تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 6مرداد ماه 1387


مصاحبه با مدير سايت «فروشگاه ساز» اينترنتي جهان ديتا ؛
آينده وب در ايران روشن و رو به گسترش است

 

مصاحبهاي در خصوص تجارت الكترونيك و فروشگاههاي الكترونيكي با محسن سلاجقه، مدير سايت جهان ديتا دارنده لوح ويژه برترين



سايت تجارت الكترونيك از وزارت بازرگاني در خصوص فروشگاههاي الكترونيكي ديدم، گفتم خواندنش براي شما جوانان عزيز عشق اينترنت خالي از لطف نيست!
محسن سلاجقه  27 سال سن دارد و متولد كرمان است.
جناب آقاي سلاجقه بفرماييد كه به عنوان يك فروشگاه ساز اينترنتي از چه زماني شروع به كار كرديد؟
سايت فروشگاه ساز جهان ديتا را همزمان با دوران دانشجويي در اواخر سال 1383 راه اندازي كردم و در اين مدت كمك مالي زيادي نداشتم. در خانواده هم با اين كار چندان موافق نبودند. اما پس از اين با راه اندازي اين طرح در حال حاضر براي 7 نفر به صورت مستقيم و صدها نفر به صورت غير مستقيم ايجاد كار و اشتغال زايي كرده ام.
چرا در تجارت الكترونيك فروشگاه را انتخاب كرديد؟
همان گونه كه از نام سايت مشخص هست ما به توليد نرم افزار فروشگاه اينترنتي جهت استفاده فروشندگان،توليد كنندگان و ارائه كنندگان انواع خدمات و همه كساني كه به دنبال فروش اينترنتي محصولات خود هستند پرداختيم. براي اينكه فكر مي كرديم همه فروشندگان جهت فروش آنلاين و معرفي محصولات خود در دنياي مجازي نياز به راه اندازي فروشگاه اينترنتي دارند و من مي توانم با توليد اين نرم افزار در يك پايگاه و با در اختيار قرار دادن خدمات مرتبط به همراه پشتيباني به ديگران ارائه كنم.
آيا تحصيلات شما با رشته كاري شما مرتبط است؟
بنده دانش آموخته رشته عمران هستم ولي در طول دوران دانشجويي مدارك متعددي را در زمينه فناوري اطلاعات و تجارت الكترونيكي كسب كرده ام.
در طول اين چند سال فعاليت، چند فروشگاه از سرويسهاي شما استفاده مي كنند؟
كاربران و مديران زيادي از سيستم فروشگاهي ما استفاده مي كنند. مي توانم بگويم تقريباً ساليانه بيش از صدها درخواست راه اندازي فروشگاه به دست ما مي رسد كه در كوتاه ترين زمان ممكن فروشگاهها نصب و راه اندازي مي شوند.
در كل چند نرم افزار فروشگاه راه اندازي شده؟
تقريباً بيش از 300 فروشگاه اينترنتي.
چند فروشگاه فعال است؟
خوب اكثر فروشگاههاي اينترنتي پس از راه اندازي و به دليل سود آوري مناسب هميشه فعال خواهند بود به جز تعداد محدودي كه كسب و كار خود را تغيير مي دهند.
پس از نظر شما تجارت الكترونيك و فروشگاههاي اينترنتي در ايران سود آور هستند؟
بله، وقتي يك مدير و يك فروشنده مي تواند محصولات خود را به قشر وسيعي از جامعه ارائه دهد، يك منبع درآمدي جديد براي خود ايجاد كند و سودآوري مناسبي نيز براي او دارد.
بيشترين نگراني كاربران قبل از خريد نرم افزار فروشگاه اينترنتي چيست؟
بيشتر نگراني فروشندگان نبود فرهنگ خريد و فروش اينترنتي و نبود اعتماد كاربران به خريد اينترنتي است.
بيشتر سايتهاي فروشگاه كه با كمك شما راه اندازي شده اند در چه زمينه اي فعاليت مي كنند و چه چيزهايي مي فروشند؟
تقريباً اكثر كالاها و مايحتاج روزانه در فروشگاههاي اينترنتي راه اندازي شده به فروش مي رسد.
روزانه چند ساعت از اينترنت استفاده مي كنيد؟ و كمي از تاريخچه خود با اينترنت بگوييد؟ (از چه زماني با اينترنت آشنا شديد؟ و اينترنت در ايران چه تغييراتي در زندگي روزانه شما ايجاد كرده؟)
بنده به جرأت مي توانم بگويم روزانه حدود 18 ساعت از اينترنت استفاده مي كنم. آشنايي من با دنياي وب از سال 1375 شروع شد و از اواخر سال 1380 به صورت حرفه اي وارد دنياي وب شدم و به اينترنت به عنوان يك ابزار كسب درآمد نگاه مي كنم.
براي معرفي سايت خود از چه روشهايي استفاده كرده ايد؟
از همان روز اول راه اندازي سايت از روشهاي متفاوت تبليغاتي و به طور مستمر استفاده كرده ام. تبليغات سنتي و تبليغات اينترنتي در سايتهاي پر بازديد ايراني پس از بررسي و مشخص كردن بازار هدف و همچنين تبليغات گفتاري و درج مقالات مرتبط تنها جزئي از روشهاي تبليغاتي استفاده شده سايت هستند و از بابت روند تبليغاتي سايت خود با توجه به پياده سازي صحيح و كارشناسي شده بسيار راضي بوده ام.
شما بيشتر مجله هاي چاپي را مي خوانيد يا سايت نشريات را مطالعه مي كنيد؟
بيشتر مواقع مجلات را تهيه مي كنم و مي خوانم. گاهي اوقات نيز سايت نشريات بروز و پر محتوا را مطالعه مي كنم.
گشت و گذار در دنياي واقعي را دوست داريد يا گردش در دنياي مجازي؟
هر دو را دوست دارم ولي گشت و گذار در دنياي واقعي را بيشتر مي پسندم و علاقه فراواني به گشت و گذار در مراكز ديدني كشورهاي مختلف را دارم.
آينده وب را در ايران چگونه مي بينيد؟
آينده وب در ايران روشن و رو به گسترش است. البته نياز به فرهنگ سازي بيشتر و تدوين قوانين و مقررات براي فعاليتهاي تجارت الكترونيكي و اجراي دقيق آن است.
دنياي مجازي را چگونه معني مي كنيد؟
دنيايي بي انتها پر از فراز و نشيب و دوست داشتني!
از ورزش هايي كه دوست داريد و از بهترين تفريح خود بگوييد؟
تيراندازي و شنا را خيلي دوست دارم.
روابط اجتماعي در دنياي مجازي براي شما راحت تر است يا در دنياي حقيقي؟
فرقي نداره در هر دو با عقايد و خصوصيات اخلاقي خودم زندگي مي كنم ولي روابط در دنياي حقيقي جذابيت بيشتري دارد
تجارت الكترونيك ايران رو به صعود است يا نزول؟
رو به صعود البته با تأمين زير ساختهاي فني و ارتباطي لازم جهت ارائه خدمات تجارت الكترونيك.
چه سايتهاي فارسي مورد علاقه شما هستند؟
سايتهاي فارسي فراواني هست كه به آنها علاقه مندم و هر روز به دفعات به آنها مراجعه مي كنم. سايت خاصي را نمي توانم مطرح كنم.

  


مدير كل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش:
جوانان را براي انتخاب پوشش مناسب متقاعد كنيد

 

مدير كل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش گفت: متقاعد كردن جوانان راه صحيح و درست در انتخاب پوشش مناسب و اسلامي است و با اين شيوه از آسيبهاي اجتماعي جلوگيري مي شود.




مهري سويزي، مدير كل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش در گفتمان سومين جشنواره بين المللي زنان سرزمين من در گفتگو با خبرنگار اجتماعي برنا، در خصوص دلواپسيهاي دخترانه جامعه امروز در موضوع حجاب، گفت: بحث در مورد حجاب و پوشش نبايد فقط از نگاه و منظر دين بررسي و اثبات شود.
سويزي در ادامه افزود: زماني مي توانيم ديدگاه جوانان را نسبت به حجاب و پوشش اسلامي تغيير دهيم كه از ديدگاه خردورزانه و عقلاني به آن پرداخته شود.
وي اظهار كرد: متقاعدسازي جوانان راه صحيح و درست در انتخاب پوشش مناسب و اسلامي است زيرا با يك عقل سالم و انديشه سليم، شرم كه يك صفت خاص انساني است در فرد به وجود آمده و جوان به سمت انديشه و رفتار درست حركت مي كند و پوشش كامل را بر مي گزيند.
وي تأكيد كرد: با تكيه بر خردورزي و انديشه درست، موضوع بد حجابي كه به يك آفت بزرگ و آسيب اجتماعي تبديل شده به انتخاب صحيح در نوع حجاب در جوانان متجلي مي شود.
سويزي اظهار كرد: متأسفانه در جامعه و در بين جوانان متقاعد سازي صورت نگرفته است و نوع پوشش و حجاب را به صورت افراط و تفريط در جامعه و در اماكن عمومي در بين جوانان مي توان مشاهده كرد.
وي به مسأله مد در بين جوانان اشاره كرد و افزود: موضوع مد يكي از پيامدهاي متقاعد نكردن جوانان است كه در بين تعاملات نظام سرمايه داري، طراحان و تبليغات صورت مي گيرد و به مخاطب مي قبولاند كه لباس زيبا، لباسي است كه آنها وارد مراكز خريد لباس مي كنند و هر دو سه ماه يك بار با ارائه نوع خاص پوشش و رنگ در جامعه جوانان را به تبعيت از مد و طرحها ترغيب مي كنند.
مدير كل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش در پايان گفت: تنها راهكاري كه در انتخاب نوع پوشش در بين جوانان بايد مدنظر قرار بگيرد، متقاعد كردن جوانان و نشان دادن راه صحيح و درست است و تا زماني كه به اين موضوع پرداخته نشود، برگزاري انواع همايشها و نمايشگاههاي حجاب تاثيري بر روي جوانان نخواهد گذاشت.

  


طلاق عاطفي در كمين خانواده هاي تجمل گرا

 

معاون فرهنگي اجتماعي سازمان ملي جوانان گفت: تجمل گرايي و تشريفات در همه طبقات جامعه وجود دارد و محدود به قشر خاصي نيست.
علي اكبر عصارنيا در زمينه ازدواجهاي پر هزينه و شيوع آن در جامعه افزود: بايد در اين زمينه رسانه ها فرهنگ سازي كنند. عوارض تجملات بايد براي جامعه مطرح شود، عوارض تجملات تنها مراسم عروسي را شامل نمي شود، اگر روحيه تجمل گرايي در خانواده ها مطرح شود منجر به اين مي شود كه رضايت از زندگي زنانشويي كم شود و اين مورد فقط مختص به مراسم عروسي نيست بلكه در مراحل بعد از ازدواج نيز مرد مجبور است چند نوبت كار كند و موجب كاهش شيريني زندگي مي شود.
وي ادامه داد: آسايش افراد بيشتر شده ولي متقابلاً آرامش آنها كمتر شده و علت مهم آن تجمل گرايي افراطي است كه مطمئناً آسايش نمي تواند آرامش خانواده را تأمين كند البته وجود امكانات در حد معمولي لازم است اما اگر به محض اين كه از حدي فراتر رود باهم بودن خانواده را از بين مي برد و در اين صورت خانواده ديگر معنايي ندارد.
معاون فرهنگي اجتماعي سازمان ملي جوانان تصريح كرد: كاش صدا و سيما مي توانست صحنه هاي بعد از عروسي و صحنه هاي معمول افرادي كه اهل تجملات هستند را خوب نشان دهد! كاش مي توانست نشان دهد خيلي از زوجين بعد از ازدواج به دليل همين تجمل گرايي و تشريفات رنگ آرامش را نمي  بينند و به دنبال راه هاي فرعي و غير معمول هستند.
وي تأكيد كرد: تجملات و خواسته هاي زياد مالي بيشتر از آن كه باعث اختلاف شود منجر به دوري مي شود. زماني كه زن  و شوهر مجبور هستند براي تأمين خواسته هاي زياد در زندگي كار بسياري انجام دهند و ساعتهاي بيشتري را از يكديگر دور باشند ، لحظات خوش با هم بودن در خانواده به حداقل مي رسد و اين باعث مي شود خانواده تبديل به يك انبار وسايل شود، هر چند كه اصل خانواده ديگر معني سابق را ندارد.
عصارنيا افزود: اين گونه خانواده ها بيش از آن كه دچار طلاق عيني شوند دچار طلاق عاطفي مي شوند و تك تك افراد خانواده آرامش را در غير از خانواده دنبال مي كنند. مهمترين عارضه تجمل گرايي در خانواده دوري و تبعات عاطفي در كانون خانواده است.

  


عمره دانش آموزي و دانشجويي در دانشگاهها تحول ايجاد مي كند

 

نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني گفت: بايد بتوانيم در عمره دانش آموزي و دانشجويي به كيفيت بسيار مهم و سازنده اي برسيم چون فعاليت براي تحول آفريني در دانشگاههاست.




به گزارش اداره ارتباطات و اطلاع رساني بعثه مقام معظم رهبري، محمد محمدي ري شهري ديروز در نشست مسؤولان، مربيان و معينه هاي دانشجويي و دانش آموزي در سالن بعثه در مكه مكرمه با تشكر از دست اندركاران عمره دانشجويي و دانش آموزي اظهار اميدواري كرد با همفكري و ارائه پيشنهادها مربيان و معينه ها ، همه ساله حركت مفيد و سازنده عمره دانش آموزي و دانشجويي ارتقا يابد و كيفيت بهتري داشته باشد.
وي با اشاره به فعاليت شوراي راهبردي در بعثه و سازمان حج و زيارت، گفت: موضوع آسيب شناسي عمره دانش آموزي و دانشجويي يكي از دستورهاي اصلي كار اين شوراست و نمايشگاه تخصصي حج با حضور كارشناسان تشكيل مي شود تا با استفاده از نظرات كارشناسان، تصميمات اجرايي و فرهنگي اخذ شود.
وي افزود: رشته تبليغ حج براي تدريس در دانشگاهها در حال تدوين است تا اين موضوع به صورت علمي و پژوهشي در دانشگاهها پيگيري شود.
ري شهري هدف از تشكيل جلسه با مربيان و معينه ها را بيان ضعفها بدون واسطه ذكر كرد و از آنها خواست چنانچه مشكلي در رابطه با غذا و يا مشكلات رفتاري دانش آموزان و دانشجويان دارند موارد را به بعثه مقام معظم رهبري اطلاع دهند.
اميرالحاج جمهوري اسلامي ايران از معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبري خواست تا با هماهنگي ستادهاي عمره دانش آموزي و دانشجويي، برنامه منسجمي براي سال آينده تهيه كند.وي در پاسخ به پيشنهاد يكي از حاضران براي برپايي كرسي شناخت شيعه در مكه و مدينه گفت: تلاش ما اين است كه علماي دو كشور با هم ديدار و گفت وگو داشته باشند.در اين نشست معاون آموزش و پژوهش دفتر بعثه مقام معظم رهبري گفت: براي هر چه بهتر برگزار شدن عمره دانش آموزي، جلسات متعددي در تهران با مسؤولان مربوطه وجود داشته و برنامه هاي فرهنگي مناسبي براي دانش آموزان و دانشجويان تعريف شده است.مصطفي خاكسار قهرودي، رئيس سازمان حج و زيارت كشور نيز در اين نشست گفت: وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقيقات و فناوري لازم است نقش خود را در هر چه بهتر برگزار شدن عمره دانشجويي و دانش آموزي با تقويت ستادهاي در نظر گرفته شده براي اين امر ايفا كنند.وي در پاسخ به درخواست يكي از حاضران مبني بر تعيين سريعتر سهميه سال آينده عمره دانشجويي و دانش آموزي گفت: از همين امروز مشخص است كه سهميه عمره سال آينده دانشجويي و دانش آموزي عدد ثابتي است و مي توان در برنامه ريزيها اين سهم را در نظر داشت.

  


درد شيرين عشق

 

تموم آدما، در يك چيز مشتركند، در آدم بودن اشتراك دارن، اما اشتراك و شباهت آدما تنها به همين ختم نمي شه، با هم كلي چيزهاي مشترك دارن، همشون مي ميرن، به دنيا ميان، ازدواج مي كنن، عصباني مي شن، گريه مي كنن، عاشق مي شن و هزاران ويژگي مشترك ديگه.




اما امان از دست اين «عشق» كه دردي شيرين است. شايد هر كسي در هر موقعيتي عاشق بشه، اما ما جوونا بيشتر از همه گرفتار عشق مي شيم. هزاران كتاب درباره عشق نوشته شده، هزاران فيلم ساخته شده و خيلي از آدما هم گرفتار عشق شده اند، اما از هر كس كه درباره  عشق و عاشقي بشنوي، چيزهاي جديد و عجيبي خواهي شنيد كه شايد تا به حال نشنيده باشي.
اين روزها عشق، ميهمان كوچه بن بست است. بايد درباره اش بنويسم، دركش كنم، گرفتارش شوم تا اين ميهمان عزيز اعترافات تازه اي بكند، شايد كه به دردمان بخورد.
بارها كلمه  «عشق» را شنيده ايم، بارها به كار برده ايم، اما حالا كه قرار است، عشق ميهمان ما باشد، بايد معني اش كنيم، «عشق»؛ يعني شيفتگي، دلدادگي، دلبستگي و دوستي مفرط!
مي توان عاشق هر چيزي شد؛ عاشق كار، ماشين، پول، مقام، انسان و...، اما روي صحبت ما با عشق، عشق به يك انسان است، عشقي همانند عشق مجنون به ليلي و هزاران عاشق و معشوق ديگر كه نامشان و يادشان براي ما هميشه زنده است.
هيچ كس نيست كه گرفتار عشق نشده باشه. عشق هم از همان ويژگيهاي مشتركه، اما هر كس به اندازه  توانش عاشق مي شه. يكي با يك عشق، جونش رو از دست مي ده، يكي بالاخره با عشق كنار مياد، يكي هم روزي هزار بار عاشق مي شه!
علامت سؤالهاي زيادي تو سرم درباره  عشق دارم، ولي فرصت كوتاه است و سفر جانكاه. شايد تو اين كوچه نشه به پاسخ اين پرسش ما رسيد، اما جناب عشق! تو رو به اين سادگي رها نمي كنيم. داريم كم كم به انتهاي كوچه بن بست اين هفته مي رسيم، روي ديوار آخر كوچه اين شعرها رو مي نويسم:
اول قدم از عشق سر انداختن است
جان باختن است و با بلا ساختن است
گويند رمز عشق مگوييد و مشنويد
مشكل حكايتي است كه تقرير مي كنند
*سلمان يزدي

  


زير پلك ماه

 

همه جا آرام و ساكت بود و صدا فقط صداي نسيم بود و خش خش برگهاي توي حياط. برعكس صبح كه آنقدر سر و صدا و جار و جنجال توي گوشش را پر كرده بود. نگاهي به آسمان انداخت. انگار آن بالاها دنبال چيزي بود. چشم آسمان بيدار و كامل كامل باز بود. تيك تيك ساعت اذيتش مي كرد. خواهرش راحت خوابيده بود. صداي مادر هنوز توي گوشش بود؛ كه «پري»، الهي وربپري دختر، چند ساله توي اين كوچه مي شينم اينقدر اسمم سرزبون ها نيفتاده بود دختر، جوونمرگ بشي مادر» اما پري هنوز هم نمي دانست مادر چرا اين قدر عصباني است، البته نه كه نداند اما دليل ناراحتي مادر با پري كلي فرق داشت.
شش ماه گذشته بود و هنوز سالن آرايش پري شش تا مشتري پر و پا قرص نداشت. حالا هر وقت مادر يادش از چشمهاي خسته و سكوت پدر پري مي افتد بيشتر بغض گلويش را فشار مي داد.
تمام درد دلهاش دو قطره شد و تيليكي از گوشه چشمهاش و كنار گوشش رد شد و افتاد روي متكاي صورتي زير سرش. فايده نداشت. خواب انگار نمي خواست سراغش بيايد، تازه از همه اينها گذشته فردا بايد قسط دوم صندلي آرايشي را با دراور و كمد مي داد. وقتي مي خواست كمد بخرد. تازه گواهينامه آرايشگري گرفته بود. نمره امتحان كتبي و عملي او هم از همه بهتر شده بود. شايد براي همين نمره بود كه باباي سختگير پري با اينكه مي گفت تو فاميلشون يك نفر آرايشگر نيست باز هم رضايت داد، كه پري آرايشگاه را باز كند. تازه اين اول بدبختي بود، چون رضا هم عارش مي آمد كه من پيش دوستهايم سرشكسته شدم و... پري نمي دانست كه آرايشگري چه ربطي به سرشكستگي دارد. خوب دو سال كنكور دادم و قبول نشدم. اگر كاري كنم، پولي در بياورم بهتر است، هر چي مادر گفت: پري جان، خب خياطي برو هنره، بهتره، اما پري از پارچه و دوخت و سوزن بدش مي اومد. چشمهاش سنگين شده بود. اما نه مگه مي شد. اين پلكها مگه روي هم مي اومدند. عين چشم آسمون بيدار بيدار بودند. هر جوري شده فردا عروس زهرا خانوم رو بايد طوري درست كنم كه تمام كوچه تعجب كنند. دو سال شاگردي و تجربه و دوره سرانجام كار خودشو مي كنه. اگه فردا رو از سر بگذروني شايد خيلي چيزها عوض بشه. خنده، ذوق و بغض همه و همه خواب و آرامش رو ازش گرفته بودند. نه فايده نداشت، ساعت از 3 گذشته بود. توي حياط رفت. در اتاق آرايشگاه رو كه كنار حياط بود باز كرد و رفت روي صندلي نشست. حالا ديگه هيچ فكري نداشت. حالا كه ماه قشنگ رو توي آسمون ديده بود. توي آرايشگاه نشسته بود، مي خواست به هيچي فكر نكنه. فقط و فقط به فردا و كاري كه مي خواست انجام بده... .
عروس آسمون كم كم داشت مي رفت كه پلكهاي پري  روي هم رفت...
* سارا اميدوار

  


خبر مبر

 

امير سالاري

بچه هاي گران




در اين وضع و اوضاع متورم و گران قيمت كنوني، به دنيا آوردن بچه هاي گران قيمت هم از آن خبرهاي با حال به شمار مي آيد. اگر هم باحال نيست، ما تصميم مي گيريم و متاسفانه هيچ كاري از دست شما ساخته نيست.
در اين وضع گراني، تولد يك جفت دوقلو، يك و نيم ميليون دلار خرج برداشته. فكرش را بكنيد، اگر پس فردا يكي از اين بچه ها در يك تصادف ساده بلايي سرش بيايد، چه ضرر هنگفتي به پدر محترم وارد مي آيد.
دوقلوهاي خانم «جنيفر لوپز» و «مارك آنتوني» براي به دنيا آمدن فقط يك ونيم ميليون خرج تراشيده اند. دكترها و پرستارها هر كدام 300 هزار دلار گرفته و 300 هزار دلار هم جدا براي حفظ امنيت پول داده اند. اتاق بيمارستان سركار خانم هم 700 هزار دلار هزينه داشته، براي اين كه تختش چرمي بوده و يك آشپزخانه شيك و دوتا پلاسماي بزرگ با كفپوش چوبي داشته. معلوم نيست آنجا اتاق زايمان بوده يا دربار پادشاه. به هر حال، دختر و پسر دوقلو بعد از به دنيا آمدن شديداً خرجهاي خودشان را جبران كرده اند و همان روز اولي، شش ميليون دلار درآمد داشتند. يك مجله براي اين كه اولين نفري باشه كه عكس اين دوقلوها رو چاپ كنه، مي خواهد 6 ميليون دلار بدهد، تازه خوشحال هم هست. با اين وضعيت ديگه كاملاً معلوم ميشه كه همه چيز در وضع متورم به سر مي برد.

عاقبت بخير




هميشه گفته اند كه خيلي خوب است آدم پرتلاش و بلندنظر باشد، به موفقيتهاي بزرگ فكر كند، فرقي هم نمي كند كه چه شغلي داشته باشد. مثلاً يك راننده ساده هم مي تواند تلاش كند تا بشود راننده وزيري، وكيلي، چيزي. يا همين وكيلها هميشه بايد به دنبال اين باشند كه پرونده هاي معروف را وكالت كنند.
اما مسأله مهم در بلندپروازي اين است كه آدم بايد شعورش قد بدهد و بفهمد كه چقدر بلند بپرد. «عصام الغزاوي» را شما نمي شناسيد. من هم نمي شناسم، ولي همه عربها خوب مي شناسندش. اين آقا زماني يك وكيل موفق و درجه يك بود و سرش را نمي توانست بخاراند، ولي خيلي بالا پريد و سرش خورد به پنكه سقفي و حالا ديگر براي سرايداري يك ساختمان هم قبولش ندارند. بپر بپرهاي بلندش كار دستش داد و مجبور شد حتي رايانه و دفترهايش را به جاي اجاره بدهد به صاحبخانه. همه اين مكافاتها را براي اين مي كشد كه وقتي بچه بود، دلش مي خواست وكيل رئيس جمهور شود، ولي شعورش نكشيد و شد وكيل صدام؛ آن هم وقتي توي چاه پيدايش كردند. خودش مي گويد، بعد از آن پرونده، چند نفري به دفترش آمده اند، ولي تا فهميدند كه وكيل صدام بوده، فرار كرده اند. معلوم نيست اين نحسي كه به كارش افتاده براي اين است كه چندباري تنه اش به تن صدام خورده و يا براي اين كه آخر سر صدام را هم به كشتن داد. هر كدام باشد فرقي نمي كند، مهم اين است كه آدم بايد نظرش را آنقدر بلند كند كه از پشت سر نيفتد.

يافتنيها




از قديم و نديم گفتن، هميشه جوينده يابنده است، ولي بعضي وقتها هم هست كه جوينده چيزهايي مي يابد كه نبايد بيابد. يكي نيست بگويد، آقاي يابنده، شما به شلوار مردم چه كار داريد؟!

مرام ورزشكاري




از آنجا كه هر كاري يك اصولي دارد ما هم اصولاً اصول هر چيزي را اصل قرار مي دهيم. پس بايد همه افراد جامعه ما مثل يك ايراني اصيل رفتار كنند. به همين دليل، كارشناس روزنامه در خصوص ادب و نزاكت ورزشكاران ايراني چند تا نظريه خوب دادند كه جا دارد مسؤولان به آنها توجه ويژه داشته باشند؛ اول اين كه ورزشكاران ما، نماينده ايران هستند و بايد آبروي ما را نبرند. همه بايد قبل و بعد از شروع بازي دست و صورت خودشان را با آب و صابون بشويند و نظافت را در طول مسابقه رعايت كنند. لازم است مربيان تيم قبل از شروع بازي، تمام اعضاي تيم را به خط كنند و ناخنهاي همه را كنترل كنند. ناخنها هم بايد كوتاه باشند و هم تميز. تمام بازيكنان بايد يك دستمال تميز هميشه همراه داشته باشند و دماغشان را در طول مسابقه با آن تميز كنند. اگر تيم در فينال بازيها هم برنده شد و تيم قهرمان گرديد، بازيكنان بايد شؤون خودشان را حفظ كنند و فقط با لبخند مليحي خوشحالي خود را نشان بدهند.
وقتي سرود ملي خوانده مي شود، بايد مثل بچه هاي خوب سرجايشان وول نخورند و دست به سينه بايستند. هر كس سرش را تكان بدهد، با محروميت از تمامي فعاليتهاي ورزشي حتي در حياط خانه خودش مواجه مي شود.
پيراهنهاي ورزشي تيمها هم بايد تا حد ممكن مرتب باشند و شورتهاي ورزشي هم بايد با شلوار ورزشي تعويض شود.


فرماندار مخالف بلوتوث




هميشه استفاده از فناوري مي تواند به انجام كارها كمك كند. خيلي از مشكلات با همين پيامكها حل شده اند و چه خبرهايي كه با آن رد و بدل نشده. ولي بعضي وقتها كه ما ديگر شورش را در مي آوريم، همين فناوري كلي به ضررمان تمام مي شود.
هفته پيش كه جلسه فرمانداري يكي از شهرستانهاي غرب استان تهران بود، يكي از مديران جلسه اين قدر از اين فناوري استفاده كرد تا داد فرماندار را درآورد.
اين آقاي مدير، جلسه فرمانداري را با مركز تلفن همراه اشتباه گرفته بود و دايم داشت به امكانات گوشي تلفن همراهش پز مي داد. براي همه بلوتوث مي فرستاد و انواع زنگهاي مختلف را روي گوشي اش چك مي كرد. براي همه مديران فناوري مي فرستاد و روي سيروس خان «3 در 4» را هم سفيد كرده بود.
جناب فرماندار هم كه مخالف استفاده از فناوري آن هم در جلسات رسمي بود، يك تذكر جدي داد و روي يك تكه كاغذ نوشت كه اگر همين الان گوشي ات را خاموش نكني، فردا خودم بلوتوث فرو كردن تلفن همراهت توي حلقت را براي همه مي فرستم.
همين خبر خوب هم كافي بود كه مدير كلاً خط تلفنش را بفروشد و از اين به بعد يك تلفن ثابت با سيم  8 كيلومتري با خودش راه ببرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com