تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 27تیر ماه 1387


قطعنامه 598 چگونه شگل گرفت ...؛ روند ايجاد صلح

 

* ناظران قطعنامه 598 
گزارش «خاوير پرز دكوئيار» در روزهاي آخر كارش به عنوان دبير كل سازمان ملل در مورد متجاوز شناختن عراق در جنگ، از سندهاي بسيار معتبر و قابل استناد است.




از ساعت 6.30 صبح روز دوشنبه 29 مرداد 1367  (20 اوت 1988) به درخواست «خاوير پرز دكوئيار» دبيركل وقت سازمان ملل متحد، در تمام طول مرزهاي دو كشور عراق و جمهوري اسلامي ايران مقررات آتش بس به اجرا گذاشته شد. دستور برقراري آتش بس ميان دو كشور، قبلاً و در پي پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل توسط جمهوري اسلامي ايران از سوي دكوئيار صادر شده بود. وي به موجب نخستين بند اين قطعنامه، آتش بس را اعلام و يك گروه 1300 نفره از نظاميان پاسدار صلح سازمان ملل را نيز مأمور نظارت بر آن كرده بود. اين گروه كه اصطلاحاً «يونيماگ» ناميده مي شدند، روز 28 مرداد و در آستانه برقراري آتش بس در مرز دو كشور مستقر شدند.

*«يونيماگ» ناظران سازمان ملل
براساس قطعنامه 612 مصوب 17 مرداد 1367 شوراي امنيت تشكيل شد و در ابتدا به مدت 6 ماه مأموريت يافت تا بر آتشبس در مرزهاي ايران و عراق نظارت كند، اما پس از پايان اين مدت، مأموريت گروه 6 ماه ديگر تمديد شد. «يونيماگ» متشكل از 1300 نفر بود كه از 24 كشور اعزام شده بودند. اين كشورها عبارت بودند از: آرژانتين، استراليا، اتريش، بنگلادش، كانادا، دانمارك، فنلاند، غنا، مجارستان، هند، اندونزي، ايرلند، ايتاليا، كنيا، مالزي، زلاندنو، نيجريه، نروژ، لهستان، سنگال، سوئد، تركيه، يوگسلاوي و زامبيا. تعداد اعضاي اين گروه 350 نفر ناظر نظامي و 615 نفر نظامي بود. از اين عده 80 نفر پليس نظامي، 375 نفر مأمور مخابرات، 130 نفر خدمه بالگرد و 30 نفر دريانورد بودند. همچنين 350 نفر غير نظامي نيز به انجام امور اداري در گروه اشتغال داشتند. ستاد مركزي «يونيماگ» در تهران و بغداد مستقر بود. هر يك از ستادهاي مذكور متشكل از مديريت نظاميان ناظر، مشاور سياسي ارشد، سخنگوي گروه و ساير نفرات اصلي بود كه به طور متناوب در تهران و بغداد انجام وظيفه مي كردند. رئيس گروه ناظران يك افسر ايرلندي بود و فرماندهي كل «يونيماگ» را ژنرال «اسلاوكويوويچ» تبعه يوگسلاوي برعهده داشت.

* عكس العمل سازمان ملل در مقابل جنگ
شوراي امنيت سازمان ملل متحد، براي توقف جنگ تحميلي هشت ساله عراق عليه جمهوري اسلامي ايران در مجموع هشت قطعنامه تصويب كرد: قطعنامه هاي شماره 479  514  522  540  582  588  598 و 619 .
در مورد قطعنامه 598 نكته حائز اهميت اين بود كه پيش نويس آن به صورت مشترك از سوي پنج عضو دائمي شوراي امنيت تهيه و به شوراي امنيت تسليم شده بود. شوراي امنيت در اين فاصله، به مشورتهاي فشرده خود براي تنظيم پيش نويسي كه حاوي فصل مشترك نظريات دو كشور بود، ادامه مي داد و اين قطعنامه به اتفاق آرا از تصويب شوراي امنيت گذشته بود.
در قطعنامه 598 از طرفين درگير درخواست شده بود كه «فوراً در جنگ آتش بس اعلام كرده و آن را رعايت نمايند، نيروهاي مسلح خود را تا پشت مرزهاي شناخته شده بين المللي به عقب بكشند و اسراي جنگي را آزاد كنند.»
شورا در اين قطعنامه، نگراني عميق خود را از استمرار جنگ بين ايران و عراق اعلام كرده بود و اظهار نظر كرده بود كه: «چون احتمال افزايش و گسترش جنگ مي رود، قصد دارد تمامي اقدامهاي جنگي را متوقف كند و يك صلح جامع، عادلانه، شرافتمندانه و بادوام بين ايران و عراق برقرار سازد.»
شورا در پايان قطعنامه اظهار داشته بود كه به دليل استمرار جنگ بين ايران و عراق، صلح جهاني به خطر افتاده است و در نتيجه تهديد كرده بود كه برابر مواد 39 و 40 منشور سازمان ملل عمل خواهد كرد.دولت جمهوري اسلامي ايران هر چند معتقد بود كه شوراي امنيت در قطعنامه 598 براي نخستين بار با مسأله جنگ برخوردي جدي و بنيادي نموده است، اما به دليل بعضي ضعفها و نقايص قطعنامه، از آن انتقاد و دلائل منطقي بسياري ارائه كرد. بر اين اساس قطعنامه 598 به مدت يك سال به صورت معلق نه رد و نه قبول ماند. در اين شرايط، جنگ در زمين، هوا و دريا ادامه داشت و كشتي هاي جنگي كه براي اسكورت كشتي هاي تجاري به خليج فارس اعزام مي شدند، به جنگ كشيده شدند.

* پذيرش قطعنامه از طرف ايران
جمهوري اسلامي ايران در 26 تير 1367 رسماً به «دكوئيار» اطلاع داد كه به منظور جلوگيري از كشتار و برقراري عدالت و استقرار صلح در منطقه و جهان، قطعنامه 598 را مي پذيرد.
در نامه رياست وقت جمهوري اسلامي ايران چنين آمده بود:
«همانطور كه به خوبي استحضار داريد، آتشِ جنگي كه به وسيله رژيم عراق در 22 سپتامبر 1980 با تجاوز عليه تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران آغاز گرديد، اينك ابعاد غير قابل تصوري به خود گرفته است كه كشورهاي ديگر و حتي غيرنظاميان بي گناه را نيز در شعله هاي خود گرفته است. قتل 290 نفر انسان بي گناه كه با ساقط ساختن هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران به وسيله يكي از كشتي هاي جنگي آمريكايي در خليج فارس به وقوع پيوست، نمونه اي بارز در اين خصوص است. در چنين موقعيتي، تلاشهاي جنابعالي براي اجراي قطعنامه 598 (1987) حائز اهميت ويژه اي است. در اين زمينه ما مصمم گرديديم كه رسماً اعلام داريم جمهوري اسلامي ايران به خاطر اهميت حفظ جان انسانها و برقراري عدالت و صلح و امنيت منطقه اي و بين المللي، قطعنامه 598 شوراي امنيت را مي پذيرد. ما اميدواريم كه اعلام رسمي اين موضع جمهوري اسلامي ايران به شما در ادامه تلاشهايتان كه هميشه مورد پشتيباني و استقبال ما بوده است، كمك نمايد.»
سيد علي خامنه اي، رئيس جمهوري اسلامي ايران

* نقش دكوئيار در روند ايجاد صلح
دبير كل وقت سازمان ملل متحد، 9 روز پس از اعلام رسمي ايران مبني بر پذيرش قطعنامه 598، در فاصله بين چهار مرداد 1367 تا 26 مرداد همان سال، 9 بار با وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران و 6 بار با نماينده دولت عراق براي تعيين نحوه اجراي قطعنامه 598 ملاقات كرد.
«دكوئيار» در 17 مرداد اعلام كرد كه هر دو دولت با ملاقات بين وزراي امور خارجه خود زير نظر وي موافقت كرده اند. اين ملاقات بلافاصله پس از استقرار آتش بس به منظور دستيابي به تفاهماتي براي اجراي ساير مفاد قطعنامه 598 و زمان بندي طرح اجرايي انجام گرفت. سرانجام دولتهاي ايران و عراق به دبير كل سازمان ملل اطلاع دادند كه با پيشنهاد برقراري آتش بس در سپيده دم روز 29 مرداد موافقت مي كنند.
چند روز پس از برقراري آتش بس، سفير هند در سازمان ملل اعلام كرد كه «دكوئيار» به عنوان برنده جايزه «تفاهم بين المللي در سال 1987» برگزيده شده است. اين جايزه از سال 1965 به شخصيتهايي كه به تفاهم و دوستي بين المللي كمكهاي شاياني بكنند، اعطا مي شود و جايزه «تفاهم بين المللي» به انگيزه نقش پيگير و تلاشهاي صميمانه «دكوئيار» در ايجاد آتش بس در جنگ ايران و عراق به وي اعطا شد. اين جايزه به نام «نهرو» نخستين نخست وزير هند پس از دوره استعمار انگليس، نامگذاري شده است و از جمله برندگان آن عبارتند از: اوتانت، مارتين لوتركينگ، نلسون ماندلا، اينديرا گاندي و اولاف پالمه. دكوئيار احساس خود را در مورد رابطه اش با مقامهاي ايراني، طي مصاحبه اي در سوئد چنين بيان كرد: «من هميشه داراي رابطه اي بسيار پايدار و مداوم با مقامهاي ايراني بوده ام، بنابراين دليلي براي گلايه از جمهوري اسلامي ايران ندارم. بالعكس بايد بگويم من از اعتمادي كه هميشه مقامهاي ايراني به دبير كل داشته اند، سپاسگزارم...»

* معرفي متجاوز
گزارش دكوئيار در روزهاي آخر كارش به عنوان دبير كل سازمان ملل به شوراي امنيت در مورد متجاوز شناختن عراق در جنگ، از سندهاي بسيار معتبر و قابل استناد است. همچنان كه از جملات اين سند سازمان ملل استنباط مي شود، وي از آغاز با اطلاعات دقيقي كه داشته و گزارشها و تجزيه و تحليلهايي كه دريافت مي كرده، عراق را آغاز كننده اين جنگ مي دانسته است.
وي در اين سند با صراحت مي گويد:« اين يك واقعيت است كه توضيحات عراق براي جامعه بين المللي قابل قبول و كافي نيست. بنابراين رويداد برجسته اي كه تحت عنوان موارد نقض بدان اشاره كرديم (نقض حقوق بين المللي، استفاده غير قانوني از زور و عدم احترام به تماميت ارضي يك كشور كه مسؤوليت مخاصمه را به دنبال دارد) همان حمله 22 سپتامبر 1980 عليه ايران است كه باتوجه به منشور ملل متحد و اصول شناخته شده قابل توجيه نيست و موجب مسؤوليت مخاصمه است. حتي اگر قبل از شروع مخاصمه برخي تعرضات از جانب ايران به خاك عراق صورت گرفته باشد، چنين تعرضاتي نمي تواند توجيه كننده تجاوز عراق به ايران باشد. تجاوزي كه اشغال مستمر خاك ايران را در طول مخاصمه در پي داشت. اين تجاوزي است كه ناقض ممنوعيت كاربرد زور است كه يكي از اصول حقوق بين المللي است. به عنوان مثال، من به درخواست يك يا هر دو طرف در موارد متعددي هيأتهاي كارشناسي براي تحقيق درباره موارد نقض از قبيل استفاده از تسليحات شيميايي، حمله به مناطق غيرنظامي و بدرفتاري با اسراي جنگي به صحنه نبرد اعزام كردم. با كمال تأسف اين گزارشها حاكي از وجود شواهدي از موارد نقض جدي حقوق انساني است. در يك مورد موظف بودم با تأسف عميق اين يافته كارشناسان را شاهد باشم كه عليه غير نظاميان ايران در منطقه اي در نزديكي يك شهر عاري از هر گونه حفاظت در برابر اين حملات سلاح شيميايي به كار رفته بود».

  


تمبر يادبود چهار تصوير مربوط به حضور مقام معظم رهبري
در جبهه هاي دفاع مقدس منتشر مي شود

 

گروه هنر: همزمان با هفته  دفاع مقدس، چهار تصوير مربوط به حضور مقام معظم رهبري در حماسه و جبهه هاي دفاع مقدس بر روي تمبر قرار مي گيرد.
نادر دريابان، مدير مركز فرهنگي دفاع  مقدس خرمشهر با اعلام اين خبر افزود: اين تصاوير شامل دو تصوير به يادماندني از مقام معظم رهبري در كنار رزمندگان خرمشهري در روزهاي آغازين جنگ بوده و يكي از آنها همراه با شهيد سيدمحمدعلي جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر است. دو تصوير ديگر، حضور فرمانده كل قوا در ساير جبهه هاست.در اين تصاوير، مقام معظم رهبري با لباس نظامي در جبهه ها حضور دارند.
به گفته دريابان، اين تمبرها براي اولين بار قبل از رونمايي در مركز فرهنگي دفاع مقدس و بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، در گنجينه تمبر و اسكناس آستان قدس رضوي رونمايي و در تيراژ وسيع در ايام حضور كاروان هاي راهيان نور بر روي كارت پستالهاي ويژه كه تصاوير بزرگ شده اين تمبرها هستند منتشر مي شود.
دريابان در پايان گفت: مقام معظم رهبري در طول سالهاي دفاع مقدس با گام هاي استوار در كنار رزمندگان اسلام به عنوان نماينده حضرت امام(ره) در شوراي عالي دفاع حضور گسترده اي در كنار خاكريزهاي حماسه و شرف داشتند و حضور ايشان در جبهه هاي خرمشهر يكي از پرخاطره ترين حضورها است.

  


حمايت از پايان نامه هاي دانشجويي مرتبط با دفاع مقدس

 

اداره كل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس سيستان و بلوچستان از پايان نامه هاي دانشجويي كه در حوزه دفاع مقدس باشد، حمايت مالي و معنوي مي كند.




ويسي نسب، معاون تحقيقات و پژوهش اين اداره به ايسنا گفت: دانشجويان دوره هاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري مي توانند از طريق دانشگاه و يا مراجعه مستقيم به واحد تحقيقات و پژوهش بنياد، از حمايت مالي و معنوي برخوردار شوند.وي با اشاره به تفاهمنامه  همكاري منعقده بين دانشگاه آزاد اسلامي و بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس كشور اظهار كرد: از مهرماه سال جاري دو واحد درسي با عنوان مباني دفاع مقدس به صورت اختياري به دانشجويان ارائه مي شود.

  


گفتگو با جانباز، محمود عباس زاده؛ چه كنيم، سعادت يار نشد!

 

* معصومه فرمان كيا

مي گويد: رسم است مصاحبه ها را با آدمهاي مهم و براي حرفهاي مهم مي گيرند، اما من نه آدم مهمي هستم و نه حرف مهمي



دارم !بالاخره متقاعدش مي كنم و مي گويم جنگ اهميتش وراي همه اين حرفهاست. محمود عباس زاده فوق ليسانس مديريت دارد و در يگان اطلاعاتي سپاه پاسداران مشغول فعاليت است. با چند سال سابقه حضور در ميدانهاي رزم؛ خودش مي گويد متولد سال 1344 است و...
* از كي با جنگ آشنا شديد؟
** جنگ به زندگي من خيلي زود وارد شد؛ 17 ساله بودم كه همراه گروه انجمن اسلامي مدرسه، عازم جبهه شدم. در حقيقت اولين بار را همراه با آنها به عنوان كسي رفتم كه چند بار حضور در جبهه را در كارنامه رزمندگي اش داشته است.
* يعني از آن بچه هايي بوديد كه دست مي بردند توي شناسنامه شان و...
** نه! كار به آن مراحل نكشيد. چون بچه هاي انجمن به صورت گروهي اعزام مي شدند و معمولاً سابقه چند بار حضور در منطقه را داشتند.
* اين مربوط به چه سالي مي شود؟
** سال 61، چند ماه بعد از آزادي خرمشهر.
* اولين باري كه منطقه را ديديد چه حسي داشتيد؟
** شلمچه اولين جايي بود كه در آن مستقر شديم و من به عنوان عضو ساده گروه در اطلاعات مشغول كار شدم. كمكم در گروه شناسايي جا يافتم و مسؤول بخش شناسايي شدم و... البته حالا كه به آن روزها فكر مي كنم آن جسارت را بيشتر يك امداد غيبي مي دانم.
* اين وسط كسي بود كه شما را از حضور در جبهه منع كند؟
** چرا منع كنند؟
* اينكه بگويند فرضاً حضورتان در مدرسه ضروري است و...
** نه، اصلاً!
* چطور ادامه تحصيل داديد؟
** سال اول دبيرستان نيمه تمام ماند، برگشتم ادامه دادم، سال دوم باز هم وقفه اي افتاد و به همان ترتيب ادامه دادم. سوم و چهارم را از هنرستان به فرهنگ و ادب تغيير رشته دادم و بعد هم وارد دانشگاه شدم. رشته علوم اجتماعي و بعد هم كارشناسي ارشد مديريت و...
* گفتيد كار شناسايي مناطق عملياتي را انجام مي داديد؟
** بله. در حقيقت اولين اقدام بعد از تحويل گيري مناطق، شناسايي مناطقي بود كه قرار بود عمليات در آنجا انجام شود كه با استفاده از نيروهاي اطلاعات عمليات فرضاً گزارش مي شد. از چه مناطقي مي شود به محدوده دشمن نفوذ كرد و... اين اطلاعات به رده هاي بالا گزارش مي شد تا بر مبناي آن تصميم گيري شود، اين منطقه قابليت عمليات دارد يا نه؟
* فكر مي كنيد نسل امروز ما حق دارد چه چيزهايي از زمان جنگ بداند؟
** نوارها، مصاحبه ها و فيلم ها همه گفتني ها را گفته اند، اما الان كه فكر مي كنم باورش هم برايم مشكل است كه بچه هاي زيادي همسن و سالهاي خودم در تابستان كويري مهران با آن شدت گرما براي شناسايي يك منطقه مجبور بودند در قسمتي كه در تيررس دشمن بود، تاريكي شب را پشت سر گذاشته و كار شناسايي را انجام بدهند و بعد هم صبر مي كردند هوا دوباره تاريك شود تا به مواضعشان برگردند. اين يعني گذراندن 20 ساعت زمان در گرماي شديد منطقه، زير آفتاب مهران آن هم تنها با يك قمقمه آب. همين فضا آن قدر معنوي و صميمي بود كه همه براي رفتن از هم پيشي مي گرفتند. اصلاً عين خيالشان هم نبود كه اين جا منطقه است و شايد پايشان روي مين برود و شايد اسير شوند و...!
* اصلاً خيلي از آنهايي كه در جبهه ها رشادت ميكردند به خصوص فرماندهان 20 ساله و بيست و چند ساله ها بودند، كساني كه حتي كلاسهاي نظامي خاصي هم نديده بودند!
** همين طور است! به طور كلي چند ويژگي بود كه باعث مي شد اين 20 ساله ها از پس همه كارها برآيند. يكي باورشان به خدا و معاد بود كه مسأله جنگ و دغدغه مرگ برايشان كاملاً حل شده بود. ويژگي ديگر اخلاصشان بود، همين اخلاص سبب مي شد جلوي حركتشان هيچ سدي نتواند ايستادگي كند. سومين ويژگي هم تعهدشان به امام(ره) بود و اين ويژگي ها از آنها موجودات نترسي ساخته بود، با علم به اينكه در انتظار شهادت بودند.
چنين انسانهايي چيزي براي از دست دادن نداشتند و كسي كه جز خدا عاشق هيچ موجودي نباشد، مي تواند بهترين تدبيرها را داشته باشد و برترين تصميمات را اجرا كند.و اين شايد بزرگترين ميراثي است كه جنگ براي ما به يادگار گذاشت!
* دقيقاً! و اينكه بزرگترين كارها با نيروي اراده و ايمان قابل انجام است. البته عده اي شبهه مي اندازند كه در وراي روحيه شهادت طلبي رزمندگان ما هيچ منطقي نبوده و هر چه بوده احساس بوده و بس؟!
اصلاً اين حرفها نيست. الان خيلي از نوشتارها هست كه نشان مي دهد آنها از موضوع شهادت خودشان باخبر هستند. اين معرفت است، احساس نيست !احساس نمي تواند از آينده خبر دهد. اين عقل است كه وصل به عقل ملكوتي شده؛ اين الهام است. هيچ كدام از شهيدان ما، نه جاهلانه وارد جبهه شدند و نه از سر احساس. آنها هم كه مانده اند، ثابت قدم مانده اند. وقتي با ايشان صحبت مي كني مي فهمي كه از سر احساس نرفته اند، اينها، هم علم داشتند و هم ايمان، هم اخلاص داشتند هم عمل.
* خود شما در چند عمليات شركت داشته ايد؟
** در عملياتهاي مختلفي حضور داشتم. از والفجر مقدماتي، والفجر1، والفجر3، والفجر8  تا كربلاي 4 و 5 و...
* كدام يك از عملياتها بيشتر از همه به دلتان چسبيده است؟!
** والفجر 8 و والفجر 3 را خيلي دوست دارم!
* در مدت حضورتان در جبهه چند بار احتمال مي داديد شهيد يا اسير شويد؟
** آدم پا در اين راه كه مي گذارد به احتمال همين چيزها مي رود. چه كنيم سعادت يار نشد.

  


به جبهه كه مي آيي دلت پر از پرنده مي  شود

 

به جبهه كه مي  آيي دلت پر از پرنده مي  شود و از شعر و شور و ترانه، ذهنت را آكنده. به دستهاي پر از دعا محتاج مي  شوي و هيچ چيزي جز اجابت و عيادت، دلت را راضي نمي  كند...




در وبلاگ «راهيان سرزمين نور» به نشاني rahyane-noor.blogfa.com آمده است: به جبهه كه مي آيي صداي بال و پرواز تو را تا آسمانها مي  برند و نفس فرشته  ها را كنار شانه  هايت حس مي  كني و آيينه  هاي شفاف، ديگر بار باراني  اند.
صداها همديگر را پيدا مي  كنند و دستها پر از باران مي  شوند و خاك سرخ مي  شود و بهترين ترانه ترنم شكستن است؛ شكستن دل، شكستن بغض؛ به جبهه كه مي  رسي خاكريزها برايت از دلهاي غريب مي  گويند، از پيشاني  هاي شكفته در خون، از حنجره  هاي ناتمام، از نگاه  هاي صميمي مانده برخاك.
به جبهه كه مي  رسي پيوند مي  خوري با غروب، پيوند مي  خوري با هزار آواز كه لابه لاي نخلها گمنام مانده  اند و نواي بي  نواي ني  ها تو را دوره مي  كنند. تو ديگر در خاك نيستي؛ با هر لبخند نگاهي تازه مي  بيني كه از محاصره آمده است، با هر لبخند، باراني از آواز مي  بيني كه پشت پنجره  ها، بي  قرار آسمان مانده  اند. با هر لبخند، خلوتي مي  بيني دلنشين كه در آن هر فرشته به سوگ است.
آن سوي دشت همه آرميده  اند، با لبخندهايي كه در آغوش ميدان مين خشكيده  اند، سواراني كه كوله بارشان دلتنگي بود و حسرت رفتن، دلهايي كه دل بسته نبودند و در خاموشي مأوا نگزيدند و جاده  هايي كه انتهايشان بهشت بود و مهرباني و راه  هايي كه در امتداد غروب و غريبي شكفتند و باران، مادرانه، به انتظار آنان نشسته است.
اكنون كنار اين خاكريزها سر بر شانه نخلها به راه  هاي رفته مي  انديشم، به جاده  هايي كه هنوز مرا به خود مي  خوانند، به غروبهايي كه هنوز در غوغاي غريبي، غم و بغض پرواز مي  دهند و ني  هايي كه در ساحل مجنون دم گرفته  اند و موجهايي كه در كرانه اروند به اعماق خويش مي  نگرند. اينجا زير سايه دل  انگيز نخلها همه دلتنگي  ام فضاي پژمرده دو كوهه است.
همه بغضم خاك سبز شلمچه است. همه بي  قراري  ام، غروب معمايي تپه هاي قلاويزان است. همه نگاهم آسمان باراني فكه است. همه گلويم، دم ليلايي ني  هاي جزيره مجنون است. همه خوابهايم، بوي نيلوفري شبهاي هور است. همه گلويم دوري از آوازهاي مهربان جا مانده در طلاييه است. مانده  ام اين همه باران را كجا ببارم.
خوشا شبهاي مهتابي جبهه !خوشا كانالهاي ارتباطي بهشت؛ خوشا چادرهاي چلچله  نشين كرخه !خوشا نخلهاي آغشته به نماز !خوشا دمي نواي كاروانهاي حاشيه كارون !خوشا ساحل رو به بهشت اروند !خوشا آسمان پر از پنجره شلمچه! خوشا سنگرهاي پر از اجابت شاخ شميران !خوشا گلوهاي پر از دلتنگي و بغض دوعيجي! خوشا ستاره  هاي بي  فروغ  ام الرصاص !خوشا كوزه بدوشان جزيره سهيل !خوشا جام نوشان گردان كميل!
اكنون شب مجنوني مانده است؛ نه ني ساحل سرايي، نهدم گيراي كميلي به گوش مي  رسد، نه آوازهاي زلال چشم از خواب رميده  اي، نه بوي بال كبوتري مي  آيد، نه عطر خوش سواري.فكه پر از فرشته مي  شود. درختها از آسمانها به شلمچه مي  آيند...

  


لوح فشرده زندگينامه شهدا به پژوهشكده علوم و معارف دفاع مقدس اهدا شد

 

در مراسم ويژه اي با حضور سردار «ميرفيصل باقرزاده » رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، 313 قطعه لوح فشرده حاوي زندگي نامه شهدا و رزمندگان مناطق عملياتي غرب و شمال غرب به پژوهشكده علوم و معارف دفاع مقدس اهدا شد.
به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي و امور بين الملل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، اين لوحهاي فشرده شامل خاطرات، زندگي نامه، وصيت نامه و عملياتهاي صورت گرفته و همچنين ترجمه متون مربوط به شهيد سرلشگر پاسدار «محمد بروجردي» و شهيد سرلشگر پاسدار «ناصر كاظمي» به زبان انگليسي است .
دراين مراسم همچنين سردار« سوداگر» رئيس پژوهشكده علوم و معارف دفاع مقدس در سخناني از تلاشهاي ماندگار تهيه كنندگان اين لوحها قدرداني كرد.وي در ادامه با انتقاد از كمبود امكانات رايانه اي در كشور در بخش دفاع مقدس، به كمبود بودجه در خصوص نگهداري ديجيتالي اسناد و مدارك دفاع مقدس اشاره كرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com