|
* سيد حبيب قاآني
در شرايطي كه توليد فيلم - بخصوص آثارغيرتجاري- در سينماي ايران كار بسيار دشوار و طاقت فرسايي است، شكل گيري بخشي

غيرمرسوم در سينما با عنوان «فيلمهاي مجوزدار غيرقابل نمايش»، حكايت غريبي است كه دراين چندساله، نه تنها گره مشكلشان باز نشده، كه بر تعداد چنين آثاري افزوده هم شده است.
در چنين وضعيتي، شرايط براي اين نوع فيلمها از دو حالت خارج نيست: يا همين طور بلاتكليف مي مانند و يا سر از سي دي فروشي هاي كنار خيابان در مي آورند !البته براي صاحبان فيلمها، هر دو حالت خيلي هم تفاوتي ندارد !شايد هم در نهايت، كارگردان ترجيح بدهد فيلمش به جاي خاك خوردن در گوشه انبار، حداقل توسط قاچاقچيان سي دي به دست تماشاگر عادي برسد. اتفاقي كه تا كنون، براي خيلي از فيلمها رخ داده است.
فيلمهاي به رنگ ارغوان، تردست، سفر به هيدالو، آتشكار، يك شب ستاره مي شود، آفسايد، كارگران مشغول كارند، نيوه مانگ و ... نمونه اي از اين آثار بلاتكليف در چرخه سينماي ايران هستند كه تمامي مراحل قانوني ساخت يك فيلم را طي كرده و حتي در جشنواره فيلم فجر هم به نمايش درآمده اند، اما در نهايت، پشت در بلاتكليفي نمايش مانده اند!
يكي ازكارگردانان سينماي ايران در اين باره به خبرنگار ما مي گويد: من ركورددار ساختن فيلمهايي هستم كه هيچ گاه به نمايش عمومي در نيامده اند!

ابوالفضل جليلي كه در كارنامه فيلمسازي اش فيلمهايي همچون «حافظ»، «گل يا پوچ» و«ابجد» را دارد ادامه مي دهد: به نمايش در نيامدن يك فيلم از فيلمسازاني كه كار تجاري مي كنند، چندان مهم نيست، زيرا آنها از دولت وام مي گيرند و يا كارشان اسپانسر دارد و در نهايت با ايجاد جنجال، فيلم را به نمايش عمومي يا بازار سياه مي رسانند، مشكل اصلي در اين زمينه به فيلمسازاني برمي گردد كه آثار غير تجاري مي سازند و نمايش ندادن فيلمشان، باعث ورشكستگي آنها خواهد شد و در اين حالت، هيچ مسؤولي پاسخگوي چنين ضرري نيست.
جليلي تصريح مي كند : نكته جالب اينكه فيلم، تمامي مراحل قانوني خود را طي مي كند، اما در نهايت، با استناد به دلايلي -كه هيچ وقت توضيح داده نمي شود- به نمايش در نمي آيد.
وي درباره دو فيلم آخر خود كه به چنين سرنوشتي دچار شده اند، مي گويد: بعد از نمايش فيلم «حافظ» در جشنواره هاي مختلف، دوستان زيادي به من تبريك گفتند كه: «ديگر اين فيلم تو به نمايش عمومي خواهد رسيد»! در حالي كه با وجود داشتن مجوز، اعلام شد «فعلا صلاح نيست اين فيلم به نمايش در بيايد» و يا درباره فيلم «گل يا پوچ» مجوز نمايش صادر شده، اما از سال 84 ، هنوز شرايط و امكان نمايش آن پيش نيامده است.
چنين مسأله اي براي فيلم «به رنگ ارغوان» نيز رخ داده. فيلمي كه به دليل بودن نام ابراهيم حاتمي كيا بر آن به عنوان كارگردان، بسيار مورد توجه رسانه ها قرارگرفت. اين فيلم در شرايطي كه مجوز اكران وزارت ارشاد را داشت، از سوي يك وزارتخانه و پيش از نمايش در جشنواره بيست و سوم فيلم فجر، توقيف شد، اگرچه هيچ گاه مهر «توقيف» به طور رسمي از سوي مسؤولان بر روي آن زده نشد.
حاتمي كيا، ارديبهشت ماه گذشته و با حضور در برنامه «45 دقيقه» شبكه خبر، درباره سرنوشت فيلم توقيف شده «به رنگ ارغوان» گفت: من خودم سه چهار سال پيش، جلو نمايش اين فيلم را با توجه به شرايط آن زمان گرفتم و توقيف اين فيلم، خودخواسته بود. به نظرم امروز ، اين فيلم نبايد مشكلي براي به نمايش درآمدن داشته باشد و سعه صدر مسؤولان مي تواند آن را از محاق توقيف درآورد.
اما سيد جلال ساداتيان - تهيه كننده «به رنگ ارغوان»- در پاسخ به اين سوال كه براي حل مشكل نمايش اين فيلم چه بايد كرد، مي گويد: همان طور كه وقتي بين مجلس و دولت اختلاف نظري در مورد مسائلي به وجود مي آيد نهادي همانند مجمع تشخيص مصلحت نظام وجود دارد و مجمع تشخيص مصلحت نظام، نهادي است كه از همه طيف ها و سلايق در آن وجود دارند. به نظر مي رسد در امور سينمايي و هنري نيز بايد چنين مراجعي براي برطرف كردن چنين مشكلاتي وجود داشته باشند.
ساداتيان ادامه مي دهد: وزارت ارشاد و مديريت سينمايي در آن زمان يعني چند سال پيش با اكران اين فيلم موافق بود، ولي به دلايلي با نمايش آن فيلم مخالفت شد. دراين وضعيت، نهاد سومي وجود نداشت كه به عنوان نظر سوم دراين باره حكميت كند. امروزه همه چيز ممكن است درباره اين فيلم اتفاق بيفتد. هم ممكن است حل و فصل شود و هم ممكن است نشود. اين موضوع به نگاه مسؤولان بستگي دارد. امروزه نگاه مسؤولان به امور فرهنگي را نسبت به گذشته مساعدتر مي بينم.
اما براي محسن امير يوسفي و فيلمش «آتشكار»، همه چيز به سرعت برق و باد گذشت. از زماني كه اعلام شد «آتشكار» غيرقابل نمايش است تا زمان صدور پروانه نمايش و بعد هم دوباره توقيف آن، كمتر از سه ماه طول كشيد.
او درخصوص آخرين وضعيت نمايش فيلمش مي گويد: فعلا تنها اميدواري من، نمايش فيلم در اواخر تابستان و يا اوايل پاييز است، اگرچه هنوز هيچ چيز مشخص نيست.
او درباره فيلم ديگرش كه با مشكل اكران مواجه شده نيز مي گويد: «خواب تلخ» در سال 82 آماده نمايش شد و با وجود استقبال منتقدان در ايام جشنواره، پس از آن امكان نمايش فيلم فراهم نشد.
اين كارگردان جوان سينما مي افزايد: تنها نتيجه نمايش ندادن يك فيلم، به خاك سياه نشستن سرمايه گذاران آن است و من نيز از اين جريان مستثني نيستم.
امير يوسفي تصريح مي كند: فيلم «خواب تلخ» پروانه نمايش داشت، اما به دليل مهيا نشدن شرايط و با گذشت زمان قانوني، بايد به دنبال تمديد مجوز نمايش آن باشم، اگرچه چندان هم به اين جريان اميدوار نيستم.
از نكات جالب در اين زمينه، حضور فيلمهايي است كه در زمان نمايش جشنواره اي خود، هيچ بيننده اي، چنين عاقبتي را برايشان پيش بيني نمي كرد.
اما از ديگر كارگردانان سينما كه شش فيلم وي در اكثر جشنواره ها به نمايش در آمده و جوايز متعددي نيز كسب كرده، عليرضا اميني است كه وضعيت نمايش فيلمهايش از سال 80 تاكنون نامشخص است. وي در اين باره به خبرنگار ما مي گويد: آن قدر درباره وضعيت نامعلوم نمايش فيلمهايم صحبت كرده ام كه ديگر به اين كار تمايلي ندارم!
اميني كه فيلمهايي همچون «زمان مي ايستد»، «دانه هاي ريز برف»، «كنار رودخانه» و «نامه هاي باد» را در كارنامه اش دارد، افزود: به نظرم صحبت كردن در اين باره هيچ فايده اي ندارد ... بگذاريد ما كار خودمان را بكنيم!
ازجمله ديگر فيلمهاي بلاتكليف در سينماي ايران، «خلع سلاح» ساخته عليرضا داوود نژاد است كه در سيزدهمين جشنواره فيلم فجر در شش بخش نامزد دريافت سيمرغ بلورين شد، اما از سال 73 همچنان نمايش آن در محاق است.
داوودنژاد در اين باره به خبرنگار ما مي گويد: هميشه برايم جاي تعجب بوده اين فيلم كه در جشنواره نمايش داده شده و داستان آن نيز درباره جنگ جهاني دوم، ايران و حضور ارتش سرخ در گيلان است به چه دليل به نمايش عمومي درنمي آيد. من توقع داشتم به خاطر تهيه مشترك اين فيلم با بنياد سينمايي فارابي، امكان نمايش اين فيلم خيلي راحت تر مهيا شود، اما اين بنياد كه وظيفه اش حمايت از سينما مي باشد تا كنون تلاش چنداني براي اكران اين فيلم نكرده است.
*
با همه آنچه گفته شد، مي توان فهرست نسبتا بلند بالايي از فيلمهايي كه با دريافت مجوز ساخت و اكران توليد شده اند ارائه كرد كه چندين سال است در انتظار اكران مانده اند تا رنگ پرده را به خود ببينند و سرمايه هاي توقيف شده تهيه كنندگان خود را آزاد كنند. به راستي، نمي توان طرحي جامع براي حل اين معضل اساسي سينماي ايران ارائه كرد؟! |