تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 1مرداد ماه 1387


كارت قرمز، حكم اعدام را به تأخير انداخت

 

گروه حوادث- مصدق: جوان معتاد از تشريح جزييات قتل راننده آژانس خودداري كرد.




اين جوان 24 ساله كه ساعاتي پس از مصرف كراك از سوي پدرش از خانه بيرون انداخته شد، نقشه سرقت مرگباري را طراحي و اجرا كرد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح چهاردهم اسفند ماه سال 85 جسد مرد قوي هيكلي كه بر اثر اصابت ضربات جسم فلزي و سخت به سرش به قتل رسيده بود، در محدوده كلانتري 206 شهرستان «بومهن» كشف شد.
با حضور كارآگاهان پليس و بازپرس ويژه قتل در محل حادثه و كشف يك كارت شناسايي مشخص شد وي غلامحسين (48ساله) نام دارد و به صورت نيمه وقت در آژانسي واقع در شهرستان «رودهن» كار مي كرده است.
در تحقيق از مدير آژانس كرايه، كارآگاهان جنايي دريافتند نامبرده روز قبل از كشف جسد به منظور رساندن جواني به نام «مسعود» به خرمدشت از محل كارش خارج شد و ديگر بازنگشت.
همچنين به دنبال كشف اين سر نخ، ادامه تجسسهاي پليسي نشان داد مسعود شب حادثه پس از مراجعه به خانه دختر مورد علاقه اش و ديدن وي، با خودروي مقتول متواري شده است.
بدين ترتيب تمامي مكانهايي كه احتمال مي رفت نامبرده در آنجا مخفي شده باشد، از سوي پليس تحت نظر گرفته شد تا اينكه يك هفته بعد وي در منزل دوستش واقع در كرج دستگير شد.
اين جوان 24 ساله كه به خاطر اعتياد شديدش به كراك سه ماه قبل از حادثه از سوي پدرش از خانه بيرون انداخته شده بود، پس از دستگيري و انتقال به پليس آگاهي مركز وقتي تحت بازجويي پليسي قرار گرفت صريحاً به جرم خود اعتراف كرد.
وي همچنين در تحقيقات و بازجوييهاي اوليه قضايي نزد بازپرس تحقيق اتهام قتل عمد غلامحسين را پذيرفت و در تشريح جزييات حادثه گفت: سه ماه پس از اخراج از خانه وقتي دوباره به منزلمان برگشتم و مشغول مصرف مواد مخدر شدم، پدرم مرا ديد و بار ديگر مرا از خانه اش بيرون كرد. در نتيجه دو ساعت بعد وقتي ديدم از سوي خانواده ام طرد شده ام و پدر و مادر دختر مورد علاقه ام نيز حاضر نيستند دخترشان را به عقد من در بياورند، تصميم به سرقت خودرو گرفتم. به اين منظور به نزديك ترين آژانس رفتم و با توجه به شناخت كمي كه از غلامحسين داشتم از او خواستم تا مرا به زادگاه قبلي ام در خرمدشت برساند، قبول كرد سپس با هم حركت كرديم وقتي به كارگاه رسيديم، من از آنجا يك چكش برداشتم و آن را زير پيراهنم پنهان كردم و دوباره از آنجا به طرف بومهن راه افتاديم.
متهم به قتل افزود: پس از آنكه به محل حادثه رسيديم از خودرو پياده شديم. در يك لحظه من يقه كاپشن غلامحسين را گرفتم و هلش دادم وقتي به زمين افتاد با چكش پنج يا شش ضربه به سرش زدم و با خودرويش فرار كردم.
با اين اعترافات دادسراي جنايي عليه اش قرار مجرميت صادر كرد و وي روز گذشته براي دفاع از خود در برابر اتهام وارده در برابر پنج قاضي دادگاه كيفري استان تهران ايستاد.
در ابتداي اين جلسه علي دلداري نماينده دادستان و اولياي دم از هيأت قضايي خواستار قصاص متهم به قتل شدند.
سپس «مسعود» به پشت تريبون رفت و پس از آنكه از سوي قاضي كوه كمره اي رئيس شعبه 74 تفهيم اتهام شد، گفت: اتهام قتل عمد را قبول دارم؛ چون قبل از ارتكاب جرم كراك مصرف كرده بودم و در حالت عادي نبودم، اما قادر به تشريح جزييات آن نيستم و هر آنچه را كه در تحقيقات مقدماتي در پليس آگاهي و نزد بازپرس پرونده گفتم، مي پذيرم.
وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه چرا پس از دستگيري جزييات حادثه را به صورت كامل شرح دادي و صحنه جنايت را بازسازي كردي، اما اكنون در برابر هيأت قضايي ادعا مي كني به خاطر مصرف كراك چيزي از حادثه به خاطر نداري؟ گفت: آن موقع ماجرا را به خاطر داشتم و آن را به كارآگاهان و بازپرس شرح دادم، اما الان كه مدتها از آن موقع مي گذرد، چيزي به ياد ندارم.
در ادامه وكيل تسخيري متهم به دفاع از موكل خود پرداخت و گفت: با توجه به قوي هيكل بودن مقتول و همچنين موي سري كه در دستان غلامحسين مانده كه آزمايشهاي پزشكي تأييد كرده نه متعلق به نامبرده است و نه متهم و آثار خون در محل جنايت كه معلوم نيست مربوط به چه شخصي است، احتمال اينكه فرد ديگري در اين جنايت دست داشته باشد، وجود دارد.
وي با اشاره به اينكه متهم قبل از ارتكاب جرم داراي اختلال رواني بوده، به گونه اي كه در بيمارستان 504 ارتش بستري شده و حتي برايش كارت قرمز نيز صادر شده است، از هيأت قضايي خواست تا سلامت روحي موكلش از سوي كميسيون پزشكي مورد تأييد قرار بگيرد.
در ادامه پنج قاضي شعبه 74 جلسه وارد شور شدند و با تأييد درخواست وكيل متهم ادامه جلسه رسيدگي به اين پرونده را به بعد از تشكيل كميسيون پزشكي قانوني در خصوص سلامت رواني متهم موكول كردند.

  


جويندگان وصال ؛ با خاطراتي در جستجوي خانواده

 

جوان است و رشيد و پدر دو فرزند. اينك كه لذت پدر و مادر بودن را بيشتر احساس كرده در جستجوي پدر و مادري است كه سالها



پيش او و برادر كوچكش را دو بار گم كرده اند.
او داستان زندگي اش را اين گونه آغاز مي كند، سال 1354  من 5 يا 6 ساله بودم و برادرم يك سال از من كوچكتر بود، به همراه پدر و مادرم به زيارت آمده بوديم گمان مي كنم كه آن زمان پدرم خودروي فولكس داشت.
داخل حرم مطهر امام هشتم(ع) پدر و مادرمان را گم كرديم، ما را به شيرخوارگاه سپردند آنچه از آن زمان به خاطر دارم اينكه مي دانم وقتي مشخصاتم را از من سؤال كردند خودم را «عليرضا» و برادرم را «حميد» معرفي كردم و نام خانوادگي مان را حميدي و گمان مي كنم نام پدرم «حسين» بود.
مدتي بعد پدر و مادرم پيدا شدند و ما را تحويل گرفتند و اين بار با خودروي پيكان سبز رنگي به حرم رفتيم و باز همان داستان گم شدن تكرار شد و اين سؤالي است كه سالها ما را مشغول خود كرده كه چرا بايد دوبار ما را گم كنند.
به هر حال ديگر از پدر و مادرم خبري نشد و من و برادرم در كانونهاي مختلف بزرگ شديم و حتي حدود 9 سال از يكديگر بي خبر بوديم تا آنكه او را پيدا كردم وقتي كمي بزرگتر شدم به جبهه رفتم.
سال 75 ازدواج كردم و اينك صاحب دو فرزند هستم، ولي آنها فقط يك عمو دارند و مي خواهند پدربزرگ و مادربزرگ هم داشته باشند.
وقتي از عليرضا از سالهاي اول زندگي اش مي پرسم مي گويد، خاطرات گنگي دارم، اما تصور مي كنم در تهران زندگي مي كرديم چون تنها چيزي كه كاملاً به ياد دارم اتوبوسهاي قرمز رنگ دو طبقه است.
«عليرضا» در توصيف پدر خود مي گويد: موهاي فرفري داشت و هميشه ريش مي گذاشت و كابوسي كه هيچ گاه فراموش نمي كنم حضور مردي به نام «اصغر» در خانه ما بود كه وقتي مي آمد مادرم مي لرزيد و از او خيلي مي ترسيد. اين مرد هميشه دستمال و چاقو داشت. حرف آخر اينكه تمام آرزويم در يك چيز خلاصه مي شود و آن يافتن خانواده است.

  


رمال شيطان صفت در دام پليس گرفتار شد

 

گروه حوادث: مرد رمال كه پس از فريب زنان و دختران با آنها رابطه شيطاني برقرار مي كرد، دستگير شد.




به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ خراساني، رئيس پليس امنيت عمومي استان قم در تشريح جزئيات اين خبر گفت: چندي قبل مأموران انتظامي استان با اطلاع از اينكه فردي به نام «روح ا...- ن»  30 ساله در ازاي دريافت مبالغي قابل توجه، اقدام به دعانويسي و رمالي مي كند، جهت بررسي موضوع وارد عمل شدند كه با تحقيقات نامحسوس انجام شده مشخص شد متهم در مغازه اي فاقد هر گونه مجوز در خيابان كاشاني قم اقدام به رمالي، طالع بيني و دعانويسي مي كند.
خراساني ادامه داد: با هماهنگي مراجع قضايي، متهم كه در حال دعانويسي براي زني بود دستگير و در بازرسي از منزل وي تعدادي كتاب مربوط به دعانويسي، رمالي و طالع بيني، اوراق حاوي دعاهاي مختلف و باطل السحر، دو دستگاه رايانه بدون مدارك خريد و 195 حلقه سيدي غيرمجاز كشف و ضبط شد. متهم در تحقيقات پليس به نوشتن دعا و رمالي در ازاي اخذ مبالغي بين 250 هزار تا يك ميليون ريال اعتراف كرد.وي افزود: با توجه به تحقيقات محلي صورت گرفته و اينكه اغلب مشتريان متهم را زنان و دختران جوان تشكيل مي دادند، تحقيقات پليس بر روي احتمال ايجاد رابطه نامشروع «روح ا...» با مشتريانش متمركز شد. با شناسايي برخي از افرادي كه روابط مشكوك «روح ا...» با آنها احتمال مي رفت و انجام تحقيقات، بخش ديگري از اقدامهاي مجرمانه متهم آشكار شد.
«روح ا...» كه در تحقيقات اوليه منكر هر گونه رابطه اي با مشتريانش شده بود با مشاهده شواهد و مدارك جمع آوري شده توسط پليس، لب به اعتراف گشود و به برقراري رابطه نامشروع با مشتريانش اعتراف كرد و گفت: پس از فريب طعمه هايم به بهانه هاي مختلف آنها را مورد آزار و اذيت قرار مي دادم.
رئيس پليس امنيت عمومي قم با اعلام اينكه متهم با دستور مراجع قضايي روانه زندان شده است، گفت: اعتماد به افرادي كه تحت عنوان دعانويس، فالگير، رمال و... ادعاي حل مشكلات ديگران را دارند گاهي مي تواند عواقب جبران ناپذيري داشته باشد.

  


دختر فراري و همدست تبهكارش دستگير شدند

 

گروه حوادث- ماني قرباني: مرد تبهكار كه با همدستي يك دختر فراري پس از آزار و اذيت زنان طلاهاي آنها را به سرقت مي برد، به دام افتاد.




به گزارش خبرنگار ما، راز فعاليت مجرمانه متهم با شكايت زني در پليس آگاهي استان تهران فاش شد. اين زن در شكايت خود به مأموران گفت: ديروز زن و مرد جواني كه خود را از مأموران اداره برق معرفي مي كردند به در خانه من آمدند. پس از باز كردن در، مرد جوان به سوي من حمله ور شد و با كمك دوستش مرا مورد آزار و اذيت قرار داد. آنها سپس با سرقت لوازم باارزش و طلاهايم از خانه فرار كردند.
با طرح اين شكايت، از متهمان چهره نگاري و مشخص شد، مرد متجاوز از مجرمان سابقه دار به نام فرشيد است.
وي بارها به جرم رابطه با زنان، فروش اموال مردم و آزار به عنف دستگير و زنداني شده بود و سال 85 پس از آزادي از زندان، دوباره اقدامهاي مجرمانه اش را از سر گرفته است.
با توجه به سابقه شوم «فرشيد»، مخفيگاههاي وي تحت كنترل نامحسوس قرار گرفت تا اينكه وي وقتي مي خواست به خانه پدرش برود دستگير شد.
متهم در بازجوييها به جرمهايش اعتراف كرد و گفت: من سال 85 پس از اينكه به جرم رابطه نامشروع به زندان افتادم، از طريق يكي از هم سلولي هايم شماره تلفن دختري به نام «افسانه» را به دست آوردم و پس از آزادي از زندان با او رابطه برقرار كردم. «افسانه» دختر فراري بود و از هشت سال پيش به تنهايي زندگي مي كرد. بيشتر وقتها در خانه مجردي اين دختر بودم و يك روز كه پولهايمان تمام شد تصميم گرفتيم تحت عنوان مأمور، از مردم اخاذي كنيم.نقشه ما اين طور بود كه «افسانه» وارد محافل و مراسمهاي خصوصي زنان (مثل استخرها، آرايشگاههاي زنانه و كلاسهاي ايروبيك) مي شد و زنان مطلقه هاي پولدار را شناسايي و با آنان رابطه دوستي برقرار مي كرد. وقتي كه آدرس دقيق محل زندگي سوژه ها را به دست مي آورد من در يك فرصت مناسب در قالب مأمور اداره برق وارد ساختمان موردنظر مي شدم و با بستن در و تهديد، صاحبخانه را آزار مي دادم. بعد با گرفتن پول نقد و طلا و جواهر به سرعت متواري مي شدم.
تاكنون هشت نفر از شاكيان شناسايي شده اند و تجسس پليس براي دستگيري همدست «فرشيد» ادامه دارد.

  


قتل زن عمو با انگيزه سرقت

 

گروه حوادث: پسر جوان كه با انگيزه سرقت زن عموي خود را به قتل رسانده بود، در تحقيقات كارآگاهان پليس آگاهي شهريار به دام افتاد.




به گزارش خبرنگار ما، شامگاه يكشنبه 16  تيرماه امسال، مأموران پليس آگاهي شهريار در جريان قتل زن ميانسالي در شهرك مارليك شهريار قرار گرفتند كه بلافاصله يك تيم از كارآگاهان همراه قاضي جنايي ملارد در محل جنايت حاضر شده و با جسد زن 58 ساله اي به نام هاجر رو به رو شدند كه با روسري خفه شده بود.به دليل اينكه طلاهاي مقتول پس از اين جنايت به سرقت رفته بود، مأموران احتمال دادند زن ميانسال قرباني سرقتي مرگبار شده است. همچنين هيچ آثاري از ورود به زور بر روي در مشاهده نشد كه احتمال قتل از سوي يك آشنا را مطرح كرد.
كارآگاهان در ادامه به تحقيق از خانواده مقتول پرداخته و متوجه شدند يكي از بستگان مقتول به نام امير- 27 ساله چندي قبل مبلغ 200 هزار تومان از هاجر سرقت كرده است.
با به دست آمدن اين سرنخ، امير دستگير و تحت بازجوييهاي پليسي قرار گرفت. متهم به قتل با رد اتهام قتل زن عمويش اظهار داشت: من معتاد به مواد مخدر هستم و چندي قبل كه به خانه هاجر رفته بودم با يك دسته پول رو به رو شدم. با ديدن پول وسوسه شده و آن را سرقت كردم كه مقتول متوجه شد.كارآگاهان كه متوجه تناقض گوييهاي متهم شده بودند به بازجوييهاي خود ادامه دادند تا اينكه امير ديروز لب به اعتراف گشود و به ارتكاب اين جنايت اقرار كرد.
وي در تشريح ماجرا گفت: روز حادثه به خانه زن عمويم رفتم و از او فرصت خواستم تا پول سرقتي را باز گردانم اما هاجر سد راهم شد و قصد داشت با پليس تماس بگيرد. در حالت عصبانيت با دست ضربه اي به او زدم كه سرش به ديوار خورد و نقش بر زمين شد. خيلي ترسيده بودم. با روسري خفه اش كردم و با سرقت طلاهاي مقتول از محل متواري شدم و با كمك يكي از دوستانم كه در جريان ماجرا بود طلاها را فروختم.
با اعترافهاي امير، همدستش نيز دستگير شد كه متهمان پس از تحقيقات تكميلي و بازسازي صحنه قتل از سوي امير با قرار بازداشت روانه زندان شدند.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان؛زنداني فراموش شده

 

نويسنده: لونا مانينگ
مترجم: ز.رضايي
قسمت دوم

«رابرت هالسي» اين پيرمرد مهربان، چگونه به مرد وحشت آفرين لينزبورو تبديل شد؟
ماجرا از آنجا آغاز شد كه والدين يك كودك پنج ساله به نام «مونيكا كلي» از «هالسي» به جرم قلقلك كردن دخترشان شكايت كردند.
براي او كه در شرايطي زندگي كرده بود كه شوخي كردن با بچه ها و سر به سر آنها گذاشتن بسيار عادي بود، پذيرش شرايط جديد درباره آنها بسيار سخت مي نمود.
پس از آن شكايت، حق رانندگي براي كودكان از وي گرفته شد و دادگاه به او اجازه داد تنها راننده اتوبوس دبيرستانها باشد.
بدين ترتيب «رابرت» ديگر دوقلوهاي واكر را هم نمي ديد.
به همين دليل پس از مدتي با خريد دو چوب بيس بال به عنوان هديه به ديدن آنها رفت. او از مادرشان خواست تا شايعه ها درباره او را باور نكند.بعدها خانم و آقاي «واكر» در دادگاه اظهار داشتند كه بر اين باور بوده اند كه «رابرت هالسي» به دليل آزار كودكان از رانندگي براي آنان محروم شده است. در سال 1992 هنگامي كه «جيسون» و «جاستين» كلاس اول دبستان بودند، خانم «واكر» سومين فرزند خود را به دنيا آورد.در بعد از ظهري كه پدر دوقلوها آنها را براي ديدن مادرشان به بيمارستان برد، يك بسته سيگار نيز خريد كه اين سيگار خاطراتي را در حافظه «جاستين» زنده كرد. خاطراتي درباره آقاي «هالسي». دو روز بعد مشاور مدرسه «جين ساتولو» در حضور رئيس پليس شهر با اين دو كودك مصاحبه اي انجام داد و پس از آن، رئيس پليس، «استان ميسيوك» آنها را به طور جداگانه به درياچه چك شاير برد. ساكنان محلي معمولاً براي ماهيگيري به آنجا مي رفتند.
دوقلوها بعدها شهادت دادند كه آقاي «هالسي» گه گاه آنها را به اين مكان مي برده است و در حالي كه آن دو وحشت زده بوده اند، ماهي ها را با اسلحه شكار مي كرده و سپس به آتش مي كشيده است.
داستانهايي كه آنها بازگو مي كردند مربوط به پائيز 1990 بود كه آن دو به مهد كودك مي رفتند و در آن زمان هيچ گاه از آن وقايع چيزي براي پدر و مادرشان تعريف نكرده بودند.طبق گفته هاي اين دو كودك، «رابرت هالسي» در بهار همان سال با خارج شدن از مسير جاده اصلي، آنها را مورد آزار نيز قرار داده بود.
ادامه دارد

  


حوادث جهان

 

هجوم زنبورهاي عسل به رانندگان

آسوشيتدپرس: رانندگاني كه در بزرگراه اصلي نيوجرسي تردد مي كنند هر روزه با مشكلاتي از قبيل ترافيك، آلودگي و در مواردي ورود گوزنها به جاده مواجهند، اما اين بار مشكل ديگري گريبانگير آنها شد، زيرا جمعيت زيادي از زنبورهاي عسل خودروها را به محاصره خود در آوردند و مانع حركت آنها شدند.مسؤولان اعلام كردند اين دسته زنبور از كندوهاي متعلق به يك زنبوردار در همان حوالي به سمت بزرگراه حمله كرده اند.

ممنوعيت پوشيدن شلوارهاي آويزان

آسوشيتدپرس: مسؤولان شهر «لين وود» يكي از مناطق حومه اي شيكاگو اعلام كردند از اين پس پوشيدن شلوارهاي آويزان و گشاد كه بتازگي مد شده است در اين منطقه ممنوع و سرپيچي از اين قانون شامل جريمه 25 دلاري خواهد شد.«اوجن ويليامز» شهردار لين وود درباره اين قانون جديد گفت: بسياري از مردان جوان با پوشيدن اين شلوارهاي آويزان نيمه برهنه به نظر مي رسند و با آسيب رساندن به توليدكنندگان پوشاك باعث ركود اقتصادي در اين منطقه مي شوند.پس از تصويب اين قانون بسياري از جوانان آن را مغاير با آزادي شخصي خود دانستند و گفتند: مسؤولان بايد براي زيباسازي شهر بيشتر هزينه كنند تا به اهداف اقتصادي خود برسند.

جوانان انگليسي، وحشت زده از ناامني ها





اسكاي نيوز: در يك نظرسنجي از هزار جوان 16 تا  24 ساله انگليسي مشخص شد آنها از جنايات خياباني وحشت دارند و از تردد در خيابانها مي هراسند.در اين نظرسنجي كه توسط مركز تحقيقات رسانه اي لندن انجام شد، آمده است: 20 درصد مردان زير 24 سال تاكنون توسط چاقو و يا اسلحه تهديد شده اند و 47 درصد پاسخ دهندگان گفته اند يكي از اطرافيانشان مورد تهديد قرار گرفته است.از 11 درصد از اين جوانان خواسته شده است به يكي از گروههاي گانگستري بپيوندند. 15 درصد آنان با حمل سلاح احساس امنيت مي كنند و 27 درصد نيز برخي همسالان خود را مي شناسند كه با خود اسلحه حمل مي كنند.بيش از نيمي از شركت كنندگان در اين نظرسنجي عقيده داشتند كه انگلستان نسبت به سال گذشته ناامن تر شده است و 78 درصد نيز اظهار داشتند از تردد در خيابانها بيمناك هستند.نتايج مأيوس كننده اين نظرسنجي نشان مي دهد جوانان اين كشور نسبت به گذشته با مشكلات شخصي و اجتماعي بيشتري مواجهند.
همچنين مشخص شد بيشتر جوانان از زندگي خود رضايت ندارند و حدود نيمي از آنان خود را غمگين احساس كرده و آرزو دارند در كشور ديگري زندگي كنند.
70 درصد اين جوانان اعلام كردند، افسرده تر از گذشته شده اند و 29 درصد معتقد بودند زندگي جوانان انگليسي سخت تر از جوانان ساير كشورهاست.يكي از دستاندركاران اين نظرسنجي گفت: زماني كه خشونت و جنايت در جامعه به يكي از نگرانيهاي جوانان تبديل شود ميزان استرس و افسردگي در ميان آنان افزايش مي يابد.

گردشگر فرانسوي دخترش را به كما برد





اسكاي نيوز: يك گردشگر فرانسوي با كوبيدن سر دختر چهار ساله اش به ستونهاي سنگي يكي از بناهاي تاريخي شهر رم باعث به كما رفتن او شد.
هنگامي كه مردم توانستند اين دختر را از دست پدرش بيرون بكشند، اين مرد شروع به كوباندن سر خودش به ستون كرد. رئيس بيمارستان «بامبينو جنو» گفت : اين دختر كه «لونا» نام دارد و بر اثر ضربات شديد به سرش به حالت كما رفته است و وضعيت وي ثابت، اما بحراني است.
يك گردشگر كانادايي كه سعي مي كرد دخترك را از ضربات پدرش برهاند گفت: رفتار اين پدر سنگدل بسيار عجيب بود او دخترش را به نحوي در آغوش كشيده بود كه دخترك مدام گريه مي كرد و فرياد مي كشيد.
افسر پليس «آنا اسپوزيتو» نيز در اين باره گفت: «جولين مانت» اين پدر 37 ساله در حالي كه دخترش را به زير بغلش زده بود سر او را به ستون مي كوبيد.
وي افزود: سپس يك گردشگر كانادايي دخترك را از چنگال پدرش رهانيد و از مردم تقاضاي كمك كرد.
«اسپوزيتو» ادامه داد: اين مرد مانند يك حيوان وحشي رفتار مي كرد.پليس پس از بازرسي كوله پشتي «مانت» اعلام كرد: داروهاي موجود نشان مي دهد وي تحت درمان روانپزشكي قرار دارد.
مادر اين دختر كه براي گذراندن تعطيلات به تركيه رفته از سرنوشت فرزندش بي اطلاع است.

  


پليس در تعقيب عامل جنايت در ترمينال غرب

 

گروه حوادث: دستگيري شخصي كه در جريان نزاعي خونين با ضربات چاقو جواني را به قتل رساند در دستور كار كارآگاهان پليس آگاهي مركز قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، اين حادثه ساعت 21/15 دقيقه يكشنبه 30 تيرماه گذشته در محدوده ترمينال غرب رخ داد و در جريان آن شاگرد يك دستگاه اتوبوس كه رضا نام داشت مورد اصابت چند ضربه چاقو قرار گرفت و پس از انتقال به بيمارستان رسول اكرم(ص) جان سپرد.
«هنرمند» بازپرس ويژه قتل از شعبه 4 دادسراي جنايي تهران با اشاره به اينكه جسد مقتول جهت تعيين علت قتل به پزشكي قانوني انتقال يافت، درخصوص اين حادثه گفت: ظاهراً مرحوم در درگيري با مردي به نام امير مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته، و از پاي درآمده است.
وي اضافه كرد: هنوز علت درگيري و انگيزه قاتل مشخص نيست اما به گفته يكي از شاهدان، پاي يك زن در ميان بوده است.
قاضي تحقيق پرونده در خاتمه با بيان اينكه عامل اين جنايت شناسايي شده است، گفت: دستگيري متهم در دستور كار كارآگاهان اداره ويژه قتل پليس آگاهي مركز قرار گرفت.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران شماره 604 
پنجشنبه 12 صفر 1284 هجري قمري برابر با 1245 هجري شمسي
دو نفر برادر كه زنهاي آنها با يكديگر خصومت كرده بودند به سبب نزاع زنها با هم منازعه نموده و به هم آويخته اند و برادر كوچك كاردي به برادر بزرگ كشيده و او هم كارد را از دستش گرفته و به پهلويش فرو برده و برادر كوچك خود را مقتول نموده است. عاليجاه چراغعلي نايب الحكومه اصفهان فرستاده قاتل را آورده اند و خود قاتل در نزد جمعي اقرار به قتل نموده و الان در حبس است كه موافق شرع مطاع ديه يا قصاص هر چه ورثه مقرر كنند معمول دارند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com