|
* نورا مهدوي
مسعود شجاعي در جام ملتهاي آسيا مورد بي مهري امير قلعه نويي سرمربي وقت تيم ملي قرار گرفت و در حالي كه خيلي ها انتظار داشتند او يكي از بازيكنان ثابت تيم ملي باشد، اما به يك نيمكت نشين محض تبديل شد. با وجود اين او هيچ صحبتي عليه قلعه نويي نكرد و آنقدر خوب و با انگيزه كار كرد كه حالا يكي از بازيكنان ثابت خط مياني تيم ملي است. صحبتهاي بازيكني را مي خوانيد كه وقتي در محل شان بازي مي كرد و گل مي زد؛ مثل به به تو برزيلي خوشحالي مي كرد و حالا آرزوهايش نهايت ندارد و هيچ سقفي براي آن قايل نمي شود.

* در مورد بازيهاي تيم ملي در مرحله اول جام جهاني صحبت كنيم.
** از اول كه شروع كرديم مشكل داشتيم. در بازي اول با سوريه تيم ناهماهنگ بود؛ چون خيلي از بازيكنان كنار هم تمرين نكرده بودند. آقاي ابراهيم زاده هم سرمربي موقت بود و آن بازي را مساوي كرديم. در بازي رفت مقابل كويت هم آقاي دايي يك هفته تيم را تحويل گرفته بود. در آن ديدار ما بازي برده را مساوي كرديم كه به خاطر ناهماهنگي بچه ها بود و طبيعي هم بود. از ديدار امارات به بعد، بازي به بازي بهتر شديم و به جايي رسيديم كه جاي خالي كسي احساس نمي شد؛ چون فاصله بازيكنان كم بود. اين مسأله به خاطر درايت كادر فني و تلاش و انگيزه بالاي بازيكنان بود.
* مهدوي كيا، كريمي، هاشميان و رضايي در تيم ملي نبودند. عدم حضور آنان چقدر احساس شد و به چشم آمد؟
** نمي توان منكر تواناييهاي اين بازيكنان شد؛ چون بازيكنان بزرگي هستند و سالها براي تيم ملي زحمت كشيده اند، اما يك زماني تيم ملي نياز به پوست اندازي دارد كه نظر كادر فني اين بود الان اين كار انجام شود كه نزديك بازيها بود. انتقادات زيادي بود كه چرا اين بزرگان كنار تيم ملي نيستند و جاي خالي آنها احساس مي شد، اما انگيزه بچه ها باعث شد كه جاي خالي هيچ كسي احساس نشود.
* در جام جهاني يك نيمكت نشين قابل اعتماد بودي. بعد از آن هم خيلي اعتقاد داشتند كه آنقدر توانايي داري كه براي تيم ملي بازي كني، اما در دور جديد تيم ملي فيكس شدي. آن زمان هم اينقدر توانايي داشتي كه براي تيم ملي بازي كني؟
** آن زمان هم اين توانايي را داشتم، ولي مربيگري سليقه اي است؛ مثل الان كه بزرگاني مثل مهدوي كيا، كريمي، هاشميان و رضايي كنار تيم ملي نيستند. اين حق طبيعي من بود كه ناراحت شوم؛ چون آماده بودم. در اين يكي دو سال گذشته حقم بود كه فيكس تيم ملي باشم، اما چون سليقه مربيان فرق مي كرد به من بازي نمي رسيد. حداقل در جام ملتهاي آسيا مي توانستم به تيم ملي كمك كنم، اما اصلاً بازي به من نرسيد.
* هيچ كس گمان نمي كرد در مالزي به نيمكت ذخيره ها زنجير بشوي.
** قبل از شروع جام در بازي مقابل جامائيكا بد كار نكردم. آن طور كه شنيده بودم قرار بود مرا كنار بگذارند و اصلاً به مالزي نبرند، اما با بازي خوبي كه مقابل جامائيكا انجام دادم، كنار گذاشتنم سخت بود. براي من نشستن روي نيمكت تيم ملي هم افتخار بزرگي بود، اما با شرايطي كه داشتم برايم خيلي سخت بود، چون خيلي آماده بودم.
* بالاخره متوجه شدي چرا به تو بازي نرسيد؟ واقعاً با قلعه نويي مشكل داشتي يا مسأله چيز ديگري بود؟
** نه، مشكل نداشتم. به من اعتقاد نداشتند. گمان مي كردند به درد تيم ملي نمي خورم.
* خيلي ها اعتقاد داشتند امير قلعه نويي براي حضور در جام ملتهاي آسيا در حد تيم ملي نبود، تو هم همين نظر را داري؟
** انتخاب فدراسيون بود. آنها تصميم مي گيرند چه كسي سرمربي تيم ملي باشد. آقاي قلعه نويي چون در استقلال نتيجه گرفته بود، فدراسيون فكر كرد مي تواند به تيم ملي هم كمك كند. قلعه نويي زحمت خودش را كشيد، اما موفق نشد تيم ملي را سربلند كند و حذف شديم. من نمي توانم در اين خصوص نظر بدهم و به عنوان بازيكن هر كسي كه سرمربي تيم ملي باشد بايد كار كنم.
* گمان مي كني اگر در مالزي يك مربي بزرگ داشتيم، مي توانستيم قهرمان شويم؟
** قلعه نويي هم مربي بزرگي بود، اما مربي بزرگ خارجي در شرايط سخت بهتر مي تواند كار كند بخصوص در تورنمنتهاي بزرگ كه با يك باخت تيم حذف مي شود.
* هيچ مي داني كه بازيكن عجيب و غريبي هستي؟
** (خنده طولاني) چرا؟
* يك زمان بود كه خيلي اخطار مي گرفتي و اخراج مي شدي. حتي يك بار با داور درگير شدي و 6 جلسه محروم شدي، اما الان آنقدر ساكت و بي حاشيه هستي كه گاهي اوقات حرص آدم را در مي آوري.
** آن زمان 18 سالم بود كه خيلي اخطار مي گرفتم. وقتي كه 6 جلسه محروم شدم هم 19 سالم بود و هضم شرايط برايم سخت بود؛ چون اصلاً باخت را دوست نداشتم و ندارم. اين اتفاقات همان سالي افتاد كه سايپا براي سقوط نكردن به ليگ پايين تر دست و پا مي زد. اشتباه مي كردم كه اعتراض مي كردم. سنم كه بالاتر رفت، فهميدم اگر انرژي ام را روي اعتراض بگذارم از نظر فني افت مي كنم. سعي كردم در كار فني بهتر شوم و دنبال حاشيه و اعتراض نباشم و كار قضاوت را به داوران بسپارم. به هر حال آنها هم آدم هستند و مثل ما اشتباه مي كنند.
* از نظر روحي بازيكن سطح بالايي نيستي و خيلي ظريف و شكنند اي، چرا؟
** من فقط تشنه بازي هستم. اگر اطمينان خاطر داشته باشم كه براي بازي كردن مشكل ندارم، از نظر روحي هم مشكل برايم به وجود نمي آيد. الان مي دانم كه آقاي دايي به من اعتقاد دارد و از نظر روحي خيلي خوب هستم. من اگر بازي نكنم، نمي توانم از نظر روحي و رواني خوب باشم.
* اما اين طوري نمي تواني تبديل به يك بازيكن بزرگ بشوي.
** خيلي از بازيكنان بزرگ بودند كه بازي نكردند و محو شدند، مثل ريوالدو و ردوندو، بدترين چيز براي بازيكن بازي نكردن است. من از روي نيمكت مي توانم چه كار كنم. فقط حرص مي خورم.
* خيلي اوقات هم حريف را دست كم مي گيري؛ مثل همين بازي با امارات كه مقابل بازيكن حريف يك دور چرخيدي و به نوعي او را تحقير كردي.
** من بازي خودم را مي كنم. يك زمان مي گفتند اداي علي كريمي را در مي آورم. كريمي بازيكن بزرگي است و سبك بازي ما فرق مي كند. اينها به شرايط روحي بر مي گردد كه در جريان بازي وقت تلف كنم يا روحيه حريف را خراب كنم.
* اما انگار خيلي به كريستيانو رونالدو علاقه داري. لباس پوشيدن در زمين، مدل موهايت و حتي طرز نگاه كردنت به بازيكن حريف كاملاً مثل اوست.
** من وقتي پيراهنم را روي شورت ورزشي ام نمي اندازم مثل بازيكن آماتور مي شود. مثل شخصيت هاي طنز و كاريكاتوري مي شوم. موهايم را هم طوري كوتاه مي كنم كه به من بيايد در شرايط بازي هم كاري مي كنم كه به نفع تيم باشد. اصلاً نمي خواهم از كسي تقليد كنم. هر كسي جايگاه خودش را دارد. مسعود شجاعي مسعود شجاعي است. الگو برداري خوب است، اما من كار خودم را انجام مي دهم.
* علي كريمي ادعا مي كرد حالا حالاها كسي رو دست او نمي آيد، اما تو آمدي و جاي او را در تيم ملي گرفتي.
** براي رسيدن به اينجا خيلي تلاش كردم. از سال 83 در بيشتر اردوهاي تيم ملي بودم و هميشه تلاش مي كردم. من هميشه دور را مي ديدم و هيچ وقت نوك بيني ام را نمي ديدم. علي كريمي همين الان هم يكي از بهترينهاي ايران است و تواناييهايش را كمتر كسي دارد. اعتماد مربيان هم خيلي در كار من تأثير داشت. خدا را شكر كه جاي علي را در تيم پر كردم.
* خيلي ها تو را با علي كريمي مقايسه مي كنند. تو بهتري يا كريمي؟
** علي كريمي بهتر است، چون پختگي و تجربه او را ندارم و بايد چند سال ديگر بازي كنم تا بتوانم كارهاي او را در زمين انجام دهم. او در الاهلي همه كاره تيمش بود و لقب «جادوگر» گرفت و در تيم بزرگي مثل بايرن مونيخ هم بازي كرد. من بايد اين راه ها را بروم.
* در جام جهاني فقط 55 دقيقه مقابل آنگولا بازي كردي، اما گفته بودي كه پديده جام جهاني مي شوي. حقت بود بيشتر بازي كني؟
** انتظار نداشتم بيشتر بازي كنم؛ چون تيم خوبي داشتيم و بازيكنان بزرگي. با صحبتهاي برانكو و بازيهاي دوستانه اي كه داشتيم انتظار بازي كردن داشتم، اما انتظار فيكس بودن يا زياد بازي كردن نداشتم، جام جهاني برايم تجربه خيلي خوبي بود. بالاخره روي نيمكت پديده بودم (خنده).
* اگر در جام جهاني بيشتر بازي مي كردي، باز هم همين راه را مي رفتي يا مسير زندگي ات عوض مي شد؟
** ممكن بود مسير زندگي ام عوض شود، اما در آن شرايط سخت و با آن بازيها شايد از اين هم بدتر مي شد. من خيلي به قسمت اعتقاد دارم و خدا را شكر كه اين طور شد. قسمت من اين بود كه در جام جهاني همين قدر بازي كنم.
* مي گفتند علي دايي در جام جهاني و اردوهاي تيم ملي زياد دل خوشي از تو نداشت.
** اتفاقاً بر عكس اين است او هميشه وقت تمرين مرا در تيم خودش انتخاب مي كرد. دايي مرا خيلي دوست داشت. وقتي كه در سايپا بازي مي كرد و مربي هم بود به من مي گفت كه توانايي هايت بالاست، ولي بايد خودت را تقويت كني، چون مي تواني فيكس تيم ملي باشي. من هيچ مشكلي با علي دايي نداشتم.
* دايي در اين مدت چقدر به تو كمك كرده است؟
** خيلي، مهمترين چيز اعتماد به نفس بود كه به من برگرداند. از نظر فني هم خيلي كمك كرد و چيزهايي كه نمي دانستم به من گفت.
* دايي از نظر فني در چه سطحي است؟
** آقاي دايي چون تجربه زيادي دارد و با مربيان بزرگي كار كرده است كه تجربياتش را به ما انتقال مي دهد، بخصوص من كه در پستي بازي مي كنم كه گلزني برايم مهم است. قبلاً كمتر گل مي زدم، اما دايي خيلي به من كمك مي كند. دايي مربي سطح بالايي است.
* چرا دايي محبوب نيست؟
** چون به هيچ كس باج نمي دهد و هميشه روي پاي خودش ايستاده است. دايي در سخت ترين شرايط توكلش به خداست. تمركز زيادي دارد و كاري كه مي داند صحيح است، انجام مي دهد. خدا را شكر هميشه موفق بوده و الگوي خوبي براي بازيكنان است.
* اگر در تيم ملي نبودي، باز هم اينقدر از دايي تعريف مي كردي؟
** قبل از سرمربيگري دايي در تيم ملي هم از او تعريف مي كردم.
* شايد مي دانستي يك روز سرمربي تيم ملي مي شود و از او تعريف مي كردي.
** نه، از اين اخلاق ها ندارم. من قلباً دايي را دوست داشته و دارم. اين احساس واقعي من است و تظاهر نمي كنم.
* تو چه زماني كاپيتان تيم ملي مي شوي؟
** بستگي به خودم دارد كه چقدر در تيم ملي دوام بياورم و بتوانم همين روند را ادامه دهم. الان 24 ساله ام و 90 درصد بستگي به خودم و اتفاقاتي كه برايم مي افتد دارد، اما زياد دور نيست.
* تو در زمان دادكان هم در تيم ملي بودي. چه تفاوتي بين فدراسيون او و كفاشيان است؟
** هيچ صحبتي در اين زمينه ندارم. هر كسي تلاش مي كند كه بهترين باشد و به تيم ملي خدمت كند. همان طور كه دادكان موفق بود انشاءا... كفاشيان هم موفق شود.
* اگر يك روز قرار باشد به فوتبال ايران برگردي، ولي هيچ پولي در ميان نباشد در كدام تيم بازي مي كني؟
** انتخاب اولم سايپاست. بعد از آن بين استقلال و پرسپوليس يكي را انتخاب مي كنم.
* چرا هيچ وقت به پيشنهاد استقلال و پرسپوليس پاسخ مثبت ندادي؟
** مي خواهم مثل چند نفري كه اين طور هستند ركورددار باشم و بدون بازي در اين دو تيم به اروپا بروم. واقعاً در اين دو تيم بازي كردن افتخار بزرگي است، اما هميشه دوست داشتم بدون سر و صدا بازي كنم. خدا را شكر كه از سايپا ترانسفر شدم.
* سقف آرزوهايت كجاست؟
** بي نهايت. بدون اغراق هميشه دوست دارم به جايي برسم كه به ذهن هيچ كسي خطور نكند. تا كجا، معنا ندارد و سقف آرزوهايم تا ندارد و بي نهايت گسترده است.
* از بچگي دوست داشتي در كدام تيم بازي كني؟
** بارسلونا؛ چون هميشه بازيكنان تكنيكي داشته و خودم هم تكنيكي هستم.
* ممكن است يك روز به اين آرزويت برسي؟
** بعيد نيست. همه تلاشم را مي كنم تا به آرزوهايم برسم. اين هم يكي از آرزوهايم است.
* اگر همين فردا از بارسلونا پيشنهاد بيايد سنگكوب نمي كني؟
** نه، اما يكي از بهترين روزهاي زندگي ام در دنيا مي شود. اگر فردا اين پيشنهاد بيايد حاضرم تا در باشگاه بارسلونا سينه خيز بروم. |