|
* حسين فرزانه
اشاره:
هفتم تيرماه يادآور هجرت شهيد دكتر بهشتي و ياران وفادار ايشان است. اگر چه انديشه هاي سياسي دكتر بهشتي بيشتر مورد توجه قرار گرفته، اما نوشتار حاضر درصدد است نگاهي كوتاه به وجوه فكري زندگي دكتر بهشتي بيندازد.

* گشودگي فكري دكتر بهشتي
شهيد دكتر بهشتي داراي گشودگي فكري خاصي بود. البته، سالها زندگي وي در خارج از كشور- بخصوص آلمان- نقشي مهم در اين زمينه ايفا مي كند. اين امر باعث شده بود وي به اهميت مراوده و تعامل فكري با انديشه هاي ديگران پي ببرد و در جاهاي مختلف به اين مهم اشاره كند. در اين ميان، توجه وي به مباني و شاخصهاي فكري تمدن غرب، كم نظير است. دكتر بهشتي هر چند مغرب زمين را به عنوان يك فرهنگ و تمدن به تمامي تأييد نمي كند، درعين حال اين تمدن را طرد هم نمي كند. او درصدد است تا آنجا كه ممكن است از تجارب تمدنها و فرهنگهاي ديگر براي حل مشكلات فرهنگ غني خود استفاده كند و در اين ميان، البته وضعيت تمدن غرب كم نظير است. تجاربي گرانبها در فرهنگ غرب صورت گرفته اند كه دكتر بهشتي معتقد است بايد از اين تجارب، در راستاي فهم و حل مسائل و مشكلات فرهنگ خودي استفاده كرد. به طور مثال، وي معتقد بود ما ميتوانيم نظم و دقت را از مغرب زمينيان بياموزيم، البته اين رويكرد به تمامي در مقابل رويكرد طرفداران حزب توده قرار مي گيرد كه طرد بخشي مهم از تمدن غرب را سرلوحه كار خود قرار داده بودند و اين طرد به سادگي به كل تمدن غرب تعميم داده مي شد.
دكتر بهشتي چنين نگاهي به غرب را نمي پذيرفت و اين امر را به گشودگي فكري- فلسفي وي مي توان نسبت داد. او خود دانش آموخته فلسفه بود و مي دانست فلسفه اگر هيچ كاري نكند، گشودگي فكري را به انسان ارزاني مي دارد.
* برقراري نسبت ميان عمل و نظر
سعدي مي گفت، «جز به خردمند نفرما عمل / گر چه عمل كار خردمند نيست». اين گونه تصور مي شود كه ميان نظر و عمل فاصله اي است كه به سادگي پر شدني نيست. هر كس اهل نظر است، نمي تواند به عمل دست زند و آنكه اهل عمل است، عموماً مباني فكري قوي و فربه اي ندارد. شهيد بهشتي يكي از مصاديقي بود كه مي توانست منكر اين تز باشد. او بر اين تعامل بسيار تأكيد و بدان باور داشت. وي نه تنها يك عالم و متفكر بر جسته بود و در بسياري از حوزه هاي نظري واجد آثار بود، بلكه در مقام عمل هم يك سياستمدار برجسته به شمار مي آمد. او معتقد بود انديشه در صورتي برجستگي و عظمت خود را به ما نشان مي دهد كه در عمل حلال مشكلات باشد. اين امر بدان معنا نيست كه انديشه براي انديشه و علم براي علم في نفسه ارزش نداشته باشند؛ بلكه به انديشه براي عمل بايد به عنوان آنچه مي تواند عقب ماندگي هاي فرهنگ ما را جبران نمايد، بيشتر توجه كرد.
بي ترديد، علم براي علم و انديشه براي انديشه در جاي خود بسيار محترم هستند و بايد به آنها ارج و ارزش نهاد، اما نمي توان خود را از رقابت سهمگيني در جهان كه براي پيشرفت و توسعه ايجاد شده، كنار كشيد. اساس اين رقابت هم علمي است كه كاربردي شده و در شؤون مختلف زندگي فردي و اجتماعي، كاربرد پيدا كرده است. در ساحت فردي هم از يك جا به بعد علم بايد زندگي آدمي را متحول كند و دانشي كه تغيير در انسان به وجود نياورد، ارزشي ندارد. اين نكته اي است كه تقريباً در همه اديان از جمله اسلام هم بدان تأكيد فراوان شده است. دكتر بهشتي يكي از مهمترين مظاهر «جمع نظر و عمل» است. زندگي او نشان ميدهد مي توان ميان اين دو وجه پيوند ايجاد كرد.
* نهاد سازي دكتر بهشتي
از مشكلاتي كه در چند صد سال اخير در ديارمان مشاهده شده، گسستهاي فكري- فرهنگي است كه هميشه و همه جا گريبان ما را گرفته است و ايران زمين را از حركتي منطقي و پايدار باز داشته است. در خصوص اين مشكلات متفكران زيادي سخن گفته اند. دكتر بهشتي نيز از جمله متفكراني است كه اين مشكلات را موضوع تفكر و انديشه خود قرار داده است. در اين ميان او به يكي از نمادهاي اين مشكل يعني پا نگرفتن نهادهاي مختلف در ايران توجه و سعي مي كند در حد وسع و توان تا آنجا كه مي تواند، به تأسيس نهادهايي اقدام كند تا جلو هر گونه گسستي گرفته شود. نهاد يكي از راههايي است كه با آن مي توان جامعه اي را از فردمحور و شخص محور شدن نجات داد. دكتر بهشتي با تفطن جدي بدين نكته، در همان چند سالي كه بعد از انقلاب فعاليت مي كند- و حتي در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي- در تلاش است به اين كار مبادرت نمايد. بنابراين، كارنامه وي از اين جهت هم قابل توجه است. به طور مثال، او به تأسيس روزنامه «تهران تايمز» مبادرت مي كند، چون معتقد است بايد پيام انقلاب را به زبان انگليسي هم به ديگر كشورها شناساند. در قوه قضاييه و جاهاي ديگر هم از اين گونه نهادسازيها در كارنامه وي مشاهده مي شود. به نظر مي رسد اين جنبه از مشي و روش دكتر بهشتي كمتر مورد مداقه قرار گرفته است. اين در حالي است كه اين امر براي ما كه شاهد تجربه گسستهاي فكري و فرهنگي و اجتماعي هستيم، بسيار مهم و حياتي است
*دكتر بهشتي؛ عالم اسلامي
عالم اسلامي ضرورتاً يك متفكر متخصص نيست. عالم اسلامي كسي است كه از مجموع علوم اسلامي، از فقه واصول گرفته تا اقتصاد و عرفان و فلسفه نكاتي بنيادين و اصولي را مي داند. دكتر بهشتي نيز چنين كسي است. به همين جهت، نمي توان از او انتظار داشت مانند يك اقتصاددان متخصص از همه ريزه كاريهاي علم اقتصاد مطلع باشد. به طور مثال، در بحث اقتصادي دكتر بهشتي يك دغدغه مهم دارد و آن، مقايسه ميان اقتصاد اسلامي و اقتصاد غربي است. او بدين جا مي رسد كه هر چند اقتصاد غرب در روش و مشي بسيار قابل استفاده است، اما اقتصاد اسلامي و اقتصاد غربي در مباني وجهان بيني ها با يكديگر اختلاف نظر دارند. هنگامي كه اين نگاه را مي يابيم، از ارائه كننده آن انتظار نداريم متخصص علمي كلان و كلي چون اقتصاد باشد. همان طور كه وقتي در مورد معرفت شناسي سخن مي گويد، از وي انتظار نمي رود مانند يك معرفت شناس متخصص عمل كند. به نظر مي رسد، هنگام مواجهه با عالمان ديني مانند دكتر بهشتي، استاد مطهري و علامه طباطبايي مانند مواجهه با هر فرد ديگري بايد انتظاري را كه از آنها داريم، مشخص كنيم. اين نكته اي است كه متأسفانه چه موافقان فكري اين افراد و چه مخالفان فكري آنها، در نظر نمي گيرند. اگر چنين نگاهي به همه نخبگانمان از جمله اين افراد داشته باشيم، آنگاه مي توان راه آنها را تكميل كرد و ميوه هاي انديشه هايشان را به خوبي به ثمر نشاند، امري كه متأسفانه به دلايل مختلف از آن غافل مانده ايم. |