تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 15تیر ماه 1387


قاتل بي رحم جسد پزشك كودكان را مثله كرد

 

گروه حوادث- مصدق: جوان سرايدار به انگيزه سرقت، پزشك كودكان را با ضربات چوب به قتل رساند و سپس جسدش را مثله كرد.




تيم جنايي با كشف ساعت مچي در صحنه جنايت، موفق به شناسايي قاتل و انگيزه قتل شد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح سه شنبه چهارم تيرماه زن جواني در حالي كه بسيار نگران بود، با مركز فوريتهاي پليس 110 تماس گرفت و از ناپديد شدن مرموز همسرش به نام «علي» خبر داد.
اين زن ادامه داد: همسرم پزشك كودكان است. چهار روز قبل به قصد رفتن به مطبش واقع در خيابان اشرفي اصفهاني شهرستان نظرآباد از منزل خارج شده و ديگر بازنگشته است. چندين بار به دفتر زنگ زدم، كسي پاسخگو نبود. به دنبال اعلام اين خبر، بلافاصله موضوع در دستور كار كارآگاهان پليس شهرستان نظرآباد قرار گرفت.
كارآگاهان در اولين شاخه از تحقيقات خود وقتي با بوي شديد تعفن كه از دفتر پزشك به مشام مي رسد، مواجه شدند، با شكستن در ورودي وارد آنجا شدند و از داخل كمد ديواري دو كيسه پلاستيكي مشكي يافتند كه اعضاي مثله شده مقتول در آن جاسازي شده بود.
دقايقي بعد با حضور قاضي تحقيق پرونده، در محل حادثه تحقيقات جنايي ادامه يافت و در معاينات پزشك تيم جنايي روشن شد كه از قتل مقتول 48 ساعت مي گذرد.
از سوي ديگر با پيدا شدن يك عدد ساعت مچي در محل حادثه هنگام بازرسي از صحنه جنايت، اين فرضيه قوت يافت كه احتمالاً اين پزشك در درگيري با صاحب ساعت كشف شده به قتل رسيده است.
بنابراين، بررسيهاي كارآگاهان پليس نظرآباد روي اين سرنخ متمركز گرديد و مشخص شد ساعت كشف شده متعلق به سرايدار ساختمان پزشكان است.
بدين ترتيب اكبر، سرايدار جوان ساختمان پزشكان در حالي كه وسايل خود و اموال مسروقه را جمع كرده بود و قصد فرار داشت، به دستور قاضي تحقيق پرونده از سوي مأموران پليس بازداشت شد.
با دستگيري نامبرده و انتقالش به پليس آگاهي، وي در بازجوييهاي اوليه ابتدا منكر ارتكاب قتل شده و ادعا كرد وقتي دو روز پيش وارد مطب دكتر شدم و جسد خون آلودش را ديدم براي اينكه قتل به گردنم نيفتد تصميم گرفتم جسدش را مثله و در چند نوبت از ساختمان خارج كنم.
اما او در ادامه تحقيقات علمي و فني وقتي دريافت پليس ساعتش را كه از بند پاره شده بود، در محل قتل كشف كرده است، لب به اعتراف گشود و گفت: اول تيرماه همراه «علي» در مطب در حال تماشاي مسابقه فوتبال بوديم كه پس از پايان بازي مرحوم براي استراحت به اتاق خود رفت. من هم كه كليد تمامي اتاقهاي مطب را داشتم همان شب تصميم گرفتم تا در اولين فرصت وسايل قيمتي داخل كمد شخصي پزشك را به سرقت ببرم به همين دليل وقتي عقربه ها ساعت 6/30 دوم تيرماه را نشان مي داد، وارد آنجا شدم و در حالي كه «علي» هنوز در خواب بود، با يك چوبدستي كه از قبل تهيه كرده بودم چند ضربه به سر وي زده و او را به قتل رساندم.
اين متهم به قتل در ادامه تشريح ماجرا گفت: پس از قتل دكتر، اشياي قيمتي را برداشته ودرهاي مطب را قفل كرده و به سرعت خارج شدم و تا دو روز به آنجا برنگشتم تا اينكه روز سوم تصميم گرفتم براي بررسي به مطب بروم. وقتي به آنجا رفتم و با بوي بد و تعفن جسد روبه رو شدم، وحشت كردم. از ترس رسوا شدن، تصميم گرفتم جسدش را به بيرون از مطب منتقل كنم و آن را در جايي آتش بزنم. اما انتقال جسد بدون مثله كردن آن امكان نداشت، چون همسايه ها متوجه مي شدند. بنابراين ابتدا مقدار زيادي مواد مخدر از نوع شيشه مصرف كردم و سپس جسد را مثله كردم و داخل چند كيسه پلاستيكي قرار دادم.
متهم همچنين افزود: وقتي آفتاب طلوع كرد سه تا از كيسه ها را با موتور سيكلتم از ساختمان خارج كردم و به داخل قنات آب، اطراف روستاي حسن آباد و بيابانهاي روستاي رضاآباد انداختم. اما براي انتقال دو بسته باقي مانده ديگر دير گرديده بود؛ چون اطراف ساختمان شلوغ شده بود. به همين علت آنها را داخل كمد قرار دادم تا سرفرصت به بيرون انتقال بدهم.
«اكبر» در ادامه اعترافاتش گفت: البته در اين ميان آلت قتاله (چوبدستي)، رختخوابي كه پزشك روي آن به قتل رسيده بود و لباسهايم در شب حادثه را به بيابانهاي اطراف محله هاي سيدجمال الدين و رسالت بردم و آنها را آتش زدم.
بر پايه اين گزارش، سرهنگ بيرانوند رئيس پليس شهرستان نظرآباد با اعلام اين خبر به كشف سه كيسه حاوي اعضاي مثله شده پزشك كودكان به نشاني هايي كه متهم داده بود، اشاره كرد و گفت: با پيدا شدن آثار سوخته شده آلت قتاله، رختخواب دكتر و لباس هاي قاتل تحقيقات پليسي و قضايي در ارتباط با اين پرونده ادامه دارد.

  


سرقت 800 ميليون ريال چاي با كاميون سرقتي

 

گروه حوادث: پدر و پسري به اتهام سرقت بسته هاي چاي به ارزش 800 ميليون ريال دستگير شدند.
اين افراد كه «عليرضا» و «ناصر» نام دارند، در حال تخليه 470 كارتن حاوي بسته هاي چاي مسروقه در بازار تهران بودند كه از سوي



كارآگاهان پايگاه نهم پليس آگاهي مركز شناسايي و دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار ما، اواخر خردادماه سال جاري نماينده يك شركت توليد چاي با مراجعه به پليس شهرستان هشتگرد از سرقت 470 كارتن چاي اين شركت خبرداد.
وي در خصوص اين حادثه گفت: سي ام خرداد ماه از سوي شركت براي انتقال بسته هاي چاي به مقصد اسلامشهر، از شركت حمل و نقل تقاضاي يكدستگاه كاميون شد كه ساعتي بعد راننده يك دستگاه ولوو به اتفاق دو مرد ديگر به انبار شركت آمدند و با ارائه مدارك لازم بارگيري كردند و رفتند.
اما چند ساعت بعد وقتي مدير انبار موضوع را پيگيري كرد، متوجه شد راننده كاميون بسته هاي چاي را به نمايندگي مورد نظر در اسلام شهر تحويل نداده است.
بر اين اساس، موضوع در دستور كار پليس شهرستان ياد شده قرار گرفت و مأموران كه در بررسيهاي خود احتمال مي دادند بسته هاي چاي مسروقه سراز بازار تهران در بياورند، مراتب را به پايگاه نهم پليس آگاهي مركز گزارش دادند.
از اين رو، مأموران اين پايگاه به صورت نامحسوس انبارهاي تخليه چاي در محدوده بازار تهران را زير نظر گرفتند تا اينكه دوشنبه گذشته به كاميوني با مشخصات موجود در پرونده برخوردند كه دو مرد حدود 25 و 45 ساله مشغول تخليه بسته هاي چاي آن بودند.
بر پايه اين گزارش، مأموران بلافاصله وارد عمل شده و آن دو مرد كه بعداً مشخص شد نسبت پدر و پسري با هم دارند و اسمشان عليرضا و ناصر است را دستگير كردند، اما موفق به دستگيري راننده كاميون نشدند.
در بررسيهاي صورت گرفته روشن شد، اين افراد با جعل مدارك يك دستگاه كاميون تريلي كه سال گذشته به سرقت رفته بود و همچنين جعل مدارك شناسايي خود از شركت حمل و نقل بارنامه گرفتند و سپس با نصب شماره پلاك كاميون مسروقه روي كاميونشان اقدام به بارگيري بسته هاي چاي از شركت كرده اند.
سرگرد نظري، مسؤول اطلاع رساني پليس آگاهي تهران بزرگ با اشاره به اينكه به زودي راننده كاميون نيز دستگير مي شود، گفت: متهمان دستگير شده براي تحقيقات قضايي در اختيار دادسرا قرار گرفتند.

  


عامل درگيري و مجروح كردن مأمور انتظامي دستگير شد

 

گروه حوادث- زنجاني: فردي كه در جريان يك درگيري باعث مجروح شدن مأمور انتظامي به ضرب گلوله شده بود به دام افتاد.به گزارش



خبرنگار ما، طي حادثه اي كه 25 روز قبل در روستاي قرقي واقع در جاده سيمان (حومه مشهد) اتفاق افتاد در پي اختلاف زوج جوان، زن با حكم قضايي به همراه مأموران انتظامي پاسگاه خلق آباد به روستاي مورد نظر رفته و در حضور مأمور انتظامي جهيزيه اش را داخل كاميون گذاشت تا به منزل پدري اش ببرد.برپايه اين خبر، در حالي كه زن قصد داشت اثاثيه اش را به مكان ديگري منتقل كند بين اطرافيان شوهرش و خانواده وي درگيري رخ داد و طرفين با چوب به يكديگر حمله ور شدند.
گزارش خبرنگار ما حاكي است، مأمور انتظامي مستقر در محل براي جلوگيري از نزاع پس از اخطار مكرر اقدام به شليك هوايي كرد، اما طرفين به اخطارهاي مأمور انتظامي توجهي نكردند تا اينكه بين مأمور انتظامي و شوهر زن درگيري رخ داد.در جريان اين درگيري گلوله اي از اسلحه مأمور انتظامي شليك شده و به فك خودش اصابت كرد.ادامه اين خبر حاكي است، مأمور انتظامي كه مجروح شده بود براي مداوا به مراكز درماني انتقال يافت و تلاش براي دستگيري متهم كه از محل متواري شده بود آغاز شد.در حالي كه تلاش براي دستگيري متهم فراري ادامه داشت مأموران تجسس كلانتري خلق آباد متوجه حضور متهم در منزل مسكوني اش «روستاي قرقي» شده و پس از هماهنگي با مقام قضايي محل سكونت وي را محاصره كردند.
از سوي ديگر متهم كه متوجه حضور مأموران انتظامي شده بود قصد داشت از روي بام منزلش متواري شود، اما با اقدام به موقع مأموران دستگير شد.
وي به همراه پرونده در اختيار مقام قضايي قرار گرفت و تحقيق درباره جزئيات بيشتري از اين ماجرا ادامه دارد.

  


تخلف رانندگي به دستگيري كلاهبردار حرفه اي منجر شد

 

گروه حوادث- ماني قرباني: مرد كلاهبرداري كه با جعل سند اقدام به فروش آپارتمانهاي مسكوني به چندين نفر كرده بود، نمي دانست ارتكاب جرايم رانندگي او را به دام خواهد انداخت.
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مردي با مراجعه به اداره آگاهي ورامين با طرح شكايتي گفت: دو هفته قبل براي خريد آپارتمان به يك مركز مشاوره املاك مراجعه كردم، مدير آنجا چند واحد آپارتمان را به من نشان داد كه به دليل قيمت مناسب آپارتمانها يكي از آنها را قولنامه كردم. نيمي از پول را به مدير مركز فروش املاك دادم و قرار شد يك هفته بعد در يك دفتر اسناد رسمي سند مالكيت آپارتمان را به نامم كنند. پس از يك هفته زماني كه براي سند زدن به مركز مشاوره رفتم متوجه شدم مدير آنجا با كلاهبرداري از من، دفتر را تخليه كرده است.
با طرح اين شكايت گروهي از كارآگاهان پليس تحقيقات خود را آغاز كردند. در اين بين چندين شكايت ديگر نيز از متهم در اداره آگاهي مطرح شد كه بررسي پرونده  نشان مي داد متهم با مشخصات جعلي، خريداران خانه را فريب داده و اقدام به فروش هر آپارتمان به چند نفر كرده است.در ادامه عكس و مشخصات متهم در اختيار پليس سراسر كشور قرار گرفت تا اينكه ديروز به مأموران اطلاع داده شد متهم فراري در شهرستان شاهرود دستگير شده است.
مأموران پليس شاهرود، مرد كلاهبردار را به اتهام جرايم رانندگي دستگير كرده بودند كه در ادامه به وي مشكوك و با بررسي سوابق او متوجه شدند راننده متخلف همان كلاهبردار فراري است.

  


كارمند قلابي كنسولگري در مشهد به دام افتاد

 

گروه حوادث- محمدزاده: پليس آگاهي خراسان رضوي كارمند قلابي كنسولگري را كه اقدام به كلاهبرداري مي كرد، دستگير كرد.




به گزارش خبرنگار ما، يكي از شهروندان مشهدي با مراجعه به پليس آگاهي خراسان رضوي و طرح شكايتي، آنان را در جريان كلاهبرداري كارمند كنسولگري يكي از كشورهاي همسايه قرار داد.شاكي به مأموران گفت: فردي به نام رضا كه خود را كارمند كنسولگري يكي از كشورهاي همسايه معرفي مي كرد، با مراجعه به من ادعا كرد كه در مقابل دريافت مبالغي وجه نقد مي تواند زمينه حضور پسرم را به صورت قانوني در كشور مورد نظر فراهم كند.وي افزود: با قبول شرايط اعلام شده از سوي رضا، مبالغ مورد نظر را به وي پرداخت كردم، اما با گذشت مدتي متوجه شدم كه اين فرد كلاهبردار بوده است.
با اعلام اين شكايت، مأموران در اولين اقدام از كنسولگري كشور مورد نظر استعلام كرده و متوجه شدند چنين فردي سابقه كاري در آن محل نداشته و صرفاً به منظور كلاهبرداري، خود را كارمند كنسولگري معرفي كرده است.
در ادامه، تحقيقات گسترده فني مأموران پليس آگاهي خراسان رضوي آغاز شد و پس از انجام يكسري اقدامات اطلاعاتي هويت واقعي اين كلاهبردار و منزل وي در منطقه شانديز شناسايي شد.
در نهايت متهم توسط مأموران به دام افتاد و در مراحل اوليه بازجويي منكر ارتكاب هر گونه جرمي شد، اما پس از مواجه شدن با شاكي پرونده و ارائه دلايل قانوني، لب به اعتراف گشود و اقرار كرد كه با معرفي خود به عنوان كارمند كنسولگري اقدام به كلاهبرداري كرده است. همچنين با استعلام از ادارات پليس آگاهي چند استان مشخص شد كه وي در تهران و شيراز نيز به همين شيوه كلاهبرداري كرده است.
مأموران در بازرسي از منزل متهم، اسناد و مدارك متعددي در ارتباط با كلاهبرداريهاي وي كشف كردند و به همراه پرونده متهم را تحويل مرجع قضايي دادند.

  


پليس به كلاهبرداري از دارندگان خودروهاي فرسوده پايان داد

 

گروه حوادث: نماينده قلابي شركت سايپا كه از دارندگان خودروهاي فرسوده كلاهبرداري مي كرد، به دام افتاد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي اعلام چند فقره شكايت از سوي شهروندان مشهدي مبني بر كلاهبرداري فردي با عنوان نماينده شركت سايپا، مأموران كلانتري طبرسي جنوبي اين شهر وارد عمل شدند.
در بررسيهاي اوليه مأموران مشخص شد جواني حدوداً 24 ساله با معرفي خود به عنوان نماينده شركت سايپا پس از شناسايي دارندگان خودروهاي فرسوده به آنان مراجعه نموده و با ادعاي اينكه خودروهاي آنان را خارج از نوبت با خودروي نو تعويض خواهد كرد، علاوه بر تحويل خودروي فرسوده مبالغي وجه نقد نيز از مالكان مي گرفته است.
در مرحله بعدي مأموران با جمع آوري اطلاعات از مالباختگان و اخذ مشخصات ظاهري اين فرد، در اقدامي گسترده موفق به شناسايي وي شدند و پس از شناسايي منزل اين فرد، وي را دستگير نمودند. پس از انتقال متهم به كلانتري چهار شاكي پرونده پس از مراجعه به كلانتري وي را شناسايي كردند.
پايگاه اطلاع رساني پليس خراسان نيز با تأييد اين خبر اعلام كرد: شهرونداني كه در اين ارتباط شكايتي دارند، مي توانند براي پيگيري موضوع به كلانتري طبرسي جنوبي مراجعه نمايند و يا با شماره تلفن 2700700 تماس بگيرند.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان ؛مردي در حلقه تبهكاران

 

نويسنده: رابرت والش
مترجم: ز.رضايي
قسمت اول

شب دوازدهم نوامبر 1941، شبي سرد و تاريك بود. «آبه رلس» خواننده مشهور و عضو ارشد باشگاه قتل، در اتاقش در هتل «هاف



مون» نيويورك مشغول ساخت نردباني دست ساز براي فرار از پنجره اتاقش در طبقه ششم بود و نمي دانست بعدها نامش در تاريخ ايالات متحده آمريكا ماندگار خواهد شد.
«رلس» در آن هتل تحت حفاظت پليس بود تا مداركي را عليه يكي از تبهكارترين گانگسترهاي نيويورك به نام «البرت آناستازيا» ارائه كند.او در آن لحظه تمام تلاش خود را مي كرد تا در سكوت و آرامش و بدون جلب توجه كارآگاهان- كه براي محافظت از وي گماشته شده بودند- كار خود را به پايان برساند. او مي دانست كه اين مدارك «آناستازيا» را بر روي صندلي الكتريكي اعدام خواهد نشاند.«رلس» نردباني را كه از ملحفه و سيم هاي راديو ساخته شده بود، به آرامي از پنجره بيرون انداخت و يك سر آن را دور كمرش بست.كوچكترين صدايي نگهبانانش را به اتاق مي كشاند بنابراين مجبور بود در سكوت كامل از پنجره اتاق بيرون برود.او به آرامي از طبقه پنجم پايين رفت. «رلس» با پاهايش بر روي ديوار به دنبال جاي پايي مطمئن مي گشت. كه همين موجب شد تا رد پاهايش بر روي ديوار بماند تا بعدها متخصصان آزمايشگاه اف بي آي آن را پيدا و آزمايش كنند.اما با نگاهي به اين پرونده به راحتي مي بينيم كه هيچ آزمايش تطابقي بين كفش هاي رلس و رد پاهاي روي ديوار انجام نشده است. برخي معتقدند كه اينها رد پاهاي رلس نبوده است.در گزارش اف بي آي نوشته شده است: «طناب مورد استفاده رلس براي فرار بسيار ضعيف تر از آن بود كه بتواند وزنش را تحمل كند، به همين دليل براحتي از هم گسيخت و رلس از طبقه ششم هتل هاف مون به پايين سقوط كرد و در دم جان باخت»آن شب در نيويورك و كاليفرنيا مردان بسياري در حال رقص و پايكوبي بودند اما «آبه رلس» خواننده آن شب مرده بود و كسي مسؤول مرگ وي نبود. اما آيا به واقع كسي در مرگ او مقصر نبود؟
با گذشت زمان و درگذشت آنهايي كه از حقيقت داستان «آبه رلس» با خبر بودند، شايد ديگر نتوان به راز مرگ وي پي برد.
ادامه دارد

  


حوادث جهان

 

آتش ويرانگر كاليفرنيا خاموش شد




آسوشيتدپرس: در حالي كه شعله هاي خشمگين آتش در ايالت كاليفرنيا خانه هاي ويلايي سواحل اين ايالت را ويران كرد و حيوانات جنگل را به سوي دريا فراري داد با تلاش بي وقفه مأموران آتش نشاني خاموش شد.
آتش بيش از صد مايل مربع از جنگل «لاس پادرس» را سوزاند و «رابرت رولند» 63 ساله يكي از مأموران آتش نشان داوطلب را نيز طعمه خود كرد.آتش همچنين موجب فرار حيوانات جنگل شد. ساكنان محلي خرسها، گوزنها، سنجابها و ديگر حيوانات را مي ديدند كه زيستگاههاي خود را ترك و به سوي جاده مي گريزند.
آتش در اين منطقه باعث تخريب منازل مسكوني بسياري شد. مسؤولان پيش از رسيدن آتش به شهر «بيگ سر» دستور تخليه شهر را دادند، اما تعدادي از ساكنان حاضر به ترك منازلشان نشدند. آنها معتقد بودند نيروي كافي براي حفاظت از اموال آنها وجود ندارد و با سابقه اي كه از طوفان كاترينا و ساير بلاياي طبيعي در اين كشور داشتند، ترجيح دادند خود به حفاظت از شهرشان مشغول شوند.

سارق، مالباخته را در آغوش كشيد
آسوشيتدپرس: به گفته پليس ميسوري سارقي پس از سرقت از فردي او را در آغوش كشيد و گريخت.
«هيت چاندلر» 31 ساله به پليس گفت: در پاركينگ فروشگاهي بودم كه ناگهان فردي اسلحه خود را رو به رويم گرفت و از من خواست تمام پولهايم را به او بدهم. من هم 25 دلاري را كه داشتم به او دادم.
وي افزود: اين سارق مسلح پس از گرفتن پول مرا در آغوش كشيد و سپس با خودرواش از آنجا گريخت.

سارقي كه با پليس تماس گرفت
آسوشيتدپرس: سارقي در «دالاس» پس از ربودن كيف خانمي با تلفن همراه وي با پليس تماس گرفت تا بگويد توانسته است از چنگ آنها بگريزد. دقايقي بعد توسط پليس پس از رديابي تلفن همراه دستگير شد.وي اعلام كرد: حتي يك درصد هم احتمال اينكه دستگير بشود را نمي داده است.

اقدام شديد عليه چاقوكشي در انگليس
رويترز: حمل چاقو در انگليس حتي براي نوجوانان ممنوع شد. با افزايش چاقوكشي و قتل در انگليس نخست وزير اين كشور اعلام كرد حمل چاقو براي افراد جامعه جرم شمرده شده و با افراد متخلف برخورد قانوني مي شود.
سالها بود تنها در جنبه احتياط به نوجوانان و جوانان توصيه مي شد از حمل چاقو يا وسايل مشابه خودداري كنند، اما گويا اين نصايح بي اثر بوده و هر روز بر تعداد قتلهاي انجام شده با استفاده از اين سلاح سرد افزوده شد.

حمله به اداره پليس در چين
سي ان ان: مردي در چين چاقو به دست به يك اداره پليس حمله و 9 نفر را كشته و زخمي كرد.اين مرد 28 ساله دو روز قبل به اداره پليس شهر «شانگهاي» حمله كرد و باعث كشته و زخمي شدن 9 افسر پليس شد.قربانيان اين حمله پنج افسر و مجروحان هم چهار پليس بودند.او همچنين، در ورودي اصلي ساختمان اداره پليس را به آتش كشيد و در همانجا توسط نيروهاي ديگر به دام افتاد.متهم انگيزه اين عمل خود را ناخشنودي از مجازات تعيين شده به وسيله پليس براي سرقت يك دستگاه دوچرخه عنوان كرده است.

واژگوني كاميون ميليونها زنبور را خشمگين كرد

رويترز: يك كاميون حامل 330 كندوي زنبور عسل پس از واژگوني در بزرگراهي در شهر سنت لئونارد در شرق كانادا، موجب خشمگين شدن و آزادشدن ميليونها زنبور شد.پليس در اين باره گفت: جمع آوري و چيدن مجدد اين كندوها از در عقب اين كاميون كار آساني نبود.يك گروه از زنبورداران به محل اعزام شدند و با ايجاد دود باعث آرام شدن زنبورها شدند.پليس به ساكنان شهر «سنت لئونارد» اعلام كرد اگر فردي به نيش زنبورها حساسيت دارد سريعاً شهر را ترك كند.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران 595 
پنجشنبه 14 رجب 1283 ه- ق برابر با 1245 ه- ش
يك طفل دوازده ساله يتيم از چشم و پا كور و لنگ وكر بوده است و در مكاني نزديك بارگاه اميرالمؤمنين(ع) منزل داشته است و مردم در حق او رعايت انصاف نموده و با دادن نان وآب دستگيري اش مي كردند.
چندي قبل كه برودت هوا شدتي يافته بود شخصي بقال طفل را به خانه برده بود كه از سرما تلف نشود هنگام صبح او را در خانه نمي بيند بيرون آمده مي بيند او بر درگاه حضرت ايستاده و صحبت مي كند از او ماجرا را جويا مي شود مي گويد صبح گاه مولا مرا شفا داده و تمامي امراضم بهبود يافته و حال در سلامت كامل هستم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com