تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 16تیر ماه 1387

[ ورود آزاد ]
 * با فرهاد ظريف بهترين ليبروي نوجوانان جهان ؛ واليباليست 170 سانتيمتري
كه عاشق موسيقي سنتي، كايت سواري و تنهايي است
 * دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر: نيمي از معتادان كشور به سراغ درمان رفته اند
 * معاون وزارت بازرگاني:
خلاء مد و لباس ايراني- اسلامي به بد حجابي دامن مي زند
 * معاون پژوهشي وزارت علوم: آيين نامه پژوهشكده هاي دانشجويي تهيه شد
 * زندگي شايد به همين سادگي باشد!
 * مرگ يك حقيقت است!
 * 11 يار باهوش
 * عامل سرطان
 * خطر خطر
 * بابا برقي
 * ماهي تازه

با فرهاد ظريف بهترين ليبروي نوجوانان جهان ؛ واليباليست 170 سانتيمتري
كه عاشق موسيقي سنتي، كايت سواري و تنهايي است

 

خبرنگار اين هفته ورود آزاد به سراغ يكي از بازيكنان بزرگ و كوچك اندام واليبال كشور رفت تا بتوانيم با زندگي حرفه اي و خصوصي



كسي را كه در رسيدن به هدفش كه همان واليبال حرفه اي است و سختي زيادي متحمل شده بيشتر آشنا شويم شايد اگر مخاطبان زندگي وي را مرور كنند بتواند معناي واقعي استقامت و پشتكار را دريابند.ميهمان اين هفته ورود آزاد فرهاد ظريف بهترين ليبروي نوجوانان جهان است.
* از چه زماني وارد دنياي حرفه اي واليبال شديد و از كجا به تيم ملي راه يافتيد؟
** واليبال باشگاهي را از سال 78 در تيم قطعات محوري مشهد كه در ليگ دسته يك بازي مي كرد با مربيگري آقاي محسن سالاري شروع كردم، اين مربي در واليبال حرفه اي من نقشي بسيار اساسي را ايفا كردند، چرا كه تا آن زمان من در پست پاسور بازي مي كردم اما آقاي سالاري پيشنهاد داد به پست دريافت كننده و ليدر بروم و همين باعث اكثر موفقيتهاي من شد.
* چه زمان به اردوي تيم ملي راه يافتيد؟
** در سال 79 به تيم ملي نوجوانان كشور راه يافتم و همزمان از تيم صنام تهران هم پيشنهاد داشتم، صنام در آن دوره يكي از قطبهاي واليبال ليگ كشور محسوب مي شد و بزرگاني مثل تركاشوند، منظمي، قاسميان، نادي و... در آن بازي مي كردند و اكثر بازيكنان تيم ملي بزرگسالان هم يك دوره حضور در صنام را در كارنامه خود داشتند كه همين مسائل حضور من به عنوان يك نوجوان در اين تيم را تبديل به فرصتي بسيار ايده آل جهت كسب تجارب مختلف مي ساخت.
* از افتخاراتتان در عرصه ملي و باشگاهي بگوييد.
** از سال 79 كه عضو تيم ملي نوجوانان شدم تقريباً افتخاراتم شروع شد، در سال 2001 در مسابقات قهرماني نوجوانان جهان به همراه تيم ملي نايب قهرمان جهان شدم، در همان سال بهترين ليبروي آسيا و جهان شدم، در سال 80 عنوان بهترين بازيكن واليبال ايران را از آن خودم كردم و در همان سال هم به عنوان يكي از 10 ورزشكار برتر كشور شناخته شدم، در رده سني جوانان هم بهترين ليبروي جوانان آسيا شدم. در رده سني بزرگسالان يك بار به عنوان بهترين ليبروي زير گروه جهاني انتخاب شدم، اما بهترين عنواني كه در اين رده سني داشتم عنوان پنجمين ليبروي برتر جهان در مسابقات جهاني ژاپن بود.
* آقاي ظريف! به نظر مي رسد با توجه به شرايط فيزيكي خاص شما و قد كوتاهتان در رسيدن به تيم ملي واليبال مشكلات زيادي پيش رو داشته ايد، در اين زمينه توضيح مي دهيد.
** من در همان ابتداي راه چون هدفم را انتخاب كرده بودم، تمام مشكلاتش را هم پذيرفتم و با اين احساس كه در واليبال استعدادهاي نهفته ام شكوفا خواهد شد، خيلي دوست داشتم به هدفي كه دارم برسم، البته در همان روزها بسياري از اقوام و دوستان علاقه زيادي داشتند كه من درس را ادامه دهم و تنها از اين راه پيشرفت كنم چرا كه از نظر درسي هم وضعيت بسيار خوبي داشتم، اما خودم عاشق واليبال بودم و هر طور بود و حتي دور از چشم خانواده و شبها زماني كه همه خواب بودند، بيرون مي رفتم و تمرين مي كردم.
* آن زمان باور داشتيد روزي بهترين ليبروي جهان شويد؟
** الان كه فكر مي كنم مي فهمم شايد آن زمان هنوز كامل به اين عقيده نرسيده بودم كه مي توانم يك واليباليست حرفه اي شوم، اما با كمك خداوند و خانواده و دوستانم و پشتكار و تمرينات شبانه روزي خودم به همه فهماندم كه بزرگترين علاقه مندي من واليبال است.
* خوب با اين شرايط فيزيكي حتماً مشكلات زيادي در آغاز راه ورزش حرفه اي داشته ايد، نه؟
** در ابتداي راه كه خواستم وارد ورزش واليبال شوم با قد 170 سانتي متر و با توجه به اينكه آن زمان حضور بازيكنان كوتاه قد در واليبال مانند امروز امري عادي نبود، شرايط از هر جهت خيلي برايم سخت بود بخصوص اينكه همگام با باقي افراد تمرين كرده و در مسابقات شركت كنم، ابتداي حضور من در واليبال به عنوان ليبرو هنوز 2 يا 3 سال از به وجود آمدن پست ليبرو گذشته بود و بيشتر تيمها و كشورهاي بزرگ براي اين پست روي بازيكنان بزرگ كار مي كردند و ورود من به عنوان يك نوجوان در اين مسير خيلي سخت بود.
اما بالاخره فرهاد ظريف تمام موانع را كنار زد و شد ليبروي برتر تيم ملي، آسيا و جهان درست است كه ليبروي نسبتاً خوبي شدم، اما به نظر خودم ورود من به عرصه واليبال به نوعي ايجاد مسيري جديد براي ساير كوتاه قدهاي علاقه مند به واليبال بود، چنانچه مي بينيم امروز در كشور ليبروهاي كوتاه قد كم نيستند.
* از اولين بازيهاي ملي كه با كشورهاي بزرگ واليبال جهان رو به رو شديد و نگاه هاي متفاوتي كه به شما مي شد، خاطره اي داريد؟
** خاطره خاصي كه ندارم، اما كاملاً يادم است در اولين مسابقات با توجه به شرايط فيزيكي و وضعيت ساير بازيكنان خارجي، بسياري از مربيان و بازيكنان كشورهاي بزرگ متعجب مي شدند و حتي باورشان نمي شد كه من با اين شرايط بتوانم بازي كنم، به عنوان مثال در اولين مسابقات واليبال قهرماني نوجوانان آسيا كه من عضو تيم ملي بودم، در اصفهان خيلي ها با ديدي نامناسب به من نگاه مي كردند، ولي به كمك خداوند و تلاش خودم بازيهاي خوبي انجام دادم و با توجه به اينكه با اين قد و قواره خيلي تو چشم بودم پس از 2، 3 روز اوضاع طوري پيش رفت كه مربيان ساير تيمها در انتهاي بازيها به من تبريك مي گفتند.
* بهترين خاطره ورزشي تان چيست؟
** بهترين خاطره ام ابتدا نايب قهرماني تيم ملي نوجوانان در مسابقات قهرماني جهان و كسب عنوان بهترين ليبروي نوجوانان جهان در همان سال بود و بعد از آن در سال 80 به عنوان يكي از 10 ورزشكار برتر كشور شناخته شدم كه همزمان مقام مرد سال واليبال كشور را هم به دست آوردم، هر زمان تنديس و كاپ اين دو مقام را مي بينم، خيلي احساس شعف و شادي مي كنم.
* تلخ ترين خاطره ورزشي تان را هم مي گوييد؟
** تلخ ترين خاطره ورزشي من مرگ نابهنگام دوست و هم تيمي عزيزم «ميكائيل يولمه» بود، اين جريان باز مي گردد به زماني كه به همراه تيم ملي در مسابقات سال 83 در ژاپن، انتخابي زيرگروه المپيك را به همراه تيم ملي انجام مي داديم، در همان رقابتها «يولمه» كه در ايران بود، بر اثر تصادف فوت كرد و اين موضوع در كل اردوي تيم ملي شرايط روحي بسيار نامناسبي را براي بچه ها ايجاد كرد و خيلي طول كشيد تا روحيه ام پس از اين حادثه دوباره به شرايط معمولي باز گردد.
* بدترين شكستي كه در طول مسابقات ملي و باشگاهي داشتيد، چه بود؟
بدترين شكستي كه تيم ملي داشت و باعث شد به نوعي من هم از تيم ملي كنار گذاشته شوم، شكست و حذف از مسابقات آسيايي دوحه قطر بود، در آن مسابقات ما در دور يك چهارم نهايي مقابل كره كه آن دوره قهرمان مسابقات شد، قرار گرفته و با نتيجه 3 بر يك مغلوب شديم و نتوانستيم جزو چهار تيم برتر آسيا قرار بگيريم، البته ناگفته نماند در آن مسابقات به دليل اينكه كشورهاي عربي مسؤول برگزاري بودند، شرايط خيلي به ضرر ما بود و حتي در مراسم قرعه كشي نماينده ايران حضور نداشت و قرعه طوري ريخته شد كه تيم كشورمان بدون حضور در دور مقدماتي به يك باره در دور حذفي به كره خورد، ناگفته نماند كه ايران و كره فيناليستهاي دور قبل مسابقات بودند، منكر اين قضيه هم نمي شوم كه تيم كره يكي از قدرتهاي واليبال آسيا و جهان است و تيم ما در طول تاريخش تنها يك بار كره را شكست داده، اما با توجه به تمرينات بسيار منسجم و فشرده اي كه تيم ما در هفت ماه داشت مطمئن بوديم اگر قرعه طور ديگري بود شرايط به گونه اي ديگر رقم مي خورد.
* اگر بخواهيد تمامي تجاربي را كه در طول اين مدت به دست آورده ايد، در چند جمله به ساير جوانان و همسن و سالهايتان منتقل كنيد، چه مي گوييد؟
** به نظر من تمامي جوانان در همان ابتداي جواني، مسير و هدف زندگي خود را با برنامه ريزي دقيق مشخص كنند، البته در اين تعيين مقصد حتماً از متخصصان امر، مشاوران، كارشناسان، دوستان، بزرگترها و بخصوص پدر و مادر كمك بگيرند، در ضمن پس از انتخاب مسير تمام تلاش خود را صرف حركت در مسير اصلي و دوري از حاشيه ها كنند؛ عموماً حاشيه ها انرژي و وقت زيادي را از ما مي گيرند.
* تفريح فرهاد ظريف چيست؟ كليشه اي پاسخ ندهيد كه من تمام زندگي ام واليبال است و من بي واليبال مي ميرم و...
** من اگر وقت كنم و درس و اردوهاي آمادگي پياپي واليبال اجازه دهد، خيلي به كايت سواري و تنيس علاقه دارم، البته ناگفته نماند به موسيقي سنتي خيلي علاقه مندم و اغلب اين موسيقي را گوش مي دهم.
* اگر الان بگويند يك چراغ جادو داريد كه هر آرزويي كنيد، برآورده مي شود، چه مي گوييد؟
** آرزو دارم از نظر مالي آنقدر داشته باشم تا هر كسي را كه از نظر اقتصادي و معيشتي مشكل دارد، تأمين كنم، شايد خيلي دور از دسترس باشد، اما آرزوست.
* راستي مدرك تحصيلي تان چيست؟
** كارشناسي تربيت بدني، اگر وقت كنم حتماً ادامه مي دهم؛ چون درسهايم نسبتاً خوب است.
* ازدواج كرده ايد؟
** بله.
علي يزداني

  


دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر: نيمي از معتادان كشور به سراغ درمان رفته اند

 

به گفته دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر، 587 هزار معتاد (كه معادل نيمي از معتادان كشورند) سال گذشته به سراغ درمان رفته اند و اين موضوع خيلي اميدوار كننده است.




اسماعيل احمدي مقدم گفت: موضوع مواد مخدر يكي از بزرگترين آسيبهاي اجتماعي ايران است.
وي با اشاره به اينكه اين موضوع تاريخي است، گفت: با توجه به اينكه افغانستان به يكي از مهمترين توليد كنندگان مواد مخدر در جهان تبديل شده و هم مرز ايران است و ايران هم براي عبور مواد مخدر به كشورهاي اروپايي و غربي مسير خوبي است، ايران براي قاچاقچيان چشم انداز بسيار خوبي دارد.
وي ادامه داد: در ذهن مردم اين گونه است كه قاچاقچي را بايد گرفت كشت و نابود كرد و معتاد نبايد وجود داشته باشد.
به اعتقاد احمدي مقدم، معتاد را بايد به عنوان يك مريض بپذيريم.
دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر ادامه داد:  امسال در زمينه پيشگيري از مصرف مواد مخدر اقدامات اساسي انجام داده ايم.
در اين زمينه نيز دبير كل سازمان ملل متحد گفت: از دولتها مي خواهم دسترسي برابر به خدمات اجتماعي و بهداشتي را براي مردمي كه در حال مبارزه با اعتياد هستند، تضمين كنند.
بان كي مون، دبيركل سازمان ملل متحد در پيامي به مناسبت بيست و ششم ژوئن روز جهاني مبارزه با مواد مخدر و قاچاق كه توسط روبرتو آربيتريو، رئيس دفتر مركز مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد در ايران (UNODC ) در سالن همايشهاي بين المللي صدا و سيما قرائت شد، اضافه كرد: به هيچ كس نبايد انگ و ننگ اعتياد چسبانده شود يا در مورد افرادي كه وابسته به مواد مخدر هستند، نبايد تبعيض اعمال شود.
وي تصريح كرد: كشورهاي عضو سازمان ملل 10سال قبل در واكنش به اهميت مشكل مواد مخدر در جهان، اجلاس ويژه مجمع عمومي را برگزار كردند و در آن متعهد شدند، اقدامي محكم در زمينه كاهش عرضه و تقاضا براي مواد مخدر اجرا كنند.

  


معاون وزارت بازرگاني:
خلاء مد و لباس ايراني- اسلامي به بد حجابي دامن مي زند

 

مفتح در ديدار با اعضاي شوراي مركزي دومين جشنواره ملي دانشجويي دختران آفتاب با اشاره به اينكه درباره مسأله حجاب تا كنون



كار اصولي و اساسي انجام نشده است، گفت: مد، سليقه و ذائقه را عوض مي كند، اما هنوز در اين زمينه كاري انجام نشده است. دانشگاه ها  مي توانند با انجام كارهاي تحقيقاتي و ايجاد آفرينشهاي هنري خلاء  موجود در مد و طرحهاي متنوع را در بين اصناف پوشاك و لباس پر كنند.وي ادامه داد: مسأله حجاب با كارهاي مقطعي و كوتاه مدت حل نخواهد شد و نياز به نهادي دارد كه هميشه پيگير اين موضوع باشد و در اين خصوص جريان سازي كند.مفتح اظهار داشت: با توجه به اهميت و حساسيت مسأله حجاب، همچنين گستردگي كار در اين زمينه، جامعه نيازمند انجام فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي در خصوص حجاب است تا بتوانيم با كار بلند مدت و در نهايت فرهنگ سازي تغييرات مثبت و چشمگيري را شاهد باشيم.معاون بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني نبود آگاهي و آموزش در ميان مردم را از دلايل بدحجابي در جامعه عنوان كرد و افزود: ما مي توانيم با برگزاري جشنواره هاي متعدد و تشكيل نهادهاي مستمر توسط همين جشنواره به آموزش و فرهنگ سازي در ميان مردم اقدام كنيم.
وي ادامه داد: خداوند در ذات انسان تنوع و زيبا طلبي را قرار داده است، اما بايد مرز بين زيبا پوشيدن و افراط و تفريط مشخص شود كه با كارهاي تحقيقاتي مي توان به اين نتيجه رسيد.مفتح گفت: در مورد حجاب بايد متخصصان مرز بين حجاب و بي حجابي را شناسايي كنند، ضمن اينكه نهادها و ارگانهايي كه در اين زمينه كار مي كنند بايد رويكردشان را به سمتي سوق دهند كه در دام افراط و تفريط نيفتند؛ زيرا دامنه موضوع حجاب از موسيقي بسيار گسترده و جدي تر است.
وي همچنين به اجراي طرح جلوه حجاب اشاره كرد و افزود: براي ساماندهي مد در كشور در حال حاضر طرح جلوه حجاب در 600 فروشگاه در استانهاي تهران، اصفهان و شيراز در حال اجراست كه با توجه به ساز و كار بازار، لباسهايي با استانداردهاي اسلامي به مشتريان عرضه مي كنند، اما قطعاً اين كار كافي نيست و در اين خصوص بايد دو كار اساسي ديگر انجام شود؛ يكي انتشار مجله مد به دور از بحثهاي سنگين علمي و با هدف پرداختن به موضوع  مد و طرح لباس، كه به رغم اعلام حمايت وزارت بازرگاني از انتشار اين نشريه در شمارگان 5 هزار نسخه براي شروع كار هنوز استقبالي نشده است و مورد دوم نمايش زنده لباس است كه در دو سال اخير در جشنواره زنان سرزمين من با استقبال چشمگيري روبه رو شده است.

  


معاون پژوهشي وزارت علوم: آيين نامه پژوهشكده هاي دانشجويي تهيه شد

 

معاون پژوهشي وزارت علوم گفت: هم اكنون آيين نامه پژوهشكده هاي دانشجويي تهيه شده است و اين پژوهشكده ها در خود دانشگاه ها و با اولويت دانشجويان تحصيلات تكميلي و با همكاري اعضاي هيأت علمي راه اندازي خواهد شد.
منصور كبگانيان در جمع خبرنگاران، قطبهاي علمي را يكي از اولويتهاي اصلي معاونت پژوهشي وزارت علوم در سال نوآوري و شكوفايي دانست و گفت: قطبها سرمايه هايي هستند كه چند سالي از تشكيل آنها در كشور مي گذرد، امسال نيز با رويكرد مسأله محوري و مأموريت گرايي جلسات شوراي راهبردي قطبهاي علمي فعال شده است و همچنين قطبهاي علمي با ساير بخشها در حال تشكيل است كه مجوز تأسيس آنها در حال ارزيابي در وزارت علوم است.
وي تصريح كرد: قطب علمي مشترك حوزه علميه قم با وزارت علوم براي توسعه علم در حوزه هاي علميه تشكيل خواهد شد.معاون پژوهشي وزير علوم با اشاره به اينكه انجمنهاي علمي منبع نوآوري هستند خاطرنشان كرد: بحث تقويت انجمنهاي علمي امسال از برنامه هاي اصلي وزارت علوم است و رتبه بندي انجمنهاي علمي به طور جدي در دست پيگيري است كه پنج رتبه براي انجمن ها ايجاد شده و در صورت اخذ رتبه الف انجمنها مي توانند بيش از دو نشريه علمي را بدون داوري داشته باشند.
وي ادامه داد: برنامه داريم تا در تدوين اسناد علمي كشور از جمله تدوين نقشه جامع علمي از انجمنهاي علمي كشور استفاده كنيم.
كبگانيان خاطرنشان كرد: مأموريت بخش مهمي از پژوهشگاه هاي كشور مشخص شده و برنامه هاي آنها براي سال جاري در حال تدوين و تصويب است كه اين برنامه ها با رويكرد نوآوري است.
معاون پژوهشي وزير علوم گفت: هم اكنون آئين نامه پژوهشكده هاي دانشجويي تهيه شده است و اين پژوهشكده ها در خود دانشگاه ها و با اولويت دانشجويان تحصيلات تكميلي و با همكاري اعضاي هيأت علمي راه اندازي خواهد شد.
وي افزود: به منظور معرفي پروژه هاي تحقيقاتي موفق دبيرخانه اي به همين منظور تشكيل شد كه فعلاً در سطح هيأت دولت باقي مانده است.
معاون وزير علوم يادآور شد:  از ابتداي سال جاري دبيرخانه اي براي معرفي پروژه هاي تحقيقاتي موفق با رويكرد نوآوري تشكيل شده است، اين كار اطلاع رساني عمومي نشده و در حال حاضر اين كار تنها در هيأت دولت انجام مي شود.

  


زندگي شايد به همين سادگي باشد!

 

زندگي شايد اين روزها دويدن و دويدن باشد! تلاش براي رسيدن و به دست آوردن؛ يكي مقام بالاتر، يكي پول بيشتر و يكي ...



بعضي ها مي گويند اين روزها زندگي از صبح تا شب دويدن و به هيچ جا نرسيدن است! برخي هم مي دوند تا همه چي را فراموش كنند و معتقدند زندگي از ياد بردن چيزهاي بد است!
شايد تعبير آدمها از زندگي به اندازه تعدادشان باشد! يكي هر روز صبح براي گنجشكها دانه مي پاشد و لذت زندگي را در كنار اين كار مي بيند، يكي هر روز چشمهايش به در خانه اش است تا عزيزش از راه برسد واين انتظار زندگي اش را شيرين كرده، يكي هم آسمان يك سهم بزرگ از زندگي اش است؛ كنار پنجره اتاقش پرواز ابرها را توي آن به نظاره مي نشيند!
زندگي اين روزها براي خيلي از ما آدمها پر از رنج و غصه است! زندگي شايد اين روزها پر از عينكهاي آفتابي و چترهاي سياه باشد!
يكي خاطرات غم انگيز گذشته را روي هم تلنبار مي كند و حسرت روزهاي خوب سپري شده را مي خورد! يكي از فكر به آينده مي ترسد و ازش فرار مي كند! يكي هم دلش براي زندگي اش مي سوزد و هيچ چيز نمي تواند مرهمي روي دردهايش باشد!
اين روزها عده كمي هستند كه در لحظه، زندگي مي كنند و افسوس چيزي را نمي خورند! زندگي براي آنها يك فرصت براي بهتر شدن است! زندگي برايشان يك بوم سفيد بزرگ است كه براي نقش زدن آن آزادند و هزار رنگ در اختيارشان هست!
زندگي در لحظه مطمئناً غم و غصه هم در آن هست، ولي پر از رمز و راز براي بهتر ديدن و بهتر قدم برداشتن است! زندگي شايد يك دالان تاريك باشد، ولي سوسوي نور از انتهاي آن است كه آدم را براي رفتن ترغيب مي كند!
زندگي اين روزها توي نگاه پر از التماس يك پسربچه است كه به فروختن تمام آدامس هاي توي جعبه اش فكر مي كند! زندگي اين روزها دل از مهر يك عابر است كه تنهايي اش را با نيمكت قديمي پارك قسمت مي كند و به خاطرات تلخ و شيرين گذشته اش لبخند مي زند!
زندگي اين روزها داشتن داشتني ها و تلاش براي به دست آوردن دوست داشتني هاست!
زندگي اين روزها دلهره نرسيدن نيست، شوق زياد براي رسيدن است! ترس از دست دادن نيست، شوري وصف ناپذير براي به دست آوردن است!
زندگي شايد به همين سادگي باشد! تو هم مي تواني در حسرت گذشته غصه بخوري و هم مي تواني براي به دست آوردن چيزهاي خوب بي قرار باشي.
سيمين نوري

  


مرگ يك حقيقت است!

 

زندگي كردن من مردن تدريجي بود/ آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم




چه با دليل، چه بي دليل يك حسي گفت، كه اين شعر رو اول كوچه بن بست بنويسم، نمي دونم جووني اونقدر طولاني نيست، يعني زندگي هم زياد طولاني نيست، اگه يه روزي حال و حوصله داشتين، برين سراغ آلبوم عكساتون مي فهمين كه زندگي اصلاً طولاني نيست؛ مثل يك چشم به هم زدن مي گذرد، توي جووني اونقدر چيزهاي مختلف هست كه مي شه بهشون فكر كرد، از پول، آينده، عشق، اميد و آرزو بگير تا هر جا كه دلت بخواد، اما يكي هم هست كه دوست داره به مرگ فكر كنه. آدما مختلف هستن، فكر هاشون هم با هم فرق مي كنه، اما مرگ هميشه هست، پير و جوون نداره، اما ذات آدم فراموشكاره، هي يادش مي ره كه يك روزي بالاخره تموم مي شه، بايد بره تو يك گودال كه بهش مي گن: «قبر»، گور، آرامگاه ابدي، مزار، هر چي كه بهش بگن زياد مهم نيست، مهم اينه كه يك روزي تموم مي شيم، نه واسه هميشه، تو اين دنيا تموم مي شيم، مي ريم.رفتن خوب، اما اينكه آدم كجا بره مهمه، بعضي ها دوست دارن فقط برن، هر جا كه شد! بعضي ها هم رفتن رو قبول نمي كنن، اما مرگ واسه همه هست، اجباري، من اين اجبار رو شيرين مي بينم، تو تلخ مي بيني، يكي هم اونقدر بي خيال كه اصلاً نمي بينه.تو اين روزگار درهم و برهم، كه هيچ چيز سر جاي خودش نيست، كم فرصت پيش مياد كه آدم به مرگ فكر كنه، اما از قديم گفتن مرگ فقط واسه همسايه نيست، گاهي وقتا كه مي خواين يك جايي برين، كمي تنها باشين، قبرستون جاي بدي نيست، هم سرانجام رو مي بينين، هم ثواب داره، هم اينكه سكوت قبرستون خيلي ارزشمنده.
هيچ جاي شكايت نيست؛ يعني اصلاً شكايت چه معني داره، مرگ هم گاهي اوقات نعمتي است كه هر كسي قدرش رو نمي دونه!
از وقتي كه چرخ گردون داره چرخ مي زنه، خيلي ها رفتن و اومدن، يك مدتي بين اين رفت و آمد زندگي كردن، يكي شاه بوده، يكي گدا بوده، هرچي بوده واسه خودش بوده، تنها چيزي كه واسه همه يك جوره، مرگ و رفتن است.
البته خيلي تأثير داره اينكه چه جوري زندگي كني، اگر خوب باشي، اون دنيا راضي، اگر هم بد باشي، بايد اون دنيا بايد جواب بدي، ولي با مرگ آدم تموم نمي شه، شايد هم بعضي ها تموم بشن، اما عده اي هم هستن كه واسه هميشه مي مونن، مي مونن در خاطره ها و ياد كارهاي خوبي كه انجام دادن، هميشه مي مونه اما مطمئن باشين كه حتي اگه بزرگترين آدم ها هم بميرن، باز هم زمين مي چرخد و آب از آب تكون نمي خوره.خيلي ها مي گن كه آگه آدم تو اين سن به مرگ فكر كنه، حتماً افسرده است، اما اين هم يك جوري فرار از حقيقت است، حداقل من به اين معتقدم كه هر زمان كه به مرگ فكر كني، يادت مياد كه كي هستي؟ كجا مي ري؟ شايد از روزمرگي و مرگ تدريجي بتوني فرار كني، مرگ يك حقيقت است، چه رنگي ديدنش به چشمان ما بستگي داره!
سلمان يزدي

  


11 يار باهوش

 

اين هفته طرح ترافيك در مشهد برقرار شد. اين اتفاق چند سالي است كه در تعطيلات عيد و تابستان مي افتد و تقريباً وقتي 40 



يا 50 روز از شروعش مي گذرد كم كم آثارش هم شروع مي شود و تا مردم مي آيند بفهمند كه اين طرح ترافيك چقدر خوب است و چه مزايايي دارد، طرح تمام مي شود و مي رود تا سال بعد. امسال روز اول شروع طرح واقعاً خيلي جالب بود. مي گويند يازده سازمان و نهاد در امر ترافيك زورشان را باهم جمع مي كنند و با هم تلاش مي كنند ولي امسال زور طرح ترافيك خيلي خيلي زياد شده بود. مسؤول يكي از اين يازده تا احتمال داده است كه با تحريك اجانب، ترافيك دوپينگ كرده بوده.نمي دانيم اينكه مي گويند با همكاري كارها زودتر و بهتر انجام مي شود، درست تر است يا اينكه قصه دو تا آشپز و آش شور معتبرتر، به هر حال امسال در روز اول طرح ترافيك تمام اين يازده مركز باهوش زور زده بودند و تمامي وروديها را بسته بودند و به جاي اينكه از حجم ترافيك منتهي به اين خيابانها كم كنند، بار ترافيكي همه را با هم جمع كرده و ريخته بودند توي يك خيابان، بعد آن يكي را هم بسته بودند. حالا اين همه ماشين كه از سه تا خيابان جمع شده بودند بايد دور مي زدند و دنبال يك خروجي مي گشتند تا بروند خانه خودشان. چي؟ مي رفتند كجا؟ اين پاركينگي كه گفتيد چي هست؟ ممكنه خواهش كنم يك نفرتان بيايد و براي سه چهار تا از اين يازده سازمان كلاس خصوصي پاركينگ شناسي بگذارد!

  


عامل سرطان

 

به نام خدا. موضوع انشاي اين هفته ما عوامل بيماري زاست. البته واضح و مبرهن است كه تمام بيماريهايي كه آدميزاد به آنها دچار



مي شود هر كدامشان يك علت خارجي دارد؛ مثلاً سرطان كه به همين كشكي نيست. آدم بايد كلي زحمت بكشد تا سرطاني باشد. يا مثلاً بيماريهاي آدمهاي مختلف هم با هم فرق دارد. سردار رويانيان كه به اين سادگي ها سرطاني نمي شود، اما تازگي ها يكي پيدا شده و تلاش كرده تا سردار را سرطاني كند.يك راننده كمر همت بسته تا خودش تنهايي اين سردار زحمتكش را زبانمان لال خانه نشين كند. اين راننده خستگي ناپذير خودش و يك جنقل ماشينش با هم 14 ميليون تومن جريمه بالا آورده اند. تازه هنوز 29 سال بيشتر سن ندارد و قول داده اگر به دليل مصدوميت از ميادين دور نماند ركورد حسين رضازاده را هم كه مي زند هيچ با تمرين بيشتر به 300 هم برسد. آخرين خبرها حاكي است، سردار رويانيان با شنيدن اين خبر تصميم داشت شخصاً لباسش را بپوشد و بيايد با ته خودكاري كه جريمه مي نويسد آن چنان بر ملاج اين راننده بزند كه از لاي موتور ماشينش هم درنيايد.
البته در حال حاضر، حال عمومي سردار خوب است و خطر از بيخ گوشش رد شده؛ چون وقتي اين خبر از تلويزيون پخش مي شد، صداي دستگاه كم بوده و سردار به مرور در جريان قرار گرفته است.
ما از اين انشا نتيجه خاصي نمي گيريم فقط اينكه از اين به بعد به جاي اينكه در اتوبان گاز بدهيد، برويد توي همان حوض خانه، خودتان را مريض كنيد. اين جور حداكثر پول ويزيت دكتر را پياده مي شويد نه 14 ميليون.

  


خطر خطر

 

بدين وسيله به اطلاع شهروندان عزيز مي رساند كه به دليل سياستهاي آشتي و مهرباني بيشتر شهرداري ها و شهروندان، از امروز تا



اطلاع ثانوي (سه ساعت پس از شروع اولين بارندگي) فعاليتهاي ورزشي، ماهيگيري، اسكيت روي آب، قايق سواري، شيرجه و تمامي ورزشهاي تابستاني به ابتكار شهرداري در اين محل ارائه مي شود. براي ثبت نام با در دست داشتن فيش بانكي به مبلغ هزار تومان به مركز فرهنگي تفريحي شهرداري مراجعه كنيد.

  


بابا برقي

 

اين روزها هر شبكه تلويزيوني را كه نگاه مي كنيد، هر سه دقيقه يك نفر نقش بابا برقي را بازي كرده و از همه مي خواهد لامپ



اضافي را خاموش كنند. ما هم كه خوب در هيچ زمينه اي قصد نداريم از صدا و سيما كم بياوريم، نيت كرديم يك پيام اخلاقي از خودمان صادر كنيم و به همه بگوييم لامپهايي را كه زيادي برق مصرف مي كنند يا خاموش كنيد يا برويد از همين حالا به فكر نفت و فانوس و چراغ نفتي براي دو سه ماه اول پاييز باشيد. اين كار خوبي هاي زيادي دارد. اول اينكه شما با تحولات بازار نفت در عرصه جهاني آشنا مي شويد و به زودي متوجه مي شويد كه همان لامپ اضافي خاموش خيلي به صرفه تر است. دوم اينكه ياد قديم مي افتيد و اينكه چقدر با توپ زديد و لامپ چراغ فانوسها را شكستيد و هرچه مادرتان داد و هوار مي كرد، به خرجتان نمي رفت.
سوم اينكه وقتي مي افتيد دنبال يك چراغ نفتي دست هشتادم و قيمتش را مي پرسيد به طور تضمين شده دو دستي به سرتان مي زنيد و تازه مي فهميد كه اي بابا عجب چيزهاي گران قيمتي را توي اسباب كشي چهار پنج سال پيش انداختيد بيرون. چهارم اينكه بعد از اين همه دردسر هوس مي كنيد برويد در يكي از روستاهاي اطراف شهر و يك زمين نقلي بخريد و با عيال و بچه برويد از طبيعت و كرسي و بوي دود لذت ببريد، ولي همين كه آخر هفته براي پيدا كردن يك جاي مناسب به چند تا بنگاه كه حالا به همه روستاها هم راه پيدا كرده اند، مي رويد باز هم به همان نتيجه مي رسيد كه چند تا لامپ خاموش كردن خيلي بهتر از اين كارهاست.

  


ماهي تازه

 

شنيده ايد كه مي گويند ماهي را هر وقت از آب بگيريد، تازه است. راست هم مي گويند، ولي مشكل كار اينجاست كه بعضي ها ديگر



خيلي ماهي تازه دوست دارند. اين مي شود كه ديگر به ضرب المثلهاي ديگر هم فكر نمي كنند؛ مثلاً آن يكي مي گويد دختر بايد با كفن سفيد از خانه شوهر بيايد بيرون، يا آن يكي كه مي گويد هيچ خانه اي بدون زن نباشد.يك زوج جوان پيدا شده اند كه از همين دسته اند و زيادي ماهي تازه، به دلشان نشسته. آنها قصد كرده اند تا براي اينكه در زندگي مشتركشان از همه چيز و همه كس جلو باشند، بيست روز قبل از ازدواج از هم طلاق بگيرند تا اين جوري روي همه دوستان و آشنايانشان را هم كم كنند.دختر خانم جوان كه 19 سال بيشتر ندارد، از همين الان آنقدر نگران شوهرش بوده كه در پاسخ قاضي براي علت درخواست طلاقش گفته: شوهر آينده عزيزم، در يك فروشگاه لوازم خانگي كار مي كند و هميشه لوازم سنگين مثل يخچال بلند مي كند و اين كار در آينده برايش مشكلات جدي ايجاد مي كند. من نگران اين هستم كه اگر با او ازدواج كنم تا پنج سال آينده براي او عوارض بدي داشته باشد. به همين دليل تقاضاي طلاق دارم.قاضي كه بعد از شنيدن اين دليل كلي غش و ضعف رفته بود، خودش را روي صندلي جمع و جور كرد و از آقا پسر 23 ساله همين سؤال را كرد. ايشون هم كلي عشقولانه حرف زدند كه حال قاضي به هم خورد و بررسي پرونده به جلسه بعدي موكول شد. به اين مي گويند ماهي تازه 20 روز قبل از به دنيا آمدن.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com