|
*جواد نعيمي
سلام بر آن بزرگ كه از ديده هاي ما پنهان است، اما در دلهايمان حضوري هماره دارد!
سلام بر آن درياي آبي مواج كه همگان با چشماني منتظر، در ساحل انتظارش نشسته ايم و آن روح آب را مي طلبيم!
سلام بر آن گوهر نابي كه در دل زمين و زمان و در عمق جسم و جان مردمان تلالو تابناكي دارد!
سلام بر آن صفهاي فرشتگاني كه منتظر برآمدن آفتابند و جوياي مهري نابند!
سلام بر آن سيد و سالاري كه عزت و كرامت ما، در گرو نگاه ماه اوست!
سلام ما بر آن بزرگوار پاك كه چلچلراغ شبستان افلاك است و مايه بركت خاك!
سلام بر آن فروزان اختري كه شبهاي ديجور بشر را نورباران مي كند و برف شادماني بر دلها مي نشاند!
سلام بر آن كعبه اي كه پژواك صداي دادگسترانه آن پيشواي مهر و پاكي و صفا و آزادگي را به گوش جهان مي رساند!
سلام بر آفتاب تاباني كه ستم را آب مي كند و ستم گستران را بي تاب!
سلام بر آخرين سطر كتاب بزرگ آفرينش!
سلام بر نگارگر نگاره هاي زيباي هستي، از كران تا كران گيتي!
سلام بر مولاي آخرين، مقتداي اهل دين، پيشواي دوازدهمين، ذخيره بزرگ زمان و زمين!
سلام بر گنجينه هر چه نيكي و زيبايي و فروغ و داد و توانايي و مهرباني و دادگستري!
سلام بر كسي كه هر چه از او بگوييم، باز هم در اول وصفش به جا مانده ايم! |