تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 19تیر ماه 1387


قاتل مادر بزرگ به قصاص نفس محكوم شد

 

گروه حوادث- مصدق: دادگاه كيفري استان تهران جوان 20 ساله اي را به جرم قتل مادربزرگش گناهكار شناخت و او را به قصاص نفس محكوم كرد.




به گزارش خبرنگار ما، عصر سي ويكم خرداد ماه سال 86 پيرزن 75 ساله اي به نام «زيبا» در خانه اش واقع در خيابان 15 متري افسريه مورد حمله قرار گرفت و با يك ضربه چاقو كه به صورت چكشي به قفسه سينه اش وارد شد از پاي در آمد.
بنابراين خبر، پس از اين حادثه «محمد» نوه دختري «زيبا» به دستور بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي مركز از سوي كارآگاهان پليس بازداشت شد.
در تحقيقات مقدماتي از سوي دادسراي جنايي تهران اين جوان معتاد گناهكار شناخته شد و عليه او قرار مجرميت صادر گرديد.
«محمد» صبح ديروز در شعبه 71 دادگاه كيفري به رياست قاضي عزيز محمدي تحت محاكمه كيفري قرار گرفت.
در ابتداي اين جلسه «سيفي» نماينده دادستان با قرائت كيفر خواست صادره و مجرم خواندن متهم در ارتكاب قتل مادر بزرگش از هيأت قضايي خواستار مجازات قانوني وي شد.




سپس مادر متهم و دختر بزرگ مقتول در جايگاه قرار گرفت و گفت: اگر چه در تحقيقات اوليه خواستار قصاص پسرم بودم، اما در ادامه وقتي پي بردم كه «محمد» به عمد مادرم را نكشته است، پشيمان شدم و اعلام گذشت كردم، و اكنون هم از حقم گذشت مي كنم.بعد از اظهارات دختر بزرگ مقتول خواهر وي به عنوان آخرين ولي دم از هيأت قضايي خواستار قصاص متهم شد و گفت: من هنگام جنايت در خانه مادرم نبودم و نمي دانم قتل چگونه اتفاق افتاد، اما شنيدم كه «محمد» با شوهر خواهرش درگير بود. روز حادثه هم با برداشتن چاقو مي خواست به سراغ وي برود و او را به قتل برساند، اما مادرم متوجه منظورش شد و وقتي خواست چاقو را از دستش بگيرد از سوي متهم مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته و از پاي در مي آيد.در ادامه متهم مقابل پنج قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري ايستاد و با رد اتهام ارتكاب قتل عمد گفت: من به عمد مادر بزرگم را كه تنها حامي ام بود و برايم مادري كرده بود، نكشتم.
وي در شرح ماجرا گفت: آن روز پس از دو ماه ترك اعتياد، كراك مصرف كرده بودم. حالم اصلاً خوب نبود. فقط يادم مي آيد اول خواهرم به خانه مادر بزرگم زنگ زد و سپس همسرش تماس گرفت. گفتگوي تلفني من و شوهر خواهرم به مشاجره لفظي منجر شد، در نتيجه پس از قطع تلفن به آشپزخانه رفتم و چاقويي برداشتم.
با پوشيدن كفش ها مي خواستم از خانه خارج شوم كه مادر بزرگم به تصور اينكه قصد درگيري با شوهر خواهرم را دارم به طرفم آمد. او با گرفتن دو دستم از ناحيه مچ مي خواست چاقو را از دستم بگيرد كه پايش به زانويم خورد و من كنترلم را از دست دادم. وقتي به خود آمدم، متوجه شدم چاقو به او كه روي من افتاده بود اصابت كرده است.
در ادامه قاضي عزيز محمدي از متهم سؤال كرد اما اظهارات شما در خصوص چگونگي اصابت چاقو با نظريه پزشكي قانوني كه تصريح كرده ضربه چاقو به صورت چكشي وارد شده است، مطابقت ندارد، در اين خصوص چه مي گويي؟ متهم گفت: حقيقت ماجرا را شرح دادم. قصد كشتن مادربزرگم را نداشتم. فقط مي خواهم خاله ام اين حقيقت را باور كند.اين جوان 20 ساله در آخرين دفاع از خود گفت: مرگ مادر بزرگم اتفاقي بود. من شايد در زندگي ام كارهاي اشتباهي كرده باشم اما قاتل نيستم.
گفتني است، با اخذ آخرين دفاع از متهم هيأت قضايي شعبه 71 وارد شور شدند و با اكثريت آرا «محمد» را به اتهام قتل مادر بزرگ پيرش گناهكار شناختند و حكم به قصاص نفس وي دادند.

  


اعترافات تكان دهنده عاملان جنايت در گاوداري متروكه

 

گروه حوادث- ماني قرباني: دختر جوان پس از دستگيري، جزييات جنايت در گاوداري متروكه قلعه نو را فاش كرد.




به گزارش خبرنگار ما، شامگاه نهم ارديبهشت امسال يكي از مسؤولان بيمارستان 15 خرداد ورامين با مأموران پليس تماس گرفت و گفت: ساعتي قبل پسر جواني كه با ضربههاي كارد مجروح شده بود، به بيمارستان مراجعه و ادعا كرده افراد ناشناسي پس از قتل پدرش وي را نيز با ضربه هاي كارد مجروح كرده اند.
بلافاصله گروهي از كارآگاهان پليس آگاهي پاكدشت براي بررسي موضوع، خود را به بيمارستان رساندند. اما عباس- 26 ساله- قبل از رسيدن مأموران از بيمارستان گريخته بود. كارآگاهان در نخستين گام با انجام تحقيقات ويژه پليسي و رديابي شماره پلاك خودروي او، رد عباس را در يكي از محله هاي شهر ري شناسايي كردند.
سرانجام پس از 24 ساعت عمليات ويژه پليسي او در خانه برادرش شناسايي و دستگير شد. وي پس از انتقال به اداره آگاهي در بازجوييها گفت: ساعت 7 شب ديروز، فرد ناشناسي تلفني با پدرم تماس گرفت و از او خواست خيلي سريع خودش را به گاوداري برساند. پس از اين تماس من و پدرم با عجله راهي گاوداري متروكه در جاده «قلعه نو» شديم. پدرم از چند سال قبل گاوداري را رها كرده و آنجا متروكه شده بود. ساعتي بعد كه به آنجا رسيديم، ناگهان دو مرد قوي هيكل به طرف ما حمله كرده و پس از قتل پدرم، مرا



نيز مجروح كردند.با اين اظهارات، مأموران با عجله راهي گاوداري شدند. در آنجا نيز با پيكر غرق در خون محمد- 62 ساله- رو به رو شدند. از سوي ديگر كارآگاهان در تحقيقات ويژه محلي پي بردند، ساعت چهار بعدازظهر روز حادثه عباس و دختر جواني وارد گاوداري شده بودند.
با به دست آمدن اين سر نخ پسر قرباني جنايت، بازداشت و تحت بازجوييهاي فني، پليسي قرار گرفت. او ابتدا منكر ارتكاب قتل شد، اما سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: به خاطر تحريكهاي دختر جواني به نام «حميرا» پدرم را كشتم.
او ادامه داد: حدود يك سال قبل با دختر جواني آشنا شدم. در اين مدت هر چند وقت يك بار همراه او به گاوداري متروكه پدرم مي آمديم. روز حادثه هم در گاوداري بوديم كه ناگهان پدرم به آنجا آمد. او با ديدن ما عصباني شد و بعد با هم گلاويز شديم. در جريان درگيري حميرا كاردي به من داد و گفت: پدرت را بكش.
در حالي كه گيج و دستپاچه بودم، دو ضربه به پدرم زدم كه ناگهان كارد از دستم افتاد. همان موقع پدرم خودش را به كارد رساند و مرا مجروح كرد. چند دقيقه بعد نيز با كمك «حميرا» پدرم را كشتيم و از آنجا فرار كرديم. پس از قتل، حميرا به محل نامعلومي فرار كرد و از او هيچ اطلاعي ندارم.
پس از اعترافهاي پسر جنايتكار كارآگاهان وي را به محل قتل منتقل كردند و او جزئيات ماجرا را تشريح كرد.
در ادامه كارآگاهان با تحقيقات گسترده، مخفيگاه حميرا را در پاكدشت شناسايي و او را دستگير كردند.دختر جوان در جريان بازجوييها جزييات اين جنايت را فاش كرد و گفت: عباس به دليل مشكلات مالي با پدرش اختلاف داشت و بر سر اين موضوع چند بار با يكديگر درگير شده بودند.




روز حادثه او نقشه قتل پدرش را طراحي كرد و براساس نقشه اي و به بهانه اينكه پسرش با دختر جواني به گاوداري آمده او را به آنجا كشانديم.
وقتي محمد وارد گاوداري شد، عباس با ضربه هاي كارد او را به قتل رساند. با تأييد اعترافهاي حميرا و تأييد آن از سوي عباس، بازپرس، پرونده آنها را با قرار قانوني روانه زندان كرد.

  


پيش از تولد معتاد شدم

 

* خجسته ناطق
مثلي است معروف كه مي گويند «اگر خانواده فاسد شود، جامعه فاسد مي شود.»




اين ضرب المثل در مورد بيشتر زندانيان صدق مي كند، زيرا با هر يك از آنها كه گفتگو مي كني، مي بيني پرورش يافته خانواده هاي آشفته و والدين فاسد و گمراه هستند. نازنين 20 ساله كه به جرم سرقت دستگير و زنداني شده است، قصه پر غصه زندگي اش را اين گونه تعريف مي كند:
گليم بخت مرا از ابتدا سياه بافتند، چون از وقتي كه در شكم مادرم بودم، معتادم شدم. وقتي هم كه به دنيا آمدم، در ميان دود و دم پرورش يافتم و براي اينكه راحت بخوابم و توقع مراقبت و ناز و نوازش و تغذيه صحيح نداشته باشم، مادرم كه معتاد بود با خوراندن ترياك خوابم مي كرد. سه ساله بودم كه پدر و مادرم از هم جدا شدند و پدرم دوباره ازدواج كرد. ولي از بخت سياه من زن بابا هم معتاد و خلافكار از آب درآمد و پرورش مرا معتاد ديگري برعهده گرفت؛ با اين تفاوت كه زن پدرم مرا به مصرف انواع موادمخدر ترغيب مي كرد، به طوري كه در شش سالگي آزادانه سيگار مي كشيدم و انواع موادمخدر را مثل يك معتاد حرفه اي مصرف مي كردم.
9 ساله بودم كه زن پدرم به جرم خريد و فروش موادمخدر دستگير و به اعدام محكوم شد.
پدرم كه تنها شده بود، با مادرم آشتي كرد و مرا كه وضع خرابي داشتم، وادار به ترك كردند؛ ولي متأسفانه ديري نپاييد كه پدر و مادرم دوباره از هم جدا شدند. به همين خاطر، ناچار شدم پيش مادرم زندگي كنم؛ ولي مادرم زني نبود كه بتواند به تنهايي گليم خود را از آب بيرون بكشد.
بنابراين تصميم به ازدواج گرفت. به او گفتم اگر شوهر كني، از پيش تو فرار خواهم كرد و او با بي تفاوتي گفت: هر كار مي خواهي بكن.
من در آن ايام 13 سال بيشتر نداشتم. يك روز در غياب مادرم پول و طلا و مداركم را برداشتم، سپس بليت گرفتم و رفتم پيش مادر بزرگم كه در يكي از شهرستانها زندگي مي كرد وپيرزن كه مرا با روي خوش پذيرفته بود، وسايل ادامه تحصيلم را فراهم كرد. مدتي گذشت زندگي خوبي داشتم. اعتيادم را هم ترك كرده بودم. در اين ايام، با پسر يكي از همسايه هاي مادربزرگم آشنا شدم. جوان خوبي به نظر مي رسيد. چند ماه كه از آشنايي ما گذشت، به خواستگاري ام آمد. مادربزرگم كه از قبل او را مي شناخت، با اين ازدواج موافقت كرد و به عقد او درآمدم. طي دو سالي كه در عقد بودم، ديپلم گرفتم. مادر بزرگم جهيزيه مختصري به من داد، ولي قبل از اينكه عروسي بگيريم و تشكيل زندگي بدهيم، يكي از دوستان مادربزرگم به ما اطلاع داد همسرم معتاد است. من كه هر چي بدبختي كشيده بودم، به خاطر اعتياد بود، هر دو پايم را در يك كفش كردم و گفتم: طلاق مي خواهم. سرانجام همه حق و حقوق و حتي جهيزيه ام را بخشيدم و توافقي از هم جدا شديم؛ اما انگار دنيا با من سرسازش نداشت، چون مادربزرگم از دنيا رفت و مرا تنها گذاشت. من كه نمي خواستم پيش مادرم برگردم، با چند نفر از دختران فراري خانه مجردي تشكيل دادم و يكباره همه چيزم از دست رفت. دوباره به كريستال معتاد شدم و چون درآمدي نداشتم، به سرقت و كيف زني روي آوردم ولي خوشحالم كه فرزندي ندارم تا تقاص اشتباهات و گناهان مرا پس بدهد.
* كي دستگير شدي؟
** دو سال قبل كيف خانمي را زده بودم كه 50 هزار تومان پول داشت. پول شاكي را پس دادم تا رضايت داد، و چون سابقه دار و معتاد بودم به 500 هزار تومان جريمه و پنج سال حبس محكوم شدم. دو سال آن را كشيده ام، در حال حاضر تقاضاي آزادي مشروط كرده ام ولي هنوز جوابش نيامده است.

  


گروگانگير براي دريافت پول مادرش را فرستاد!

 

گروه حوادث: گروگانگير 27 ساله اي كه براي دريافت پول از خانواده گروگان، مادرش را سر قرار فرستاده بود، توسط كارآگاهان اداره 11 پليس آگاهي تهران بزرگ دستگير شد.




به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ عباسعلي محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ در اعلام اين خبر گفت: در ساعت 22 پنجشنبه مورخه 87.4.13 مردي به نام حامد 32 ساله با مراجعه به پليس آگاهي تهران بزرگ اظهار داشت، دوستش به نام وحيد 29 ساله طي تماس تلفني با وي ادعا كرده توسط گروهي آدم ربا گروگان گرفته شده و مبلغ يك ميليون تومان تهيه و به فردي كه او اعلام خواهد كرد، تحويل دهد.
رئيس پليس آگاهي پايتخت در ادامه افزود: با تماس مجدد وحيد با حامد، ساعت 10 صبح جمعه در ميدان امام حسين(ع) با آدم ربايان قرار ملاقات مي گذارد و در محل قرار زن 50 ساله اي دستگير و به پليس آگاهي منتقل مي شود.
سرهنگ محمديان اشاره كرد: در تحقيقات اوليه از اين خانم معلوم شد، وي هيچ گونه اطلاعي از اصل ماجرا نداشته و اظهار مي دارد كه پسرش به نام فرشيد 27 ساله از او خواسته تا به جاي وي به ميدان امام حسين(ع) مراجعه و مبلغ يك ميليون تومان طلبش را از دوستش دريافت نمايد.
در ادامه رسيدگي به پرونده و تماس كارآگاهان با فرشيد، گروگان وي آزاد و در تاريخ 87.4.17 خودش را تسليم مي كند. او در اعترافات خود ادعا كرده با وحيد در كار شركت هرمي فعاليت داشته و موضوع گروگان گرفتن وحيد نيز با راهنمايي خود او بوده تا از اين طريق بتوانند به طلب خود برسند.

  


كشف 75 شيء عتيقه در مهران

 

ايلام - خبرنگار قدس: مأموران نيروي انتظامي مهران موفق به كشف و ضبط 75 قطعه اشياء عتيقه از سارقان آثار باستاني شدند.
فرمانده نيروي انتظامي مهران با اعلام اين خبر گفت: در پي تماس تلفني با مركز فوريتهاي پليسي 110 مبني بر حمل و جابه جايي عتيقه توسط افرادي با استفاده از يك دستگاه خودروي پيكان، پليس مهران بلافاصله كار اطلاعاتي و عملياتي خود را براي شناسايي و دستگيري متهمان آغاز كرد.
سرهنگ كاظمي افزود: با انجام كارهاي اطلاعاتي و فعال نمودن ايست هاي بازرسي، خودروي مورد نظر شناسايي و پس از لحظاتي تعقيب و مراقبت، توسط مأموران متوقف شد.
در اين عمليات، مأموران انتظامي شهرستان مهران موفق شدند تعداد 75 قطعه اشياي عتيقه از جمله چهار قطعه كاسه فلزي، دو قطعه كله بز، دو عدد بز كوهي، حلقه، سنجاق سر زنانه، گردنبند، يك قطعه تير پيكان، زنجير و ... كشف و ضبط كنند.
در اين ارتباط دو متهم به سرقت آثار باستاني دستگير و يك دستگاه خودروي آنها نيز ضبط شد.

  


نجات جوان 18 ساله از دام 2 زورگير قمه به دست

 

گروه حوادث - زنجاني : دو سارق زورگير كه با تهديد قمه به جواني 18 ساله حمله ور شده بودند در اجراي نقشه خود ناكام ماندند.به گزارش خبرنگارما، دو جوان موتور سوار در بلوار موسوي قوچاني مشهد به جوان 18 ساله اي حمله ور شده ودر حالي كه قمه بلندي را روي گردن وي گذاشته بودند و جوان 18 ساله مجروح شده بود قصد اخاذي وجه نقد وتلفن همراه وي را داشتند.اين حادثه در نزديكي منزل يك قاضي دادگاه تجديد نظر استان رخ داد ومقام قضايي با شنيدن سرو صداي اين جوان به كمك وي شتافت.
بر اساس اين گزارش، دو جوان زورگير ابتدا باقمه به مقام قضايي نيز حمله ورشدند، اما با حضور چند نفر ديگر از اهالي متواري شدند.جوان مجروح با كمك مقام قضايي تحويل خانواده اش شد. به گزارش خبرنگار ما، طي چند روز گذشته در حوادثي مشابه زورگيران موتورسوار به رهگذران در اين محدوده حمله ور شده و مرتكب سه فقره سرقت شده اند.
در پي وقوع اين سرقتها تيمهاي عملياتي پاسگاه انتظامي شفا تحقيقات گسترده اي را براي شناسايي و دستگيري عوامل اين سرقتها آغاز كرده اند.

  


مرگ «ندا» 4 نفر را به زندان كشاند

 

به دنبال مرگ دختري كه پرايد دزديده بود قرار مجرميت چهار نفر كه در ارتباط با اين پرونده دستگير شده اند در دادسراي جنايي تهران صادر شد.




به گزارش ايسكانيوز، يك دستگاه پرايد، شامگاه جمعه13 ارديبهشت 1387 در مسير شمال به جنوب خيابان «سئول» تهران با شدت سرسام آوري به حفاظ ورودي بزرگراه نيايش بر خورد.
سپس ناجيان ايستگاه 320 آتش نشاني و افسران كلانتري 145 ونك به آنجا رفتند تا به راننده 28 ساله كه «ندا» نام داشت كمك كنند، اما او بر اثر شدت آسيب ديدگي جان سپرده بود.
جنازه با تجهيزات آتش نشاني، بيرون كشيده و با دستور قضايي به پزشكي قانوني فرستاده شد. در آن ميان، مردي كه خود را صاحب پرايد معرفي مي كرد به پليس گفت: ساعت هفت شب بود كه يك نفر با آژانس ما تماس گرفت و خودرو خواست. نوبت من بود و به آدرس اعلام شده رفتم.
وي ادامه داد: زن جواني كه مسافرم بود بين راه تقاضاي نوشيدني كرد. من پياده شدم تا آب ميوه بخرم، اما ناگهان خودرو را دزديد و به سرعت دور شد كه....
با طرح اين شكايت، خانه اي كه از آنجا با دفتر كرايه خودرو (آژانس) تماس تلفني برقرار شده بود شناسايي و رسيدگي به ماجرا وارد مرحله تازه اي شد.
رئيس شعبه سوم دادسراي ناحيه 27 اعلام كرد: با ادامه تحقيق، مشخص شد راننده آژانس مورد نظر به نام آرش با «ندا» و مرد مورد علاقه او (فرزاد) آشنا بود و گاهي آنان را به نقاط مختلف شهر مي برد.
بازپرس «روشن» گفت: به دنبال دستگيري «آرش» فاش شد «ندا» از اواخر سال گذشته پس از ترك خانه پدرش، پيش مرد سالخورده اي كه «حميد» نام دارد زندگي مي كرد و با او ارتباط داشت. بنابراين «حميد» نيز به همراه فرزاد و پدر قرباني، بازداشت شدند.
اين مقام قضايي اضافه كرد: در ادامه بررسيها «فرزاد» اعتراف كرد در توليد شيشه (مخدر مصنوعي) دست دارد و به نظر مي رسد پاي «ندا» را هم به اين تجارت سياه كشانده بود.
روز گذشته قرار مجرميت نامبردگان از سوي رئيس شعبه سوم دادسراي جنايي پايتخت، صادر شد.

  


حوادث جهان

 

بازداشت مظنون به قتل دو دانشجو در لندن
اسكاي نيوز: مردي 33 ساله مظنون به قتل وحشيانه دو دانشجوي فرانسوي پس از مرخص شدن از بيمارستان، در اداره پليس لندن تحت بازجويي قرار گرفت.
جسد سوخته «گابريل فرز» و «لارن بونومو» هفته گذشته در لندن پيدا شد.پليس گفت: اين دو دانشجو پيش از سوزانده شدن مورد شكنجه قرار گرفته بودند.
پيش از اين يك جوان 21 ساله در رابطه با اين جنايت دستگير شده بود كه بدون محكوميت آزاد شد.
در جسد «بونومو» بيش از 200 جراحت حاصل از ضربات چاقو و در جسد «فرز» 50 جراحت ديده مي شود.
چند روز قبل از وقوع اين جنايت، سارقي با ورود به اتاق اين دو دانشجوي فرانسوي، رايانه آنها را به سرقت برده بود.

دستور قاضي براي خلاصي از گربه ها
خبرگزاري فرانسه: يك قاضي در هلند به زني كه بيش از 50 گربه در منزلش نگهداري مي كرد دستور داد تا هر چه سريعتر از شر آنها خلاص شود.
اين زن حياط اصلي، حياط خلوت و تمامي اتاقهاي منزلش را در اختيار اين گربه ها قرار داده است.
پس از شكايت همسايه ها، مسؤولان شهرداري پرونده اين زن را به دادگاهي ارجاع دادند و دادگاه نيز تشخيص داد 50 گربه براي زندگي در يك خانه تعداد بسيار زيادي است، بنابراين از اين زن خواسته شد تا فقط تعداد 10 گربه را نگه دارد و بقيه را هر چه سريعتر از آن جا بيرون كند.

جليقه ضد چاقو براي كارمندان انگليسي اجباري شد
رويترز: دولت انگليس اعلام كرد: تهيه جليقه ضد چاقو براي كارمندان انگليسي ضروري است.
در پي خشونتهاي اجتماعي در انگليس، مسؤولان اين كشور تصميم گرفتند براي در امان ماندن كاركنان دولت و كارمندان ارشد بيمارستانها از ضربات چاقوي مهاجمان، جليقه هاي ضد چاقو در اختيار آنان قرار دهند.
اين اقدام، جديدترين راهكار براي تأمين امنيت در برابر حمله با سلاحهاي سرد در انگليس است. دهها هزار نفر از كاركنان خدمات اجتماعي در انگليس براي در امان ماندن از افزايش خشونتها در جامعه، جليقه هاي ضد چاقو و ضد گلوله دريافت مي كنند.
افزايش نگراني عمومي از جرايم همراه با حمله با استفاده از چاقو در انگليس، مسؤولان بخش بهداشت و درمان و ديگر نهادهاي اين كشور را به تهيه جليقه ايمني براي كاركنان بخش اورژانس و رانندگان بيمارستانها، معلمان و مأموران پليس راهنمايي و رانندگي وادار كرده است.
اين بيانيه يك هفته پس از آن منتشر شد كه آخرين مورد از حمله با چاقو در انگليس، به كشته شدن چند نفر از جمله يك نوجوان 16 ساله در يكي از خيابانهاي جنوب لندن انجاميد.

13 مجروح در اولين روز مسابقات گاوبازي




رويترز: در اولين روز مسابقات گاوبازي در شمال اسپانيا 13 نفر مجروح و به بيمارستان منتقل شدند. حال يكي از آنان وخيم گزارش شده است. وي دچار پارگي ششها و طحال شده است. دو نفر نيز در ازدحام مردم بيهوش شدند و 10 نفر ديگر نيز دچار جراحتهايي شده اند.اين مسابقات سالانه گردشگران بسياري را به شمال اسپانيا مي كشاند.اغلب آسيب ديدگان در اين مسابقات هنگام فرار زير دست و پاي سايرين دچار آسيب ديدگي مي شوند.
يك مرد 23 ساله ايرلندي نيز حين تماشاي مسابقه از بلندترين ساختمان شهر سقوط كرد و جان خود را از دست داد.قدمت برگزاري اين مسابقات به قرن سيزدهم ميلادي باز مي گردد.گاوها نيز معمولاً پس از اتمام مسابقه توسط گاوبازان كشته مي شوند. هم اكنون اعتراضات شديدي عليه برگزاري اين مسابقات در رسانه هاي كشورهاي مختلف صورت مي پذيرد. گروههاي طرفدار حقوق حيوانات نيز به شدت مخالف چنين مسابقاتي هستند. با اين وجود، مسابقات گاوبازي همچنان در بين مردم اسپانيا از محبوبيت زيادي برخوردار است.

3 بيمار فرانسوي «زنده زنده» سوختند
ايسكانيوز: دست كم سه نفر بر اثر آتش سوزي يك بيمارستان در شرق فرانسه، جان باختند.
بيمارستان مركزي استان «اورن» فرانسه، يكشنبه شب آتش گرفت و كمك رسانان را با بالگرد به آن جا كشاند.
در نتيجه اين رخداد مهيب، سه بيمار سالخورده جان باختند و 20 نفر به خاطر دودگرفتگي به بيمارستان ديگري فرستاده شدند و حال دو نفر از آسيب ديدگان وخيم اعلام شده است.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران شماره 597
 پنجشنبه 17 رمضان 1283 ه- ق برابر با 1245 ه- ش
در اصفهان به علت نيامدن باران جماعت خبازان قيمت نان را گرانتر كرده بودند عاليجاه چراغعلي خان نايبالحكومه آنجا مطلع شده فوراً خبازان را حاضر كرده و تنبيه معقولي نموده و قدغن كرده كه نان را از يك من سه عباسي بيشتر بفروشند حتي يك ساعت و نيم از مغرب گذشته خود عاليجاه به بازار رفته و از كيفيت نان مطلع شده است بعد از آنكه معلوم شده بعضي از خبازان تقلب مي كنند چند نفر از آنها را در همانجا به فلك بسته و فرداي آن روز قيمت نان ارزان شده و به وفور پخت شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com