تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 12مرداد ماه 1387

[ هنري ]
 * مهران رجبي بازيگر سريالهاي «روزگار قريب» و «سه در چهار» در تحريريه قدس:
دو ريال وسواس هم خرج نقشهايم نكرده ام!
 * «رستم و سهراب» و «مكبث» غريب پور در ايتاليا به صحنه مي رود
 * سيف ا... داد:برنامه ريزي دوسالانه فيلم جهان اسلام هنوز آغاز نشده است
 * نگاهي به فيلم سينمايي «همخانه» ساخته مهرداد فريد ؛ساده و بي ادعا
 * به بهانه پخش انيميشن «محمد، فرستاده خدا» از سيما؛
چرا بايد مصرف كننده توليدات ضعيف ديگران باشيم؟
 * بليت كنسرت شهرام ناظري تمام شد
 * «نامي پتگر» درگذشت
 * سيروس گرجستاني: ماه رمضان «مأمور بدرقه» مي شوم
 * مجموعه داستان تازه اي از «رولينگ» منتشر مي شود

مهران رجبي بازيگر سريالهاي «روزگار قريب» و «سه در چهار» در تحريريه قدس:
دو ريال وسواس هم خرج نقشهايم نكرده ام!

 

* تكتم بهاردوست

آنقدر بي ريا و بي تكلف است كه نه هفت دقيقه كه هفت ثانيه هم طول نمي كشد و دوست مي شود. چند روز قبل، مهران رجبي



ميهمان تحريريه روزنامه قدس بود. او استاد بازي نقشهاي كوتاهي است كه در گوشه و كنار يك فيلم شكل مي گيرند و هرگز هم گم نمي شوند! از قبل اصلاً قرار نبود كه مصاحبه اي در كار باشد، گفته بود: «مي آييم يك چايي مي خوريم و روزنامه را مي بينيم»! گفته بود كه: «به بچه ها مي گويم مي خواهم ببرمشان خواجه ربيع را نشانشان بدهم، شما هم چيزي نگوييد»! گفته بود كه اين ديدار بيشتر از نيم ساعت طول نكشد، ولي گفتگوي ما با او بعد از يك ساعت، تازه هنوز گل انداخته بود و به لطف دوستان، از هر دري سخن رفت و رجبي با كلام شيرينش، يك مصاحبه نسبتاً جدي را به گفتگويي دلپذير و شيرين تبديل كرد.
مهران رجبي براي اولين بار در مجموعه تلويزيوني «بچه هاي مدرسه همت» به كارگرداني رضا ميركريمي در نقش ناظم مدرسه بازي كرد و بعدها در فيلمهاي ديگر ميركريمي مانند «كودك و سرباز» و «زير نور ماه» هم به عنوان بازيگر حضور پيدا كرد. بازي او در نقش مدير حوزه علميه در فيلم «زير نور ماه» تحسين همگان را برانگيخت و پس از آن بود كه نقشهاي ديگرش را در فيلمها و سريالهاي مختلف بازي كرد. با اين بازيگر سينما و تلويزيون با محوريت نقشهاي او در دو سريال «روزگار قريب» و«سه در چهار» به گفتگو نشستيم.
***
*آقاي رجبي! اگر اجازه بدهيد با اين پرسش شروع كنم كه در مصاحبه اي گفته بوديد دوست نداريد بيش از حد در تلويزيون ديده شويد، چرا؟
**چون اين روزها پيشنهاد كار زياد است. به اين شكل، حضور تو براي بيننده ايجاد خستگي مي كند و اينكه بيننده هر كانالي را عوض كند تو را ببيند، چندان مطلوب نيست.
* شما در اغلب بازيهايتان خوب ظاهر شده ايد. چرا تا به حال اين مسأله باعث نشده كه كارگرداني از شما براي بازي در يك نقش اصلي دعوت كند؟
** شايد طول و عرض هنري من به درد نقش اول نخورده است! اين را بايد از كارگردانها پرسيد، اما من چنين نگاهي ندارم. امروز من يك قراردادي را امضا كردم. خانم برنامه ريز به من گفت كه فيلمبرداري حدود 25 روز طول مي كشد. من از ايشان خواهش كردم كه اگر ممكن است طوري برنامه ريزي كنيد كه فيلمبرداري 4 تا 5 روز بيشتر وقت من را نگيرد. ايشان به من گفتند: اولين بار است كه مي بينم كسي چانه مي زند كه كار كم بشود! در واقع، خود من هم لذت نمي برم كه خيلي ديده شوم. شايد به اين دليل كه در همين نقشهاي كم هم، زياد ديده شده ام. همان طور كه قبلاً هم گفته ام، هميشه در شبكه هاي مختلف تصوير من بوده است، اما من مي خواهم همين قدر هم نباشد؛ يعني هر چه مي تواند كمتر باشد. هر نقشي براي من يك تجربه است. البته سفارش نقش اصلي هم تا حدود كمي داشته ام، اما هيچ وقت فرصت نكرده ام. هميشه درگير كارهاي ديگر بوده ام.
* اما همين نقشهاي كوتاه شما هم تنوع بسياري داشته. اين انتخابها چطور صورت مي گيرد؟ آيا هر نقشي را مي پذيريد و بعد سعي مي نماييد كه از عهده اش بر بياييد يا به تواناييهايتان هم توجه مي كنيد؟
** نه! خيلي جاها پيش آمده كه نقشي را نپذيرفتم، اما يك جاهايي هم مي دانم اگر كسي از من براي نقشي دعوت كرده، بر اين اساس بوده كه آن نقش با من همخواني داشته است؛ مثلاً خيلي ها مي گويند: «اين نقش را براي تو نوشته ايم».
* جايي گفتيد كه براي قبول يك نقش، برايتان فرقي نمي كند كه از قبل فيلمنامه را به طور كامل بخوانيد يا نه. درست است؟
** بله، ولي به كارگردانش بستگي دارد، مثلاً در مورد كارگرداني مثل كيانوش عياري، قضيه فرق مي كند. اساساً كاري كه او مي سازد، خيلي احتياجي به اين ندارد كه حتماً فيلمنامه اي در كار باشد، چون او اهل تغيير است و در زمان ساخت، فيلمنامه را خيلي تغيير مي دهد و ممكن است اصلاً داستان كاملا عوض شود و ما تا تكرار قسمت آخر هم باور نمي كنيم كه كارمان در اين سريال به پايان رسيده است!
* اين روزها شاهد هنر نمايي شما در دو نقش متفاوت در دو سريال بوديم، دو سريال با دو موضوع مختلف. يكي سريال تاريخي و ديگري طنز. با توجه به اينكه شما در يك دوره، بسيار سختگير بوده ايد و نقشهاي متفاوتي را انتخاب مي كرديد، چطور شد كه اين دو نقش را پذيرفتيد؟
** خيلي رك بگويم من به بازيگري نچسبيده ام! من به بازيگري اين طور نگاه نمي كنم كه به يك جايي رسيده ام. من هيچ وقت فكر نكرده ام كه به قله بازيگري رسيده ام و تا الان هم، هيچ نقشي را با وسواس قبول نكردم؛ يعني دو ريال وسواس هم خرج نقشهايم نكرده ام، براي اينكه هر نقشي را يك تجربه مي دانم. قرار نيست كه هميشه نقش مثبت بازي كنم، يا نقش منفي بازي كنم. بازيگري براي من فقط يك شغل است، البته شغلي نه چندان لذت بخش و خيلي جاها سخت و دردناك است.
*يعني اينكه هر كاري پيش بيايد قبول مي كنيد؟
** نه، ولي سليقه هايي هم دارم و كار را سبك و سنگين مي كنم. بي رودربايستي، مسأله مالي اش، كارگردانش و اين جور چيزها برايم مهم است.
* پس براي شما اين شرايط اقتصادي است كه تعيين كننده بوده؟ اينكه بخواهيد بازيگري را به عنوان شغل دوم حساب كنيد ...
** نه، من معلم بوده ام و هجده سال هم سابقه كار دارم و آدم عاقل هم كه لگد به بخت خودش نمي زند! بايد خودمان را به يك جايي برسانيم ديگر! مي گويند كسي كه ماهيگيري مي كند بايد يك جا بنشيند تا ماهي ها جذب شوند و كسي كه مرتب جايش را عوض مي كند، ماهيگير نيست! ضمناً كسي هم كه مرتب شغل عوض كند، به نتيجه نمي رسد. به هر حال، با كمك برنامه ريزهاي فيلمها، يك جوري بين اين دو توازن برقرار مي كنيم!
* يك نقطه مشترك بين تمام بازيهاي شما هست و آن هم طنازي خاص شماست. اين هنر خود شماست يا خواست كارگردانها؟
** من اگر بگويم آدم باحالي هستم كه نمي شود! خودتان يك چيزي بنويسيد!
* مي خواهم بدانم كه مثلاً كارگردان دستتان را در گفتن ديالوگها باز مي گذارد؟
** آنهايي كه براي بازيگري به دنبال من مي آيند؛ مثلاً در فيلمنامه جديشان، يك رگه طنز دارد، قبلش به من مي گويند كه: «اين فيلم طنز نيست، ولي اين آدم باحال است. اصلاً خود توست»! كه من صد بار اين جمله را شنيده ام و گاهي هم فكر مي كنم سر كارم مي گذارند! گاهي نويسنده با روحيات من آشناست و بر مبناي شخصيت من مي نويسد. حتي كيانوش عياري در جايي گفته بود كه: «اگر مهران رجبي نبود كه نقش پدر دكتر قريب را بازي كند، من نقش را جور ديگري مي نوشتم».
* اين قضيه از جهاتي براي بازي شما نكته مثبتي است و از لحاظي هم نكته منفي، و اين خطر هم هست كه مهران رجبي به دليل همان طنازي كه در بازي اش دارد، به يك تيپ تبديل شود!
** نه، اين طور هم نيست! اتفاقاً من هم اوايل اين طوري فكر مي كردم، ولي واقعاً اين طور نيست. من خيلي با اين گفته شما مشكلي ندارم، اما يك كلام ختم كلام، گريزي از تيپ شدن در بازي نيست!
* آقاي عياري، با چه نگاهي شما را براي نقش «آميرزا علي اصغر» پدر دكتر قريب انتخاب كرد؟
** او بازي ام را در فيلم «زير نور ماه» ديده بود و به من گفت كه: «فكر كردم تو به درد اين نقش مي خوري» قرار هم نبود كه نقش من اينقدر زياد باشد، اما بعدها بنا به دلايلي ايشان تصميم به اين كار گرفتند. حتي يك روز عياري به من گفت كه:«من ديشب تصميم گرفته ام كه تو نقش پيري قريب را هم بازي كني» كه در آن صحنه با ناصر هاشمي بازي داشتم. گفت «يك كاري كن كه من بازيگر جديد نياورم كه كلامش و حالتش با تو فرق كند»! من هم با شك و ترديد رفتم زير گريم تا ببينم چه از آب در مي آيد! براي خود من هم جالب بود كه ببينم مي توانم نقش يك پيرمرد 90-80 ساله را بازي كنم يا نه؟ بالاخره سكانس را گرفتيم و فرداي آن روز آقاي عياري به من گفت كه: «من ديشب از ذوق خوابم نبرد. سكانس همان طور كه مي خواستم از كار در آمده بود».
البته خود عياري هم تذكرهاي به موقع مي داد كه مثلاً «صدا را خروسك دار كن، لبت را يك كمي تكان بده و خيلي براق نگاه نكن و ...» يك عينك ته استكاني هم زده بودم كه خيلي حال مي داد. حتي وقتي مي خواستم از پله ها بالا بروم، واقعاً جلوي پايم را نمي ديدم و پاهايم قاطي مي شد و اين كار را خيلي واقعي مي كرد. در واقع آن ترس، به در آمدن نقش من كمك مي كرد.
* متأسفانه اين روزها باب شده كه سريالها را بدون داشتن فيلمنامه مي سازند و فيلمنامه سر صحنه نوشته مي شود و به اصطلاح داغ داغ به دست بازيگران مي رسد. ظاهراً «روزگار قريب» هم از اين قاعده مستثنا نبود. اين شيوه كار، بازيگري را براي شما سخت نمي كرد؟
** بله، درست است و دليل اينكه اين كار هم سه سال طول كشيد، به دليل همان فيلمنامه بود و دلهره هايي كه سر صحنه پيش مي آمد و اين، خيلي كار را سخت مي كرد.
* آقاي رجبي! اگر اجازه بدهيد سؤالي هم درباره سريال «سه در چهار» بپرسم. نقش رضا عطاران در اين سريال تا چه حد است؟ آيا مي توانيم بگوييم كه «سه در چهار»، كار غير مستقيم عطاران است؟
** رضا عطاران در اين سريال مشاور فيلمنامه بود و هر دو سه روز يك بار سري به سريال مي زد، چون درگير دو كار سينمايي بود، اما وقتي هم كه مي آمد مجيد صالحي، نفسي تازه مي كرد و كلي خوشحال مي شد. رضا خيلي در اين كار دخالت داشت، اما هنر و استعداد مجيد صالحي را هم ناديده نگيريد!
* ولي اين سريال از بسياري جهات، خيلي شبيه كارهاي رضا عطاران است. شايد هم نگاه صالحي به نگاه عطاران نزديك است!
** سخن شما از اين نظر درست است كه ما تا به حال كاري از مجيد صالحي نديده ايم كه بر آن اساس قضاوت كنيم.«سه در چهار» كار اول مجيد صالحي است و مي تواند متأثر از كار رضا عطاران باشد.
* نظرتان درباره طنزهاي شبانه كه چند سالي هم هست كه توليد و پخش آنها باب شده، چيست؟
** خوشبختانه اين سريالها به طور عام پاسخ خود را از مخاطب گرفته و به نظر من، اين طور سريالها پر بيننده اند .

  


«رستم و سهراب» و «مكبث» غريب پور در ايتاليا به صحنه مي رود

 

بهروز غريب پور قصد دارد دو اپراي عروسكي «رستم و سهراب» و «مكبث» را مهرماه امسال در شهرهاي رم و تورين ايتاليا به روي صحنه ببرد.
اين كارگردان تئاتر عروسكي به مهر گفت: گروه تئاتر «آران» روزهاي نهم و دهم مهرماه امسال اپراي عروسكي «رستم و سهراب» را در شهر رم ايتاليا اجرا مي كند.
اين اجراها طي مراسم آغاز فصل 9-2008 تئاتر ايتاليا در يكي از مهمترين مكانهاي تئاتر كلاسيك اين كشور خواهد بود.
غريب پور ادامه داد: اپراي عروسكي «مكبث» نيز 13 مهرماه امسال در جشنواره اينكاتي كه از جشنواره هاي معتبر تئاتر عروسكي اروپاست در شهر تورين اجرا خواهد شد.
اين جشنواره در پانزدهمين دوره برگزاري خود توجهي ويژه به نمايشهاي عروسكي موزيكال و سايه اي دارد.

  


سيف ا... داد:برنامه ريزي دوسالانه فيلم جهان اسلام هنوز آغاز نشده است

 

رئيس دوسالانه فيلم جهان اسلام گفت: سال گذشته قرار بود اين دوسالانه برگزار شود، اما ظاهراً برپايي آن با تأخير مواجه شده و هنوز براي برپايي آن برنامه ريزي خاصي را شروع نكرده ايم.
«سيف ا... داد» در گفتگو با فارس  در پاسخ به پرسشي پيرامون سرنوشت برپايي «دوسالانه فيلم جهان اسلام» اظهار داشت: سال گذشته قرار بود نخستين دوسالانه فيلم جهان اسلام برگزار شود، اما اين قضيه اتفاق نيفتاد و پيگيري خاصي در اين زمينه نشد. وي گفت: ظاهراً برنامه فرهنگستان هنر جهت برپايي اين دوسالانه در يكي دو سال آينده طراحي شده و البته دست اندركاران اين فرهنگستان بهتر در اين زمينه مي توانند صحبت كنند.داد درباره فعاليتهاي تازه خود گفت: تدوين فيلم «فرزند صبح» ساخته «بهروز افخمي» را به پايان برده ام و پس از آن كار ديگري را دست نگرفته ام. از سويي فيلم هم نمي خواهم بسازم و تمايلي به فعاليت در اين زمينه ندارم بلكه بيشتر دوست دارم به كارهاي شخصي و خانوادگي ام برسم.

  


نگاهي به فيلم سينمايي «همخانه» ساخته مهرداد فريد ؛ساده و بي ادعا

 

* نرگس خرقاني

مدتي است كه بر پرده سينماها كمتر شاهد فيلمهاي جدي هستيم . حتي فيلم پر سر و صداي دايره زنگي كه خيلي ها انگ





روشنفكري به آن چسباندند، اصلا در آن حد و اندازه نبود كه از آن تعريف شد و مورد توجه قرار گرفت.
اما «همخانه» دومين ساخته مهرداد فريد هر چند فيلم بي عيب و نقصي نيست، اما در مقايسه با جريان روز سينماي ايران كه در حال حاضر خيلي نااميد كننده شده فيلم خوبي به شمار مي رود. قبل از «همخانه»، مهرداد فريد تجربه ساخت فيلم «آرامش در ميان مردگان» را داشت. فيلمي كه در بيست و پنجمين دوره جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و با توجه به زمان بسيار بد نمايشش يعني سيانس آخر خيلي كم ديده شد. با اين حال منتقدان از اين فيلم و بخصوص بازي خوب و روان گلاب آدينه تعريف و تمجيد كردند.«آرامش در ميان مردگان» به عنوان نخستين تجربه مهرداد فريد اثر قابل دفاعي بود و نوآوريهاي فراواني در آن وجود داشت، اما ضعفهاي كارگرداني هم در آن كم نبود و در كل اين فيلم نه آنقدر مخاطب عام را توانست راضي كند و نه مخاطب خاص را.
«همخانه» در واقع تلاش هاي جديد كارگردان اين فيلم است، براي ارتباط بيشتر با مخاطب عام آن هم درحالي كه تلاش مي كند تا خود را از سينماي بدنه جدا كند.
داستان فيلم همخانه تا حد زيادي چالش برانگيز است. زندگي كردن دختر و پسر جوان دانشجو براي چند روز زير يك سقف آن هم در حالي كه در مقابل يك صاحبخانه فضول بايد نقش زن و شوهر را بازي كنند.
دختر و پسر دانشجويي كه در اين فيلم تصوير شده اند، در عين اينكه از حيث شخصيتي آنقدرها روشنفكر نيستند، اما از بعد پاكدامن بودن تا حد زيادي آرماني به شمار مي آيند. بخصوص شخصيت دختر كه بسيار به مسائل خانوادگي و حفظ آبرو پايبند است. موضوع مهمي كه در بخشي از جوانان امروز بخصوص كساني كه به عنوان دانشجو براي مدتي از خانواده خود دور مي شوند رنگ فراموشي به خود گرفته است.
هر چند داستان جذاب فيلم همخانه آنقدرها هم اوريجينال نيست و تا حدي برگرفته از فيلم «گرين كارت» محصول مشترك سينماي آمريكا و اروپاست. فيلمي كه روايت گر داستان زن و مردي بود كه آنها هم بنا به دلايلي مجبور بودند زن و شوهر ظاهري باشند، با اين تفاوت كه مرد داستان با نقش آفريني ژرارد دوپارديو يك آهنگساز فرانسوي بود كه براي گرفتن گرين كارت به اين نقش بازي كردن نياز داشت.
هر چه هم كه شباهتهايي ميان اين دو فيلم وجود داشته باشد، اما همخانه اقتباس بسيار خوبي از اين فيلم به شمار مي رود و در كل خوب ايرانيزه شده است.
با توجه به تجربيات مهرداد فريد در زمينه تحقيق در خصوص مسائل دانشجويان و آشنايي او با اين فضا، فيلم همخانه و نوع ديالوگ هايش بسيار نزديك به مسائل روز و بسياري از رفتارهاي نسل سومي هاست و مي تواند براي آنها بسيار ملموس و باور پذير باشد.در كنار اين مسائل، وجود موسيقي و ترانه هايي از محسن نامجو حال و هواي جديدي را به فيلم فريد بخشيده است. در واقع همخانه با اين شيوه تا حد زيادي از شيوه معمول استفاده از موسيقي كه سالهاست در سينماي ايران باب شده فاصله گرفته و همين يكي از نكات مثبت همخانه به شمار مي رود و مي تواند تجربه اي ارزنده باشد، براي بسياري از كارگرداناني كه به دنبال تجربه هاي جديد هستند.
يكي ديگر از نكات مثبت فيلم،ريتم تند آن است. در واقع كارگردان از هر شيوه اي براي تند كردن ريتم فيلم بهره برده است. از حركت دوربين گرفته تا پلانهاي كوتاه و پشت سر هم يا حركت بازيگران. اين هم از مسائلي است كه در سينماي ايران كمتر ديده مي شود و كارگردانان كمتر به خود زحمت مي دهند تا اين اندازه از ريتم در فيلمهايشان بهره بگيرند. البته مهرداد فريد در «آرامش در ميان مردگان» هم از ريتم تند استفاده كرده بود و با اين دو فيلم نشان داد كه از اين حيث كارگردان خوبي در سينماي ما به شمار مي رود.
مشخص نبودن مرز رؤيا و واقعيت در اين فيلم نيز نكته جالبي است كه به بار كميك فيلم كمك كرده است. هر چند كارگردان در تمام طول فيلم در تلاش است كه به تماشاگر عام باج ندهد، اما با يك پايان بندي سهل انگارانه تمام اين تلاش ها را به هدر داده و بدجوري تحت الشعاع سليقه تماشاگر عام قرار گرفته است.
اما همين پايان بندي هم به فيلم همخانه كمك نكرده است تا فروش خوبي داشته باشد. شايد علت، نبودن بازيگران معروف به عنوان دو شخصيت اصلي فيلم باشد. اما دليل هر چه باشد شكست همخانه در فروش، حقيقت تلخي را بازگو مي كند و آن سليقه مخاطب ايراني است. و پاسخ اين سؤال كه در اين ميان تا چه حد تقصير از ناحيه تماشاگر است و تا چه حد فيلمساز مشخص نيست؟ اما فروش بالاي فيلمهاي سطح پايين در سينماي ايران و عدم توجه به فيلمهايي كه مي خواهند حرفي براي گفتن داشته باشند باعث مي شود تلاش كارگرداناني چون مهرداد فريد كه مي خواهند سطح سليقه مخاطب را ارتقاء ببخشند تا حد زيادي ناموفق و آينده اين تلاش ها نيز در پرده اي از ابهام باقي بماند.

  


به بهانه پخش انيميشن «محمد، فرستاده خدا» از سيما؛
چرا بايد مصرف كننده توليدات ضعيف ديگران باشيم؟

 

* سيد مصطفي حسيني راد
چهارشنبه گذشته به بهانه روز مبعث پيامبر گرامي اسلام(ص)، انيميشن «محمد، فرستاده خدا» از شبكه 2 سيما و در پايان برنامه كودك اين شبكه پخش شد.




البته گويا اين انيميشن در سالهاي گذشته هم به مناسبتي مشابه پخش شده است.
طي سالهاي اخير، كشورمان و بخصوص انيماتورهاي جوان كشور، در اين رشته پيشرفتهاي بسيار خوبي داشته اند و موفقيتهاي بسياري در توليد كارهاي انيميشن به دست آورده و جوايز متعدد داخلي وبين المللي هم كسب كرده اند.
آنچه به نظر مي رسد اين است كه با توجه به استعدادهاي موجود در اين حوزه و از طرفي اعتقادات ديني و مذهبي و ظرافتهايي كه در ساخت فيلمهاي ديني وجود دارد، بهتر است كار ساخت اين گونه برنامه ها به سازندگان داخلي سپرده شود تا محصول نهايي كه از مشاوره كارشناسان مذهبي هم بهره مي برد، مطابق با آموزه ها و اعتقادات ديني خودمان بوده و شخصيتهاي بزرگ مذهبي نيز مطابق با همين آموزه ها به تصوير كشيده شوند.
البته اين موضوع، خود مجال مستقل و مفصلي را براي بحث مي طلبد كه در اين يادداشت كوتاه به دنبال طرح آن نيستم.
اما انيميشن «محمد، فرستاده خدا» محصول سال 2004 كمپاني يرچ كراست و بدراينترنشنال آمريكاست كه به سفارش گروه كودك و نوجوان شبكه اول سيما توسط انجمن گويندگان جوان تهران دوبله شده است. اين انيميشن 90 دقيقه اي روايت چند سال پس از ظهور اسلام است و در آن «مالك» يكي از مسلمانان صدر اسلام، داستان ظهور اسلام را براي دختر كوچكش اسماء تعريف مي كند.
مهمترين نكته اي كه در اين انيميشن جلب توجه مي كند، متن بسيار ضعيف و شخصيت پردازيهاي ضعيف تر آن است كه دوبله و پخش آن را از سيماي جمهوري اسلامي ايران، آن هم براي گروه سني كودك و نوجوان كه هنوز به درستي با آموزه هاي مذهبي آشنايي ندارند، زير سؤال مي برد.
در اين فيلم چهره هاي اثرگذار و مهمي مثل حضرت علي (ع) كه اسلام بدون ترديد، بقاي خويش و عبور از روزهاي سخت و بحراني را مديون آنهاست، بسيار كم رنگ به تصوير كشيده شده اند و حتي شخصيت پيامبر اكرم (ص) به عنوان شخصيت محوري داستان، به ضعيف ترين شكل ممكن پرداخت شده و بيننده اين انيميشن (كودكان و نوجوانان) به هيچ وجه با ابعاد مختلف اخلاقي و انساني آن پيام آور رحمت و برترين مخلوق خداوند، آشنا نمي شود؛ در حالي كه مهمترين هدف از ساخت يا پخش چنين انيميشني بايد همين موضوع باشد.
در حقيقت، اين انيميشن از حد و حدود يك روايت خطي ساده كه مي توان بدون كمك گرفتن از قدرت خارق العاده تصوير هم آن را براي كودكان «تعريف» كرد تجاوز نمي كند و حتي ممكن است اين سؤال را در ذهن مخاطب نوجوان به وجود آورد كه آيا نقش حضرت علي (ع) يا حمزه سيدالشهداء كه اين قدر تعريفشان را مي كنند، همين قدر است؟!
حال بماند كه اين انيميشن از لحاظ طراحي ، اجرا و حركت نيز بسيار ضعيف و ابتدايي است و كارهايي كه توسط جوانان خودمان با نيروها و امكانات بسيار محدودتر ساخته شده، هم از لحاظ متن و هم از لحاظ اجرا و كارگرداني، واقعاً قويتر است.
بيان مقاطع مهم تاريخي كه انيميشن «محمد، فرستاده خدا» از روي آن پرش كرده و به آن توجهي نكرده، اين يادداشت را به درازا مي كشد و من فقط به نبرد تاريخي حضرت علي (ع) در جنگ خندق با عمرو بن عبدود و شكست دادن او اشاره مي كنم كه در حقيقت پيروزي تماميت اسلام در برابر تماميت كفر بود و بعد از آن، جمله معروف «ضربة علي يوم الخندق، افضل من عبادة الثقلين» از زبان مبارك پيامبر خدا(ص) شنيده و در تاريخ ماندگار شد.
در مجموع، مي توان انيميشن «محمد، فرستاده خدا» را يك كپي بسيار ضعيف از فيلم بزرگ و ارجمند «الرسالة» يا همان «محمد رسول ا...» دانست كه پخش آن نمي تواند چيزي بر دانسته هاي كودكان و نوجوانان و البته بزرگترهايي كه معمولا بيننده اين انيميشن ها هستند، اضافه كند؛ تازه اگر سؤالات و شبهاتي در ذهن آنان به وجود نياورد.
بدين ترتيب، بايد از مسؤولان سيما و بخصوص گروه كودك و نوجوان شبكه هاي مختلف خواست قبل از خريد چنين محصولاتي با دقت بيشتر، به محتواي آن توجه كنند تا مبادا در عمل شاهد آثار معكوس پخش آن باشيم.
به علاوه، با كمي سرمايه گذاري بيشتر، توليد كنندگان داخلي و جوانان خودمان هم مي توانند آثاري به مراتب قوي تر از اين نمونه ها را عرضه كنند كه البته ما را در مقام توليد كننده و صادر كننده محصولات فرهنگي خودمان و نه مصرف كننده ديگران، در حوزه هايي كه متعلق به ماست، قرار مي دهد. فقط ابتدا بايد تواناييهاي خودمان را باور كنيم!

  


بليت كنسرت شهرام ناظري تمام شد

 

بليتهاي كنسرت شهرام ناظري به اتمام رسيده و فقط تعداد محدودي بليت براي روز سوم كنسرت ارائه مي شود.
محمود سراجي، مدير اجرايي كنسرت گروه مولوي و شهرام ناظري با اعلام اين خبر به مهر گفت: بسياري از شهروندان تقاضاي بليت روزهاي اول و دوم را دارند كه متأسفانه به اتمام رسيده است و فقط تعداد محدودي بليت براي روز سوم و چهارم باقي است كه به هر نفر بيش از چهار عدد فروخته نمي شود.اين كنسرت روز هاي  20،18 17 و 21 مردادماه در كاخ نياوران برگزار و بليت كنسرت بين 10 تا 40 هزارتومان قيمت گذاري شده است.

  


«نامي پتگر» درگذشت

 

«نامي پتگر» هنرمند نقاش عصر پنجشنبه گذشته بر اثر سكته قلبي در آتليه  شخصي اش درگذشت.




به گزارش فارس، «نامي پتگر» هنرمند 63 ساله در آتليه  خود و در حين كشيدن نقاشي بر اثر سكته قلبي درگذشت.
مراسم تشييع اين هنرمند نقاش امروز از مقابل خانه هنرمندان ايران به سمت بهشت زهرا برگزار مي شود.
نامي پتگر، نقاش پيشكسوت ايراني در سال1324در تهران متولد شد. وي ابتدا مانند استاد و پدرش علي اصغر پتگر، به شيوه واقع گرايانه نقاشي مي كرد. در سال 1344 به تأسيس آموزشگاه مستقل هنر طراحي و نقاشي در تهران اقدام نمود و تا آخر عمر در آموزشگاه خصوصي خود، گروه قليلي از هنر جويان مستعد را آموزش داد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي واقع گرايي او در چشم اندازهايش، از ناتوراليسم تغزلي به سوي گرايش به تجرد رفت و فيگورهايش به نوعي بيان تمثيلي باحال و هوايي، تغزلي و شرقي انجاميد و همين ويژگيها، آثار رنگ و روغن او را از آثار فيگوراتي و غربي متمايز ساخت.
نامي پتگر در سفر هايي به غرب از رم، واتيكان، فلورانس و پاريس ديدن كرد و از هنر كلاسيك و مدرن اروپا بسيار آموخت، ليكن شيوه حسي و ادراك شهودي ايراني خويش را از دست نداد. از تجربه هايي كه از تدريس در دانشگاهها يا آموزشگاه شخصي خود كسب كرده جهت تبيين حقانيت بروز جلوه هاي بينش انساني و معنوي در هنر بهره جست و مقالاتي در اين زمينه منتشر كرد و نيز در برنامه هاي تلويزيوني كشورش در رابطه با تفسير تاريخ نقاشي، تحليلهاي ويژه اي ارائه نمود.
اين هنرمند نقاش در اغلب نمايشگاههاي مهم ايران شركت داشته است، نمايشگاههاي انفرادي او بازديدكنندگان كثيري از اقشار مختلف جامعه را جذب كردند. همچنين نمايشگاههاي خارجي فراواني برگزار كرده است.

  


سيروس گرجستاني: ماه رمضان «مأمور بدرقه» مي شوم

 

«سيروس گرجستاني» گفت: در مجموعه «مأمور بدرقه» كه براي پخش در ماه مبارك رمضان آماده مي شود من نقش مأمور بدرقه را ايفا مي كنم.
اين بازيگر در گفتگو با فارس  گفت: براي سريال مناسبتي «مأمور بدرقه» به كارگرداني سعيد سلطاني كه قرار است براي پخش در ماه مبارك رمضان، آماده نمايش شود، من در نقش مأمور بدرقه ايفاي نقش خواهم كرد.
وي گفت: حدود يك سال است كه درگير بازي در پروژه «كلاه پهلوي» هستم و چون قرارداد دارم، نمي توانم خيلي از پيشنهادات را بپذيرم.وي ادامه داد: در حال حاضر، دو كار نيمه تمام به نامهاي «نطفه شوم» و «كلاه پهلوي» دارم و اين كارها خيلي راحت تعطيل مي شوند بدون اين كه شرايط كار و زندگي عوامل در نظر گرفته شود.
داستان «مأمور بدرقه» درباره يك مأمور نيروي انتظامي است كه در شرف بازنشستگي مأمور مي شود كه مجرمي را تحويل بدهد، اما مجرم فرار مي كند و اين تعقيب و گريزها، با مضمون طنز در اين سريال به تصوير كشيده خواهد شد.

  


مجموعه داستان تازه اي از «رولينگ» منتشر مي شود

 

كتاب «داستانهاي بيدل شاعر» نوشته «جي.كي.رولينگ»، خالق مجموعه پرفروش «هري پاتر»، به زودي راهي كتابفروشيهاي سراسر جهان مي شود.به گزارش فارس، به نقل از خبرگزاري فرانسه، كتاب «داستانهاي بيدل شاعر» ماه دسامبر سال ميلادي جاري منتشر مي شود.اين كتاب نيز همانند مجموعه هري پاتر توسط انتشارات «بلومزبري» در انگلستان و «شولاستيك» در آمريكا منتشر خواهد شد و سايت آمازون نيز از روز چهار دسامبر آماده فروش اينترنتي آن خواهد بود.جي.كي.رولينگ مي خواهد تمامي عايدات خود را از فروش اين كتاب صرف امور خيريه كند.هري پاتر پيش از اين نيز دستنوشته هاي هري پاتر را در حراجي نزديك به دو ميليون پوند به آمازون فروخته بود كه تمامي اين مبلغ را صرف امور خيريه كرده بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com