|
* مهدي نصيري
نويسنده: عليرضا مسعودي
كارگردان: مجيد صالحي
مشاور كارگردان: رضا عطاران

بازيگران: محمد كاسبي، شهره لرستاني، علي صادقي و....
خلاصه داستان: دو خانواده از بستگان نزديك به دليل شرايط اقتصادي نا مناسب تصميم به راه اندازي و تأسيس يك شركت خدماتي گرفته اند. مشكلات شديد مالي، حوادث و موقعيتهايي را براي آنها به وجود مي آورد كه مجبور مي شوند همگي با هم در يك خانه زندگي كنند و....
***
سريالهاي طنز تلويزيوني و به ويژه آن دسته از آنها كه شكل فانتزي كمدي را براي طرح و توليد انتخاب مي كنند چند سالي است كه در ميان بينندگان تلويزيون با استقبال كمتري مواجه مي شوند.
مخاطبان پر تعداد سيما حالا ديگر توجه چنداني به فضاها و محيط سانتي مانتال و بيگانه كميك نشان نمي دهند. همين رويكرد باعث شده تا طنزسازان تلويزيوني بيش از پيش سوژه هايشان را به حوزه هاي اجتماعي و نيش و نقد كمدي را به دغدغه هاي امروزي تر بينندگانشان نزديكتر كنند. نمونه چنين رويكردي را در ميان ويژه برنامه هاي نوروزي و با سريال «مرد هزار چهره» شاهد بوديم.
اما در ميان سبكها و شيوه هاي مختلف طنز تلويزيوني، يكي از پر طرفدارترين شيوه ها كمدي تلويزيوني ساده اجتماعي «رضا عطاران» بوده كه به واسطه محور قرار دادن طبقه متوسط جامعه و حتي قشر آسيب پذيرتر (به لحاظ اقتصادي) محبوبيت بسيار زيادي پيدا كرده است.سريال تلويزيوني «سه در چهار» كه اين شبها از شبكه اول سيما روي آنتن مي رود، در ادامه اين سبك از كار توليد مي شود و حتي نام «رضا عطاران» را به عنوان مشاور كارگردان در تيتراژ خود دارد.
«سه در چهار» در همان نخستين قسمتهاي پخش ازسيما توجه عموم بينندگان تلويزيون را به خود جلب كرد و پيش بيني مي شود كه به زودي به پر مخاطب ترين برنامه تلويزيون هم تبديل شود.
اين مجموعه تلويزيوني بر خلاف خيلي از كارهاي روتين طنز تلويزيوني بر اساس يك داستان پيوسته نوشته شده و محور و بستر رويدادهايش را طبق قواعد و ساختارهاي همين داستان نيز پرداخت كرده است. دوخانواده از طبقه زير متوسط با هم شريك شده اند تا كار جديدي راه اندازي كنند و وضعيت اقتصادي شان را بهبود بخشند.در واقع پيش بيني مي شود كه همه موقعيتهاي داستاني «سه در چهار» در دو فضاي مؤثر و مطلوب «خانه» و «شركت» مورد پرداخت قرار گيرند.
عناصر و قابليت هاي موجود در شخصيتها و نوع زندگي و ارتباط آنها با يكديگر تا كنون، نشان دهنده آنست كه حتي همين خانه قديمي پايين شهري و آدمهايش مي توانند به تنهايي بستر مناسبي براي موقعيتهاي كمدي سريال باشند. نوع پرداخت شخصيتها و مشكلات آنها در همين محدوده، نيش انتقادي طنز مورد انتظار سازندگان و مخاطبان سريال را هم تيز نشان مي دهد. همچنان كه در قسمتهاي اوليه سريال شاهد چنين رويكردي بوديم.
اما آن طور كه به نظر مي رسد، مجيد صالحي قصد دارد با تأسيس شركت(احتمالاً) اين فضا را گسترش دهد و داستان را به طور مستقيم و با وسعت بيشتر وارد حوزه درگيريهاي اجتماعي نمايد. كار يك شركت خدماتي و ارتباط آن با گستره وسيعي از مردم و جامعه آنقدر قابليت و ظرفيت دارد كه محدوده پرداخت داستانهاي سريال را نسبت به نمونه هاي مشابه خانوادگي - شغلي(سريال بدون شرح و باغچه مينو) پر مايه تر و گسترده تر سازد.
منتها بايد منتظر ماند و ديد كه تقسيم داستان و موقعيتهاي آن ميان خانواده و جامعه(شغل) چگونه صورت خواهد پذيرفت. زيرا انتظار آن نيز مي رود كه خروج از محدوده ساده و صميمي خانواده، طنز ساده و روان «سه در چهار» را دگرگون سازد. در اين صورت مجيد صالحي كه نخستين تجربه اش را در زمينه كارگرداني پشت سر مي گذارد بايد هوشيارانه كار كند و خانواده صميمي و فقير داستانش را غالب بر ساير محدوده ها و حوزه ها مورد پرداخت و اهميت قراردهد.
راز موفقيت «سه در چهار» و سريالهايي از اين دست كه تا به حال تنها «عطاران» آنها را ميهمان خانه هاي مردم كرده است، همين سادگي شخصيت هاست. آدمهاي داستان «سه در چهار» همگي شبيه ما و اطرافيان ما هستند و دغدغه ها و مشكلات آنها همان دغدغه هاي ماست.
مشكلاتي نظير مسكن، جوانان، دانشگاه و... و به همين خاطر هم هست كه ما خودمان را در ميان آنها مي بينيم وبا دنيايشان همذات پنداري مي كنيم؛ مسائل و مشكلات واقعي و ملموس آنها را درك مي كنيم و براي فرار از تلخي اين مشكلات بهانه و گريزگاهي مي خواهيم كه همان طنز، كمدي و خنده است.
مجيد صالحي، موقعيتها و داستاني را براي طنز تلويزيوني اش انتخاب كرده كه به واسطه نزديك بودن و شبيه بودن به موقعيت هاي واقعي ما خنده دار و كميك است. به مشكلات دو خانواده در پيدا كردن يك ملك براي شركت توجه كنيد. آيا تمام واكنشها و موقعيتهايي كه اعضاي خانواده در داستان با آن مواجه مي شوند، نوع اغراق شده واكنشها و موقعيتهاي زندگي ما نيست؟!
اما نكته اي كه در پايان نبايد از آن غافل شد اين است كه ديالوگها و رفتارهاي كميك شخصيت هاي داستان - و بخصوص شخصيت بيژن در اين سريال - نبايد به بهانه خلق كمدي، به دامن لمپنيسم و ادبيات نازلي بيفتد كه ممكن است براي خانواده ها، بخصوص كوچكترها جوانب منفي دربر داشته باشد.
تجربه پخش اين گونه سريال ها و البته بازتابهاي اجتماعي آن طي اين سالها نشان داده كه اين برنامه ها تأثير سريع و مستقيمي روي مناسبات رفتاري و اجتماعي خانواده ها، بخصوص كودكان دارد. بنابراين سازندگان اين سريال ها بايد با در نظر گرفتن اين اصول، مراقب تأثيرات منفي احتمالي شخصيت هايي كه خلق كرده اند هم باشند. |