تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 13مرداد ماه 1387


مجري جوان برنامه قرآني 1442:
قرآن تضمين كننده خوشبختي در زندگيتان خواهد بود

 

* معصومه فرماني كيا

هنوز چيزي از شروع برنامه نگذشته بود كه مخاطبانش كشوري شد، از تهران گرفته تا همدان، لرستان و... واقعيتش هر روز كه مجالي



پيدا مي شد مي نشستم پاي برنامه 1442، تلنگري مي شد تا بروم سراغ آنهايي كه دست اندركار اين برنامه ويژه و خاص بودند. بيشتر حالا كه ايام مبعث هم در پيش بود و... شماره سيد وحيد مرتضوي، مجري جوان و خوش خلق برنامه را بعد از يك كند و كاو دو روزه پيدا كردم. هر چند خودش معتقد بود: رسم مصاحبه ها گفت و گو با آدمهاي خاص و ويژه است...
* چطور شد پا گذاشتيد براي اجرا؟
** تقريباً از همان دوران دبيرستان علاقه مند به اجرا بودم و در مراسم مختلف شركت مي كردم، از طرفي چون در يك فضاي مذهبي بزرگ شده بودم و از قاريان قرآن به حساب مي آمدم ارتباطي با شبكه قرآن يافتم و از همان زمان فهميدم كه علاقه مند به اجرا هستم و در نتيجه زمينه كارهاي بعدي فراهم شد.
* البته اجراي يك برنامه قرآني جدا از ديگر اجراهاي تلويزيوني است.
** حقيقتاً همين طور است كه شما مي گوييد.
* كارتان را با همين طرح قرآني 1442 شروع كرديد؟
** نه؛ در حقيقت اجراي برنامه «تلاوت احسن» شروع كار من بود كه بعد از آن هم با اجراي مسابقات «يك سؤال دو نكته» و برنامه قرآني «چشمه جاري» ادامه يافت. طرح 1442 طرح قرآني چند رسانه اي است كه سال گذشته با 1441، كه سال نزول قرآن بر پيامبر بود شروع گرديد و امسال اجراي آن بر عهده من گذاشته شده است.
*علت خاصي دارد كه هر سال فقط يك سوره مورد بررسي قرار مي گيرد؟
** واقعيتش بنده اطلاع ندارم؛ البته همه سوره ها «نور علي نور» هستند اما با توجه به اينكه امسال سريال حضرت يوسف(ع) هم در حال پخش است و معارف بلندي دارد، پرداختن به سوره يوسف انتخاب درستي بوده است.
* اصلاً اين طرح ايده چه كسي بود؟
** مي شود گفت جايگاهي كه طرح سراسري آيه هاي زندگي در بين مردم يافته بود و استقبال از آن موجب شد، شبكه قرآني به فكر طرح كشوري بيفتد كه در اين بين نظرات كارشناسان مختلف دخيل بود.
* چقدر به آن اهدافي كه مد نظر داشتيد نزديك شديد؟
** ببينيد قصد برنامه تا جايي كه من اطلاع داشتم ايجاد موج قرآن خواني و قرآن آموزي بود، كه مي شود گفت در اين راه موفق عمل كرده است. پيامها و تماسهاي مختلف از داخل و خارج كشور بيانگر اين موضوع است كه ما بيننده هاي زيادي داريم كه تماس گرفته و قرآن را تلفني تلاوت مي كنند، مطمئناً اين موج ارزشمند است. البته چون سوره يوسف تنها سوره اي است كه داستان از اول تا آخر به صورت كامل آمده و اين جذابيت كار را دو چندان مي كند.
* چقدر به اين آموزشها معتقديد؟
** ما معتقديم كتاب قرآن كتاب روشنگري است، كتاب عمل است، به قول امام «كتاب انقلاب است» و اگر قرار باشد ما به اين كتاب نزديك شويم بايد با آن مأنوس شويم و اولين گام براي انس از همين روخواني و روانخواني شروع مي شود.
* خودتان چقدر با آن مأنوسيد؟
** البته اول صحبت، من اشاره اي به اين موضوع كردم كه بنده قاري قرآن هستم و در كنارش مدرس آن، خدا را شكر همين موضوع باعث شده در زمينه روخواني و روانخواني تا حدودي آشنا باشم. دعا كنيد به معارفش هم برسم و عمل كنم.
* بينندگان دوست دارند برنامه مذهبي را از يك نگاه نو و تازه ببينند و شما چقدر در اجراي برنامه به اين امر توجه داشته ايد؟
** اگر دقت كرده باشيد برنامه «چشمه هاي جاري» كه قبل از اين پخش مي شد شيوه  جديدي از اجرا بود كه در عين جذاب و شاد بودنش چارچوب قرآنش هم حفظ مي شد. سعي ما بر اين بود كه تا حد امكان فضاي برنامه را از آن حالت رسمي و خشك بيرون بكشيم.
* چقدر سعي كرده ايد به اجراهاي حرفه اي نزديك شويد؟
** همه دغدغه كار ما همين بوده است. به ويژه اينكه ظرفيتهاي مذهبي بالاست، خواسته ايم آن را در يك قالب نو، لطيف و جذاب ارائه نماييم اما اينكه تا چه حد موفق بوده ايم، نمي دانم.
* البته اين طور جا افتاده كه مي گويند مجريان نقاب دارند؛ به عبارتي جلوي دوربين شان با پشت آن متفاوت است، براي شما هم همين طورست؟
** من فكر مي كنم بيننده هاي ما خيلي هوشمندند و اين تفاوتها را كاملاً احساس مي كنند ولي در هر حال وحيد مرتضوي اين برنامه همان وحيد مرتضوي بيرون از استوديو است بي هيچ نقش و ادايي.
* زمان اين برنامه تا كي است؟
** دقيقاً تا 26 مرداد، شب ميلاد حضرت صاحب الزمان(عج)، اختتاميه طرح هم در 7 شهريور در استاديوم 12 هزار نفري آزادي برگزار مي شود تا به قيد قرعه به شركت كنندگان جوايزي كه شامل 114 حج عمره، 313 كمك هزينه به مشهد مقدس و 114 سفر به سوريه و 1000 ربع سكه مي شود اهدا گردد.
* حقيقتاً چطور مي شود با قرآن دوست شد؟
** بخوانيمش.
* قبول ندارم، اين راه حل خيلي كليشه اي است؟
** ساده ترين راه آشتي با قرآن همين است كه آن را بخوانيم، آياتش را مرور كنيم و نكاتي را كه به ذهنمان مي رسد يادداشت كرده و اگر با قرآن همراه شويم اين همراهي راهنماي ما خواهد شد و كم كم موجب دوستي گرديده و يقيناً اين دوستيها روز به روز عمق بيشتري مي يابد.
* چگونه مي توان لذت ايمان را كشف كرد؟
** براي درك لذت هر چيزي بايد آن را انجامش داد. اگر بفهميد هيچ منبع انرژي در دنيا قابل اتكاتر از خدا نيست. وقتي به اين يقين رسيديد كه همه چيز يعني خدا و هر كه خدا را داشته باشد نيازي به كس ديگري ندارد هيچ وقت با او بودن را رها نمي كنيد.
* اما قبول داريد خيلي ها اين مسير را گم كرده اند؟
** من يك نكته در ذهنم هست و آن هميشه دغدغه خودم بوده است و آن اين كه ما نسبت به همه چيز آموزش مي بينيم غير از ارتباطاتمان. رانندگي كلاسهاي آموزشي دارد، هنرهاي مختلف همين طور، مسائل فني و... اما هيچ كجا آموزشي در رابطه با ارتباطمان نيست. فكر مي كنم اين يكي از مباحث ارزشمند است كه جاي آن خيلي خالي است و مشكل كار از همين ارتباط است.
* خلوتي كه آدمها نياز دارند كجا پيدا مي شود؟
** هر كجا كه خود آدم بخواهد خلوت يعني خودمان را بگذاريم كنار خودمان و بسنجيم قبل از اينكه محاسبه مان كند؛ حالا اين ممكن است توي منزل باشد يا توي فضاي طبيعي و يا توي يك فضاي معنوي كه پر از انرژيهاي مثبت است.

  


مديركل دفتر ارزيابي آموزش عالي: دانشگاه ها بايد نسبت به
دانشجويان دوره هاي بين الملل در تمام زمينه ها پاسخگو باشند

 

مديركل دفتر نظارت و ارزيابي آموزش عالي تصريح كرد: در بحث دوره هاي بين الملل، چون ما مجوز را به دانشگاه داخلي داده ايم،



پس در واقع عمداً يك دانشگاه را در داخل مسؤول گذاشته ايم تا در تمام زمينه هاي آموزشي، فرهنگي و اجتماعي پاسخگو باشد.
رضا عامري، با بيان اينكه دانشگاههاي داخل، فقط در مناطق آزاد دوره هاي بين الملل را دارند، اضافه كرد: اين دوره ها با همكاري دانشگاه داخلي با يك دانشگاه خارجي برگزار مي شود و چون دوره يك دانشگاه خارجي است، هيچ كمك، حمايت و يارانه اي از دولت براي اين دوره ها پرداخت نمي شود.وي افزود: برگزاري اين دوره ها در واقع تمهيدي بود تا به جاي اينكه اين افراد و دانشجوياني كه ممكن است توانايي مالي داشته باشند و براي تدريس به خارج از كشور و محيطي كه از نظر فرهنگي ممكن است، آسيب پذير باشد، بروند ما به نوعي محيطي را در داخل كشور و در اين مناطق آزاد ايجاد بكنيم كه مناسب باشد.وي گفت: طبيعي است كه هزينه ها و شهريه هايي كه پرداخت مي شود بيشتر از شهريه هاي دوره هاي دانشگاه آزاد، شبانه و مانند آن باشد، در واقع اين دوره ها از لحاظ امتحان و آموزش مي تواند براساس سوابق آموزشي اشخاص متقاضي باشد، اما از نظر برگزاري درس و امتحانات مانند ساير دانشگاهها تابع شرايط و مقررات آموزشي است.وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا دانشگاه صنعتي اميركبير براي برگزاري اين دوره ها در تهران مجوز داشته است، گفت: اين گونه دوره ها قرار نبود در داخل دانشگاهها برگزار شود و از طرف وزارت علوم تذكرات لازم داده شده است تا حتماً اين دوره ها در مناطق آزاد برگزار شود، بنابراين از نظر وزارت علوم قابل قبول نيست كه اين دوره ها هم عرض و هم زمان با دوره هاي ديگر و داخل مجموعه هاي اصلي برگزار شود.وي گفت: در مورد اينكه ممكن است در اين دوره ها بر روي افرادي كه اعزام مي شوند نظارت لازم نباشد، به دانشگاه تذكر داده شده كه بايد نظارتهاي جدي داشته باشد و اگر ممكن است دانشجوياني وجود داشته باشند كه مسائل را رعايت نكنند، بايد كميته انضباطي برخوردهاي جدي داشته باشد و اگر شما مي گوييد ممكن است دوره يك ساله اين آسيبها را داشته باشد، دوره چهار ساله به مراتب آسيبهاي بيشتري خواهد داشت.وي اضافه كرد: به هر حال دوره هاي بين المللي به شكل خيلي محدود، با ضوابط خاص و براي مناطق آزاد طراحي شده و هيچ دانشگاهي حق برگزاري اين دوره ها را در دوره هاي متداول خود نداشته است.
عامري در اين مورد كه برخي رؤساي دانشگاهها معتقدند، چون نوع تفاهمنامه به شكلي است كه دانشگاه خارجي مدرك را صادر مي كند، بنابراين نمي توانند بر فعاليت دانشجويان كه دانشجوي دانشگاه خارجي محسوب مي شوند، به ويژه در مدت زماني كه خارج از كشور هستند، نظارتي داشته باشند، توضيح داد: اول اينكه دانشگاهي كه مجوز گرفته و دانشجويان را ثبت نام مي كند، در تمام مراحل دوره كاملاً مسؤول است، چون ما مجوز را به دانشگاه داده ايم، پس در واقع عمداً يك دانشگاه را در داخل مسؤول گذاشتيم تا در تمام زمينه هاي آموزشي، فرهنگي و اجتماعي پاسخگو باشد، دوم اينكه ما در خارج از كشور رايزنهاي علمي داريم، كه اگر دانشگاه نمي تواند بر دوره هاي خارج از كشور نظارت كند مي تواند از طريق اين رايزنها اعمال نظر كند.

  


هشدار پليس كاليفرنيا در مورد پارتيهاي شبانه جوانان

 

پليس كاليفرنيا مي گويد در پارتيهايي كه مواد مخدر و نوشيدني هاي الكلي وجود دارد بايد در پايان آن مهماني منتظر هرگونه وقايع



ناخوشايند بود و تنها راه پيشگيري اين حوادث كنترل بيشتر نوجوانان در رفت و آمد به اين نوع پارتيهاي دربسته است.يكشنبه 13 جولاي، لوئيس كاسترو 20 ساله اهل كاماريلو سان شهري در ايالت كاليفرنياي آمريكا از طرف همكلاسي هاي خود به يك پارتي آخر هفته دعوت شده بود كه توسط برخي جوانان داخل مراسم به ضرب چاقو كشته شد.ماه گذشته نيز در همين منطقه سينگلر، نوجوان 18 ساله اهل همين شهر در يك پارتي مشابه كشته شده بود...مسأله اين نيست كه آمار جرم و جنايت در حومه هاي شهر بيشتر شده يا اينكه ميزان سن و سال چقدر مي تواند با جرم و جنايت رابطه داشته باشد بلكه حقيقت امر اين است كه والدين بايد بيشتر مراقب شركت فرزندان نوجوان خود در پارتيهاي شبانه باشند.
بر اساس آمارها، كاماريلو در جنوب كاليفرنيا از امن ترين مناطق آمريكا محسوب مي شود و هيچ كدام از اهالي اين منطقه تا كنون شكايتي مبني بر مشاهده صحنه هاي خشونت ناشي از مصرف مواد مخدر و نوشيدني هاي الكلي همان طور كه در اكثر شهرهاي آمريكا مشاهده مي شود، نداشته اند و بر اين اساس كارشناسان پليس علل ديگري براي اين قتلهاي داخل پارتيها ارائه مي كنند.به گفته اين كارشناسان، مرگ اين نوجوانان به طور حتم ناشي از جو رواني اين نوع پارتيها است كه در آن وضعيت ، هر كاري از نوجوانان الكل مصرف كرده انتظار مي رود.
پليس كاليفرنيا مي گويد در پارتيهايي كه مواد مخدر و نوشيدني هاي الكلي وجود دارد بايد در پايان آن مهماني منتظر هرگونه وقايع ناخوشايند بود و تنها راه پيشگيري اين حوادث كنترل بيشتر نوجوانان در رفت و آمد به اين نوع پارتيهاي دربسته است.
شايان ذكر است، پارتيهاي شبانه گاهي در تهران و برخي شهرهاي بزرگ ايران نيز دغدغه اصلي والدين ايراني است كه شايد هشدار غربي ها در خصوص مراقبت بيشتر از فرزندان بويژه براي آنهايي كه غرب و تربيت آزاد فرزندان را الگوي خود مي دانند، قابل تأمل باشد زيرا امروزه غرب و دنياي لجام گسيخته غربي، بيش از هر زمان ديگري محتاج نگاه محتاطانه و عملكرد تحت كنترل جوانان است.

  


نبود مراكز تفريحي سالم از عوامل سيگار كشيدن پنهاني جوانان است

 

به گفته مدير كل دفتر امور اجتماعي سازمان ملي جوانان، نبود مراكز تفريحي سالم و فعاليتهاي جمعي، يكي از عوامل سيگار كشيدن جوانان به صورت پنهاني به شمار مي آيد.




مجدالدين معلمي در رابطه با سيگار كشيدن جوانان، گفت: هر پديده اجتماعي كه رخ مي دهد براي تحليل واقعي آن بايد فضاي اجتماعي آسيب شناسي شود. بدون انجام مطالعه علمي و پيدا كردن ريشه هاي موضوعي صحبت كردن در اين رابطه زمينه دقيقي را ايجاد نمي كند.
مدير كل دفتر اجتماعي سازمان ملي جوانان افزود: به نظر مي رسد زماني مي تواند تحقيقات و تصميم گيريها در اين زمينه مفيد باشد كه وجه علمي آن را درنظر بگيريم.
وي در رابطه با نحوه برخورد با اين موضوع بر اساس تفكيك جنسيت تصريح كرد: رجوع جوانان به مواد دخاني نبايد تنها از نوع مرد يا زن مورد ارزيابي قرار گيرد بلكه بايد كليت اين موضوع را براي جوانان اعم از پسر يا دختر مد نظر قرار داد. هرچند كه خانم ها به دليل عفاف و احترام خاصي كه در جامعه دارند. وقوع ناهنجاري اجتماعي در بينشان جلوه گري بيشتري مي كند.
وي اظهار داشت: مشكل اصلي اين است كه هويت جوان ايراني را به صورت سالم و رسا در رسانه ها و افكار عمومي اجتماع مطرح نكرده ايم. زماني كه هويت ايراني را به صورت دقيق مطرح نكنيم طبيعتاً باعث مي شود تا الگوهاي جايگزين جاي هويت ايراني را بگيرند.
مدير كل دفتر امور اجتماعي سازمان ملي جوانان تأكيد كرد: حتي مسائلي كه در ساير كشورها وجود دارد و به دليل مشكلات خاصي كه در اين رابطه هست مي تواند در زندگي اجتماعي جوانان كشورمان اثرگذار باشد. بنابر اين بايد هويت جوان ايراني را به صورت دقيق و رسا در افكار عمومي جابيندازيم تا بتوانيم با اين قبيل مشكلات مقابله كنيم.
معلمي با اشاره به رواج فيلمها و فرهنگ خاص كشورهاي غرب در جامعه، گفت: اين مسأله مي تواند در جوان ايراني هويت كاذب ايجاد كرده و استفاده از دخانيات نيز در بين جوانان مي تواند از اين مسأله نشأت بگيرد.
وي در رابطه با سيگار كشيدن پنهاني جوانان، گفت: رواج سيگار كشيدن در بين جوانان پديده ناهنجاري است و در عرف فرهنگ سالم ايراني به عنوان ناهنجاري محسوب مي شود. زماني كه جوان دچار اغتشاش هويتي مي شود، طبيعتاً با پنهان كاري همراه است ضمن اين كه پنهان كاري جوانان به دليل عدم ناهنجاربودن در فضاي اجتماعي است.
معلمي در اين باره تأكيد كرد: اگر موضوع را به درستي و به صورت دقيق بررسي نكنيم نمي توان زمينه هاي اجتماعي اين ناهنجاريها را از بين برد و در نتيجه برخورد احساسي در سطح جامعه، باعث تبديل شدن اين موضوع به ناهنجاري عمومي مي شود.
به گفته معلمي، سيگار كشيدن پنهاني جوانان به عنوان يك ناهنجاري اجتماعي به عوامل مختلفي بستگي دارد و نمي تواند تك عامل باشد.
مدير كل دفتر اجتماعي سازمان ملي جوانان با بيان اين مطلب، گفت: يكي از اين عوامل، عدم وجود مراكز سالم براي تفريح و فعاليتهاي جمعي و اجتماعي جوانان است، تا زماني كه فعاليتهاي جمعي جوانان را متناسب با فرهنگ كشور تعريف نكنيم گروهها و اجتماعهاي كاذبي به وجود مي آيد كه دردسرهايي را ايجاد مي كند.

  


مادر بزرگ سلام!

 

* حميدرضا جعفري

مادر بزرگ خوب و مهربانم سلام. اي كه با دنياي اينترنت و نوشتن در كل غريبه هستي! براي تو نامه مي نويسم. تويي كه نمي 



تواني بخواني. نمي تواني معناي كلمات درج شده روي مانيتور را از هم تشخيص بدهي. مادر بزرگ خوبي كه معناي آبگوشت درست كردن و نوشتن را از هم تشخيص نمي دهي. تويي كه دوستت دارم. سلام! حالت چطور است. يادم مي آيد بعد از مرگ پدر بزرگ زياد خوش احوال نبودي و مدام مريض مي شدي. الآن چطوري؟ كجاي دلت اين دلتنگي بزرگ را رها كرده اي؟ مادر بزرگ خوب و مهربانم! دارم براي تو مي نويسم كه حرفهايم را درك نمي كني. دارم با تو درد دل مي كنم كه تمام اشتراكمان در نوازش موهاي خرمايي ام خلاصه مي شود. مادر بزرگ خوبم! دلم از اين دنيا گرفته. درست مثل دل تو. دنيايي كه هر روز فيلمي سر ما در مي آورد. تو چه كار مي كني؟ تو خوب هستي؟ الآن چند سال است به روستايمان در نيشابور سر نزده ام؟ چند سال است كه سر روي پاهايت نگذاشته ام؟ مادر بزرگ خوبم! تو روزگارت را به چه چيزي مي گذراني؟ من تمام وقتم را اينترنت مي گيرد. تمام عمرم دارد توي دنياي صفر و يك تلف مي شود. همه چيزم مجازي است.خوش به حالت كه سر از اين دنياي جديد در نمي آوري. خوش به سعادتت. من احمق تا الآن ده بار كنترل اس زده ام كه اين متن ذخيره شود. اطمينان ندارم. به هيچ كس و به هيچ چيز نمي توانم اعتماد و اطمينان كنم. اين خصوصيت اين دنياي جديد است. اين يكي از اصول اوليه است. اگر به اين كامپيوتر اطمينان كنم تمام عمرم بر فناست. چون هيچ چيز سرش نمي شود. اين لعنتي كه نمي تواند درك كند اين نامه براي من چقدر مهم است. نمي داند نوشتن اين نامه برايم از زندگي كردن هم مهمتر است.اين فقط ياد گرفته همه چيز را صفر و يك كند. الآن هم عشق من نسبت به تو را به عدد تبديل كرده است. يعني دوست داشتن من نسبت به تو شده است يك عدد. مثل اينكه بگويي براي درست كردن يك آبگوشت اين قدر گوشت لازم است. كاملاً عددي و كاملا حساب شده. اصلا تو كه حرفهايم را نخواهي خواند و اگر هم كسي برايت بخواند متوجه نمي شوي چه مي گويم. فقط مي خواستم از اين دنياي لعنتي به كسي شكايت كنم. نمي خواستم مقاله بنويسم؛ نمي خواستم توانم در نويسندگي را به رخ كسي بكشم. نمي خواستم كسي كه مخاطب نامه من است برايم همدردي كند و بگويد من هم درگيرش هستم. مي خواستم براي تو كه مادر بزرگ من هستي، براي تو حرف بزنم.
براي كسي كه صفر و يكي نيست! سلام مرا به پدر بزرگ برسان و بگو كه در اين دنيا چه چيزهاي بي ربطي وجود دارد. بگو كه نوه مان كه روزي گمان مي كرديم براي خودش دكتر يا مهندس مي شود هيچ كاره اي شد در اينترنت و تمام عمرش را صرف فشار دادن چند تكه لاستيك بي ارزش كرد. به او بگو كه دنيا نوه اش را كوچكتر از زماني كرد كه به دنيا آمده بود. مادر بزرگ مهربانم به پدر بزرگ عزيزم سلام مرا برسان و بگو رضا گفت:01 01 01 01 010 100111010101

  


خدايا مرا بكش!

 

* عليرضا حسيني
ساعت نزديك چهار صبح است و من دارم توي نرم افزار ورد حرفهاي دلم را تايپ مي كنم. نمي دانم چرا خوابم نمي برد. تا به حال



شب هاي زيادي بوده است كه به دلايل مختلف نتوانسته ام بخوابم، شبهايي كه بيدار بوده ام و گاهي كتاب خوانده ام و گاهي راه رفته ام. اما امشب هيچ كدام از اينها مرهم دل زخم ديده ام نيستند. تمام وجودم اسير يك درد بزرگ شده است. باور كنيد كه مزخرف نمي گويم. كابوس بزرگي تنم را لرزانده. نمي خواهم خودم را بهتر از همه جلوه بدهم. حقيقتاً نوشتن را آخرين راه براي رهايي از اين غم بزرگ انتخاب كرده ام.البته همه چيز از يك اتفاق ساده شروع شد. هميشه همه غمهاي بزرگ در دل اتفاقهاي كوچك و ساده جا خوش كرده است. بزرگترين تراژدي هاي جهان هم در دل يك اتفاق ساده و كوچك شكل گرفته است. اصلا حوصله حرافي ندارم. اصلاً نمي خواهم لقمه را دور سرم بچرخانم، اما حقيقتاً نمي دانم چطور بايد ماجرا را بازگو كنم كه اين قلب لعنتي كمي آرام بگيرد.
امروز كه با اتوبوس داشتم مي رفتم محل كار، اتوبوس پشت چراغ راهنمايي ايستاد. پسر 12-10 ساله اي داشت به خودروهاي پشت چراغ لنگ مي فروخت. با آرامشي كه خاص يك نوجوان 12 ساله است و با همان لبخند شيطنت بار به راننده هاي خودروهاي سواري لنگ تعارف مي كرد.وقتي نوبت راننده اتوبوس شد كه ميهمان تعارف پسرك باشد.....
البته من چيز زيادي نديدم. همه چيز در يك آن اتفاق افتاد. اتوبوس به خاطر سر و صداي جمعيت و شلوغي چهارراه پس از آن اتفاق توي ايستگاه بعد از چهارراه توقف نكرد. همه مسافران اتوبوس مي خواستند كه پياده شوند. هر كسي چيزي تعريف مي كرد. از ميان همه آن روايتها روايت مرد ميانسالي كه با تأسف به حال جامعه ايراني سرش را مدام تكان مي داد برايم قابل قبولتر بود، اما هيچ چيز عوض نمي شد. فقط شدت ماجرا متفاوت بود.روزگار پسرك لنگ فروش خيلي سياه بود.راستش من هم يك روزهايي دستفروشي كرده ام، اما هيچ وقت زير ماشين نرفته ام.راستش جانمازهاي مرا هم مأمور شهرداري گرفته، اما براي گرفتن آنها هيچ كس توي خيابان دنبالم نكرده.مرد ميانسال تفسير جالبي داشت مي گفت: اگر اين پسر بچه دزدي مي كرد مجازاتش چند ماهي حبس بود نه مرگ.مرد ميانسال با اشاره دستفروشهاي كوچك ديگري را نشان مي داد كه دو دستي توي سرشان مي زدند و مي گفت: هيچ كدام اينها ديگر دستفروشي نمي كنند. آنها راه آسانتري براي درآمدزايي پيدا خواهند كرد!خدايا آيا من راه درستي را دارم مي روم؟چرا من نمي توانم به آن پسرك و رفقايش كمك كنم. چرا من اين قدر ناتوانم؟ خدايا براي اين كوتاهي چگونه مرا عذاب خواهي كرد؟ چرا من تمام لنگهايش را قبل از اينكه مأمور شهرداري دنبالش بيفتد ازش نخريدم؟چرا من اين قدر بدم؟بويي كه آرامشم را سلب كرده! بوي طراوت كودكي مرده با نيشخندي ريز كه سرشار از زندگي بود! بوي كودكي با لبخندي ريز !چرا نمي توانم بخوابم؟ !خدايا مرا بكش!

  


خبر مبر

 

امير سالاري

شاه دزد




وقتي يك خودرو آتش نشاني، آتش بگيرد مي گويند: واي به روزي كه بگندد نمك و همين طور وقتي يك آدم زبر و زرنگ بتواند خانه يك دزد را خالي كند مي شود شاه دزد. اين ماجرا شده حكايت وزارتخانه هاي انگلستان. وزير وزراي استعمار پير كه خودشان آخر دزدي و دو دره بازي هستند و حالا تازه فهميده اند كه اي دل غافل عمري از خودشان مي برده اند خبر نداشته اند و وقتي دو ريالي شان افتاده كه ديگر كار از كار گذشته است.تازه بعد از چهار سال فهميده اند 658 لپ تاپ و 121 فلش درايو در يكي از وزارتخانه هاي انگلستان گم شده و در تمام مدت اين چهار سال كك كسي هم نگزيده. اوضاع وقتي خراب تر مي شود كه معلوم شود تمام اين گم  و گور شدنها در وزارت دفاع اتفاق افتاده كه مثلاً بايد يكي از مراكز فوق سري و محرمانه باشد كه يك سوسك هم نتواند بدون اجازه بيرون برود چه برسد به اطلاعات محرمانه آن هم با جايشان.قضيه وقتي لو رفت كه «sarah teather» يكي از نمايندگان مجلس انگلستان هوس كرد تحقيقي درباره ميزان دقت و حساسيت از اطلاعات در دستگاه هاي دولتي را شروع كند و بعد هر چه كار جلوتر مي رفت اوضاع وخيم حراست از اطلاعات در كشور بيشتر آشكار مي شد. دست آخر هم نتيجه تحقيقات را در پشت جلد و در يك جمله خلاصه كردند كه به نظر مي رسد دولت فعلي از بابت حفظ و حراست از اطلاعات مهم و حساس، قابل اطمينان نيست.خانم نماينده سرش را تكان مي داد و گفت: فقط اميدوارم اين ماجرا حساسيت و اهميت حفظ و حراست از اطلاعات را مشخص كند.

به خاطر خيار




ماجرا از اين قرار است كه يك روز خانم خانه صبح موقع رفتن شوهر محترم به سر كار روزانه به ايشان مي گويند: لطفاً موقع برگشتن يك كيلو خيار بخر مي خواهم سالاد درست كنم.
ظهر موقع برگشتن آقا به منزل خانم مشاهده مي كند كه دست شوهر محترم هيچ گونه پاكت يا پلاستيكي كه حاوي اشياء سبزي حتي شبيه خيار هم نيست و براي همين هم آقاي محترم بعد از ظهر به جاي اينكه به سر كارش برگردد مجبور مي شود به اتفاق بانو تشريف ببرند محضر و طلاق والسلام.نگار خانم 24 ساله كه از بچگي خيلي خيار دوست داشته به قاضي دادگاه شعبه 268 گفت: حميد كه به خواستگاريم آمد پدرم بدون اينكه تحقيقي بكند و فقط به خاطر اينكه يك نفر از سفره اش كم بشود خيلي زود قبول كرد. من هم اول مشكلي با او نداشتم، اما كم كم فهميدم كه خيلي خسيس است و آب از دستش نمي چكد. وقتي از شدت خسيسي حتي حاضر نشد برايم يك كيلو خيار بخرد به او گفتم اگر طلاقم بدهد 400 سكه مهريه ام را مي بخشم. تا اين را گفتم انگار 400 سكه در قرعه كشي بانك برنده شده باشد ذوق زده شد و ناپرهيزي كرد و يك تاكسي دربست گرفت تا خود دادگاه.قاضي پرونده كه حين حرفهاي نگار خانم منشي را فرستاده بود 5-4 كيلو خيار بخرد سرش را خاراند و گفت: حالا برويد يه كم خيار بخوريد تا ببينيم جلسه بعدي چه مي شود.
توصيه بهداشتي به تمام شوهران خانواده دوست، اگر زندگي خود را دوست داريد خساست را كنار بگذاريد.

جهيزيه




احتمالاً خانم نويسنده اين جملات 40-30 سالي هست كه درون خم سركه به سر مي برند و ديگر از بوي سركه خسته شده اند. ديگر به اين نتيجه رسيده اند كه جهيزيه همچين خيلي هم ضروري نيست و شوهران گرامي زياد گير ندهند. البته از تأمين خرج خانه نمي شود شانه خالي كرد.

كتاب فروشي مشاع




اصولاً وقتي امكان استفاده از يك وسيله يا مكان خاص به طور انفرادي و خصوصي براي همه مقدور نباشد از آن وسيله يا مكان به طور عمومي يا مشاع استفاده مي شود.
بعضي وقتها اين استفاده مشاع به خاطر اين است كه امكان استفاده خصوصي نيست، مثلا نمي شود براي همه 20 واحد آپارتمان با راه پله هاي خصوصي ساخت. اما بعضي وقتها هم به دلايل جالبي مجبور مي شويم از يك وسيله به صورت مشاع استفاده كنيم و در استفاده از آن با آدمهاي ديگري شريك شويم.
رئيس اتحاديه ناشران و كتابفروشان تبريز در يك آمار جالب اعلام كرده است كه در 9 استان كشور كه جمعيت آنها روي هم رفته 8 ميليون نفري مي شود كلا 3 باب كتابفروشي وجود دارد!
يا اينكه تبريز در سال 1335 با جمعيت 289 هزار نفري اش 30 تا كتابفروشي داشته، اما در سال 1385 كه جمعيتش به يك ميليون و 400 هزار نفر رسيده كتابفروشي هايش هم 28 تا شده اند!
اما گروه مشكل گشاي روزنامه پس از تحقيق و پژوهش به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه حل همه اينها در اين است كه ما بياييم و فرهنگ استفاده از كتابفروشي مشاع را در جامعه گسترش دهيم تا همه آن 8 ميليون بتوانند از 3 كتابفروشي به بهترين وجه ممكن استفاده كنند. يكي از اولين اقدامها هم بايد راه اندازي خطوط هوايي بين اين استانها باشد تا مردم بتوانند بيايند و در استان مجاور خود كتاب مورد نظرشان را بخرند و برگردند سر خانه و زندگي خود!

كشف عصاره لاغري




يك خبر داغ از محافل علمي به بيرون درز كرد و تيم ويژه روزنامه در همان دم درز اين خبر را گرفتند و به دفتر روزنامه آوردند.بر اساس اين خبر جديد ترين و مؤثرترين عصاره و كيمياي لاغري به وسيله دانشمندان كشف شده است.
هنوز هيچ كدام از شركتهاي تجاري به اين فرمول دسترسي ندارند، اما تيم ويژه ما با تلاش خود آن را پيدا كرده اند و حاضريم به طور كاملا آتيش زنانه به مال وارد مذاكره شويم.
دبير محترم صفحه اشاره مي كنند كه ما با شما از اين حرفها نداريم و پارتي بازي كنيم و فرمول را در اختيارتان بگذاريم. ما هم همين كار را مي كنيم، پس مي توانيد يادداشت كنيد. براي به دست آوردن اين فرمول بايد يك مولكول هيدروژن را با يك مولكول اكسيژن تركيب كنيد و سپس ماده به دست آمده را به ميزان 8 ليوان در روز ميل كنيد تا چربيهاي اضافه بدن آب شوند.
به گفته دانشمندان اگر اين ماده به موقع در اختيار كليه ها قرار نگيرد بخشي از وظيفه آنها به كبد واگذار مي شود و از آنجا كه كبد خودش بيكار نيست و يكي از كارهايش تنظيم سوخت و ساز بدن است نتيجه اين مي شود كه چربي ها در بدن مي مانند. حالا اگر بتوانيد روزي 8 ليوان از اين ماده بخوريد ديگر لازم نيست كليه ها كارشان را به گردن كبد بيندازند و كبد هم مي تواند با تمام قوا بر ميزان و نحوه سوخت چربيها نظارت كند.از ما گفتن بود هرچه زود تر اقدام كنيد كلي جلوتر هستيد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com