تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 20تیر ماه 1387

[ عشقستان ]
 * گفتگو با «كامران پارسي نژاد» / نويسنده و پژوهشگر دفاع مقدس؛
تغييرات بنيادين در ساختار و مضامين داستانهاي دفاع مقدس رخ داده است
 * يادي از شهيد گرانقدر محمد رضا دستواره ؛
كنار قبر حسين، قبري را براي من خالي نگه داريد
 * گزارشي از نشست بررسي نقش زنان در دفاع مقدس؛
لاله ها رفتند اما شقايق ها مانده اند ...
 * به ياد شهيد معظم عباسعلي ترابي همت آبادي ؛پرنده رفتني است
 * بازتاب گسترده تصاوير و اخبار شهداي گمنام مجلس شوراي اسلامي
در سايت ها و وبلاگ هاي مسلمانان منطقه

گفتگو با «كامران پارسي نژاد» / نويسنده و پژوهشگر دفاع مقدس؛
تغييرات بنيادين در ساختار و مضامين داستانهاي دفاع مقدس رخ داده است

 

* خديجه زمانيان

چندي پيش كتاب «جنگي داشتيم، داستاني داشتيم» اثر «كامران پارسي نژاد» را مي خواندم.




در اين كتاب 13 رمان با موضوع دفاع مقدس مورد بررسي قرار گرفته است.
البته پارسي نژاد در اين كتاب تنها به نقد اثر نپرداخته، بلكه جنبه هاي آموزشي، داستان نويسي و جريانهاي مطرح در ادبيات را مورد بررسي قرار داده است.
بعد از خواندن اين اثر تصميم گرفتم پيرامون وضعيت فعلي ادبيات دفاع مقدس با اين نويسنده و پژوهشگر گفتگويي انجام دهم.
***
«كامران پارسي نژاد» متولد 1342 تهران است. او دانش آموخته رشته ادبيات انگليسي است.
وي تا به حال چندين كتاب نوشته؛ «نقد و تحليل داستانهاي سيدمحمد علي جمالزاده»، «جنگي داشتيم، داستاني داشتيم»، «ساختار و عناصر داستان/ طرح داستان» و... از جمله آثار اين منتقد و نويسنده است.
گفتگوي ما را با او پيرامون وضعيت فعلي ادبيات دفاع مقدس بخوانيد.
* با توجه به اينكه بررسي هايي درخصوص داستانهاي دفاع مقدس داشته ايد، ويژگي بارزي كه در داستانهاي دفاع مقدس فعلي مي بينيد، چه بوده است؟




** من فكر مي كنم در سالهاي اخير تحولهاي بنيادي در ساختار و مضامين داستانهاي دفاع مقدس صورت گرفته است. ژانر داستان دفاع مقدس همزمان با جنگ ايران و عراق شكل گرفت. اين داستانها با اين هدف خلق مي شدند كه بتوانند از ارزشهاي دفاع مقدس در آن زمان حمايت كنند و شرح حالي از رويدادهاي جنگ به دست دهند. در آن زمان، به خاطر محدوديت زماني كه وجود داشت داستانها با عجله و شتابي نوشته مي شد كه آنها را شعاري كرده بود و همين مسأله باعث شد نگاه مخاطب و منتقد نسبت به اين ژانر نگاه چندان خوبي نباشد.
* خب، همين خدشه بر نگاه مخاطب و قضاوت منتقد تا سالها بعد و حتي زمان حال هم ادامه دارد، به طوري كه باعث شده داستانهاي خوب دفاع مقدس كه گاهي خلق مي شود با استقبال مخاطب همراه نباشد.
** بله! هميشه اولين برداشتي كه منتقد و مخاطب از يك نوع ژانر يا داستان مي كند بسيار مهم است. اگر اثر نويسنده اي براي مخاطب خوشايند نباشد تا بخواهد اين تصور ذهني منفي را از ذهن مخاطب پاك كند با مشكلات زيادي رو به رو خواهد شد، بنابراين شكل و شمايل اوليه داستانهاي دفاع مقدس استقبال مخاطب را با مشكل مواجه كرد، اين اتفاق براي فيلم دفاع مقدس هم رخ داد، اما پس از پايان جنگ و گذشت زمان فراغتي براي نويسندگان حاصل شد كه آنها بتوانند از زاويه هاي متفاوت به جنگ بپردازند و جنگ را با دقت و تأمل بيشتري مطالعه كنند، در نتيجه قلم و نثر آنها غني تر شود. به هر حال براي اينكه بتوان گزارش درستي از يك واقعه ارايه كرد. بايد مدت زماني از واقعه بگذرد.
* شايد يكي از دلايلي كه ژانر داستان دفاع مقدس را با مشكل مواجه كرد دوري نويسندگان حرفه اي داستان نويسي در اين ژانر بود، همين خلا باعث شد كساني براي دفاع مقدس داستان بنويسند كه نويسنده حرفه اي هم نبودند؟
** يكي از دلايلي كه باعث شد نويسندگان حرفه اي درخصوص دفاع مقدس داستان ننويسند، عدم حضور آنها در جبهه ها بود. از طرفي هم كساني كه در جبهه ها حضور داشتند توانايي نوشتن نداشتند. در غرب هم اين مسأله وجود دارد و اغلب كساني كه در آن جا درخصوص جنگ آلمان و ويتنام داستان مي نويسند در اين جنگها حضور نداشته اند، اما توانسته اند با كمك خاطرات آن روزها داستان بنويسند. داستانهايي كه عمدتاً جهاني هم شده اند.
* اما براي نويسندگان ما هنوز اين اتفاق نيفتاده است؟
** اما من معتقدم همان نويسنده هاي نو قلم و سختكوشي كه همچنان مشغول نوشتن هستند، به رشد كافي رسيده اند. در حال حاضر داستانهاي قابل قبول و خوبي درخصوص دفاع مقدس نوشته مي شود، اگر چه شايد قابل مقايسه با آثار جهاني نباشند.
به نظر من، بايد نوعي آشتي ملي در فضاي فرهنگي كشور ايجاد شود و همه نويسندگان درخصوص جنگ داستان بنويسند.
* شايد برخي از نويسندگان هنوز به ژانر دفاع مقدس نگاه هنري ندارند و به عنوان يك اتفاق سياسي آن را مد نظر قرار مي دهند، براي همين به سراغ اين ژانر نمي روند، چون داستانهايي كه اخيراً چاپ شده و ادبيات داستاني دفاع مقدس را رشد داده است، توسط كساني نوشته شده كه در جنگ حضور داشته اند و آن را به چشم خود ديده اند؟
** تصميمات متوليان امور فرهنگي در شكل گيري اين نگاه بسيار مؤثر بوده است. بايد نشستهايي با حضور همه طيفهاي نويسندگان برگزار شود و اهميت نوشتن در ژانر دفاع مقدس براي همه شرح داده شود.
* سفارش دادن و نوشتن در اين ژانر توسط ناشراني خاص به نويسنده هاي خاص هم باعث شده نوشتن در اين حوزه منحصر به عده خاصي از نويسندگان شود.
** ببينيد، اگر طرح كلي يك اثر به نويسنده پيشنهاد داده شود، سفارش دادن عمل بدي نيست با توجه به اينكه سفارش موضوع در همه جاي دنيا انجام مي شود، اما نمي دانم چرا در ايران به عنوان اتهام به آن نگاه مي شود. در حال حاضر، نويسندگان بسياري هستند كه از آنها به عنوان نويسندگان استعمار نو ياد مي شود. آنها از سازمانهاي مختلف سفارش مي گيرند. مثلاً «كاترين كلمان» نويسنده اي است كه با سازمان ملل قرار داد مي بندد و رماني منطبق بر خواسته ها و انديشه هاي سازمان ملل خلق مي كند و كسي هم اعتراض نمي كند كه چرا او يك اثر سفارشي نوشته!
* اما در سفارش نويسي، نويسنده دچار خود سانسوري مي شود و به مسايلي دچار مي شود كه مي بينيم گاهي به ادبيات دفاع مقدس آسيب زده است.
** در داستان جنگ و داستان دفاع مقدس تفاوتهايي وجود دارد. طرفداران داستان دفاع مقدس معتقدند، آنچه در جنگ ايران و عراق اتفاق افتاده بيشتر مسايل ارزشي بوده است و اگر هم رويدادهاي ناخوشايندي وجود داشته در قياس با حجم ايثارها و رشادتها بسيار اندكند. وقتي هنوز به همه نقاط سفيد جنگ پرداخته نشده، چرا به سياهي ها بپردازيم !چون در تمام دنيا بر رشادت، سلحشوري و اسطوره سازي تأكيدي خاص دارند و از آن چه ندارند هم اسطوره مي سازند، اما در ايران وقتي اسطوره واقعاً وجود داشته چرا نبايد در بستر داستان معرفي شوند.
* شايد يكي ديگر از دلايلي كه مانع رشد ادبيات دفاع مقدس شد، نپرداختن نويسندگان به موضوع انقلاب و داستان انقلاب بود؟
** متأسفانه نزديكي رويداد انقلاب و جنگ باعث شد نويسندگان خواسته يا ناخواسته به ادبيات انقلاب، پشت كنند و تمام هم و غمشان را صرف توليد آثار جنگ كنند، در صورتي كه مي توانستيم بين رويدادهاي انقلاب و دفاع مقدس پل ارتباطي ايجاد كنيم.
* اين بي توجهي بر رشد ادبيات دفاع مقدس تأثيرگذار بود؟
** به هر حال اين بي توجهي باعث به وجود آمدن كاستي هايي در ادبيات دفاع مقدس شد.
در آينده، مخاطبان آثار داستاني از ما توقع داستانهايي در حوزه انقلاب را خواهند داشت، چون داستان مي تواند جزئياتي را بيان كند كه تاريخ از بيان آنها عاجز است.
به نظر من، داستانهاي جنگ و داستانهاي تاريخي رسالت بزرگي برعهده دارند و آن اين است كه آنها مي توانند حوادث و رويدادهاي مهم زمانشان را در بستر داستان روايت كنند. مثلاً رمان جنگ و صلح تنها يك رمان نيست، بلكه بيانگر تاريخ روسيه در يك مقطع زماني است. مورخان براي اثبات گفته هايشان به رمانها استناد مي كنند.
* به هر حال رمانهاي فعلي ما در جايگاهي نيستند كه بشود به آنها استناد كرد؟
** نويسندگان دفاع مقدس ما بيش از هر چيز بايد جامعه جبهه را بشناسند. منظورم از «جامعه جبهه» بررسي شرايط اقليمي، شرايط جغرافيايي و شرايط روان شناختي است كه در تك تك رزمنده ها وجود داشته است، نويسندگان بايد بدانند چه اتفاقي در شبهاي عمليات براي رزمنده ها افتاده است، اما متأسفانه نويسندگاني كه در حوزه جنگ، داستان مي نويسند، از حوزه روانشناسي جنگ و آدمهاي جنگ دور هستند، در نتيجه شخصيت پردازي داستانهاي دفاع مقدس بسيار ضعيف است و نويسندگان بيشتر راوي جنگ هستند. خواننده تا آن جا داستان جنگ را مي پسندد كه داستان ايده اي به او بدهد و احساس كند نويسنده از جهان بيني خاص برخوردار است و قرار است دريچه اي براي خواننده باز كند تا خواننده از آن منظر جنگ را تجربه كند. اگر اين شرايط براي نويسنده جنگ فراهم شود، داستان جنگ از آن چه هست، بهتر خواهد شد.

  


يادي از شهيد گرانقدر محمد رضا دستواره ؛
كنار قبر حسين، قبري را براي من خالي نگه داريد

 

شهيد محمدرضا دستواره در سال 1338 هجري شمسي در جنوب شهر تهران به دنيا آمد. در تمام طول دوران تحصيل از هوش و



حافظه  اي قوي برخوردار بود. او به تلاوت قرآن و شركت در مسابقات قرائت قرآن علاقه وافري داشت. زماني كه خود هنوز به سن تكليف نرسيده بود اعضاي خانواده را به انجام تكاليف الهي و رعايت اخلاق اسلامي توصيه مي  كرد و همسايگان ،او را به عنوان روحاني خانواده  اش مي  شناختند.

* فعاليتهاي سياسي- مذهبي
به واسطه حضور فعال و مستمري كه در صحنه هاي مختلف داشت توسط عوامل رژيم شناسايي و در روز 14 آبان سال 1357در دانشگاه تهران دستگير و روانه زندان گرديد، اما پس از مدتي از زندان آزاد شد. به هنگام ورود حضرت امام خميني(قدس سره) فعالانه در مراسم استقبال از آن حضرت شركت كرد و مسؤوليت امنيت قسمتي از ميدان آزادي را به عهده گرفت.
پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، جهت پاسداري از دستاوردهاي انقلاب به جمع پاسداران كميته انقلاب اسلامي و به خيل سپاهيان پاسدار پيوست و بي درنگ داوطلبانه طي ماموريت عازم كردستان شد.
* حضور در كردستان و مبارزه با ضد انقلاب
او همراه فرماندهان عزيزي چون شهيد چراغي و حاج احمد متوسليان،زحمات زيادي را در مقابله با ضد انقلاب به جان خريد و بعد از آزادسازي شهر مريوان در معيت شهيد متوسليان و ساير رزمندگان وارد شهر مريوان شد. از آنجا كه اين شهر جنگ زده پس از آزادي با مشكلات متعددي مواجه بود، سازمانها و مؤسسات دولتي تعطيل شده بودند. به دستور برادر متوسليان، برادران پاسدار در مراكز و ادارات مختلف از جمله شهرداري، راديو و تلويزيون مشغول خدمت شدند. شهيد دستواره نيز ماموريت يافت كالاهاي ضروري مردم را تهيه كرده و در اختيار آنان قراردهد. او به نحو احسن اين ماموريت را انجام داد و در روزهاي عمليات نيز مانند ساير برادران،سلاح به دست در قله  هاي مريوان با ضدانقلاب و با دشمن بعثي جنگيد. ايشان مدتي نيز فرماندهي پاسگاه شهدا در محور مريوان را به عهده گرفت.
* شهيد و دفاع مقدس
هنگامي كه سردار متوسليان ماموريت يافت تيپ محمد رسول ا...(ص)را تشكيل دهد همراه ساير برادران از مريوان به سمت جبهه  هاي جنوب عزيمت كرد و در آنجا به علت مهارت در جذب نيرو مامور تشكيل واحد پرسنلي تيپ شد. ايشان با ميل باطني كه به گردانهاي رزمي داشت روحيه اطاعت پذيري  اش باعث شد بدون هيچ گونه ابهامي مسؤوليت محوله را قبول كند. اما از فرماندهان تقاضا كرد مجاز به شركت در عمليات  ها باشد. بنابراين در روزهاي عمليات، سلاح به دست در كنار فرماندهان گردان وارد عمل مي شد.دستواره به همراه سرداران لشكر محمد رسول ا...(ص) براي ياري رساندن به مردم مسلمان و ستمديده لبنان كه مورد هجوم ناجوانمردانه رژيم اشغالگر قدس قرار گرفته بودند راهي آن ديار شد. بعد از بازگشت به فرماندهي تيپ سوم ابوذر منصوب شد و تا زمان عمليات خيبر در همين مسؤوليت به خدمت صادقانه مشغول بود. در عمليات خيبر بعد از شهادت فرمانده دلاور لشكر محمد رسول ا...(ص) شهيد حاج همت و واگذاري فرماندهي به شهيد كريمي، شهيد به عنوان قائم مقام لشكر 27حضرت رسول(ص) منصوب شد.
پس از شهادت كريمي، در كنار رزمندگان اسلام عليه كفار جنگيد و در نهايت با انتصاب فرماندهي جديد لشكر،ايشان همچنان به عنوان قائم مقام لشكر ،در خدمت جنگ و دفاع مقدس انجام وظيفه كرد. مناطق اشغالي كردستان و صحنه  هاي مختلف جبهه  هاي جنوب كشور بويژه عمليات والفجر 8 و جاده ام القصر (در فاو)شاهد دلاوريهاي عاشقانه و جانفشانيهاي اين شهيد عزيز است.
* ويژگيهاي اخلاقي
از خصوصيات بارز شهيد، خوشرويي، جذابيت، صفاي باطن، اخلاص و توكل به خدا بود. به گفته همرزمانش، جايي كه او بود غم و اندوه بيرون مي  رفت. او در روحيه دادن به رزمندگان نقش به سزايي داشت. از شجاعت بالايي برخوردار بود. تجزيه و تحليل حساب شده مسائل جنگ و قدرت تصميم گيري سريع، يكي از ويژگيهاي وي بود كه در مشكلات ،شهيد را ياري ميكرد. با آنكه از نظر جسمي بدني نحيف و لاغر داشت،خستگي ناپذيري و اعتماد به نفس او زبانزد خاص و عام بود. او در بيشتر نبردها به جز مواقعي كه مجروح شده بود حضور داشت و در شبهاي عمليات تا صبح در خط اول درگيري با دشمن و در كنار رزمندگان از نزديك به هدايت عمليات مي پرداخت. آن بزرگوار تا هنگام شهادت 11بار مجروح شد، اما هرگز از پاي ننشست و با شجاعت كم نظير با نثار جان عزيزش به دفاع از اسلام و آرمانهاي متعالي حضرت امام خميني(ره)و حفظ كيان جمهوري اسلامي ادامه داد.
* نحوه شهادت
در عمليات كربلاي1 -كه برادرش حسين در خط پدافندي شهيد شد- براي شركت در مراسم تشييع و تدفين او به تهران رفت ولي بيش از سه روز در تهران نماند و به منطقه بازگشت. وقتي به وي گفته مي  شود حداقل تا شب هفت برادرت مي  ماندي و بعد برمي  گشتي، در جواب مي  گويد به آنها گفته  ام كنار قبر حسين قبري را براي من خالي نگه داريد. بيش از 10 روز از شهادت برادرش نگذشته بود كه در عمليات كربلاي 1روز آزادسازي شهر مهران از چنگال دشمن بعثي، روح بزرگش از كالبد تن رها شد و مظلومانه به شهادت رسيد و در جرگه شهيدان كربلا راه يافت و بر سرير عند ربهم جلوس نمود.

  


گزارشي از نشست بررسي نقش زنان در دفاع مقدس؛
لاله ها رفتند اما شقايق ها مانده اند ...

 

گروه هنر- شالبافان: زنان در طول تاريخ ادبيات فارسي معمولاً با حضوري كمرنگ، به مفاهيمي زميني و دم دستي توجه كرده اند، اما در دوران دفاع مقدس اين مفاهيم در ناخودآگاه زنان شاعر به مفاهيمي والا و آسماني تبديل مي شود.
«پرويز بيگي حبيب آبادي» در نشست بررسي نقش زنان در دفاع مقدس با بيان اين مطلب گفت: در مجموعه سه جلدي «حماسه هاي هميشه» كه تذكره شاعران دفاع مقدس است، من به حدود 130 شاعر زن پرداخته ام كه نزديك به يك سوم شاعران اين تذكره را شامل مي شود.
او كه در موزه هنرهاي ديني امام علي(ع) سخن مي گفت، افزود: در «حديقة الشعرا» كه تذكره حدود 2000 شاعر دوران قاجار است، به سختي مي توان نام 70 زن را يافت و مقايسه اي اجمالي ما را به اين باور مي رساند كه حضور شاعران زن در ادبيات معاصر و بويژه ادبيات دفاع مقدس بسيار قابل توجه است.
او ادامه داد: در ادبيات گذشته فارسي در شعر شاعران زن، به استثناي «پروين اعتصامي»، «ژاله قائم مقامي» و «حياتي كرماني» ما شاهد شعري زميني و سيري قهقرائي هستيم. در ادامه اين روند و در شعر زنانه پيش از انقلاب هم به حسي نوستالوژيك برمي خوريم كه به عقيده من برخواسته از محدوديتهاي فراوان زنان در جامعه پيش از انقلاب بود.
بيگي همچنين گفت: آن چه كه در ضمير ناخودآگاه شاعران زن، پس از انقلاب به چشم مي خورد بسيار متعالي است و خود را پا به پا و نيمه آشكار، رشد داده است و همين سبب شد كه زنان ما در دوران دفاع مقدس، در پشت جبهه ها با حضوري زينب وار در حد اعلاي بضاعت خود به رزمندگان اسلام كمك كنند.
اين شاعر افزود: در شعر امروز، يك زن شاعر شعر را يك ضرورت اجتماعي مي داند و با تكيه بر اين باور تلاش مي كند كه با تكيه بر ارزشهاي اجتماعي به سرايش بپردازد و ثمره اين نگرش، به طور مثال بسامد بالاي واژگاني كليدي چون عرفان، قرآن، حماسه و افتخار در شعر ايشان است و جالب تر آن كه واژگاني چون عشق، قلب و چشم هم در شعر زنان شاعر امروز از مفهوم زميني خود تهي شده و به مفهوم متعالي رسيده اند.
خالق مجموعه «حماسه هاي هميشه» ادامه داد: اين تولد در شعر زنان شاعر، تأثيرپذيري محسوسي داشت از محيط پاك، روشن و زلالي كه همه ما را در روزهاي دفاع مقدس در برگرفته بود. شاعران زن با استفاده از اين محيط توانستند دست به كاري بزرگ بزنند و شعر زن را از زمين فاصله بدهند و آسماني كنند.
«رضا رئيسي»، نويسنده دفاع مقدس ديگر سخنران اين نشست بود كه درباره كتاب «خبرنگار جنگي»، مجموعه خاطرات مريم كاظم زاده گفت: جنگ براي بسياري از مردها مدتهاست كه تمام شده و بسياري به سراغ زندگي خود رفته اند، اما هنوز بسياري از زنها در جايگاه همسران و مادران شهيدان تاوان جنگ را مي دهند و اين مسأله تا زمان بزرگ شدن فرزندان شهدا ادامه خواهد داشت.
وي افزود: متأسفانه هميشه همسران شهدا را با هويت همسرانشان شناخته ايم حال آن كه بسياري از اين بانوان، خود نيز داراي هويت مستقل و قابل توجهي هستند.
رئيسي همچنين گفت: نسل امروز، نسل استدلال است و با ادبيات احساسي نسل گذشته رابطه برقرار نمي كند و ما بايد براي ارتباط برقرار كردن با اين نسل تلاش كنيم كه به گفتمان ايشان نزديك شويم.
در ادامه اين نشست، همچنين «حميده نظرزاده»، همسر شهيد «يوسف خورشيدي» و نويسنده كتاب«زخم پنهان» درباره اين كتاب در توضيحاتي كوتاه گفت: عنوان كتاب، برگرفته از سخنان شهيد است و نوعي نامگذاري است براي درد جانبازان شيميايي كه خود شهيد خورشيدي هم سالها پيش از شهادت از اين زخم رنج مي برد. وي همچنين گفت: اين كتاب ماجراي يك روز زندگي من با شهيد است. البته شايد براي عده اي اين حرف تعجب برانگيز باشد، اما من در اين كتاب، به هيچ وجه اغراق نكرده ام.
در پايان اين نشست هم «بهرام محمدي فر»، عكاس دفاع مقدس در سخناني گفت: همه چيز در عكس ديده نمي شود و شعرها، داستانها و نوشته ها بايد در روشن سازي بيشتر، عكس را ياري كنند.وي با اشاره به اين نكته كه «محاصره هويزه» اوج فداكاري زنان در جنگ بود گفت: حضور زنان در جبهه ها بسيار شگفت بود چرا كه علاوه بر خوراك و پوشاك، فرزندان خود را هم براي جبهه ها تدارك مي ديدند.
در ابتداي اين نشست همچنين «احد گودرزيان»، در سخناني كوتاه به بيان چگونگي شكل گيري كتاب «نيمه پنهان يك اسطوره» كه گفتگويي است با «ژيلا بديهيان» همسر «شهيد محمد ابراهيم همت» پرداخت.

  


به ياد شهيد معظم عباسعلي ترابي همت آبادي ؛پرنده رفتني است

 

* زهرا ناصحي
... خودش است، خودش و با همان نگاه و همان لبخند، همان لبخندي كه بيشتر از هميشه به دلم نشست.




آن روز او بي تاب تر از هميشه بود. من هم كاسه آب را كه پشت سرش خالي كردم دلم هري ريخت. كاسه از دستم رها شد و شكست. در را كه بستم بغض گلويم را گرفت. وقتي لب حوض كنار شمعداني ها نشستم، صورتم خيس اشك بود. عطر اطلسي ها فضاي حياط را پر كرده بود.
آسمان تاريك شب را ابرهايي تاريك تر از شب پوشانده بودند، حتي يك ستاره هم در آسمان نبود، ماه هم خودش را پنهان كرده بود. شايد آن شب تحمل درد دلهاي مرا نداشت.
آن شب تا دير وقت منتظرش بودم، ماه را مي گويم، اما گويا آن شب قصد آمدن نداشت.
عجيب دلم گرفته بود، هر طرف كه نگاه مي كردم او را مي ديدم. عباس را مي گويم، چشمهايم را بستم، باز هم ديدمش، انگار عكسش روي پلكهايم حك شده بود، به خواب كه رفتم باز ديدمش. مثل هميشه لبخند بر لبش بود، اما لبخندش مثل هميشه نبود.
پرسيد: غمگيني؟
سكوت كردم. گفت: «تحملت بايد بيشتر از اينها باشد.»
گريه كردم، گفت: «حالا كه هستم»
حرفش را ناتمام گذاشت، به سمت در رفت. فقط نگاهش مي كردم.
در ميان لباس سپيدي كه به تن داشت زيباتر شده بود. مي خواستم فرياد بزنم، مي خواستم به پايش بيفتم تا بماند، اما بغض گلويم سنگين تر از آن بود كه بگذارد حرفي بر زبان آورم. و او هنوز لبخند مي زد.
ملتمسانه نگاهش كردم، نگاهش را از من كند و به پنجره دوخت.
آرام گفت: «بلند شو»
برخاستم. ادامه داد: «آنجا ... برو آنجا»
نگاهم را به سمت پنجره چرخاندم، در آرام بسته شد، برگشتم، او ديگر آنجا نبود، صداي قدمهايش كه دور و دورتر مي شد در ميان صداي بال زدنهاي پرنده اي بي قرار كه خودش را به پنجره مي كوبيد، گم شد. پنجره را كه باز كردم كبوتري سپيد بي محابا به درون اتاق پريد. چرخيد و چرخيد و سرانجام روي شانه ام آرام گرفت. از ميان قاب شيشه اي پنجره دوباره ديدمش، عباس را مي گويم، لب حوض كنار شمعداني ها نشسته بود، وقتي نگاهم با نگاهش گره خورد دوباره لبخند زد، لبخندش عجيب به دلم نشست. هنوز محو نگاهش بودم كه رفت. چشم كه باز كردم، سپيده زده بود، بالشم خيس خيس بود عطر شب بوها بيشتر از قبل شده بود، مي دانستم كه آن روز ديگري است. همان روزي كه مدتها انتظارش را داشتم، اما منتظرش نبودم. وقتي خبر شهادتش را شنيدم، تنها چيزي كه به يادم آمد قباي سپيد و لبخند زيبايش بود.
و حالا من اينجايم. در معراج، معراجي آكنده از عطر محمدي و پر از ياس سپيد و عباس آرام آرميده است با لباس سپيد و لبخند بر لب.
درست مثل همان لبخندي كه بيشتر از هميشه بر دلم نشست.

  


بازتاب گسترده تصاوير و اخبار شهداي گمنام مجلس شوراي اسلامي
در سايت ها و وبلاگ هاي مسلمانان منطقه

 

تصاوير و اخبار شهداي گمنام مجلس شوراي اسلامي كه در هفته اول تيرماه امسال در مراسمي باشكوه همزمان با سالگرد شهادت



شهيدان هفتم تير در محوطه  مجلس شوراي اسلامي به خاك سپرده شدند به  صورت گسترده درسايتها و وبلاگهاي مسلمانان منطقه به ويژه كشورهاي عرب حاشيه  جنوبي خليج فارس انعكاس داشته است..
به  گزارش ايسنا، برخي سايت ها و وبلاگهاي كشورهاي سوريه، لبنان، تاجيكستان، عراق، كويت، بحرين، عربستان سعودي، قطر و امارات متحده عربي به صورت گسترده اين رخداد را پيگيري و منعكس كرده اند. بيشتر كاربران اين رويداد حوزه دفاع مقدس را در اين كشورها، جوانان تشكيل مي دهند كه 40 درصد از آنان تنها از كشور بحرين از اين اقدام استقبال و باعنوان روضة الصفا در پارلمان ايران از آن ياد كرده اند.
اين گزار ش مي افزايد: كاربران اينترنتي دراين كشورها در پيامهاي خود غالباً اين شهدا را ادامه دهنده شهداي صدر اسلام ناميده اند و با تجليل از آنان، آنها را مجاهدان راه خدا در مبارزه با استكبار جهاني توصيف كردند.
ايرانيان مقيم شمال قاره  آمريكا و اروپا نيز در پيامهاي اينترنتي خود با تجليل از اين شهيدان حماسه ساز آنان را مايه مباهات مسلمانان و ايرانيان در سراسر جهان ناميده اند. برزيل و آرژانتين نيز از جمله كشورهايي هستند كه برخي مسلمانان و ايرانيان مقيم اين دوكشور هم نسبت به شهداي گمنام مجلس شوراي اسلامي اداي احترام كرده و آنان را قله هاي بلند سرافرازي درجهان اسلام بر شمرند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com