|
* خديجه زمانيان
چندي پيش كتاب «جنگي داشتيم، داستاني داشتيم» اثر «كامران پارسي نژاد» را مي خواندم.

در اين كتاب 13 رمان با موضوع دفاع مقدس مورد بررسي قرار گرفته است.
البته پارسي نژاد در اين كتاب تنها به نقد اثر نپرداخته، بلكه جنبه هاي آموزشي، داستان نويسي و جريانهاي مطرح در ادبيات را مورد بررسي قرار داده است.
بعد از خواندن اين اثر تصميم گرفتم پيرامون وضعيت فعلي ادبيات دفاع مقدس با اين نويسنده و پژوهشگر گفتگويي انجام دهم.
***
«كامران پارسي نژاد» متولد 1342 تهران است. او دانش آموخته رشته ادبيات انگليسي است.
وي تا به حال چندين كتاب نوشته؛ «نقد و تحليل داستانهاي سيدمحمد علي جمالزاده»، «جنگي داشتيم، داستاني داشتيم»، «ساختار و عناصر داستان/ طرح داستان» و... از جمله آثار اين منتقد و نويسنده است.
گفتگوي ما را با او پيرامون وضعيت فعلي ادبيات دفاع مقدس بخوانيد.
* با توجه به اينكه بررسي هايي درخصوص داستانهاي دفاع مقدس داشته ايد، ويژگي بارزي كه در داستانهاي دفاع مقدس فعلي مي بينيد، چه بوده است؟

** من فكر مي كنم در سالهاي اخير تحولهاي بنيادي در ساختار و مضامين داستانهاي دفاع مقدس صورت گرفته است. ژانر داستان دفاع مقدس همزمان با جنگ ايران و عراق شكل گرفت. اين داستانها با اين هدف خلق مي شدند كه بتوانند از ارزشهاي دفاع مقدس در آن زمان حمايت كنند و شرح حالي از رويدادهاي جنگ به دست دهند. در آن زمان، به خاطر محدوديت زماني كه وجود داشت داستانها با عجله و شتابي نوشته مي شد كه آنها را شعاري كرده بود و همين مسأله باعث شد نگاه مخاطب و منتقد نسبت به اين ژانر نگاه چندان خوبي نباشد.
* خب، همين خدشه بر نگاه مخاطب و قضاوت منتقد تا سالها بعد و حتي زمان حال هم ادامه دارد، به طوري كه باعث شده داستانهاي خوب دفاع مقدس كه گاهي خلق مي شود با استقبال مخاطب همراه نباشد.
** بله! هميشه اولين برداشتي كه منتقد و مخاطب از يك نوع ژانر يا داستان مي كند بسيار مهم است. اگر اثر نويسنده اي براي مخاطب خوشايند نباشد تا بخواهد اين تصور ذهني منفي را از ذهن مخاطب پاك كند با مشكلات زيادي رو به رو خواهد شد، بنابراين شكل و شمايل اوليه داستانهاي دفاع مقدس استقبال مخاطب را با مشكل مواجه كرد، اين اتفاق براي فيلم دفاع مقدس هم رخ داد، اما پس از پايان جنگ و گذشت زمان فراغتي براي نويسندگان حاصل شد كه آنها بتوانند از زاويه هاي متفاوت به جنگ بپردازند و جنگ را با دقت و تأمل بيشتري مطالعه كنند، در نتيجه قلم و نثر آنها غني تر شود. به هر حال براي اينكه بتوان گزارش درستي از يك واقعه ارايه كرد. بايد مدت زماني از واقعه بگذرد.
* شايد يكي از دلايلي كه ژانر داستان دفاع مقدس را با مشكل مواجه كرد دوري نويسندگان حرفه اي داستان نويسي در اين ژانر بود، همين خلا باعث شد كساني براي دفاع مقدس داستان بنويسند كه نويسنده حرفه اي هم نبودند؟
** يكي از دلايلي كه باعث شد نويسندگان حرفه اي درخصوص دفاع مقدس داستان ننويسند، عدم حضور آنها در جبهه ها بود. از طرفي هم كساني كه در جبهه ها حضور داشتند توانايي نوشتن نداشتند. در غرب هم اين مسأله وجود دارد و اغلب كساني كه در آن جا درخصوص جنگ آلمان و ويتنام داستان مي نويسند در اين جنگها حضور نداشته اند، اما توانسته اند با كمك خاطرات آن روزها داستان بنويسند. داستانهايي كه عمدتاً جهاني هم شده اند.
* اما براي نويسندگان ما هنوز اين اتفاق نيفتاده است؟
** اما من معتقدم همان نويسنده هاي نو قلم و سختكوشي كه همچنان مشغول نوشتن هستند، به رشد كافي رسيده اند. در حال حاضر داستانهاي قابل قبول و خوبي درخصوص دفاع مقدس نوشته مي شود، اگر چه شايد قابل مقايسه با آثار جهاني نباشند.
به نظر من، بايد نوعي آشتي ملي در فضاي فرهنگي كشور ايجاد شود و همه نويسندگان درخصوص جنگ داستان بنويسند.
* شايد برخي از نويسندگان هنوز به ژانر دفاع مقدس نگاه هنري ندارند و به عنوان يك اتفاق سياسي آن را مد نظر قرار مي دهند، براي همين به سراغ اين ژانر نمي روند، چون داستانهايي كه اخيراً چاپ شده و ادبيات داستاني دفاع مقدس را رشد داده است، توسط كساني نوشته شده كه در جنگ حضور داشته اند و آن را به چشم خود ديده اند؟
** تصميمات متوليان امور فرهنگي در شكل گيري اين نگاه بسيار مؤثر بوده است. بايد نشستهايي با حضور همه طيفهاي نويسندگان برگزار شود و اهميت نوشتن در ژانر دفاع مقدس براي همه شرح داده شود.
* سفارش دادن و نوشتن در اين ژانر توسط ناشراني خاص به نويسنده هاي خاص هم باعث شده نوشتن در اين حوزه منحصر به عده خاصي از نويسندگان شود.
** ببينيد، اگر طرح كلي يك اثر به نويسنده پيشنهاد داده شود، سفارش دادن عمل بدي نيست با توجه به اينكه سفارش موضوع در همه جاي دنيا انجام مي شود، اما نمي دانم چرا در ايران به عنوان اتهام به آن نگاه مي شود. در حال حاضر، نويسندگان بسياري هستند كه از آنها به عنوان نويسندگان استعمار نو ياد مي شود. آنها از سازمانهاي مختلف سفارش مي گيرند. مثلاً «كاترين كلمان» نويسنده اي است كه با سازمان ملل قرار داد مي بندد و رماني منطبق بر خواسته ها و انديشه هاي سازمان ملل خلق مي كند و كسي هم اعتراض نمي كند كه چرا او يك اثر سفارشي نوشته!
* اما در سفارش نويسي، نويسنده دچار خود سانسوري مي شود و به مسايلي دچار مي شود كه مي بينيم گاهي به ادبيات دفاع مقدس آسيب زده است.
** در داستان جنگ و داستان دفاع مقدس تفاوتهايي وجود دارد. طرفداران داستان دفاع مقدس معتقدند، آنچه در جنگ ايران و عراق اتفاق افتاده بيشتر مسايل ارزشي بوده است و اگر هم رويدادهاي ناخوشايندي وجود داشته در قياس با حجم ايثارها و رشادتها بسيار اندكند. وقتي هنوز به همه نقاط سفيد جنگ پرداخته نشده، چرا به سياهي ها بپردازيم !چون در تمام دنيا بر رشادت، سلحشوري و اسطوره سازي تأكيدي خاص دارند و از آن چه ندارند هم اسطوره مي سازند، اما در ايران وقتي اسطوره واقعاً وجود داشته چرا نبايد در بستر داستان معرفي شوند.
* شايد يكي ديگر از دلايلي كه مانع رشد ادبيات دفاع مقدس شد، نپرداختن نويسندگان به موضوع انقلاب و داستان انقلاب بود؟
** متأسفانه نزديكي رويداد انقلاب و جنگ باعث شد نويسندگان خواسته يا ناخواسته به ادبيات انقلاب، پشت كنند و تمام هم و غمشان را صرف توليد آثار جنگ كنند، در صورتي كه مي توانستيم بين رويدادهاي انقلاب و دفاع مقدس پل ارتباطي ايجاد كنيم.
* اين بي توجهي بر رشد ادبيات دفاع مقدس تأثيرگذار بود؟
** به هر حال اين بي توجهي باعث به وجود آمدن كاستي هايي در ادبيات دفاع مقدس شد.
در آينده، مخاطبان آثار داستاني از ما توقع داستانهايي در حوزه انقلاب را خواهند داشت، چون داستان مي تواند جزئياتي را بيان كند كه تاريخ از بيان آنها عاجز است.
به نظر من، داستانهاي جنگ و داستانهاي تاريخي رسالت بزرگي برعهده دارند و آن اين است كه آنها مي توانند حوادث و رويدادهاي مهم زمانشان را در بستر داستان روايت كنند. مثلاً رمان جنگ و صلح تنها يك رمان نيست، بلكه بيانگر تاريخ روسيه در يك مقطع زماني است. مورخان براي اثبات گفته هايشان به رمانها استناد مي كنند.
* به هر حال رمانهاي فعلي ما در جايگاهي نيستند كه بشود به آنها استناد كرد؟
** نويسندگان دفاع مقدس ما بيش از هر چيز بايد جامعه جبهه را بشناسند. منظورم از «جامعه جبهه» بررسي شرايط اقليمي، شرايط جغرافيايي و شرايط روان شناختي است كه در تك تك رزمنده ها وجود داشته است، نويسندگان بايد بدانند چه اتفاقي در شبهاي عمليات براي رزمنده ها افتاده است، اما متأسفانه نويسندگاني كه در حوزه جنگ، داستان مي نويسند، از حوزه روانشناسي جنگ و آدمهاي جنگ دور هستند، در نتيجه شخصيت پردازي داستانهاي دفاع مقدس بسيار ضعيف است و نويسندگان بيشتر راوي جنگ هستند. خواننده تا آن جا داستان جنگ را مي پسندد كه داستان ايده اي به او بدهد و احساس كند نويسنده از جهان بيني خاص برخوردار است و قرار است دريچه اي براي خواننده باز كند تا خواننده از آن منظر جنگ را تجربه كند. اگر اين شرايط براي نويسنده جنگ فراهم شود، داستان جنگ از آن چه هست، بهتر خواهد شد. |