايستد تا «ميروسلاو كلوزه» را در حملات، پشتيباني كند.

3- نتيجه گيري
تركيه تيمي است كه خوب مي دود، اما آلمان نسبت به تركيه هيچ كمبودي در اين مورد حس نمي كند. سيستم بازي تركيه به نحوي است كه فشار زيادي به خط هافبك و مدافعان حريفان وارد مي كند، اما آلمان امروز با يك سيستم مجهول وارد بازي مي شود و قطعاً طراح بزرگي مثل «يوگي لو»، راهكار مقابله با اين تاكتيك مرموز را بلد است. تركيه برعكس آلمان خيلي خطا مي كند و تيم «لو» شايد در اين آيتم، به مشكل بر بخورد. برآيند اينها چه نتيجه اي دارد؟
آلمان در 2 فاكتور برتر از تركهاست و شايد در نهايت هم با نتيجه 2-1 برنده بازي لقب گيرد! البته اگر تركيه بيشتر از حد استاندارد، به عامل شانس خود كه هميشه همراهش است، دل خوش نكند!

  


اين دو شبيه هم هستند !دونادوني و نمونه هاي داخلي

 

*پيام يونسي پور

تا به حال به نمونه هاي اروپايي فوتبال ايران توجه كرده ايد؟ به نظر شما چه كساني با چه ويژگيهايي در فوتبال اروپا و جهان وجود دارند و يا حتي مي توانيم به شكلي برعكس و وارونه هم همين پرسش را مطرح كنيم و بپرسيم كه مدلهاي ايراني بازيكنان، مربيان يا حتي هواداران و مديران و تيمهاي ساير جهان چه كساني هستند؟ حتي اگر قياس مع الفارقي باشد، مي توانيم نمونه هايي از همين دست را به سادگي در جام ملتهاي اروپا هم بيابيم.
«روبرتو دونادوني» نمونه اي روشن است.




او در پس زمينه شكست ايتاليا مقابل اسپانيا مي گويد: يادتان نرود كه ما مقابل اسپانيا در طول 90 دقيقه شكست نخورديم... پيروزي در ضربات پنالتي كار بزرگي نبود!
در مورد اين جمله كه از زبان مرد نه چندان محبوب فوتبال ايتاليا مي شنويد، چه احساسي پيدا مي كنيد؟ اين ادبيات گفتاري و البته توجيهات بي پايه كه فوتبال 120 دقيقه اي را صرفاً در يك جمله نتيجه گرايانه خلاصه مي كند، شما را به ياد چه كسي و چه روزهايي مي اندازد؟
روبرتو دونادوني البته توجيهاتش را به همين جا ختم نمي كند. زماني كه رسانه ها در فاصله كوتاه 48 ساعته پس از بازي به او حمله ور مي شوند و براي جدايي اش از تيم ملي فرياد مي زنند، مي گويد: متأسفم كه اينجا كسي براي تغييرات و جوانگرايي ارزشي قائل نمي شود! ما حركت بلندمدتي را آغاز كرده بوديم...
مطمئناً جملات دونادوني به حدي بي پايه هست كه از شنيدنش به خنده بيفتيم. او از كدام جوانگرايي حرف مي زند؟ دعوت از «فابيو كاناوارو»، «ماركو ماتراتزي»، «گتوزو»، «دل پيه رو» و بسياري ديگر از بازيكنان بالاي 30 سال فوتبال ايتاليا، از كدام جوانگرايي نشان داشت؟ آيا دونادوني تصور مي كند بازيكني كه هنوز از 40 سالگي عبور نكرده، جوان جوياي نام است؟ مطمئناً اگر اندكي به حرفهاي او دقيق شويد، نمونه همين جملات را در زمان سرمربيگري يك مرد در تيم ملي ايران هم خواهيد ديد... آيا شناختن او دشوار است؟
دونادوني پا را فراتر مي گذارد و مي گويد: من تعجب مي كنم! اينجا برخوردها با مربيان يكسان نيست! چرا به يك مربي (دقيقا به «مارچلو ليپي»، قهرمان جام جهاني 2006 آلمان اشاره مي كند) 3 سال فرصت كافي داده شد، اما زمان من همه از رفتن حرف مي زنند؟ من هم به فرصت كافي نياز دارم...
دقيقاً همين جملات، كليد يافتن نمونه ايرانيزه شده سرمربي تيم ملي ايتالياست!
روبرتو ما را به ياد «امير» مي اندازد. دونادوني دقيقاً همان قلعه نويي است كه وقتي روي نيمكت تيمهاي ملي خود نشستند، با وعده هاي بزرگ و ادعاهاي بسيار مرزهاي قهرماني را به صورت شفاهي فتح كردند، اما وقتي به عرصه رقابت رسيدند، چيزي جز ناكامي برايشان باقي نماند.
امير قلعه نويي دقيقاً در پايان بازي با كره جنوبي گفت: به ياد داشته باشيد كره نتوانست ما را در 120 دقيقه شكست دهد!
زماني كه از شيوه بازي تيم ملي انتقاد شد، فرياد زد، در ايران هيچ كس عدالت را رعايت نمي كند. فرياد زد و برانكو را به رخ كشيد كه چرا در حق او هم صبوري شد و هم زمان برايش كنار گذاشتند. اما امير مثل دونادوني، از ياد برده بود يك مربي مانند «ايوانكوويچ» با قهرماني بوسان آغاز كرد و البته جام ملتهاي آسيا را با خاطره اي خوش و شكست دادن كره جنوبي در بازي رده بندي پشت سر گذاشت. «مارچلو ليپي» هم دقيقاً همين داستان را براي تيم ملي ايتاليا نوشت. قهرماني در دوره انتخابي جام جهاني و البته قهرماني در بزرگ ترين تورنمنت جهاني فوتبال، دستاوردهاي سه ساله ليپي شناخته مي شود. هر دو مربي بدترين بازيهاي تاريخ تيمهاي ملي خود را به نمايش گذاشتند و البته به شكلي عوام فريبانه منكر اين واقعيت شدند كه تيمشان بهترين بازي را ارائه داده است!
قلعه نويي نمونه اي است از دونادوني كه وقتي از او در روزهاي موفقيت سؤال مي شود، با تمسخر صحبت مي كند و در روزهاي ناكامي به هر كس براي ياري متوسل مي شود! آيا نمونه هاي آشكار براي قياس اين دو باز هم لازم داريد؟ بله... دونادوني هم مانند قلعه نويي در تيم ملي فقط به بازيكنان نامي روي آورد و در حالي كه همگان به استفاده از بازيكنان جوان اصرار مي ورزيدند و معتقد بودند بايد خون تازه اي در رگهاي تيم ملي ايتاليا ريخته شود، باز هم از ناميها و ستاره هاي افول كرده استفاده كرد تا شايد از اين راه حل براي خود، سنگري در روزهاي شكست بسازد.
نمونه هاي تشبيه سازي اندك نيستند. زماني كه دونادوني را با امير قلعه نويي قياس مي كنيم، مي بينيم هر دو با تجربه اندك مربيگري روي نيمكت تيمهاي ملي خود نشسته اند. هر دو مقبوليت كامل اجتماعي لازم نزد هواداران براي سرمربيگري تيم ملي را نداشتند و البته يك ويژگي ديگر را هم به اين سياهه اضافه كنيد... هر دو نفر، آخرين سالهاي بازيگري شان را در فوتبال كشورهاي عربي پشت سر گذاشتند.
كافي نبود؟ اروپا هم نمونه هايي از فوتبال ايران را دارد!

  


آلتين تاپ: ديدار با آلمان اهميت ويژه اي براي من دارد

 

بازيكن تيم ملي فوتبال تركيه كه در بوندس ليگا نيز توپ مي زند، با اشاره به بازي با تيم ملي آلمان تأكيد كرد كه تركيه در اين بازي از تمام توان و تمركز خود براي پيروزي استفاده خواهد كرد.
«هميت آلتين تاپ»، بازيكن تيم ملي فوتبال تركيه كه در آلمان متولد شده، در آستانه بازي تيم ملي كشورش با تيم ملي فوتبال آلمان در مرحله نيمه نهايي از سري مسابقات جام ملتهاي اروپا، در گفتگو با مجله آلماني «اشپيگل» اظهار داشت: ما براي مصاف با تيم آلمان، بازيكنان آماده و قدرتمندي داريم كه همه از توانايي لازم براي به دست آوردن نتيجه مناسب در اين بازي برخوردار هستند.
اين بازيكن 25 ساله تركيه اي كه در تيم بايرن مونيخ نيز توپ مي زند، درباره شانس پيروزي تيمش در بازي نيمه نهايي تصريح كرد: طبيعي است كه ما توان پيروزي مقابل آلمان را داريم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا تيم ملي تركيه همان نقشي را كه چهار سال پيش يونان در پيش گرفت ايفا خواهد كرد، اظهار داشت: شايد راه موفقيت اين دوره ما از سال 2004 در يونان هموارتر شده باشد. به هر حال، ما با تمركز كامل مقابل آلمان ظاهر مي شويم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا خود را قلباً آلماني مي داند، اظهار داشت: نه! من خود را دومليتي مي دانم. ما در يك خانواده تركيه اي كوچك زندگي مي كنيم. با مادرمان تركي صحبت مي كنيم و غذاهاي تركي طبخ مي كنيم، اما در ارتباط با دوستانم در يك دنياي كاملاً آلماني زندگي مي كنم.

  


رئال قيد «رونالدو» را زد

 

در حالي كه انتقال «كريستين رونالدو» به جمع سفيدپوشان رئال مادريد غيرممكن به نظر مي رسد، «رومن كالدرون»، رئيس باشگاه رئال مادريد هم موضع خود را نسبت به خريد رونالدو به طور كامل تغيير داد.
در حالي كه سران رئال به كالدرون هشدار دادند در صورتي كه بخواهد رونالدو را به «سانتياگو برنابئو» بياورد، بايد شش تن از بازيكنان خود را بفروشد، كالدرون گفت: هيچ راهي براي خريد رونالدو وجود ندارد و منچستر يونايتد هم راضي به فروش او نيست.
كالدرون ادامه داد: بايد اين را هم اضافه كنم كه تحت هيچ شرايطي باشگاه رئال مادريد براي هيچ بازيكني صد ميليون يورو پرداخت نمي كند. ما از داشتن بازيكنان فعلي خود بسيار خوشحال هستيم. البته بايد بگويم اگر رونالدو به مادريد بپيوندد، خوشحال خواهيم شد، اما به خواسته هاي منچستر يونايتد هم احترام مي گذاريم.

  


ارزش شجاعي بيش از 5/9 ميليون يوروست

 

مدير روابط عمومي باشگاه اوساسونا در مورد قيمت عنوان شده شجاعي در وب سايت باشگاه گفت: از نظر ما، ارزش اين ايراني بيشتر از 5/9 ميليون يوروست.
«خاوير يورنته دوريا» در پاسخ به اين سؤال كه آيا مبلغ منتشر شده در وب سايت اوساسونا درست است يا خير، گفت: هيچ پنهانكاري ميان مدير برنامه وي و باشگاه اوساسونا وجود ندارد. مبلغ منتشر شده كاملاً مستند است.
وي افزود: در 18 ماه نخست مبلغ 6 ميليون يورو قطعي شده و به امضا رسيده است؛ اما پرداخت 5/3 ميليون يوروي ديگر منوط به رضايت مربي وقت اوساسونا است.
مدير روابط عمومي اوساسونا در خصوص اين نكته كه 5/9 ميليون يورو براي يك بازيكن ايراني، رقم بالايي به نظر مي رسد، تأكيد كرد: هم اكنون كه با شما صحبت مي كنم، گزارش تيم استعداديابهاي باشگاه مقابلم قرار دارد. ممكن است اين رقم در تاريخ فوتبال شما براي يك لژيونر بالاترين و زياد باشد، اما براي باشگاه اوساسونا يك رقم معمولي است و خيلي خوشحاليم كه چنين بازيكني را با اين رقم به خدمت گرفته ايم،  زيرا معتقديم ارزش شجاعي بالاتر از 5/9 ميليون يوروست.

  


هيدينك: نمي گذاريم كار به «كاسياس» بكشد

 

سرمربي تيم ملي فوتبال روسيه در آستانه ديدار تيمش با اسپانيا، «كاسياس» را تنها نقطه اتكا حريف دانست.«گاس هيدينك» گفت: نمي گذاريم كار به پنالتي بكشد، زيرا تنها مهره كليدي اسپانيا كه بايد از او ترسيد، «ايكر كاسياس» است.سرمربي روسيه تأكيد كرد: در پنالتي زدن تمرينهاي خوبي داشته ايم، اما انگيزه كاسياس براي مهار پنالتيها بالاست و نمي خواهيم سرنوشت اين بازي به دست اقبال در پنالتيها بيفتد.

  


اتوئو: نمي توانم با «گوارديولا» كار كنم

 

مهاجم كامروني تيم فوتبال بارسلونا در آستانه آغاز رسمي دوره نقل و انتقالات تابستاني، از ترك قطعي تيمش سخن گفت.«اتوئو» براي رفتن به چند باشگاه بزرگ از جمله آث ميلان ايتاليا، چلسي، منچسترسيتي انگليس و فنرباغچه تركيه در حال رايزني با وكيل خود به سر مي برد.
در اين ميان، گزينه ميلان ايتاليا از ساير موارد پررنگ تر ديده مي شود.اتوئو در مدت زمان كوتاه روي كار آمده «پپ گوارديولا»، 2 بار با وي درگيري لفظي داشته و نمي تواند وجود اين مربي جوان را در تمرينهاي بارسلونا تحمل كند.
وي گفت: نمي توانم با گوارديولا كار كنم. او مربي بزرگي نيست و بايد براي فصل آينده خود را به فوتبال حرفه اي جهان تحميل كنم.

  


بازگشت «توتي» و «نستا» به تيم ملي ايتاليا!

 

«فرانچسكو توتي» و «الساندرو نستا» دو بازيكن كليدي ايتاليا كه نقش عمده اي را در كسب مقام قهرماني اين تيم در جام جهاني 2006 ايفا كردند و پس از پايان جام، خود را از تيم ملي كنار كشيدند، در آستانه بازگشت به تيم ملي كشورشان هستند. اين دو كه رابطه  بسيار دوستانه اي با «مارچلو ليپي»، سرمربي پيشين تيم ملي فوتبال ايتاليا داشتند، قصد دارند در صورت بازگشت ليپي به سمت سرمربيگري تيم ملي ايتاليا، باز هم با پيراهن كشورشان در رقابتهاي ملي و به ويژه جام جهاني 2010 حضور پيدا كنند.

  


لمان: حاضرم جان بدهم

 

«ينس لمان»، سنگربان پا به سن گذاشته تيم ملي آلمان در گفتگو با Daily Star گفت: براي قهرمان شدن در جام ملتهاي اروپا، حاضرم زندگي خود را فدا كنم. قهرماني در اين بازيها به معني همه چيز است. اين مسأله براي من اهميت بسياري دارد، پس از آن مي توانم در مورد آينده خود صحبت كنم. سنگربان پيشين آرسنال افزود: نمي توانم قهرماني را به مردم كشورم قول بدهم، اما هر آنچه را در توان دارم، براي كسب مقام قهرماني انجام خواهم داد.
لمان 38 ساله در پايان گفت: در تمامي بازيهاي اين رقابتها در شرايط آرماني قرار داشتم و فشارها رو به افزايش است. من به اين تنشها و فشارها عشق مي ورزم.

  


براي بابك معصومي عزيز ؛وقتي كلاسنيچ با پدرش گل زد

 

*محمد مهدي مظفري

وقتي «كلاسنيچ» دروازه لهستان را گشود ، كسي بعد از مسابقه نفهميد كه منظورش از اين جمله كه «من و پدرم با هم گل زديم» يعني چه؟ او در مقابل دوربينها با غرور ايستاد و براي دريبلينگ بيماري مهلكش و بازيكنان لهستان با خبرنگاران كروات جشن گرفت.
مهاجم 28 ساله وردربرمن آلمان در ژانويه 2007 ناگهان متوجه شد كه كليه هايش در حال از كار افتادن هستند و براي مدتي نمي تواند فوتبال بازي كند. او براي فرار از دياليز و مكافات بعدي و به عشق بازگشت به چمن سبز خيلي زود پروسه پيوند كليه اش را به جريان انداخت؛ يك دوره درمان طاقت فرسا. از آنجا كه نگارنده خود داراي كليه پيوندي است خيلي خوب مي دانم كه او بعد از پيوند ناموفق اول(از مادرش كليه گرفت) چه روح بزرگي داشته و چقدر عاشق فوتبال بوده كه تا اين بار دريافت كليه از پدرش و تحمل دوره لازم ايزوله و نقاهت، بيماري را دريبل كرده و با تمرينات كافي به وردربرمن و بعد تيم ملي كشورش بازگشته است. در مارس 2007 جراحي را با موفقيت پشت سر گذاشته و 9 ماه بعد(بيماران پيوند كليه مي دانند آماده شدن بعد از پيوند كليه براي مسابقات تنها در 9 ماه يعني چي!) با پيراهن برمن در بوندس ليگا به ميدان رفت. بزرگي و توانايي «ايوان» كلاسنيچ قابل ستايش است.
و اما بابك معصومي؛ كاپيتان سابق تيم ملي فوتسال ما؛ كسي كه سابقه بازي در تيمهاي پايه پرسپوليس را هم داشت و افتخارات بيشماري با تيم ملي فوتسال ما به دست آورده است.
بابك! مي دانيم روزهاي سختي را در بيمارستان ايران مهر براي مبارزه با سرطان خون سپري مي كني. اما اين را هم مي دانيم تو نه از «لانس آرمسترانگ»، نه از «ايوان كلاسنيچ» و نه قهرمانان مشابه كمتري.
بابك عزيز! دوست نداري دوباره فوتسال بازي كني؟ دريبل، يه پا دو پا، پا عوض كردن، شوتهاي مهلك. اين واژه ها تو را قلقلك نمي دهند؟ وسوسه ات نمي كنند؟ به كلاسنيچ فكر كن. نمي خواهي تو هم شاهكار خلق كني؟ بعد از بيماري برگردي و بعد از زدن يك گل فوتسالي رو به دوربينها فرياد شعف و غرور سر بدهي.
حريص باش بابك! با خودت خلوت كن. تصميم بگير و بجنگ. بجنگ كه پيروز شدنت باز هم نامت را سر زبانها خواهد انداخت. انگيزه ات را روحيه ات را و آينده ات را خودت بساز بابك! منتظريم بزودي بشنويم بابك معصومي، كاپيتان تيم ملي فوتسال ايران «شيمي درماني» را هم دريبل كرد. منتظريم بابك. بجنب.

  


زيدان: «دشام» مي تواند جانشين «دومنك» باشد

 

*خبرگزاري فرانسه





«زين الدين زيدان» با وجودي كه دو سالي است از فوتبال حرفه اي خداحافظي كرده، هنوز هم سوژه مناسبي براي مطبوعات به شمار مي آيد. او كه بازي اسپانيا و ايتاليا را از نزديك تماشا مي كرد، در گفتگو با خبرگزاري فرانسه از حذف تيم ملي كشورش حرف مي زند و اميدوارانه به جام جهاني 2010 فكر مي كند. او در عين حال «ديديه دشام» را بهترين جايگزين ممكن براي جانشيني «دومنك» مي داند.
*آقاي زيدان! پروژه هاي شخصي تان چطور پيش مي رود؟
* *(مي خندد) هنوز خيلي زود است بخواهم درباره كارهايي كه دوست دارم و مي خواهم انجام دهم، فكر كنم. گرچه علاقه اولم بازگشت هرچه سريع تر به فوتبال است.
* پروژه تان كار با جوانان است يا كار در سطحي بالاتر؟
* *شايد هدفم بازگشت به سطح برتر فوتبال حرفه اي باشد. از زماني كه خداحافظي كرده ام، يك سال نسبتاً سختي داشتم. احتياج داشتم كه از فوتبال فاصله بگيرم. اما در شش ماه و حتي يك سال اخير دوباره از ديدن بازيها لذت مي برم. واقعاً دلم مي خواهد با فوتبال در ارتباط باشم، چون اين كاري است كه همواره انجام داده ام و بخوبي به فوت و فن آن آگاهم. اما اين كه بخواهم در فوتبال كدام پست را بر عهده بگيرم، اين فرصتها هستند كه به من خواهند گفت چه كاري خواهم كرد. اما قطعاً به عنوان سرمربي به فوتبال برنخواهم گشت.
* حتي به عنوان مدير هم حاضر به كار نيستيد؟
* *چرا ك نه، نكته مهم براي من، همكاري با يك باشگاه است، با يك ساختار درست.
* در طول اين يك سال، ارتباطي با فوتبال حرفه اي داشته اي؟
* *از آنجا كه در يك سال گذشته، كارهايم را سر و سامان دادم، حالا به فوتبال حرفه اي جدي تر مي نگرم. در طول 17 سال گذشته فقط فوتبال بازي كرده ام. اين يك سال سعي كردم چيزهايي ياد بگيرم. با آموزه هاي اين يك سال دوست دارم در زمينه اي خدمت كنم كه همواره زندگي ام بوده است؛ يعني فوتبال.
* از اين كه بازي فرانسه* روماني را از تلويزيون ديدي، چه حسي داشتي؟
* *به خودم مي گفتم، اين اولين باري است كه من در تركيب حضور ندارم. پس از بيرون به بازي نگاه كردم. بالاخره همين دو سال پيش بود كه كنار همه شان بازي مي كردم، اما در عين حال از اين كه كنار بودم، حس خوبي داشتم. در نهايت كمي ناراحت شدم، چون بازي ما مقابل روماني عالي بود.
* شما در پايان بازي گفتيد، همه چيز تمام شد...
* *من اين حرف را نزدم. تيم ملي فرانسه اين توانايي را داشت تا مقابل تيمهاي بزرگ بازيهاي خوبي به نمايش بگذارد. حق فرانسه نبود كه چهار* يك مقابل هلند شكست بخورد. در تورنمنتي مثل يورو 2008، خيلي مهم است كه آن را خوب شروع كنيد. مي توانيد براي جام جهاني با سرعت كمتر و به راحتي آماده شويد، ولي در يورو هيچ اشتباهي قابل بخشش نيست.
* نظرتان راجع به فرانسه* ايتاليا چيست؟
* *باز هم براي هم تيميهايم ناراحت شدم. همين طور براي هواداران تيم ملي فرانسه. آنها بايد هرچه سريع تر اين حذف را فراموش كنند. اين تيم استعدادهاي بزرگي دارد كه مي توانند در جام جهاني 2010 بازي كنند. بايد روي فرانسه 2010 حساب كرد.
* انتقادهايي به قديميهاي تيم ملي فرانسه در اين چند وقت اخير شده است. نظرتان درباره اين مسأله چيست؟
* *خيلي ناراحت شدم، وقتي ديدم انتقادها متوجه قديميهاي تيم ملي شده است. من خودم را جاي آنها مي گذارم. حتي اگر درباره «تورام» بگويند؛ 140 بازي ملي چيزي را ثابت نمي كند و كسي را بالا نمي كشد، اين حرفها مثل تكل از پشت مي ماند. اين بخشي از فوتبال است و بايد آن را پذيرفت. اين انتقادات از همه مي شود، براي من هم پيش آمده و من هم سعي كردم اين انتقادها را بپذيرم.
* مصدوميت ران پاي «پاتريك ويرا» مثل مصدوميت شما در جام جهاني 2002 بود.
* *برخلاف پاتريك، من توانستم در آخرين بازي گروهي به ميدان بروم. گمان مي كنم او خيلي از اين اتفاق ناراحت است. شاهد حذف بودن در مرحله گروهي يك چيز است و حذف شدن بدون انجام بازي يك چيز ديگر.
* بسياري از بازيكنان نسل 98 «ديديه دشام» را براي حضور در صدر تيم ملي مناسب مي دانند.
* *من خودم را وارد داستانهاي متفاوت نمي كنم. وضعيت «ريمون دومنك» صبح روز سوم ژوئيه مشخص خواهد شد. آن وقت مي بينيم مربي جديد خواهد آمد يانه. كسي كه مي تواند جاي او را بگيرد، «ديديه دشام» است. او شايستگي جانشيني دومنك را دارد.

  


احمدزاده: روسيه مي تواند قهرمان شود

 

محمد احمدزاده سرمربي ملوان چند روز پيش اعلام كرده بود كه منتظر شكست سنگين هلند در يور2008 باشيد، چون تيمي كه بي محابا حمله مي كند و با گلهاي زياد حريفانش را شكست مي دهد، ممكن است همانطور هم ببازد كه اين اتفاق براي هلند در بازي مقابل روسيه افتاد.
* شما قبلاً اعلام كرده بوديد، هلند همانطور كه خوب مي برد، ممكن است كه خوب هم ببازد، اما خيلي ها منتظر شكست اين تيم نبودند.




** تيمهايي كه اين طوري و با كمترين ايراد وارد مسابقات مي شوند، مورد آناليز قوي حريفان قرار مي گيرند و هر روز كارشان سخت تر مي شود. روسيه از نقاط ضعف هلند كه دفاع كناري آنها بود، استفاده كرد و دفاع راست آنها را بارها دور زد. روسيه از همه نظر هلند را بررسي كرده بود و نقطه ضعف هلند را خوب مي دانست و ديديد كه بارها از ضعف اين تيم در دفاع راست استفاده كرد.
* هلند هم اين نقطه ضعف را پوشش نداد!
** جالب همين است كه اين ايراد برطرف نشد و هلندي ها تا آخر بازي براي رفع اين مشكل هيچ كاري نكردند و روسيه هر لحظه كه خواست نفوذ كرد. فيزيك بدني بازيكنان روسيه هم خيلي به آنها كمك كرد، ضمن اينكه هلند با اطمينان بيشتري نسبت به حريف بازي مي كرد. اطمينان بيش از حد و غرور كاذب هلندي ها يكي از دلايل شكست آنها بود و جالب تر از همه اينكه اگر مربيان آماتور اين اشتباه را مرتكب مي شدند، جاي تعجب نبود، اما ايراد بزرگ هلند در سمت راست جاي سؤال داشت كه نشان مي دهد آنها در استرس كامل بودند.
* تمام اين شكست متوجه فان باستن است؟
** من توانايي هاي روسيه، فيزيك و تفكر مربي آنها در كنار اطمينان بيش از حد هلندي ها را در نظر مي گيرم. اين سه فاكتور در كنار هنرنمايي بازيكن شماره 10 روسيه باعث شد روسيه را مستحق پيروزي بدانيم.
نديدن ايرادات توسط فان باستن هم به پيروزي روسيه كمك كرد.
* قبل از بازي فكر مي كرديد كه روسيه بتواند هلند را حذف كند؟
** بله، چرا فكر نمي كردم. اين بهترين زمان بود و بهترين تيمي كه مي توانست هلند را حذف كند، روسيه بود. اگر روسيه در اين شرايط قرار بگيرد خودش مي تواند شگفتي بعدي جام باشد. اگر آنها روحيه كاذب پيروزي مقابل هلند را داشته باشند، همين اتفاق براي روسيه مي افتد.
* كدام تيم را مدعي اصلي جام در حال حاضر مي دانيد؟
** ايتاليا را يكي از مدعيان واقعي جام مي دانستم، اما آنها از سد اسپانيا نتوانستند عبور كنند، با اين شرايط قهرمان آلمان يا خود روسيه است.
* روسيه واقعاً مدعي قهرماني است؟
** بله، روسيه مدعي است و همه چيز را براي رسيدن به قهرماني دارد. اگر دروازه بان روسيه با اطمينان بيشتر كار كند، مدعي اصلي است.
* تركيه را در جمع مدعيان قرار نداديد!
** تركيه مي تواند خطرناك باشد، اما نمي تواند براي اين دوره يك قهرمان باشد، چون اين تيم در اندازه قهرماني نيست و از طرفي مقابل آلمان بيشتر بازيكنان خود را به دليل محروميت و مصدوميت در اختيار ندارد. روسيه و آلمان شانس بيشتري نسبت به تركيه دارند.

  


گلادياتورهاي مدرن وارد مي شوند !دنيا مديون يورو 2008

 

*رسول بهروش





برگزاري رقابتهاي يورو 2008 براي فوتبال، يك اتفاق خجسته و مبارك بود كه علاقه مندان به اين رشته ورزشي تا مدتها آن را از خاطر نخواهند برد. وفور نمايشهاي هجومي و دلنشين از تيمهاي گوناگون حاضر در اين تورنمنت، علاوه بر ارضاي حس زيبايي شناختي چند ميليارد فوتبال دوست، كمك شاياني به دوام و قوام فوتبال در سيد اول ورزشهاي جهان كرد و بدون شك، دنياي مستطيل سبز از هر جهت وامدار اين رقابتها خواهد بود.
بي ترديد، فوتبال به عنوان محبوب ترين رشته ورزشي جهان، نياز شگفت انگيزي به حضور در ميان مردم دارد. محبوبيت، دقيقاً از قلب عامه بر مي خيزد و فوتبال براي تداوم ايفاي نقش به عنوان يك عنصر استراتژيك در معادلات سياسي، فرهنگي، اجتماعي دنيا، ضرورتاً بايد در سبد خانوار مردم جهان باقي بماند. آنچه تا به حال اين رشته مهيج را به عنوان عضوي ثابت در اكثر خانواده هاي جهان- اعم از اروپاي غربي، آسيا، استراليا و آمريكا و هرجاي ديگري كه بتوان يك توپ چرمي پيدا كرد- تبديل كرده، جاذبه هاي پايان ناپذير تصويري آن بوده است.
خوي تفوق طلبي و غريزه برتري جويي انسان مدرن، بر خلاف اسلاف غارنشين و يا حتي شكارچي اش، امروزه به شكلي مسالمت آميز و كم خطر در دل جامعه نهادينه شده است. يازده مرد رعنا كه با لباسي واحد و يكپارچه زير پرچم يك كشور آماده برگزاري يك مسابقه فوتبال هستند، دقيقاً نقشي را ايفا مي كنند كه پيش از اين گلادياتورها و مبارزين از جان گذشته، جايي دور از دستان زندگي بخش «تمدن» به آن مبادرت مي كرده اند. به مرور زمان و به بركت تراوشات ذهني انسان معاصر، جنگ جهاني جاي خود را به جام جهاني داد تا ملتها، اقوام و گرايشهاي گوناگون به جاي ميداني مملو از كشته، مجروح و سيلاب خون، حس سلطه خواهي خود را در عرصه اي سرشار از صلح، دوستي و مظاهر ترقي برآورده سازند.
با اين تعابير، جاي هيچ ترديدي باقي نمي ماند كه قاطبه طرفداران فوتبال، از تماشاي مسابقه اي محافظه كارانه و نتيجه گرايانه دلسرد شده و با مشاهده نبردي مالامال از هيجان و هنر ناب و حملات پردامنه، بر سر ذوق مي آيند. اساساً كاركرد اجتماعي پنهان مكانيزم پيچيده اي همچون فوتبال در جامعه امروز، به استقرار رساندن روحيه پرخاشگر بشر است و اين امر جز در سايه «فوتبال زيبا» ميسر نخواهد بود.
چهار سال پيش كه در يورو 2004، مردان سرزمين منطق زده و هيجان گريز يونان به زعامت پيرمرد دل مرده اي همچون «اتو ريهاگل» و با اتكا به تهوع آورترين نوع فوتبال اقتصادي، در كمال حيرت جام قهرماني را به آتن بردند، سنگ بناي نابودي فوتبال گذاشته شد. آن روزها به هيچ وجه نمي شد دورنماي مساعدي از اوضاع محبوب ترين رشته ورزشي دنيا تصور كرد. بيماري واگيردار نتيجه گرايي صرف، به سرعت در ميان مربيان ترسو شيوع پيدا كرد و فوتبال را تا لبه پرتگاه «عدم» روانه كرد.
با اين حال، بازهم اين اروپا بود كه در اصلاح مرض خود ساخته پيش قدم شد. بايد اعتراف كرد، بازيهاي اتريش و سوئيس، برخلاف انتظارهاي اوليه، بسيار زيبا و ديدني از آب درآمدند و اين، يعني آنكه فوتبال هنوز هم مي تواند حاكم قلب صدها ميليون انسان روي كره زمين باشد.
تيمهاي حاضر در يورو 2008 كوشيدند به جاي محور قرار دادن اصل «گل نخوردن»، اصالت را به «بيشتر گل زدن» بدهند. اين گونه است كه نتايج مأيوس كننده «صفر- 1»، جاي خود را به «3-2» و «4-1» و از اين دست نتيجه هاي خارق العاده داد. شايد گامي كه 1300 روز پيش تر، يونانيها برداشتند، قدمي در راه گذار فوتبال به دوران معاصر و تلاشي در جهت تكوين سير تكاملي اين رشته ورزشي بود. چه اين كه مي بينيم امروز و با شكل گيري قرائتهاي مدرن از سيستمهاي «1-3-2-4» و «3-3-4»، پادزهر دفاع مطلق و همه جانبه نيز كشف شده و تيم «هاگل» با خفت بارترين نتايج ممكن از گردونه بازيها، اخراج مي شود.
جهان فوتبال، مديون يورو 2008 زيبا و دوست داشتني است. روانشناسي اجتماعي ثابت كرده، آدمهايي كه شب هنگام پس از تماشاي يك مسابقه فوتبال مهيج به بالين مي روند، صبح فردا روز بهتري را آغاز مي كنند. اين روزها حال همه خوب است. متشكريم يور2008  !

  


پادشاه خفاشها يا شكار بزرگ فصل

 

4 گل در 2 بازي اولش او را به چشم و چراغ اسپانياييها تبديل كرده و نامش را زودتر از آنچه تصور مي شد با اعجوبه هاي يورو 2008 پيوند داده است. گرچه در والنسيا فصل درخشاني را نگذراند، اما آنچه تاكنون در زمينهاي چمن سوئيس و اتريش از خود نشان داده، او را در صدر گران ترين و مورد درخواست ترين بازيكن از سوي باشگاه هاي بزرگ قرار داده است. بدون شك، حتي جنگ و دعواها و رقابتها براي خريد و به خدمت گرفتن اين ستاره از همين حالا ميان باشگاه ها آغاز شده است. تنها كاري كه «ويا» بايد انجام بدهد، اين است كه خوب چشم و گوشش را باز كند تا بتواند بهترين باشگاه را با توجه به علايق و استعدادهايش انتخاب كند. مؤلفه هاي زيادي است كه ستاره اسپانيايي بايد به آنها توجه كند؛ از ساده ترين آنها كه پول است گرفته تا مسائل مربوط به نيازهاي باشگاه طرف قرارداد و البته تعادل تركيب تيمي آنها كه مي تواند هم به نفع و در عين حال ضرر يك بازيكن باشد، هم بسيار مهم و حياتي



هستند. از آنجا كه بسياري از باشگاه هاي بزرگ و پرآوازه اروپا نيازمند بازيكني مانند «ديويد ويا» هستند.
صرف نظر از اين كه آيا هم اكنون تلاشهاي خود را براي برقراري ارتباط با وي شروع كرده اند يا خير، به بررسي احتمال رفتن يا نرفتن اين ستاره اسپانيايي به اين باشگاه ها مي پردازيم:
*آرسنال
احتمال حضور ويا با يك مبلغ كلان در ورزشگاه امارات بعيد به نظر مي رسد. «ونگر» معمولاً استعدادهاي جوان و ارزان قيمت را خريداري مي كند و تحت نظر خود، از آنها ستاره مي سازد. اگر «امانوئل آدبايور» تصميم به ترك توپچيها به مقصد ميلان كند، هواداران از حضور ويا در امارات خوشحال مي شوند، اما انتقال آدبايور در حال حاضر تنها يك شايعه است و بس! با اين حال، شكي وجود ندارد اگر ويا پا به مقر توپچيها بگذارد، ديري نخواهد پاييد كه به يكي از پرآوازه ترين ستارگان ليگ برتر تبديل خواهد شد. با همه اين حرفها، حضور مرد اسپانيايي در جمع توپچيها خيلي كم رنگ است. در واقع، اگر «آرسن ونگر» براي خريد اين بازيكن 26 ساله، سر كيسه را شل كند و پول كلاني خرج كند، احتمالاً همه دنياي فوتبال دچار يك شوك دسته جمعي و آني خواهند شد. اما خوب، اگر اين كار را بكند، عجب برگ برنده اي به دست آورده است...
*بارسلونا
احتمالاً اولين تيم اسپانيايي كه براي خريد ويا پيشنهاد مي دهد، بارسا است. مردان كاتالان خوب پول خرج مي كنند و «گوارديولا» براي ساخت تيمي كه تازه هدايتش را به دست گرفته است، احتياج به چند خريد و اندكي تغيير و تحول دارد، پس چه خريدي بهتر از ستاره كنوني يورو 2008 مي تواند نتايج مناسب را براي مربي جديد به ارمغان بياورد؟
آبي و اناريها با وجود ستارگان بي شماري كه در تيم دارند، اما خريد يك عنصر گلزن بالفطره مي تواند كارسازترين كار ممكن باشد. اگر منصفانه به قضايا بنگريم، خواهيم ديد «لاپورتا» واقعاً مشتاق پيشرفت آبي و اناريهاست و از طرف ديگر، مطمئناً كادر مربيگري و تكنيكي تيم نيز از حضور بازيكني مانند ويا در نيوكمپ خوشحال خواهند شد. بنابراين شايد بارسلونا، بزرگترين خواهان اين ستاره باشد. از آنجا كه احتمال ترك «ساموئل اتوئو» بسيار زياد است، ابتكار عمل ويا در صورت پيوستن به اين باشگاه در خط حمله بسيار زياد خواهد بود، اما از طرفي، بازيكني مانند وي شايد نتواند با سيستم بازي بارسا كنار بيايد. به هر حال، اگر موفق شود خود را با تكنيكهاي مورد درخواست سرمربي بارسا منطبق كند، آن وقت مي توانيم تولد يك قهرمان جديد را به آبي و اناريها تبريك بگوييم. ويا در كنار «دانيل آلوز» مي توانند به نمادهاي رنسانس بارسلونا تبديل شوند.
*چلسي
آبيهاي لندن اين روزها مشغول خانه تكاني هستند تا آخرين نشانه هاي مربيان مخلوع را از استمفوردبريج بزدايد، البته اين همه اش نيست. خيليها هم در اين جريان، باشگاه را ترك مي كنند و در عين حال، تازه واردها نيز از راه خواهند رسيد. يكي از اين تازه واردان نيز مي تواند ديويد ويا باشد. گرچه اين باشگاه غرب لندني معمولاً تنها به نامهاي بزرگ و پرآوازه اهميت مي دهد، حتي گاهي پيش مي آيد كه واقعاً هم نيازي به آنها ندارد. اما به هر حال، به مدد توانايي مالي شان هر بازيكني را كه بخواهند مي توانند به دست بياورند. و اكنون كه مربي جديدشان يعني اسكولاري قرار است هدايت آبيهاي لندن را بر عهده بگيرد، بعيد نيست چند تا از ستارگان يورو 2008 را نيز در فهرست خريد خود جاي دهد. چلسي پول دارد و آن قدر بلندپرواز هست كه براي از نو بنا كردن تيم، دست به خريد ويا بزند. اگر بازيكناني چون «ديديه دروگبا» و «فرانك لمپارد» چلسي را ترك كنند، «اسكولاري» نيز در خريدهايش راحت تر عمل خواهد كرد و حضور ويا نيز پررنگ تر خواهد شد.
*يوونتوس
بانوي پير تقريباً چند روزي است خود را وارد كشمكشهايي بر سر خريد ويا كرده است. اين خبر طبق ادعاي روزنامه هاي محلي همان باشگاه است. البته همه اين بحث و گپها پس از در نظر گرفتن اين موضوع به وجود آمد كه «ديويد تره زگه» حرفهايي از ترك باشگاه به ميان آورد. بنابراين، با خريد ويا، زوج خط حمله يوونتوس باز هم تكميل خواهد بود و «دل پيه رو» خود را با تازه وارد اسپانيايي منطبق كند. البته، در حال حاضر، سر راه راه پوشان يوونتوس بشدت شلوغ است و سران باشگاه در حال مذاكره بر سر بازيكنان گران قيمت هستند و به طور كلي، شايد اصلاً نوبت به خريد ويا نرسد. از طرف ديگر، شايد ويا نيز چندان به حضور در يوونتوس علاقه اي نشان ندهد. اما اگر به تورين راه پيدا كند، مطمئناً بهتر از هر جاي ديگري رشد خواهد كرد. اما اين كه آيا او به فوتبال ايتاليايي علاقه دارد يا خير، موضوعي كاملاً متفاوت است. از سوي ديگر، با وجود آنكه مردان يووه با سرعتي باور نكردني در حال پيشرفت و بهبود هستند، اما هنوز آمادگي كافي براي حضور قدرتمند در رقابتهاي اروپايي را ندارند. بنابراين شايد براي ويا بهتر باشد، شانسهايش را در باشگاه ديگري به بوته آزمايش بگذارد.
*ليورپول
شايد بيشترين احتمال حضور ويا در فصل آينده در كناره هاي «مرسي سايد» خلاصه شود كه همه اش هم به خاطر حمايتهاي گاه و بي گاه هم تيمي اش در تيم ملي اسپانيا، «فرناندو تورس» است. به هر حال، شايعات حاكي از اين است كه اين 2 ستاره بشدت علاقه مند به همكاري در يك تيم باشگاهي هستند. طبق سليقه «بنيتس» و نيازهاي ليورپول مي توان اين احتمال را در نظر گرفت كه ويا به «آنفيلد» پا بگذارد. به هر حال، ليورپول خيلي بهتر از والنسياست و لك لكها هم براي آنكه جايگاه بهتري در ليگ برتر كسب كنند، به ستارگان بيشتري نياز دارند. از طرف ديگر، تورس همراه خوبي براي ويا خواهد بود و ليورپول نيز از آن باشگاه هايي است كه هر سال مدعي ليگ قهرمانان است و همين شايد ديويد را به لك لكها علاقه مند كند.
*منچستريونايتد
شياطين سرخ با داشتن جام ليگ قهرمانان و البته ليگ برتر فصل گذشته در قفسه جامهايشان، نياز چندان به خريدهاي بيشتر ندارند، اما اگر قيمت ديويد ويا با بودجه ها و مذاق باشگاه خوش بيايد و از آن طرف «كريستيانو رونالدو» واقعاً تصميم به ترك «اولدترافورد» بگيرد، حضور گلزن اسپانيايي در كنار «كارلوس ته وز» مي تواند هدف اصلي «فرگوسن» باشد. اما همه اينها به ماندن يا رفتن رونالدوي جوان بستگي دارد. با همه اينها، تمام علاقه منچستريونايتد نسبت به جذب ويا به شايعات موجود در جرايد محدود مي شود، اما مطمئناً اگر پيشنهادي از سوي شياطين به پسر اسپانيايي شود، رد آن بسيار سخت خواهد بود!
*رئال مادريد
آه، بله، رئال مادريد! آنها در حال حاضر سرگرم خريد (70 ميليون پوندي شان) «كريستيانو رونالدو» هستند، اما كهكشانيها از آن دسته باشگاه هايي هستند كه اگر بخواهند، نام بزرگ ديگري را هم بدون دليل خريداري خواهند كرد. هواداران مادريد عادت دارند حداقل فصلي يك ستاره را در باشگاه محبوبشان ببينند. از طرفي، مدتهاست باشگاه يك استعداد ارزشمند اسپانيايي تبار را در ميان خود نداشته است، پس حضور وي غيرممكن نيست، اما بياييد اختلافهاي تاريخي را فراموش نكنيم. مطمئناً خفاشهاي دره «مستايا» حاضر نيستند بازيكن گران قيمت خود را به دشمن ديرين بفروشند. به هر حال، اكنون تمام تمركزها بر روي خريد رونالدوست، پس حالا حالاها نوبت به ويا نمي رسد. بنابراين احتمال حضور ويا در «برنابئو» روز به روز كم رنگ تر مي شود، زيرا كهكشانيها ضرورتي براي يافتن جانشين جديد براي «رائول» و «نيستلروي» نمي بينند. ديويد ويا هم انتخابها و پيشنهادهاي زياد ديگري دارد، بنابراين مي تواند باشگاه ديگري را برگزيند يا اين كه در والنسيا بماند !

  


ترديد در انتخاب؛ سربازان سرزمين مادري يا پدري!

 

*مرتضي روشني

1)جام جهاني 1954، سوئيس. آلمانها براي اولين بار پس از جنگ جهاني دوم، قدم به ميعادگاه جهاني فوتبال در كشور صلح مي گذارند. آنها در گروه مقدماتي با جادوگران مجار، تركيه و كره جنوبي هم گروه هستند، اما بنا به قانون آن روز فوتبال، تنها با مجارستان و تركيه بازي مي كنند. نتيجه ديدار اول آنها چيزي جز يك افتضاح بزرگ نيست. مجارستان 8 آلمان3  !آلمانها با درهم كوبيدن تركيه در بازي دوم، تلافي اين شكست را مي كنند، اما به دليل آنكه تركيه نيز در بازي اول خود كره جنوبي را شكست داده است، اين دو تيم (آلمان و تركيه) براي تعيين دومين تيم صعود كننده چند روز بعد در يك بازي تكراري به مصاف هم مي روند كه اين بار نيز ژرمنها با 4 گل، افنديها را بدرقه مي كنند.




2)آلمان غربي، سال 1960. پانزده سال است كه جنگ جهاني دوم خاتمه يافته و آلمان توسط متفقين به دو تكه شرقي و غربي تقسيم شده، اما به خاطر قرار گرفتن ايالتهاي ثروتمند اين كشور در دست دول غرب، بخش غربي آلمان چندان دچار نابودي نشده و بسيار پيشرفته تر از شرق آلمان است. تقريباً تمامي صنايع بزرگ و محوري ژرمنها نيز در غرب كشورشان قرار دارد، ولي يك موضوع آنها را آزار مي دهد و آن، فقدان جمعيت كارگر در جامعه آلمان غربي است.
ژرمنها براي اين كه از قافله بازسازي و پيشرفت در اروپا عقب نمانند، با تركيه وارد مذاكره شده و قرار مي شود تركهاي عثماني نيروي كار آلمانها را تأمين كنند. سپس هزاران كارگر مرد وارد خاك آلمان شده و به بازسازي و احياي كشور آلمان كمك مي كنند. البته مردم آلمان هنوز خاطرات هيتلر را فراموش نكرده اند و با غريبه ها چندان خوب رفتار نمي كنند و حتي از دولت وقت مي خواهند پس از پايان بازسازي، كارگرهاي غير هم خون! را به كشورشان بازگردانند، اما...
با اين حال، نه تنها تركها به كشورشان باز نمي گردند، بلكه با آمدن خانواده هايشان به آلمان نيز موافقت مي شود و همين مسأله سرآغاز ازدياد جمعيت مهاجرنشين تركها در آلمان مي شود(درحال حاضر از 7ميليون جمعيت مهاجر آلمان، 2ميليون نفر ترك تبار هستند).
تركها و ژرمنها با يكديگر سالهاي سال را مي گذرانند و به تدريج جامعه آلمان اين غريبه هاي ناشناخته را مي پذيرد. حالا تركها ديگر در كمپهاي كارگري زندگي نمي كنند، بچه هايشان اجازه درس خواندن با همسالان آلماني را دارند و البته كه در همه زمينه هاي اجتماعي، داراي حقوق برابر با ژرمنها مي شوند.
... حالا 48 سال از آن ماجرا گذشته و تركها كه به مانند همه مردمان شرقي داراي عواطف و حس خانواده دوستي هستند، مي توانند انتقام روزهاي سختي كه بر اجدادشان در كارخانه هاي آلماني گذشته را در زمين سبز فوتبال بگيرند.
3)تركيه در سالهاي مياني دهه 70 ميلادي به اروپا ملحق مي شود. حدود 20 سال بعد، آنها دست به دامان بزرگترين حامي غربي خود يعني آلمان مي شوند تا آنها را در انقلاب فوتبالي شان ياري رسانند. ژرمنها نيز كوتاهي نكرده و جواب محبتهاي ديروز تركها را با فرستادن مربي بزرگي همچون «يوپ دروال» به سرزمين افنديها مي دهند. دروال، هانكس، يوآخيم لو، شوماخر، كريستوف دام و... همگي براي ساختن اصولي زيرساختهاي فوتبال تركيه مي كوشند. مربيان بااستعداد تركيه نيز به عنوان دستيار در رده هاي مختلف ملي و باشگاهي از تجربيات آلمانها استفاده مي برند(فاتح تريم در تيم زير 17 سال تركيه دستيار سپ پونتيك بود) و اين برنامه ريزيها با آغاز هزاره سوم براي تركها نتيجه مي دهد.
البته افنديها تنها به اين موضوع بسنده نمي كنند و با هدف كشف استعدادهاي آينده دار كه بتوانند بعدها از آنان در تيم ملي كشورشان استفاده كنند، شروع به تأسيس دفاتر استعداديابي در شهرهاي فوتبالي آلمان مي كنند. نتيجه اين امر را به وضوح مي توان در تيم ملي تركيه ديد، برادران آلتين تاپ، نوري ساهين، هاكان بالتا و... همگي متولد آلمان هستند، اما در تيم ملي تركيه بازي مي كنند.
4)سال 2006 تركيه، استانبول. افنديها و سوئيسيها براي تعيين تكليف آخرين سهميه اروپا جهت شركت در جام جهاني آلمان با هم مبارزه مي كنند. آن بازي جنجالي در نهايت با نتيجه 4 بر 2 به سود تركيه به پايان مي رسد، اما به خاطر شكست 2 بر صفر در خانه حريف، از راهيابي به آلمان باز مي مانند و هزاران هوادار مشتاق اين كشور در غم اين شكست فرو مي روند. اما تركها در خاك آلمان! با اقدامي جالب، نام خود را بر سر زبانها مي اندازند. ترك تبارها با ثبت نام در كانون هواداران تيم ملي آلمان و حضور در بازيهاي اين تيم در جام جهاني، علاوه بر تشويق تيم آلمان با پرچمهاي سرخ رنگ تركيه، به جهانيان اين نكته را يادآور مي شوند كه آنها نيز در جام حضور دارند!
5)آلمان به عنوان پرافتخارترين تيم قاره اروپا در رقابتهاي جام ملتهاي اروپا شناخته مي شود. آنها از سال 1972 تاكنون در جام ملتهاي اروپا حاضر بوده اند و جالب اين كه آنها از سال 1972 تا 1996 تنها در سال 1984 در جمع چهار تيم پاياني حضور نداشتند.
ژرمنها از 5 بار حضور خود در مرحله نيمه نهايي تنها در سال 1988 كه بازيها در كشور خودشان برگزار مي شد، نتوانستند به فينال مسابقات راه يابند(مسابقات سال 1980 بدون برگزاري ديدار نيمه نهايي انجام شد). نكته جالب توجه ديگر اين كه آلمان از سال 1982 تا 1996 در جامهاي گوناگون كارش در نيمه نهايي به ضربات پنالتي كشيده كه هرگز در آنها بازنده نبوده است. آخرين باري هم كه ديده شده يك بازيكن آلماني پنالتي اش را خراب كند، مربوط به سال 1982 و بازي مشهور فرانسه- آلمان مي شود كه «اولي اشتليكه» نتوانست توپش را وارد گل كند.
اما تركها تا قبل از اين جام، تنها دو بار ديگر در سالهاي 1996 و 2000 جواز حضور در مرحله نهايي جام ملتها را به دست آوردند و بهترين عملكردشان را بايد حضور در جمع چهار تيم پاياني اين جام دانست. اتفاقاً «فاتح تريم» در سال 2000 نيز هدايت تركيه را بر عهده داشت و توانست تيمش را از گروهي كه در آن ايتاليا، بلژيك و روماني حضور داشت به مرحله بعد ببرد، ولي در مرحله يك چهارم مقابل پرتغال تن به شكست داد.
در طول تاريخ، آلمان و تركيه تا قبل از رويارويي در نيمه نهايي اين جام، هفده مرتبه به ديدار يكديگر رفته اند كه 11 بار آلمانها و 3 بار تركها پيروز ميدان بوده اند و سه ديدار دو تيم نيز با تساوي به پايان رسيده كه در اين ميان، آلمانها 40 گل به تركيه زده اند و افنديها 10 گل.
آخرين ديدار اين دو تيم به سال 2005 در ديداري دوستانه باز مي گردد كه تركيه موفق شد در استانبول با نتيجه 2 بر يك آلمان را شكست دهد.
6)تقريباً در بين تمامي ملل جهان وقتي مي خواهند از كشورشان ياد كنند، اين جمله را به زبان مي آورند «سرزمين مادري»، اما در سرزمين ژرمنها اين گونه نيست. ژرمنها در سرود ملي كشورشان از آلمان به عنوان «سرزمين پدري» نام مي برند و مي گويند به اميد فرداي بهتر براي سرزمين پدري. حالا ترك تبارهاي اهل آلمان در ميان عشق به سرزمين مادري و علاقه به سرزمين پدري گرفتار آمده اند و چه بسا كه اين موضوع بيشتر از خود بازي براي آنها هيجان داشته باشد.
«كنان كولات»، رئيس اتحاديه استعداديابي فوتبال تركيه در آلمان در اين رابطه گفته: به نظر من ما در فينال هستيم! منظورم همين بازي آلمان و تركيه است. خود من جزو كساني هستم كه در آلمان به دنيا آمدم. آلمان سرزمين پدري ام است و تركيه سرزمين مادري. هر دوي اين كشورها در قلب ما جا دارند و نمي توانيم به درستي طرفدار يكي از آنها باشيم. خود من بر روي ماشينم پرچم هر دو كشور را نصب كرده ام تا بدين وسيله، عشقم نسبت به هر دو زادگاه را بيان كنم.

  


آلمانها مقابل تيم بي ستاره؛ تركيه باش دوباره

 

*سرويس ورزش

هر ثانيه كه به 23/15 نزديك مي شود، قلب «فاتح تريم» بيشتر مي زند و عميق تر از قبل فكرش آن را از دست بدهد و در حالي كه فوتبال توانسته اندكي از مسائل داخلي كشورش بكاهد، اما هنوز اين تنش ادامه دارد.
آلمان حريف آساني براي هيچ تيمي نيست و با بازي آرام و هماهنگ خود مي تواند هر تيمي با هر نوع تاكتيكي را از پاي دربياورد و يك لحظه غفلت مي تواند آنان را به گل برساند. اما تركيه در روزي به تور آلمان خورده كه هم بازيكنان محروم و مصدوم فراواني دارد و هم زمين بي ستاره و نيمكت نامطمئني، همه اينها، استرس و فشار «فاتح» را زياد مي كند. اما امپراتور به همين راحتيها دستهايش را بالا نمي برد و مطمئناً وقتي مي خواهد در پايان شب چشمهايش را بر روي هم بگذارد، به اين جمله ناپلئون فكر مي كند: «كسي كه مي ترسد شكست بخورد، حتماً شكست خواهد خورد». آخر او ناپلئون را الگوي زندگي اش مي داند و تابلويي از او را در خانه دارد.
فاتح مي داند كه الگويش معتقد است، در دنيا فقط از يك چيز بايد ترسيد و آن خود «ترس» است و براي همين، در اين چند روز به شاگردانش مي گويد، قوي باشند و فقط به پيروزي بينديشند، زيرا «خواستن، توانستن است».
سرمربي خوش پوش تركيه در نبود ستارگان ارزشمندي چون «نيهات قهوه چي» كاپيتان، «امره آشيك»، «تونجاي شانلي»، «آردا توران» و «ولكان دميرل» بايد به چه چيزي دلخوش باشد جز غيرت تركيه ايها و عزمي كه او به كالبد تيم ناقصش مي دمد.
فاتح مي داند كه در آستانه چه اتفاقي قرار دارد و تا چه حد مي تواند به محبوبيت او بيفزايد. براي همين بايد از هيچ، همه چيز بسازد. تركيه را به اتحاديه اروپا راه نمي دهند و تيم فوتبال اين كشور با شگفتي آفرينيهايش به اروپا پيام مي دهد كه تا چه حد براي ورود كيفيت و شايستگي دارد و اگر به فينال راه يابند، مطمئناً تحولي را در نگاه اروپاييان به خود خواهند ديد؛ اين كه بانوان محجبه ترك به ورزشگاه مي آيند و در ميان اروپاييها مي نشينند و همراه آنان به تشويق مي پردازند تا حد بسياري مي تواند نگاهها را تغيير دهد؛ اين كه فوتباليستهاي تركيه در مقابل ابرقدرتهاي اروپايي حاضر مي شوند و آنها را به زانو در مي آورند، نشان از لياقت و شايستگي آنان دارد و فاتح تيمي را به ميدان خواهد فرستاد كه اگر ستاره ندارد، در قالب تيم «ستاره» شوند و بازيكناني سرشار از انگيزه و به ميدان بيايند.

  


مديرعامل مس: هنوز قرارداد آشوبي ثبت نشده است

 

مديرعامل باشگاه مس كرمان گفت: هنوز با فرزاد آشوبي براي عقد قرارداد نهايي به توافق نرسيده ايم.
حميد نيك نفس با بيان اين مطلب  گفت: فرزاد آشوبي، مسعود زارعي، ستار زارع و حمودي از جمله بازيكناني هستند كه باشگاه مس كرمان در حال مذاكره با آنهاست و به احتمال قوي، تا پايان اين هفته تيم بسته خواهد شد.
وي در خصوص تكذيب خبر عقد قرارداد با فرزاد آشوبي گفت: مذاكرات زيادي را با فرزاد آشوبي انجام داده ايم و شرايط باشگاه را كاملاً براي او تشريح كرديم. او نيز قرار است پس از بررسي شرايط باشگاه هاي ديگر، پاسخ نهايي را امروز و حداكثر تا صبح فردا به ما اعلام كند.