تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-06-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 9تیر ماه 1387


نمي توان براي اين مصاحبه تيتر زد

 

«هميشه با خود فكر مي كردم كه در جنگ نبودم، اما شايد قابل باشم تا وقتي در اين كره خاكي هستم يك جانباز را همراهي كنم. با



خود مي گفتم ما كه غير از اين افراد نيستيم پس مي توانيم حداقل در ادامه مسير زندگي آنها را همراهي كنيم». اين جملات عين كلمات زني است كه نمونه كاملي از يك زن ايثارگر ايراني است. شايد اين حرفها بيشتر رنگ شعار داشته باشد يا شايد باوركردنش خيلي سخت باشد. ولي شايد بعد از خواندن اين مصاحبه نظر شما هم مثل نظر من عوض شود. جملات بالا را نرگس كيانيان كه همسر «سيدمحمدحسام آقاطاهري» كه يك جانباز 70 درصد نابينا از هر دو چشم و قطع دو دست است،گفته است. گفتگوي اين شيرزن با فارس را بخوانيد.
* شما از قبل با آقاي آقاطاهري آشنا بوديد؟
** نه! از طريق يكي از آشنايان با ايشان آشنا شدم و همديگر را انتخاب كرديم.
* چي شد كه اين انتخاب را كرديد؟
** ماجرايش طولاني است. من سال 65 به دلخواه خودم براي ادامه تحصيل، رشته علوم آزمايشگاهي را در دانشگاه اهواز انتخاب كردم، زيرا خوزستان را خيلي دوست داشتم. وقتي وارد خوزستان مي شدم، احساس آرامش مي كردم البته الآن هم اينگونه است.
* قبل از ادامه بحث بگوييد زمان تحصيل در جنگ، آن هم در اهواز، چه حالي داشتيد؟
** ما به رزمنده ها حسوديمان مي شد.
* براي كمك به مجروحان به بيمارستانهاي اهواز مي رفتيد؟
** بله! ما به بيمارستانهاي مختلف اهواز مي رفتيم و هر كاري كه از دستمان بر مي آمد، براي مجروحان انجام مي داديم. البته ما در كار كادر پزشكي دخالت نمي كرديم، بلكه كارهاي جانبي مانند شستشو و بتادين زدن به زخمها، كمك به رزمنده هاي مجروح براي كارهايشان و... را انجام مي داديم. در حقيقت هر كسي هر كاري كه انجام مي داد، احساس افتخار مي كرد.
* برگرديم به همان سؤال دوم، دوست داريم بدانيم انتخاب يك جانباز به عنوان همسر آينده تان چه دليلي داشت؟
** خب! هميشه با خودم فكر مي كردم من كه در جنگ نبودم، اما شايد قابل باشم تا وقتي در اين كره خاكي هستم يك جانباز را همراهي كنم. آخر مي ديدم كه رزمنده ها با چه مظلوميتي سلامتشان را از دست مي دهند. با خودم مي گفتم ما كه غير از اين افراد نيستيم پس مي توانيم حداقل در ادامه مسير زندگي آنها را همراهي كنيم.
* برخورد خانواده و اطرافيان با اين موضوع چه بود؟
** به انتخابم احترام ** گذاشتند. من از مردم معمولي هيچ وقت ناراحت نشدم. هرگاه ما را در خيابان ديدند احترام گذاشتند. يادم مي آيد يك روز در خيابان مردي به سوي آقاي آقاطاهري دويد. دستانش كه از بازو قطع است را مي بوسيد و گريه مي كرد.
مردم هميشه به آقاي آقاطاهري احترام گذاشتند و ما اين را هميشه ديديم.
* روزهاي سختي را گذرانديد، درسته؟
** سخت بود، اما عنايت خدا هميشه شامل حال ما شده است. بگذاريد يك مثال كوچك بزنم. ما يك پيكان داشتيم كه هيچ وقت پيش نيامد اين پيكان در بين راه خراب شود. گاهي اوقات همين كه به دم در خانه مي رسيديم، خراب مي شد و اين چيزي نيست جز خواست خدا.
* خانم كيانيان! چه مي شود كه يك زن مي تواند زندگي سخت و پر فراز و نشيب با يك جانباز را بپذيرد؟
**ببينيد! معتقدم كه اول از همه خانمها بايد خودشان را باور كنند. درست است كه لطيف آفريده شديم، اما ضعيف آفريده نشديم. منتهي بايد ظرفيتهاي بالقوه به بالفعل تبديل شود. پس اول بايد خانمها باور كنند كه توانايي انجام خيلي كارها را دارند. البته توكل به خدا نبايد فراموش شود.
* معمولا به عنوان هديه روز زن از آقاي آقاطاهري چه مي خواهيد؟
**چيز مادي نمي خواهم. جايگاه آقاي آقاطاهري در آن دنيا خيلي بالاست و من نمي توانم ادعا كنم كه هميشه صبور و مهربان بودم. بالاخره يك روز خستگي، يك روز بيماري و... پيش آمده است. مي خواهم ايشان مرا بابت دقايق و زمانهايي كه ناملايمت داشته ام، ببخشد و شفاعتم را كند.
* خانم كيانيان از مادر شدنتان بگوييد؟ براي همسر يك جانباز اين دوران بسيار سخت تر از زنان معمولي است؟
** در ابتدا گمان مي كردم اگر فرزندم پسر باشد، بهتر است و مي تواند كمك دست آقاي آقاطاهري باشد. آخر گاهي اوقات حضور من در كنار ايشان محدوديت دارد، به همين دليل فكر مي كردم حضور فرزند پسر مي تواند اوضاع را بهتر كند و پسر عصاي دستشان شود، اما راستش اين جمله راست است كه مي گويند «خدا اگر كسي را خيلي دوست داشته باشد به او دختر مي دهد».
* وقتي قرار بود 3 نفر شويد، چه حسي داشتيد؟
** وقتي قرار بود 3 نفر شويم، خيلي خوشحال بودم البته گمان مي كردم كه مسؤوليتم سنگين تر شده است. بعضي اوقات به خودم مي گفتم چرا بچه دار شدم و چگونه مي خواهم اين بچه را نسبت به شرايط پدرش توجيه كنم. از سويي يك حالت خوشحالي و دلهره به خاطر اين شرايط داشتم، اما به اين نتيجه رسيدم كه خدا كمك مي كند و به مرور زمان به آرامش رسيدم.
* دخترتان به اين وضعيت پدر خو گرفت؟
** بله! مريم از همان كودكي با دستان قطع شده پدرش بازي مي كرد و همان طور كه بزرگتر مي شد شرايط پدر برايش طبيعي بود. از سويي لطف و عنايت خداوند نيز شامل حال ما مي شد و دلهره اي كه به خاطر فرزندم داشتم، رفع شد و او پدر را همان طور كه هست، پذيرفت و اكنون عاشق پدرش است.
* تا حالا پيش آمده كه در روند كارهاي اداري به خاطر جانباز بودن همسرتان دچار مشكل شويد؟
** يك بار قرار بود مريم آندوسكوپي شود و چون كودك بود بايد بيهوشش مي كردند. به همين دليل مسؤولان بيمارستان گفتند كه بايد پدر مريم حتماً حضور داشته باشد و تعهد دهد. هر چقدر كه ما گفتيم پدرش جانباز است و نمي تواند بيايد؛ نپذيرفتند. ما نيز مجبور شديم كه كلي مسير را آن هم در ترافيك به خانه برگرديم و آقاي آقاطاهري را با خود به بيمارستان ببريم. جالب اينكه همين كه مسؤولان آن بخش ايشان را ديدند. كلي شرمنده شدند و عذرخواهي كردند و اصلاً تعهد هم از ايشان نگرفتند.
* وضعيت معابر شهري را براي عبور و مرور جانبازان چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** متأسفانه پياده روها همسطح نيست و براي جانباز نابينايي مثل آقاي آقاطاهري به هيچ وجه مساعد نيست. گاهي آنقدر پياده روها نامساعد است كه مجبور مي شويم از كنار خيابان عبور كنيم و گاهي اوقات خودروهايي نيز كنار خيابان پارك است و ما ديگر مجبور مي شويم در خيابان تردد كنيم. حالا شما تصور كنيد ماشيني از پشت سر مي آيد و راننده با خودش فكر مي كند اينها چه افرادي هستند كه بدون توجه دست در دست هم در خيابان تردد مي كنند. البته وقتي از كنار ما مي گذرند تازه متوجه مي شوند كه آقاي آقاطاهري جانباز است.
* به نظرتان اگر بخواهيم بدرستي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت داشته باشيم، بايد چه كنيم؟
** بايد اقدامات فرهنگي از كليشه بودن در آيد. فيلمهايي كه براي جانبازان ساخته و يا اقداماتي كه براي آنان انجام مي شود، به همين چند روز مناسبتهاي مربوط به دفاع مقدس و روز جانباز و آزاده منتهي مي شود. در حالي كه مي توان از اين كليشه اي بودن خارج شد و اين برنامه ها را در طول سال پخش كرد؛ زيرا جنگ ما جنگ ارزشي بود و با فطرتها سازگاري داشت. پس نياز به آموزش و ياد دادن نيست تنها بايد يادآوري كرد. در حقيقت بايد با روش باطني پيش رويم و پيوسته خدا را ياد كنيم.

  


امتحانات

 

اين روزا واسه بعضي از جوونا، روزاي مهميه، امتحانهاي پايان ترم، كلي هياهو واسه پنج، شيش تا نمره كه بتوني، چهار تا درس رو



پاس كني، اين ترم هم به خير و خوشي بگذره، يك عده قليلي كه از اول ترم برنامه ريزي داشتن درسهارو به موقع خوندن، نمره خوب مي گيرن و درساشون واسه شب امتحان نمي مونه، تمام كلاسها رو به موقع اومدن، جزوه ها رو به خوبي يادداشت كردن، حتي جاي نفس كشيدن استاد رو تو جزوشون خالي گذاشتن، به اينا مي گن بچه مثبت.
يك عده زيادي هم كه تازه دو، سه روز مونده به امتحانها شروع كردن به كپي كردن از جزوه هاي خانمهاي محترم و خريدن كتاب، تازه يادشون اومده امتحانها شروع شده، شباي امتحان تا بوق سگ بيدار موندن هي درس خوندن، هي چرت زدن، صبح رفتن امتحان دادن، بعدش اومدن بي هوش شدن.
خيلي از دانشجوهاي عزيز تو دسته دوم قرار مي گيرن؛ يعني جزو افراد بچه منفي، البته نمي شه به اينا بگي بچه منفي، چون واقعاً كارهاي خيلي مهمتري از درس خوندن داشتن، چت كردن، بلوتوث بازي كردن، پيامك دادن، كافي شاپ رفتن و هزار تا كار مهم ديگه، كه جذابيتش خيلي از درس خوندن و سر كلاس رفتن بيشتره!
حالا واقعاً من نمي دوم، چرا اين درسا جذابيت ندارن؛ يعني هيچ وقت نمي شه حس و حالي پيدا بشه كه برم سر كتاب و دفترم و بنشينم درس بخونم، مگر اينكه امتحان داشته باشم...
واسه نمره گرفتن راه هاي زيادي هست كه مرسوم ترين و با قدمت ترين اين راه ها، تقلب كه عجب كار جذاب و زيبايي است، البته مهارت خاص خودش رو مي خواد كه از دست هر كسي بر نمي آيد، اگر امتحان تستي باشه، چشم قوي مي تونه به كار آدم بياد، اگر تشريحي باشه، بايد دستات هماهنگ باشن كه بتوني به راحتي برگه رو با يكي از بروبچ عوض كني، يك راه ديگه هم هست كه البته به استاد گرامي بستگي داره، اگر آدم رئوف و مهربوني باشه مي توني بري جاش و با كمي عجز و لابه نمرت رو بگيري.
اما بالاخره چي؟ فكر نكنم با اين نمره ها بشه به جايي رسيد، چون با تقلب و شب امتحان خوندن، خوب كه نمره بگيري، دوازده يا چهارده مي گيري، اما واقعاً با گرفتن امتحان مي شه ميزان سواد يك دانشجو رو سنجيد؟
من كه صاحب نظر نيستم، اما خيلي ها مي گن كه دانشجوها روز به روز بي سوادتر مي شن، بايد ببينيم مشكل از كجاست. استادا مشكل دارن، درسا جذاب نيست، كلاسها خشك و يكنواخته يا اينكه نه واقعاً مشكل از ماست كه خيلي بي خيال و نااميد شديم.
اما گمان كنم مشكل تنها دانشجوها نيستن، تقصير دو طرف ماجراست، شما چي مي گين؟
* سلمان يزدي

  


روز هفتم

 

بعد از 6 روز تلاش، كار و خستگي روز هفتم از راه مي رسد. يك روز تعطيل روز انجام كارهاي ناكرده، حرفهاي نگفته، روز با هم بودن،



محبت، مهرباني... آماده شدن براي شروعي ديگر.
دانه هاي ايام هفته را كه نخ كني، جمعه آخرين آنهاست، با گره اي محكم مي شود، متصل به روزهاي ديگر، شنبه، يكشنبه، ...
ساعت 6 صبح
به بيرون پا مي گذاري، سكوت كوچه مي گويد: «همه خوابند» خيابانهاي خلوت، مغازه هاي تاريك با كركره هاي بسته، چقدر دوست داري ماشين را برداري بيندازي توي اتوبان و بي هيچ هراسي از سرعت پا را روي پدال بگذاري سرت را بيرون بكشي و توي باد تا انتهاي صبح نفس بكشي. واي چه آرامشي...
ساعت 9 صبح
با اينكه خواب شيرين صبح جمعه به اضطراب دير رفتن ها، عجله ها و زودباش هاي روزهاي ديگر لبخند آزادي مي زند و آزادي تا هر وقت بخواهي بخوابي... با اين حال شال و كلاه مي كني و بيرون مي زني.
از خانه  جدا مي شوي، پا به بازار مي گذاري، متفاوت از همه بازارها. چقدر بساط كتابي ها را دوست داري، كتابهاي چيده شده در انتظار دستي كه غبارشان را بگيرد.
نرسيده به بازار توي كوچه پس كوچه ها، سطل آب است كه روي گرد و خاك ماشينها مي نشيند. حالاها آيينه ها همه چيز را شفاف نشان مي دهند.
نماز جمعه
هر چه پيش تر مي رويم، آفتاب شديدتر مي شود، توي قلب آسمان همه چيز داغ است. توي دل زمين هم، آدمها بار و بنديل شان را برداشته اند رو به مقصدي در همين نزديكي، ركعتهاي عاشقي توي صحنهاي حرم چقدر دلچسب است.
بوي غذاي جمعه همه جا را برداشته است. غذايي كه با وسواس آماده شده كنار خانواده و يك سفره پر از سبزي و دوغ و ماست چقدر مي چسبد.
ساعت 2 بعدازظهر
محوطه بيمارستان پر است از گل، عيادت، جنب و جوش، آسانسورها كه مشتاقانه بالا و پايين مي آيند. لبخند روي چهره بيمارها مي نشيند.
5 عصر
كفشهاي چيده شده، كفشهاي رنگي، كوچك و بزرگ كنار هم پشت در نويد يك ميهماني عصرانه مي دهد. در را مي گشايي، مادربزرگ، خاله، دايي... بازار ديده بوسي ها داغ مي شود. صحبت از هر دري مي شود. چقدر تجربه كردن اين لحظه ها توي عصرهاي دلواپسي شيرين است.
غروب
در انتهاي آسمان، آفتاب غروب مي كند. غروب صبور، سنگين... آسمان كبود است، آبي... نوشته هايم روي ميز ناتمام مانده است، با جمله هايي ناتمام... كاش يكي اين حرفها را تمام كند.
* معصومه فرماني كيا

  


معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خبر داد؛
جوانان 14 تا 30 ساله «سفر كارت ويژه» دريافت مي كنند

 

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از اجراي پروژه جديد ارائه «سفر كارت ويژه جوانان» خبر داد و گفت: در اين طرح



تمام جوانان 14 تا 30 ساله «سفر كارت ويژه» دريافت مي كنند كه بستگان درجه يك آنها نيز شامل پدر، مادر، همسر و فرزند صاحب كارت از خدمات آن برخوردار مي شوند.
محمد شريف ملك زاده اظهار داشت: براي طرح «سفر كارت ويژه جوانان» شركت مجري تعيين شده است كه تمامي عمليات توسط آن شركت انجام مي شود. در اين طرح جوانان با دريافت اين كارت و نشان دادن آن به مراكز اقامتي و رستورانها در استانهاي مختلف مي توانند از تخفيف برخوردار شوند.
وي درباره ميزان تخفيفها نيز گفت: تخفيفها بر اساس استانهاي مختلف، ميزان متفاوتي دارد.
معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از تدوين تقويم رخدادها، نمايشها، آئينها و مراسم سنتي در تمام استانهاي كشور خبر داد و گفت: بيش از 500 برنامه، جشنواره، مناسبت و آيين سنتي در كشور تدوين شده است كه به زودي در اختيار آژانسهاي خدمات مسافرتي و عموم مردم قرار مي گيرد.
ملك زاده از تعريف 1009 مسير گردشگري در استانهاي كشور خبر داد و گفت: تعداد مسيرهاي گردشگري تعريف شده 1009 مسير است كه به تفكيك استانهاي كشور شامل اردبيل 38، اصفهان 40، ايلام 26، آذربايجان شرقي 52، آذربايجان غربي 30، بوشهر 16، تهران 31، چهارمحال و بختياري 21، خراسان جنوبي 16، خراسان رضوي 68، خراسان شمالي 26، خوزستان 17، زنجان 28، سمنان 38، سيستان و بلوچستان 48، فارس 65، قزوين 29، قم 18، كردستان 25، كرمان 39، كرمانشاه 40، كهگيلويه و بويراحمد 29، گلستان 30، گيلان 44، لرستان 35، مازندران 48، مركزي 32، هرمزگان 9، همدان 35 و يزد 36 مسير است.
وي ادامه داد: سال گذشته براي تورها تنها مبدأ و مقصد تعريف مي شد كه امسال با همكاري دفتر برنامه ريزي و توسعه گردشگري داخلي شناسنامه براي مسير هاي عمومي در استانها تعريف شد و اطلاعات آن در سايت ستاد تسهيلات سفرهاي كشور آمده است.
معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: در اين شناسنامه هاي سفر، زمان پيشنهادي سفر، مدت به روز و نوع دسترسي مسير اعم از جاده اي، ريلي و هوايي ذكر شده و براي هر مسير كد در نظر گرفته شده و مهمترين جاذبه ها و مكانهاي پيراموني طول مسير آمده است.

  


2 دانش آموز گنبد كاووسي كمپرسور مغناطيسي اختراع كردند

 

امير نيازي و ياشار طيار از دانش آموزان عضو انجمنهاي اسلامي دانش آموزان دبيرستان «هدف» گنبد كاووس موفق به اختراع



كمپرسور مغناطيسي شدند.
كمپرسور مغناطيسي كه مي توان آن را پمپ مينياتوري هم ناميد بسيار ظريف و به صورت استوانه اي است كه حجم و اندازه آن قابل تغيير است. اين پمپ توانايي مكش همزمان مايعات و گازها را دارد و با يك هسته آهن ربايي دايم كه به وسيله دو آهنرباي الكتريكي به حركت در مي آيد و به يك سيستم مهندسي كه در آن طراحي شده است، عمل مكش و دمش را انجام مي دهد.
پمپ داراي چند ورودي و خروجي است كه مايعات و گاز مورد نظر را به چندين مكان انتقال مي دهد. اين پمپ از نيروي الكتريكي تغذيه مي كند، ولتاژ در اين پمپ ثابت بوده و فقط جريان يا فركانس تغيير مي كند. بدنه اين پمپ را مي توان از فلز آلومينيوم يا پلاستيك ساخت.
اين پمپ بسيار سبك بوده و قيمت آن بسيار ارزان است؛ زيرا از مواد بسيار ساده و ارزان قيمت ساخته شده و پمپ داراي عمر طولاني و هزينه تعمير بسيار كمي بوده و به راحتي قابل تعمير است و همچنين اين دستگاه مشابه خارجي نداشته و براي نخستين بار در ايران ساخته شده است.
اين پمپ هم مصارف خانگي داشته و هم صنعتي است. در مصارف خانگي مي توان پمپ را در آپارتمان و خانه ها به صورت آب يا تهويه هوا استفاده كرد و در مصارف صنعتي مي توان آن را به عنوان كمپرسورها و دستگاه هاي صنعتي كه نياز به پمپهاي ظريف و كم حجم دارند، استفاده كرد و نيز از ديگر كاربردهاي اين دستگاه به كارگيري آن در روباتها به عنوان عضله هاي بادي و يا هيدروليكي است.

  


يك پژوهشگر: بحران تجرد قطعي جوانان با همسان همسري حل مي شود

 

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه گفت: براي از بين بردن بحران تجرد قطعي جوانان مي توان به همسان همسري اشاره كرد، به عبارتي ديگر اگر سن زوجين به يكديگر نزديك باشد و در سنين مشابه ازدواج كنند اين بحران حل خواهد شد.
معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان در نشست خبري كه برگزار شد، در جمع خبرنگاران با اشاره به اهميت جوانان در كشور گفت: از برنامه هاي ملي كه در برنامه چهارم مورد توجه قرار گرفته توسعه مطالعات و تحقيقات در زمينه مسائل جوانان است.
محمد اسحاقي ادامه داد: جوان پژوهي بحث گسترده اي در سطح جهان و كشور است، نه به خاطر تعداد و درصد جوانان كه در كشور وجود دارند، بلكه به اين دليل است كه در اين دوره در كشور توجه ويژه اي به اين گروه شده و قبل از هر چيزي بايد شناخت جامعي در اين ارتباط داشته باشيم.
وي ادامه داد: يكي از برنامه هاي ملي در برنامه چهارم توسعه مطالعات و تحقيقات در زمينه مسائل جوانان است. با توجه به تأكيدات دين اسلام بر امر ازدواج، ازدواج جوانان به عنوان يك اولويت مورد توجه سازمان ملي جوانان و خانواده هاست و تشكيل خانواده، به عنوان محوري ترين مسائل جوانان است.
وي گفت: سعي كرديم طي 10 سال گذشته وضعيت جوانان را مورد بررسي قرار دهيم تا با نتايج بدست آمده بتوانيم در مورد ده سال آينده پژوهش و برنامه ريزي كنيم.
در ادامه اين نشست، گراوند يكي از محققاني كه در زمينه ازدواج جوانان پژوهشهايي انجام داده است، گفت: در اين بررسيها سعي كرديم تا وضعيت جوانان را طي دوره 10 ساله در تمام زمينه ها مورد بررسي قرار دهيم.
بر اساس ميانگين 11 ساله در كشور بيش از 110 مورد در حجم 10هزار نفر در استانهاي خراسان، مازندران، گيلان و اردبيل ازدواج رخ داده است. البته شرايط فرهنگي و اجتماعي هر استان نيز قابل بررسي است، اما در كل طي 10 سال گذشته ازدواج روند صعودي داشته است.بر اساس تحقيقات انجام شده از سوي دفتر مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان، استان سيستان و بلوچستان، هرمزگان، اصفهان و تهران جزو استانهايي بودند كه پايين ترين ازدواج را با توجه به ميانگين ازدواج در كشور داشته اند.
به گفته گراوند، استان آذربايجان شرقي در زمينه ازدواج و طلاق وضعيت خوبي را داشته است.در ادامه اين گزارش بالاترين ميزان جمعيت هرگز ازدواج نكرده در استانهاي خراسان، اصفهان و فارس بوده است كه شامل6 درصد مي شود.

  


42 هزار زوج دانشجو تحت آموزش مهارت هاي زندگي قرار گرفتند

 

نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري با برگزاري 400 دوره كارگاه آموزشي به 84 هزار دانشجو در دانشگاههاي سراسر كشور در يازدهمين جشن ازدواجهاي دانشجويي مهارتهاي زندگي را آموزش داد.
رئيس ستاد ازدواج دانشجويي كشور ضمن اعلام خبر فوق افزود: با توجه به استقبال دانشجويان از برگزاري جشنهاي ازدواج دانشجويي كه در آن سادگي و صميميت و معنويت از جايگاه والايي برخوردارند، اين ستاد با بررسي نيازهاي اساسي زوجهاي جوان در مورد كسب مهارتهاي زندگي اقدام به تشكيل هيأت علمي ويژه اي جهت برگزاري كارگاههاي آموزشي مهارتهاي زندگي كرد و با جذب بيش از 30 تن از اساتيد برجسته و مطرح كشور با بررسي سرفصلهاي مورد نياز كارگاههاي ويژه اي با عناوين ضرورتهاي ارتباط مؤثر زوجين، راه حلهاي تعارض و اختلاف بين زوجين،  مهارتهاي زندگي، هنر همسرداري، مديريت خانواده و آسيب شناسي خانواده را در دانشگاههاي سراسر كشور برگزار كرد كه در آن حدود 42 هزار زوج دانشجو شركت كردند.
وي در ادامه در مورد برنامه هاي ستاد ازدواج دانشجويي گفت: با توجه به اينكه امروزه جشنهاي ازدواج دانشجويي از جايگاه ويژه اي در دانشگاهها برخوردار شده است، تاكنون فعاليتهاي اين ستاد در مورد زوجهاي دانشجو بوده و كارگاهها بيشتر در همين حوزه برقرار بوده اما با توجه به نياز دانشجويان مجرد در مورد مباحث ازدواج و همسرداري، برنامه ها وكارگاههاي ويژه اي را نيز براي دانشجويان دختر و پسر مجرد در دست بررسي داريم كه به ترتيب در دانشگاههاي سراسر كشور اجرا خواهد شد.

  


خبر مبر

 

با نام هاي تازه




يك عربستاني نام فرزند خود را در اعتراض به تورم «گراني» گذاشت وي براي نشان دادن نارضايتي خود از افزايش نرخ تورم نام فرزند خود را غلاء به معني گراني گذاشت و گفت: نام فرزندم را گراني گذاشتم تا صاحبان فروشگاه ها و مغازه ها در اقدام خود در افزايش هر روز بهايي كالا ها تجديد نظر كنند. اگر به همين راحتي مي شود جلوي توروم را گرفت ما با آغوش باز نام خود را عوض مي كنيم و به شما نيز آموزش مي دهيم كه چه طور نامي تازه و زيبا روي خود بگذاريد.
نام ها به چند دسته تقسيم مي شوند:
- نامهايي با مضمون گراني و نشان دهنده گران بودن شخصيت فرد از قبيل گرونون و گرونيا توروم و تورم ناز پولناز و پولباد و براي نام فاميلي تورميان، تورم فر، بي پول زادگان، خط فقري و . . .
- نشان دادن آرزوها در قالب نام فاميلي مانند مترو و متروا (در شهر مشهد كاربرد دارد) معوقه و معوقه ناز (براي معلمان) در نام فاميلي مانند بنزنين آزاد، مترو سوار و . . .
- گذاشتن نام كالايي ناياب يا گران روي فرد مانند چايي و چاييه، گوجه فرنگي و گوجه فرنگيه، بنزين و بنزينگل، گلابي و گلابيا، تايد و تايدي در نام فاميلي بنزيني، چايي، چايي ساز و ...

ازدواج اجباري!




دانشگاه آزاد اسلامي يكي از شهرهاي استان مركزي، در نامه اي محرمانه به اعضاي مجرد هيأت علمي آن دانشگاه، از آنان خواسته تا مهرماه اقدام به ازدواج نمايند.
در اين نامه كه طي يك عمليات محرمانه نسخه اي از آن به دست آمده است، آمده: نظر به اينكه تاهل يكي از شرايط لا زم شرعي است و بودنش امتيازي مثبت براي فرد در دانشگاه تلقي مي گردد و نبودش نقيصه اي است كه مدتي قابل تحمل، ولي بيش از آن تأمل برانگيز است، لذا شديدا به جنابعالي تذكر داده مي شود براي رفع اين عيب بزرگ اقدام عاجل و حداكثر تا مهرماه خبر مسرت بخش اين مهم را به واحد با مدارك مثبت اعلام دارند.
پيش از اين سازمان ويژه اقتصادي و انرژي پارس در(اطلاعيه داخلي) به كارمندان مجرد- اعم از ذكور و اناث- اعلام كرده است تا پايان شهريورماه 87 نسبت به انجام فريضه مهم و اخلاقي، انساني ازدواج اقدام نمايند.
پيشتر هم فرماندار بجنورد دستور اكيد به ازدواج كارمندان مجرد داده بود حتي حكم شهردار يكي از شهرستان ها را تا متاهل شدن او تعليق كرد كه البته ما خبرش را در همين ستون خبرمبرمان كار كرده بوديم.

اعصاب راحت




آقا اين اسپانيايي ها هم خوب مغزي دارند! به جاي اينكه اعصاب خودشان را خرد كنند و توي خيابان دعوا راه بيندازند. مي روند شاد و غزل خوان با پتك به جان وسايل كهنه مي افتند. اين گروه معتقدند، اين كار اعصاب را آرام مي كند و باعث خالي شدن فشار و استرس مي شود.
شما نيز مي توانيد اين كار را انجام دهيد.

گوريل هاي لوس




- اينها سرمايه هاي فرداي ماهستند. اين موجودات نازنين آينده ساز جنگلهاي ما مي باشند.
حتماً گمان مي كنيد متن بالا در مورد چيست؟ متن بالا قسمتي از سخنان ژانت كاگما، همسر رئيس جمهوري رواندا است (ما از زبان رواندايي ترجمه كرديم) كه به مناسبت غسل تعميد 20 بچه گوريل در اين كشور انجام شد.
در اين مراسم مقدس! گوريلهايي كه بيش از چند ماه از عمرشان نمي گذرد، غسل تعميد داده شدند. با اين وجود خود اين حيوانات در مراسم حضور نداشته و به جاي آنها از عروسكهاي گوريل استفاده شد.
از سال 2004 تاكنون همه ساله چنين مراسمي در رواندا براي گوريلها برگزار مي شود. اين حيوان ارزش خاصي براي ساكنان اين كشور داشته و مقدس شمرده مي شود.
رواندايي ها بيش از همه به گوريلهاي كوهي علاقه دارند. منطقه زندگي گوريلهاي كوهي در ارتفاعات بين رواندا و اوگاندا است.

شاخ ميلياردي




چشمهايت گرد مي شود. ابرو بالا مي اندازي و فك پايين مي اندازي. وسط سرت كمي مي خارد. كم كم داري شاخ در مي آوري، بعدش هم احتمالاً كف و خون قاطي مي كنيد. من هم وقت شنيدن اين خبر اين جوريا شدم.
مدعيان مالكيت اتوبان تهران- كرج روانه زندان شدند !
شنيده بوديم كه طرف برود دست بگذارد روي يك زمين كوچيك و بنچاق جعلي رو كند، اما نديده بوديم كه طرف ادعاي مالكيت زمينهاي ايران خودرو، بزرگراه كرج، فرودگاه مهرآباد، شهرداري مناطق مختلف تهران، شركت فرودگاهي كشور، شركت نوسازي و عمران را داشته باشد.بهروز مهاجري، بازپرس دادسراي فرودگاه در اين خصوص گفت: بررسي قضايي موضوع جعلي بودن سند را احراز كرد كه پرونده مورد بررسي قرار گرفت و در اين چند سال كه پرونده در دست رسيدگي بود، حدود 6 متهم بازداشت شدند كه با گرفتن آخرين دفاعيات براي آنان قرار مجرميت صادر شد.
بهتر است جلوي آيينه نرويد، زيرا براي مدتهاي مديدي از ديدن شاخ روي سرتان تعجب خواهيد كرد.
متهمان از اين طريق 50 ميليارد تومان از دستگاه هاي دولتي دريافت كرده اند و حدود 400 ميليارد تومان نيز در نظر داشته اند بگيرند.
شما مي دانيد 400 ميليارد چند تا صفر دارد و با آن مي شود چكار كرد؟

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com