تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 13مرداد ماه 1387


نگاهي به سريال تلويزيوني «جاده در دست تعمير» ؛ فقط بازيگر خوب كافي است؟

 

* آي سان نوروزي

* جاده در دست تعمير
كارگردان: حسين تبريزي \ نويسنده: مهدي سعادت پور




بازيگران: بهزاد فراهاني، كيومرث ملك مطيعي، ثريا قاسمي، ابوالفضل پور عرب، لاله صبوري و...
***
خلاصه داستان: آقا، سرهنگ بازنشسته و ملاك زمينهاي كوهپايه كه سالهاست همسرش را از دست داده، دختر يكي از رعيتها را به خانه آورده و همه فرزندان و نوكرهاي خانه اربابي و دامادها به گمان اينكه قرار است با دختر ازدواج كند به تب و تاب افتاده و تلاش مي كنند كه جلوي اين ازدواج را بگيرند، اما در پايان مشخص مي شود كه آقا قصد ديگري داشته و دختر رعيت را براي پسرش خواستگاري مي كند.
سريال تلويزيوني «جاده در دست تعمير» در حالي پخش از شبكه دوم سيما را در ماههاي گذشته پشت سر گذاشت و به قسمتهاي پاياني رسيد كه با وجود همه بازيگران محبوب و موفق تلويزيوني اش نتوانست مخاطبان چنداني را جذب خود كند.
سريال تلويزيوني «حسين تبريزي» تجربه ناموفقي از سريال سازي بود كه هيچگاه نتوانست انتظارها را برآورده سازد و مورد توجه مخاطبان پرشمار تلويزيون قرار بگيرد.
همه اينها در حالي است كه تبريزي از بازيگران شناخته شده و محبوب سينما و تلويزيون در كارش استفاده كرده بود؛ بازيگراني كه پيش از اين بارها و بارها در سريالها و حتي فيلمهاي سينمايي بسياري توانسته بودند موفقيت كار را تضمين كنند و به تنهايي به وزنه اي مهم و ارزشمند براي آثارشان مبدل شوند.
بهزاد فراهاني يكي از مهمترين بازيگران اين سريال بود كه به طور حتم طرفداران بسياري در ميان بينندگان تلويزيون دارد و هرچند يك ستاره تماشاگر پسند نيست، اما در توانايي هايش در موفق جلوه دادن ظاهر يك سريال نمي توان هيچ شكي داشت. بهزاد فراهاني اما با ظاهر تقريباً متفاوتش در كار حسين تبريزي حضور موفقي ندارد و شبيه يك بازيگر كم انرژي و معمولي است. ثريا قاسمي، بازيگر ديگري است كه نقش مقابل فراهاني را در سريال بازي مي كند. اين مادر مهربان كه در مجموعه هاي تلويزيوني بسياري حتي در نقشهاي محوري نيز حضور داشته، تنها يكي از بازيگران «جاده در دست تعمير» است كه در كنار كيومرث ملك مطيعي كه از زير آسمان شهر نقشهاي دوست داشتي طنز زيادي را ايفا كرد؛ لاله صبوري كه از بازيگران خوب طنز و سريالهاي خانوادگي است؛ ابوالفضل پورعرب كه ستاره دهه 60 سينمايي بود و طي سالهاي اخير در تلويزيون هم نقشهاي تماشاگر پسندي را بازي كرده و... نتوانسته اند مجموعه موفقي را تشكيل دهند و بر جذابيتهاي مجموعه تلويزيوني شان بيفزايند.
اما دليل اين عدم جذابيت چيست؟ و چرا سريال تبريزي با همه ستاره هاي تلويزيوني اش نتوانست موفق شود؟
مطمئناً در يافتن يك پاسخ منطقي براي اين سؤال به قدرت و انسجام داستان، جذابيت موضوع و عدم جذابيت شخصيتهاي ساده و بي تأثير آن خواهيم رسيد.
«جاده در دست تعمير» تنها براساس يك داستان و فضاي تكراري داستاني ساختار پيدا كرده است. پيرمرد تنهاي خانواده كه همان ارباب يا پدر سالار هميشگي داستانهاي قديمي ايراني است، به دختري علاقه مند است و فرزندان و عروس و دامادهاي اين پيرمرد يا به واسطه علاقه شان به پدر و يا براي از دست ندادن ارث و ميراث پدري همه تلاششان را مي كنند تا جلوي اين كار پدر را بگيرند.
همانطور كه انتظار مي رود سريال تلويزيوني حسين تبريزي هيچ چيز تازه اي براي در ميان گذاشتن با تماشاگرانش ندارد. تنها چيزي كه اين سريال در مقابل تماشاگرش قرار مي دهد، يك داستان تكراري و بدون پيچشها، تعليق و جذابيتهاي لازم است.
اين داستان بي چيز و ساده، حتي در حوزه پرداخت و دستيابي به داستانهاي فرعي و اهميت جزييات نيز به درستي كار نشده است.
چندين و چند قسمت از داستان به تصورات، خيالات و گمانهاي اعضاي خانواده در مورد پدر اختصاص داده شده و در اين قسمتها هيچ حركت و عمل داستاني صورت نمي پذيرد و شخصيتها تنها با هم صحبت مي كنند و حتي حاضر به تكان خوردن از روي صندلي ها و مبل هايشان هم نيستند؛ بخشهاي زيادي از داستان به زندگي بدون تغيير و معمولي آقا با رعيتها و نوكرهايش محدود شده و ظاهراً كارگردان در اين بخشها خواسته تا قدرت طنز و سادگي كميك را در كنار جذابيت ساده و معمولي زندگي قهرمانش قرار دهد.
البته اين كميك هم چندان كاركردي در ميان اين همه بي چيزي داستان پيدا نمي كند و بله قربان گفتنهاي مداوم و گريه زاري هاي كيومرث ملك مطيعي در نقش نوكر دوست داشتني و ارباب دوست خانه اربابي كمك زيادي به كليت كار نمي كند.همه ضعفهاي سريال حسين تبريزي به داستان كم مايه و كاستي هاي آن در درگير سازي مخاطب با موضوع بر مي گردد. داستان «جاده در دست تعمير» چيزي براي مطرح كردن ندارد جز نگراني هاي تكراري شخصيتها براي پدر بازنشسته و پيرشان و پرداخت كشدار و خسته كننده اتفاقاتي كه هيچ عمل دراماتيكي در آنها وجود ندارد!
تماشاگر سريال تبريزي حق دارد كه دل به هيچ چيز آن نبندد. و بايد اعتراف كرد كه همه بازيگران خوب موفق تلويزيوني آن تنها شبيه به عروسكهايي تنها در صحنه بازي هستند و چيزي براي بازي كردنشان وجود ندارد، در جذب و جلب توجه مخاطب ناموفقند. در واقع اين عروسكها به كارگردان و عروسك گردانهايي نياز دارند كه آنها را بازي دهند و از همه چيز مهمتر رويداد و اتفاقاتي كه حضورشان را در اين بازي مهم و قابل پيگري نشان بدهد.

  


كارگاه شعر ؛ كم گفتن و گزيده گفتن...

 

* محمدكاظم كاظمي

در اين روزها ايام باسعادت بعثت حضرت پيامبر اكرم (ص ) را گذرانديم و به همين مناسبت، شعري داشتيم از جناب رامين سلطان



خواه بيدختي (ناگرو) و اين شعر چشم نخورد چنان مفصل است كه اگر بخواهيم به نقد سراپاي آن بپردازيم، چند كارگاه از اين گونه مي بايد داير شود و يا ما مطالب كناري مان را هل بدهيم و از صفحه بيرون بيندازيم و كل صفحه را بكنيم كارگاه شعر !ولي خوب، هل دادن كار خوبي نيست، پس ما شاعران ديگري را كه اين هفته به ما شعر فرستاده اند به هفته آينده وعده مي دهيم و ستون را دربست اختصاص مي دهيم به اين دوست گرامي.
***
جناب سلطان خواه بيدختي ؛ مثنوي يكصد و بيست بيتي شما از چند جهت قابل بررسي است. از لحاظ طرح كلي، اين شعر يك دامنه وسيع زماني با وقايع و مسايل گوناگون را در خود مي گيرد. به واقع، شما هرآنچه درباره جامعه قبل از پيامبر اكرم (ص ) و واقعه مبعث و پيامدهاي نيكوي آن گفتني مي دانسته ايد، در اين شعر گفته ايد. اين كار ضروري نيست، يعني انتظار نمي رود شاعر همه جوانب يك موضوع را در يك شعر بپروراند. مي توان چند شعر كوتاه گفت و در هر كدام، يكي از اين فرازهاي فاخر را به تصوير كشيد. شعر كوتاه، هم جمع و جورتر از كار در مي آيد و هم براي مخاطب ملال آور نمي شود و هم اهالي مطبوعات در چاپ آن كمتر دست به قيچي مي شوند يا فكر شوم هل دادن كناري كمتر به مغزشان خطور مي كند. وقتي هم شعر را پشت تريبون مي خواني، جماعت در دل گلايه نمي كنند، بويژه شاعراني كه نوبتشان بعد از توست.يكي از عوارض درازگويي در شعر، فراز و فرود  يافتن محسوس آن است. به همين سبب، در شعر شما گاه بيتهاي زيبايي مي توان يافت كه نشان از خلاقيتتان دارد:
كشتي نوح از تلاطم مانده بود
ناخدا از يادها افتاده بود
نه خليلي، تا علم گردد تبر
دشنه تيز اما نه قوچي، نه پسر
نه يد بيضا، نه سينا، نه كليم
گشته هر گوساله اي گاوي عظيم
در اينجا اشارات خوبي به وقايع تاريخي و داستانهاي پيامبران كرده ايد. به اين كار تلميح مي گويند و اين از ابزارهاي مهم بيان هنري است، بويژه در شعرهايي كه جنبه مذهبي و يا اجتماعي دارند.اما در بعضي جايها بيان شما نسبتاً معمولي و فاقد تمايز و برجستگي لازم مي شود.
عشق هم انگار سالي مرده بود
در گريبان هوس سر برده بود
بزم عاشق بي مي و تنبور بود
روز هم محتاج قدري نور بود
و موضوع ديگري كه البته آن هم به اين طولاني بودن شعر بي ربط نيست، پراكندگي موضوعي آن است. شعر البته به بعثت حضرت پيامبر اكرم (ص ) اشاره دارد، ولي در آن تقريباً همه امور و مسايل صدر اسلام بيان شده است، آن هم بدون يك انسجام و يا طرح مشخص. گاهي از وضعيت جامعه در عصر بعثت گفته شده است و اين بخش البته بيتهايي زيبا نيز دارد:
دستهاي دختران در قعر گور
مي كشيد انگشت بابا را به زور
در جايي ديگر از آموزه ها و معارف دين اسلام سخن رفته است :
پشت اين تابوت، جاني ديگر است
عالمي ديگر، جهاني ديگر است
و در جايي ديگر، شاعر به پند و موعظه مي گرايد:
مهرباني كن كه گلها بشكفند
بخششي، بي آن كه مردم بشنوند
دست و دل بازي كه باشد بي نماز
بهتر از صدها خسيس پرنماز
چنين است كه خواننده شعر، در ميان مباحث گوناگوني كه در پي هم مطرح مي شوند، سرگردان مي شود و نمي تواند يك حس واحد بيابد.
اين پراكندگي از نظر لحن و بيان هم در كارتان ديده مي شود. شما گاهي به تصويرهايي تازه و ابتكاري چنگ مي اندازيد، مثلاً در اينجا:
قيرپاشي بود روي بام فكر / پاك قاطي بود مهر و خشم و ذكر
عاشقي يعني ترافيك بلا / نينواها ازدحام كربلا
ولي اين نوآوريها بسيار نيست و در غالب جايها، عناصر خيال شما همانهايي است كه در شعر ديگران و حتي بعضي شاعران قديم ديده شده است :
هيچ مستي و خراباتي نبود
شام بدمستي و ميقاتي نبود
بزم عاشق بي مي و تنبور بود
روز هم محتاج قدري نور بود
اين است جوانب مختلف فراز و فرود شعر شما كه شايد علت اصلي آن هم بلندي و انسجام نداشتن شعر باشد.
ولي از اينها كه بگذريم، نمي توان از بعضي هنرمنديهاي خاص شما غافل ماند كه نشان از طبعي نوجو و خلاق دارد. در اين ميان مي توان به اين بيتها اشاره كرد:
مرگ هم از زندگي مأيوس بود
مهر هم محتاج يك فانوس بود
اين كه مرگ هم خودش انتظار زندگي داشته باشد و از آن مأيوس شود يا خورشيد محتاج فانوس شود، به واقع نوعي تناقض در خود دارد. ولي اين تناقض هر چند در عالم واقعيت امكان وقوع ندارد، در شعر قابل بيان است و اتفاقاً بسيار ارزش دارد. همين گونه مي توان به تكرار يك مصراع در دو بيت متوالي اشاره كرد كه در اينجا داريد و اين گاهي كار را بسيار زيبا مي كند.
آن شب از شادي زمين جانباز شد
درب هاي آسماني باز شد
درب هاي آسماني باز شد
بارش ديوانگي آغاز شد
اين مهارتها و هنرمنديها اگر با قدري وسواس و سنجيدگي همراه شود، شعرهاي بسيار بهتري از اين را از شما شاهد خواهيم بود. به اميد آن روز.

  


حكيمي:
رمان نويسان براي روايت زندگي پيامبران از «اسرائيليات» استفاده نكنند

 

«محمود حكيمي» با اشاره به خلق احاديث جعلي و ساختگي در صدر اسلام، گفت: رمان نويسان براي روايت زندگي پيامبران از «اسرائيليات» كه در تفاسير اهل سنت و اهل تشيع وجود دارد، استفاده نكنند.
به گزارش فارس، ساخت فيلم و مجموعه هاي تلويزيوني بر اساس زندگي شخصيتهاي مذهبي به ويژه پس از انقلاب اسلامي رو به افزايش است اين در حالي است كه به نظر مي رسد رمان نويسان در اين زمينه كم كارترند.
«محمود حكيمي» داستان نويس و پژوهشگر، درباره دستمايه قرار دادن زندگي شخصيتهاي مذهبي براي خلق رمان، بيان داشت: داستان و رمان ديني مي تواند در جذب خواننده به وقايع تاريخي بسيار مؤثر باشد.
وي افزود: مي دانيم كه يكي از عناصر مهم رمان عنصر خيال است، اما بايد توجه داشته باشيم كه در داستانهاي ديني نمي توانيم به صورت وسيع، از تخيل استفاده كنيم.
حكيمي ادامه داد: البته استفاده از تخيل در رمانهاي ديني، در مورد برخي از شخصيتها اشكال ندارد و گاه بسيار جالب است و در جذب خواننده بسيار كمك مي كند. مثلاً در مورد حالات رواني اشخاصي مثل «عمر بن سعد» مي توانيم از عنصر تخيل به خوبي استفاده كنيم. مي دانيم كه او ساعتها در ترديد بود كه به فرماندهي لشكر يزيد ادامه دهد و يا خود را كنار بكشد. «عمر بن سعد» نيك مي دانست كه حق با حسين بن علي (ع) است و يزيد حاكمي ستمگر است ولي او نمي توانست از حكومت ري كه به او پيشنهاد شده بود بگذرد.
اين نويسنده اظهار داشت: بايد توجه داشت كه تخيل و پديد آمدن شخصيتهاي خيالي را نويسنده رمان در مورد وقايع تاريخي غيرمذهبي مي تواند به كار برد. در اين صورت نويسنده مي تواند براي ايجاد شور و هيجان گاهي وقايع تاريخي را تغيير دهد، آن هم نه تغييري كه به تحريف تاريخ بينجامد.
حكيمي گفت: در بسياري از داستانهاي تاريخي متأسفانه نويسندگان به گونه اي وقايع را تغيير دادند كه تحريف پديد آمد و اين از نظر من اصلاً درست نيست، حتي اگر رمان نويس خيلي زيبا بنويسد.وي افزود: گاهي اوقات نويسنده به خلق قهرمانان جديد در يك واقعه تاريخي دست مي زند. در خلق قهرمانان جديد اگر وقايع تاريخي را از اصل تغيير ندهد اشكالي ندارد، ولي اگر بخواهد اصل واقعه تاريخي را به گونه اي تغيير دهد آن وقت باز هم تحريف به وجود مي آيد.
حكيمي بيان داشت: در گذشته برخي از شاعران ما به علت علاقه اي كه به يك شخصيت ديني داشته اند، داستانهاي تخليلي و غيرواقعي را ابداع كرده و آنها را در ديوان اشعار خود آورده اند. مراجعه به تاريخ نشان مي داد كه آن واقعه يا اصولاً اتفاق نيافتاده و يا اين كه شاعر بخشي را به آن افزوده و يا از آن كاسته است.
اين نويسنده گفت: متأسفانه اين انگيزه، يعني انگيزه اي براي جذب خواننده در صدر اسلام گاه به خلق احاديث جعلي و ساختگي منجر شده است. در مورد زندگاني پيامبران متأسفانه برخي از نويسندگان از «اسرائيليات» استفاده مي كنند. آنها يك تفسير قرآني را برمي دارند و حكايتي را انتخاب مي كنند و آن گاه به شرح و تفسير مي پردازند. بنابراين رمان نويسان هرگز داستاني از اسرائيليات را خواه در تفاسير اهل سنت و خواه در تفاسير اهل تشيع اگر وجود داشته باشد انتخاب نكنند و به تفسير آن نپردازند.

  


«بيوتن» به چاپ چهارم رسيد و صد ميليون توماني شد

 

با گذشت حدود سه ماه از انتشار چاپ نخست رمان «بيوتن» نوشته رضا اميرخاني، اين كتاب حدود صد ميليون تومان فروخته است.رضا اميرخاني با اعلام اين خبر به مهر گفت: اين كتاب به چاپ چهارم رسيده و اين چاپ نيز با قيمت 6500 تومان عرضه شده است.
به گفته وي، شمارگان چاپ چهارم رمان نيز 4000 نسخه است.رمان «بيوتن» نوشته رضا اميرخاني حاصل تأملات نويسنده در سفر چند ماهه به آمريكاست كه تصويري از زندگي مهاجران ايراني را نيز نشان مي دهد.

  


داوران بخش بين الملل جشنواره تئاتر عروسكي معرفي شدند

 

گروه هنر- داوران بخش مسابقه بين الملل دوازدهمين دوره جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي از كشورهاي كانادا، ايتاليا و روسيه انتخاب شدند.
به گزارش ستاد خبري دوازدهمين دوره جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي- مبارك، در اين دوره از جشنواره حضور سه داور خارجي در بخش مسابقه بين المللي قطعي شده است.«ژاك ترودو» دبير كل يونيما(اتحاديه بين المللي نمايشگران عروسكي) از كشور كانادا، «استفانو كيونچي» مدير جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي چرويا از كشور ايتاليا و همچنين «يوري الكسي يويت سامايلوف» از كارگردانان معروف كشور روسيه از داوراني هستند كه حضورشان براي قضاوت آثار بخش بين الملل قطعي شده است.
بر اين اساس ، اين داوران قرار است در طول جشنواره دوازدهم علاوه بر داوري و ارزيابي نمايشهاي خارجي، شش نمايش منتخب ايراني در بخش بين الملل را داوري كنند.
دوازدهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي در بخشهاي صحنه اي، خياباني، مرور و بين المللي كار خود را از 20 مرداد ماه به مدت يك هفته آغاز مي كند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com