تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-07-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 7مرداد ماه 1387

[ هنري ]
 * گفتگو با محمد علي طالبي كارگردان فيلم «ديوار» ؛
هيچ كس از سينماي كودك حمايت نمي كند
 * مروري بر كتاب «عشق هاي لنگه به لنگه» سروده عباس تربن ؛
دنيا دلش يك دست رنگ تازه مي خواهد!
 * گپي با جمشيد هاشم پور/ بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون؛
ماندگاري نقش برايم مهم است
 * « يوسف شاهين » درگذشت
 * در سال نكوداشت پدر شعر پارسي؛
همايش بزرگداشت رودكي مهرماه برپا مي شود
 * معرفيدبير دومين جشنواره داستان انقلاب
 * «كريس  دي برگ» آذرماه در تهران مي خواند

گفتگو با محمد علي طالبي كارگردان فيلم «ديوار» ؛
هيچ كس از سينماي كودك حمايت نمي كند

 

* تكتم بهاردوست

اكران فيلم سينمايي«ديوار» بهترين و مهمترين بهانه ما براي صحبت با محمد علي طالبي بود. كارگرداني كه با ساخت بيش از دوازده



فيلم با موضوعات تربيتي و  آموزشي او را به عنوان يكي از كارگردانهاي فعال سينماي مهجور كودك مي شناسيم.
فيلم «ديوار» آخرين ساخته اوست كه در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد.

* آقاي طالبي كودكان و نوجوانان و موضوعات مربوط به آنان ، دغدغه هميشگي شماست. ريشه چنين علاقه اي به اين نوع سينما به كجا بر مي گردد؟
** من از سالها پيش در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان هم به صورت مربي هنرجو همكاري داشتم و هم به صورت مربي. به همين خاطر در اين فضا با فيلمهاي كودك و نوجوان ارتباط داشتم و همان زمان من چند فيلم كودك كوتاه هم ساختم و همين شرايط من را به اين نوع سينما علاقه مند كرد و هنوز هم اين علاقه مندي ادامه دارد.
* سينماي كودك و نوجوان ،سينمايي است كه كمتر ديده شده و كمتر به آن پرداخته شده است. به عنوان كارگرداني كه بيش از دوازده فيلم در اين نوع سينما ساخته، درباره مشكلات و مسائل پيش روي اين سينما بگوييد؟
** اين مسائل بيشتر به مديريت ها و برنامه ريزي هايي بر مي گردد كه بيشتر در بخش دولتي بوده است، چون اين سينما از نظر امكانات به دولت وابسته است و به نظر مي آيد در اين بخش كم كاري شده است، به علاوه اينكه فيلمهاي ديگري هم جايگزين فيلمهاي اين حوزه شده است.




فيلمهايي كه براي سينما ذائقه ساز و بسيار تاثيرگذار بوده اند كه به فيلمهاي دختر پسري معروفند و همه اين عوامل به مهجور شدن اين سينما كمك كردند. ولي به نظرم مشكلات اين سينما عمدتا به خاطر بي برنامگي هايي بوده كه در بخش مديريت دولتي سينما رخ داده است.
* سياستگذاران سينمايي هميشه مي گويند كه از سينماي كودك حمايت مي كنند. درباره حمايت دولت از اين نوع سينما بگوييد. آيا واقعا چنين اتفاقي افتاده است؟
** براي من كه اتفاق نيفتاده است !متأسفانه در تمام اين سالها نه تنها هيچ حمايتي نشد، بلكه برخوردي هم در اين زمينه با من صورت گرفت. من فيلمي ساختم به اسم «تو آزادي» كه براي ساختن آن پنجاه پنجاه با بنياد فارابي شريك شده بوده بودم.
آنها نه تنها كمك نكردند، بلكه فيلم را هم در فارابي متوقف كرده اند و هيچ كمكي براي اينكه بتوانيم اين فيلم را به رسانه يا تلويزيون برسانيم انجام نگرفته است. ضمن اينكه دو سال پيش كه مي خواستم فيلم ديوار را بسازم، دقيقا به همين بهانه و به بهانه وام گرفتن سر اين فيلم - كه با فروش آن به رسانه ها مي توانستيم پول را برگردانيم - جلوي اين فيلم را هم گرفتند. اين بخشها نه تنها هيچ كمكي نكرده اند كه هميشه يكجوري سد راه هم بوده اند و همه اينها باعث شد من چند سال در حوزه ساخت فيلم كودك بيكار باشم.
متأسفانه حمايت آنچناني نمي شود. همين الان هم فضاي حمايتي در بنياد فارابي يا ارگانهاي ديگردولتي وجود ندارد. همه اينها شعار است نه قبلا كمكي مي شده نه الان.
* سينماي كودك، سينماي خاصي است و طبيعتاً مخاطبان خاصي هم دارد. چگونه مي شود مخاطبان بيشتري براي اين گونه سينمايي فراهم كرد؟
** من فكر مي كنم مي شود به راحتي اين مخاطبان را براي اين سينما فراهم كرد، كما اينكه هم من و هم دوستاني كه در اين زمينه فيلمسازي مي كنند، قبلا هم اين كار را كرده اند و موفق بوده اند. اين چيز عجيبي نيست كه ما فيلمهايي بسازيم كه هم خانواده ها ببينند هم كودكان.خوشبختانه اين سينما تنوع موضوعي زيادي دارد و مي شود فيلمهايي ساخت كه برايبچه ها مناسب باشد. اساسا فيلمسازاني مثل ما اگر نخواهند سراغ تلويزيون بروند و كارهايي كه دوست ندارند نسازند؛ واقعا مشكلات دارند و طبيعي است كه اهالي سينماي كودك پراكنده شوند و كار نكنند. متأسفانه فضاي گذشته براي سينماي كودك وجود ندارد و از بين رفته است.
* آقاي طالبي، اگر موافق باشيد برويم سراغ «ديوار». از آخرين فيلمتان بگوييد كه از كجا و چگونه شكل گرفت؟
** اصل داستان براساس تحقيقاتي است كه حدود سه  سال در چند پارك تهران ازجمله «ارم» بر روي دخترهايي كه در رشته موتورسواري فعاليت مي كردند انجام دادم و مصاحبه هايي با خودشان و پدرانشان داشتم كه درنهايت به فيلمنامه موجود رسيدم. حدود 5 سال طول كشيد تا كار به اجرا رسيد. دو سال پيش قرار بود به  عنوان تهيه  كننده، خودم اين فيلم را بسازم و تا مرحله پيش  توليد و انتخاب بازيگر هم پيش رفتيم، اما به خاطر اينكه وام و تسهيلات فارابي آماده نشد، كار متوقف شد. تا اينكه سال گذشته با كمك حسن  حسن  دوست فيلمنامه  به محمد مهدي دادگو ارايه گرديد و ايشان هم ما را به هارون بشايايي معرفي كرد و فيلم ساخته شد.
* پس داستان فيلم واقعي بوده است؟
** بله همانطور كه گفتم «ديوار» يك داستان واقعي و مستند است. اين فيلم بر اساس يكسري از اتفاقات مستند در زندگي دختراني كه دراين سن  و سال هستند و در رشته موتورسواري فعاليت مي كنند شكل گرفته و عمدتا بعضي از آنها به  دليل آنكه سن شان بالاتر رفته، نمي توانند دراين رشته كار كنند و اين باعث شده حتي بعضي هايشان كارشان را از دست بدهند و درآمد خانواده  بريده شود.
* در رابطه با چگونگي انتخاب گلشيفته فراهاني براي ايفاي اين نقش بگوييد؟
** من از همان اول بازي گلشيفته براي اين نقش مد نظرم بود. حتي در نوبت اولي كه قرار بود فيلم ساخته شود، با او صحبت كردم و قرار گذاشتيم، هر موقع شرايط مناسب فراهم شود، فيلم را بسازيم كه خوشبختانه «ديوار» با او ساخته شد. گلشيفته فراهاني زحمات زيادي براي ايفاي اين نقش كشيده كه متأسفانه اين زحمات كمتر ديده شد. او براي اين فيلم يك ماه با مربي تمرين كرد و موتورسواري ياد گرفت. قسمتهاي پايين ديوار را تا يك متر و دو متر، خودش موتورسواري كرد. حتي موتورسواري در خيابان را هم انجام داد.
من از همان ابتدا براي ايفاي اين نقش به دنبال يك ستاره بودم. ستاره اي كه مردم دوستش داشته باشند كه گلشيفته با ايفاي نقش در فيلمهاي ميم مثل مادر و ... اين را ثابت كرده بود. چهره و توانايي اش هم برايم مهم بود.
* در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر، فيلم شما آخرين فيلمي بود كه وارد بخش مسابقه شد. آن موقع يكي از علل چنين اتفاقي اعمال برخي اصلاحات بر فيلم ذكر شد.درباره اين اتفاق بگوييد و اينكه چرا فيلم به مشكل اصلاحاتي برخورد؟
** من فكر مي كنم دليلش برخوردهاي سليقه اي با فيلم بود و نگاهشان هم درست نبود. اين فيلم هم مثل بقيه كارهايم نگاه انساني و سالمي داشت. و من چون مي خواستم كه هم فيلم در جشنواره شركت كند و هم اكران شود اجازه دادم كه اين اصلاحات انجام شود.هر چند اكنون هم فكر مي كنم كه اصلاحات چيزهاي مهمي نبوده و خط قرمزي نداشته است.
* «ديوار» جزو معدود فيلمهاي شماست كه درآن شما از بازيگران حرفه اي و شاخص استفاده كرده ايد و شكل و شمايل و ساختار آن با فيلمهاي ديگرتان متفاوت است. بگوييد كه چگونه به اين موقعيت رسيديد؟
** به نظر خودم اين فيلم هم مثل بقيه كارهايم است. تفاوتي در آنها نمي بينم. شخصيت هاي فيلم «ديوار» بزرگ  شده شخصيتهاي «چكمه» و «تيك تاك» هستند .فقط از هنرپيشه هاي حرفه اي تري استفاده كرده ام.
ديوار اين شانس را داشت كه نسبت به بقيه كارها امكانات بيشتري داشته باشد، از جمله بهترين عوامل سينما را. همه اينها باعث شد تا من بتوانم ساختار حرفه اي تري به فيلم بدهم. و گرنه به لحاظ مضمون و تفكر«ديوار» دنباله رو فيلمهاي قبلي من است.
* با توجه به موضوع منحصر به فرد اين فيلم نسبت به ديگر آثارتان، با مشكل خاصي مواجه نبوديد؟
** اين فيلم به  دليل خطرناك بودنش سخت بود و هرلحظه ممكن بود اتفاقي بيفتد. گرفتن صحنه هاي داخل ديوار مرگ به دليل نوبودن فضا شرايط خاص خودش را داشت و يك ماه زمان برد؛ اين صحنه ها كاملا به شيوه مكانيكي گرفته شد و از پرده سبز استفاده نكرديم و در واقع همه چيز در صحنه شكل گرفت كه اين موضوع دشواريهاي زيادي به همراه داشت. مشكلات سينماي ايران مانند نبودن لنزهاي مناسب كه بتوانيم درارتفاع 7 متر دوربين را قرار دهيم تا كلوزآپ بگيريم را هم بايد اضافه كرد.
* «ديوار» قبل از اكران عمومي اش، در چند جشنواره خارجي حضور داشته. از وضعيت اين جشنواره ها بگوييد و شرايطي كه اين فيلم از سر گذراند تا به اين جشنواره ها برسد؟
** ما كارهاي جشنواره اي اين فيلم را بيشتر به بعد از اكران فيلم و اگذار مي كنيم. ما فقط در دو جشنواره كه خودشان با ما تماس گرفتند شركت كرديم. يكي در ايتاليا بود و اكنون هم كه در حال مذاكره با جشنواره توكيو هستيم.

  


مروري بر كتاب «عشق هاي لنگه به لنگه» سروده عباس تربن ؛
دنيا دلش يك دست رنگ تازه مي خواهد!

 

* عباسعلي سپاهي يونسي

«عباس تربن» را از سالها پيش مي شناسم و شعرش را اين چند ساله بيشتر از سالهاپيش. شاعر جواني كه عضوي از نسل تازه به



ميدان آمده شاعران كودك و نوجوان است كه بايد به آينده شعري آنها اميدوار بود و اين اميدواري نبايد دوراز ذهن باشد، زيرا اين نسل ميراث دار شاعري شاعراني است كه سالهاي سال سرودن را در كارنامه ادبي خود دارند، گروهي كه اينك سن و سالي از آنها گذشته است و هر كدام از آنها حداقل چاپ 50 كتاب شعر براي كودكان و نوجوانان را در كارنامه خود دارند و اين يعني برخورداري از خرمن تجربيات شعر كودك و نوجوان. خرمني كه پيش از اين نبود، يعني آن زمان كه پروين دولت آبادي، عباس يميني شريف، جبار باغچه بان و حتي محمود كيانوش آنچه پيش روي آنها بود تنها انبوهي از شعر شاعران بزرگسال بود.
شاعراني كه متعلق به گذشته اي بودند كه جامعه ما نمي توانست كودك را آن گونه كه بايد و شايد جدي بگيرد. پس حاصل كار آن مي شد كه از كودكي و كودك اگر حرفي در ادبيات ما به ميان مي آمد پند و اندرزي خشك بود و لذت بخشي در آن نقشي نداشت. حالا بعد از گذشت سالهاي طولاني، شاعران فراواني براي كودكان ونوجوانان مي سرايند. بعضي ها تلاش مي كنند تا به دنياي اين مخاطب حساس نزديك شوند و از اين ميان جوانان هم روزگارمان عباس تربن هم يكي است.
«عشق هاي لنگه به لنگه» حاصل اين تلاش است و اولين اثر شاعر در موضوع شعر نوجوان با ظاهري آراسته و نسبتاً شيك كه نشر «پيدايش» آن را به چاپ رسانده است.
مجموعه شعر تربن شامل 27 شعر است كه در قالبهايي چون چهارپاره، غزل، رباعي، دوبيتي، نيمايي و سپيد سروده شده است.
آنچه با مرور اوليه «عشق هاي لنگه به لنگه» به آن مي رسيم اين است كه شاعر در شعرهايي نيمايي و سروده هاي سپيدش موفق تر بوده است. فرازهايي از اين دست را بخوانيد:
من دلم گرفته است
چشم بسته فكر مي كنم ولي
غصه هام باز
روي صورتم نشت مي كنند
(غم هاي بي مقدمه)
خسته از ايستگاه دود گرفته
قاطي پاهاي عجول و كفشهاي جامانده
سوار اتوبوس هزارپنجره مي شوم
پنجره اي روبه آسمان كرايه مي كنم
تا سرم را بيرون ببرم
كسي پا روي كفش قهوه اي ام گذاشته
حواس من ولي پرت پرنده اي است
كه بر بالاترين درخت خيابان
ايستاده و درخت را ادامه مي دهد
(دنيا دلش يك دست رنگ تازه مي خواهد)
دراين سطرها شاعربه بيان روايتي دست مي زند كه بازگو كننده لحظه هايي از زندگي است. او مي كوشد با وارد كردن عنصر تخيل به جزيي از اجزاي زندگي آن را استحاله كند و بازنمايي شاعرانه اي از آن را به مخاطب عرضه كند. حاصل كار شعري مي شود كه تصوير زندگي است. تصويري كه بهانه اي مي شود تا او با مخاطب خود حرف بزند و در اين راه از عناصر آشنا و دم دستي هم استفاده مي كند. به طور مثال نشانه آشنايي مثل شير آب و چكه هاي آن.
چك و چك ...
اين صداي چيست باز؟
من كه شيرهاي آب را بسته ام...
اين شروع كه ما را با شعري روايي پيوند مي دهد با آنكه تصويري كلامي است، اما شاعر با عاطفه اي كه آن را در قالب مصرع ها به مخاطب عرضه مي كند باعث مي شود ما با شعري عاطفي و زنده روبه رو باشيم، هر چند مي توان اين نكته را در مورد اين شعر يادآورشد كه جمع آوردن «شيرهاي آب» مي توانست به يك شير آب تبديل شود تا باعث پراكندگي احساس و توجه خواننده و تقسيم همراهي او بين چند شير نشود. آوردن «شيرآب» مي توانست به وجود آورنده تمركزي از طرف خواننده باشد.
گاهي روايت شاعر از همان شروع با ايماژها و تصاوير واقعي تخيلي همراه مي شود و شاعر اين گونه شروع مي كند:
تابستان در حياط افتاده است
فرشته ها، دست هايشان را
سايبان گنجشكان گمشده كرده اند...
كه از همان شروع مي توان تفاوت تصوير ارائه شده را دريافت.
با مرور شعرهاي نيمايي و سپيد تربن مي توان به اين نكته دست يافت كه او شاعري روايتگر است و يا اين گونه گفت كه او در شعرهاي روايي اش بهتر و موفق تر ظاهر شده است. اتفاقي كه در شعرهاي كلاسيك او كمتر شاهد هستيم.او در شعرهاي كلاسيك خود بيشتر به مدد تصاوير خلق شده با مخاطب حرف مي زند:
يك نفر در دلم قد كشيده
مثل يك شعرتازه شكفته
باغي ازحرفهاي نگفته
بر لبم بي اجازه شكفته
(حرف هاي بي اجازه)
و يا در شعر هزار چهره يك شكل:
هزارچهره از تو هست
در اين سر خيالباف
خيالهاي من شده
درست قد يك كلاف
شما مقايسه كنيد عاطفه جاري در اين دوبند را با آن چه پيش از اين خوانديم. البته درباره شعرهاي كلاسيك تربن اين نكته را هم بايد اضافه كرد كه آن طراوت و تازگي كه در شعرهاي نيمايي و سپيد او وجود دارد دراين شعرها كمتر ديده مي شود.
گاهي در بعضي از اين شعرها بيت ها ارتباط عمودي لازم را با هم ندارند و مي توان جاي برخي از آنها را با هم عوض كرد يا نبود آنها لطمه اي به شعر نمي زند. به طور مثال در اين بند كه اولين بند از چهارپاره «براي از تو شنيدن» اوست شاعر مي گويد:
شبيه پنجره اي گم
دچار گرد و غبارم
براي از تو شنيدن
هميشه حوصله دارم
شاعر در شروع از پنجره اي گم شده و دچارشده به گرد و غبار سخن مي گويند، اما در ادامه مي گويد:
براي از تو شنيدن
هميشه حوصله دارم
شايد بشود اين تناقض را با آوردن يك «ولي» حل كرد. كوتاه سخن آنكه عباس تربن بيشتر در شعرهاي روايي اش موفق است تا شعرهاي تصويري اش.
شعرهاي روايي او از عاطفه اي سرشار برخوردار است كه خواننده را با شعر او همراه مي كند و تأثير لازم را كه شاعردر پي آن مي باشد بر مخاطب مي گذارد. به عباس تربن بايد براي سرودن شعرهايي چون «در كوره داغ تابستان» ، «دنيا دلش يك دست رنگ تازه مي خواهد»، «فكرهاي يك درخت»، «غم هاي بي مقدمه» و... تبريك گفت و به او پيشنهاد داد بيش از پيش براي مخاطب خود در دو قالب نيمايي و سپيد شعر بگويد. او روايتگر خوبي است و به نظر حقير، سراغ قالبهايي چون رباعي، دوبيتي و غزل رفتن و سرودن در آنها براي كودك و نوجوان در جايي كه در اين قالبها كارهاي درخشان فراواني توليد نشده است اصراري است كه مي شود از كنار آن گذشت و توان شاعر مي تواند در ديگر قالبها كه ظرفيت لازم براي سرودن كار كودك و نوجوان در آنهاست، مصروف شود.

  


گپي با جمشيد هاشم پور/ بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون؛
ماندگاري نقش برايم مهم است

 

* مليحه پژمان
جمشيد هاشم پور بازيگر نام آشناي تئاتر، تلويزيون و سينماي كشورمان در سال 1323 در تهران متولد شد. او ديپلم رياضي دارد و از



سال 1346 درست وقتي كه 23 ساله بود پا به عرصه هنر گذاشت. چيزي حدود 40 سال بازيگري، نقشهاي متفاوتي را براي هاشم پور رقم زده كه البته همه ما بيشتر او را با نقش «زينال بندري» مي شناسيم. از كارهاي او در عرصه هنر مي توان به فيلمهاي «افعي، فراري، رنجر، سهراب، ياغي، زخمي، ياران، طعمه، فرمان، قسمت، نيش، هيوا، مسافر ري، آواز قو، قارچ سمي، بالاي شهر پايين شهر، مزرعه پدري، جنايت، واكنش پنجم، يك بوس كوچولو، قتل آن لاين، سنگ كاغذ قيچي، ميم مثل مادر، قاعده بازي و چهار انگشتي» اشاره كرد. هرچند كه جمشيد هاشم پور با نام هنري جمشيد آريا چندان تمايلي به گفتگو ندارد ولي دوست دارم هرچند كوتاه با او صحبت كنم. او در مورد شرايط ورودش به اين عرصه مي گويد: «23 ساله بودم كه به بازيگري روي آوردم و بايد بگويم كه اين هنر را به طور تجربي ياد گرفتم و در هيچ كلاس آموزش بازيگري شركت نكردم. به نقشهاي خاصي علاقه دارم و البته منفي و مثبت آن برايم اهميتي ندارد و نكته مهم ماندگاري آن است، درست مثل نقش «زينال بندري» كه يك شخصيت منفي بود ولي به نوعي ماندگار شد. من بيشتر كاراكترهاي پر ديالوگ را دوست دارم، چون احساس مي كنم اين شرايط ارتباط لازم با مخاطب را ايجاد مي كند. از آنجايي كه اوايل دهه 70 و سالهاي قبل آن اوج كارهاي جمشيد هاشم پور را نشان مي دهد، از او مي پرسم كه فكر نمي كند در آن دوران به فضاي كليشه نزديك شده بود كه مي گويد: «چرا خودم اين حقيقت را قبول دارم كه اواخر دهه 60 و اوايل 70، بيشتر كارهايي كه به من پيشنهاد مي شد حالت يكنواخت داشت كه البته اين را هم بايد بگويم كه مخاطب در آن دوران تا حدودي به اين نوع سينما علاقه داشت، به همين دليل حال و هواي آثار سينمايي آن دوره شبيه هم بود. البته من در فيلم هاي پليسي هم ايفاي نقش داشتم كه هنوز هم يكي از علاقه هايم كار كردن در اين حال و هواست. البته ناگفته نماند كه چندين بار در فيلمهاي حادثه اي آسيب ديده ام!»
هاشم پور به نكته جالبي اشاره مي كند و اين در حالي است كه بازيگران خارجي در فيلم هاي حادثه اي در صحنه هاي خاصي كار نمي كنند و به جاي آنها بدلكاران ،صحنه هاي رعب آور و سخت را به نمايش مي گذارند.
به هاشم پور مي گويم، اوضاع بدلكاري در كشور ما چگونه است؟ كه در ادامه مي گويد: «نكته جالبي است و جالب تر از آن، اين است كه ما در كشورمان سينمايي به اين شكل نداريم كه نياز به بازيگر بدل كار داشته باشد. در ثاني خيلي هم روي فيلمهاي سينمايي در اين زمينه سرمايه گذاري نمي شود و هر از گاهي شاهد هستيم كه اتفاقهايي در صحنه فيلمبرداري روي مي دهد كه گاهي هم جبران ناپذير است. مثل اتفاقي كه براي پگاه آهنگراني افتاد و يا اين كه اخيراً شنيدم آقاي مشايخي در صحنه دچار سانحه شده و مورد عمل جراحي قرار گرفته است و بماند كه ايشان تا مدتها بايد بستري باشد و استراحت كند. به نظرم شرايط كار در سينماي كشور ما اصلاً قابل قياس با سينماي كشورهاي خارجي نيست!»
وي در ادامه مي گويد: « به عقيده من سينماي متعالي در كشور ما به انسانهاي پرطاقت و سخت كوش نيازمند است، نه آدمهايي كه فقط روي چهره هايشان انتخاب مي شوند و تهيه كنندها هم براساس آن چهره ها سرمايه گذاري مي كنند. در اين صورت سينمايي كه شاهد آن هستيم بيشتر سينمايي با عشق هاي مثلثي و داستانهاي عاشقانه آب بندي شده است. من متاسفم كه اين را مي گويم اما در حال حاضر مردم ديگر رغبتي به سينما رفتن ندارند و شايد مهمترين دليل آن هم نداشتن آثار فاخر و در خور اعتمادست و شايد در سينماي كشوري با اين همه گنجينه هاي فرهنگي و علمي، اين اتفاق جاي تأسف دارد.
هاشم پور در مورد آخرين كارهايش مي گويد: «آن مرد آمد» و «استشهادي براي خدا» از كارهاي اخيرم هستند و در فيلمهاي «چهره به چهره» و «سياهي روشن» هم قرار است ايفاي نقش داشته باشم.

  


« يوسف شاهين » درگذشت

 

«يوسف شاهين»، كارگردان مشهور مصر، ديروز در سن 82 سالگي در قاهره  درگذشت.




به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از آسوشيتدپرس، «يوسف شاهين» كه براثر سكته مغزي 4 هفته در حالت كما بستري بود، ديروز در سن 82 سالگي درگذشت.
«يوسف شاهين»، معروفترين كارگردان مصري سال 1926 در اسكندريه از مادري يوناني و پدري لبناني به دنيا آمد و اولين فيلمش را در سال 1950 ساخت و تاكنون طي بيش از نيم قرن فعاليت حرفه اي، حدود چهل فيلم را كارگرداني كرده بود.آخرين فيلمي كه «شاهين» ساخت، «هرج و مرج» نام دارد كه محصول سال 2007 است.
«زمين»، «سرنوشت»، و «اسكندريه» از معروف ترين آثار شاهين هستند كه بعضي از آنها در جشنواره بين المللي فيلم فجر در تهران به نمايش درآمده اند.
«يوسف شاهين» پس از يك دوره درمان طولاني و عمل جراحي كه بر روي مغز وي صورت گرفت؛ در 17 ماه جاري از پاريس به مصر بازگردانده شد و سرانجام روز يكشنبه در بيمارستان«المعادي» ارتش مصر در جنوب قاهره، درگذشت.او در سال 1997 ميلادي جايزه پنجاهمين سالگرد تأسيس جشنواره سينمايي كن فرانسه را به خود اختصاص داده بود.يوسف شاهين كه از مخالفان نظام مصر به حساب مي آمد؛ به خاطر سياستهاي نظام حكومتي مصر، سالهاي1964 تا  1968  را در خارج از سرزمينهاي مصر بسر برد.
فيلمهاي اين هنرمند فقيد مصري كه با فيلم «بابا امين» در اوائل دهه پنجاه آغاز شدند، سرشار از مضامين سياسي بوده و زبان گوياي مشكلات ملت مصر به شمار مي روند.
فيلمهاي «سرنوشت» (1987) و «زمين» (1969) از معروفترين فيلمهاي يوسف شاهين است.يوسف شاهين با توليدفيلم «فوضي» (هرج و مرج) كه در آن بشدت از فساد موجود در مصر انتقاد كرده است، كارنامه هنري خود را به پايان رساند.وي همچنين بزرگترين مركز آموزشي سينمايي در تاريخ سينماي عرب را تأسيس كرده است.

  


در سال نكوداشت پدر شعر پارسي؛
همايش بزرگداشت رودكي مهرماه برپا مي شود

 

گروه هنر- همايش بين المللي بزرگداشت يك هزار و يك صد و پنجاهمين سال تولد ابوعبدا... رودكي در روزهاي 22 و 23 مهرماه در تهران برگزار مي شود.
در همايش بزرگداشت اين شاعر و موسيقيدان ايراني كه از سوي پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار خواهد شد، بنا بر اعلام برگزاركنندگان، موضوعاتي همچون: زندگي نامه و آثار، عصر و محيط فكري رودكي، رودكي در ايران و جهان، نقد و بررسي منابع رودكي شناسي، حكمت، فلسفه و دين شناسي در آثار رودكي از سوي صاحبان نظر مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.
رودكي و ادب فارسي، شعر و زبان رودكي، زيبايي شناسي و هنر در آثار رودكي، رودكي و ادبيات تطبيقي، جايگاه آموزه هاي رودكي براي انسان معاصر، تعليم و تربيت در شعرهاي رودكي و خلاقيت هاي هنري رودكي، از ديگر موضوعاتي است كه در اين همايش دو روزه در قالب سخنراني ارائه خواهد شد.بزرگداشت اين شاعر نامدار ايراني همزمان با ثبت نام اين شخصيت در فهرست بزرگداشت مشاهير كه از سوي يونسكو صورت گرفته است، برگزار مي شود.يونسكو در سالهاي 2008 و 2009 67 سده و هزاره را در زمينه  مشاهير، ادب به ثبت رسانده است، كه از اين تعداد، چهار شخصيت به ايران تعلق دارد.
هشتصد و پنجاهمين سالگرد درگذشت سنايي غزنوي، نهصد و پنجاهمين سالگرد تولد امام محمد غزالي، يك صد و پنجاهمين سالروز حيات سيدجمال الدين اسدآبادي و يك  هزار و يك صد و پنجاهمين سالروز تولد رودكي، از جمله موضوعاتي است كه از سوي يونسكو به ثبت رسيده است.

  


معرفيدبير دومين جشنواره داستان انقلاب

 

گروه هنر- امير حسين فردي طي حكمي از سوي مدير مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري به عنوان دبير دومين جشنواره داستان انقلاب منصوب شد.
به گزارش ستاد خبري جشنواره داستان انقلاب، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي اين جشنواره را با درونمايه انقلاب اسلامي و به منظور حمايت از ادبيات داستاني و نويسندگان اين عرصه برگزار مي كند.در دومين جشنواره داستان انقلاب و در بخش «رمان و داستان بلند» به اثر برگزيده مبلغ 40 ميليون ريال، اثر برتر مبلغ 30 ميليون ريال و اثر تقديري مبلغ 20 ميليون ريال اهدا مي شود. همچنين در بخش «داستان كوتاه» به اثر برگزيده مبلغ 10 ميليون ريال، اثر برتر مبلغ 7 ميليون و 500 هزار ريال و اثر تشويقي مبلغ 5 ميليون ريال اختصاص مي يابد.هيأت داوران نخستين دوره اين جايزه هيچ كدام از آثار داوري شده را در حد عنوان برگزيده و برتر تشخيص نداد و جايگاه سه اثر منتخب را در حد تقدير تشخيص دادند. بنابراين در بخش رمان «سيد محمد كاظم مزيناني» به دليل نگارش رمان «سه گانه شاهانه»، «سيد هاشم حسيني» با رمان «اشك آخر» و محمد علي گوديني به دليل تأليف رمان «تالار پذيرايي» مورد تقدير قرار گرفتند.در بخش داستان كوتاه نيز «تيمور آقامحمدي» به خاطر تأليف داستان كوتاه «شركت در يك قتل دسته جمعي» مورد تقدير قرار گرفت.

  


«كريس  دي برگ» آذرماه در تهران مي خواند

 

محسن رجب پور مدير برنامه هاي گروه آريان از برگزاري كنسرت اين گروه با كريس دي برگ در آذرماه خبر داد.
وي در حاشيه كنسرت گروه آريان در جشنواره تابستاني كيش گفت: به دنبال حضور كريس دي برگ در ايران و همكاري مشترك با گروه آريان در آلبوم «بي تو با تو» اين خواننده به همراه گروه آريان آذرماه امسال در تهران كنسرت خود را برگزار مي كند.
وي افزود: اين كنسرت ابتدا قرار بود در تابستان در ورزشگاه دوچرخه سواري آزادي برگزار شود، اما با برنامه ريزيهاي صورت گرفته، اين كنسرت آذرماه خواهد بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com