تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 30تیر ماه 1387


هديه منحصر به  فرد جوان شيرازي تقديم آستان قدس رضوي شد

 

جوان 22 ساله شيرازي پس از زيارت بارگاه منور حضرت رضا(ع)، منحصربه  فردترين شيء تاريخ موقوفات آستان قدس رضوي را به آستان ملكوتي حضرت ثامن الحجج(ع) اهدا كرد.




بنا بر اين گزارش، در مراسمي كه با حضور مديركل روابط عمومي و نماينده نذورات آستان قدس رضوي برگزار شد، محسن حداد شهر خضري، يك دستگاه موتورسيكلت به آستان مقدس رضوي اهدا كرد.
واقف موتورسيكلت كه از شهرستانهاي توابع شيراز به قصد زيارت و اداي نذر خود به مشهد سفر كرده است، هدف خود را از اين اقدام چنين بيان كرد: وقتي از يك سانحه جان سالم به در بردم، هديه اي به آستان مقدس حضرت رضا(ع) نذر كردم.
حداد شهر خضري افزود: پس از مدتي، ناخودآگاه تصميم به اهداي موتورسيكلتم گرفته و به همين منظور به مشهد مقدس سفر كردم.
وي ادامه داد: علاقه خاصي به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) دارم و افتخار مي كنم در وسع خودم توانستم نامم را در دفتر واقفان و ناذران آستان قدس رضوي ثبت نمايم.
در اين مراسم، محمد ضرابي، مديركل روابط عمومي آستان قدس رضوي نيز گفت: عموم مسلمانان، عشق و ارادت خاصي به ائمه معصومين(ع) دارند و هر كس به نحوي اين ارادت خالصانه را ابراز مي دارد.
وي با اشاره به ترويج سنت حسنه وقف بين عموم مردم بخصوص جوانان افزود: در طول تاريخ، موقوفات متعددي براي مصارف مختلف حرم مطهر رضوي از سوي انسانهاي وارسته و نيكوكار وقف آستان قدس رضوي شده است و هر كدام با تشخيص خود و با هدف رفع بخشي از نياز اماكن متبركه رضوي، اشيا يا اموالي را وقف كرده اند، اما اقبال جوانان به سنت حسنه وقف در طول سا لهاي اخير، بسيار ارزشمند است.
نماينده نذورات آستان قدس رضوي نيز ضمن تقدير از اقدام جوان شيرازي گفت: اهداي موتورسيكلت به آستان قدس رضوي تاكنون سابقه نداشته، اما حدود 12 سال قبل يك دستگاه وانت مزدا وقف آستان قدس رضوي شده بود.
وي تصريح كرد: پس از بررسيهاي لازم، از موتورسيكلت اهدايي در مكانهاي مورد نياز به نحو احسن استفاده مي شود.

  


يك جوان ميليونر: مسافركشي كمك مي كند بيشتر شكر گذار خدا باشم!

 

جوان ميليونري در محله سيد جمال الدين اسدآبادي(يوسف آباد) به شغل پرزحمت مسافركشي مشغول است. «بنيامين- الف» كه به



گفته بسياري از اهالي خيابان سيد جمال الدين اسدآبادي، فردي متمول از خانواده اي ثروتمند است، براي ترويج فرهنگ صحيح شهروندي، مسافركشي مي كند.
او كه در بين اهالي به «بِني» معروف است، پس از بالا رفتن قيمت كرايه هاي تاكسي و اتومبيلهاي خطي، به علت تورم در سال جديد، كرايه مسيرهايش را افزايش نداده است.
«بنيامين- الف» درباره اين كه چرا شغل مسافركشي را با وجود ثروت كلانش انتخاب كرده گفت: شغل مسافركشي، كار پرزحمتي است زيرا خودم را مقيد مي كنم كه با مردم مهربان و خوش رفتار باشم و در صورتي كه كوچكترين بي احترامي نسبت به مسافران داشته باشم، خود را ملزم مي دانم از آنها عذرخواهي كنم و كرايه اي از آنها نگيرم.
مسافراني كه در تاكسي سمند «بنيامين» روي صندليهاي سفيد آن مي نشينند، با تأكيد بر رفتار خوب او، مي گويند: او بسيار معقول رفتار مي كند. به هنگام رانندگي اصلاً با موبايل صحبت نمي كند، از سرعت مجاز نيز فراتر نمي رود، بسيار قانونمند و خوش برخورد است و مسافران را نيز تشويق مي كند تا به قانون احترام بگذارند.
كساني كه با اتومبيل در شهر جابجا مي شوند، مي گويند: ما با رانندگي او احساس آرامش مي كنيم و روزي كه همراه او به محل كار و يا ساير مسيرهاي كاري مان مي رويم، برايمان روز پرانرژي و خوبي است.
«بنيامين» درباره مسافراني كه با او همراه مي شوند، مي گويد: آنها بركت تاكسي من هستند و دعاي خير آنها موجب مي شود صبورتر باشم و كمتر دچار اشتباه و گناه شوم.
وي تصريح مي كند: من اين انتظار را ندارم كه ساير رانندگان نيز مانند من برخورد كنند، چون آنها هم بايد روزي خود را به دست آورند و قطعاً با بالا رفتن قيمت اجناس و كالاها، آنها مجبورند با افزايش نرخ كرايه ها، درآمد و خرج خود را تعديل كنند.
وي مي افزايد: به خاطر لطفي كه خداوند به من ارزاني داشته است، نيازي به افزايش كرايه ها ندارم، اما از اين كه مي توانم به واسطه شغلم، با جامعه و عامه مردم در ارتباط باشم، بسيار خوشحالم و اين موضوع به من كمك مي كند، هر روز بيشتر شكرگزار خدا و نعمتهايش باشم.

  


روباتهاي همسر!

 

كارشناسان هلندي قصد دارند، روباتهاي همسر با قيمت ارزان در 10 سال آينده وارد بازار كنند و به اين ترتيب چاره اي براي جواناني كه



هزينه تشكيل زندگي مشترك را ندارند، بينديشند!
چندي پيش، سميناري در شهر «ماستريخت» در جنوب هلند برگزار شد و كارشناسان هلندي روابط ميان انسان و روبات در اين سمينار، اعلام كردند: قصد دارند روبات همسري را طراحي و توليد نمايند تا با قيمتي مناسب وارد بازار شده تا همگان بتوانند از آن استفاده كنند!
طبق پيش بيني كارشناسان هلندي، روبات همسر با قيمت مناسب در 10 سال آينده به طور حتم وارد بازار خواهد شد!
«ديويد ليوي» اسكاتلندي كه به عنوان يكي از كارشناسان روابط ميان انسان و روبات در سمينار «ماستريخت» حضور داشت، طي سخناني اظهار كرد: در حال حاضر، روبات كاربردهاي زيادي در زمينه هاي صنعتي، كارخانجات و ديگر زمينه ها دارد. روباتي كه براي ازدواج و با قيمت بسيار بالا در چند ماه اخير وارد بازار شده، مورد استقبال بسيار گرم هلنديها قرار گرفته است!
همچنين كارشناسان روبات اعلام كردند: روبات بازيگران و خوانندگان سرشناس جهان نيز وارد بازار مي شود تا در صورت تمايل، مشتريان بتوانند با اين روباتها ازدواج كنند!
البته اين طور به نظر مي رسد، تلاش كارشناسان هلندي در اين زمينه، ارائه راهكارها براي ترويج ازدواج ارزان قيمت و بالا بردن افزايش آمارهاي مربوط به استحكام خانواده است! زيرا تاكنون هر چه برنامه و طرح ارائه داده اند، موفق نبوده و اين بار تصميم گرفته اند از ماشينها كمك بگيرند!
از سوي ديگر، «رونالد آركين»، ديگر كارشناس روبات در اين باره گفت: پيش بيني مي كنم حداقل تا سال 2050 به مردم اجازه ازدواج با روبات به صورت قانوني داده نشود.
به گفته «يمون فان فال»، فروشنده يكي از فروشگاه هاي روبات در هلند، سالهاست بسياري از هلنديها كه دوست ندارند با انسان ديگري زندگي كنند، روبات را براي زندگي مشترك خود انتخاب مي كنند! زيرا زندگي با روبات به هيچ وجه مشكلاتي را در پي ندارد. اما مشكلي كه در حال حاضر وجود دارد، قيمت بسيار بالاي اين روباتهاست.
آن گونه كه به نظر مي رسد، با توجه به درصد زياد آمارهاي طلاق در كشورهاي غربي، كارشناسان آنها تصميم گرفته اند براي رفع اين مشكل، چاره اساسي پيدا كنند و ماشين را به جاي انسان وارد زندگي اين خانواده ها كنند! زيرا انسان كنوني در جهان غرب ديگر تحمل انسان ديگري را ندارد و مي خواهد وقت خود را با روباتها صرف كند! حال اين روبات اگر با چهره يك هنرپيشه يا خواننده مورد علاقه اش هم باشد، بهتر است!

  


حاج علي اكبري : در وضعيت هشداريم

 

رئيس سازمان ملي جوانان گفت: اصلي ترين وظيفه سازمانهاي مرتبط با جوانان، ديدباني هوشمندانه از پديده جواني و بررسي



عالمانه مقتضيات جواني كشور و دخالت دادن آن در برنامه ريزي كشور است.
حجة الاسلام والمسلمين محمد جواد حاج علي اكبري در جلسه شوراي اداري استان همدان افزود: جمعيت 25 ميليوني جوان ما 36 درصد جمعيت كشور را در بر مي گيرد كه چنانچه اين آمار را مدبرانه تفسير كنيم به معني آن خواهد بود كه به برنامه ريزي خاص در اين زمينه نيازمنديم.
معاون رئيس جمهور با اشاره به برهم خوردن تركيب ساختار جمعيتي و تغيير شكل هرم جمعيتي افزود: براي مواجهه با اين مسأله به يك دهه تدابير ويژه نيازداريم.
وي در عين حال با اشاره به فرصت بسيار قابل استفاده از اين ظرفيت اظهار داشت: اين پديده يك هديه الهي است و بايد از اين موقعيت، بيشترين بهره برداري صورت گيرد، اما اين امر الزامات خود را مي طلبد كه بايد در يك برنامه ريزي كلان و ميداني به آن توجه شود.
حاج علي اكبري گفت: حتي اگر چنين وضعيت جمعيتي نداشتيم، باز هم بايد اهتمام ويژه اي به قشر جوان صورت گيرد، زيرا اين مسأله حتي براي كشورهايي كه گرفتار پيري جمعيتي شده اند هم اصلي اجتناب ناپذير است.
وي با اشاره به اينكه براي كشوري با ويژگي هاي جمهوري اسلامي، مسأله نگاه به مقتضيات جواني متفاوت از ديگر كشورهاست، تصريح كرد: كشور ما داراي آرمان الهي است و اين از خصوصيت هاي جواني است، به گونه اي كه پيامبران هميشه به دنبال جوانان بوده اند.
رئيس سازمان ملي جوانان با اشاره به اينكه برنامه ريزي هاي فعلي با وضعيت جمعيت جوان كشور ما هماهنگي ندارد، تأكيد كرد: هم به لحاظ ساختار جمعيتي و هم به لحاظ نگاه ايدئولوژيك بايد به جوانان جامعه خود نگاهي ويژه داشته باشيم و الزامات و مداخلات لازم را در برنامه ريزي و ساختار اداري و تقويمي كشور داشته باشيم.
وي با اشاره به پيشنهادهاي مجموعه هاي تحت پوشش سازمان ملي جوانان در تحول ساختار برنامه ريزي كشور افزود: اگر به اين اقتضائات پاسخ لازم داده نشود، هم در حال حاضر دچار مشكلات متعدد خواهيم شد و هم در آينده دچار سوء تعبير در برنامه ريزي هاي كلان خواهيم شد.
وي با اشاره به وضعيت جمعيت ازدواج نكرده در جامعه گفت: متأسفانه هم اكنون با اعمال محدوديتهاي مختلف در ساختار تشكيل خانواده، 15 ميليون جمعيت جوان مجرد در كشور وجود دارد.
حاج علي اكبري  تأكيد كرد: نرخ افزايش ازدواج در سال گذشته 8 درصد بوده كه اگر بتوانيم اين ميزان را كه 840 هزار نفر را در  بر دارد به 1/5 ميليون نفر افزايش دهيم، مي توان اميدوار بود كسي در نوبت ازدواج باقي نماند.
وي گفت: البته اين بدان معناست كه فعلاً در وضعيت هشدار هستيم و حاكميت بايد سهم خود را نسبت به خانواده سازي مشخص كند وگرنه به وضعيت بحران خواهيم رسيد.

  


يك كارشناس  مسائل جوانان: تصميم گيريها براي جوانان در خ} صورت  مي گيرد

 

يك كارشناس مسائل جوانان، علل كليشه اي بودن فعاليتهاي حوزه اوقات فراغت جوانان را با تأكيد بر تصميم گيري مديران در خلاء،



اين گونه توصيف كرد: تنبلي، رخوت و سستي بدنه كارشناسي مديران و وجود كساني كه دوست ندارند با نيازها و تحولات روز جوانان حركت كنند، همه از عوامل «كليشه اي برخورد كردن» با حوزه جوانان است.
احسان بابايي با بيان اينكه نگاه هاي مسؤولان را در مورد اوقات فراغت بايد عوض كنيم، گفت: مشكل مديران از ابتدا اين بوده است كه به اوقات فراغت به عنوان يك تهديد و معضل نگاه كرده اند كه همين باعث شده است با تكليف ناميدن آن، به هر عنوان كه شده اين معضل را از سر خود باز كنند.
وي تأكيد كرد: با نگاهي زيبا به اوقات فراغت كه همان «فرصت ديدن» آن است، مسؤولان مي توانند با آموزشهاي غيررسمي، با خيل عظيمي از مخاطبان جوان خود ارتباط برقرار كنند.
بابايي، نظام تربيتي اسلام را بهترين الگو در رابطه با تدبير و مديريت اوقات فراغت عنوان كرد و گفت: اسلام نظرش بر اين است كه بايد استعدادهاي مخاطبان را شناخت و در جهت رشد آنان برآمد كه همين الگوگيري، مديران را به سمتي خواهد برد كه نگاهي واقع بينانه به مخاطب داشته، استعدادهاي او را شناسايي و به تواناييهاي او اعتماد كنند.
اين كارشناس امور جوانان تصريح كرد: داشتن تصوير واقع بينانه از مخاطبان، تدوين برنامه هاي همه جانبه براي آنها را بشارت خواهد داد.
بابايي در بخش ديگري از اين گفتگو با انتقاد از برخي تصميم گيريهاي متوليان مديريت اوقات فراغت، افزود: متاسفانه تصميم گيري در اين حوزه بيشتر در خلاء صورت مي گيرد و به نوعي اصلاً تصميم سازيها براي كسي صورت مي گيرد كه وجود خارجي ندارد و همين موجبات بي ميلي و عدم رغبت جوانان به برنامه هاي اوقات فراغت را فراهم مي كند.
وي برنامه هاي تدوين شده براي اين سه ماه را اغلب كليشه اي خواند و گفت: تصاوير كليشه اي بخش مهمي از برنامه ها را تشكيل مي دهد، در حالي كه مشاهده مي شود مخاطبان اين برنامه ها به انحاي مختلف نياز خود را اعلام مي كنند، اما دريغ از يك برنامه خوب و جوان پسند.
اين كارشناس امور جوانان تأكيد كرد: در بدنه كارشناسي و اجرايي ما كه در رابطه با جوانان فعاليت دارد، با تغيير يافتن نسلها، سعي چنداني در شناخت مؤلفه ها و شاخصهاي نسل جديد نشده است، به طوري كه آنان از تحولات امروزي، خيلي عقب هستند.
به گزارش برنا، اين سخنان در حالي مطرح مي شود كه طي سالهاي گذشته، طراحي، برنامه ريزي و اجراي برنامه هاي تابستاني براي جوانان در كشور با كمترين تغيير و تحول مواجه بوده است و اين در حالي است كه روزانه ابزار و وسائل سرگرمي و تفريحي جديدي وارد چرخه تفريحات و اوقات فراغت جوانان مي شود.

  


پدر يا فرزند

 

ديگه خسته شدم از اين زندگي مزخرف!




مي دوني اينا منو درك نمي كنن!
بايد فرار كنم، ديگه حال و حوصله  دعوا ندارم!
بابام آدم يك دنده اي، محبت فايده نداره!
رگم رو مي زنم، داغش رو دلشون بمونه!
اينا ديالوگ هايي است كه شايد خيلي از ماها تا حالا شنيده باشيم، يا حتي به كار برده باشيم، يعني زندگي با همين حرفا زندگي مي شه، روزهايي كه آدم يك مشكلي داره، حالا هر مشكلي، يكي با باباش مشكل داره، يكي با مامانش، يكي با داداشش و مشكل چيز عجيب و غريبي نيست، هميشه هست و شايد واسه ماها يعني ما جوونا بيشتر باشه.
اما اگه يك روزي برگردي و به عقب نگاه كني، مي بيني روزايي كه واسه يك مشكل كلي غم و غصه مي خوردي و تصور مي كردي اين بدترين مشكل جهان باشه كه واست پيش اومده، اما اصلاً اين جوري نيست هر كسي يك مشكل يا گره اي تو زندگيش داره، زندگي شبيه يك گوله نخه كه كمي قاطي و پاتي شده و ما بايد اين گوله رو بازش كنيم و به تهش برسيم.
اما يك مشكلي كه واسه ما جوونا خيلي زياد پيش مياد، اختلاف با پدر و مادر، كساني كه نقش مهمي تو زندگي ما دارن كه اصلاً قابل انكار نيست، شايد به خاطر اختلاف عقايد و ايده ها باشه، شايد به خاطر زمان و روزگار باشه، شايد به خاطر تفاوت نسلها باشه و هزاران شايد ديگه، كه تا حالا اصلاً به ذهن ما نرسيده.
ذات مشكل، هيچ مشكلي نداره، اين راه و روش ماست، كه واسه يك مشكل كلي مشكل بوجود مياريم. خنده دارترين و دردناكترين راه، خودكشي يه كه مخصوص آدماي ضعيف و ترسوست، فرار هم اصلاً راه مناسبي نيست، آدم بيشتر بايد از خودش فرار كنه تا ديگران.
هزار تا راه عقلاني و خوب وجود داره، كه بتونيم يك مشكل رو حل كنيم، هر كسي بستگي داره به شرايطش، مشكل يكي با حرف زدن حل مي شه، يكي با مشاوره رفتن حل مي شه و يكي هم شايد حل نشه، بايد كنار اومد، با زندگي بايد كنار اومد، اما نبايد يك جوري باشه كه با پيش اومدن هر مشكلي ما فقط ساده از كنارش بگذريم، و بگيم: بايد كنار اومد؛ گاهي اوقات هم بايد ايستاد و مبارزه كرد.
ولي اختلافهايي كه بين پدر و فرزند يا فرزند و مادر پيش مي ياد، هر چي ادامه پيدا كنه، بدتر مي شه، گاهي تو اين اختلافها حرمت شكسته مي شه، حالا مهم نيست كه حرمت چه كسي شكسته بشه، اما وقتي شكسته شد، ديگه به سختي درست مي شه.
شايد بشه درباره اين مشكلات عجيب و غريب خيلي چيزا نوشت ، اما مهمترين موضوع اينه كه تو اختلاف و درگيري هاي اين جوري هر دو طرف بازنده هستند، تفاوتي نمي كنه پدر باشي يا فرزند.
* سلمان يزدي

  


يا علي گفتيم و عشق آغاز شد...

 

دستانش را روي پاهايش مي گذارد تا بلند شود و من به روزي فكر مي كنم كه بازوان پرقدرتش با شوق مرا در آغوش مي كشيد!




پدر، فرتوت تر از هميشه است، اما لبخندش همان قدرت سالها پيش را دارد! پدر شايد آرام تر از هميشه باشد، ولي انگار هنوز هم مي خواهد تنها حامي محكم براي كساني باشد كه روزي كوچك بودند و حالا بزرگ شده اند و شايد براي خودشان كسي شده باشند!
پدر نمي گويد، اما اين روزها احساس مي كنم كه دلش مي خواهد فرزندانش دوباره كودك شوند تا دلشان براي آغوش او تنگ شود و برق شادي از گرفتن يك اسكناس بيست توماني تا نخورده در چشمانشان خانه كند!
به اين فكر مي كنم كه آيا مي شود پدر بود و پدري نكرد؟! در اين ميان نام يك نفر خيلي آشناست! او كه صلابت و در عين حال مهرباني اش شهره است و هميشه پدر كساني بوده كه حتي نامش را نمي دانستند!
او كه دستانش بوي گندم و شير مي داد و دوشش جاي كودكان يتيم بود! او كه ناشناخته بود، ناشناخته ماند و ناشناخته خواهد ماند.
اين روزها سالروز ميلاد كسي را جشن مي گيريم كه فرزند كعبه است! او كه آمد تا عدالت، معنا پيدا كند و عشق آغاز شود!
اين روز را «روز پدر» نامگذاري كرده اند و من به پدراني فكر مي كنم كه در اين روز آغوششان از حضور فرزندانشان خالي خواهد بود!
اين روزها من به آنهايي فكر مي كنم كه پدرشان را با اشك رهسپار خاك سرد كرده اند و در دل آرزو مي كنند كه كاش او چند سالي بيشتر مي ماند تا...
كاش مي شد به همه پدران دنيا، به آغوش همه شان وجود گرمي را هديه مي كرد تا لبخندشان تا هميشه عميق بماند و اميد در دلشان تا هميشه آشيان كند!
پدر، روزت مبارك!

هديه روز پدر امسال
ياد آن روزها به خير، يادم هست نگاهت كه تند مي شد صداي به هم خوردن دندانهايم را مي شنيدم. اما به جرأت بگويم شمار اين شنيدنها به انگشتان يك دست هم نمي رسيد. با اينكه مرد قديم بودي و با جذبه، اما هرگز دستت را به جز نوازش حس نكردم. از در كه وارد مي شدي پاهاي دراز، جمع مي شد و صداهاي بلند آرام. خانه رنگ آرامش به خود مي گرفت و از آن هياهوي كودكانه خبري نبود. خانه بوي نان گرم مي داد.
كسي حرمت حرفت را نمي شكست. در عالم بچگي، وقت عروسك بازيهايمان اختلافي پيش مي آمد، با چنان عدالتي حل مي شد كه صداي اعتراض كسي به گوش نمي رسيد.
هنوز صداي نماز خواندنت در گوشم مي پيچد. ميان خواب و بيداري، هر لحظه، انتظار صدايت را مي كشيدم كه پهن بودن سجاده را يادآور شود و بعد مي دانستم تا چادر سپيد نماز را بر سرم نبيني، دست بردار نخواهي بود.هنوز شعف مردانه ات را به خاطر دارم وقتي اولين هديه روز پدر را به دستت دادم، سالها از آن روز مي گذرد. اين روزها بيشتر دلم هوايت را مي كند. بيشتر ديدن پدري همراه دخترش آزارم مي دهد. بيشتر دلم برايت تنگ مي شود. ببخش براي روز پدر امسال هم كاري از دستم بر نمي آيد، مگر تنها فاتحه اي و خيراتي!

  


خبر مبر

 

*امير سالاري
اينترنت مقوي




بعله. ما از همان اول هم مي گفتيم اين دختر خانمها هيچ تقصيري ندارند و همه اش زير سر اين استكبار جهاني است، ولي كسي حرف ما را گوش نمي كرد. ما مطمئن هستيم جوانان ما بسيار با هوش تر و ورزشكار تر از اينها هستند كه به دليل ساده پر خوري چاق بشوند. هر چه ما اعلام كرديم كسي باور نكرد تا اينكه دانشمندان اجنبي خودشان مجبور شدند خودشان را افشاگري كنند. دانشمندان انگليسي بعد از يك سال تحقيقات فهميده اند كه اينترنت دختران را چاق مي كند. آنها يك سال روي پنج هزار نفر تحقيق كرده اند و فهميده اند اينترنت، وب گردي، خواب، مصرف قهوه و الكل باعث مي شود دختران اضافه وزن پيدا كنند.
هرچند اكنون 60 هزار نفر از محققان جمع شده اند تا شايد بتوانند يك جوري قهوه را به اينترنت ربط بدهند و طبق آخرين اخبار هنوز هم موفق نشده اند.
به هر حال از اين به بعد هركس از وزن زيادتان خواست خرده بگيرد مي توانيد پشت چشم نازك كنيد و بگوييد: از وقتي اين سيستم پنتيوم 5 را خريده ام و اشتراك اينترنت 512 كيلوبايت را هم تمديد كرده ام بيشتر چاق شده ام.

خرچنگها آدم ترند




حالا هرچي ما از پايين بودن ميزان توجه به مسائل و مشكلات جوانان بگوييم شما به ما ايراد بگيريد كه چقدر سخت مي گيريم و بي خودي داد و هوار مي كنيم. همين كارها را مي كنند كه آدم مي رود معتاد مي شود و بعد هم زبانم لال مي رود دنبال سيگار فروشي سر چهارراه ها. آخه تبعيض تا كجا؟ (در اين لحظه ما دچار جو زدگي شده ايم و ياد سخنرانيهاي انقلابي افتاده ايم شما جدي نگيريد).
وقتي جوان اين مملكت مي بيند در يك گوشه اي دارند براي هر جك و جانوري آستين بالا مي زنن اما پدر و مادر او فقط درباره سريال ديشب با او حرف مي زنن چه حسي پيدا مي كند؟
استاندار تايلند مي آيد براي دوتا خرچنگ رسماً مراسم عروسي مي گيرد و براي عروس مهريه 1900 باتي هم تعيين مي كند. بعد از مراسم هم ميهمانان مراسم دوتا خرچنگ عاشق رو تا كانال آب همراهي مي كنند، اينجا هيچكس به ما نمي گويد پسرم چند سالت هست؟.( خيلي تابلو است كه ما بشدت نياز به مشاوره داريم تا به راه راست هدايت شويم. از تمام متخصصان دعوت به همكاري مي گردد).
بنابر اين مي توان نتيجه گرفت كه در اين دنياي دون خرچنگها آدم تر هستند.
حالا هي ما به هم فحش بدهيم و بگوييم: خرچنگ!

اسب!




بعضي وقتها آدم به خودش مي گويد اين اسب هم موجود عجيب وغريبي است ها. همان قدر كه حيوان نجيب و دوست داشتني شمرده مي شود، همان قدر هم حيوان غير قابل پيش بيني است. نمايش فوق يكي از نمايش هاي خارق العاده اين حيوان نجيب است!

بادمجان درختي، آفت نداره!
در چند ساله اخير ديديم كه سر بادمجان بم چه بلايي آمد، حالا بايد بنشينيم و منتظر بمانيم و ببينيم چه بلايي سر بادمجان درختي مي آيد. يك كارشناس ژنتيك ايتاليايي درخت بادمجان و گوجه فرنگي كاشته و اعلام كرده درختش در مقابل بيماريها و شرايط بد آب و هوايي مقاوم هم هست. جالب تر از همه اينكه متخصص ژنتيك براي (نمي دانم اختراع يا كشف) كاشتن اين درختها هيچ كاري به ژنتيك هم نداشته و خيلي راحت با يك چاقوي معمولي و قلمه زدن ساده اين كار با حال را انجام داده. تنها كار مهم ايشون اين بوده كه سه سال تحقيق كرده و بعد فهميده تقريبا دوسال و 9 ماه از اين تحقيق را بي خودي كار كرده و رسيدن به نتيجه، كاري به ژنتيك گوجه و بادمجان نداشته.
اين آقاي متخصص يك درخت خار دار آمريكاي جنوبي را پيدا كرده و بعد هم گوجه و بادمجان درختي را با قلمه زدن طبيعي كشت كرده و حالا هم ميوه اش را برداشت كرده. خود اين آقا گفته از بس شبها خواب گرسنگي و بحران غذا رو ديده به اين نتيجه رسيده كه بايد يك كاري بكنه و شروع كرده به آزمايش تا سرانجام رسيده به اين درخت خاردار.هرچند ايشون اعلام كرده كه درختش در مقابل بيماريها ايمن است، ولي باز هم بايد ببينيم كساني از اين ميوه ها مي خورند هم سالم مي مانند و ايمن هستن يا نه؟

دستكش مطالعه




اين تيتر را كه مي خوانيد تصور مي كنيد كه سرانجام يك راهي پيدا شد تا سرانه مطالعه ايراني جماعت از 2 دقيقه در يك سال چند ثانيه اي بيشتر بشود. حتماً با خودتان فكر مي كنيد دستكشي اختراع شده كه وقتي آن را دستتان مي كنيد يك بادبزن از يك طرف شما را باد مي زند و يك گيره برايتان كتاب را نگه مي دارد و حتماً يك چراغ مطالعه كوچك هم يك جايي نصب شده، حتماً وقتي كم كم خوابتان ببرد چراغ خود به خود خاموش مي شود و كتاب هم علامت گذاري مي شود. با كلي ذوق و شوق ادامه خبر را مي خوانيد، اما دوخط كه جلو تر مي رويد مي بينيد كه به طرز اعجاب آوري توي ذوقتان مي خورد. اين دستكش تنها تفاوتي كه با بقيه دستكشهايي كه تا به حال در تمام عمرتان ديده ايد دارد اين است كه سه لايه دارد و وقتي اين دستكش را دستتان مي كنيد لايه پارچه اي داخلش باعث مي شود دست عرق نكند. خود اين برادر مخترع با هوش گفته كه اين دستكش سرعت ورق زدن كتاب را بالا مي برد و مثلا چنانچه مسابقه اي برگزار شود كه كسي بتواند تاريخ ويل دورانت را بدون اينكه بخواند ورق بزند برنده مي شود، اين دستكش كمك زيادي به شما مي كند، ولي هيچ توضيحي نداده كه چه طور سه لايه معمولي سرعت ورق زدن را بالا مي برد. فعلا با همان دو دقيقه سركنيد تا ببينيم مخترع بعدي چه اختراع مي كند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com