تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
ويژه نامه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-24
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 3مرداد ماه 1387

[ حوادث ]
 * عدم حضور اولياي دم جلسه دادگاه را به تأخير انداخت
 * آخرين اظهار نظر گروه بازرسي ويژه بهزيستي از حادثه زنجان
 * جواني كه از هرم شركتهاي هرمي سقوط كرد
 * داماد ناراضي، خانه مادرزنش را با نارنجك منفجر كرد
 * كشف 2 تن مواد مخدر در يزد
 * سارقان حين زورگيري از طعمه 13 ساله دستگير شدند
 * همسرم مرا به خلافكاري وادار كرد
 * مرگ جوان 21 ساله بر اثر سقوط در چاه 40 متري
 * بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان؛زنداني فراموش شده
 * فاجعه ديگري در راه بود؛ واژگوني تانكر حامل 30 هزار ليتر بنزين در تهران
 * حوادث جهان
 * بايگاني راكد

عدم حضور اولياي دم جلسه دادگاه را به تأخير انداخت

 

گروه حوادث- مصدق: پنجمين جلسه رسيدگي به پرونده پيرمردي كه متهم به قتل همسرش است به علت عدم حضور تمامي اولياي دم در دادگاه، تجديد شد.




به گزارش خبرنگار ما، ساعت 9 صبح دهم شهريور ماه سال 84 پيرمرد 69 ساله اي كه خود را «نظر» معرفي مي كرد، با مراجعه به كلانتري 153 مركز ادعا كرد كه ناخواسته مرتكب قتل «سكينه» همسر 61 ساله اش شده است.
به دنبال تأييد اين گزارش توسط مأموران كلانتري و حضور تيم جنايي به سرپرستي بازپرس هنرمند از شعبه چهارم دادسراي ناحيه 27 تهران در محل، روشن شد كه «صغري» بر اثر اصابت جسم سخت به سرش جان سپرده است.
براين اساس، متهم به قتل تحت بازجويي قضايي قرار گرفت و در تمام مراحل تحقيقات ضمن اعتراف به جرمش در خصوص چگونگي وقوع آن گفت: در پي اختلاف خانوادگي عصباني شدم و شب حادثه و در جريان درگيري وقتي همسرم را هل دادم، به ديوار خانه برخورد كرد و لحظاتي بعد جان سپرد.
با اعترافات اين مرد 69 ساله و تحقيقات انجام شده پليسي و قضايي، وي از سوي دادسراي جنايي مجرم شناخته شد و دادستان به علت بي توجهي فرزندان مقتول به دعوتهاي مكرر (20بار) قاضي تحقيق پرونده و عدم حضور آنان در دادسرا و بيان تقاضايشان، از اختيارات قانوني خود استفاده و در كيفرخواست صادره به دادگاه كيفري تقاضاي قصاص متهم را كرد. سال 85 اولين جلسه رسيدگي به پرونده اين مرد، در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران تشكيل، اما به علت عدم حضور اولياي دم تجديد شد.
البته عدم حضور چهار فرزند قاتل و مقتول در جلسات دادگاه بعدي نيز ادامه يافت تا اينكه در پنجمين جلسه رسيدگي كه صبح ديروز در شعبه 71 به رياست قاضي كوه كمره اي برگزار شد، يكي از اولياي دم حاضر شد.
در ابتداي اين جلسه علي دلداري به قرائت كيفرخواست صادره پرداخت و با اشاره به اينكه با حضور يكي از اولياي دم در جلسه تقاضاي درخواست شده از سوي دادستان مبني بر قصاص نفس متهم منتفي است، گفت: وفق خواسته تنها ولي دم حاضر شده در دادگاه از هيأت قضايي تقاضاي مجازات متهم را دارم.
سپس فرزند ارشد متهم به جايگاه رفت و با اين ادعا كه دعوت نامه ها و احضاريه هاي دادگاه و دادسرا به آدرس خانه پدرشان كه در حال حاضر كسي در آن سكونت ندارد، ارسال مي شده و از زمان محاكمات اطلاعي نداشتند، گفت: از پدرم فقط ديه خون مادرم را مي خواهم.
در ادامه هيأت قضايي وارد شور شد و ادامه اين نشست را به جلسه بعد موكول كرد.

  


آخرين اظهار نظر گروه بازرسي ويژه بهزيستي از حادثه زنجان

 

زنجان - خبرنگار قدس: مديركل بازرسي سازمان بهزيستي كشور گفت: درخصوص مركز بهزيستي زنجان سه نفر به عنوان مظنون شناسايي شده اند.




به گزارش خبرنگار ما، به دنبال داغ شدن سه كودك در مركز مهر بهزيستي زنجان گروه بازرسي ويژه متشكل از مديركل بازرسي سازمان بهزيستي كشور، مديركل روابط عمومي بهزيستي كشور، مديركل دفتر شبه خانواده معاونت امور اجتماعي بهزيستي كشور و مديركل بهزيستي استان زنجان تشكيل جلسه دادند.
اين گروه بعد از 7 ساعت بررسي، سرانجام با سؤالهاي بي شمار خبرنگاران كه ساعتها پشت درهاي بسته منتظر بودند مواجه شدند.
مديركل بازرسي سازمان بهزيستي كشور بعد از كش و قوسي زياد جسته و گريخته به سؤالهاي خبرنگاران پاسخ داد.
سيد حسين خادم الحسيني گفت: پس از بررسي اوليه اين موضوع يك نفر متهم و دو نفر ديگر نيز كه در اين امر قصور داشتند به عنوان مظنون شناسايي شده اند، اما نه فردي به ارتكاب چنين عملي اعتراف مي كند و نه اطلاعاتي بروز مي دهد ولي مطمئن باشيد در ادامه و با تكميل تحقيقات، متهم يا متهمان پرونده شناسايي و معرفي خواهند شد. خادم الحسيني افزود: اثبات بيش از اين با دستگاه قضايي است و ما به عنوان وكيل، و قيم بچه ها به دستگاه قضايي شكايت مي كنيم، سپس دستگاه قضايي بايد بررسي كند.وي ادامه داد: آنچه مسلم است فردي تخطي كرده و مهم اين است كه نحوه برخورد با اين تخلف چگونه باشد كه بهزيستي به عنوان شاكي علاوه بر برخورد سازماني با اين افراد خواهان برخورد قاطعانه و بي اغماض دستگاه قضايي با افراد خاطي است.وي اظهار داشت: آنچه مهم است اين مسأله بي سابقه بوده و به همين دليل به دستور رئيس سازمان به صورت ويژه رسيدگي مي شود.بنابر اظهار وي، هيچ گونه سهل انگاري در اين خصوص صورت نگرفته و تنها يك فرد متخلف اقدام به اين كار كرده و تحقيقاتي در اين خصوص صورت گرفته است.
مديركل بازرسي سازمان بهزيستي در پاسخ به اين سؤال كه آيا تضمين مي كنيد در آينده چنين اتفاقي در مراكز بهزيستي صورت نگيرد، گفت: اين مسأله به نحوه برخورد مسؤولان قضايي بستگي دارد و اميدواريم برخورد آنها به گونه اي باشد كه كسي جرأت انجام چنين كاري را نداشته باشد.
خادم الحسيني افزود: طي يك هفته نتيجه بررسي و ابعاد اين قضيه اعلام مي شود.

* در حاشيه
- كابلي معاون امور توانبخشي بهزيستي استان گفت: طي 48 ساعت آينده فيلم كامل داغ شدن بچه ها براي تنوير افكار عمومي به نمايش درمي آيد.
- حاج علي لو معاون پيشگيري و فرهنگي بهزيستي گفت: هيچ كس اعتراف نمي كند و كسي هم به گردن نمي گيرد.
- خبرنگاران حاضر از صبح تا ساعت 20/30 دقيقه پشت در بسته منتظر مسؤولان بودند.

  


جواني كه از هرم شركتهاي هرمي سقوط كرد

 

مثل تمام آدمها در دوران نامزدي رؤياهاي رنگارنگ زيادي را در سر داشتم، اما مشكلات مالي بزرگترين مانع برآورده شدن آنها بود.در گيرودار روزهاي تكراري، يكي از دوستانم با من تماس گرفت و از من خواست تا همراه او جايي بروم، كنجكاو بودم ولي او جوابي



نمي داد و فقط گفت: قطعاً به نفع توست.خلاصه با او وارد محلي شديم كه مي گفتند شركت است. چند جوان ديگر هم بودند دقايقي بعد فردي آمد و شروع به سخنراني كرد و درست از چيزي صحبت مي كرد كه كمبود داشتم و آن داشتن پول فراوان بود.
وقتي صحبت از درآمدهاي باور نكردني بي زحمت مي كرد، تصور مي كردم خواب مي بينم فقط ارقام نجومي از مقابل چشمانم عبور مي كرد.
بر سر دو راهي بدي قرار گرفته بودم، اينكه حرفهاي اين فرد دروغ است و يا اينكه آيا واقعاً مي شود بدون هيچ زحمتي پولهاي ميليوني به دست آورد.هرچند بيشتر تمايل داشتم كه ديگر به اين شركت و فعاليت آن فكر نكنم اما فشار اقتصادي باعث مي شد تا كنجكاوي بيشتري داشته باشم و در نهايت يك جلسه ديگر به شركت مربوطه رفتم. برخي از سؤالاتي را كه در ذهن داشتم پرسيدم اينكه آيا كار آنان قانوني است؟ و يا اينكه آيا كار آنها شرعي است؟
اما نتيجه تمام كنجكاويها به جايي ختم شد كه نبايد مي شد تصور مي كردم مي توانم به مشكلات مالي خود و خانواده ام پايان دهم، وارد شركت شدم و به عنوان يك عضو ثبت نام كردم و داستان بيچارگي ام آغاز شد.
براي تهيه پول اوليه مثل تمام كساني كه به عضويت چنين شركتهايي در مي آيند و از راههايي همچون، فروش طلاي خانواده، گرفتن پولهاي بهره اي، فروش خودروي مدل پايين كه با آن مسافركشي مي كنند گرفته تا هر چيز ديگري كه مي شد به پول تبديل كرد، پول اوليه را فراهم و به حساب شركت واريز كردم.پس از فراهم نمودن ابزار اوليه كار آموزش شروع شد و در ابتدا خيلي جذاب به نظر مي رسيد و رؤياهايم هر روز پررنگتر مي شدند و ديگر رسيده بودم به خريد ويلا در شمال و ماشينهاي مدل بالا.
پس از پايان آموزشها بايد شروع مي كردم به عضو گيري و يا همان مجموعه سازي، لذا به تبليغ شركت در ميان دوستان و آشنايان پرداختم و چون فكر مي كردم ديگر نيازي به كار ندارم، كار قبلي ام را رها كردم اما موفقيت چنداني در عضو گيري نداشتم و براي ادامه فعاليت بايد مبلغ ديگري به حساب شركت واريز مي كردم لذا مبالغي را قرض كردم و به اصرار يكي از سرشاخه هاي اصلي محلي را اجاره و شروع به خريد وسايل مورد نياز كردم.
هنوز از افتتاح دفتر چند روز بيشتر نگذشته بود كه پرده دوم داستان رؤياهايم آغاز شد ولي در اين پرده خبري از ويلاي شمال و خودروي مدل بالا نبود و به جاي آن دستبند بود و بازداشتگاه. مأموران پليس وارد دفتر شده و تمام وسايلم توقيف شد و من نيز روانه زندان شدم.كابوس بدبختي هايم آغاز شده بود و روي صحبت كردن با همسرم و خانواده اش را نداشتم، مدتي بعد دادگاهي و علاوه بر زندان به پرداخت چهار برابر پولهاي دريافتي محكوم شدم و در اين بين تمام كساني كه مثلاً عضو شركت بودند عليه من طرح شكايت كردند و من محكوم بودم تا تمام پولهايشان را برگردانم.
اين نامه را نوشتم تا به تمام جواناني كه به نوعي مشكلات مرا دارند و تصور مي كنند با عضويت در اين شركتها شرايط مالي خود را تغيير خواهند داد بگويم كه اين شركتها همچون باتلاق بوده و هرچه جلوتر برويد و بيشتر تلاش كنيد، بيشتر فرو رفته و بيچاره تر مي شويد.
اما اين يك روي سكه است و روي ديگر سكه خواهشهاي بي شمار نسل جوان از مسؤولان و متوليان است كه اي كاش به جاي آنكه توان خود را معطوف جمع آوري دفاتر اين شركتها و دستگيري اعضاي عادي آن كنند، به فكر ايجاد اشتغال براي اين افراد باشند تا نيازي به مراجعه آنان به چنين شركتهايي نباشد و به جاي آنكه سرمايه اي از كشور خارج شود با توليد بيشتر بتوانيم براي كشور ارزآوري كنيم.

  


داماد ناراضي، خانه مادرزنش را با نارنجك منفجر كرد

 

گروه حوادث- مصدق: رئيس اطلاع رساني نيروي انتظامي از وقوع دو حادثه منجر به قتل و جرح در تهران و شهريار خبر داد.




به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ مهدي احمدي در تشريح اولين حادثه خونين گفت: ساعت 6 و 30 دقيقه چهارشنبه دوم مرداد ماه جاري مرد جواني در حالي كه مسلح به كلت كمري و نارنجك جنگي بود، به خانه اي واقع در قلعه حسن خان رفت و ابتدا با كلت همسر سابقش و مادر او را هدف قرار داد و سپس هنگام خروج از آن جا اقدام به پرتاب نارنجك كرد كه منجر به كشته شدن مادر زن قبلي اش شد.
وي با اشاره به اينكه در اين اقدام جنايت كارانه 6 عضو ديگر اين خانواده به شدت مجروح شدند و به بيمارستان فياض بخش تهران انتقال يافتند، گفت: بررسيهاي اوليه پليسي نشان مي دهد متهم قبلاً همسرش را با چاقو مورد حمله قرار داده و او را مجروح كرده و به همين خاطر دادگاه در پي اعلام شكايت شاكي حكم به طلاق آنها داده و ضارب را نيز محكوم به حبس كرده بود.
رئيس مركز اطلاع رساني تهران در ادامه اين خبر گفت: از سوي ديگر متهم يك روز پس از آزادي از زندان با همسر سابقش تماس گرفت و او و خانواده اش را به قتل تهديد كرده بود.
سرهنگ احمدي اضافه كرد: هم اكنون تحقيقات پليسي براي شناسايي مخفيگاه متهم و دستگيري او از سوي كارآگاهان پليس استان تهران بزرگ ادامه داد.اين مقام پليس در ادامه به قتل يك جوان در جريان يك نزاع خياباني اشاره كرد و گفت: ساعت 24 يكم مردادماه جاري جواني به نام محسن در پي اختلافات مالي با سه نفر از دوستان سابقش در خيابان آية ا... دستغيب آنها را با قمه مورد حمله قرار داد كه در جريان آن يكي از آنان به نام سعيد به علت شدت جراحات وارده در بيمارستان حضرت رسول جان سپرد.
وي اسامي دو مجروح ديگر حادثه را پيمان و بابك عنوان كرد و گفت: البته در جريان اين درگيري متهم نيز مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفت و مجروح شد.
رئيس مركز اطلاع رساني ناجا افزود: تحقيقات پليسي از متهم پرونده كه هم اكنون تحت درمان پزشكي قرار دارد، در آينده نزديك انجام خواهد شد.

  


كشف 2 تن مواد مخدر در يزد

 

يزد- خبرنگار قدس: مأموران پليس استان يزد موفق به كشف دو تن مواد مخدر شدند.
به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ علي اكبريان با بيان اين مطلب افزود: در پي اطلاعات رسيده مأموران در جريان فعاليت يك باند تهيه و توزيع مواد مخدر بين المللي در اين استان قرار گرفتند.
وي گفت: با انجام يك سري اقدامهاي اطلاعاتي مأموران مخفيگاه اصلي اين افراد را در يزد شناسايي و تحت نظر قرار دادند و پس از اطمينان از ورود محموله جديد به اين محل، با مجوز قضايي به اين محل وارد و آن جا را مورد بازرسي قرار دادند كه منجر به كشف هزار و 500 كيلوگرم مواد مخدر شد.
علي اكبريان ادامه داد: همچنين در عمليات ديگري مأموران در درگيري با قاچاقچيان مسلح موفق به كشف  450 كيلوگرم ترياك شدند.

  


سارقان حين زورگيري از طعمه 13 ساله دستگير شدند

 

گروه حوادث: دو سارق زورگير كه قصد سرقت تلفن همراهي را كه دست يك پسر بچه 13 ساله بود داشتند توسط مأموران انتظامي دستگير شدند.
مأموران كلانتري شهرك ناجاي مشهد حين گشتزني در حوزه استحفاظي خود به دو مرد جوان كه دور يك پسر بچه را گرفته و به زور قصد داشتند چيزي را از او بگيرند مشكوك شده و بي درنگ به سمت آنها رفتند.
اين دو نفر كه با ديدن پليس دست و پاي خود را گم كرده بودند تلاش مي كردند با پاسخ ندادن به پرسشهاي مأموران انتظامي از محل بگريزند كه با هوشياري مأموران به كلانتري منتقل شدند.
با توجه به اظهارات پسر بچه 13 ساله مشخص شد اين دو نفر قصد سرقت تلفن همراه او را داشته اند.
«خليل» 13 ساله در اظهارات خود عنوان كرد: براي خريد از منزلمان خارج شدم كه احساس كردم دو نفر مرا تعقيب مي كنند، بنابراين بر سرعت خود افزودم اما آنها به من رسيدند، يكي از آنها يقه پيراهنم را گرفت و گفت: زود باش !گوشي موبايلت را به من بده! من خيلي ترسيده بودم، نمي دانستم بايد چكار كنم كه ناگهان خودروي گشت پليس از راه رسيد و اين دو نفر را دستگير كرد.
گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس خراسان رضوي حاكي است، با توجه به اعترافهاي متهمان، پرونده اي در اين خصوص تشكيل و براي سير مراحل قانوني به مقامهاي قضايي معرفي شدند.

  


همسرم مرا به خلافكاري وادار كرد

 

خجسته ناطق:اين بار در زندان وكيلآباد موفق شدم با مريم 30 ساله كه به جرم حمل و توزيع مواد مخدر به حبس ابد محكوم شده



است، به گفتگو بنشينم. او شرح حال زندگي پر نشيب و فرازش را اين گونه تعريف كرد: تك فرزند بودم و نازم خيلي خريدار داشت. هر چه مي خواستم فوري برايم فراهم مي كردند. در ناز و نعمت بزرگ شده بودم، البته نه به خاطر اينكه پدر و مادر ثروتمندي داشتم. نه، آن دو موجود دوست داشتني پولدار نبودند، اما هر چه داشتند از دل و جان براي من خرج مي كردند.
كلاس پنجم ابتدايي بودم كه يك روز مدير مدرسه مرا به دفتر احضار كرد.وقتي وارد دفتر شدم زن و مردي را منتظر خود ديدم. چشم زن كه به من افتاد با اشتياق مرا بغل گرفت و بارها بوسيد. هاج و واج مانده بودم كه خانم مدير گفت، مريم اين خانم مادر توست.
با عجله گفتم، من مادر دارم و اين خانم مادر من نيست. اما حقيقت داشت. او مادر واقعي من بود. مي گفت در كودكي گم شده بودم و چون نتوانسته بودند پدر و مادرم را پيدا كنند، مرا به پرورشگاه سپردند.
اما اينكه چگونه گم شدم و پدر و مادرم چگونه نشاني و محل زندگي ام را پيدا كردند، مسأله اي بود كه هرگز نفهميدم. هر چه بود بايد با اين حقيقت كنار مي آمدم، زيرا زمانه سرنوشت ديگري برايم رقم زده بود. آن روز پس از وداعي تلخ و غمانگيز، از مادر خوانده و پدر خوانده ام جدا شدم و با يك دنيا ترس و نگراني به خانواده اي پيوستم كه هيچكدامشان را نمي شناختم . اوايل خيلي احساس دلتنگي مي كردم، اما به تدريج با محيط جديد خو گرفتم.
14 ساله بودم كه زن عمويم مرا براي پسرش كه مهندس برق بود، خواستگاري كرد. پدر و مادرم خيلي زود با اين وصلت موافقت كردند و من با هزار آرزو قدم به خانه بخت گذاشتم. سالهاي اول ازدواجمان زندگي خوبي داشتيم، اما فرزند دومم كه به دنيا آمد اخلاق شوهرم به كلي عوض شد. چون دوستان ناباب دورش را گرفته بودند و نمي گذاشتند به زندگي اش برسد. شبها دير وقت به خانه مي آمد و هر چه درمي آورد صرف عياشي و رفقاي نااهلش مي كرد.مريم كه از يادآوري لحظات تلخ زندگي اش به شدت متأثر شده بود، لحظه اي سكوت كرد و سپس در حالي كه اشكهايش را با گوشه چادرش پاك مي كرد، ادامه داد: سومين فرزندمان كه متولد شد شوهرم به كلي معتاد و خلافكار شده بود و متأسفانه كم كم مرا هم وادار كرد تا با او همكاري كنم، چرا كه به علت اعتياد شغلش را از دست داده بود و آه در بساط نداشت و اگر با او همكاري نمي كردم مخارج زندگيمان از كجا تأمين مي شد؟
* چگونه دستگير شدي؟
** شوهرم گاهي براي حمل و توزيع مواد مخدر از وجود من استفاده مي كرد. يك روز حدود نيم كيلو كريستال را در ساكي جاسازي كرد و گفت: اينها را به اين نشاني ببر و تحويل بده. وقتي داشتم ساك را تحويل مي دادم متوجه شدم محل ملاقات ما در محاصره مأموران انتظامي است و بلافاصله هر دو نفر دستگير شديم و همسرم نيز پس از ما دستگير شد. محكوميت من اعدام بود، اما چون سابقه نداشتم و دفعه اولم بود با يك درجه تخفيف به حبس ابد محكوم شدم و شوهرم نيز به پرداخت 25 ميليون تومان جريمه و 15 سال حبس محكوم شد.
اميدوارم زندگي امثال ما درس عبرتي براي خانواده ها باشد و هرگز گرد خلافكاري و معاشرت با دوستان نااهل و بخصوص اعتياد نگردند تا مثل ما به روز سياه ننشينند.

  


مرگ جوان 21 ساله بر اثر سقوط در چاه 40 متري

 

گروه حوادث: جوان 21 ساله مشهدي بر اثر سقوط در چاه 40 متري جان باخت.




به گزارش خبرنگار ما، مقارن ساعت 10/14 دقيقه روز گذشته طي تماس مردمي با مركز فرمانده (125) سقوط فردي داخل چاه ساختماني در حال احداث واقع در بولوار ولايت، اعلام شد. در پي دريافت خبر بي درنگ نجاتگران ايستگاه 2 اين سازمان به محل عزيمت و دريافتند، در محل حادثه چاهي به عمق 40 متر حفر شده بوده كه براي جلوگيري از سقوط افراد روي آن حلب نازكي را قرار داده بودند، اما طبق گفته ساير كارگران حاضر متأسفانه كارگر 21 ساله باوجود آگاهي از اين مسأله، حين عبور از روي پوشش نا ايمن ناگهان به درون چاه سقوط مي كند و بر اثر شدت ضربه وارده جان خود را از دست مي دهد.
اين خبر حاكي است، گروه نجات آتش نشاني جسد وي را از چاه خارج و تحويل نيروهاي اورژانس حاضر در محل نمودند.
همچنين بروز حادثه مشابهي در خيابان چمن به مأموران آتش نشاني اطلاع داده شد كه بلافاصله ايستگاه 2 اين سازمان به محل عزيمت نمود و به سرعت اقدام به نجات زن ميانسالي كردند كه در عمق چاه 5 متري آب و فاضلاب بيهوش شده بود.
اين گزارش حاكي است، حادثه زماني رخ داد كه اين زائر 45 ساله خوزستاني، در حال عبور از حياط منزل ميزبان خود ناگهان چاه آب و فاضلاب به دليل قديمي بودن و نشست ديواره آن فروكش مي كند و در همان لحظه شخص حادثه ديده به پايين سقوط مي كند و با توجه به خواب بودن اهالي منزل خوشبختانه كودك 3 ساله آنها كه شاهد حادثه بوده با فريادهاي پي در پي خود، ساكنان را متوجه اين اتفاق مي نمايد كه آنها نيز آتش نشاني را مطلع و از آنها استمداد مي طلبند.
گروه نجات آتش نشاني نيز با حضور به موقع و سريع خود پيش از رسيدن نيروهاي اورژانس اقدام به تخليه آب از ريه هاي حادثه ديده و احياي قلبي وي نموده و سپس تحويل نيروهاي اورژانس مي نمايند.
سازمان شهرداري مشهد در اين ارتباط به شهروندان توصيه كرد براي پيشگيري از ريزش و تخريب چاهها و حوادث چاه افتادگي به موارد زير توجه داشته باشند:
1- حفر چاه ها را به افراد مجرب و فني بسپارند.
2- فاصله چاه از ديواره هاي جانبي و ديگر چاه ها بايد حداقل سه متر باشد.
3- حفر چاه كنار باغچه و يا كاشتن درخت كنار چاه باعث تخريب مي شود.
4- لوله هاي آب سرد و گرم را از روي دهانه چاه عبور ندهيد.
5- دورچيني چاه ها يكي از ضروريات مي باشد كه بايد با آجر و سيمان در عمق 150 سانتي متري و در عرض 80 سانتي متر به كار رود و دهان چاه بيشتر از 50 سانتي متر نباشد.
6- حتماً لوله تخليه گاز و بخار چاه را به كار ببريد.
7- براي جلوگيري از تراوش آب بر ديواره چاه ضرورت دارد از گلداني استفاده شود تا آب به مركز چاه تخليه شود يا اينكه لوله فاضلاب به مركز چاه انتقال و از يك زانوي 90 درجه استفاده شود و به لحاظ جلوگيري هر چه بيشتر از پاشيدن آب به ديواره هاي چاه بهتر است به زانو يك لوله 60 سانتي متري اضافه شود.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان؛زنداني فراموش شده

 

نويسنده: لونا مانينگ
مترجم: ز.رضايي
قسمت چهارم

هالسي در مدت 20 سال رانندگي اش بچه ها را مورد اذيت و آزار قرار مي داده، اما با وجود اينكه اين پرونده به اندازه كافي در ميان مردم شهرت يافت هيچ قرباني ديگري به دادگاه مراجعه نكرد.
يكي از همكاران هالسي پس از محكوم شدن وي گفت: رأي دادگاه من را گيج و شوكه كرده است. رابرت مرد ساده و مهرباني است. من هرگز نمي توانم تصور كنم كه او مرتكب چنين اعمالي شده باشد.
چند ماه قبل از برگزاري دادگاه، دو كودك دوقلو تحت درمان قرار گرفتند و طي اين مدت اتهامات عليه هالسي افزايش يافت و داستانهاي آنها ابعاد جديدي پيدا كرد.
هالسي براي تمرين تيراندازي سيبل را بر روي سر آنها قرار مي داده و بر روي صورتشان اسيدي خواب آور مي پاشيده است و آنها را مجبور به خوردن ادرار و مدفوع مي كرده و سرشان را زير آب درياچه فرو مي برده است.«ريچارد لبلاك» وكيل مدافع هالسي در دادگاه گفت: به نظر نمي رسد، هالسي وقت كافي براي انجام تمام اين اعمال را داشته باشد. او 45 دقيقه وقت داشت تا كودكان شيفت صبح را به خانه برساند و بعدازظهري ها را به مدرسه ببرد.
اين موضوع هنوز به صورت مسأله اي بي پاسخ باقي مانده است كه هالسي چگونه فرصت داشته تا از جاده منحرف شود و دوقلوها را با طناب ببندد و سپس آنها را با قلاب ماهيگيري شلاق بزند، ماهي ها را در مقابل چشمان آن دو بكشد و سپس آنها را مورد اذيت و آزار قرار دهد و به موقع نيز به مدرسه برسد؟
در روز دادگاه، جايگاه شهود براي «جيسون» و «جاستين» بسيار بلندتر از آن بود كه بتوانند در مقابلش بايستند.
به هر طريق ابتدا جيسون براي پاسخگويي به سؤالها ايستاد. وي ادعا كرد، اولين بار يك هفته پس از اينكه «رابرت هالسي» رانندگي سرويس آنها را به عهده گرفت، اين وقايع رخ داد.
اما هنگامي كه، «جاستين» در جايگاه ايستاد، دادستان «شوگرو» به سختي مي توانست داستاني مشابه داستان برادرش را از زبان او بيرون بكشد.
جيسون گفته بود كه اولين رفتار عجيبي كه از آقاي هالسي ديده بودند قرار دادن هدف تيراندازي بر روي سر آنها بوده است اما جاستين مي گفت اولين كار آقاي هالسي كتك زدن و برهنه كردن آنها بوده است.
ادامه دارد

  


فاجعه ديگري در راه بود؛ واژگوني تانكر حامل 30 هزار ليتر بنزين در تهران

 

مديركل روابط عمومي آتش نشاني تهران بزرگ از واژگوني تانكر حامل 30 هزار ليتر بنزين در شمال غرب پايتخت خبر داد.




«بهروز تشكر» به ايسكانيوز گفت: يك دستگاه تريلي تانكردار ساعت 16 و 58 دقيقه سه شنبه در مسير شمال به جنوب فلكه سوم شهران به خاطر ناتواني راننده در كنترل آن، واژگون شد.وي افزود: به دنبال اين رخداد كه با سرازير شدن ده ها هزار ليتر بنزين در كف خيابان همراه بود كمك رسانان آتش نشاني از ايستگاه هاي 27، 44، 55، 71 و 74  بي درنگ رهسپار شهران شدند.
مديركل روابط عمومي آتش نشاني تهران بزرگ ادامه داد: «ناجيان 125» با پاشيدن كف به روي بنزين و هدايت آن به شانه خاكي، از بروز فاجعه جلوگيري كردند.وي اظهار داشت: با رفع خطر، آتش نشانان به لكه گيري پرداختند و تحقيق جامع كارشناسان درباره حادثه آغاز شد.

  


حوادث جهان

 

حادثه در يك مراسم مذهبي
آسوشيتدپرس: يك زن 36 ساله حين انجام آيين مذهبي در ايالت اينديانا، پاي چپ خود را با شمشير مجروح كرد.
«كاترين گانتر» لبناني در اين مراسم كه نوعي شكرگزاري است، دچار حادثه شد.
در اين مراسم، هنگام كامل شدن قرص ماه با روشن كردن شمع و سوزاندن عود، شمشيرها را به زمين مي كوبند كه اين بار «گانتر» به جاي زمين، شمشير را در پاي خود فرو برد.
وي در اين باره گفت: اين اولين باري نبود كه در چنين مراسمي شركت مي كردم، اما براي اولين بار شمشير را در پاي خودم فرو بردم.
«گانتر» بلافاصله شمشير را از پاي خود خارج كرد و به وسيله دوستانش به بيمارستان منتقل و دو روز براي درمان بستري شد.

زن كودك آزار و 58 سال زندان
آسوشيتدپرس: زن 58 ساله اسپانيايي كه چندي پيش به اتهام آزار و اذيت پنج كودك بين سالهاي 2002 تا  2004 دستگير شده بود، پاي ميز محاكمه حاضر شد.
اين زن زماني كه كودكان را به اسارت خود در مي آورد نه تنها خود آنها را آزار مي داد، بلكه به ساير افرادي كه با او كار مي كردند نيز اين اجازه را مي داد كه كودك را مورد آزار و اذيت قرار دهند و در ازاي آن مبلغ قابل توجهي دريافت مي كرد.
متهم در دادگاه اسپانيا به 58 سال حبس محكوم شد.گفتني است، تعدادي از دوستان اين زن نيز كه در اين رابطه مجرم شناخته شدند، در مجموع به 14 سال حبس محكوم شدند.

آپارتمان سوخت تا حشرات از بين بروند





رويترز: مردي در نيوجرسي به قصد از بين بردن حشرات موذي به طور تصادفي آپارتمان خود را به آتش كشيد.
«ايسياس ويدال ماكدا » خود در اين حادثه آسيبي نديد، اما 80 درصد منزلش تخريب شد.اين حادثه زماني رخ داد كه وي در حال استفاده از اسپري حشره كش در آشپزخانه اش بود كه ناگهان جرقه اي ايجاد و موجب آتش گرفتن بخشي از آشپزخانه شد.

سقوط اتوبوس و 44 كشته و زخمي

خبرگزاري فرانسه: حادثه سقوط يك دستگاه اتوبوس به دره عميق در منطقه جامو و كشمير هند 15 كشته و 29 زخمي بر جاي گذاشت.اين اتوبوس از شهر «سرينگر» به سوي شهر «جامو» در حركت بود كه بامداد ديروز در ناحيه «رامبان» به عمق 400 متري دره اي سقوط كرد.

لندن ناامن تر از لس آنجلس





اسكاي نيوز: يكي از هنرمندان انگليسي به نام «سيل» در اعتراض به ناامني هاي لندن گفت: هم اكنون اين شهر ناامن تر از لس آنجلس شده است.وي همچنين نسبت به از بين رفتن ارزشهاي خانواده در انگلستان اظهار تأسف كرد.
اين هنرمند كه هم اكنون در لس آنجلس زندگي مي كند، علت تمام جنايات را از بين رفتن نظام و ارزشهاي خانواده دانست و گفت: ما در دوران پر از خشونتي زندگي مي كنيم و متأسفانه لندن به يكي از ناامن ترين شهرهاي جهان تبديل شده است.

حبس همسر در خانه بدون آب و غذا

رويترز: يك مرد 65 ساله اسپانيايي همسرش را كه تقريباً هم سن خودش است، براي مدتي طولاني بدون آب و غذا در خانه شان حبس كرده بود.
از قرار معلوم اين مرد همسرش را شكنجه مي داد و گرسنگي و تشنگي نيز از سويي ديگر او را به شدت ضعيف كرده بود، به طوري كه پس از نجات اين زن از دست همسر شكنجه گرش، او به بيمارستان انتقال يافت.
اين زن در بيمارستان از كنجكاوي همسايه اش براي جويا شدن از حالش كه در نهايت به نجات او منجر شد، تشكر كرد.همسر اين زن در حال حاضر در بازداشت به سر مي برد.

فعاليت  شركت هاي هرمي در افغانستان ممنوع شد

به دليل نداشتن مجوز قانوني تمامي فعاليتهاي شركتهاي هرمي در افغانستان متوقف و ممنوع شد.
به گزارش فارس، «اميرزي سنگين» وزير مخابرات افغانستان گفت: فعاليتهاي تجارت هرمي تجاران اينترنتي معروف به اتحاديه كوئيست داران به دليل  نداشتن مجوز قانوني متوقف شد.وي كه در يك نشست مشترك خبري با معاون وزارت تجارت اين كشور در كابل سخن مي گفت، افزود: بر اساس اطلاعات به دست آمده، تجارت اتحاديه كوئيست داران (گلدكوئيستي ها) مشكلات عمده اي مانند متضرر شدن مردم و خارج شدن ارز از كشور را ايجاد مي كند و اين پديده در كشورهاي هند، اندونزي، نپال و ايران نيز ممنوع شده است.اين اظهارات در حالي صورت  مي گيرد كه مسؤولان اتحاديه كوئيست داران مدعي اند مجوز كاري قانوني در افغانستان را در دست دارند.

ربوده شدن 5 تن از اتباع كره  جنوبي در مكزيك

مقامات رسمي مكزيك اعلام كردند: پنج نفر از اتباع كره جنوبي در يك شهر مرزي در اين كشور ربوده شدند.
به گزارش ايسنا، به نقل از سايت خبري «سان تايمز»، مردان مسلح 4 مرد و يك زن اهل كشور كره  جنوبي را ربوده و در قبال آزادي آنها 30 هزار دلار مطالبه كرده اند.
يك مقام رسمي از آژانس اطلاعات ملي ضمن اظهار اين مطلب جزئيات بيشتري در اين خصوص عنوان نكرد و خواست به دلايل سياست داخلي نام وي فاش نشود.
لي مايونگ- بك، رئيس جمهور كره جنوبي از مشاور ارشد امنيتي خود خواسته تا نهايت سعي خود را براي برگرداندن فوري و ايمن گروگانها انجام دهد.وزير امور خارجه كره جنوبي در يك بيانيه،  گفت: اين 5 نفر در حالي كه براي كسب اطلاعات كاري به اين شهر سفر مي كردند، در شهر مرزي «رنيوسا» در مكزيك ربوده شدند.وي افزود: همه اين افراد زنده هستند.اين در حالي است كه جمعيت زيادي از افراد اهل كره جنوبي در مكزيك زندگي و در بخشهاي مختلف صنعت و تجارت فعاليت مي كنند.
آدم ربايي و درخواست پول در ازاي آزادي ربوده شدگان در مكزيك بسيار شايع بوده و اين كشور يكي از بالاترين آمار آدم ربايي در جهان را به خود اختصاص داده است.

  


بايگاني راكد

 

روزنامه دولت عليه ايران شماره 603 پنجشنبه 
3 صفر 1244 هجري قمري برابر با 1245 هجري شمسي
شخص مشهدي در كارخانه خود سنگ مس آب مي كرده چهار و پنج ساعت از شب رفته بوده ديده كه دو نفر پيش او ايستاده اند صدا بلند كرده بود كه كيستيد يكي از آنها خنجري به سينه او زده و هر دو فرار كرده بودند و آن شخص بعد از اندكي به همان زخم در گذشته بوده مراتب به عرض حاكم رسيده حكم كرده قاتل را بدست آورند از قراري كه گفته اند زن آن شخص بد عمل بوده است و رفقاي او اين كار را كرده اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com