تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 29تیر ماه 1387


نگاهي به آرا و زندگي استاد سيد جلال الدين همايي؛
عارف، پژوهشگر و انديشمند ايران زمين ؛ هماي طريقت، عرفان و ادب

 

حسين فرزانه

اشاره: بيست و هشتم تيرماه، سالروز درگذشت يكي از پژوهشگران فرهيخته ايراني است كه سالها در مسير شناساندن فرهنگ



ايراني - اسلامي به مخاطبان پارسي زبان، سختيهاي فراوان را به جان خريد. استاد سيد جلال الدين همايي، هشتاد سال عمر پربركت خود را پيوسته صرف تعليم، تربيت و اشاعه فرهنگ، ادب و معارف اسلامي كرد و آثار برجسته اي از خود به يادگار نهاد كه پاسخگوي بسياري از سؤالهاي دانش پژوهان خواهد بود.

* سيري در زندگي استاد همايي
استاد سيدجلال الدين همايي در 13 دي ماه 1278 هجري شمسي در اصفهان چشم به جهان گشود. پدر وي «طرب شيرازي» و پدر بزرگش «هماي شيرازي»، هر دو از شاعران بنام دوره خود بودند. جلال الدين همايي درس خواندن را از 4 سالگي نزد پدر و مادر خويش آغاز كرد. او همچنين نزد مادر خواندن قرآن، گلستان و غزليات حافظ را فرا گرفت. پس از آن به مكتب سپرده شد تا اصول دين، اخلاق و آداب اسلامي را فراگيرد. وي در شش سالگي به مدرسه «حقايق» و پس از يك سال اقامت در آنجا به مدرسه «قدسيه» روانه شد و در آنجا حساب و هندسه جديد، تاريخ و جغرافيا را آموخت.
وي «مطول» و بخشي از «شرح لمعه» را نزد آقا شيخ علي يزدي خواند و نيز بابهاي آخر «مغني» و «شرح نظام» و برخي ديگر از متون ادبيات عرب را در محضر حاج سيد كاظم كروندي كسب كرد. «شرايع تحقق» و «مكاسب» شيخ انصاري را از آخوند ملاعبدالكريم گزي فرا گرفت. وي همچنين «شرح باب هادي عشر» و «رجال» و «علم درايه» را نزد ميرزا احمد اصفهاني و كتاب «قوانين الاصول» را پيش آقا سيد مهدي درچه اي و قسمتي از فقه و اصول را نزد حاج مير محمد صادق خاتون آبادي تلمذ كرد.
در علوم عقلي نيز مرحوم همايي، امهات متون فلسفي و عرفاني مانند «شرح منظومه»، «اشارات» و «شفا» شيخ الرئيس ابن سينا و «اسفار ملاصدرا» را نزد شيخ محمد خراساني آموخت. وي همچنين كليات «قانون» را نزد شيخ محمد حكيم و بخش معالجات قانون را نزد حاج ميرزا علي شيرازي فراگرفت.
استاد همايي به دليل سختكوشي هاي مستمر خود پس از چندي، اجازه روايت و اجتهاد را از چند تن از علماي بزرگ دوره خود دريافت كرد كه از جمله آنها، اجازه روايت و اجتهاد از آية ا... حاج شيخ مرتضي آشتياني، آية ا... شيخ محمد حسين فشاركي، آية ا... سيد محمد نجف آبادي، آية ا... ميرزا ابوطالب محتشمي و آية ا... حاج ميرزا عبدالحسين سيد العراقين خاتون آبادي هستند.
استاد همايي در سال 1300 شمسي، تدريس در مدارس جديد اصفهان را آغاز كرد . وي در سال 1307 از اصفهان به تهران آمد و به استخدام وزارت معارف درآمد و به منظور تدريس راهي تبريز شد. او در سال 1310 بار ديگر به تهران منتقل شد و در دبيرستان دارالفنون، دبيرستان شرف مظفري و دبيرستان نظام به تدريس ادبيات پرداخت. وي در سال 1314 به دانشگاه راه يافت و سالها در دوره دكتراي دانشكده هاي حقوق و ادبيات تدريس كرد. سرانجام استاد همايي در 28 تيرماه 1359 شمسي بر اثر عارضه قلبي چشم از جهان فروبست . پيكر وي به زادگاهش اصفهان منتقل و در تكيه لسان الارض به خاك سپرده شد.
استاد جلال الدين همايي در طول عمر پربركت خود، علاوه بر تصحيح چند كتاب، به تأليف دهها جلد اثر مهم علمي مبادرت ورزيد كه «تاريخ ادبيات ايران»، «غزالي نامه»، «رساله در شرح احوال سروش اصفهاني»، «خيامي نامه»، «تفسير مثنوي مولوي»، «فنون بلاغت و صناعات ادبي»، «مولوي نامه يا مولوي چه مي گويد؟»، «مختاري نامه يا مقدمه ديوان عثمان مختاري»، «اسرار و آثار واقعه كربلا»، «تصوف در اسلام»، «تاريخ علوم اسلامي» و «ديوان سنا»، از مهمترين آنها به شمار مي آيند.

مرد طريقت
استاد همايي همان گونه كه در علوم عقلي و نقلي از نوادر روزگار خود بود، درسجاياي اخلاقي و فضايل معنوي از برگزيدگان به شمار مي آمد، چنانكه از بزرگترين ويژگيهاي اخلاقي وي مي توان پايبندي به شريعت را نام برد. او جهان بيني اهل تصوف را كه به بهانه وصول به حقيقت، شريعت را رها مي كردند، سخت تخطئه مي نمود و چنين بيان مي داشت كه رسيدن به مرحله طريقت و حقيقت جز از راه شريعت و التزام به عبادت و رعايت حلال و حرام شرعي، اصلاً و ابداً ممكن و ميسر نيست. وي همچنين بارها از سختكوشي علمي خود در دوره تحصيل و تحقيق ياد كرده است. كارنامه فكري وي هم مؤيد اين ويژگي اوست. از ديگر ويژگي هاي وي مي توان به علاقه و عشق به دانش نام برد. او زندگي زاهدانه اي داشت كه باتقوا، مناعت طبع و اخلاق عارفانه همراه بود.
وي نسبت به گذشت زمان بسيار حساس بود و در توصيه به جوانان مي فرمود: «كاري بكنيد كه عمر شما جز در راه سعادت و مصلحت خودتان و ملت و كشورتان نباشد. ملتي رو به ترقي است كه نسل آينده آن از گذشته بهتر باشد».

استاد به روايت ديگران
استاد سيد جلال الدين آشتياني درباره استاد همايي مي گويد: يكي از بزرگان عصر ما كه در جامعيت بي نظير و در اخلاق و سلامت و لطافت روح كم نظير بود استاد همايي است كه از تمامي معاصران خود جامع تر و مافوق تر بود.
دكتر اسماعيل حاكمي نيز كه از شاگردان استاد بوده، در توصيف ايشان مي گويد: وي انساني والا و شخصيتي كم نظير بود؛ دانشمندي آزاده و عارفي وارسته و نسبت به شاگردان خود مهربان و دلسوز بود، خطي خوش داشت و در نوشتن و نگارش بسيار دقيق و نكته بين بود. تا آنجا كه با وسواس و تأمل و دقت زياد قلم بر كاغذي مي نهاد و با تأني به نوشتن ادامه مي داد.
فضل ا... رضا نيز مي گويد: ارج مخصوص كه به استاد همايي دارم، بر مبناي آزادگي و وارستگي اوست در كار معرفت- دوري او از مشاغل و مناصب و جاه و مقام - و استمرار در پژوهش.
دكتر ضياءالدين سجادي نيز سخن گفتن درباره علامه همايي را پيمانه اي برگرفته از آب دريا مي داند و در وصف وي بيان مي دارد: اين همه دانش و اطلاع در كسي جمع است كه در دينداري و تقوا و فضيلت كامل و شاخص و ممتاز است و اينها شاگردان را راهنما و سرمشق بوده است و خواهد بود.
دكتر ذبيح ا... صفا نيز بيان مي دارد: استاد همايي را چنان كه هست بايد شناخت و دانست كه ارزش او در چيست. وي دانش پژوهي واقعي را در مقام ادوار حيات خود حفظ كرده است و آني از مطالعه و تحقيق در راه افزايش اطلاعات خود و رفع مشكلاتي كه در اين راه دور و دراز وجود دارد، فارغ نيست.

آرا و انديشه هاي استاد
استاد همايي، دين و فلسفه را از يكديگر تفكيك مينمود و اعتقاد داشت كه دين و فلسفه هر كدام راه، روش، مبنا و هدف خاصي دارد كه از آنها نبايد عدول كرد. وي معتقد بود حكمت ايماني كه انسان را به سرمنزل مقصود مي رساند، غير از فلسفه يوناني است و نبايد اصطلاح حكمت در قرآن را به معاني فلسفه گرفت. از سوي ديگر، از ديدگاه وي اين سخن به معناي نفي ارتباط دين و فلسفه نيست زيرا براي اثبات برخي از مسائل ديني مانند اصول عقايد، مي توان از فلسفه استفاده كرد. آنچه او با آن موافق نبود، آميختن دين و فلسفه است.
استاد همايي بر اين نظر بود كه فلسفه در هر دين و مذهبي كه راه يافت، موجب دگرگوني عقايد آن دين گرديد، اما در دين اسلام، فلسفه موجب انقلاب آن نگرديد، زيرا در دين اسلام، عقل هرگز كنار نهاده نشده و اسلام به احكام عقلي با ديده بي اعتنايي ننگريسته است. استاد، فلسفه را از آن جهت كه مسلمانان را با علوم عقلي آشنا كرد، از ابعاد مثبت آن مي داند، اما از اين بابت كه سبب پيدايش فرقه ها و عقايد نوظهور شد و مسائل ديني را از سادگي به سوي پيچيدگي كشيد، از نقاط ضعف آن به شمار مي آورد. گويي آراي تأثيرگذار غزالي بر استاد همايي نيز تأثيرگذاشته است.
در ميان نحله هاي مختلف تفكر اسلامي، جلال الدين همايي به فلسفه ملاصدرا ارادتي خاص داشته و حكمت متعاليه را برتر از ديگر نحله هاي فكري مي دانسته است. چنانكه خود بيان مي دارد: ملاصدرا مسائل برهاني را با چاشني لطايف ذوقي و عرفاني و همچنين كلام را با فلسفه به هر دو طريقه مشائي و اشراقي و حكمت يوناني را با حكمت ايماني در هم آميخته و از اين جمله، معجوني گوارا و بديع ساخته است.
از سوي ديگر از مباحث مورد علاقه استاد همايي تصوف و عرفان بود. وي اختلاف سخنان اهل عرفان و تصوف را امري ظاهري مي داند و بيان مي كند كه همگي آنها از يك حقيقت واحد سخن گفته اند و تصوف در ابتدا چيزي جز زهد و ترك دنيا نبوده و فقط جنبه عملي داشته است. با همه اينها، به مرور زمان بر اثر ارتباط با فلسفه ها و مذاهب گوناگون، تصوف جنبه نظري پيدا كرده و خود نحله اي جداگانه شده است.
جلال الدين همايي علاوه بر تسلط كامل بر دقايق شعر فارسي، از مسائل مربوط به شعر عربي نيز آگاه بود و به هر دو زبان فارسي و عربي شعر مي سرود. وي با كساني كه براي پيراستن زبان فارسي از لغات عربي به لغت سازي مي پرداختند، به شدت مخالفت مي كرد و معتقد بود كه حذف لغات عربي و جايگزين كردن لغات به اصطلاح فارسي سره، موجب مي شود تا رابطه نسل جديد با فرهنگ گذشته قطع گردد و ديگر كسي از عهده خواندن و فهميدن آثار سنايي و عطار و مولوي بر نيايد. وي بر اين نظر بود كه با جدا كردن كلمات عربي از زبان فارسي از غناي زبان فارسي ميكاهيم. وي با لغت سازي به طور مطلق مخالف نبود، اما با لغت سازيهاي ناهنجار و بي قاعده و استعمال كلمات بي اصل و ريشه مخالفت مي كرد.
استاد همايي در زمينه تصحيح نيز عمل تصحيح را غير از مقابله كردن نسخ ميدانست. وي مقابله را در شأن اهل تحقيق نميدانست و بيان مي داشت، اين كار فقط وظيفه كتاب و نساخ است كه متأسفانه امروزه بسياري از اهل فضل بدان مي پردازند. وي بر اين اعتقاد بود كه لازمه كتابت و مقابله نسخ، آشنايي با خطوط قديم، سواد كافي براي فهم مطالب، ايمان و امانتداري است، اما در عمل تصحيح علاوه بر شروط فوق تخصص و تبحر در موضوع مورد تحقيق نيز لازم است. از اين رو، شخصي بايد به تصحيح نسخ بپردازد كه اولاً آشنايي با موازين علمي و فني داشته باشد و ثانياً، در كار تحقيق عجله نكند و با دقت و پشتكار كار تحقيق را به سامان برساند.

  


رويكرد دوگانه «هايدگر» به موضوع فناوري؛فهم فناوري از وجود؛ فرجام يا تقدير؟

 

*شيدا اميني

آراي مهم «هايدگر» در مورد « فناوري» بيشتر در دو مقاله معروف «پرسش از تكنولوژي» و «عصر تصوير جهان» بيان شده اند. براي فهم



اين آرا، بايد از نگاه كلي هايدگر نسبت به وجود، تاريخ وجود، نسبت وجود و زمان و همچنين تمايزهاي دنياي جديد و قديم به خوبي مطلع باشيم. در اين ميان، همه در يك نكته اشتراك نظر دارند و آن، اينكه فهم دقيق آراي هايدگر در مورد فناوري چندان هم آسان نيست.
البته بخشي از اين امر به تفسيربردار بودن هر متن باز ميگردد. با اين همه، بايد گفت خود هايدگر هم مسبب اين تفاسير متعدد هست. به اين عبارت معروف هايدگر كه در مقاله «پرسش از تكنولوژي» آمده توجه كنيد: «ما بايد پرسش كنيم و با اين كار بايد مترصد برقراري يك رابطه آزاد با آن باشيم». اما اين رابطه آزاد به چه معناست؟ آيا منظور آن است كه با نگاه تكنولوژي زده مدرن به سراغ فناوري نرويم. اگر اين گونه است، آيا ما مي توانيم موضعي ديگر اتخاذ كنيم كه به رنگ و انگ نگاه جديد آلوده نباشد؟
بي ترديد، هايدگر از تبعات زيان بار فناوري مدرن نگران است. با اين همه، وي بيش از آنكه به اين مظاهر فناوري توجه كند، با ديدگاهي كلنجار مي رود كه اين مصنوعات را به وجود آورده است.
هرچند هايدگر نگران وضعيت جديد بشر است، اما اين اشتباه است تصور كنيم وي صرفاً نگاهي بدبينانه نسبت به دنياي مدرن دارد و هيچ اميد و مجالي را براي گذر از آن نمي بيند. به نظر وي، آنجا كه خطر است، اميد هم نهفته است. او خطر اصلي را در خرابي طبيعت يا فرهنگ نميبيند. به نظر وي، اين محدود شدن تفكر ما به تفكر مدرن است كه خطر اصلي است. اين تفكر مدرن، تفكر



تكنولوژيك نسبت به وجود است.هايدگر با وجود اين نگاه بدبينانه نسبت به تفكر و فهم تكنولوژيك از وجود، اين موضع را بسيار ابلهانه مي داند كه بدون مبنا به فناوري بتازيم. او در جايي از رساله خود با عنوان «گفتار در باب تفكر» تصريح مي كند كه ما مي توانيم كاربرد اجتناب ناپذير ابزارهاي تكنولوژيك را تأييد كنيم و در همان حال، حق تسلط آنها بر ما و طبيعت را منكر شويم. البته اين نگاه به رويكرد هايدگر در مورد فناوري كمتر مورد توجه قرار گرفته است. اين كه چگونه هايدگر مي تواند چنين تمايزي را به وجود آورد، به تفاوتي كه ميان فناوري و فهم تكنولوژيك از وجود هست، بر مي گردد.
اگر تاريخ وجود در غرب را مورد توجه قرار دهيم، در مييابيم كه هرچند فهم فناوري از وجود، فرجام ما است، اما تقدير ما نيست. به تعبير ديگر، هرچند فهم ما از وجود (اشيا و خودمان) از عصر افلاطون بدين سو به نحوه خاصي ساخته شده است، اما اين فهم تقدير ما نيست. هايدگر به دنبال آن است تا نشان دهد، چگونه ما مي توانيم بر فهم كنوني كه محدود است، غلبه كنيم. بدين گونه، موضع دوگانه هايدگر نسبت به فناوري مشخص مي شود.
اين بدان جهت است كه ما مي توانيم رابطه اي آزاد با فناوري برقرار كنيم. البته يكي از اين گزينه ها به فهم تكنولوژيك از فناوري ختم مي شود، اما اين تنها گزينه نيست، گزينه ديگر فراتر رفتن از آن است. همين گزينه است كه هايدگر را بدان سمت سوق مي دهد كه جمله معروف خود را در آخرين گفتگويش كه با «اشپيگل» صورت گرفته ابراز كند؛ اينكه «فقط يك خدا مي تواند ما را نجات دهد».
اما اين سخن دقيقاً به چه معناست؟ يقيناً منظور وي، رسيدن به فهمي از وجود است كه به كلي با فهم سودمحورانه و تكنولوژيك كنوني متفاوت است. به تعبير ديگر، ما به پاردايم و سرمشقي ديگر نياز داريم كه اعمال و منشها در اينجا معنايي به كلي متفاوت از اعمال و افكار موجود در تفكر تكنولوژيك دارند. تأكيد بسيار هايدگر بر عمل هنري توجهي مجدد به اين تغيير پارادايم و سرمشق است.البته در زمانه كنوني اين سرمشق نمي تواند در برابر سرمشق مسلط تفكر و فهم تكنولوژيك از وجود بايستد، اما بايد منتظر دوره اي جديد بود. طبيعي است كه در برابر اين رويكرد و نگاه پرسشهاي بسياري وجود دارند. اول اين كه آيا راه نجات از تفكر تكنولوژيك براي همه فرهنگها يك راه است يا راه هاي متفاوتي وجود دارند؟ اگر راه هاي متفاوتي در اين زمينه وجود دارند، آيا يكي از اين راهها مي تواند قرابت و نزديكي خاصي با فهم تكنولوژيك از وجود داشته باشد.
البته برخي از مفسران هايدگر همچون «دريفوس» از تمايز ميان فرجام و تقدير در آراي هايدگر سخن به ميان آورده اند، اما تفاوت فرجام و تقدير در چيست؟ اگر تفكر تكنولوژيك فرجام ما است، آيا نمي توان گفت كه اين تفكر تقدير ما هم هست؟ چه شرايطي بايد مهيا باشد تا تفكر آينده، تفكر تكنولوژيك نباشد؟ چه تفاوتي ميان نگاه هايدگر نسبت به فناوري با نگاه رمانتيستها در اين زمينه وجود دارد؟ و... اين پرسشها و ده ها پرسش ديگر سبب شده اند، همچنان توجه به فلسفه فناوري هايدگر به عنوان مرجع اصلي اين رشته زنده باشد. در اين ميان، دو رويكرد و دو تفسير را مي توان بررسي كرد؛ هرچند همان طور كه ذكر آن رفت، زبان و سبك نگارش هايدگر هم به اين تفسير و تفسيرهاي ديگر دامن مي زند.
البته همه اين نكات در پرتوي اين نكته مهم بايد در نظر گرفته شوند كه هايدگر در هر صورت، مهمترين و تأثيرگذارترين متفكر در زمينه تأملات نظري در باب فناوري است و چه مخالف و چه موافق وي باشيم، بايد وي را بسيار جدي بگيريم. گويي حرف ارسطو در مورد فلسفه در اينجا هم صدق مي كند كه براي فهم بهتر از فناروي چه موافق و چه مخالف وي باشيم، بايد او را دقيق و عميق مطالعه كنيم.

  


نشست «بررسي جمال شناسي و بلاغت نهج البلاغه» برگزار شد

 

نشست هفتگي شهر كتاب مركزي با موضوع «بررسي جمال شناسي و بلاغت نهج البلاغه» برگزار شد.






سيدعلي موسوي  گرمارودي در اين نشست گفت: پيشنهاد ترجمه نهج البلاغه را او براي نخستين بار در كلاسهاي دوره دكتري به سيدجعفر شهيدي داده است.
به گزارش فارس، گرمارودي درباره پيشنهادش به سيدجعفر شهيدي براي ترجمه نهج البلاغه گفت: ايشان با حق شناسي در يك مصاحبه تلويزيوني به همين پيشنهاد ساده من با اسم اشاره فرمود.
به گفته گرمارودي، سجع، رها كردن نثر معيار و رو آوردن به زبان آركائيك و تعليقات عالمانه و روشنگر، ويژگيهاي عمده ترجمه ادبي شهيدي از نهج البلاغه است.
گرمارودي در توضيح رويكرد آركائيسم شهيدي به زبان نيز عنوان كرد: اساساً نفس روي آوردن به سجع، خود رويكردي باستان گرايانه به نثر است.
وي گفت: علاوه بر سجع، مرحوم شهيدي در آوردن كلمات، هم براي هماهنگي با سجع و هم هماهنگي با زمان و زبان خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار حضرت امير(ع) از كاربرد آركائيك كلمات و حتي هندسه نحوي آن خودداري ندارد.
به گفته گرمارودي، وسعت، عمق و دقت تعليقات بر كسي كه حتي ترجمه نهج البلاغه استاد شهيدي را تورق هم بكند، پوشيده نيست.
مهدي محبتي، ديگر سخنران اين نشست نيز گفت: من مرحوم دكتر شهيدي را از معدود استاداني ديدم كه به شكل خلوت خودش بود و هماني بود كه بود.
محبتي، سيدجعفر شهيدي را از نسل علامه هايي مي داند كه در فرهنگ ما كمتر پرورش پيدا مي كنند.
محبتي به نظريه ها و تئوري هاي نقد اشاره كرد و گفت: نگره غالب در اين گونه مباحث اين است كه اساساً ترجمه امر ممكني نيست و نمي شود تمام ويژگيهاي يك زبان را به زبان ديگر منتقل كرد.
عضو هيأت علمي دانشگاه زنجان، اين مشكل را در مواجهه با متون فاخر ادبي به دليل پيوستگي آنها با زبان و جغرافياي فرهنگي دو چندان دانست.
به گفته وي، متن ادبي عالي امكان ترجمه به زبان ديگر را ندارد چون رنگارنگي معنا را نمي شود، ترجمه كرد.
محبتي تحليل ترجمه سيدجعفر شهيدي از نهج البلاغه را عين تجليل وي دانست. وي با خواندن متن عربي و ترجمه فارسي شهيدي از خطبه «شقشقيه» روش ترجمه او را در هر جمله توضيح داد.
وي سپس نتيجه گيري كرد: در ترجمه شهيدي، زيبايي ترجمه بر ميزان وفاداري به متن غلبه دارد. با اين حال اين مسأله را نقطه ضعف اين ترجمه ندانست.

  


رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي:
اسلام حامل مباني ارزشمندي براي حل مشكلات معنوي جهان است

 

رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در جمع هيأت مجلس العلماي اندونزي، اسلام را حامل مباني ارزشمندي براي حل مشكلات معنوي جهان در دنياي معاصر عنوان كرد.




به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، مهدي مصطفوي در اين ديدار كه در تهران انجام شد، افزود: توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات ديني باعث استحكام وحدت بين امت اسلامي مي شود.وي تصريح كرد: هر چه ارتباطات در قالب تعاملات دو سويه بيشتر باشد، حل مشكلات معنوي جهان و اداره معنوي دنياي معاصر در زمينه هاي فرهنگ و مذهب از ارزش و قداست بيشتري برخوردار بوده و سبب شناخت روزافزون جوامع بشري از دستاوردهاي معنوي و اخلاقي خواهد شد.
رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات گفت: نشست علما و انديشمندان دو كشور مي تواند تقويت راهكارها، حفظ وحدت و ثبات را به دنبال داشته باشد. وي افزود: موضوعات مهمي مثل فلسفه اسلامي، اخلاق اسلامي، تاريخ اسلام و مذاهب و اديان از موضوعاتي است كه علما و روشنفكران دو كشور مي توانند درباره آن بحث، گفتگو و تبادل نظر كنند.
رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات با اشاره به اين كه اسلام مشكل گشاي بسياري از مخاطرات اجتماعي است، تأكيد كرد: اسلام مباني ارزشمندي براي مشكلات معنوي جهان و اداره دنياي معاصر دارد.
مصطفوي گفت: در دنياي ارتباطات امروز بايد روابط و تعاملات را با يكديگر بيشتر كرده و اخبار و اطلاعاتي را
كه سبب نوآوري و شكوفايي مي شود، مبادله كنيم.

  


رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي خبر داد؛تدوين «دايرة المعارف موعودگرايي»

 

رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي گفت: پژوهشكده فرهنگ و تمدن ، تدوين و تهيه «دايرة المعارف موعودگرايي» را در دست دارد كه مجموعه اي از ديدگاه هاي متعدد مبنايي و پژوهشي در سراسر دنيا نسبت به موضوع موعودگرايي و آينده جهان را در بر خواهد گرفت.سيد طه هاشمي در گفتگو با ايرنا افزود: بدون ترديد همه مكاتب الهي و مادي تئوريهايي را در مورد بحث موعودگرايي مطرح كرده اند و اين موضوع به دليل ريشه تاريخي كه در اعتقادات مذهبي ما دارد، لازم است به عنوان شاخص ترين ميراث معنوي مطالعات علمي و كارشناسي روي آن صورت گيرد.
رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي گفت: پژوهشكده ميراث فرهنگي نيز روي اين مساله مهم ميراثي متمركز شده و براي آغاز كار دايرة المعارف آينده جهان و موعودگرايي را طراحي كرده است.هاشمي با بيان اين كه حدود 2 هزار مدخل براي اين دايرة المعارف آماده شده است، افزود: براي طراحي هر دايرة المعارف، راجع به آن موضوع مداخل يا محلهاي ورودي بر اساس حروف الفبا و شيوههاي خاص دايرة المعارفي تدوين مي شود.
وي گفت: اين مداخل در اختيار دانشمنداني كه مرتبط با آن موضوع مي توانند مطلب بنويسند قرار داده خواهد شد و به اين شكل، پايه اوليه دايرة المعارف گذاشته مي شود.
رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي گفت: مداخل به گونه اي طراحي شده كه همه مكاتب، انديشمندان و نظريه پردازان داخل و خارج از كشور كه در ارتباط با بحث آينده جهان حرفي براي گفتن دارند، در اين موضوع وارد شوند.
هاشمي افزود: به همين منظور درحال ارتباط گيري با انديشمندان داخلي و خارجي و تهيه بانك اطلاعاتي هستيم تا بتوانيم مداخلي كه تهيه كرديم را در اختيار آنها قرار داده و از نظرات آنها نيز مطلع شويم.
وي هدف از تدوين اين دايرة المعارف را تعريف ادبياتي براي موعودگرايي و گردآوري ديدگاه هاي مختلف عنوان كرد تا هر كس با هر نحله فكري بتواند با آن احساس قرابت كرده و آن را به راحتي بپذيرد.
هاشمي گفت: همچنين در تدوين اين دايرة المعارف يك نوع همگرايي و همفكري در مورد موضوع موعودگرايي و سرنوشت جهان به عنوان يكي از مهمترين موضوعات مورد توجه مردم دنيا در تمام دوره ها دنبال مي شود.
وي افزود: اديان متعدد از زرتشتي گرفته تا داستانهاي اساطيري، اديان ابراهيمي و مكاتبي كه بدون اتكا به مباني وحياني در مورد مباحث آينده نظريه پردازي كردهاند و نويد داده اند كه شخصيتي مي آيد، در واقع حلقه هاي يك زنجيره مشترك را تشكيل مي دهند.
وي افزود: اگر بتوانيم تك تك اين حلقه ها را كه نظريات دانشمندان نسبت به آينده جهان است در داخل اين دايرة المعارف گرد بياوريم، وقتي بحث آينده جهان مطرح ميشود هر كس با هر نحله فكري مي تواند آن را به گونهاي نزديك و قابل لمس بيابد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com