|
گروه حوادث- مصدق: متهم اصلي يك پرونده جنايي با پذيرفتن اتهام قتل دوست خود، مدعي بي گناهي همسر او در اين جنايت شد.

به گزارش خبرنگار ما، دهم ارديبهشت ماه سال 85 در پي تماس يك زن جوان، كارآگاهان پليس آگاهي و بازپرس كشيك دادسراي اسلامشهر در جريان قتل مرد 27 ساله اي به نام عليرضا در خانه اش قرار گرفتند.
تحقيقات پليسي و قضايي براي شناسايي قاتل يا قاتلان احتمالي و كشف انگيزه قتل اين مرد كه بر اثر اصابت 16 ضربه چاقو به ناحيه سينه، پشت و گردن از پاي درآمده بود، ادامه داشت تا اينكه سه ما بعد با رديابي تلفن همراه دوست مقتول كه براي همسر او خريده بود، رابطه پنهاني اين دو نفر براي تيم جنايي محرز شد.
با اين سرنخ «بهروز» و همسر مقتول به نام معصومه بازداشت شدند. در بازجوئيهاي علمي و فني، بهروز ضمن اعتراف به ارتباط پنهاني با معصومه پذيرفت كه ناخواسته مرتكب قتل دوستش شده و در اين رابطه معصومه همسر مقتول با وي همدست بوده است.
از سوي ديگر، اگر چه معصومه در جريان بازجوييهاي اوليه اتهام خود مبني بر دخالت در قتل همسرش را نپذيرفت، اما وي نيز همچون متهم ديگر پرونده از سوي دادسراي عمومي و انقلاب اسلامشهر گناهكار شناخته شد.
با صدور قرار مجرميت عليه اين دو متهم، آنان صبح ديروز در دادگاه كيفري استان تهران حاضر شدند و از خود در برابر اتهام وارده دفاع كردند. در ابتداي اين جلسه كه به رياست قاضي عزيز محمدي در شعبه 71 دادگاه كيفري برگزار مي شد، «حيدري» نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست صادره پرداخت و گفت: در اين پرونده بهروز 25 ساله متهم به مباشرت در قتل دوستش بهروز است.
نماينده مدعي العموم اتهام «معصومه» همسر مقتول را معاونت در قتل عنوان كرد و گفت: طبق خواسته اولياي دم، از هيأت قضايي اشد مجازات قانوني متهمان را خواستارم.
سپس اولياي دم خواستار قصاص و مجازات متهمان پرونده شدند.
در ادامه، بهروز پشت تريبون رفت و پس از آنكه تفهيم اتهام شد، گفت: اتهام قتل دوستم را قبول دارم.
وي با تأكيد بر اينكه همسر مقتول در اين حادثه هيچ نقشي نداشته است، گفت: اختلاف ما به خاطر تلفن همراه بود.
وي در شرح ماجرا گفت: مدتي قبل از حادثه يك عدد سيم كارت به صورت قسطي به «عليرضا» فروخته بودم، اما او پس از پرداخت چند قسط، از پرداخت اقساط ديگر خودداري كرد، تا اينكه به ناچار مجبور به قطع سيم كارت شدم. اين موضوع گذشت تا شب قبل از جنايت او تلفني با من تماس گرفت و خواست تا به خانه اش بروم. قبول كردم. وقتي به آنجا رفتم، كسي در خانه اش نبود. بساط مصرف مواد هم پهن بود.
متهم به قتل اضافه كرد: وقتي هنگام مصرف مواد مخدر مي خواستم كاغذي را از جيبم بيرون بياورم، تراول چك 50 هزار توماني ام به زمين افتاد. عليرضا با ديدن تراول از من خواست تا پولي را كه بابت خريد سيم كارت داده بود پرداخت كنم، قبول نكردم. به همين خاطر با هم درگير شديم و او با مشت گونه ام را زخمي كرد، به گونه اي كه وقتي به درمانگاه رفتم، پزشك مجبور شد آن را بخيه بزند.
«بهروز» ادامه داد: همان شب وقتي با گونه زخمي به خانه آمدم، تلفني با منزل عليرضا تماس گرفتم، گفت هر كاري دارم صبح فردا به خانه اش بروم. ساعت حدود 9 صبح بود كه زنگ خانه اش را زدم. همسرش در را باز كرد. وارد آنجا شدم و سراغ مرحوم را گرفتم. گفت نيست. باور نكردم؛ بنابراين وي (متهم دوم) به آشپزخانه رفت و با چاقو برگشت. مي خواست ضربه اي به من بزند كه دستش را گرفتم و تيغه پس از برخورد به ديوار شكست.
همين موقع زنگ تلفن خانه به صدا درآمد. وقتي به صفحه نمايشگر تلفن نگاه كردم، ديدم شماره بهروز است. دو دقيقه بعد، مي خواستم آنجا را ترك كنم كه از پنجره متوجه آمدنش شدم. از ترس داخل كمد پنهان شدم. مرحوم پس از ورود به خانه، وقتي متوجه به هم ريختگي آنجا و پريشاني همسرش شد، علت را سؤال كرد.
اين متهم به قتل ادامه داد: لحظاتي بعد بهروز در حالي كه به همسرش مي گفت چاقو به او بدهد، به طرفم آمد. با هم درگير شديم. دو بار از در و پنجره قصد فرار كردم، اما او مانع شد. در همين لحظات، همسرش هشت بار به آشپزخانه رفت و هر بار چاقويي با خود آورد و به مرحوم داد؛ اما من آنها را از دستش گرفتم، تا اينكه وقتي ديدم معصومه با چاقو دو ضربه به دست و پهلويم زد و او هم نهايت سعي اش را مي كند تا مرا به قتل برساند، چند ضربه به وي زدم.
وي در ادامه شرح ماجرا گفت: پس از آنكه بهروز نقش زمين شد، يكي از همسايه ها زنگ زد. با تهديد چاقو از معصومه خواستم تا به بهانه اي همسايه اش را رد كند. بنابراين، وقتي متهم دوم پرونده براي باز كردن در خانه رفت، از پنجره خانه شان واقع در طبقه چهارم خودم را به بيرون پرتاب كردم.
اين جوان 25 ساله در خاتمه به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: در اين جنايت همسر مقتول هيچ نقشي نداشته، اگر همسر مقتول با من همدست بوده است، پس چرا خودم را از پنجره به بيرون پرتاب كردم.
در ادامه اين جلسه همسر مقتول كه تا آن لحظه در سالن انتظار به سر مي برد، به دفاع از خود پرداخت و با رد اتهام معاونت در قتل گفت: من از زندگي ام راضي بودم. با همسرم هيچ مشكلي نداشتم و زندگي خوبي داشتم، تا اين حادثه پيش آمد.
وي در شرح حادثه گفت: نمي دانم ساعت چند بود كه زنگ خانه ما به صدا درآمد. براي باز كردن در حياط رفتم. وقتي از چشمي به بيرون نگاه كردم، كسي را نديدم؛ اما پس از باز كردن در، متهم وارد شد. سراغ همسرم را گرفت، گفتم: خانه نيست. نپذيرفت. به ناچار به آشپزخانه رفتم و با چاقو برگشتم همين موقع همسرم زنگ زد. بهروز كه تا آن موقع هرگز او را نديده بودم، مي خواست از آنجا برود كه ماشين شوهرم را از پنجره ديد. بلافاصله به داخل كمد رفت.
وقتي همسرم نگراني ام را ديد، علت را سؤال كرد. با سر به طرف كمد اشاره كردم و به او فهماندم كه كسي آنجاست. بنابراين، از من خواست تا چاقو به وي بدهم. همين موقع آنها با هم درگير شدند. در نتيجه، من هشت عدد چاقوي آشپزخانه را كه داخل يك پلاستيك بود، به او دادم، اما او موفق نشد ضربات كاري و عميق به بهروز بزند.
متهم ادامه داد: لحظاتي بعد وقتي من به متهم دو ضربه زدم و همسرم نيز ضربه اي به او زد، بهروز چاقوي دسته سفيدي را كه روي زمين افتاده بود، برداشت و چندين ضربه به همسرم زد.
وي در پاسخ به اين سؤال قاضي مبني بر اينكه ساعت حضور متهم در خانه اش كي بوده است، گفت نمي دانم؛ چون ساعت خراب بوده است.
گفتني است، اين زن در آخرين دفاع از خود گفت: در اين ماجرا بي گناهم و متهم نيز قصد اذيت و آزار من را نداشته است. فقط براي اينكه فرياد نزنم، با چاقو ضربه اي به دستم زد و سرم را به ديوار كوبيد.
گفتني است، با اخذ آخرين دفاع از متهمان، آنان تا صدور رأي نهايي هيأت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري با قرار بازداشت موقت، روانه زندان شدند. |