تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
یادداشت روز
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-01
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 11تیر ماه 1387


تخريب ساختمان غيراستاندارد حادثه آفريد ؛
ريزش آوار مرگ بر سر 19 كارگر ساختماني در تهران

 

گروه حوادث- مصدق: بر اثر ريزش يك دستگاه ساختمان هفت طبقه در تهران به علت تخريب غيراصولي 19 كارگر ساختماني جان خود را از دست دادند.




اين حادثه صبح ديروز هنگامي اتفاق افتاد كه 19 كارگر شهرستاني خودشان را آماده مي كردند تا پس از صرف صبحانه به ادامه تخريب ساختمان بپردازند.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 8.44 ديروز وقتي ساكنان بولوار فرهنگ با شنيدن صداي مهيبي، بيرون آمدند، ريزش برجي را ديدند كه از يك هفته قبل كارگران يك شركت پيمانكاري مشغول تخريب آن بودند.
براين اساس بلافاصله موضوع را به مركز آتش نشاني 125 گزارش دادند و سه دقيقه بعد اولين نيروهاي مركز ايستگاه آتش نشاني در محل حاضر شدند و عمليات امداد و نجات آغاز شد.
دقايق كوتاهي بعد با حضور نيروهاي 8 ايستگاه آتش نشاني و عوامل اورژانس، عمليات امداد و نجات به سرپرستي مهندس بيات معاون عمليات سازمان آتش نشاني شهرداري تهران آغاز شد.
با آغاز كار عمليات، مأموران آتش نشاني كه مجهز به لودر، جرثقيل، كاميون، دستگاه و سگهاي زنده ياب بودند، موفق شدند جسد چهار تن از كارگران را تا ساعت 19، از زير اين آوار عظيم خارج كنند.
* تخريب غير اصولي حادثه آفريد
مهندس بيات در خصوص اين حادثه به خبرنگار ما گفت: با اطلاع موضوع به ستاد عمليات 125، بلافاصله عوامل ما دست به كار شدند و تاكنون جسد يكي از كارگران از زير آوار خارج شده است.وي با اشاره به اينكه بولوار فرهنگ از ناحيه شمال به جنوب مسدود شده است، گفت: هنوز آمار دقيقي از تعداد كارگران نداريم، اما گفته مي شود حدود 20 كارگر در آنجا مشغول به كار بودند.
وي با اشاره به اينكه تخريب غير اصولي اين ساختمان كه خالي از سكنه بوده، اين حادثه را به وجود آورده است گفت: در جريان ريزش ساختمان ياد شده ساختمان مجاور آن نيز دچار حادثه گرديد و بخشي از ديوار شرقي آن ريزش كرد، اما به كسي از ساكنان آن آسيبي نرسيد.
وي گفت: كار خاكبرداري و عمليات امداد به خوبي پيش مي رود، اما گمان مي كنم با توجه به ميزان آوار عمليات امداد و نجات تا پايان شب طول بكشد.
* مقصران حادثه از سوي دادگاه مشخص مي شوند
همچنين مهندس «بهاري» شهردار منطقه 2 تهران كه از همان ساعت اول وقوع حادثه در محل حاضر شده بود، به شرح اين حادثه غم انگيز پرداخت و گفت: مالك اين ساختمان سال 70 براي دو طبقه روي همكف و زيرزمين، پروانه ساخت گرفت، اما در سال 76 مجوز اضافه طبقه گرفت و در سال 79 براي 32 واحد به متراژ 841 متر از شهرداري پايان كار دريافت كرد.
وي با اشاره به اينكه مالك ساختمان ياد شده سپس واحدهاي مسكوني را به خريداران فروخت، گفت: اما دو سال بعد در پي زلزله اي كه در تهران آمد، اين مجتمع ترك برداشت و در نتيجه خريداران از سازنده آن به دادگاه شكايت كردند.
مهندس بيات با بيان اينكه شهرداري براي رفع خطر از دادگاه حكم تخريب ساختمان را دريافت كرد، گفت: بر همين اساس كار تخريب آن به يك پيمانكار سپرده شد.
بيات با اشاره به اينكه ظاهراً كارگران مشغول استراحت بودند كه ساختمان به علت عدم استحكام كافي فرو ريخت، افزود: مهندس محاسب، مهندس ناظر و مجري ساختمان بايد پاسخگوي اين حادثه باشند، اما به هر حال اين دادگاه است كه مقصر اصلي را تعيين و مجازات مي كند.
شهردار منطقه 2 تهران از حضور دادستان تهران در محل حادثه خبر داد و گفت: دادستان به عنوان مدعي العموم حكم بازداشت مهندس محاسب، مهندس ناظر، مالك و پيمانكار ساختمان را صادر كرده است.
* قبلاً هشدار داده بودم
همچنين مهندس «حميد وطن» مهندس ناظر ساختمان مجاور در خصوص اين حادثه به خبرنگاران گفت: اين فجيع ترين حادثه به هنگام تخريب ساختمان در تهران بوده كه خسارت جاني و مالي زيادي به همراه داشته است.
وي با اشاره به اينكه اين ساختمان از فوندانسيون و پي مناسبي برخوردار نبوده است، گفت: با توجه به اينكه زير اين ساختمان قنات وجود دارد قبلاً به پيمانكار هشدار داده و گفته بودم كه هنگام تخريب، نكات ايمني را رعايت كند.
به گفته وي، در حال حاضر مقصران اين حادثه، سازنده ساختمان و بعد از وي مجري و پيمانكار هستند.
* همه چيز در چند ثانيه اتفاق افتاد
«محمد حسين» يك شهروند كه شاهد حادثه بود، گفت: در حال عبور از بولوار فرهنگ بودم كه ناگهان در يك لحظه احساس كردم تكان خوردم. به اطراف كه نگاه كردم، ديدم چند تن از كارگران ساختمان رو به رو قصد پرتاب كردن خود را از طبقه دوم ساختمان دارند، اما قبل از آنكه موفق به اين كار شوند ساختمان ريزش كرد.
* قاليباف: مسببين حادثه بازداشت شدند
شهردار تهران نيز در خصوص ريزش ساختمان 7 طبقه سعادتآباد گفت: اين ساختمان متعلق به سال 72 بوده و در آن زمان برايش پروانه ساخت 2 طبقه صادر شده است و بعدها براي افزايش طبقات نيز كار ساخت و ساز انجام داده اند.
قاليباف ادامه داد: در ساخت و ساز اين ساختمان رعايت استانداردهاي ايمني نشده است.
وي افزود: دادستان در محل حادثه حضور دارد و حكم بازداشت براي طراح ساختمان، محاسب ساختمان، پيمانكار و كساني كه كار محاسبات ساختماني را انجام داده اند، صادر كرده است.شهردار تهران افزود: براساس آخرين اطلاعاتي كه بنده دارم، اين افراد دستگير شده اند.
وي افزود: تا زماني كه نظارت فني و مهندسي در ساختمانها نباشد، اين گونه حوادث اتفاق مي افتد و اين كار وظيفه سازمان نظام مهندسي است.
به گفته شهردار تهران بعضاً مهندسان ناظري وجود دارند كه در خارج كشور هستند و مدارك ساختمان را امضا مي كنند و يا بعضاً سر ساختمان حضور ندارند و اسناد را امضا مي كنند كه طبيعتاً اين افراد بايد پاسخگو باشند.وي افزود: دادستان به عنوان مدعي العموم بايد با پيمانكار برخورد جدي كند.
وي اظهار داشت: البته با سازمان مهندسي توافقاتي كرده ايم كه مهندس متخلف ناظر را شناسايي كند و در فهرست سياه قرار دهد كه در حال حاضر 17 تا 18 مهندس متخلف را شناسايي و به مراجع قانوني معرفي كرده ايم.
* مرتضوي شهردار منطقه يك و ناحيه دو را احضار كرد
دادستان تهران به دنبال اين رخداد به «سعادت آباد» رفت و گفت: پيمانكار شهرداري به همراه دو نفر از مالكان اصلي ساختمان مورد نظر دستگير شدند.
«سعيد مرتضوي» تصريح كرد: شهردار منطقه يك و ناحيه دو اين منطقه به منظور بررسي ابعاد حادثه به دادسرا احضار شده اند.

  


دستگيري عامل فروش مشروبات مرگبار در ورامين

 

گروه حوادث- ماني قرباني: فردي كه در ورامين با تهيه و فروش مشروب الكلي دست ساز باعث مرگ دو جوان و نابينايي و فلج شدن



جوان ديگري شده بود، دستگير و روانه زندان شد.به گزارش خبرنگار ما، اين فرد به نام «اكبر» هنگامي كه از طريق يكي از استانهاي غربي قصد داشت، از كشور خارج شود، دستگير شد.
رسيدگي جنايي به اين پرونده با شكايت خانواده يكي از قربانيان در دادسراي جنايي ورامين آغاز شد.
خانواده نخستين قرباني در شكايت خود به بازپرس كوهپايه اظهار داشتند: 12 فروردين ماه امسال پسرمان به مناسبت نوروز هشت نفر از دوستانش را به منزلمان در ورامين دعوت كرد تا يك ميهماني كوچك برگزار كند. با طولاني شدن ميهماني آنها، ما كه به موضوع مشكوك شده بوديم به اتاق پسرمان رفته و با آنها در حالي كه نيمه جان روي زمين افتاده بودند رو به رو شديم.
آنان افزودند: پسرمان و دوستانش را به بيمارستاني در ورامين منتقل كرديم، اما پزشكان پس از معاينه آنها اعلام كردند به دليل اينكه مسموميت پسرمان و يكي از ميهمانان شديد است آنها بايد به بيمارستان لقمان الدوله در تهران منتقل شوند.پس از انتقال آنها به بيمارستان پسرمان به دليل شدت مسموميت جان سپرد و دوستش نيز در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان بستري شد. پس از اين حادثه از دوستان پسرمان تحقيق كرده و متوجه شديم آنها شب حادثه از دو مرد جوان مقداري مشروبات الكلي خريده بودند كه مصرف آن باعث اين ماجرا شد.
با طرح اين شكايت بازپرس جنايي ورامين به گروهي از كارآگاهان پليس آگاهي مأموريت داد تحقيقات گسترده اي در اين ارتباط انجام دهند. در همين زمان مسؤولان بيمارستان لقمان الدوله نيز در تماس با پليس اعلام كردند دومين قرباني مشروبات الكلي نيز به دليل شدت مسموميت جان سپرده است.با مرگ دومين پسر جوان كارآگاهان در يك عمليات ضربتي متهمان را شناسايي و آنها را دستگير كردند.
آنها در بازجوييهاي اوليه منكر اتهامهاي خود شدند، اما در ادامه اظهار داشتند، با مخلوط كردن الكل صنعتي و الكل طبي آن را به جاي مشروبات الكلي خارجي مي فروختند.
در ادامه تحقيقات مشخص شد عامل اصلي اين حادثه مردي به نام «اكبر» است.
سرهنگ رمضاني معاون اجتماعي پليس استان تهران در اين ارتباط گفت: «اكبر» كه قصد داشت از طريق يكي از استانهاي غربي به خارج از كشور فرار كند دستگير شد و به جرم خود اعتراف كرد.رمضاني گفت: پرونده متهمان به مراجع قضايي تحويل شد و اكنون هر دو در زندان بسر مي برند.

  


«دهقان فداكار» خطاب به پليس فداكار: فداكارترين فداكارها، پليس است

 

دهقان فداكار در ديدار يك مأمور پليس  راه فداكار گفت: «فداكارترين فداكارها، پليس است.»




به گزارش ايسنا، ريزعلي خواجوي (ازبرعلي)، همان دهقان فداكار كه شرح فداكاري او هنوز آذين بخش كتابهاي درسي است، در ديدار با گروهبان يكم مجتبي جعفرنيا، مأمور پليس راه فداكار در تشريح اقدام خود گفت: حدود 42 سال قبل زماني كه براي چراندن گوسفندان با دوستانم به نزديك ايستگاه راه آهن رفتم قصد داشتم با قطار به ميانه بروم، ولي مرا نبردند و بدين ترتيب تصميم گرفتم از مسير راه آهن خود را به ميانه برسانم.
وي با اشاره به اينكه در طول مسير دو تونل وجود دارد كه 18 متر با هم فاصله دارند، ادامه داد: هوا سرد بود و باران مي باريد و در حالي كه پياده در مسير راه آهن مي رفتم ناگهان مشاهده كردم يكي از اين تونلها ريزش كرده و مسير راه آهن بسته شده است.
دهقان فداكار گفت: ابتدا تصور كردم اگر به چيزي دست بزنم مي گويند تو چه كاره اي؛ ولي بعد ديدم جان مسافران در خطر است، بنابراين سراسيمه به سمت ايستگاه دويدم تا جلوي حركت قطار را بگيرم، اما قطار حركت كرده بود. در همين حال فانوسي كه در دستم بود نيز خاموش شد، اما ديدم هنوز كبريت دارم؛ كاپشنم را در آوردم و آتش زدم، اما فايده اي نكرد و قطار همچنان در حال حركت بود. تفنگي كه در دستم بود را به سمت قطار گرفته و شليك كردم و حدود دو كيلومتر بعد ديدم كه قطار ايستاد.
وي ادامه داد: نگهبانان قطار از واگنها پياده شدند و مرا به باد كتك گرفتند؛ هر چه به آنها گفتم چرا مي زنيد؟ من چه كار كردم؟ پاسخي نشنيدم. در همين حال رئيس قطار پياده شد و جلوي كتك خوردن مرا گرفت.
به من گفت: اين چه كاري است كه مي كني؟
گفتم: بين دو تونل ريزش كوه داريم مي خواستم به شما اطلاع دهم.
پيش لوكوموتيوران نشستم تا به نزديك محل ريزش رسيديم؛ آنها وقتي ديدند كوه ريزش كرده و من راست گفته بودم، از من تشكر كردند و بدين ترتيب ماجراي دهقان فداكار به پايان رسيد.
دهقان فداكار در عين حال در پايان اين ديدار تأكيد كرد: سه فداكار داريم، يكي كشاورز، ديگري معلم و سومي نيروي انتظامي؛ اما بيشترين فداكاري را در بين اين سه شغل نيروي انتظامي نشان مي دهد، زيرا اگر مأموران نيروي انتظامي نباشند، امنيت براي فعاليت ساير فداكارها در كشور وجود ندارد.
در اين ديدار، گروهبان يكم جعفرنيا، گفت: غروب پانزدهم دي ماه مأموريت پيدا كردم به گردنه «هي جيب» در جاده بويين زهرا- ساوه اعزام شوم. من كه راننده خودرو بودم همراه همكارم به منطقه رفتيم. از ابتداي شب مشخص بود كولاك بسيار شديدي در راه است. ما دستور داشتيم با ادامه روند بارش برف، جاده را ببنديم. نزديك صبح متوجه شديم ارتفاع برف به بيش از يك متر رسيده و تعداد زيادي كاميون پشت سر هم در جاده ايستاده بودند.
جعفرنيا ادامه داد: تصميم گرفتم براي سركشي به مسافران، پياده به گشت زني بروم. وقتي به نخستين اتوبوس رسيدم متوجه شدم مسافران از سرما در حال يخ زدن هستند و حيوانات وحشي در اطراف اين خودروها پرسه مي زنند. از آنجا كه به خاطر حمله گرگها، مسلح به سلاح بودم از مردم خواستم به من اعتماد كنند، چون آنها از ترس حيوانات درنده از خودروها خارج نمي شدند. بدين ترتيب همه آنها را به صف كردم و دنبال خودم به كانكس هلال احمر كشاندم. بدين ترتيب تمام مسافران اتوبوسها از خطر يخ زدن در امان ماندند.
مأمور فداكار پليس راه ادامه داد:  ميان مسافران اشخاص مسني بودند كه نمي توانستند مسير برفي را پياده بروند، بنابراين تصميم گرفتم اول پيرزن ها و سپس پيرمردها را به دوش كشيده و مسير 700 متري تا كانكس را طي كنم، اين كار خيلي دشوار بود؛ اما انجام شد.
به گفته جعفرنيا تعداد زيادي كاميون در جاده مانده بودند. از آنها خواستم به مقر پليس راه بيايند تا آذوقه اي برايشان فراهم شود كه بدين ترتيب بيش از 170 نفر از يخ زدگي نجات يافتند.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان؛معماي حل نشده كريكت

 

نويسنده: پاولا مور
مترجم: ز- رضايي
قسمت اول

در تصاوير هوايي از شهر «لاس كروسز» در ايالت نيومكزيكو، اولين نقطه اي كه به چشم مي آيد ساختمان بزرگ و قديمي دادگاه «دونا



آنا» است. ساختماني با اتاقهاي فراوان و زنداني در كنارش كه در سال 1949 بنا شده است.
در اين شهر، خيابان اصلي مركز صنايع است و مردم در پياده روها و در پشت ميز كافه ها درباره گراني و يا شيوع ذات الريه با هم بحث و گفتگو مي كنند.
در مركز شهر دو هتل به نامهاي «گراند هرندون» و «آمادور» بنا شده است. شبهاي يك شنبه هر دو طرف خيابان اصلي «لاس كرو سز» مملو از مردم، بخصوص كارگران مكزيكي مزارع پنبه مي شد. در دهه 1920 مزارع پنبه و نيز صنايع وابسته به آن اين شهر را مستعد جذب مهاجران مكزيكي و همچون سياه پوستان كرده بود.بيشتر دانشجويان دو كالج اين شهر شب را در كافه هاي خيابان اصلي مانند كافه «راف دل ريو» و «ولكام اين» مي گذراندند.«لاس كرو سز» در دهه 1940 محل مجتمع قماربازان و نيز كازينوها بود. ساعت 9 و 30 دقيقه شب چهارشنبه سي ام مارس 1949 بود. به نظر مي رسيد «كريكت كوگلر» شب بدي را گذرانده است. شايد بدترين شب زندگي را.او ساعت 3 بعد از ظهر پس از اتمام كارش در كافه دولوكس، پياده به سوي منزل به راه افتاد.
كافه دولوكس كه او بتازگي كارش را در آنجا شروع كرده بود، يك كافه با سالني باريك و بلند بود كه 24 ساعتي و در تمامي روزهاي هفته باز بود. «كريكت» دختري ريز نقش و لاغر اندام بود كه هميشه پيراهني زنانه و كفشهاي پاشنه بلند مي پوشيد.او با مادرش «اولي» و برادر دو قلويش «ويلي» زندگي مي كرد. او دو خواهر ديگر نيز داشت كه پس از ازدواج از آنها جدا شده بودند.
در سال 1943، هنگامي كه «كريكت» فقط 14 سال داشت پدرش بر اثر بيماري سل درگذشت. به همين علت خانواده اش از ايالت فلوريدا به لاس كروسز مهاجرت كرد.
ادامه دارد

  


مراقب باشيد؛ كلاهبرداري جديد با مسابقه پيامكي

 

گروه حوادث - محمدزاده: مراقب كلاهبرداريهاي جديد به بهانه برگزاري مسابقات ساختگي باشيد. چندي قبل تعدادي از شهروندان



ضمن تماس با روزنامه قدس پرده از شيوه جديد كلاهبرداري برداشتند.
براساس گفته اين افراد، فردي با درج آگهي در روزنامه و طرح سؤالهاي پيش پا افتاده اي همچون ميزان موفقيت يكي از بازيگران در چند سريال و اعلام شماره تلفن همراه، از شهروندان خواسته بود تا پاسخ خود را به شماره مربوطه ارسال نمايند و برندگان جوايز ارزنده اي دريافت خواهند كرد.
در ادامه و پس از آنكه فردي با ارسال پاسخ خود به شماره مورد نظر در مسابقه شركت مي كند، روز بعد پيامكي دريافت مي كند به اين مضمون كه شما در مسابقه برنده شده ايد و بايد براي ارسال جايزه مبلغي (بين 8 تا 10 هزار تومان) را به شماره حساب اعلامي واريز كنيد.
تعدادي از شهروندان مبالغ خود را به شماره حساب اعلام شده واريز مي كنند و منتظر دريافت جايزه مي شوند، اما با گذشت چند هفته جايزه اي به دست آنها نمي رسد و هنگامي كه با شماره تلفن همراه ذكر شده در آگهي تماس مي گيرند، متوجه مي شوند كه تلفن مربوطه خاموش است و ادامه ماجرا ... .
... هنوز پيگيريهاي مورد اول به نتايج قابل قبولي نرسيده بود كه آگهي ديگري به همين شيوه و تنها با سؤالهايي متفاوت در روزنامه درج مي شود و اين بار وقتي خبرنگار ما با شماره ياد شده تماس گرفت تا بتواند اطلاعاتي از فرد مورد نظر بگيرد، پاسخهاي جالبي از سوي وي شنيد؛ اول اينكه فرد ياد شده از اعلام كد شعبه بانك مورد نظر و اطلاعاتي در خصوص مشخصات برگزار كنندگان مسابقه و حوزه فعاليت شركت مورد نظر خودداري مي كرده، نكته ديگر اينكه اصرار خبرنگار ما براي گرفتن شماره تلفن ثابت از اين فرد بي نتيجه بود و از سوي ديگر وقتي پافشاري زياد مجبور به دادن نشاني دفتر شركت شد، نشاني را كه ساختگي بودن آن كاملاً مشهود بود، اعلام كرد. به طور مثال گفت: داخل پاساژجنب آهن فروشي، و وجود آهن فروشي داخل پاساژ جالب است.مراقب افراد فرصت طلبي باشيد، زيرا آنان با استفاده از شگردهاي مختلف و با ظاهري قانوني قصد كلاهبرداري دارند. در ضمن اين به آن معنا نيست كه هر آگهي با اين مضامين چاپ شود، به قصد كلاهبرداري است، اما سعي كنيد ابتدا اطمينان كامل از صحت آن حاصل كرده، سپس اقدام به واريز وجه نماييد.

  


قاتل به زندگي لبخند زد

 

گروه حوادث: مردي كه به اتهام قتل همسرش در يك قدمي چوبه دار قرار داشت با رضايت اولياي دم دوباره به زندگي لبخند زد.
به گزارش خبرنگار ما، 17 تيرماه سال 83 مرد جواني با مراجعه به مأموران انتظامي شهرستان رشت ادعا كرد همسرش را به قتل رسانده است، بنابراين بي درنگ گروهي از مأموران همراه متهم راهي خانه اش در خيابان لاكاني رشت شده و به محض ورود به خانه با جسد همسر اين مرد رو به رو شدند.متهم در جريان بازجوييها گفت: روز حادثه خسته از محل كار به خانه بازگشتم در حال استراحت بودم كه همسرم به دليل اين كارم شروع به داد و فرياد كرد. من هم به سوي او حمله ور شدم و براي اينكه داد و فرياد هاي او باعث آبروريزي نشود گلويش را فشردم، اما زماني كه به خودم آمدم متوجه شدم او ديگر نفس نمي كشد.
وي افزود: خيلي تلاش كردم او را دوباره به زندگي باز گردانم، اما موفق نشدم به همين خاطر با مراجعه به پليس خودم را تسليم كردم.در ادامه و با تكميل تحقيقات محاكمه متهم در دادگاه كيفري استان گيلان برگزار و مرد همسركش به اعدام محكوم شد.در حالي كه عامل اين جنايت در يك قدمي چوبه دار قرار داشت خانواده مقتول با تلا شهاي شعبه 84 شوراي حل اختلاف رشت موفق به دريافت رضايت اولياي دم شده و مرد زنداني پس از چهار سال از زندان آزاد شد.

  


حوادث جهان

 

قتل هفدهمين نوجوان در لندن




اسكاي نيوز: دو نوجوان كه به جرم قتل يك نوجوان 16 ساله با ضربات چاقو دستگير شده بودند، با وثيقه آزاد شدند.
«بن كينسلا» برادر«بروك كينسلا» هنرپيشه معروف انگليسي يكشنبه گذشته با ضربات چاقو از پا در آمد.
پس از اين حمله «بن» كه هنوز زنده بود، با زحمت فراوان با تلفن همراه خود با يكي از دوستانش تماس گرفت و درخواست كمك كرد.
«بروك كينسلا» پس از مرگ برادرش گفت: وضعيت روحي مناسبي ندارد و براي مدتي نقش خود را در تئاتري كه بر روي صحنه دارد، متوقف خواهد كرد.
جمع كثيري از مردم از جمله «بروك كينسلا» و پدر و مادرش و نيز تعدادي از هنرپيشگان معروف اين كشور در محل كشته شدن «بن» گرد آمدند و يادش را گرامي داشتند.
«بن» هفدهمين نوجواني است كه از ابتداي سال جاري ميلادي قرباني خشونت و حمله با چاقو در لندن مي شود.

مرد استراليايي دوستانش را حراج كرد




آسوشيتدپرس: يك مرد استراليايي تمام زندگي خود شامل خانه، اتومبيل، كار و حتي دوستانش را در وب سايتي به قيمت 384 هزار دلار به حراج گذاشت.
اما «لن آشر» كه پس از جدايي از همسرش تصميم دارد زندگي جديدي را آغاز كند، اميدوار نيست كه بتواند زندگي اش را به اين قيمت بفروشد.

بازگشت انگشتر پس از 54 سال
آسوشيتدپرس: زني كه در سال 1954 انگشترش را در درياچه ميشيگان گم كرده بود، به لطف يك دستگاه فلزياب توانست پس از 54 سال آن را بيابد.
«رابرت ساويج» كه اين انگشتر را به وسيله يك دستگاه فلزياب پيدا كرده بود، در مصاحبه اي گفت: من پيش از اين انگشتر را پيدا كردم، اما اخيراً به فكر يافتن صاحب آن افتادم.
«جان زاچاردا» صاحب اين انگشتر گفت: ديگر فراموش كرده بودم چنين انگشتري داشتم و عجيب تر آن است كه «رابرت» 12 مايل دورتر از مكاني كه انگشتر را گم كرده بودم، آن را پيدا كرده است.

حمله خرس آلاسكايي به دختر نوجوان
اسكاي نيوز: يك دختر نوجوان، حين مسابقه دوچرخه سواري مورد حمله يك خرس آلاسكايي قرار گرفت و بشدت مجروح شد.
اين دختر 14 ساله توانست با تلفن همراهش با اورژانس تماس بگيرد و تنها يك كلمه بگويد: خرس.
وي كه از ناحيه سر و گردن و پا بشدت آسيب ديده بود، به بيمارستاني منتقل شد و تحت عمل جراحي قرار گرفت.
به گفته پليس، وضعيت وي بحراني است. اين حادثه در تاريكترين ساعات شب طي اين مسابقه 24 ساعته رخ داد.

سقوط دو بالگرد در آريزونا
رويترز: دو بالگرد امدادي در فاصله حدود نيم مايلي يك بيمارستان در آريزونا با هم برخورد كردند و بر اثر اين سانحه 6 تن كشته شدند. در اين حادثه، يك پرستار نيز به شدت مجروح شد.سه تن از كشته شدگان، از سرنشينان يك فروند بالگرد 407 بل، متعلق به شركت بالگردهاي كلاسيك «وودزكراس» و سه تن ديگر نيز سرنشين بالگرد 407 متعلق به شركت «ايرمتد» بودند و مجروح حادثه نيز كه يك پرستار بود، هم اكنون در شرايط بحراني به سر مي برد.
مت استين، سخنگوي «كلاسيك هليكوپترز» مي گويد: بالگرد متعلق به اين شركت در حال انتقال يك بيمار و فرود در بيمارستان بوده است.
وي مي گويد: خلبان بالگرد همراه با پيراپزشك و بيمار، همگي در اين سانحه جان باخته اند و يك پرستار آن نيز در شرايط بحراني به سر مي برد. مت استين در ادامه مي افزايد: طي 20 سال فعاليت اين شركت براي نخستين بار شاهد سانحه منجر به فوت بوده است.
گفتني است، مركز پزشكي فلگ استاف، فاقد كنترل كننده هاي پرواز بوده و خلبانها شخصاً بايد مراقب شرايط در مسير اطراف باشند.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران 595
پنجشنبه 14 رجب 1283 ه- ق برابر با 1245 ه- ش
در سنندج ضعيفه اي چند سال قبل امانتي نزد يكي از مشايخ كه از بزرگان تجار بود گذاشته بود و همه ساله در ايامي مشخص آن اسباب را بازديد نموده و باز بر سر جايش مي گذاشت. چندي قبل پسر تاجر اين فرصت را غنيمت شمرده و محل امانت را يافته و به دستياري رفيقي اشياي درون آن را فروخته بود. بر سر موعد زن به سر امانت خود نزد تاجر آمده، چون امانت خويش را نزد او نيافته بود گستاخانه بر تاجر شتافته و بناي ناسزا به او را در ميان عامه آغاز كرده بود. مراتب به اطلاع والي رسيده، از ترس ريختن آبروي تاجر آدمهايي را براي يافتن اموال آن ضعيفه گماشته و همان روز اشياي مسروقه را يافته و به ضعيفه رد كرده بودند و آبروي تاجر را محفوظ داشتند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com