|
* رسول بهروش
1- مهندس علي آبادي در يكي از تازه ترين گفتگوهاي مهم و خبرساز خود، با تأكيد برمحوريت اصل صرفه جويي در دولت نهم، از

دستور سازمان تربيت بدني به باشگاه ها در مورد كاهش 20 درصدي هزينه ها درسال آينده كاري نسبت به پارسال خبر داد.
معاون رئيس جمهور، يكي از مهمترين اركان اين صرفه جويي گسترده ورزشي را تعيين سقف قرارداد براي بازيكنان و ايجاد محدوديت در دستمزد سوپراستارهاي فوتبال قلمداد كرد و از نامه سازمان به رئيس جمهور و نيز باشگاه ها در همين زمينه سخن گفت. در اينكه موضوع مهم صرفه جويي و حذف هزينه هاي زايد، حتي در پيشرفته ترين و ثروتمندترين كشورهاي دنيا هم يك ركن اساسي به شمار مي آيد، ترديدي نيست. با اين حال از تئوريسين هاي چنين طرحي يك سؤال مهم داريم؛ آيا صرفه جويي در هزينه هاي باشگاه داري صرفاً شامل كاهش حقوق بازيكنان و يا تقليل مخارج جاري از قبيل پول آب و برق و گاز و قند و چاي مي شود؟
2- پرسپوليسي ها دو فصل پيش مهاجمي به نام رافائل را استخدام كردند. اينكه اساساً جذب مهره هاي خارجي به شدت نا كارآمد كه در فوتبال ما همه گير شده است چه لطماتي به اقتصاد باشگاه داري مي زند، بحث گسترده ديگري را مي طلبد، اما در مورد اين بازيكن خاص، سرخپوشان پس از قطع اميد از وي به لحاظ فني، او را جواب كردند. چنانكه حتماً اطلاع داريد، مديريت وقت پرسپوليس و حتي مديران بعدي آن قدر در پرداخت طلب كمتر از 60 هزار دلاري رافايل اهمال كاري كردند كه بعد از يك سال كش و قوس، مبلغ پرداختي به علاوه جريمه هاي فيفا به حدود 200 هزار دلار افزايش يافت و البته 6 امتياز هم از اين تيم پرونده دار(!) كاسته شد.
3- تيم فولاد خوزستان امسال به راحتي مي توانست روي پاهاي خودش به ليگ برتر صعود كند. با اين حال، مسامحه كاري گردانندگان اين تيم در ماجراي اخراج كادر فني پرتغالي كه در رأس آنها ايناسيو قرار داشت، آن هم در حساس ترين مقطع فصل سبب شد تيم اهوازي با وجود مدتها صدرنشيني در ليگ يك, بازي مرحله حذفي را به تيم پرانگيزه پيام واگذار كند. در پي اين ناكامي، فولاد كه درهمين اثنا جام حذفي را هم از دست داده بود، مجبور شد براي بازگشت به ليگ برتر علاوه بر واگذاري امتياز ليگ يكي خود، مبلغ 40ميليارد ريال هم به طرف اصفهاني بپردازد در واقع، مي توان گفت غفلت در يك مسابقه كه مقدمات آن هم با تدابير غلط مديريتي فراهم شده بود، چيزي بيشتر از 4 ميليارد تومان براي اهوازي ها و فوتبال اين خطه آب خورد. اين پول حتماً مي توانست صرف آباداني بيشتر ورزش اهواز شود.
4- استقلال تهران كه خيلي پيش تر از حالا، دوران گذار از «عصر ناصرحجازي» را پيموده بود، با افكار علي فتح ا... زاده، كه از ابتداي ليگ هفتم (در واقع اواخرليگ ششم) به اين تيم بازگشته بود، يك بار ديگر سراغ دروازه بان اسبق خود رفت و هدايت مجموعه را به ناصرخان سپرد. اما چنانكه انتظار مي رفت، ناكامي حجازي سبب شد ابتدا فيروز كريمي و سپس امير قلعه نويي به اين تيم برگردند تا استقلال در يك سال، به جاي يك سرمربي، پول سه سرمربي را بپردازد.
5- تيم فوتبال سپاهان اصفهان كه در فصل گذشته و در ميانه هاي راه از همكاري با بوناچيچ منصرف شده بود، براي ليگ هشتم ژوران ويرارا هم نخواست. جالب اينجاست كه آنها انگين فيرات را براي نيمكت خود برگزيدند تا اين مربي آلماني براي اولين بار «سرمربيگري» را آن هم در يكي از معتبرترين تيمهاي ايران تجربه كند. قرارداد فيرات در نقش دستيار دايي با فدراسيون فوتبال 80 هزار دلار بود، اما به دلايلي نامعلوم همين فرد با تيم اصفهاني روي مبلغي بين 200 تا 300 هزار دلار به توافق رسيد!
6- ديگر تيم اصفهاني يعني ذوب آهن هم در ابتداي فصل گذشته مبادرت به استخدام چهره ناشناخته اي به نام زوران جورجويچ كرد. اما عاقبت زوران از ژوران هم وخيم تر بود! اين مربي عجيب و غريب در پي عملكرد بسيار ضعيفش پس از هشت هفته اخراج شد تا ذوبي ها يك بار ديگر متحمل پرداخت هزينه اي گزاف براي استخدام يك سرمربي ديگر شوند. بعدها جورجويچ در يك سالن ورزشي در تهران و هنگام مشاهده يك بازي بسكتبال (!) رويت شد!
7- تابستان گذشته ابراهيم توره دراكثر باشگاه هاي ايراني تست داد و حاضر بود با كمتر از 100 هزار دلار به عضويت تيمي از كشورمان در بيايد، اما چشمان تيزبين و هوشيار(!) از كشف او عاجز ماندند تا پس از يك فصل درخشش در پيكان، با سه، چهار برابر قيمت اوليه عازم پرسپوليس شود. تازه استقلال هم كه او را پارسال رد كرده بود، حاضر بود همين مبلغ را بدهد!
8- صرفه جويي در پول كيك و آبميوه و قوري و كتري و صد البته ضابطه مند شدن قرارداد بازيكنان يك الزام حياتي است، اما بايد قبول كرد مهمترين ركن صرفه جويي در باشگاه داري، مديريت بهينه و عاقلانه است. وقتي آقايان اين همه خطا مي كنند، اما بازخواست نمي شوند، نامه دستوري براي كسر از هزينه ها چه فايده اي مي تواند داشته باشد؟ |