تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سر مقاله
انديشه
پنجره
میهن
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه يورو 2008
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 8تیر ماه 1387


نگاهي به شاخصه هاي فكري شهيد دكتر بهشتي؛تعامل خرد و عمل

 

* حسين فرزانه

اشاره:
هفتم تيرماه يادآور هجرت شهيد دكتر بهشتي و ياران وفادار ايشان است. اگر چه انديشه هاي سياسي دكتر بهشتي بيشتر مورد توجه قرار گرفته، اما نوشتار حاضر درصدد است نگاهي كوتاه به وجوه فكري زندگي دكتر بهشتي بيندازد.





* گشودگي فكري دكتر بهشتي
شهيد دكتر بهشتي داراي گشودگي فكري خاصي بود. البته، سالها زندگي وي در خارج از كشور- بخصوص آلمان- نقشي مهم در اين زمينه ايفا مي كند. اين امر باعث شده بود وي به اهميت مراوده و تعامل فكري با انديشه هاي ديگران پي ببرد و در جاهاي مختلف به اين مهم اشاره كند. در اين ميان، توجه وي به مباني و شاخصهاي فكري تمدن غرب، كم نظير است. دكتر بهشتي هر چند مغرب زمين را به عنوان يك فرهنگ و تمدن به تمامي تأييد نمي كند، درعين حال اين تمدن را طرد هم نمي كند. او درصدد است تا آنجا كه ممكن است از تجارب تمدنها و فرهنگهاي ديگر براي حل مشكلات فرهنگ غني خود استفاده كند و در اين ميان، البته وضعيت تمدن غرب كم نظير است. تجاربي گرانبها در فرهنگ غرب صورت گرفته اند كه دكتر بهشتي معتقد است بايد از اين تجارب، در راستاي فهم و حل مسائل و مشكلات فرهنگ خودي استفاده كرد. به طور مثال، وي معتقد بود ما ميتوانيم نظم و دقت را از مغرب زمينيان بياموزيم، البته اين رويكرد به تمامي در مقابل رويكرد طرفداران حزب توده قرار مي گيرد كه طرد بخشي مهم از تمدن غرب را سرلوحه كار خود قرار داده بودند و اين طرد به سادگي به كل تمدن غرب تعميم داده مي شد.
دكتر بهشتي چنين نگاهي به غرب را نمي پذيرفت و اين امر را به گشودگي فكري- فلسفي وي مي توان نسبت داد. او خود دانش آموخته فلسفه بود و مي دانست فلسفه اگر هيچ كاري نكند، گشودگي فكري را به انسان ارزاني مي دارد.
* برقراري نسبت ميان عمل و نظر
سعدي مي گفت، «جز به خردمند نفرما عمل / گر چه عمل كار خردمند نيست». اين گونه تصور مي شود كه ميان نظر و عمل فاصله اي است كه به سادگي پر شدني نيست. هر كس اهل نظر است، نمي تواند به عمل دست زند و آنكه اهل عمل است، عموماً مباني فكري قوي و فربه اي ندارد. شهيد بهشتي يكي از مصاديقي بود كه مي توانست منكر اين تز باشد. او بر اين تعامل بسيار تأكيد و بدان باور داشت. وي نه تنها يك عالم و متفكر بر جسته بود و در بسياري از حوزه هاي نظري واجد آثار بود، بلكه در مقام عمل هم يك سياستمدار برجسته به شمار مي آمد. او معتقد بود انديشه در صورتي برجستگي و عظمت خود را به ما نشان مي دهد كه در عمل حلال مشكلات باشد. اين امر بدان معنا نيست كه انديشه براي انديشه و علم براي علم في نفسه ارزش نداشته باشند؛ بلكه به انديشه براي عمل بايد به عنوان آنچه مي تواند عقب ماندگي هاي فرهنگ ما را جبران نمايد، بيشتر توجه كرد.
بي ترديد، علم براي علم و انديشه براي انديشه در جاي خود بسيار محترم هستند و بايد به آنها ارج و ارزش نهاد، اما نمي توان خود را از رقابت سهمگيني در جهان كه براي پيشرفت و توسعه ايجاد شده، كنار كشيد. اساس اين رقابت هم علمي است كه كاربردي شده و در شؤون مختلف زندگي فردي و اجتماعي، كاربرد پيدا كرده است. در ساحت فردي هم از يك جا به بعد علم بايد زندگي آدمي را متحول كند و دانشي كه تغيير در انسان به وجود نياورد، ارزشي ندارد. اين نكته اي است كه تقريباً در همه اديان از جمله اسلام هم بدان تأكيد فراوان شده است. دكتر بهشتي يكي از مهمترين مظاهر «جمع نظر و عمل» است. زندگي او نشان ميدهد مي توان ميان اين دو وجه پيوند ايجاد كرد.
* نهاد سازي دكتر بهشتي
از مشكلاتي كه در چند صد سال اخير در ديارمان مشاهده شده، گسستهاي فكري- فرهنگي است كه هميشه و همه جا گريبان ما را گرفته است و ايران زمين را از حركتي منطقي و پايدار باز داشته است. در خصوص اين مشكلات متفكران زيادي سخن گفته اند. دكتر بهشتي نيز از جمله متفكراني است كه اين مشكلات را موضوع تفكر و انديشه خود قرار داده است. در اين ميان او به يكي از نمادهاي اين مشكل يعني پا نگرفتن نهادهاي مختلف در ايران توجه و سعي مي كند در حد وسع و توان تا آنجا كه مي تواند، به تأسيس نهادهايي اقدام كند تا جلو هر گونه گسستي گرفته شود. نهاد يكي از راههايي است كه با آن مي توان جامعه اي را از فردمحور و شخص محور شدن نجات داد. دكتر بهشتي با تفطن جدي بدين نكته، در همان چند سالي كه بعد از انقلاب فعاليت مي كند- و حتي در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي- در تلاش است به اين كار مبادرت نمايد. بنابراين، كارنامه وي از اين جهت هم قابل توجه است. به طور مثال، او به تأسيس روزنامه «تهران تايمز» مبادرت مي كند، چون معتقد است بايد پيام انقلاب را به زبان انگليسي هم به ديگر كشورها شناساند. در قوه قضاييه و جاهاي ديگر هم از اين گونه نهادسازيها در كارنامه وي مشاهده مي شود. به نظر مي رسد اين جنبه از مشي و روش دكتر بهشتي كمتر مورد مداقه قرار گرفته است. اين در حالي است كه اين امر براي ما كه شاهد تجربه گسستهاي فكري و فرهنگي و اجتماعي هستيم، بسيار مهم و حياتي است
*دكتر بهشتي؛ عالم اسلامي
عالم اسلامي ضرورتاً يك متفكر متخصص نيست. عالم اسلامي كسي است كه از مجموع علوم اسلامي، از فقه واصول گرفته تا اقتصاد و عرفان و فلسفه نكاتي بنيادين و اصولي را مي داند. دكتر بهشتي نيز چنين كسي است. به همين جهت، نمي توان از او انتظار داشت مانند يك اقتصاددان متخصص از همه ريزه كاريهاي علم اقتصاد مطلع باشد. به طور مثال، در بحث اقتصادي دكتر بهشتي يك دغدغه مهم دارد و آن، مقايسه ميان اقتصاد اسلامي و اقتصاد غربي است. او بدين جا مي رسد كه هر چند اقتصاد غرب در روش و مشي بسيار قابل استفاده است، اما اقتصاد اسلامي و اقتصاد غربي در مباني وجهان بيني ها با يكديگر اختلاف نظر دارند. هنگامي كه اين نگاه را مي يابيم، از ارائه كننده آن انتظار نداريم متخصص علمي كلان و كلي چون اقتصاد باشد. همان طور كه وقتي در مورد معرفت شناسي سخن مي گويد، از وي انتظار نمي رود مانند يك معرفت شناس متخصص عمل كند. به نظر مي رسد، هنگام مواجهه با عالمان ديني مانند دكتر بهشتي، استاد مطهري و علامه طباطبايي مانند مواجهه با هر فرد ديگري بايد انتظاري را كه از آنها داريم، مشخص كنيم. اين نكته اي است كه متأسفانه چه موافقان فكري اين افراد و چه مخالفان فكري آنها، در نظر نمي گيرند. اگر چنين نگاهي به همه نخبگانمان از جمله اين افراد داشته باشيم، آنگاه مي توان راه آنها را تكميل كرد و ميوه هاي انديشه هايشان را به خوبي به ثمر نشاند، امري كه متأسفانه به دلايل مختلف از آن غافل مانده ايم.

  


نگاهي به مفهوم «فناوري خودبنياد؛ فناوري هدف ندارد؟

 

*سپهر نيك گوهر

آموزه اصلي رويكرد «فناوري خودبنياد» اين است كه فناوري مستقل از كنترل و تصميم انساني، به حركت خود ادامه مي دهد. يعني فناوري منطق خاص خود را دارد و متناسب با اين منطق حركت مي كند.




اين آموزه به صورت مدون، براي اولين بار به وسيله «ژاك ايلول» در كتاب «جامعه تكنولوژيك» مطرح شد. اگر اين انسان است كه سازنده فناوري است، چگونه امكان دارد كه فناوري مستقل از خواست و اراده انسان به حركت خود ادامه دهد؟ ايلول معتقد است، گروه هايي از افراد كه به نظر بر فناوري نظارت دارند، اين كار را به واقع انجام نمي دهند. مهندسان و تكنيسينهايي كه فناوريها را ايجاد مي كنند، از اثرات اجتماعي آنها اطلاع ندارند. بدين جهت، او نسبت به آينده جامعه اي كه اين متخصصان در آن به كار مشغول هستند، بدبين است. از سوي ديگر، سياستمداران و تجار كه فناوريهاي مختلف را حمايت مي كنند، تسلطي در زمينه مسائل فني آنها ندارند. اين در حالي است كه عامه از هر دو جنبه، يعني از جنبه هاي اجتماعي و همچنين فني فناوري غافل هستند. بدين معنا، وي فناوري خودبنياد را «نتيجه ناخواسته اعمال انساني» ارزيابي مي كند. بدين جهت، اصطلاح «نتايج ناخواسته انساني» براي افرادي كه از فناوري خودبنياد سخن مي گويند، بسيار ضروري است.
* نتايج ناخواسته اعمال انساني
«ايليول» با «وينر» موافق است كه نتايج ناخواسته اعمال انساني در رابطه هدف - وسيله اي كه فناوري را به وجود مي آورد به جايي رسيده است كه به جاي آنكه فناوري خود را با انسان مطابقت دهد، اين انسان است كه خود را با فناوري مطابقت مي دهد. در اين راستا، بازار فروش فناوري هم با ابزارهاي مختلف به خوبي توانسته همه را براي مطابقت خود با محصولات تكنولوژيك قانع سازد.
بر اساس اين مدعا، اين كه تصور كنيم ما به دلخواه خود و با آزادي كامل، فناوريها را مصرف مي كنيم، ايده اي سطحي و پيش پا افتاده است.
بر طبق اين رويكرد، حتي دولتها هم تحت تأثير مستقيم قدرت فناوري قرار دارند و در راستاي گسترش آن، سرمايهگذاري مي كنند. اين فناوريها اين قدرت را دارند كه عليه بيشتر موانع موجود فراروي خويش بايستند.
به نظر «وينر»، افرادي كه تصور مي كنند اين انسان است كه هم اكنون بر فناوري تسلط دارد، تصوري سطحي و اشتباه از فناوري و از انسان دارند. آنها اولاً توده اي از انسانها را فرض مي گيرند كه هويت اين توده سرجمع هويت تك تك افراد آن است. ثانياً فناوري را به ابزار فرو مي كاهند. فرد مي تواند ابزار را به صورتي خاص به كار گيرد تا به هدفي خاص برسد. اين تصور از درك نسبت تودرتوي انسان و فناوري غافل است. به تعبير ديگر، افرادي كه از تسلط انسان بر ماشين سخن مي گويند، تنها بخشي از نظام كلي فناوري را نظاره گر هستند.
*فناوري هدف ندارد
به نظر «ايلول» و «وينر»، هرچند هدف فناوري سعادت، رفاه و آزادي تعريف شده است، در مقام عمل اين عناوين از هر محتوايي خالي هستند. اينجاست كه تنها ابزارها و وسايل اهميت مي يابند، بدون آنكه هدف خاصي مدنظر باشد و يا بتواند مدنظر قرار بگيرد.
به نظر «وينر»، فناوري از سوي هيچ كس كنترل نمي شود. نظامي كه پشت سر تكنولوژي قرار دارد، همه را بدان سمت سوق مي دهد كه بر طبق قواعد آن عمل كنند. حتي دولت نيز در اين منظومه، قدرت زيادي ندارد. نظامهاي فناوري از قواعد خاص خود پيروي مي كنند و همه را به طرف خود مي كشند.
پيش فرض «ويكو» و «هابز» به عنوان پيشتازان ساختارگرايي اجتماعي فناوري اين بود كه ما دقيقاً ميدانيم كه چه مي سازيم و ايجاد مي كنيم. اين در حالي است كه ما هم اكنون در وضعيتي قرار داريم و پيچيدگي نظام فناوري چنان است كه ما از فهم آن عقب افتاده ايم. در مورد بسياري از رايانه ها ما حتي نمي دانيم آنها چگونه كار مي كنند. انقلاب رايانه اي كه با هوش مصنوعي به وجود آمده است، يكي از اين موارد است كه فهم ما از عملكرد آنها عقب افتاده است. اينجاست كه حتي تشخيص مسؤوليت فردي در اين نظام تكنولوژيك براي افراد سخت مي شود. افرادي مي توانند به بهانه اينكه در اين نظام تكنولوژيك قرار دارند، انجام هر كاري را توجيه كنند. بسياري از خطاها به حساب فناوري گذاشته مي شوند و تمايز ميان مسؤوليت انساني و خطاي رايانه اي كمرنگ مي گردد. در يك سطح كلان، نتايج ناخواسته اين نظام تكنولوژيك به هيچ عنوان مشخص نيست.
*نقد رويكرد فناوري خودبنياد
با اين همه ، به خود طرفداران تز فناوري خودبنياد هم انتقادات زيادي وارد شده است.
همان طور كه ديديم، مثلاً «ايلول» از شايستگي نداشتن افراد براي فهم مسائل فني و اجتماعي فناوري به طور همزمان سخن مي گويد. اگر بگوييم كه اين نكته براي فضاي دهه 1950 كه ايلول كتاب خود را در آن برهه نوشته صدق كند، براي زمان ما كه گفتمان عمومي در زمينه فهم مسائل گوناگون فني و اجتماعي فناوري به وجود آمده، صادق نيست؛ بخصوص آنكه زمانه ما، زمانه اي است كه در آن مطالعات ميان رشته اي فوق العاده اي صورت گرفته است؛ زمانه اي است كه اين تصور سطحي نسبت به علم كه اين علم كاملاً تعين يافته به وسيله واقعيت و روش علمي است، رنگ باخته يا حداقل اين تصور مورد چون و چرا قرار گرفته است. در اين منظومه، نظريه هاي علمي را از موقعيت كلي اجتماعي هم متأثر مي دانند. اين رويكرد جديد حتي تفسير اطلاعات را در بستر اجتماعي ممكن مي داند. در اين بستر حتي ديگر فناوري را علم كاربردي شده در نظر نمي گيرند. دستاوردهاي تكنولوژيك صرفاً ناشي از اكتشافات علمي نيستند و عوامل زيادي از شانس گرفته تا موقعيت منحصربفرد افراد و از اولويتهاي اجتماعي گرفته تا خاستگاه هاي فرهنگي در آنها لحاظ مي شوند. اين كه فناوري چگونه به كار مي رود - علاوه بر شيوه ايجاد آن - هم از بستر اجتماعي بسيار متأثر است. به تعبير ديگر، ما نبايد نظام موجود را نظامي تكنولوژيك در نظر بگيريم كه حوزه هاي فرهنگ، اجتماع، اقتصاد و سياست بخشي از آن قلمداد مي شوند. ما بايد نظام تكنولوژيك را بخشي از نظامي اجتماعي قلمداد كنيم كه در آن، نيروهايي چون قدرت سياست، قدرت اخلاقي، قدرت روشنفكران، قدرت رسانه ها و قدرت نفع فردي، همه با هم در رقابت هستند و برآيند اين نيروهاست كه تصميمي را در زمينه فناوري خاصي به وجود مي آورد. اين گونه نبايد تصور كرد كه اين فناوري است كه در نهايت كار، حرف آخر را در همه عرصهها مي زند و فقط فناوري است كه در هر زمينه اي تأثيرگذار است.

  


منطق قديم و جديد

 

منطق ارسطو پايه و اساس ديگر منطق ها و ديگر علوم به شمار مي آيد، زيرا با تدوين آن، علوم از يكديگر تفكيك گرديد و به صورت علمي در آمد و تخصصي تر شد.




بنابراين، منطق ارسطو در پيشرفت علوم تأثير بسزايي داشت. انتقادهاي وارد بر منطق قديم بخصوص انتقادهايي كه از سوي فيلسوفان غربي از قرن شانزدهم به بعد نسبت به منطق قديم صورت گرفت، باعث تجديد نظر در منطق قديم شد و سعي فراواني صورت گرفت تا علمي پديد آيد كه نواقص منطق قديم را نداشته باشد. اين گونه بود كه در نزديك كردن رياضي و منطق تلاش زيادي صورت گرفت و بتدريج منطق رياضي به وجود آمد. اين منطق، يكي از منطق هاي جديد است كه در اثر انتقادهاي وارد بر منطق قديم، به وسيله منطق هاي جديد قبل از آن مانند منطق تجربي منطق ديالكتيك، به وجود آمد. البته، انتقادهاي اين منطق ها بر منطق قديم وارد نبود؛ از جمله اين كه قايل بودند منطق قديم اشيا را ثابت و بي ارتباط با اشياي جهان مي نگرد، اما چنين نيست و در منطق ارسطو و بعد از آن نيز قايل به حركت بودند. منتها آن را در همه اشيا نمي دانستند، بر خلاف ديالكتيسين ها، اين اشكال به خودشان وارد بود كه سرانجام، عقايد ايشان نيز در معرض تحول قرار خواهد گرفت و به ضد خود تبديل خواهد شد. شايد انتقادهاي ايشان از اين جهت بود كه در منطق قديم، دوام را خاصيت مفاهيم حقيقيه مي دانستند كه ايشان نظر به تطابق مفهوم ذهني با خارجي داشتند، نه اينكه مصداق آن را امري ثابت تلقي كنند. همچنين ايشان قايلند كه در منطق قديم، اصل تأثير متقابل اشيا را با هم نداريم؛ حال آنكه اين اشكال وارد نيست. همچنين، ايشان به امكان اجتماع اضداد قايل بود و به منطق قديم كه اجتماع ضدين را محال مي داند، اشكال وارد مي كرد، در صورتي كه از مثالهاي بجاي وي بر مي آيد كه به وحدتهاي 8 گانه اي تناقضات توجه نداشت، به هر حال، منطق رياضي كه در اثر اين انتقادها به وجود آمده، از منطق قديم گسترده تر است و بعضي نقايص وارد بر آن را ندارد، زيرا در منطق رياضي بر خلاف منطق قديم، الفاظ به كار نمي رود. لذا كاملاً صوري است و ابهامهاي لفظي را همراه نخواهد داشت. همچنين، بر خلاف منطق قديم، تمام صور استدلال را در بر داشته و بر خلاف منطق ارسطويي به قضاياي شرطي نيز توجه دارد. البته، فيلسوفان مسلمان هم به اين موضوع توجه داشتند. همچنين، قضاياي نسبي بر خلاف منطق ارسطويي در آن مطرح مي شود، بنابراين كاربرد منطق رياضي بسيار بيشتر از منطق قديم است و علاوه بر اين، ابهامها و نواقص منطق قديم را ندارد.
* عطيه مصطفايي

  


آيةا... سبحاني: خدمت بزرگ فاطمه زهرا(س) تثبيت تشيع در جهان است

 

آيةا... جعفر سبحاني گفت: خدمت بزرگ حضرت فاطمه زهرا(س) تثبيت تشيع در جهان بود.




به گزارش مهر، اين مجتهد شيعه در كنگره بين المللي «فاطمه شناسي» در اراك افزود: حضرت زهرا(س) در زماني كه پيامبر(ص) رحلت فرمودند، با عملكرد خود باعث نجات و تثبيت شيعه شد.
وي عنوان كرد: ايشان توانستند شيعه را به عنوان يك پديده واقعي دين اسلام تثبيت كنند.
آيةا... سبحاني افزودند: آن حضرت، معصومه اي بود كه علم و دانش خود را از پيامبر و علم الهي دريافت كردند.
وي با اشاره به اين كه محدث بودن حضرت زهرا(س) در ميان علماي اسلام مطرح است، گفت: همه علماي اسلام معتقد به محدثه بودن وي هستند.
آيةا... سبحاني بر عصمت دختر پيامبر اكرم(ص) و الگوگيري از آن حضرت و شناساندن ايشان به جامعه اسلامي تأكيد كرد.

  


انديشمندان مسلمان در صدر روشنفكران مردمي جهان

 

در پي نظرسنجي نشريه «سياست خارجي» ده نفر از انديشمندان مسلمان در صدر فهرست بيست نفري روشنفكران مردمي جهان قرار گرفتند.
به گزارش مهر به نقل از اسلام آنلاين، در اين نظرسنجي ده نفر اول از شخصيتهاي برجسته مسلمان به عنوان تأثيرگذارترين شخصيتهاي جهان در سال 2008 انتخاب شده اند كه از علماي دين، انديشمندان، متفكران، اقتصاددانان و اديبان مسلمان هستند.
اين 10 شخصيت برجسته از ميان 100 نفر در همه زمينه ها انتخاب شده اند.
بر اساس اين نظرسنجي، «فتح ا... گولن» كه مجله آمريكايي از او به عنوان عالم مسلمان اهل تركيه ياد كرده است، در صدر اين فهرست قرار گرفت.
«محمد يونس»، اقتصاددان بنگالي و برنده جايزه صلح نوبل در سال 2006 نيز در اين فهرست به عنوان نفر دوم انتخاب شد.
«شيخ يوسف القرضاوي»، رئيس اتحاديه جهاني علماي مسلمان در مرتبه سوم از برجسته ترين انديشمندان جهان قرار گرفت كه مجله به برنامه «شريعت و زندگي» او كه از شبكه ماهواره اي الجزيره پخش مي شود، اشاره كرد.
مجله «سياست خارجي» در واشنگتن در شماره ماه مي/ژوئن خود نام صد تن از انديشمندان جهان را معرفي كرد و از خوانندگان خود خواست با مراجعه به سايت اينترنتي اين مجله، 20 انديشمند برتر را از ميان آنها انتخاب كنند.

  


رويكردهاي فلسفي در سينما بررسي مي شود

 

محمد ضيمران در نشست هفتگي «شهر كتاب»، درباره رويكردهاي فلسفي در سينما سخنراني مي كند.
به گزارش فارس، اين نشست روز سه شنبه 11 تير ساعت 17 در ساختمان قبلي شهر كتاب مركزي برگزار مي شود.بنا بر اين گزارش، در اين نشست قرار است به بررسي شكلي و محتوايي سينما از منظر جنبشهاي ساختارگرا و پساساختارگرا و آراي فيلسوفاني چون «ژيل دلوز»، «ژان بودريار» و «كريستين متز» پرداخته  شود.
در فلسفه معاصر غرب، رويكردهاي فلسفي خاص به فيلم، هستي شناسي و زيبايي شناسي سينما ديده مي شود و بين فيلم، فلسفه و ادبيات پيوند ايجاد شده است.

  


دست نوشته هايي از «ملاصدرا» پيدا شد

 

دست نوشته هاي ملاصدرا در 13 صفحه، به تازگي و به هنگام ساماندهي نسخ خطي موزه پارس در يك كتابچه كوچك پيدا شده است.
به گزارش خبرگزاري مهر، در صفحه نخست اين كتابچه آمده است: اين 13 ورق مربوط به خط شريف ملاصدراي شيرازي است كه از طرف ميرزا طالب موسوي شيرازي به حكمران و فرمانرواي مملكت فارس اهدا شده است.
اين كتابچه دست نوشته كه منتخبي از «مثنوي معنوي» و به دو خط نسخ و شكسته است، در سال 1307 هجري قمري از طرف شخصي به نام ميرزا ابوطالب كه احتمالاً صدر عاليه  فارس بوده، به فرمانروا اهدا و حاشيه نوشته هاي آن با جدول و كمند طلايي رنگ تزئين شده است.
آيةا... سيد محمد خامنه اي، رئيس بنياد حكمت اسلامي صدرا، هنگام رونمايي از اين دست نوشته ها با تأييد انتساب آنها به ملاصدرا، احتمال داد دست نوشته ها به دوران جواني ملاصدرا مربوط باشد.

  


رحيم پورازغدي: الگوي جديد زن مسلمان ايراني قابليت جهاني شدن دارد

 

دكتر حسن رحيم پور گفت: الگوي جديدي كه زن مسلمان ايراني پس از انقلاب شكوهمند اسلامي ارائه كرده است، كاملاً قابليت جهاني شدن دارد.
به گزارش مهر، رحيم پورازغدي، در گردهمايي بزرگ «ميلاد كوثر و روز زن» در رشت، افزود: زن مسلمان ايراني بعد از انقلاب با حفظ، هويت فردي، خانوادگي و اجتماعي خود يك الگوي كاملاً جهاني به بشريت معرفي كرده است.
وي اعلام كرد: اين تحول مرهون زنان مسلمان ايراني است كه با الگوبرداري از مكتب فاطمي به ثمر نشسته و انقلاب حجاب در دنيا ايجاد كرده است.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه اولين زمزمه هاي كشف حجاب تحت عنوان «آزادي زن» مطرح شده است، گفت: در تاريخ اولين جريانهاي كشف حجاب و برهنگي زن تحت عنوان آزاديهاي پيشرفت زن مطرح شد كه اين تئوري پردازيها بعدها در عصر پهلوي عملي گرديد.
رحيم پورازغدي تاكيد كرد: در دوران مشروطيت و بعد در عصر پهلوي، غرب به دنبال آن بود كه الگوي زن غربي را وارد ايران كند، پس برهنگي و استفاده ابزاري از زن را رواج داد و غافل از اين بود كه زن ايراني چيزهايي داشت كه زن اروپايي هرگز نداشت.اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: اوج آگاهي، شعور و حضور در صحنه زنان ايران را در انقلاب 57 شاهد بوديم زناني كه با حضور آنان غرب فهميد، مشكلاتش حل نمي شود مگر اين كه زن را از صحنه ايران خارج كند و او غافل از اين است كه هيچ گاه نمي تواند اين خواسته را عملي نمايد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com