|
تعداد سهميه تيمهاي ايراني در ليگ قهرمانان آسيا هنوز به طور دقيق مشخص نشده است. اين در حالي است كه مسؤولان

فدراسيون معتقد هستند چهار سهميه در رقابتهاي آسيايي خواهيم داشت.
در اين خصوص و ساير مسائل فوتبال ايران، محسن صفايي فراهاني، رئيس اسبق فدراسيون با فارس گفتگويي انجام داده كه متن آن را در زير مي خوانيد:
* تعداد سهميه تيمهاي ايراني در ليگ قهرمانان دقيقاً چقدر است؟
**اين مسأله مهر ماه مشخص مي شود. اگر فوتبال ايران زير 300 امتياز كسب كند، فقط يك سهميه خواهيم داشت؛ اما اگر به تعهدات عمل شود، چهار سهميه خواهيم داشت. امتيازي كه اكنون AFC داده، براساس تعهدات ارائه شده كه فوتبال ايران 326 امتياز كسب كرده است. آن هم منوط به اينكه تعهدات انجام شود و مشكلي پيش نيايد.
* نظر شما درباره واگذاري باشگاهها به استانهاي مختلف چيست؟
**تا آنجا كه مي دانم، اين مسأله با مقررات موجود همخواني ندارد؛ مگر آنكه قوانين موجود اصلاح شده باشد.
* شائبه دخالت دولت در فوتبال هم به وجود آمده است.
**از نظر ماهيتي اگر شخصي پيگير آن باشد، مي تواند اين مسأله را ثابت كند، زيرا تيمها متعلق به مؤسسه هاي دولتي هستند كه به يك مؤسسه دولتي ديگر واگذار مي شوند. ماهيت آن به دستور دولت مربوط مي شود. البته اين روش در كل، روش درستي نيست و نمي تواند باعث رشد فوتبال يك استان شود. فوتبال هر استان بايد بستر خودش را داشته باشد. چرا هاكي در هند محبوب است و حتي در اين رشته قهرمان جهان مي شوند؟ آيا اگر تيم بايرن مونيخ را به هند ببريد، معنايش آن است كه فوتبال هند در دنيا به سطح اول خواهد رسيد؟
* يكي از كارشناسان، واگذاري باشگاهها به استانها را عقب گرد 40 ساله فوتبال ايران ناميد. نظر شما در اين مورد چيست؟
** همان طور كه گفتم، با اين ديدگاه ، فوتبال رشد نمي كند. فوتبال كالا نيست كه بخواهيم آن را در سطح كشور توزيع كنيم.در هيچ كجاي دنيا چنين مكانيزمي وجود ندارد كه بخواهيم باشگاهها را توزيع كنيم. اين تفكرات دولتي است و قطعاً نتيجه نمي دهد. مثالي براي شما مي زنم. نوزاد بعد از تولد و رشد به دبستان، دبيرستان و دانشگاه مي رود. نمي توانيم يك بچه 20 ساله به دنيا بياوريم و او را يك مرتبه راهي دانشگاه كنيم. انتقال باشگاهها به استانهايي كه فوتبال آنها رشد نكرده، نمي تواند باعث پيشرفت شود. اين مسأله از بديهيات است و نبايد به امور بديهي توجهي كنيم.
* چارلتون انگليس و تيم ملي مصر بنا به دلايل سياسي، حاضر به بازي مقابل ايران نشدند. آيا مي توانيم در اين خصوص در فيفا عليه آنها اقدام كنيم؟
**در جريان قراردادها نبوده ام و نمي دانم چه نكاتي در متن آنها وجود داشته است. نمي توانم بدون ديدن متن قرارداد، اظهار نظر بكنم؛ اما آنچه مسلم است اينكه به طور مستقيم به مسائل سياسي اشاره نخواهند كرد و در متن قرارداد بندي را پيدا مي كنند و آن را دستاويز قرار مي دهند.
* از نظر حقوقي قرارداد با اسپانسر چه تفاوتهايي با قرارداد با فدراسيون دارد؟
**در صورت امضاي قرارداد با اسپانسر، فيفا نمي تواند اقدامي در مورد آن انجام دهد. اسپانسر مي گويد تلاش كردم تا اين بازي انجام شود؛ اما اين اتفاق رخ نداد. فدراسيونها عضو فيفا هستند.
* در مورد علي دايي گفتيد قرباني سوء مديريتها خواهد شد. حالا كه تيم ملي به مرحله بعد مقدماتي جام جهاني صعود كرده، باز هم همين نظر را داريد؟
** بحث من موفقيت يا شكست يك شخص با يك تيم نيست؛ مگر فوتبال ما چند نفر مثل دايي دارد؟ تعداد آنها قطعاً محدود است. امثال او بايد رشد واقعي و منطقي خود را طي كنند. شخصيتي مثل ميشل پلاتيني كه رئيس اتحاديه فوتبال اروپاست، در 30 سالگي به اين سمت منصوب نشده؛ بلكه رشد منطقي خود را طي كرده و اكنون هم يك رئيس موفق است. هر چيز بايد سير طبيعي خودش را طي كند. آيا در فوتبال جهان فوتباليست مشهور كم داريم؟ اما فقط امثال پلاتيني و بكن باوئر سير قابل قبولي را طي مي كنند و از بين نمي روند. در مورد علي دايي هم حرفم اين بود كه بايد سير طبيعي را طي كند. ممكن است تيم به جام جهاني برود كه همه ايراني ها براي رسيدن به اين هدف دعا مي كنند چون تيم كشورمان است؛ اما برد و باخت يك تيم را من نشانه ضعف و قوت مديريتي نمي دانم. تيم ملي انگليس در يورو 2008 حضور نداشت. اين به معناي سقوط فوتبال انگليس است؟ اين تيم در يك دوره در جام ملتهاي اروپا نتوانسته حضور داشته باشد. اين به معناي مرگ فوتبال يك كشور نيست. متأسفانه در رسانه هاي ما بد تعبير مي كنيم و برد و باخت ملاك قرار مي گيرد؛ در حالي كه در ورزش و فوتبال بايد مديريت مطرح باشد.
* يعني معتقديد اصل ورزش، مديريت است؛ نه نتيجه آن؟
**اصل قضيه به وجود آمدن سيستم است. اگر بخواهيم 5 ليگ اول جهان را نام ببريم، قطعاً ليگ برتر انگليس يكي از آنها خواهد بود؛ حتي اگر فوتبال انگليس فقط يك بار در جام جهاني قهرمان شده باشد يا در يورو 2008 حضور پيدا نكند. همه چيز فوتبال در آن قهرماني يا برد و باخت خلاصه نمي شود. بايد بستر را پرورش دهيم و به ورزش اهميت بدهيم و آن را در ساختار اجتماعي جا بيندازيم. چرا در ليگ انگليس 90 درصد بليتها از چند ماه قبل پيش فروش مي شود؛ اما در ايران 90 درصد تيمها فقط با ده درصد سكوهاي پر روبه رو هستند؟ در اينجا با يك پيروزي و حضور در جام جهاني حس مي كنيم قدرتمند شده ايم و با يك ناكامي احساس ذلت و بدبختي مي كنيم؛ در حالي كه هيچ كدام آنها به معناي توانايي يا فقر نيست. بايد ديد ظرفيت در بخش ورزش چقدر ماندگار است و عمر ماندگاري و سازماندهي مديريتي چقدر است. |