تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 17تیر ماه 1387

[ هنری ]
 * گفتگو با دكتر محمد جعفر ياحقي به بهانه سال بزرگداشت رودكي؛
« رودكي » هديه فرهنگ ايران به جهان است
 * گپي با فرهاد قائميان/ بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون؛
مهمترين ويژگي يك نقش تأثيرگذاري و ماندگاري آن است
 * فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي «جلال آل احمد» منتشر شد
 * توسط «محسن پرويز» صورت گرفت ؛ اعطاي درجه هنري به نويسندگان و شاعران
 * رئيس هيأت داوران كارلووي واري: سينماي ايران در آستانه يك تحول اساسي است
 * جشنواره  هنر آسماني ويژه طلاب برگزار مي شود

گفتگو با دكتر محمد جعفر ياحقي به بهانه سال بزرگداشت رودكي؛
« رودكي » هديه فرهنگ ايران به جهان است

 

پس از ترك بخارا از سوي امير «ابونصر ساماني» و اقامت او در هرات، هيچ كس را ياراي برگرداندن او به بخارا كه مركز بزرگ فرهنگي و



ادبي و علمي آن زمان بود، نبود. اين شد كه درباريان رودكي را خواستند تا شعري بسرايد، بلكه امير را به بازگشت قانع كند و رودكي چنين سرود:
بوي جوي موليان آيد همي
ياد يار مهربان آيد همي
ريگ آموي و درشتي هاي آن
زير پايم پرنيان آيد همي
مير، سرو است و بخارا بوستان
سرو سوي بوستان آيد همي
مير ماه است و بخارا آسمان
ماه سوي آسمان آيد همي
روايت شده است، ابونصر آنچنان تحت تاثير اين غزل قرار گرفت كه پس از استماع آن بي درنگ - بي آنكه فرصت نعلين به پا كردن به خود دهد - سوار بر مركب به بخارا رجعت نمود.
در احوالات ابوجعفر فرزند محمد فرزند حكيم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم معروف به «رودكي» گفته اند كه در 8 سالگي حافظ قرآن شده و تاريخ آغاز شاعري اش را نيز همين ايام اعلام كرده اند. در تذكره ها آواي خوش و نواختن چنگ نيز از ديگر هنرهاي رودكي ذكر شده است، به گونه اي كه ابوالعنك بختياري نوازنده و موسيقيدان معروف عصر سامانيان در اواخر عمر، چنگ خود را به رودكي هديه داد. زادگاهش را در روستايي در ناحيه رودك سمرقند دانسته و 329 هجري قمري را نيز سال وفات و سن او را حدود 80 سال آورده اند. همچنين آورده اند كه كليله و دمنه را به توصيه ابوالفضل بلعمي وزير ادب دوست امير ابونصر ساماني در حالي به نظم در آورد كه كور شده بود و يك گزارشگر برايش كليله و دمنه را مي خواند.




اينها را گفتيم كه بگوييم امسال (و البته بنا به اقوالي از جمله اخبار سايت سازمان ميراث فرهنگي، سال آينده) از سوي سازمان فرهنگي ملل متحد، يونسكو، به نام چنين شخصيتي نام نهاده شده است. به قول دكتر محمد جعفر ياحقي، استاد صاحبنام ادب فارسي از خطه خراسان، رودكي هر چه نباشد هديه فرهنگ ايران به جهانيان است. به همين مناسبت گفتگوي ما را با ايشان در مورد رودكي بخوانيد.
***
* امسال (و البته بنا به اقوالي سال آينده ميلادي) سال رودكي است. پس بهتر و مهتر آنكه سخن را از رودكي بزرگ و از زبان يكي از استادان ادب اين سرزمين آغاز كنيم. جناب دكتر ياحقي! از رودكي و دوره اي كه او مي زيسته است برايمان بگوييد.
** رودكي آدم الشعراي زبان فارسي است و بزرگداشت او بزرگداشت زبان و ادب فارسي است، به طور مطلق نه تنها در ايران، بلكه در هرجا فارسي زباني در اين كره خاكي باشد. تاجيكان و افغانان هم همان احترامي را به او مي گذارند كه ما ايرانيان مي گذاريم.رودكي در يك دوره بسيار درخشاني از فرهنگ ايراني- اسلامي يعني دوره ساماني زندگي مي كرده است. بعد از اسلام، يكي از نخستين سلسله هاي پايداري كه در ايران شرقي با رويكرد فرهنگ ايراني- اسلامي روي كار آمد سلسله سامانيان بود و باز در بين امراي اين سلسله واسطة العقد حكومت ساماني، اميرابونصر ساماني است كه رودكي در اين عصر زندگي مي كرده است. سامانيان توانستند فرهنگ ايراني را بر دوش زبان فارسي زنده كرده و بنياد بسيار مستحكمي از غناي فرهنگ ايراني بنا بگذارند كه رودكي هم در اين امر نقش بسيار مهمي ايفا كرده است. در عصر ساماني زبان فارسي به طور رسمي هويت خود را يافت و به استقلال رسيد و آثار بسيار شگرفي به اين زبان با حمايت سامانيان پديد آمد. هم شعر و هم نثر در اين دوره به اوج خود رسيد و راه براي تكامل يافتن زبان فارسي و بخصوص پديد آمدن اثر سترگي همچون شاهنامه باز شد. بنابراين شاهنامه حقيقتاً يك اثر ساماني است و آن را بايد مديون و متعلق به اين عصر دانست. در عصر ساماني به معناي واقعي كلمه فرهنگ ايران و اسلام تلفيق شد و ايران اسلامي كه ما امروز وارث آن هستيم محقق شد. تمام بركات فرهنگ اسلامي در اين دوره اخذ و به شكل لطيفي با فرهنگ ايراني تلفيق شده و بر دوش زبان فارسي نشانده شد. زبان فارسي هم سمبل و مظهر اين تلفيق است. زبان فارسي همان زبان ايران ديرينه اي است كه مردم در اين سرزمين - بخصوص خراسان شرقي - بدان سخن مي گفته اند و وقتي اين زبان به الفباي عربي نوشته شد نمادي از تلفيق ايران و اسلام گرديد. تلفيق مباركي كه بعدها به تولد عصر طلايي اسلام و ايران منجر شد. انديشه و ادب و فرهنگ و تاريخ و تفكر ايراني در عصر ساماني و پس از آن در دوره سلجوقي و خلفاي عباسي به طور عام به وجود آمد و تمدن درخشان اسلامي نضج گرفت. زبان فارسي در واقع زمينه را مساعد كرد براي اينكه در دامن آن آثار بزرگي به وجود بيايد. اولين كتاب طبي يعني هدايت المتعلمين ، اولين كتاب تاريخ ايران يعني شاهنامه ابومنصوري كه مبناي شاهنامه فردوسي هم شد و نيز تاريخ بلعمي، اولين كتاب جغرافيايي يعني حدودالعالم و از همه زيباتر و شيرين تر اولين تفسير فارسي يعني ترجمه تفسير طبري در اين دوره شكل گرفت.
اين آثار فاخر همه يادگارهاي بنياني است كه خاندانهاي خوشنامي از امرا و وزراي ساماني آن را بر گستره فرهنگ و زبان فارسي بنا نهادند. امراي ساماني هم خودشان به فرهنگ و زبان فارسي علاقه مند بودند، هم وزرايشان و خاندانهاي خوشنامي مثل خاندان بلعمي و جيحاني كه وزارت مي كردند بستر را براي رشد فرهنگ ايران فراهم كردند. در اين شرايط خجسته رودكي پا به عرصه وجود گذاشت و راه را براي پيدايش فردوسي، خيام، حافظ، مولوي و ديگران باز كرد.
* جناب دكتر! در مورد عصر ساماني كه بحق آن را دوره رنسانس علمي ايران دانسته اند سخنان متيني فرموديد و نيز در مورد عنايت سلاطين اين سلسله به فرهنگ و زبان ايراني، ولي در همين دوره شاهديم كه پسر ابونصر ساماني بعد از پدر، برخورد بسيار بدي با رودكي كرد و او را به بهانه قرمطي بودن و تمايل به فرقه اسماعيليه از دربار راند.
** البته اين يك توطئه عام و كلي بود كه عاقبت خوشي هم نداشت و پسر ابونصر هم سرنوشتي بهتر از سوختن در آن آتشي كه خود برافروخت، نيافت. البته اتفاق نظر درباره اينكه ازاين رويداد به عنوان «توطئه» ياد شود وجود ندارد. در واقع به نظر مي رسد اين حادثه از طرف خلافت بغداد و عمالش تدارك ديده شده بود. اين عمال، كساني را كه بنيادهاي ايرانيت را محكم مي كردند به بهانه هاي قرمطي و ملحد و فاطمي بودن از دور خارج مي كردند. رودكي هم در اين وضعيت رانده شد و حتي احتمال اينكه سوء قصدهايي هم به جان او شده باشد هست. بنابراين سال 329 و 330 كه سال فوت رودكي هم هست سال پرحادثه اي است و تعداد زيادي از شخصيتهاي فرهنگي، ادبي و سياسي اين عصر با مرگهاي مشكوك از ميان برداشته مي شوند. براي رودكي هم شايع است كه شايد وي را كور كرده باشند و تعرضي به جانش رخ داده باشد، هر چند اين گفته ها مسلم نيست. ولي به هرحال احتمال يك كودتاي خزنده و توطئه خزنده كه از جانب خلافت بغداد شكل گرفته باشد در اين دوره هست. البته اين اتفاق، در آن تاثير درازمدت و شگرفي كه در اين دوره به وجود آمد و بدان اشاره كرديم، چندان خللي وارد نكرد. بخصوص همان سالي كه رودكي مرحوم شد فردوسي به دنيا آمد و پرچم ادب و شعر پارسي به دست فرزند برومند ديگري از تبار خراسان بزرگ افتاد.
* همان طور كه فرموديد نقل قولها در خصوص زندگي رودكي بسيار است. بزرگاني مثل ناصر خسرو و همين طور دقيقي، او را كور مادرزاد دانسته اند و كسان ديگري هم گفته اند يك فرد نابيناي مادرزاد نمي توانسته بهار را نديده چنين زيبا توصيف كند. در اين خصوص چه نكاتي وجود دارد؟
** بله، اين نكته هست. شايد از همان دوران رودكي هم به اين مساله پرداخته شده است. شاعران و مورخان و تذكره نويساني در اين خصوص چيزهايي نوشته اند، اما هيچ كدام به اين نكته تصريح نكرده اند كه رودكي كور مادرزاد بوده است. فقط اشاره كرده اند كه رودكي كور بوده است. ولي همان طور كه گفتيد دقت نظري كه رودكي در وصف محسوسات دارد از اين حكايت مي كند كه رودكي نبايد كور مادرزاد بوده باشد و تا حدود زيادي تجربيات حسي در اشعار او هست، هرچند اين تجربيات، تجربياتي است كه همه ما انسانها داريم. گاهي يك كور مادرزاد را هم ديده ايم كه اين تجربيات حسي را طوري به زبان مي آورد كه گويي آن را ديده است. به هر حال اين موضوعي است كه هنوز هم جاي تحقيق دارد و بسياري از مردمان روس، تاجيك، ايراني و حتي غربي ها تحقيقاتي در اين باره داشته اند، ولي هنوز حرف آخر و قطعي و مسلم را كسي نزده است.
* جناب دكتر ياحقي! همان طور كه مستحضريد نكته قابل توجه ديگري كه در مورد رودكي وجود دارد اين است كه رودكي شوكت بسيار زيادي در دربار سلاطين ساماني يافت به گونه اي كه اين جايگاه را بزرگان ديگر فرهنگي هم عصر او نداشتند، اما هيچ كس او را به عنوان شاعري مداح نمي شناسد، بلكه بيشتر او را شاعر غزل و رباعي مي دانند. مثل غزل معروف «بوي جوي موليان» كه آن داستان معروف را درباره آن نقل كرده اند. در حالي كه شاعران دوره هاي بعد از رودكي كه جايگاهي در دربارها يافتند بيشتر مداح سران و سلاطين شدند.
** بله، اين نكته هست. البته رودكي يك شاعر جامع الاطراف است و چون تمام اشعار او به دست ما نرسيده خيلي نمي توانيم قضاوت جامعي از او داشته باشيم. از منتخبات شعر او كه خودش انتخاب كرده و به ما رسيده، پيداست در شعر رودكي موضوعات و صحنه هاي متنوعي مي توان يافت كه موضوع مدح در حاشيه و سايه آنها قرار مي گيرد. هر چند مقدار مدحياتش هم كم نيست، اما اين را هم بايد در نظر داشت كساني را كه رودكي مدح كرده است از جمله اميرنصر ساماني، جيحاني و بلعمي واقعاً شايسته مدح بوده اند. اينها خدمتگزار بوده اند و هر كه غير از رودكي هم مي بود بايد از آنها به واسطه پاسداري از فرهنگ به نيكي ياد مي كرد، اما آن قدر موضوعات در شعر رودكي متنوع است كه حتي اگر همه مدايح رودكي هم به دست ما مي رسيد و از همين قبيل كه اكنون رسيده است مي بود هم نبايد اهميتي مي داشت، زيرا در شعر رودكي غزل و رباعي و قطعات بسيار دلپذيري هست، اندرز هست و منظومه هاي بسيار متعددي احتمالا وجود داشته كه در آنها به مسائل اجتماعي و تاريخي و حكايتي و بخصوص تعليمي پرداخته است.
* و نظم كليه و دمنه ...
** بله و سندباد نامه. اين ميدانهاي بسيار وسيع شعر رودكي در واقع عرصه را بر مدايح او كه خيلي زياد نبوده تنگ مي كند و اعتبار شعرش به همين تنوع مضمونها و موضوعاتي است كه در شعرش وجود داشته است، به گونه اي كه تا قرنها بعد از رودكي هيچ نوآوري اي نه در مضمون و نه در قالب شعر فارسي صورت نگرفته است. زيرا تمام اين قالبها و مضمونها در شعر رودكي وجود دارد.بنابراين چنانچه او را پدر شعر فارسي ناميده اند بسيار بجا بوده است، براي اينكه همه جويبارهاي شعر فارسي كه بعدها به رودبارهايي تبديل شد، همه از رودكي سرچشمه گرفته است. در مجموع رودكي آن قدر بزرگ است كه در شاعري نيست كه اثر نگذاشته باشد. حسن ديگر رودكي اين است كه يك شاعر خوشنام هم هست. خيلي از شاعران ديگر بوده اند كه هميشه عده اي مخالف و عده اي موافق داشته اند. رودكي از جمله شاعراني است كه همه به او احترام گذاشته و به نيكي از وي ياد كرده اند. اين حرمت و شخصيت گرامي در تاريخ ادب ما كم نظير است. نمونه اش همان غزل بوي جوي موليان بود كه شما اشاره كرديد. شايد ده ها تقليد از اين شعر صورت گرفته باشد، اين شعر به ده ها صورت و در صدها كتاب آمده و همه خاطره رودكي را با اين شعر زنده كرده اند. البته شايد يك علت اين انتشار گسترده هم اين بوده كه رودكي اين شعر را با موسيقي عجين كرده است. ما بايد بدانيم كه شاعران ما در گذشته بسيار بيش از امروز به موسيقي آشنايي داشته اند. شعر و موسيقي دو تا برادر تني و واحد بوده و همديگر را تكميل مي كرده اند. در يك دوره هايي البته شعر و موسيقي با هم فاصله گرفته اند.
* مثل اين دوره ...
** بله، مثل اين دوره. در گذشته ها موسيقي و شعر يكي بوده است. رودكي هم چنگ مي نواخته و هم موسيقي اجرا مي كرده و هم شعر خوب مي گفته است. اين عوامل تأثير شعر را چند برابر مي كند. شعر بوي جوي موليان از آن دسته اشعاري است كه بر دوش موسيقي توانسته راه خود را به هر دلي پيدا كند. همين امروز هم اجراهاي موسيقايي متعدد ايراني، افغاني و تاجيكي از اين شعر مي شنويم و با دستگاه هاي مختلف هم آن را خوانده اند كه وسيله مهم ديگري در جهت جهاني كردن شعر رودكي بوده است.
* برگرديم به صحبتهايي كه در ساليان اخير در خصوص اين مفاخر فارسي زبان مي شنويم. برخي معتقدند براي اينكه دنيا اين مفاخر را از ما بداند بايد كاري كرد. برخي هم مي گويند نبايد زياد حساسيت نشان داد. شما جزو كدام دسته هستيد؟ ضمن اينكه بعد از قضيه مولوي و ادعاهاي تركيه در سال گذشته، برخي كشورهاي آسياي ميانه هم امسال مدعي تعلق رودكي به خودشان شده اند.
البته موضوع نظامي گنجوي و ادعاي آذربايجان هم كه خود قصه ديگري است ...
** ببينيد! حداقل در مورد رودكي يك نكته هست و آن اينكه رودكي، هم زادگاهش و هم محل وفاتش تاجيكستان امروز است. خوشبختانه در تاجيكستان هم زبان فارسي رواج گسترده اي دارد. بنابراين رودكي مي تواند به عنوان يك شخصيت فاخر مشترك بين همه فارسي زبانان مطرح شود. رودكي فقط آدم الشعراي تاجيكستان يا آدم الشعراي ازبكستان كه يك زماني سمرقند يعني محل زندگي رودكي در آنجا بوده، نيست. بنابراين در اين مورد يك مقداري به تاجيكان هم بايد حق بدهيم. اما آن چيزي كه ما را در بحث رودكي محق مي كند اين است كه زبان رودكي، فارسي است و اين زبان فعلاً در ايران حرف اول را مي زند نه در جاي ديگري. از طرفي از اين شخصيتهاي بزرگ چيزي كم نمي شود اگر دولتها و ملتهاي ديگر هم دورشان جمع شوند و از قبل آنها اعتباري بيابند. اصلا در اين زمينه بحث، بحث جغرافيا نيست.
بحث فرهنگ و تاريخ فرهنگ است كه اين تاريخ فرهنگ هم بين ما و تاجيكستان مشترك است. قضيه رودكي از اين حيث با مولوي تفاوت دارد. مولوي متولد تركيه نيست، اگرچه به آنجا مهاجرت كرده و در آنجا مدفون هم شده است. از طرف ديگر زبان مولوي هم فارسي است. بنابراين تعلق او به مهد زبان فارسي - يعني ايران - بسيار بيش از تركي زبانان است. اما در تاجيكستان همه فارسي صحبت مي كنند و اتفاقا زبانشان هم به زبان رودكي نزديك است. بنابراين به تاجيكها يك مقدار بيشتر از تركها حق مي دهيم. از طرفي همان طور كه گفتم اين اشتراك منافع در خصوص شخصيتهايي مثل رودكي به شخصيت آنان آسيبي نمي زند، بخصوص اينكه محور اين اشتراك هم «زبان فارسي» است كه بين دو كشور مشترك است.
* با تشكر فراوان از شما به خاطر شركت در اين گفتگو و نكات ارزنده اي كه فرموديد در پايان چنانچه سخني مانده بفرماييد.
** من بسيار خرسندم كه دنيا از رودكي تجليل مي كند. سال ميلادي جاري هم در تاجيكستان سال رودكي ناميده شده است. نكته اي هم كه نياز داريم بدان توجه كنيم اين است كه كشور ما هم به اين مهم اهتمام داشته باشد تا از اين رهگذر سرمان بي كلاه نماند. بايد حق خودمان را با تجليل از رودكي در مورد رودكي در دنيا استيفا كنيم. اميدوارم اقدامهايي در جهت تكريم نام و بزرگداشت ياد رودكي كه از رهگذر آثارش صدها اثر بزرگ ادبي و هنري ساخته شده و مي شود در كشور انجام بگيرد. رودكي شاعر بزرگي است و بزرگي او البته هديه فرهنگ ايران است.با سپاس از شما.
*علي زارعي

  


گپي با فرهاد قائميان/ بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون؛
مهمترين ويژگي يك نقش تأثيرگذاري و ماندگاري آن است

 

* مليحه پژمان

فرهاد قائميان متولد سال 1344 اردبيل است. ديپلم اقتصاد دارد و از سال 1370 به عرصه هنر بازيگري پاگذاشت. او فيلمهاي كوتاه



بسياري را در انجمن سينماي جوان اردبيل ساخته و در كارنامه هنري اش آثار سينمايي چون: دمرل، ساراي، هيوا، نسل سوخته، رنگ شب، قارچ سمي، تارا و تب توت فرهنگي، شهرزيبا، به رنگ ارغوان، مخمصه، رامي، شوريده و... و در آثار تلويزيوني زيادي چون: طريق عشق، وفا، به دنيا بگو بايستد، شكرانه، بي صدا فرياد كن، شهريار و... ايفاي نقش داشته است. اما او در سريال «شهريار» در نقش پدر اين شاعر بلند آوازه ايفاي نقش داشت. به همين بهانه سراغي از او مي گيرم كه با وجود مشغله هايش مي پذيرد. او در مورد شرايط حضورش در فضاي هنري كشور مي گويد:«از آنجا كه به بازيگري علاقه بسياري داشتم، از نوجواني به اين هنر گرايش پيدا كردم اما در 26 سالگي با فيلم «تكم» به دنياي بازيگري قدم گذاشتم و با فيلم «دمرل» به سينماي حرفه اي راه پيدا كردم. در همين زمان هم به ساخت فيلمهاي كوتاه مي پرداختم تا تجربه هايم را تثبيت كنم. چون دوست داشتم كارگرداني و فيلمنامه نويسي را هم به شكل ملموس تر درك كنم و اگر بازيگري با شرايط فيلمنامه نويسي آشنايي داشته باشد، قطعاً در ايفاي نقشهايش حس بهتري خواهد داشت. زمان مي گذشت و من با نقشهاي متفاوت به تجربه هاي تازه اي مي رسيدم، كه البته اين تجربه ها هنوز هم ادامه دارند.» مي پرسم در فضاي بازيگري چه چيزهايي برايش اهميت ويژه اي دارد كه مي گويد: «بازيگري فارغ از توانايي و استعداد به دقت و تمركز نياز دارد و من هميشه سعي كرده ام در انتخاب نقشهايم اين دقت و وسواس را داشته باشم، چون دوست ندارم به بازيگري كليشه اي تبديل شوم. در نقشهاي مثبت و منفي بسياري ظاهر شده ام اما مهمترين مسأله برايم ماندگاري و تأثيرگذاري است. به عقيده من با عملكرد و انتخاب درست و حفظ موقعيت مي تواني به بازيگري محبوب تبديل شوي. من وقتي فيلمنامه را مي خوانم با نقش ارتباط بر قرار مي كنم و اگر اين ارتباط برايم دلچسب و رضايت بخش نباشد، اين نقش را بازي نخواهم كرد.»
قائميان تجربه كار در آثار سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني بسياري را دارد، اما سريال «وفا»چهره شناخته شده اي را از او عرضه كرد.
او در مورد اين سريال و ساير سريال هاي ديگر مي گويد:«در سريال «وفا» انرژي زيادي صرف كردم و كار در اين مجموعه، تفاوت زيادي نسبت به ساير كارهايم داشت و البته بين مردم شناخته شدم. اما متفاوت ترين حضورم بر مي گردد به سريال «شكرانه» كه اولين حضورم در سريال مناسبتي براي ماه رمضان بود و در اين سريال در نقش يك مرد تاجيك ظاهر شدم. نقشي كه در كارنامه بازيگري ام بسيار متفاوت و يك اتفاق جالب بود. همكاري ام با مهدي فخيم زاده در سريال «بي صدا فرياد كن» هم تجربه ديگري بود كه در نقش يك سرهنگ پليس ظاهر شدم. من اين سريال را يك كار قوي و تأثيرگذار مي دانم؛ چون قصه قابل باور اين سريال عامل موفقيت آن بود.»
اما قائميان از تجربه حضورش در سريال «شهريار» اين چنين مي گويد: «در اين مجموعه در نقش «اسماعيل» پدر «محمد حسين شهريار» ظاهر شدم. پدري كه روحاني است و تلاش مي كند گره از كار مردم باز كند. كمال تبريزي به دليل اينكه من آذري زبان بودم بسيار تأكيد داشت تا اين نقش را قبول كنم. شهريار نقطه عطف كارنامه هنري من است؛ چون شخصيت شهريار بسيار برجسته و به يادماندني است. او يكي از افتخارات ملي كشورمان است. هر چند كه گريم سنگين اسماعيل در اين مجموعه كمي من را اذيت مي كرد، اما يك تجربه فوق العاده بود.»
او در ادامه به كارهايي كه آماده نمايش دارد، اشاره مي كند: «در سريال تاريخي «فرزند صبح» هم نقش خاصي ايفا كرده ام كه بهتر است در زمان خودش در اين مورد صحبت كنيم. اما فيلمهاي سينمايي «رامي» و «شوريده» را آماده اكران دارم.»
هرچند فرهاد قائميان در ابتداي گفتگو مي گويد با مطبوعات ميانه خوبي ندارم و البته از گفتن دليل آن هم صرف نظر مي كند، ولي اميدوارم اين گفتگو، نگاه اين بازيگر تلويزيون را نسبت به مطبوعات تغيير داده باشد!

  


فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي «جلال آل احمد» منتشر شد

 

گروه هنر: فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد با بخشهاي پنج گانه داستان بلند، داستان كوتاه، نقد ادبي، تاريخ نگاري و مستندنگاري منتشر شد.




بر اساس اين فراخوان، اولين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد با مشاركت معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و مؤسسه خانه كتاب، دوم آذر ماه 1387، همزمان با سالروز تولد نويسنده توانا و صاحب سبك، جلال آل احمد، برگزار مي شود.
در فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد از تمام نويسندگان، منتقدان، اديبان و تاريخ نگاران دعوت شده است تا آثار خود را كه در سالهاي 1385 و 1386 به چاپ رسيده است، تا تاريخ 31 شهريور 1387، به دبيرخانه ارسال كنند. نشاني دبيرخانه نخستين دوره جايزه جلال تهران، خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، كوچه خواجه نصير، شماره 10 سراي اهل قلم، طبقه پنجم است.
اسامي اعضاي 9 نفره هيأت علمي جايزه «جلال آل احمد» كه پيشتر با حكم وزير ارشاد به اين سمت منصوب شده  بودند، عبارتند از: صادق آيينه وند، مرتضي سرهنگي، عباس سليمي نمين، رسول جعفريان، راضيه تجار، عباس علي وفايي، مجتبي رحماندوست، محمدرضا سرشار و سهراب هادي.

  


توسط «محسن پرويز» صورت گرفت ؛ اعطاي درجه هنري به نويسندگان و شاعران

 

معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ضيافت شام خانه كتاب به مناسبت روز قلم از اعطاي درجه هنري به 25 نويسنده و شاعر خبر داد.
به گزارش فارس، در اين ضيافت كه در هتل لاله و با حضور جمعي از نويسندگان، شاعران، ناشران و خبرنگاران حوزه كتاب برگزار شد، محسن پرويز گفت:  تاكنون 25 داستان نويس و شاعر موفق به دريافت درجه هنري از يك تا چهار شده اند و اين حركت جزو كارهاي مثبتي است كه در دوران من آغاز شده است و اگر ان شاءا... ادامه پيدا كند مي تواند جبران مافات كند.
در گردهمايي نويسندگان و ناشران محمدحسين صفارهرندي وزير ارشاد نيز حضور داشت و به سخنراني پرداخت.
همچنين پرويز بيگي حبيب آبادي و سيدعلي موسوي گرمارودي به شعرخواني پرداختند و داوراني از كتاب سال جمهوري اسلامي ايران و كتاب فصل سخناني را درباره روز قلم بيان كردند. فيروز زنوزي جلالي و محمدرضا سرشار نيز از ديگر سخنرانان اين ضيافت بودند.
محمدرضا سرشار، صادق آئينه وند، محمدرضا عبدالملكيان، پرويز بيگي حبيب آبادي، سيدعلي موسوي گرمارودي،  فيروز زنوزي جلالي، مصطفي رحمان دوست، محمود حكيمي، شهرام اقبال زاده، ابراهيم حسن بيگي، حسين اسرافيلي، راضيه تجار و عباس سليمي نمين از جمله نويسندگان و شاعراني بودند كه در اين گردهمايي شركت كردند.

  


رئيس هيأت داوران كارلووي واري: سينماي ايران در آستانه يك تحول اساسي است

 

ايوان پاسر در گفتگو با نشريه روزانه چهل و سومين جشنواره فيلم كارلووي واري سينماي ايران را بسيار جالب توصيف كرد و از وقوع يك انقلاب سينمايي در ايران تا پنج سال آينده خبر داد.
به گزارش مهر، اين فيلمساز و محقق چك درباره تعريف سينما و جايگاه آن در زندگي مردم گفت: من اعتقاد دارم سينما مي تواند آينده يك ملت يا يك جامعه را پيش بيني كند. به عنوان مثال فيلمهاي چك در دهه 1960 از بهار پراگ خبر مي دادند.رئيس هيأت داوران بخش اصلي جشنواره كارلووي واري 2008 افزود: اين مسأله درمورد سينماي لهستان و مجارستان در دهه 1950 نيز مصداق داشت، اما با مداخله شوروي سابق همه چيز به حالت تعليق درآمد. تصور مي كنم امروز سينماي ايران بسيار جالب است و به جرأت مي توانم بگويم تا پنج سال آينده در اين سينما شاهد يك انقلاب خواهيم بود.
پاسر در ادامه صحبتهاي خود پس از تعريف و تمجيد از سينماي ايران و «جالب» توصيف كردن آن، سينماي معاصر چين را دقيقاً نشان دهنده تحولات امروز در اين كشور دانست و گفت: اگر من يك مورخ سينما بودم، اين مسأله را مبناي تحقيقات خود قرار مي دادم.

  


جشنواره  هنر آسماني ويژه طلاب برگزار مي شود

 

جشنواره  هنر آسماني ويژه  طلاب حوزه هاي علميه  كشور برگزار مي شود.
به گزارش ايسنا، دومين جشنواره  هنر آسماني با موضوع ويژ ه  انقلاب اسلامي در بخشهاي ادبيات: شعر، داستان، نثر ادبي و طنز؛ هنرهاي تجسمي: طراحي، نقاشي، نگارگري، خوشنويسي، عكس، گرافيك، تصويرسازي، كاريكاتور؛ هنرهاي نمايشي: فيلم، فيلمنامه،  نمايش نامه؛ و پژوهش: هنر و دين، رسانه و هنر، و مباحث نظري نقد هنر در بهمن ماه برگزار خواهد شد.
علاقه مندان مي توانند آثار هنري خود را تا تاريخ 15 آبان ماه به آدرس: قم، خيابان شهدا، كوچه  23، پلاك 30 بفرستند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com