|
چشمم به هيچ پنجره رغبت نمي كند
جز با ضريح پاك تو صحبت نمي كند
ديگر كبوتر دل من، آب و دانه را
جز با كبوتران تو قسمت نمي كند
شايد هنوز اينهمه باران اشتياق
در آستان دوست كفايت نمي كند
شايد هنوز بنده خاكم كه گنبدت
من را به آسمان تو دعوت نمي كند
مولا نگو كه اين پروبال شكسته را
باران مرهم تو شفاعت نمي كند
آخر بدون مرحمت چشم هاي تو
اين خسته را خدا هم اجابت نمي كند
خواندي مرا، و گرنه بدون اشاره ات
قلبم چنين هواي زيارت نمي كند
* محبوبه بزم آرا |