|
* پيام يونسي پور
جباري با صبا تمرين كرد

مجتبي جباري كه هنوز تكليف خود را براي فصل آينده مشخص نكرده، پس از اينكه دو روز قبل در تمرين صبا باتري حاضر شده بود، ديروز صبح نيز در كنار ساير بازيكنان اين باشگاه به تمرين پرداخت.
براي خريدن چنين بازيكني چقدر بايد سر كيسه را شل كرد؟
اين شايد مهمترين سؤالي است كه مديران متمول تيمهاي ليگ برتري زمان رسيدن به نام ستاره اي مانند مجتبي جباري از خود مي پرسند. شايد اين زياده نمايي نباشد كه بگوييم براي داشتن بهترين هافبك حال حاضر ليگ ايران، خرج كردن معني اسراف را پيدا نمي كند. حتي اگر بشنويم سازمان تربيت بدني و چند نهاد دولتي و سياسي ديگر در پايتخت روي رقم قرارداد اين بازيكن حساس شده باشند، اما چه كسي حاضر است رقم درخواستي او را روي چند برگ چك ضمانتي و امضا خورده بنويسد و تحويل او بدهد؟ آيا مي دانيد مجتبي جباري براي امضا كردن قراردادش با يك باشگاه چقدر مي خواهد؟
ارقام هزار بار عوض مي شوند، اما كمتر پيش مي آيد كسي مهر تأييدي بر آنها بزند. با اين حال وقتي وارد باشگاه استقلال مي شويم و اطراف اتاق آقاي مدير عامل قدم مي زنيم، مي شنويم كه بحث بر سر رقمي نزديك به 450 ميليون تومان براي يك فصل تعيين شده است.
جباري چندان اهليتي با زياده گويي و حرف زدن ندارد، اما خيلي راحت مي گويد: «قبول است به من هم اندازه ساير بازيكنان بدهيد، اما كدام بازيكن در فينال جام حذفي دو پاس گل داد و يك گل زد؟ كدام بازيكن حتي وقتي مصدوميتش كاملاً خوب نشده بود، براي تيمش بازي كرد تا دوباره مصدوم شود و تيم ملي اش را از دست بدهد و هم يك سال خانه نشين شود؟ كدام بازيكن اندازه من براي تيمش موقعيت گل مي سازد؟»
البته نمي توانيم به اين تعريف جباري از بازي خودش ايرادي بگيريم. او بداقبال بود وگرنه سه سال پيش اگر هركسي مي خواست بين جباري و تيموريان يكي را انتخاب كند، بدون مكث رأي به برتري جباري مي داد. حتي وقتي از اهالي فوتبال در مورد قياس كيفيت بازي جباري و شجاعي سؤال مي شد همه با اطمينان خاطر حرف از برتري وي مي زدند، اما امروز جباري ميان دو راهي استقلال و امارات و يكي دو تيم داخلي ديگر گير افتاده و شجاعي در اسپانيا با اوساسونا تمرين مي كند! مجتبي نه فقط به لحاظ مالي سعي مي كند عقب افتادگي هايش را جبران كند كه در حقيقت در تلاش است براي خود حيثيت و اعتباري قائل شود. بحث و داستان فرانسه و تيمهاي اين كشور بيشتر راهي بود براي جبران ناكامي جباري در زمينه حضورش در اروپا. شايد محق است كه تصور كند اكنون مي توانست در بهترين تيمهاي اروپايي بازي كند و اما امروز به دليل صدها بداقبالي در حال رايزني با فتح ا... زاده است! مجتبي چه انتخابي خواهد داشت، انتخاب او مشخص بود. يا به استقلال مي رفت يا به اروپا. امارات ديگر براي فوتباليستهاي ايراني وسوسه كننده نيست، چرا كه امروز سفر به امارات معني و مفهوم دور ماندن از نگاه تيم ملي و پيري زودرس را خواهد داشت. جباري گزينه هايش را خلاصه مي كرد و همين كافي بود تا علي فتح ا... زاده اميدوار باشد پس از بازگشت از تركيه و حتمي شدن لغو قرارداد مجتبي با فرانسه، او را پاي ميز مذاكره ببيند.
اما ورق برگشت. به سادگي اعلام يك خبر در اخبار شبكه سوم سيما... مجتبي تلفن همراهش را بر مي دارد و تماس مي گيرد: «سلام حاجي... تبريك مي گويم! اگر خواستيد حاضرم كنار شما باشم!»
جباري به همين سادگي و با ديالوگي كوتاه آمادگي اش براي حضور در تيم تحت مديريت تيمسار ملاحي را اعلام مي كند و با همين ادبيات نشان مي دهد كه گزينه اي تازه به ليست او اضافه شده است. صباباتري براي فيروز كريمي يك خانه رؤيايي است. تيمي كه او مي تواند با محبوب ترين مربي و محبوب ترين مدير زندگي اش همكاري كند. او دقيقاً با همين گروه مديريتي بود كه فوتبال خود را در ليگ برتر آغاز كرد و به اين ترتيب توانست نامي ميان ناميها داشته باشد. صباباتري براي او يادآور ابومسلم است. ابومسلمي كه از مجتبي يك جباري ساخت و حالا شايد ابومسلم تهراني - قمي (صبا) جايي باشد براي بازگشت دوباره ستاره.
اگر ملاحي به صبا نمي آمد و فيروز كريمي سرمربي اين تيم نمي شد، مي توانستيم داستان جباري و استقلال را تمام شده بدانيم، اما امروز بايد به انتظار نشست و ديد كه آيا ستاره فوتبال ايران دوباره دچار احساس نوستالوژي مي شود و به گذشته اش باز مي گردد يا نه!
شما اگر جاي او بوديد، وسوسه نمي شديد؟ مهمترين دغدغه جباري اين است كه مي داند نياز به زنده شدن دارد و به ياد مي آورد كنار همين مجموعه مديريتي و مربيگري در مشهد اولين بار در سطح اول فوتبال ايران زنده شده بود. |