تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 7مرداد ماه 1387


جنبش عدم تعهد و واقعيتهاي بين المللي

 

* غلامرضا قلندريان

برگزاري پانزدهمين اجلاس وزراي خارجه كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در تهران را مي توان براي كشورهاي عضو- كه در حال حاضر 116 كشور از آسيا، آفريقا، آمريكاي لاتين و اروپا را شامل مي شوند- فرصتي تلقي نمود تا با همسو نمودن ديدگاه ها و استراتژيها، وحدت مواضع را بيش از گذشته در دستور كار خويش قرار دهند.
فلسفه اصلي اين جنبش را مي توان وجود بلوك بندي قدرت عنوان نمود كه بنيانگذاران آن به دليل ماهيت غيرمنطقي و سلطه طلبانه نظام بين الملل، با ايجاد هويتي متمايز از نظم موجود، ضمن اعتراض به شرايط نظام دوقطبي كه خروجي آن ناديده گرفتن بازيگران خرد در عرصه روابط بين الملل را رقم مي زد، كانوني از ظرفيتهاي مشترك دولتهايي را تشكيل دادند كه در منافع ملي، امنيت ملي و حوزه هاي گوناگون اقتصادي و فرهنگي، دغدغه هاي مشترك و همسويي بيشتري با يكديگر داشتند.
امروز به وضوح مي توان كمابيش همان دغدغه ها را به شكلهاي مختلف در قالب استعمار گذشته، با ادبيات جديد از سوي كشورهاي قدرت محور، مشاهده كرد.
يكي از موانع تحقق ثبات مناسبات بين المللي، وجود تعريف متفاوت واشنگتن از منافع و امنيت در دوران حضور نئومحافظه كاران در مصدر قدرت بود كه به اتخاذ رويكرد يكجانبه گرايانه منجر شد.
به نظر مي رسد كشورهاي مذكور در مقابل يكجانبه گرايي مذكور، سكوت نكرده و با اعلام مخالفت و فضاسازي، ديگر كشورها را براي مبارزه با پديده ياد شده همسو كنند، زيرا در صورت استمرار روند فعلي رفتارهاي بلوك غرب در آينده نبايد سخن از واژه عدالت به ميان آورد.
به جرأت مي توان اذعان كرد، علت تشجيع آمريكا در اتخاذ مشي يكجانبه گرايي و توجه نكردن به ساختار و كاركرد سازمان ملل، سكوت و بي تفاوتي ديگر كشورهاست كه در فضاي مسموم رواني ايجاد شده از سوي دولتمردان آمريكايي دچار رعب و وحشت شده و محافظه كاري را بر هر گونه اقدام عملي ترجيح داده اند.
در آغازين سالهاي قرن21 دولتهاي ياد شده مي توانند با ارائه طرحها و پيشنهادهاي سازنده، خواستار اصلاح ساختار سازمان ملل شوند و با تدوين قوانين و دستورالعملهاي جديد، صورت بندي فرسوده اين سازمان را با رويكردي متفاوت از گذشته اصلاح نمايند، به نحوي كه پاسخگوي نيازهاي فعلي اعضا باشد.
نقش كمرنگ كشورهاي عمده جهان در پروسه تصميم سازيهاي جهاني، ناشي از فقدان اهتمام به ملتها و دولتهاست، چنانكه بايد با شفاف سازي قوانين، ظرفيت خاموش بازيگران حاشيه قدرت را در حقوق و روابط بين الملل به منصه ظهور و بروز برسانند تا مفهوم واقعي سازمان ملتها بهتر تبيين و تفسير شود.
امروز جهان از نبود امنيت در حالي رنج مي برد كه عامل اصلي اين ناامن سازي را مي توان زياده خواهي ليدر نظم خودساخته نوين جهاني عنوان كرد.
كشورهاي عضو اين جنبش بايد تلاش كنند با وحدت مواضع، صلح و ثبات جهاني را از طريق ديپلماسي به افكار عمومي عرضه كنند تا با اقدام بهنگام، از هزينه هاي تحميلي كه جهان را به سوي يك آنارشيسم بين المللي سوق مي دهد، نجات دهند. مؤيد اين ادعا ماجراجويي آمريكا پس از حوادث مشكوك 11 سپتامبر و حمله به دو كشور عراق و افغانستان مي باشد كه هنوز دولتمردان جنگ طلب آمريكا نتوانسته اند، مردم كشورشان را نسبت به اقدام تهاجمي قانع كنند، ولي هزينه و تلفات جاني و اقتصادي آن بر ملتهاي منطقه تحميل شده است.
كشورهاي بي ثبات كننده نظم بين المللي با سياسي كردن مفاهيم حقوقي، عرصه حقوق بين الملل را به حياط خلوت منافع خود تبديل كرده اند.
امروز موضوع حقوق بشر يكي از موضوعاتي است كه عدم درك يكسان از مؤلفه هاي آن، سبب شده است برخي كشورها يكديگر را به نقض آن متهم نمايند. در اين ميان، بيشترين فراواني برخورد را از سوي ايالات متحده در ارتباط با كشورهاي غيرهمسو با منافع واشنگتن مي توان مشاهده كرد. دولتهايي كه از ابتدايي ترين حقوق شهروندانشان دريغ مي ورزند، در ادبيات حقوقي آمريكا به دليل همنوايي با كاخ سفيد، هيچ گاه در تيررس اهداف تهاجمي اين كشور در خصوص نقض حقوق بشر قرار نگرفته اند؛ ولي كشوري كه مشي استقلال طلبي را برگزيده و در دايره اقمار سياسي آمريكا قرار نمي گيرد، با چنين اتهامي روبرو مي شود.
جمهوري اسلامي ايران يكي از بازيگراني است كه اين اتهام را از سوي واشنگتن و همپيمانان اين كشور همواره يدك مي كشد و يا كشور چين نيز با وضعيت مشابه ايران، تنشهايي را در اين حوزه با مقامات كاخ سفيد داشته است.
بدين ترتيب، با توجه به از بين نرفتن ناهنجاريهاي سياسي، امنيتي و اقتصادي گذشته و گاه تشديد معضلات جهاني كه ناشي از فقدان نگاه عدالت محور در حوزه تعاملهاي بين المللي است، اتحاد كشورهاي غيرمتعهد در آناليز پديده هاي سياسي ضروري تلقي مي شود.
قدرتهاي سلطه گر كه مفاهيم حقوقي را با برداشتهاي يكجانبه گرايانه، سرمايه توسعه طلبيهاي شان قرار داده اند، اعضاي جنبش ياد شده و ديگر كشورهاي خارج از شعاع منافع كشورهاي مذكور را ملزم مي نمايند كه با عزمي راسخ، با ايستادگي در مقابل آنها، خواستار تعديل مواضع بازيگران زياده خواه شوند.
شايسته است كشورهاي ياد شده از تجربيات جمهوري اسلامي كه با استقلال طلبي و جدايي واقعي و عيني خويش از بلوك غرب و نپيوستن به بلوك شرق، استقلال ملتش را به جهانيان اثبات كرد و الگويي براي ملتها و جنبشهايي شد كه خواهان استقلال از باندهاي قدرت جهاني مي باشند، بهره گيري لازم را بنمايند.
ايران اسلامي امروز توانسته است با اتكا به قدرت و توانمندي خويش، با وجود تلاشهاي قدرتهاي مخالف، در استيفاي حقوق هسته اي گامهاي قابل تحسيني را بردارد و اثبات نمايد كه مسير تحقق مطالبات ملي مردم جهان در شرايط نابرابر و فاقد معيارهاي حقوقي اهتمام به ظرفيتهاي بومي و ملي است.
اينك كشورهاي عضو جنبش غيرمتعهد مي توانند با اقتدا به ايران و نهراسيدن از عربده سياسي برخي كشورها، در دستيابي به اهداف سازمان كوتاهي نكنند تا با منسجم كردن ظرفيت پراكنده ديگر ملتهاي مستضعف، بتوان مدل جديدي از روابط بين المللي و بين دولي را با رويكرد عدالت طلبي و صلح خواهي، پايه گذاري نمود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com