تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 15تیر ماه 1387

[ فرهنگی ]
 * ولايتي: هنوز در حوزه فرهنگ ندرخشيده ايم
 * نقد جامعه شناسي به «شناخت گرايي» ؛ فناوري به عنوان آيينه انسان
 * در همايش بين المللي وحدت اسلامي عنوان شد؛
وحدت تنها راه بازگشت به هويت اصيل اسلامي است
 * سيدحسن خميني: فعاليت فرهنگي بايد به دينداري بيشتر در جامعه منجر شود
 * كنفرانس وحدت اسلامي در لندن برگزار شد
 * ابراهيمي ديناني در نشست تبيين ماهيت هنر از ديدگاه اسلامي :
نمي خواهم در عالمي كه در آن هنر نيست زندگي كنم
 * رئيس دانشگاه باقرالعلوم؛ 
نيازمند راه كارهاي عملي براي تحقق جنبش نرم افزاري هستيم
 * مركز نشر اسرا منتشر كرد؛منزلت عقل در هندسه معرفت ديني
 * سالروز رحلت آية ا... ملكي تبريزي روز عرفان اسلامي نام گرفت
 * در همايش مسلمانان و مسيحيان:راه پيش رو تاكيد شد؛تقويت روابط اسلام و مسيحيت
 * هديه فلسفه براي اقتصاد
 * «روانشناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز» منتشر شد
 * ترجمه هايي از لطيف عطاري به چاپ مي رسد
 * همكاري پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با مجمع جهاني تقريب مذاهب

ولايتي: هنوز در حوزه فرهنگ ندرخشيده ايم

 

علي اكبر ولايتي، رئيس انجمن قلم ايران، گفت: انقلاب اسلامي در خارج از كشور توقعات زيادي را به وجود آورده، اما هنوز در حوزه فرهنگ نتوانسته ايم در حد كمال  بدرخشيم.




به گزارش فارس، «علي اكبر ولايتي» رئيس انجمن قلم ايران، در مراسم اهداي پنجمين دوره جايزه «قلم زرين» كه عصر پنجشنبه در محل انجمن قلم با حضور مسؤولان فرهنگي و چهره هاي ادبي برگزار شد، گفت: زماني كه دلسوختگان اهل قلم و دلبستگان انقلاب دور هم جمع شدند تا اين انجمن را راه بيندازند، انجمن به لحاظ امكانات و شرايط مادي در وضعيت نامناسبي بود.
ولايتي افزود: زماني انجمن قلم شكل گرفت كه نويسندگان متعهد و پايبند به مباني انقلاب و اسلام و هويت ملي و دلبستگان به اين آب و خاك در غربت و مهجوريت بودند. در زمان پيش از انقلاب تنها كساني از اهل قلم تشويق مي شدند كه به لحاظ سيره فكري و خط مشي سياسي با افرادي كه دلبسته اين آب و خاك و انقلاب بودند، تفاوت چشمگيري داشتند.
وي ادامه داد: استقلال هر ملت در گرو استقلال فرهنگي اش است. يعني هرملت بايد باورهاي فرهنگي مختص به خودش را داشته باشد. اگر اين امر در بين فرهيختگان يك جامعه نهادينه نشود و در بين آنها ريشه نداشته باشد، ديگر استقلال فكري مفهومي نخواهد داشت. بايد تأكيد كنم درهاي اين انجمن به روي كساني كه دلشان براي اسلام و انقلاب مي تپد باز است. هر يك از بزرگان قلم و شعر و كساني كه در آرمان و دغدغه با اعضاي انجمن همسو هستند، درهاي انجمن به رويشان باز است ولو اينكه اختلاف سلايق در انجمن زياد شود.
«ولايتي» تصريح كرد: در جلسات هيأت مديره انجمن، اهتمام بر اين است كه در ماهها و سالهاي آينده قوي تر و متفاوت تر از امروز عمل كنيم و سيرمان به سمت كمال باشد. ايران كه امروز پرچم دار جهان اسلام است، توقع مي رود در حوزه فرهنگ هم پيشتاز باشد.
رئيس انجمن قلم افزود: اين انقلاب در كشورهاي ديگر توقعات زيادي را به وجود آورده اما هنوز در حوزه فرهنگي نتوانسته ايم ديگران را راضي كنيم و در حد كمال مان بدرخشيم.
وي در پايان گفت: نكته  ديگر اين است كه فضاي فرهنگي دنيا در دست ما نيست. ديگران هستند كه براي فرهنگ ما و آينده فرهنگي همه بشريت از طريق رسانه هايشان تبليغ مي كنند و ضد ارزشها را ارزش و ناحق را حق جلوه مي دهند.

  


نقد جامعه شناسي به «شناخت گرايي» ؛ فناوري به عنوان آيينه انسان

 

* حسين فرزانه

اشاره: كتاب «ساختار اجتماعي سيستمهاي تكنولوژيك» يكي از بهترين كتابها در معرفي رويكردهاي اجتماعي به فناوري است.




اين كتاب توسط «بيكر»،«هاگس» و«پينچ» تدوين شده است. يكي از مقالات برجسته اين مجموعه مقاله «استيو ولگار» با عنوان «بازسازي انسان و ماشين» است. آنچه مي خوانيد، شرحي بر اين مقاله است.

مطالعات اجتماعي و باورهاي رايج نسبت به فناوري
مطالعات اجتماعي در مورد فناوري، زاييده مطالعات اجتماعي در مورد علم هستند. همان طور كه با رويكرد جامعه شناختي به علم (به مدد طرح كوهن) بسياري از پيش فرضهاي ما در مورد علم مورد خدشه واقع شدند، با مطالعات اجتماعي در مورد فناوري هم باورهاي رايج ما نسبت به فناوري فرو ريختند. با اين پژوهشها، فاصله ميان امر تكنولوژيك و امر جامعه شناختي فرو ريخت و باور به پيشرفت خطي فناوري از بين رفت. در اين منظومه جديد، نه تنها فراورده بلكه فرايند فناوري هم مورد نظر قرار گرفت و خلاصه اينكه مصنوعات به عنوان ساخته هاي اجتماعي پنداشته شدند.
«پينچ» و«بيكر» تلاش كرده اند سياليت موجود در طراحي و تفسير مصنوعات تكنولوژيك را نشان دهند. به نظر آنها، طراحي ها و تفاسير در ميان گروه هاي مختلف اجتماعي متفاوتند، چون جامعه ارزشهاي خود را بر اين طراحي ها تحميل مي كند. در اين ميان، هنگامي كه شاهد ديدگاه هاي متعارضي هستيم، اين امكانهاي اجتماعي است كه تعيين كننده هستند. آنها سعي كرده اند روند اين توافقهاي اجتماعي را در مورد شكل گيري دستاوردهاي تكنولوژيك نشان دهند. پرسش نوشتار حاضر اين است كه چگونه فناوري، فهم ما از كيفيات بنيادين انساني را تغيير مي دهد. در پاسخ به اين سؤال، نوشتار حاضر به موضوع هوش مصنوعي مي پردازد و به نقدهاي جامعه شناختي اخير در مورد شناخت گرايي توجه نشان مي دهد. اين نقدها با مدل عمل انساني كه با شناخت گرايي فرض گرفته مي شود، كلنجار مي روند. اين نقدها همچنين با اين فرض كه موفقيتهاي هوش مصنوعي تأثيري براي فهم عمل انساني داشته باشد، چالش مي كنند.
اين تعارض ميان شناخت گرايان و نقدهاي اجتماعي از آنها، تعارضي ميان دو تعريف از انسان به وجود مي آورد؛ اما مدعاي ولگار اين است كه اين رويكرد جامعه شناسان و تعريفي كه از انسان ارائه مي كنند، در انتها محدوديت زيادي را براي حمله به شناخت گرايان ايجاد مي كند. در ابتدا او به بحث نسبت فناوري و كيفيتهاي ذاتي انساني مي پردازد.

فناوري به عنوان آيينه انسان
رشد شگرف فناوري، تمايز ميان آنچه ماشين است و آنچه ماشين نيست، را مطرح مي كند. اين تمايز به ناگزير به سوي اين پرسش كه كيفيات ذاتي آدمي چيست، كشيده مي شود. در مسير رشد فناوري، پيشتازان نظريه پرداز با مسأله باز تعريف آنچه انسان است و آنچه فناوري است، رو به رو شده اند. به تعبير ديگر، فناوري در نقش كاتاليزوري براي باز تعريف انسان عمل كرده است. «ولگا» بحث در مورد هوش مصنوعي را از آخرين چالشهايي مي داند كه در اين زمينه ابراز شده است؛ البته در اينجا تعريفي كه ما از فناوري ارائه مي كنيم نيز در بحث اثري چشمگير دارد. اگر فناوري را يك ابزار مصنوعي در نظر بگيريم تا اينكه آن را مصنوعي تصور كنيم كه مي تواند استدلال كند در قضيه تأثيري شگرف دارد. البته كار هوش مصنوعي گسترش فناوري براي تقليد از كنش و تفكر انساني است. اين امر پرسشهايي را در مورد منحصر به فرد بودن آدمي مطرح كرده است. اگر هوش مصنوعي همه كارهاي فكري انسان را انجام مي دهد، برخي از احساس به عنوان مؤلفه منحصر به فرد آدمي ياد كرده اند.
«شناخت گرايي» و قابليت هوش ماشين
«شناخت گرايي» آموزه اي است كه بر طبق آن، رفتار مي تواند با توجه به حالتهاي ذهني يا شناختي تبيين شود. علوم شناختي هم شكلي خاص از اين شناخت گرايي هستند كه در پي تبيين رفتار بر حسب علوم رايانه هستند. مدعا در اينجا اين است كه مي توان ماشينهاي هوشمندي طراحي كرد و ساخت. هدف در اينجا، ساخت ماشينهايي است كه كارهايي كه يك قابليت شناختي انجام مي دهد، به انجام رسانند. به اين ماشين مشخصاتي چون استدلال كردن، تكليف كردن، دانستن، باور كردن، تصميم گرفتن، ديدن، آموختن، فهميدن و حل مسائل اطلاق مي شوند. ما براي فهم اين رفتارها هم مي توانيم به طرز عمل شناختي و رايانه اي رجوع كنيم. در اين ميان، مفاهيمي مانند عمل، رفتار و اجرا در قلب مناقشه هاي شناخت گرايان و منتقدان اجتماعي آنها قرار دارد.

فرضهاي منتقدان شناخت گرايي
منتقدان شناخت گرايي عموماً شناخت گرايان را افرادي مي دانند كه يك رويكرد تقليل گرا اتخاذ كرده اند و سعي دارند رفتار انساني را تا حد پديده هاي فيزيكي وعصب شناختي پايين بياورند. به نظر اين افراد، مشكل شناخت گرايان، خلط ميان حركات ارگانيك غيرارادي با رفتار قصدي انساني است. البته، بيشتر اين منتقدان، دترمينيسم فيزيكي و عصب شناختي را نفي مي كنند، ولي منكر وجود مباني فيزيكي و عصب شناختي براي رفتار انساني نيستند؛ يعني آنها منكر اين نكته هستند كه رفتار انساني به وسيله ساحتهاي فيزيولوژيك و عصب شناختي تعين پذيرند. اين در حالي است كه شناخت گرايان، سيستم عصبي را واسط ميان فرايندهاي فيزيولوژيك و رفتار انساني مي دانند. بنابراين، در اين منظومه، سيستم عصبي مركزي براي فهم صداي يك گوينده، كاري جز رمزبندي و رمزگشايي امواج صوتي و اجراي تحليل رايانه اي ساختار جمله بر عهده ندارد. اين در حالي است كه منتقدان شناخت گرايي تصريح مي كنند، اين امر به معناي خالي كردن سخن از مؤلفه هاي اجتماعي آن است؛ يعني بيان كردن، فهميدن، رد كردن و نقد كردن كه همه مباني جامعه شناختي دارند، به امواجي فرو كاسته شده اند. به نظر اين منتقدان، سيستم عصبي مركزي چيزي بيش از يك قابليت نيست، اما كسي كه اين قابليتها را انجام مي دهد، نه مغز بلكه ذهن و يا به تعبيري «من» است.

امر شناختي، اجتماعي است
منتقدان شناخت گرا مانند «كولتر» معتقدند، امر اجتماعي در برابر امر شناختي در نظريه شناخت گرايان كم مورد توجه قرار گرفته است. به نظر اين منتقدان، نظريه شناخت گرا از پر كردن فاصله ميان كنترل مغز بر پيامي كه رمزگشايي شده و شخصي كه مي فهمد، عاجز است. اما انتقادي كه به خود اين منتقدان وارد است، اين است كه آنها صرفاً نقش اندك امر اجتماعي را در توصيف رفتار گوشزد كرده اند، و گرنه خود در اين باب كمتر سخني ايجابي گفته اند. آنها هم تمايز ميان امر اجتماعي و امر شناختي را مي پذيرند و بنابراين حداقل براي رفتارهاي غيرارادي، تبييني جزتبيين شناخت گرايان ندارند. اين در حالي است كه خود اعمال غيرارادي هم به يك بستر مفهومي براي تحليل نياز دارند. البته منتقدان شناخت گرايي در اينجا چيزي براي گفتن ندارند.

زبان رفتار
گفتيم كه آنچه رفتار انساني را از رفتار غيرانساني جدا مي كند، براي مناقشه در مورد شناخت گرايي ضروري است. رفتار همچنين واژه اي است كه واژه هاي مشابهي چون عمل، كنش و اجرا را هم با خود دارد. به نظر مي رسد، مناقشه ميان شناخت گرايان و منتقدان آنها با معاني مختلفي از اين مفاهيم صورت مي گيرد. به طور مثال، عمل براي يك جامعه شناس كه تحت تأثير«ويتگنشتاين» است با عملي كه مد نظر يك شناخت گراست، متفاوت است. به تعبير ديگر، تعاريف متعددي از پديده اي كه بايد تبيين شود، وجود دارد. وقتي مي گوييم ماشين فكر مي كند و يا ماشين كسي است كه تصميم مي گيرد، در بيشتر مواقع منظورمان از تصميم گرفتن و فكر كردن، مانند مشابه انساني آنها نيست. در زندگي روزمره، بسياري از ويژگيهاي انساني براي اشيا و بسياري از ويژگيهاي اشيا براي موجودات انساني بدون آنكه مشكلي ايجاد شود، به كار مي روند. اما اين راحتي هميشه بر قرار نيست. بسياري از منتقدان شناخت گرايي معتقدند، رشد هوش مصنوعي به جهت كاربرد دلخواه و بدون دقت مفاهيم انساني براي اشياست.
مفهوم هوش در معرض تفسيرهاي مختلفي قرار دارد و اين در ذات مفاهيمي است كه باز تعريف و باز تفسير مي شوند.

نسبت علم و فناوري
اين سياليت براي تعريف و تفسير مفاهيم بر نسبت ميان علم و فناوري هم اثر مي گذارد. يك تفسير در موافقت با ديدگاه منتقدان علوم شناختي وجود دارد كه معتقد است، عمل ماشين يك هدف فني است و نسبتي با اينكه عمل انساني چيست، ندارد. اين تفسير به «هوش مصنوعي نرم» معروف است كه در مقابل «هوش مصنوعي سخت» قرار مي گيرد. طرفداران هوش مصنوعي سخت، نسبتي متقارن ميان علوم شناختي و هوش مصنوعي مي بينند. آنها تصريح مي كنند، هوش مصنوعي نتيجه ضروري نظريه هاي علوم شناختي است. اين در حالي است كه طرفداران هوش مصنوعي نرم مانند منتقدان ديگر هوش مصنوعي، هيچ نسبتي ضروري ميان نظريه شناختي و هوش مصنوعي نمي بينند. به تعبير ديگر، اين دو نوع تلقي نسبت به هوش مصنوعي، بحثي در مورد نسبت علم و فناوري است. طرفداران هوش مصنوعي معتقدند نظريه هاي ذهن در علوم شناختي بر استعاره هاي محاسباتي متكي هستند و همچنين نتيجه علوم شناختي، كارهاي هوش مصنوعي را تأييد مي كنند. به تعبير ديگر، هوش مصنوعي كاربرد نظريه ها در فناوري است. اين در حالي است كه مخالفان اين رويكرد ميان اين دو حوزه شكافي عميق مي بينند و برقراري نسبت ميان اين دو را ناشي از ابهام و سياليت زبان ارزيابي مي كنند. به تعبير ديگر، طرفداران هوش مصنوعي تفاوت ميان رفتار مطابق با قواعد ورفتاري را كه با قواعد هدايت مي شوند، به شمار نمي آورند. مخالفان شناخت گرايي معتقدند، شناخت گرايان اين تمايزها را رعايت نمي كنند.

يك ايدئولوژي ديگر
نقدهاي جديد جامعه شناسانه عليه شناخت گرايان تنها به جنبه سلبي اكتفا نمي كنند، بلكه خود يك ايدئولوژي ديگر را پررنگ مي كنند. در اين راه، آنها بسيار از آراي «ويتگنشتاين» استفاده مي كنند. اما آنها به همين اندازه اكتفا نمي كنند و گويي در صدد يك بديل در مقابل آراي شناخت گرايان هستند. اين در حالي است كه ويتگنشتاين از عدم تعين معاني و قواعد براي هر توصيفي سخن مي گويد. بدين دليل روش ويتگنشتاين در اين زمينه، گريبان خود منتقدان شناخت گرايي را هم مي گيرد. منتقدان شناخت گرايي هم سعي مي كنند توصيفاتي متقن از رفتار انساني ارائه كنند. اين در حالي است كه پيش فرضهايي كه آنها در مورد ارائه توصيفات از اعمال انساني دارند، مورد مناقشه هستند. آنها طوري سخن مي گويند گويي با خود، تصويري كه منتقدان شناخت گرايي ارائه مي كنند، مي توان رفتار انساني را برنامه ريزي و كد بندي نمود. به همين دليل، مي توان رويكرد خود آنها را هم يك ايدئولوژي قلمداد كرد.

  


در همايش بين المللي وحدت اسلامي عنوان شد؛
وحدت تنها راه بازگشت به هويت اصيل اسلامي است

 

همايش وحدت اسلامي با حضور علما، انديشمندان و شخصيتهاي برجسته اسلامي از سراسر جهان در لندن آغاز شد.
فعاليتهاي همايش بين المللي وحدت اسلامي با حضور علما، انديشمندان و شخصيتهاي برجسته جهان اسلام به همت مركز وحدت اسلامي انگليس به مدت 2 روز در هتل كوالتي ان لندن آغاز شد.
در اين همايش كه به شكل فشرده و در 2 نوبت صبح و بعد از ظهر برگزار مي گردد، علما و شخصيتهاي برجسته اي از سراسر جهان ابعاد مختلف وحدت اسلامي را بررسي كردند.
از برجسته ترين سخنرانان روز اول اين همايش مي توان به شيخ محسن اراكي از جمهوري اسلامي ايران، حجة الاسلام و المسلمين سيد مجيد مشعل از بحرين، دبير كل فراكسيون اخوان المسلمين مصر و رئيس حزب اسلامي مالزي اشاره كرد.
گفتني است، پس از پايان يافتن اين همايش، مركز وحدت اسلامي لندن همايش ديگري تحت عنوان «گفتگوي اسلام و مسيحيت» برگزار خواهد كرد.
محسن اراكي، طي سخناني كه در همايش بين المللي وحدت اسلامي كه در لندن برگزار شد، محقق شدن وحدت اسلامي را تنها راه بازگشت امت به هويت اصيل اسلامي توصيف كرد.
وي تفرقه و شكاف را آفت جهان اسلام خواند و افزود: تفرقه و شكاف ميان مسلمانان سبب ضعف اسلام خواهد شد و دشمنان هدفي جز اين ندارند.
اراكي، حفظ وحدت مسلمانان را واجبي شرعي خواند و اظهار داشت: عامل اصلي شكاف ميان مسلمانان عدم پايبندي به اين واجب است.
استاد درس خارج حوزه علميه قم، با اشاره به برخي آيات قرآن در زمينه وحدت تصريح كرد: خداوند متعال پيامبراعظم(ص) را اسوه اي براي مردم معرفي كرده است و پيامبر اكرم نيز همواره مردم را به اتحاد و همدلي دعوت مي كردند.
اراكي تأكيد كرد: مسلمانان نيز وظيفه دارند از پيامبر پيروي كنند و فرهنگ اتحاد و همدلي را در جوامع خود نهادينه سازند.
استاد عبدالهادي آوانج رئيس حزب اسلامي مالزي نيز طي سخناني، با اشاره به دخالتهاي استكبار جهاني در كشورهاي اسلامي گفت: استعمار به ظاهر از كشورهاي اسلامي خارج شده است ولي همچنان در امور داخلي برخي از اين كشورها دخالت مي كند كه اين نشان از ضعف جهان اسلام است.
وي ايجاد شكاف ميان مسلمانان را هدف اصلي دشمنان توصيف كرد و افزود: دشمنان از اقتدار و شكوه مسلمانان هراس دارند و مي خواهند با ايجاد تفرقه از عزت اسلام بكاهند.
استاد آوانج مسلمانان را امتي هوشيار خواند و تصريح كرد: اكنون مسلمانان در اوج عزت و افتخار هستند و با هوشياري در برابر فتنه هاي دشمنان ايستاده اند.
رئيس حزب اسلامي مالزي با انتقاد از فتواهاي افراطي و كينه توزانه برخي علما گفت: برخي از علما ابزار دست دشمنان شده اند و اهداف آنها را در كشورهاي اسلامي اجرا مي كنند.
وي در پايان از تلاشهاي مجمع تقريب مذاهب ايران و نيز برگزاركنندگان اين همايش تقدير و تشكر كرد.

  


سيدحسن خميني: فعاليت فرهنگي بايد به دينداري بيشتر در جامعه منجر شود

 

«سيد حسن خميني» گفت: فعاليتهاي فرهنگي بايد به دينداري بيشتر در جامعه منتهي شود و بايد مطمئن شد بودجه فرهنگي



كشور و اعتبارات اختصاص يافته به فرهنگ در جاي خود و با هدف رسيدن به نتيجه از پيش تعيين شده، صرف مي شود.
به گزارش ايرنا، سيد حسن خميني كه در ديدار با معاونان و مسؤولان فرهنگي دانشگاه آزاد سخن مي گفت، با بيان اينكه سختي كار در حوزه فعاليتهاي فرهنگي مضاعف است، افزود: براي نتيجه گرفتن از كار فرهنگي بايد به سمت يك مكانيزم فرهنگي روشن حركت كنيم.
وي افزود: بايد در حد امكان با تعيين شاخصهاي كمي براي ارزيابي كيفيت كارهاي فرهنگي واقعيات را بازگو نماييم، اگر اين اتفاق نيفتد نمي توان مقصد را در برنامه هاي فرهنگي تعيين كرد و متوليان بودجه هاي فرهنگي هم نمي توانند براي تخصيص اعتبار به قطعيت برسند.
سيد حسن خميني خاطرنشان كرد: متأسفانه باوجود اينكه انقلاب ما انقلاب فرهنگي، مسؤولان نظام داراي دغدغه هاي فرهنگي و جامعه ما نيز داراي بن مايه هاي غني ديني و فرهنگي است، نتيجه اي مناسب با اين غناي فرهنگي نمي گيريم.
وي تأكيد كرد: بايد كساني كه تخصيص دهنده اعتبارات فرهنگي و پژوهشي هستند مطمئن باشند كه نتايج اين اعتبارات به دينداري بيشتر و فرهنگي تر شدن فضاي جامعه منجر شد.
سيد حسن خميني تصريح كرد: بخش فرهنگي بسيار دير بازده است شايد سالها طول بكشد تا يك فعاليت فرهنگي نتيجه دهد و كار فرهنگي كاري بسيار سخت، شيرين، عميق، اثر گذار و پر اجر است.
وي در پايان با بيان اينكه در مباحث فرهنگي محتاج يك زبان مشترك هستيم، اظهار داشت: نمي شود دانشگاه آزاد را جزيره اي بيرون از جامعه پنداشت، دانشگاه و جامعه از همديگر متأثر هستند بايد براي حركت بسوي جامعه مطلوب، هر كس يك گام به سمت خدا بردارد.
گفتني است، پيش از سخنان فرزند يادگار امام، معاون فرهنگي دانشگاه آزاد اسلامي و تعدادي از مديران فرهنگي اين دانشگاه در سخناني گزارشي از روند فعاليتهاي فرهنگي دانشگاه ارائه كردند.

  


كنفرانس وحدت اسلامي در لندن برگزار شد

 

كنفرانس وحدت اسلامي به منظور بررسي راهكارهاي تقويت وحدت مسلمانان و همسو شدن براي مقابله با سياستهاي تفرقه



افكنانه در جهان اسلام، در لندن برگزار شد.
به گزارش واحد مركزي خبر از لندن، شركت كنندگان در اين كنفرانس كه فرهيختگان و انديشمنداني از سراسر جهان اسلام بودند، با اشاره به سابقه استعماري قدرتهاي سلطه گر در جهان اسلام، تنها راه مقابله با اين قدرتها را وحدت و يكپارچگي امت اسلامي خواندند.
سخنرانان در نخستين روز اين كنفرانس، بر تقويت وحدت در جهان اسلام به عنوان يك وظيفه شرعي تأكيد كردند و نقش انديشمندان و علماي اسلامي را در اين زمينه بسيار مهم دانستند.
برخي از سخنرانان در اين كنفرانس خواستار تقريب فكري ميان علماي مسلمان در مسائل مهم جهان اسلام شدند و بر ضرورت تدوين فقه الوحده به عنوان راهكاري اساسي و عملي در كمك به تقويت وحدت امت اسلامي تأكيد كردند.
در اين كنفرانس سه روزه، انديشمنداني از كشورهاي مصر، مالزي، بوسني، ايران، لبنان، سوئد، بحرين، عربستان، الجزاير، فرانسه، انگليس، عراق و سودان حضور داشتند.

  


ابراهيمي ديناني در نشست تبيين ماهيت هنر از ديدگاه اسلامي :
نمي خواهم در عالمي كه در آن هنر نيست زندگي كنم

 

غلامحسين ابراهيمي ديناني از «رويكرد حكمي، فلسفي، اشراقي نسبت به هنر اسلامي» سخن گفت.




به گزارش ايسنا، ابراهيمي ديناني در نشست «تبيين ماهيت هنر از ديدگاه اسلامي» در سخنراني خود كه در مركز هنرپژوهي نقش جهان برگزار شد، با استناد به آيه اي از قرآن كريم، در تبيين ماهيت هنر گفت:  «هيچ  چيزي در عالم هستي نيست؛ مگر اين كه مخزن آن پيش ماست. حالا ما به  اندازه  و به قدر معلوم فرو مي فرستيم». همه هنر از اين است. ظهور غيب به  اندازه معيني يعني هنر. در تعريف هنر بسيار صحبت شده است؛ مانند تعريف هر چيز ديگري؛ اما هنوز يك تعريف جامع و مانع كه همه متفكران بپذيرند، وجود ندارد و در آينده هم وجود نخواهد داشت و منتظر چنين روزي نباشيد، زيرا اين  همه متفكر و هنرمند بزرگي كه از هنر تعريفي به دست داده اند، تعريف آنها جامع و مورد قبول همه نيست؟ علتش اين است كه هنر از انسان است و خود وجود انسان نيز هنر است.
استاد فلسفه دانشگاه تهران از انسان به عنوان «هنر خدا» ياد كرد و افزود:  خداوند هم آفرينش انسان را هنر مي داند. خداوند جمله اي در مقام آفرينش انسان دارد كه به  نظر، معناي شگفتي دارد؛ آنجا كه مي گويد، «فتبارك ا... احسن الخالقين»، خودش به خود تبريك مي گويد. از اين رو آفرينش انسان، هنر است و از سويي، خود انسان هم هنرمند است.
وي خاطرنشان كرد: بهتر است انسان را با هنر تعريف كنيم. انسان موجودي هنرمند است و از سويي، خودش هم هنر خداوند است و بنابراين خدا هم هنرمند است.
وي در ادامه، با برشمردن برخي از صفات خداوند و بيان مظاهر آن در عالم هستي، يادآور شد: هنرمندان در عالم، مظهر برخي صفات خداوند مانند بديع، بديع السماوات و الارض هستند؛ در واقع هنرمندان مظهر اسم «يا بديع» هستند. بديع يعني همان خالق، اما خلق به تنهايي نه؛ بلكه بديع خلقي خاص است؛ يعني آفرينشي نوست كه دقيقاً با نوآوري در زبان فارسي برابر است. حالا خدا انسان را آفريد كه اين بدعت خداوند است و ابداع خداوند است و از سويي، انسان نيز بديع و مبدع است. حقيقت ذاتي  انسان، خلاق است. در واقع، وقتي خداوند انسان را آفريد، به حيث يك صفت انسان را نيافريد؛ بلكه آفرينش انسان به حيث همه صفات الهي بود. از اين منظر، انسان، كمال تجلي و تجلي كمال در آفرينش است. خداوند در آفرينش انسان، همه صفات خود را به كار گرفت و انسان نيز همه صفات خود را منعكس مي كند.
اين پژوهشگر فلسفه در ادامه يادآور شد: هنر انسان در تقابل ظاهر مي شود و با اين تقابل، عوالم انسان وسيع و گسترده مي شود.
وي افزود: به اعتقاد من، هنرمندان از فيلسوفان و عالمان هم بالاتر مي روند، به اعتبار اين جمله اي كه مي گويم كه در واقع تعريفي هم براي هنر است: «هنر بررسي آفرينش آن چه كه هست، نيست؛ هنر بررسي چيزهايي هست كه مي تواند باشد؛ اما نيست.»
ديناني سپس با شرح و بسط معناي نهفته در اين تعريف از هنر، تأكيد كرد: هنرمند مي تواند با عوالم ممكن سر و كار داشته باشد و هنرمندي كه در اين عوالم ممكن كار كند و اثري به وجود بياورد، هنرمند بزرگي است. به اعتقاد من، هنر در شعر، موسيقي، تئاتر و.. نيست. در عين حالي كه اينها مظاهر هنرند؛ اما هنر تنها در اينها نيست. هنر در راه  رفتن، نشستن، نگاه كردن و... است. مي توان هنرمندانه نگاه كرد، راه رفت، نشست و در تعامل روزمره، هنرمندانه رفتار كرد. به تعبيري، زندگي هنر است، البته اگر همه  چيز هنر باشد، آن گاه هنر بي معني مي شود. هنر همه  جا مي تواند باشد. آيا عالم را مي توان منهاي هنر تصوير كرد؟ مي شود جهاني را بدون هنر تصوير كرد؟ شايد بشود، كه البته با احتياط مي گويم. اما اگر بشود تصوير كرد، ارزش زيستن ندارد. نمي خواهم در عالمي كه در آن هنر نيست، زندگي كنم. با اين نگاهي كه به دست دادم، فضاي هنر و دامنه آن خيلي گسترده  شده است و از اين منظر، هنر هركسي به اندازه ارتباطش با آن خزاين غيب هستي است.
ابراهيمي ديناني با بحث از عالم غيب، سخنان خود را ادامه داد و يادآور شد: وجود انسان، عالم غيب است. انسان ساحتهايي دارد كه خودش نمي تواند آنها را ببيند. گاهي نزول از جانب حق است و گاهي از جانب خود فرد است. در انسان، جبرئيلي هست كه از غيب، او را به شهود مي آورد؛ مثلاً شاعري كه شعر مي گويد و يك حال شعر به او دست مي دهد، از خزانه غيب به شهود مي رسد و گاهي كه شاعر در خزانه اش بسته است، شعرش نمي آيد.
وي در ادامه تأكيد كرد: همه ما به جهان غيب اتصال داريم و در واقع هنر از غيب به عقل مي آيد، از آنجا به روح مي آيد و سپس به نفس مي آيد، از آنجا به جسم مي آيد تا به دست شما مي رسد و اثر هنري خلق مي شود، كه اين تنزل است و اين سلسله مراتب، يك ذهن آگاه و چشم تيز را دوباره به خزانه غيب متصل مي كند.
وي با اشاره به كتابي از ميرفندرسكي، به تبيين تفاوت هنر و صنعت پرداخت و متذكر شد: هرچه انسان آگاه تر باشد، هنرش ظريف تر است. البته هنر موهبتي از جانب خداوند است. ما كارهايي مي توانيم انجام دهيم كه هنر ما بهتر شود؛ هنرمند بايد كارش را منزه كند؛ چنانكه يكي از تعاريف هنر اين است كه زوايد زدوده شود و آنچه ضرورت ندارد، نبايد باشد؛ بنابراين هنرمند براي خلق آثار زلال و صاف، ضرورت دارد كه خود را از حسادت، كينه توزي، بغض، دروغ و رذايل اخلاقي دور بدارد و با منزه  كردن خود، خودش را به مخزن غيب نزديك تر كند.

  


رئيس دانشگاه باقرالعلوم؛ 
نيازمند راه كارهاي عملي براي تحقق جنبش نرم افزاري هستيم

 

جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم كه از سوي مقام معظم رهبري بيان شد در معرض آفت حرافي قرار گرفته است.




حجةالاسلام والمسلمين احمد  واعظي رييس دانشگاه باقرالعلوم (ع) گفت: عالي ترين مرتبه نو آوري، نظريه پردازي و توليد علم است كه بايد حوزه هاي علميه به اين سمت حركت كنند.
 رئيس دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به نامگذاري سال 1387 از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال نوآوري و شكوفايي افزود: سطح مقدماتي نوآوري،  نقد و افق گشايي و سطح مياني آن ارائه استدلالها و تقريرهاي جديد است و اينكه در يك بحث فلسفي، استدلالي بر استدلالهاي پيشين بيافزائيم، نوعي نوآوري است.
وي با بيان اين مطلب كه عالي ترين مرحله نوآوري، نظريه پردازي است افزود:اساساً  در حوزه علوم انساني نظريه ها، پاسخهايي به معضلات هستند، به همين منظور است كه ما تاكيد داريم بايد علوم انساني،  اسلامي و بومي داشته باشيم.
واعظي ادامه داد: ما بايد براي رفع مشكلاتمان با توجه به فرهنگ عمومي خود نظريه پردازي كنيم.
وي گفت: حوزه هاي علميه بايد با نظريه پردازي يك راه حل و يك معرفت جديد را در اختيار جامعه قرار دهند.
حجةالاسلام والمسلمين واعظي افزود: حوزه اگر بخواهد وارد مسائل جديد شود، بايد وارد مقولات جديد معرفتي گردد، زيرا حوزه با هر مسئله اي كه به نوعي بازتاب ديني دارد در ارتباط است.
رئيس دانشگاه باقرالعلوم با بيان اين مطلب كه رسالت حوزه، صرفا پرورش نخبه هاي علمي در حوزه فقه واصول و تفسير نيست، گفت: عرصه هاي ديگري از دانش و علوم انساني نيز هست كه طلاب و روحانيون بايد در آن عرصه فعاليت كنند و حوزه از اين امر استقبال كند و اجازه بدهد استعدادهاي طلاب در حوزه هاي ديگر نيز بروز كند.
وي به عدم تربيت نيروي انساني در برخي از زمينه ها اشاره كرد و گفت: اگر حوزه تصميم بگيرد در برخي عرصه ها وارد بشود، اصلاً استاد آن را ندارد، عده اي بايد بيايند در اين وادي تلاش كنند تا بتوانند در آن عرصه استاد شوند، آنگاه مي توانند شاگرد تربيت كنند.

  


مركز نشر اسرا منتشر كرد؛منزلت عقل در هندسه معرفت ديني

 

كتاب منزلت عقل درهندسه معرفت ديني به قلم آية ا... جوادي آملي به همت مركز نشر اسرا منتشر شد.
به گزارش رسا، كتاب منزلت عقل در هندسه معرفت ديني تاليف آية ا... جوادي آملي ضمن تبيين جايگاه و منزلت عقل در هندسه معرفت ديني به حل اين تعارض خيالي و رفع توهم جدايي و تقابل علم و دين مي پردازد و اثبات مي كند كه عقل در برابر نقل است نه در برابر دين وخارج از قلمرو معرفت ديني.
در گزيده اي از بخش اول بانام مراد از دين آمده است:« ميان دين و تدين تميز داده شود. همچنان كه اشاره شد، دين اصولي دارد و فروعي كه عقايد، اخلاق، قوانين، احكام فقهي و حقوقي را در برمي گيرد و گزاره هايي از محتواي اين مجموعه (دين) گزارش مي دهند و محتواي اين گزاره ها دين است؛ اما تدين عبارت از پذيرش محتواي اين گزاره هاست كه ازاين پذيرش به ايمان تعبير مي شود.»
كتاب منزلت عقل در هندسه معرفت ديني نوشته آية ا... جوادي آملي در 256صفحه وشمارگان سه هزار نسخه از سوي مركز نشر اسرا در سال 1386 منتشر شده است.

  


سالروز رحلت آية ا... ملكي تبريزي روز عرفان اسلامي نام گرفت

 

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي از نامگذاري سالروز رحلت آية ا... ملكي تبريزي به روز «عرفان اسلامي» خبر داد.
به گزارش رسا، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي، در مراسم تجليل از خادمان و همكاران كنگره بزرگداشت آية ا... ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي گفت: برگزاري اين كنگره بركات زيادي در پي داشت و سرآغازي براي بزرگداشت ساير علماي استان شد.
احمدي منش افزود: از بركات و ثمرات برگزاري اين كنگره توجه ويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي كشور به علماي ديني بوده و نامگذاري سالروز رحلت آن فقيد فرزانه به روز «عرفان اسلامي» از سوي اين شورا به تصويب رسيد.
وي تصريح كرد: يكي  از نكات ضعف آذربايجان شرقي، نبود تجليل شايسته از بزرگان و علماي ديني است و اين در حالي است كه اگر ساير مناطق كشور به اندازه اين استان عالم ديني داشتند به مراتب بهتر از آنان تجليل مي كردند.
گفتني است، آية ا... ميرزا جواد آقاملكي تبريزي، فرزند حاج  ميرزا شفيع، 1278ه ق در محله سرخاب تبريز به دنيا آمد و در سال 1343 هجري قمري، چشم از جهان فرو بست.
اسرارالصلوة، رسالة لقاا... و المراقبات از جمله آثار مهم اين عالم عارف است كه هر سه به عربي نوشته و به فارسي ترجمه شده است.
حضرت امام(ره)، حضرات آيات سيد ابوالقاسم خويي و سيد شهاب الدين مرعشي از جمله شاگردان و همنشينان آية ا... ملكي تبريزي بوده اند كه جرعه هايي  از درياي معرفت را در محضر آن سالك عارف نوشيده اند.
همايش يك روزه بزرگداشت هشتاد و سومين سالگرد عروج عالم عابد، آية ا... ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، هشتم خردادماه، در تبريز برگزار شد.

  


در همايش مسلمانان و مسيحيان:راه پيش رو تاكيد شد؛تقويت روابط اسلام و مسيحيت

 

شركت كنندگان در همايش «مسلمانان و مسيحيان: راه پيش رو»، در شهر لندن، برضرورت تقويت روابط ميان اسلام و مسيحيت تأكيد كردند.
اين همايش مذهبي از سوي تشكل غيردولتي وحدت اسلامي انگليس (منتدي الوحدة الاسلاميه) و با حضور تعدادي از روحانيون و انديشمندان مسلمان و مسيحي برگزار شد.
به گزارش ايرنا، سخنرانان اين همايش يك روزه با اشاره به اشتراكات فراوان موجود ميان اديان الهي تأكيد كردند كه رهبران مذهبي بايد با تقويت اشتراكات و با پرهيز از دامن زدن به برخي اختلاف نظرها، پيروان اديان آسماني را از بدبيني و تنفر مذهبي برحذر دارند.
در اين همايش همچنين به اين موضوع اشاره شد كه تقويت اصول انساني و اخلاقي و عدالت و برادري كه مورد تأكيد همه اديان الهي است، بايد مورد توجه انديشمندان و متفكران مسلمان و مسيحي قرار گيرد.
بهترين راه پيش روي مسلمانان و مسيحيان در جهان امروز كه پر از بي عدالتي و ظلم و جور است، همانا راه انبياي الهي است.

  


هديه فلسفه براي اقتصاد

 

*شيدا اميني
برخي گفته اند كه فلسفه به صورت مستقيم، تأثيري بر زندگي انسان ندارد. يعني ما نمي توانيم از فلسفه اين انتظار را داشته باشيم كه مثلاً مشكلات ترافيكي و يا مسائل اقتصادي و معيشتي ما را حل كند، اما اين نكته بدان معنا نيست كه فلسفه از طريق غيرمستقيم نمي تواند در اين زمينه ياريگر ما باشد.
يكي از پرسشهايي كه در اينجا مطرح مي شود، اين است كه فلسفه به چه كار علم و كنش اقتصادي مي آيد؟ از اين پرسش مشخص است كه ما بايد اقتصاد را در دو ساحت علم اقتصاد و كنش اقتصادي مورد توجه قرار دهيم.
در گستره تأثير فلسفه بر علم اقتصاد، مي توانيم به فلسفه علم اقتصاد اشاره كنيم كه در صدد است تحليلي مفهومي و نظري از مباحث علم اقتصاد ارائه كند. «فلسفه اقتصاد» مي خواهد دريابد چيزي به نام پول را چگونه بايد فهم كنيم و اعتبار احكام و گزاره هاي اقتصاد چگونه است؟ آيا علم اقتصاد به علوم طبيعي مانند فيزيك، شيمي و زيستشناسي از جهت روش و غايت و موضوع نزديك است يا آن را بايد در كنار علوم انساني و اجتماعي بررسي كرد؟ روش تفهيمي را بايد در اين علم پيگيري كرد يا روش رياضي در اين علم بيشتر و بهتر جواب مي دهد؟ اين پرسشها گوشه اي از پرسشهايي هستند كه در فلسفه علم اقتصاد مطرحند و نشانگر ارتباط فلسفه با علم اقتصاد هستند.
اما نسبتي ديگر كه ميان اقتصاد و فلسفه وجود دارد، به ارتباط فلسفه با كنش و عمل اقتصادي برمي گردد. چه نيكو گفته اند كه شايد فلسفه نتواند به انسان بگويد كه چه كاري را انجام دهد، اما به خوبي مي تواند به وي نشان دهد كه چه كاري را نبايد انجام دهد.
البته حكم انجام ندادن كار از سوي فلسفه با توجه به مبادي منطقي و معرفتي صورت مي گيرد.
گفته اند كه فلسفه مي تواند به انسان بگويد كه به زندگي خود خاتمه ندهد، زيرا نوميدي مطلق از جهت معرفتي باطل است. در حوزه اعمال مختلف هم فلسفه با توجه به مباني منطقي خود مي تواند برخي از عمده ترين تناقضهاي تصميم ما را نشان دهد و بدين جهت بگويد كه چه كاري را نبايد انجام دهيم.
فلسفه مي تواند به ما بگويد، حتي اگر دشمنانمان هم به برخي نظريه هاي اقتصادي خاص توسل جسته اند، به صرف دشمن بودن نبايد نظريه هاي آنها را ناديده بگيريم. فلسفه همچنين مي تواند با تمايز قايل شدن ميان تاريخ و ماهيت يك رأي و نهاد و موضوع، تحول آن را به بررسي نشيند.
فلسفه از طريق تاريخ هم بسيار به كار علم اقتصاد مي آيد. تاريخ به ما نشان داده كه اكثر تحولات به صورت كند و تدريجي رخ داده اند و نبايد انتظار داشته باشيم كه پديده اي يك شبه به وقوع بپيوندد. اين كار بخصوص در شيوه و روش اقتصادي بسيار به كار ما مي آيد. فلسفه مي تواند در تاريخ بر رقابت به عنوان يكي از مهمترين انگيزه هاي كار اقتصادي دست بگذارد و بدين وسيله ايجاد نهادهايي رقابت محور را تسهيل كند.
همه اين امور را مي توان به عنوان تأثيرات مثبت فلسفه در حوزه علم و كنش اقتصادي ديد. با همه اينها، به نظر مي رسد مهمترين كاركرد و نقش فلسفه در كنش اقتصادي به پررنگ كردن مغالطه هاي منطقي و معرفتي بر مي گردد كه هر كس كه به عملي دست مي زند با آن مواجه است. در اين ميان، اين مغالطه ها در حوزه اقتصادي تأثيرات منفي بيشتري دارند، زيرا اقتصاد حوزه اي است كه هر تصميم و كنش در آن با زندگي همه انسانهاي يك جامعه در ارتباط است. البته فلسفه توان آن را دارد كه جلوي بسياري از اين مغالطه ها را بگيرد.
به هر حال، نمي توان از فلسفه اين انتظار را داشت كه به صورت مستقيم، زندگي انساني را متحول كند. تأثير فلسفه بر زندگي انساني به تأثير فكر بر زندگي بر مي گردد. اما در اين ميان افكار بر زندگي به يك اندازه تأثير ندارند.
برخي از اين افكار مانند تفكر رياضي با فراهم كردن و مهيا كردن شرايط تفكر زمينه ساز زندگي بهتر هستند. اما موضوع فلسفه مي تواند و بايد خود زندگي باشد و به همين جهت، تأثير آن بر زندگي از علوم نظري ديگر بيشتر است. كافي است به نقشي كه فيلسوفان در تاريخ بشري بر زندگي بشري - چه مثبت و منفي - داشته اند، تأمل كنيم تا دريابيم كه فلسفه در زمينه مسائل و انديشه هاي اقتصادي هم مي تواند زمينه ساز تحولاتي باشد.

  


«روانشناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز» منتشر شد

 

كتاب «روانشناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز» به قلم مسعود آذربايجاني، از سوي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد.به گزارش رسا، كتاب «روانشناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز»، در پنج فصل به بررسي پديده دينداري از منظر روانشناختي مي پردازد.
روانشناسي دين به جهت بررسي نظريه روانشناسان درباره توصيف دينداري اهميت يافته و در ميان ديدگاه هاي «ويليام جيمز» كه از بنيانگذاران مباحث روانشناسي دين است، ارزش مضاعف مي يابد.ويليام جيمز افزون بر اين كه نگرش مثبتي به دين و دفاع از دين داشته، با نگاهي عيني و تجربي به پديده هاي ديني، مطالعات موردي بسيار زياد و مستند تجربه هاي ديني و نگاه هاي عمل گرايانه به دينداري پرداخته؛ همه اينها موجب شده تا اين تحقيق جايگاه ممتازي از جهت موضوع بيابد.چيستي دين و دينداري، تحليل ايمان، توصيف و تبيين تجربه ديني و سرانجام آثار ديني، پنج فصل اين كتاب است كه به محورهاي اساسي روانشناسي دين از نگاه جيمز مي پردازد.

  


ترجمه هايي از لطيف عطاري به چاپ مي رسد

 

لطيف  عطاري، كتابهايي را از «جان ديويي» و «آرتور كسلر» ترجمه و منتشر مي كند.
به گزارش ايسنا، عطاري ترجمه اثري درباره خلاقيت از «آرتور كسلر»، نويسنده آمريكايي را با عنوان «امر آفرينشگري» و «چگونه بينديشيم» اثر «جان ديويي»، فيلسوف آمريكايي را در حال انجام دارد.

  


همكاري پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با مجمع جهاني تقريب مذاهب

 

زمينه هاي همكاري پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و مجمع جهاني تقريب مذاهب در جلسه اي با حضور حجةالاسلام و المسلمين رشاد و آيةا... تسخيري بررسي شد.
به گزارش مركز خبر حوزه، در ابتداي اين جلسه حجةالاسلام و المسلمين رشاد با تشريح فعاليتهاي پژوهشگاه و مؤسسات وابسته گفت: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و مجمع جهاني تقريب مذاهب بايد براي پيشبرد اهداف مورد نظر رابطه نزديك تري با يكديگر داشته باشند.
آيةا... تسخيري نيز با ستايش از فعاليتهاي انجام شده در پژوهشگاه تصريح كرد: مجمع جهاني تقريب مذاهب مي تواند فهرستي از مراكز اسلامي خارج از كشور را براي همكاري با پژوهشگاه ارائه دهد. خوب است با جمعيتهاي مختلف جهان ارتباط برقرار شود، زيرا مي توانيم فكري را كه ريشه اش در فرهنگ اهل بيت(ع) است، به جهان منتقل و منعكس كنيم.
در پايان جلسه مقرر شد تفاهم نامه اي بين پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و مجمع تقريب مذاهب منعقد گردد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com