|
* رضا پارسي
اتفاقي كه در دقايق پاياني نخستين تمرين پرسپوليس رخ داد، روزهاي پرتنشي را نويد مي دهد كه تنها مي تواند حاصل انتخاب

اشتباه مديرعامل اين باشگاه در مورد برخي اعضاي كادر فني و بازيكنان اين تيم باشد.
احمد رضا عابدزاده هر چند از دروازه بانان ماندگار و تكرار ناشدني فوتبال ايران است، اما پس از مشكلي كه برايش به وجود آمد، ديگر تعادل فكري گذشته را ندارد و نمي تواند تصميمات سنجيده اي بگيرد. در تمرين روز گذشته، او آن قدر با عليرضا حقيقي تمرين كرد و به او فشار آورد كه باعث عصبانيت دروازه بان جوان سرخ پوشان شد و نزديك بود كار به جاهاي باريك كشيده شود.
اتفاقهايي كه طي يك ماه اخير در باشگاه پرسپوليس افتاده است، نه تنها روزهاي خوبي را براي اين باشگاه نويد نمي دهد، بلكه نگرانيها را براي آينده تيم قهرمان ليگ هفتم دوچندان كرده است.
از انتخاب مديرعامل و اعضاي هيأت مديره اين باشگاه گرفته تا انتخاب بازيكنان براي فصل آينده، همه نشانه هايي از آشفتگي و بي برنامگي در اين باشگاه است. هر چند داريوش مصطفوي به عنوان يك بازيكن قديمي، سابقه حضور در پرسپوليس را دارد، اما به گواه اكثر كارشناسان او يك استقلالي است و سالهاست در عرصه مديريتي حضور پيدا نكرده است. انتخاب مصطفوي به عنوان مديرعامل باشگاه پرسپوليس، تنها به خاطر برخي مسائل است كه از قبل بين فدراسيون فوتبال و سازمان تربيت بدني وجود داشت.
در اين مورد، گفته مي شود پس از آنكه داريوش مصطفوي در آن شرايط خاص بعد از جام جهاني هدايت فدراسيون فوتبال(در پست دبيري) را برعهده گرفت و براي انتخابات فدراسيون فوتبال كنار گذاشته شد، سازمان تربيت بدني به دنبال فرصتي بود تا اين لطف مصطفوي را جبران كند. اين انتخاب اولين اشتباه سازمان تربيت بدني براي باشگاهي بود كه به عنوان قهرمان ليگ برتر، قصد آقايي كردن در آسيا را دارد.
به هر حال، درست يا اشتباه، مصطفوي مديرعامل باشگاه پرسپوليس شد و در نخستين گام حميد استيلي را از كادر فني اين تيم دور كرد و افشين پيرواني را به عنوان مربي موقت انتخاب نمود. پيرواني هر چند از بازيكنان بزرگ پرسپوليس است، اما تا به حال سابقه مربيگري نداشته و اتفاقهايي كه در چند سال اخير و در زمان حضورش در پرسپوليس رخ داده است، نشان مي دهد او داراي روابط خاصي با اكثر نهادها و مسؤولان است و به همين خاطر نمي تواند مربي قابل اتكايي براي سرخ پوشان باشد. ضمن اينكه به هر حال پيرواني بي ميل نيست در شروع دوران مربيگري اش به عنوان سرمربي در پرسپوليس فعاليت كند و اين اتفاق مي تواند به نوعي تكرار ماجراي فصل گذشته استيلي و افشين قطبي باشد.
از سوي ديگر، انتخاب بازيكنان پرسپوليس طي روزهاي گذشته بدون برنامه خاصي پيگيري شده است. بازيكناني هم كه به اين تيم آمده اند، بر حسب نام و اعتبارشان و درخشش در فصل گذشته انتخاب شده اند. اينكه چرا پرسپوليسي ها اقدام به جذب بي حساب و كتاب بازيكنان كرده اند اتفاق عجيبي نيست، چرا كه آنها هنوز سرمربي تيمشان را نشناخته اند كه بخواهند بازيكنان را بر اساس برنامه از پيش طراحي شده انتخاب كنند.
مشخص نيست اين قانون از كجا به پرسپوليس نفوذ كرده است كه هنوز سرمربي تيم مشخص نشده، بازيكنان براي فصل بعد انتخاب مي شوند و قراردادشان نيز بسته مي شود. مگر مي شود اينها بازيكنان را انتخاب كنند و فرد ديگري بخواهد تيم را قهرمان كند و مسؤوليتش را بپذيرد؟ اگر سرمربي فصل آينده انتخاب شد و چند بازيكن اين تيم را نخواست، تكليف پرسپوليس چيست؟
به همه اينها بايد نامشخص بودن وضعيت بيش از 10 بازيكن اين تيم را هم اضافه كرد كه بر مشكلات قبلي افزوده شده است.
پرسپوليس در صورتي كه نتواند اين بازيكنان را براي فصل آينده حفظ كند، با مشكلات بيشتري مواجه خواهد شد.
در مجموع، به نظر مي رسد با شرايط اعضاي كادر فني پرسپوليس بويژه خصوصيات اخلاقي احمدرضا عابدزاده، حاشيه ها خيلي از اين تيم دور نخواهند بود و به محض كوچكترين اتفاقي، بايد شاهد جنجالها در اين تيم باشيم. ضمن اينكه با آمدن سرمربي، افشين پيرواني هم قدرت فعلي خود را از دست خواهد داد و به سمت و سوي ديگري حركت خواهد كرد! |