تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 18تیر ماه 1387

[ هنری ]
 * گفتگو با محمد صالح علاء مجري جنگ شبانه «دو قدم مانده به صبح»؛
نمي خواهم بازي كنم !
 * نگاهي به نمايش «ماچيسمو» نوشته و كار محمد يعقوبي ؛
شكست خوردگان اميدوار
 * جشن هزاره شاهنامه در 9 كشور
 * و در اين نزديكي
 * دبير ستاد مبارزه با محصولات غيرمجاز سينمايي:
مبارزه با عرضه غيرمجاز محصولات سينمايي تداوم مي يابد
 * اختصاص بخش ويژه جشن تصوير سال 87 به آثار «نيكول فريدني»
 * با ارسال نامه به خبرگزاري كتاب صورت گرفت؛
گلايه  مهدي غبرايي از محمد يعقوبي
 * فيلم جديد «ويل اسميت» در صدر جدول پرفروش ترين هاي جهان ايستاد
 * نمايشگاه رباعيات خيام در هلند برپا شد
 * نمايش «انتهاي آسمان كجاست؟»در فهرست پروژه هاي رسمي يونسكو قرار گرفت

گفتگو با محمد صالح علاء مجري جنگ شبانه «دو قدم مانده به صبح»؛
نمي خواهم بازي كنم !

 

* تكتم بهاردوست

آن قدر صميمي و شور انگيز حرف مي زند كه دوست داري ساكت بايستي و فقط و فقط گوش كني. دلت نمي خواهد مصاحبه را تمام



كني و سؤال آخر را مطرح كني، ولي هر صحبتي بايد يك جايي تمام شود و بايد يك جايي كات داد. اين قدر بهانه براي صحبت كردن با او هست كه مي ماني از كجايش شروع كني. از فعاليتهاي مطبوعاتي اش، اجراهايش، تدريس يا...
به هر حال بايد از يك جايي شروع كرد و من از انتشار ماهنامه «نشاني» شروع مي كنم...
***
* آقاي صالح علاء، شما از كي وارد كار مطبوعات و صدا و سيما شديد؟
**من از نوجواني با مطبوعات مختلف و راديو و تلويزيون كار مي كردم و يادداشت مي نوشتم، اما براي گفتن از شروع كارم در صدا و سيما به طور رسمي بايد برگردم به دوران قبل از انقلاب سالهاي 54-53 درست زماني كه از پاريس برگشتم و در تهران كارم را به عنوان كارمند رسمي و كارگردان در تلويزيون شروع كردم و البته بعد يك اتفاقهايي افتاد كه نگويم بهتر است و بعد اين جوري شد كه من ديدم نمي شود در تلويزيون كار كرد. براي همين افتادم دنبال يك كار ديگر و بعد از مدتها رفت و آمد براي گرفتن مجوز سرانجام مجوز انتشار نشريه اي به نام «تئاتر و سينما» را گرفتم كه بعد يك فرد زرنگي پيدا شد و به نام خودش زد و... خلاص. ولي انتشار ماهنامه «نشاني» ماجرايي ساده اما پر از اضطراب و طولاني دارد كه در اين مقال نمي گنجد.
* كوتاه بفرماييد؟
** واقعيتش اين است زماني كه من در كشورهاي اروپايي تحصيل مي كردم آنجا نشرياتي را مي ديدم كه تمام آثار هنري كشورشان را رصد مي كردند و اين چند حسن داشت يكي اينكه مخاطب اين گونه آثار مي توانست برنامه خودش را تقويم بكند و ديگر اين كه اين اثر تلويحا مي ماند و بعدها مي شد يك سند كه بشود به آن مراجعه كرد مثل تايمز و... از من خواسته شد مجله اي را منتشر كنم. من از سال  1384كه بعد از دوندگي هاي زياد سرانجام مجوز چاپ ماهنامه «نشاني» را گرفتم هر چند نه مستمر كه گاهي به خاطر مسائل مالي بوده، چون من توي خط آگهي و اين طور چيزها نيستم، ولي به هر شكل اين ماهنامه را چاپ كردم و گلاب به رويتان افتادم تو كوزه.
* آقاي صالح علاء، توضيح كوتاهي داشته باشيد براي كساني كه تا به حال ماهنامه شما را نديده اند و مي خواهند از اين به بعد آن را تهيه كنند.
** مجله ما همان طوركه از اسمش پيداست قرار بوده و هست كه نسبت به تمام رويدادهاي فرهنگي وهنري سرزمينمان واكنش نشان بدهد و آدرس رويدادهاي فرهنگي هنري را به خواننده بدهد، البته به علاوه برخي مطالب توضيحي ديگر.
*حالا چرا «نشاني»؟
** من هميشه مي خواهم اسمهايي كه براي كارهايم انتخاب مي كنم به خود كار ارتباطي نداشته باشد. ولي در ماهنامه مجبور بودم اسمي تعريف شده با موضوع انتخاب كنم. دوست داشتم اسمش را «آدرس» بگذارم. ولي چون آدرس يك كلمه فرانسوي است، معادل فارسي اش را بايد انتخاب مي كرديم ،پس شد «نشاني».
* من يكي دو بار اين ماهنامه را ديده ام، ولي شما به عنوان مدير مسؤول به جاي يادداشت صفحه نخست هميشه يادداشت خداحافظي داريد؟! چرا؟
** ببينيد، فرهنگ سنتي مان خيلي برايم ارجمند است و خيلي نسبت به آن كنجكاوم. من تصور مي كنم خداحافظي معمولا در رفتار سنتي و ارتباطهاي ما اثر بخش تر است تا سلام. نگاه كنيد به زندگي عادي مان، سلام ما خيلي سراسيمه است؛ يك رويداد مختصر،اما خداحافظي مان گاهي مدتها طول مي كشد و مهمتر و مفصل تر است. ما زماني كه مي خواهيم از هم جدا شويم، اگرخداحافظي نكنيم انگار بي تربيتي است. ديديد كه تا دم در مي رويم تازه آنجا دلبري هايمان گل مي كند و قربان صدقه ها دم در شروع مي شود كه مزه اش هم بيشتر است. من گمان كردم بايد از زندگي تأثير بگيرم و گفتم كه نمي شود استاد، دانشجو، فرهيخته يا هركسي كه نشاني را مي خواند همان طور رها كنم پس دم در مي ايستم و با خوانندگان خداحافظي مي كنم. خداحافظي و مشايعت با خواننده بايد پررنگ تر و غليظ تر از سلام باشد.
* كار اجراي تلويزيون را از كي شروع كرديد؟
** لطف آقاي پورحسين بود. با اينكه من به كار اجرا رغبتي ندارم و اين كار را كار خودم نمي دانم. نمي دانم تصادفاً پيش آمد. از برنامه «نقد خنده» يادتان هست؟ آن برنامه را ساختم كه مجبور شدم اجرايش هم بكنم و بعد هم كه آمدم به برنامه «دو قدم مانده به صبح».
* شيوه شما در برنامه «دو قدم مانده به صبح» تقريبا يك شيوه خاص و منحصر به فرد است. شما در اجراهايتان به عنصر صميميت با مخاطب خيلي ارج مي گذاريد، چگونه به اين شيوه رسيديد؟ و دليل جذابيت اين برنامه را چه مي دانيد؟
** ذاتي است. همه كساني هم كه مرا مي شناسند مي دانند، من در زندگي خصوصي ام هم جلوي ميهمانم دست به سينه مي نشينم. ولي دليل جذابيت، من گمان مي كنم چون همه همكاران من كارشان را خوب بلدند، خوب هماهنگ شده اند و مجموعه هماهنگي عواملي كه اين برنامه را مي سازند شايد باعث اين موفقيت شده است.
* خودتان هم در ساختن آيتم ها و بخشهاي مختلف اين برنامه سهيم هستيد؟
** خير، اصلاً.
* آيا اين برنامه از جنگهاي داخلي و خارجي هم تأثير گرفته است؟
** به هيچ وجه! اين برنامه خود ساخته است. بديلي براي اين برنامه تاكنون نديده ام.
* كارشناسان اين برنامه بر چه اساسي انتخاب مي شوند؟
** ببينيد، اين اتفاقها در فضاي دموكراتيكي مي افتد. كارشناسان با نظر تهيه كننده و شبكه، پيش پيش رصد شده و دعوت مي شوند.
* در دوره دوم پخش اين برنامه تفاوتي در اجرا احساس نمي شود؟ اصلاً يك چنين احساسي براي ايجاد اين تحولات نبوده است؟
** نخير، تفاوتي نيست. به نظرم با ايجاد اين تفاوتها مخاطب شرطي مي شود و با توجه به تجربيات من يك چنين كاري به خطاست.
* پخش اين برنامه تا چه زماني ادامه دارد؟
** كمتر از صد شب ديگر.
* تمايل داريد اجراهاي مشابهي داشته باشيد؟
** پيشنهاد زياد داشته ام، ولي به هيچ وجه تمايلي به تكرار ندارم.
* آقاي صالح علاء، اگر اجازه بدهيد كمي از فضاي برنامه «دو قدم مانده به صبح» فاصله بگيريم. شما يك زماني هم در فيلمهاي سينمايي بازي مي كرديد، چرا ناگهان بازيگري را كنار گذاشتيد؟
** نمي دانم اين موضوع براي خود من هم به يك چراي بزرگ تبديل شده است. در طول اين سالها كه بازي نكرده ام اتفاقاً پيشنهادهاي زيادي داشته ام كه بعضي هايش هم خوب بوده است. ولي بگذاريد اين طوري برايتان بگويم كه به كساني هم كه به من پيشنهاد بازيگري داده اند بر نخورد و دلشان نشكند. ببينيد اگر به شما سناريويي پيشنهاد بكنند كه نمي گويم بد، خوب نباشد چه مي گوييد؟ بدون ترديد نمي گوييد كه ببخشيد چون سناريوتان بد است من بازي نمي كنم! پس مي گوييد مي خواهم بروم ماست بخرم، خاله همسرم مريض است يا... البته برخي از فيلمنامه ها هم خوب بوده اند، ولي همان طور كه گفتم شرايط من مناسب نبوده است.
*پس نه اينكه نخواسته باشيد بازي كنيد، اين طوري بگوييد كه نمي خواهيد هر كاري را انجام دهيد؟
** دقيقا! الان مدتي است نمي خواهم بازي كنم. نمي دانم، شرايط روحي ام اجازه نمي دهد. زماني هم نمي گذارند كه بازي كنم. مثلاً زماني يك سناريوي كمدي برايم آوردند. آمدم بروم دفتر تهيه، باران گفت بابا تو خجالتي هستي نري اونجا گير كني ،امضا كني ها!... نرفتم. گفتم مادرش زنگ بزند بگويد كه حالم خوب نيست!
* آقاي صالح علاء، در دانشگاه چه رشته اي خوانده ايد؟
** اول علوم انساني، بعدش هنرپيشگي و كارگرداني، بعد هم كمي سينما و بعد از انقلاب هم فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسي.
* تدريس هم مي كنيد؟
** مي كردم. البته هميشه تقاضا براي تدريس داشته ام. اما اكنون چند ترمي است كه به خاطر مشغله زيادم تدريس نداشته ام. ولي پيش از اين در دانشكده صدا و سيما مجري گري درس داده ام.در دانشگاه آزاد، بازيگري وكارگرداني تدريس كرده ام. متون تدريس كرده ام، يعني ادبيات دراماتيك، در واقع نحوه دراماتيزه كردن ادبيات كهن را درس مي دادم.
* چه متوني؟
** به فصل ها بستگي دارد، اگر بهار باشد متون عاشقانه مثل ليلي و مجنون يا خسرو و شيرين، اگر زمستان باشد تاريخ بيهقي درس مي دهم!
* به قول خودتون يه چكه از ترانه هايتان را براي خوانندگان اين صفحه بخوانيد...
** يك چكه ماه افتاده بر
آن شب كه ماندي تا سحر
اين خانه لبريز تو شد
شيرين بيان،حلواي تر
يا
سر به دكان نمي زني
ناز مرا نمي خري
با دو لب مباركت
نام مرا نمي بري
* من تا به حال اين ترانه ها رانشنيده بودم! گمان كنم هنوز جايي خوانده نشده است؟
** نه اينها روي دستم مانده! آخر به قول يك دوست، من اگر يك دختر خوب داشته باشم نمي توانم به شما بگويم بياييد دختر مرا براي پسرتان بگيريد كه! بايد به يك نفر ديگري بگويم برويد به فلاني بگوييد صالح علاء يك دختر خوب دارد. براي همين من هم بايد بايستم يكي بيايد و اين ترانه را ببرد. ولي از شوخي گذشته چند پيشنهاد داشته ام، اما هنوز پاسخي نداده ام.

  


نگاهي به نمايش «ماچيسمو» نوشته و كار محمد يعقوبي ؛
شكست خوردگان اميدوار

 

* آي سان نوروزي

* ماچيسمو
* نويسنده و كارگردان: محمد يعقوبي
بازيگران، علي سرابي، امير رضا دلاوري، مهدي پاكدل، آيدا كيخايي و...




خلاصه نمايش: يك زنداني از بند گريخته پاراگوئه اي همراه با يك كشيش رانده شده از كليسا، براي آزاد كردن زندانيان سياسي، قصد گروگانگيري سفير انگليس را دارند، اما به اشتباه كنسول افتخاري انگليس را مي ربايند... .
محمد يعقوبي «ماچيسمو» را براساس رمان «كنسول افتخاري» گواهام گرين نوشته و شايد به همين دليل هم هست كه نمايشنامه اقتباسي او، تفاوتهاي چشمگيري با ساير آثار اين كارگردان و نويسنده خوب تئاتر دارد.
آثار نمايشي محمد يعقوبي تا پيش از اين - عموماً - بيش از آنكه مقيد به ساختار منظم داستاني باشند، كارهايي «روايت محور» بوده اند كه اتمسفر و فضايي قوي داشتند.
آثاري چون «قرمز و ديگران»، «تصوير ماه در آب» و... آنقدر جذاب و داراي حس قوي درگير سازي تماشاگر بودند كه عدم تأكيد و توجه به ساختار كلاسيك داستاني در آنها كمتر به چشم مي آمد.
اين دست نمايشها تمام توجه و تأكيدشان را بر روي جذب مخاطب در فضا و جو نمايش و رويداد متمركز مي كردند و بنابراين ضعفهاي احتمالي ساختار نمايشنامه در آنها كمتر به چشم مي آمد و يا اينكه اصلاً ديده نمي شد.
«ماچيسمو» بر خلاف بيشتر آثار يعقوبي، يك نمايشنامه كاملاً متكي به ساختار داستاني است. حركات نمايشي در اين اثر محور و مركز روايت قرار گرفته و اهميت و ارزش آن بر ساير وجوه و عناصر دراماتيك ارجحيت و برتري مشهودي يافته.
اهداف و انگيزه هاي قهرمان، بستر اصلي رويداد را شكل مي دهند و اتفاقات را به حركت مي اندازند.
چند مبارز پاراگوئه اي با شخصيتها و اهداف كامل و تعريف شده اقدام به گروگانگيري مي كنند و يك نقش مقابل - كلنل پرز - در بستر حوادث و رويدادهاي نمايشي در مقابل آنها قرار مي گيرد.
طرح و توطئه و درگيري و كشمكش در «ماچيسمو» به طور كاملاً قاعده مند و اصولي در جهت شكل گيري ساختاري منسجم مورد پرداخت قرار گرفته اند و همين ويژگي، نمايش جديد يعقوبي را با ساير آثار او - كه اهميت چنداني به ساختار نمي دادند - متفاوت كرده است.
هر چند نوعي آشنا زدايي از روايت معمول و بر هم ريختن نظم و پيوستگي روايي در اين نمايش هم ديده مي شود؛ اما جدا كردن پرده ها و صحنه هاي نمايش و استفاده از تصوير صحنه و ويدئو آرت در فاصله ميان روايت اين صحنه ها، پرداخت متفاوتي را در حوزه روايت نمايش به وجود آورده است.
در واقع اين طور به نظر مي رسد كه كارگردان با به كارگيري اين ترفند قصد داشته تا از همذات پنداري بيش از اندازه و درگير شدن زياد تماشاگر با داستان جلوگيري كند و تا اندازه اي بتواند با كاهش تأثير داستان بر مخاطب، انديشه تماشاگرش را نيز به فعاليت وا دارد.
«ماچيسمو» كه در بيست و ششمين جشنواره تئاتر فجر جزو معدود نمايشهاي خوب و قابل تحسين بود، يكي از ديگر قوتها و قدرتهايش را بدون شك، مديون حضور تأثيرگذار و مثبت بازيگرانش است و بازيگران نمايش يعقوبي، سهم مهم و غيرقابل چشم پوشي اي در موفقيت اين اثر دارند.
علي سرابي كه براي بازي در اين نمايش جايزه بهترين بازيگر جشنواره بيست و ششم را نيز دريافت كرد، با حركت و لحن سنگين و كنترل شده اش، به زيبايي قادر به ايفاي نقش كشيش خارج شده از كليسا شده است. او با حضور چشمگير در اين نمايش - و همچنين نمايش «غولتشنها» - نويد ظهور يك بازيگر خوب ديگر را به تئاتر كشور مي دهد.
ديگر بازيگران «ماچيسمو» - امير رضا دلاوري، مهدي پاكدل، مسعود ميرطاهري، آيدا كيخايي و پونه عبدالكريم زاده - نيز براساس شخصيتهايشان به خوبي از عهده ايفاي نقشها برآمده اند و شباهت زيادي با آدمهاي داستان دارند. در اين ميان تنها اشكان جنابي در نقش «كلنل پرز» است كه به رغم بازي خوبش از نظر فيزيك و چهره كمتر به شخصيت داستاني نزديك است.
در مجموع «ماچيسمو» نمايش خوبي است كه در وهله اول داستان و رويدادهاي ساختاري آن را به خوبي در معرض انتقال به تماشاگر قرار مي دهد و در درجه دوم با وادار كردن مخاطب به تفكر درباره رويدادها به خوبي توانسته محتوا و ژرف ساختش را نيز مطرح كند و به واسطه اين انطباق زيبا شناختي خوب هم به نتيجه برسد.

  


جشن هزاره شاهنامه در 9 كشور

 

نشست دبيركل كميسيون ملي يونسكو در ايران و اعضاي هيأت امناي بنياد فردوسي درباره ارسال فرم ثبت «هزاره به پايان رسيدن سرايش شاهنامه» به يونسكو برگزار شد.
ياسر موحد فرد - دبيركل بنياد فردوسي - در گفتگو با مهر با اعلام اين خبر گفت: در نشستي كه شنبه 15 تيرماه در مقر كميسيون ملي يونسكو در ايران برگزار شد، بنياد فردوسي پيشنهاد كرد تا «هزاره سرايش شاهنامه» در فهرست رويدادهاي فرهنگي هنري و مشاهير يونسكو ثبت شود.
در اين راستا، مؤسسه فرهنگي اكو كه 10 كشور را در عضويت خود دارد اعلام آمادگي كرده تا به صورت بين المللي، هزاره شاهنامه فردوسي را با حضور 9 كشور ايران، تاجيكستان، افغانستان، قرقيزستان، پاكستان، تركيه، ازبكستان، تركمنستان و قزاقستان جشن بگيرد.
وي ادامه داد: بنياد فردوسي نيز برنامه هاي متعددي را در اين زمينه در سه حوزه كشوري، منطقه اي و بين المللي در دست دارد كه راه اندازي دانشنامه جهاني شاهنامه از جمله آنهاست. ضمناً با توجه به اينكه سال 2008 سال جهاني زبانها نامگذاري شده، بنياد فردوسي قصد دارد با همكاري نهادهاي ديگر، كنگره هايي را با عنوان نقش زبان و ادب فارسي در ميان ساير زبانهاي جهاني برگزار كند.
موحد فرد گفت: در سالهاي 2008 و 2009 ، 67 سده و هزاره از سوي يونسكو در زمينه مشاهير ادب به ثبت رسيده كه از اين جمله مي توان به هشتصد و پنجاهمين سالگرد درگذشت سنايي غرنوي، نهصد و پنجاهمين سالگرد تولد امام محمد غزالي، صد و پنجاهمين سالروز زندگي و حيات فعال سيد جمال الدين اسدآبادي و هزار و صد و پنجاهمين سالروز تولد رودكي نام برد كه در يونسكو به ثبت رسيده است.

  


و در اين نزديكي

 

غول مهربان




* بهمن صالحي
كشتم ز شرم پيري، عشق دل جوان را
بازش به شيشه كردم، اين غول مهربان را
دستي به خونت اي عشق، آلوده شد كه هرگز
چيدن نمي توانست، گلبرگ ارغوان را
با عقل عافيت جو، برگو كه شادمان باش
گردن نهادم از تو، فرمان شوكران را
سر زير پر كشيدم، در ابر آه حسرت
بردم زياد يك سر، آبي آسمان را
شور جنون من داشت بويي ز خاك فرهاد
دردا ز دست دادم، ميراث عاشقان را
سهراب را نويدي نبود ز نوشدار
واي دست مرگ! بنويس پايان داستان را...
اي مرد، مرد تنها! تقدير شومت اين بود
لعنت مكن زمين را، نفرين مكن زمان را

قرمز بيشتر تويي ...
* خسرو نوربخش
كاسه بيا قدح چرا؟ كوزه بيا، كاسه كمي
كوزه چرا؟ تو خم خوشي، بحر چرا؟ تو عالمي
اين رگ مرده را ولي سرخ فسرده را ولي
زخم نخورده را ولي تيغ بيا كه مرهمي
قوس تويي، خطر تويي، تارگ در سفر تويي
قرمز بيشتر تويي، بيشتري كه كم كمي
اي دف خوش دم آمدي دم دم و دم دم آمدي
باز فراهم آمدي اي همه فراهمي
رقص تويي، شتك تويي شيشه ترك ترك تويي
زلف كجك كجك تويي، تو خمي و خماخمي
***
باز تويي، نه من منم، هر چه تويي اگر منم
از تو چنين پسر منم اي پدري كه رستمي
شكل تهمتن تو از، شكل تو از تن تو از
صورت احسن تو از احسن صورت آدمي

مغازله تيغ
* علي سيران
تو بي قرار زميني تو برقرار زماني
تو بي قرارتريني تو برقرار تراني
چو آهوان تماشا چو ابروان كرشمه
تو چله چله كميني تو چله چله كماني
نگويمت كه اسد يا نگويمت كه غزالي
نگويمت كه هميني نگويمت كه هماني
تو وصف آينه هايي تو آيه آيه معما
تو هيچ آن كه نگنجد به حرف و گفت و گماني
تو آن مغازله تيغ و آن سماع قلم ت
وتو كيستي كه چنيني تو كيستي كه چناني
تو مثل هيچكسي نيستي به كشور هستي
نگين خاتم خضرا نگار نقش جهاني
زبان خامه به يك بيت ذوالفقار دوتا كن
نگفت و گفت تو آني نگفت و گفت، تو آني!

چند شعر كوتاه
  * سعيد بيابانكي
گزي بردار
چه كار داري زير اين سنگ
چه كسي آرميده است
فاتحه اي بخوان
وبرو ...
*
پوكه هاي گلوله هاي توپ
 گلدان شده اند
كلاه هاي آهني سربازان
گل داده اند
و من هر شب
 خواب جنگ مي بينم
*
هر وقت
توپ خورشيد
از اين كوه به آن كوه پرتاب مي شود
ماه گل مي كند

لبريز از بهار
* سيد مهدي ميرآقايي
براي ديدن رويت چه كار بايد كرد؟
چقدر از غم غربت فرار بايد كرد؟
تو مثل نور اميدي و شهر بيدار است
چگونه حس تو را استتار بايد كرد؟
در انتظار تو مانديم و جمعه ها رفتند
چقدر شكوه از اين انتظار بايد كرد
مسير آمدنت از بهار لبريز است
بيا فضاي غزل را بهار بايد كرد
و من كه غرق اميدم هميشه مي پرسم
براي ديدن رويت چه كار بايد كرد؟

  


دبير ستاد مبارزه با محصولات غيرمجاز سينمايي:
مبارزه با عرضه غيرمجاز محصولات سينمايي تداوم مي يابد

 

گروه هنر- دبير ستاد مبارزه با محصولات غير مجاز سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر تداوم مبارزه با عرضه غيرمجاز محصولات سينمايي در سراسر كشور تأكيد كرد.
ابراهيم داروغه زاده با اشاره به اقدامات انجام شده اين ستاد در سال جاري گفت: در جهت مبارزه با عرضه غير مجاز آثار سمعي و بصري و سينمايي از ابتداي سال 87 تيمهاي عملياتي ستاد، اقدام به كشف و ضبط فيلمهاي كپي غير مجاز و غير اخلاقي در استانهاي گوناگون كشور كرده است. وي با بيان اينكه بيش از 90 هزار فيلم كپي غيرمجاز و 7 هزار فيلم غيراخلاقي در استانهاي بوشهر، هرمزگان، اصفهان، چهار محال و بختياري، كرمان و لرستان كشف و ضبط شده، ادامه داد: اقدامات انجام شده در خصوص مبارزه با محصولات غير مجاز سمعي و بصري با تلاش هر چه بيشتر و با هماهنگي كليه ارگانها و نهادهاي ذي ربط در سراسر كشور همچنان ادامه خواهد داشت.

  


اختصاص بخش ويژه جشن تصوير سال 87 به آثار «نيكول فريدني»

 

بخش ويژه  جشن تصوير سال 87 به آثار مرحوم نيكول فريدني و خاطرات تصويري ديگر عكاسان از اين عكاس طبيعت اختصاص خواهد يافت.سيف ا... صمديان در گفتگو با فارس گفت: در بخش ويژه جشن تصوير سال به هنرمنداني مي پردازيم كه از ميان ما رفته اند و امسال اين بخش در اختيار آثار نيكول فريدني و آثار و خاطرات تصويري ديگر عكاسان از اين عكاس اختصاص دارد.

  


با ارسال نامه به خبرگزاري كتاب صورت گرفت؛
گلايه  مهدي غبرايي از محمد يعقوبي

 

مهدي غبرايي، مترجم و معرف رمان «دل سگ» اثر ميخائيل بولگاكف، از استفاده اين رمان براي اقتباس نمايشي توسط محمد يعقوبي، گلايه كرد.




به گزارش ايبنا، غبرايي كه اولين و تنها مترجم اين رمان است، اعتقاد دارد اگر اقتباس از ترجمه او صورت گرفته، شايسته است حقوق معنوي او رعايت مي شد و حتي اگر ترجمه او در اقتباس دخيل نبوده، از آن  جايي كه او اولين معرف اين رمان در ايران است، مشورت با او امري پسنديده تر بود.اين مترجم ضمن ابراز خوشحالي از اينكه چنين رماني به نمايش تبديل شده، اعلام كرد عوامل اين اقتباس در اجراي صحنه اي و در اجراي تله تئاتر از اين نمايش، او را در جريان نگذاشته اند.

  


فيلم جديد «ويل اسميت» در صدر جدول پرفروش ترين هاي جهان ايستاد

 

فيلم «Hancock» با نقش آفريني «ويل اسميت» در تعطيلات هفته گذشته فروش بي سابقه  78 ميليون  دلار را در سينماهاي جهان به دست آورد.اين فيلم در 47 كشور در حال نمايش پرفروش ترين بود و انگلستان با  19/3 ميليون دلار، بيشترين استقبال را از آن داشت.اكران «Hancock» دركشورهايي چون چين و امارات ركورد فروش آغازين يك فيلم هاليوودي را شكست و با توجه به در پيش بودن اكران آن در كشورهاي ديگري مانند فرانسه، مكزيك، روسيه، هلند، بلژيك، لهستان وهند انتظار مي رود فروش چشمگير فيلم جديد «ويل اسميت» همچنان ادامه داشته باشد.به گزارش خبرگزاري رويترز، در رتبه دوم پرفروش ترين هاي سينماي جهان، فيلم كارتوني «پانداي رزمي كار» قرار دارد. «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه  بلورين» ساخته «استيون اسپيلبرگ» نيز با فروش  7/1 ميليون دلاري از  62 كشور به مجموع فروش قابل توجه  429 ميليون دلار رسيد.

  


نمايشگاه رباعيات خيام در هلند برپا شد

 

با بهره گيري از شعرهاي خيام نيشابوري، نمايشگاه «روستاي هنر» در هلند برپا شد.به گزارش ايسنا، اين نمايشگاه توسط دو هنرمند هلندي، ماريا آنا ديوند و يولا بوشهير، برپا شده است كه در آن، شعرهاي خيام با ترجمه  فيتز جرالد روي خيمه ها و كوزه هايي نگاشته و در اين نمايشگاه به نمايش گذاشته شده است.
به اعتقاد اين دو هنرمند، شعرهاي شرقي مي توانند در معنويات غرب نقش مؤثري داشته باشند و هنر شرقي مي تواند پلي براي ارتباط غرب با معنويات باشد.

  


نمايش «انتهاي آسمان كجاست؟»در فهرست پروژه هاي رسمي يونسكو قرار گرفت

 

نمايش «انتهاي آسمان كجاست؟» نوشته  نغمه ثميني و به كارگرداني علي راضي در فهرست پروژه هاي رسمي سازمان جهاني يونسكو در زمينه سال جهاني زبانها قرار گرفت.علي راضي در گفتگوبا ايسنا اعلام كرد: يونسكو به عنوان بزرگترين سازمان علمي، فرهنگي و آموزشي دنيا با قرار دادن اين نمايش بر روي سايت رسمي خودش اعلام كرده كه تا آخر سال 2010 از اين پروژه تئاتري حمايت به عمل خواهد آورد. اين اتفاق براي نخستين بار است كه براي يك گروه تئاتري ايراني مي افتد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com