|
* رضا خوش نويس
ساعت از 9 گذشته. تمرين پرسپوليس شلوغ تر از حد معمول است، اما چهره هاي سرشناس در بين بازيكنان كمتر ديده مي شود.

سياهي لشكرها آمده اند تا تمرين تيم قهرمان پر و پيمان تر از روزهاي اول باشد. مجتبي شيري، سپهر حيدري، پژمان نوري، باقري ها و تك و توك چهره هاي ديگر را مي شود تميز داد. افشين پيرواني با لباس رسمي آمد و احمد عابدزاده پايش را به دست ماساژور سپرده تا مهياي تمرين شود. انتظار را مي شود در صورت همه آنها ديد. سرمربي اگر چه آشناست، اما هميشه اين طور مراسم معارفه جذابيت خاص خودش را دارد. تداركاتيها زياد اجازه نمي دهند به تيم نزديك بشويم. دور و بر مربيان تيم بخصوص عابدزاده نمي شود رفت. اما افشين پيرواني از آنهايي نيست كه سؤالي را بي جواب بگذارد: «همين الان مي ياد سرتمرين. ما هم منتظرشان هستيم»
سؤال روز از افشين پيرواني اين است كه آيا ماجراي او و قطبي هم درست به سرنوشت رابطه قطبي با استيلي منجر خواهد شد؟ «خيلي ها شروع كردند به زدن اين حرفها كه تو را هم قطبي انتخاب نكرده و حتماً اينها هم به اختلاف مي خورند، يا تو دستيار چندم هستي. من به شما هم مي گويم كه پيرواني نفر آخر اين كادر فني است تا خيال همه راحت شود و دنبال اين سوژه ها نروند.»
افشين دستور شروع تمرين را صادر مي كند. كماسي مثل هميشه وسط ميدان بيشتر از بقيه مي دود. پاي درد دل پيرواني مي نشينيم تا زمان انتظار براي ورود سرمربي زودتر سپري شود. «ما دو هفته را به خاطر جنگهاي مديريتي و نداشتن مديرعامل از دست داديم، بعد هم مشكل تمديد قرارداد و جذب بازيكنان جديد پيش آمد. فرصت را از دست داديم و از برنامه عقب هستيم؛ بايد هر چه سريعتر اين فاصله را جبران كنيم» از او سراغ بازيكناني را مي گيريم كه قرارداد دارند، اما سر تمرين نيستند؛ مثل نيكبخت، خليلي يا توره كه حضورشان در تيم قطعي است: «از جلسه بعد همه آنها كه قرارداد دارند، بايد سر تمرين حاضر باشند. خود من بايد سر كلاس آقاي روته مولر حاضر باشم؛ همين يك جلسه را اجازه گرفتم.» او اين تأكيد را به تداركات تيم هم مي كند تا به بازيكنان حاضر و غايب هم خبرش را بدهد. جلسه عصر در كارگران بايد همه حضور داشته باشند و هيچ غيبتي هم توجيه ندارد.
ناصر ابراهيمي ميهمان ويژه تمرين پرسپوليسي هاست. او كه مدعي است هميشه به آكادمي المپيك سر مي زده، چاق سلامتي مفصلي با پيرواني و عابدزاده مي كند و هنوز بحثشان گل نينداخته، سرمربي پرسپوليس با عده اي همراه از راه مي رسند.
ناصر ابراهيمي ناگهان به فراموشي سپرده مي شود و لنز دوربينها و مربيان تيم براي استقبال به سمت قطبي مي چرخد. دو افشين به آغوش هم مي روند. افشين شماره يك يعني قطبي، افشين شماره دو را «خوش تيپ» صدا مي كند. بعد از او نوبت عابدزاده است. آنها هم يكديگر را گرم در آغوش مي فشارند. قطبي مثل هميشه انرژي مثبت مي دهد: «هيچ وقت آن روزي كه آمدي توي رختكن ما يادم نمي ره. ماشاءا... وقتي آدم را بغل مي كني، انگار يك عقاب آدم را گرفته.» اطرافيان هم تأييد مي كنند كه بالاخره اين عقاب آسياست.
جلسه سرپايي زوج سه نفره دقايقي به طول مي انجامد. پيرواني از پوشه اش اوراقي را بيرون مي كشد و گزارش كاملي به سرمربي تيم مي دهد. بعد از آن نوبت بازيكنان است كه روي سرمربي را ببوسند. روحيه طنز قطبي با ديدن قديمي ترها تحريك مي شود و آنها را در آغوش مي گيرد: «فكر نمي كردم ديگر ببينمتان، اما اين اتفاق خيلي زود افتاد.» كريم باقري و سپهر حيدري بيش از بقيه در آغوش او مي مانند؛ آنها ياران وفادار امپراتور در فتح قهرماني بودند.
قطبي دست در دست پيرواني و بعد از مصاحبه با خبرنگاران، جلسه معارفه را به قصد باشگاه و امضا انداختن پاي حكم دوباره سرمربيگري اش، ترك مي كند. |