تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ويژه روز خبرنگار
ورزشي
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 17مرداد ماه 1387


پدر ارتباطات ايران در گفتگو با «قدس»:بيشتر خبرنگاران آموزشهاي تخصصي را نديده اند

 

* جواد صبوحي

دكتر كاظم معتمدنژاد در سال 1313 در روستاي مود بيرجند متولد شد. در زمان تحصيل در دوره  كارشناسي با مدير وقت روزنامه 




كيهان كه استاد ايشان نيز بود رابطه دوستانه  اي برقرار كرد. وقتي استاد از دانشجويان دوره دكترا براي همكاري در كيهان دعوت كرد، دكتر معتمدنژاد فرصت را غنيمت شمرده و به محيط روزنامه وارد شد و ديري نپاييد كه از مترجمي زبان فرانسه، به مسؤوليت گروه خارجي و مقالات ارتقا يافت. روزنامه كيهان كه به روزنامه  نگاران تحصيلكرده نياز داشت، براي وي بورسيه اي از دولت فرانسه دريافت كرد.
دكتر معتمدنژاد در دانشگاه سوربن فرانسه موفق به اخذ دكتراي حقوق، علوم سياسي و نيز دكتراي تخصصي روزنامه نگاري از انستيتوي مطبوعات و علوم نظري دانشگاه پاريس گرديد و در سال 1343 با كوله باري از دانش روزنامه نگاري، ارتباطات، حقوق و علوم سياسي و با انديشه تاسيس نخستين دانشكده روزنامه نگاري، به ميهن بازگشت. خدمات دانشگاهي ايشان از سال  1344 در سمت استادياري در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران آغاز شد. ضمن اينكه همكاري خود را از آغاز ورود به ايران با مؤسسه كيهان حفظ كرد.
در سال  1343 موسسه كيهان پيشنهاد وي را براي يك دوره عالي روزنامه نگاري پذيرفت و بدين منظور از بين داوطلبان ديپلم،  25 نفر انتخاب شدند. از سال 56 تا 59 نيز سمت رياست دانشكده را عهده دار بود. با وقوع انقلاب اسلامي، دانشكده مذكور تعطيل و در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي به عنوان يك گرايش ادغام شد. با تعطيل شدن دانشگاه ها، دكتر معتمدنژاد به پاريس رفت و در آنجا به تدريس و تحقيق پرداخت. وي ضمن مشاركت فعال در تأسيس دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي و راه اندازي دوره هاي كارشناسي ارشد و دكترا، پيشگام توسعه همه جانبه  دانش ارتباطات در كشور به شمار رفته و از طريق تأليف آثار گران بها در زمينه  وسايل ارتباط جمعي، روزنامه نگاري و حقوق مطبوعات، تدريس در دانشگاه ها و برگزاري همايشهاي ملي و منطقه اي در جهت تعميق فرهنگ و گسترش دانش ارتباطات كوشيده است.
روز خبرنگار بهانه اي شد تا بار ديگر در محضر استاد نگاهي ديگر به نقش و جايگاه خبرنگاران داشته باشيم؛ گفتگوي ما با ايشان را مطالعه فرماييد.
***
* آقاي دكتر!خبرنگاري امروز بويژه با تحولات جديد در اين عرصه، چه تفاوتهايي با روزهايي كه شما روزنامه نگاري را تجربه مي كرديد دارد ؟
** من تصور مي كنم ابتدا بايد جايگاه خبرنگار را در كار روزنامه نگاري مشخص و روي اين مسأله تأكيد كرد كه هسته اصلي كار روزنامه نگاري كارخبرنگار است. اين خبرنگار است كه از منابع مختلف اخبار را دريافت مي كند و در اختيار افكار عمومي قرار مي دهد. ماهيت كار خبرنگار با تحولات مختلف تغيير نكرده، است بلكه شرايط كار براي او تحت تاثير ديالوگ هاي سياسي و اجتماعي دستخوش تغيير شده است. اين تغيير در سطح داخلي و يا بين المللي به واسطه همين تغييرات حساس تر از قبل شده است و توجه بيشتر جامعه را مي طلبد.
* اين حساسيت در كدام وجه بيشتراست ؟
در بسياري از كشورها كه كمتر در جريان تحولات سياسي قرار دارند كار روزنامه نگاري حساسيت چنداني ندارد، اما در كشور ما بويژه پس از انقلاب، در شرايطي كه در سطح بين المللي و منطقه اي با حساسيتهاي خاصي مواجهيم اين حساسيت بسيار زياد بوده است.از يك سو خبرنگاران غربي با توجه به منافع و مصالحي كه براي كشور خود در نظر مي گيرند و با توجه به سابقه تاريخي خود، به ما خوشبين نيستند، بنابراين چهره اي واقعي از كشورمان عرضه نمي كنند. از سويي، متأسفانه خبرنگاران نيز تحت تاثير شرايط نامساعد گذشته آمادگي لازم را براي انجام كار خود ندارند و نمي توانند ايران را آن گونه كه شايسته است، به دنيا معرفي كنند.
* خبرنگاران ما در چه فاصله زماني از آزادي بيشتري براي انجام رسالت خود برخوردار بوده اند؟
** من قبلا به اين موضوع اشاره كرده ام كه متاسفانه ما كار روزنامه نگاري را در دوره اي آغاز كرده ايم كه مطبوعات غرب سه دوره تحول را پشت سر گذاشته بودند؛ آنها مرحله استبدادي را سپري كرده بودند ، عصر مطبوعات عقيدتي - انقلابي را نيز به اتمام رسانده بودند و از 1830 به بعد در اروپا و آمريكا وارد عصر مطبوعات تجاري و خبري شده بودند. در حقيقت، ما دويست سال پس از روزنامه نگاري غرب شروع به تاسيس روزنامه هاي استبدادي كرديم و از آن پس به مدت 70 سال دچار استبداد قاجار - از محمد شاه گرفته تا ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه تا انقلاب مشروطيت - بوديم. در دوره كوتاهي، آزاديهاي محدودي را در اين دوره شاهد بوديم و بعد از شهريور 1320 نيز آزادي محدودي ايجاد شد. در دوره دكتر مصدق هم بخشي از اين آزادي را و پس از انقلاب اسلامي در بهار آزادي و بعد از پايان جنگ بخشي ديگر از آن را تجربه كرديم. اين مراحل در مقايسه با دوره طولاني استبداد 70 ساله قاجار بسيار كوتاه بود. فشارهاي بسيار زيادي كه در دوره پهلوي اول و دوم در مورد مطبوعات به وجود آمد، آسيبهاي بسيار زيادي بر ما وارد كرد كه بايد تلاش كنيم، بتدريج در فرصت مناسب به سطح مطلوب برسيم.
* آگاهي هاي خبرنگاران و يا ناآگاهي آنها چقدر بر روند اين كار تأثير گذاشته است؟
** طبعاً شرايط تاريخي كه بر روزنامه نگاري ما آسيب وارد كرده، بر آگاهي روزنامه نگار هم لطمه وارد ساخته است. متأسفانه روزنامه نگاران ما آموزشهاي تخصصي لازم را نديده و يا در شرايطي شروع به كار كرده اند كه مطبوعات سياسي فعال بوده اند. در اين شرايط، از مزاياي روزنامه نگاري حرفه اي برخوردار نشدند، بنابر اين نمي توانيم انتظار داشته باشيم كه آگاهي هاي لازم را داشته باشند. اينها در شرايطي خاص و به طور تصادفي وارد كار روزنامه نگاري و تحريريه هاي روزنامه ها شده اند. اغلب آنها دانشكده و يا مدرسه عالي خاصي را تجربه نكرده اند و روزنامه نگاري نخوانده اند تا بر اساس نيازهايي كه مطبوعات دارند، مشغول فعاليت شوند. براساس تصادف و علاقه شخصي و يا توصيه هايي كه دوستان و يا همكارانشان كرده اند، از روزنامه نگاري سردر آورده اند، بنابر اين از آنجا كه آموزش تخصصي نداشته اند و در شرايط استقلال روزنامه نگاري نبوده اند نمي توانيم انتظار داشته باشيم آگاهي هاي لازم را داشته باشند. در برابر اين ناآگاهي، به عنوان مسؤولان و معلمان و محققان روزنامه نگاري وظيفه داريم به جامعه خود كمك كنيم تا به اين نابساماني پايان داده شود.
بايد تلاش نماييم از يك سو توجه دولت را به اهميت اين موضوع جلب كنيم واز سويي تلاش كنيم تا دانشگاه ها امكانات بيشتري را براي آموزش تخصصي خبرنگاران و بويژه روزنامه نگاراني كه تازه مي خواهند شروع به كار كنند، فراهم نمايند. با توجه به اين ناآگاهي كه به آن اشاره كرديد، معتقدم بايد در دانشگاه هاي مختلف كشور دوره كارشناسي روزنامه نگاري را داير كنيم تا به بهبود وضعيت روزنامه نگاري شهرستانها كمك شود. از طرف ديگر، آنچه مهم است، موضوع تأمين استقلال حرفه اي روزنامه نگاري است. يكي از اين مسايل، قدمهايي بود كه در قبل از انقلاب با شكل گيري سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران و بعد از انقلاب در سال 76 با تأسيس انجمن صنفي روزنامه نگاران شكل گرفت، اما متأسفانه در اين خصوص مشكلاتي به وجود آمده كه بايد اميدوارباشيم اين وضعيت از ميان برود؛ چون واقعيت اين است همان گونه كه بهبود وضعيت آموزش روزنامه نگاري اهميت دارد، به بهبود وضعيت فعاليت سازه هاي صنفي روزنامه نگاري نيز نياز داريم. البته، قبل از تأمين اين مهم، آنچه اهميت دارد، آزادي مطبوعات است. بايد به اين آزادي حرمت گذاشت و تلاش نمود در جامعه شرايطي ايجاد شود تا اين آزادي پاس داشته شود و امكانات و لوازم تحقق يابد. به همين سبب است كه بارها گفته ايم تا در نظرهاي حقوقي تحولاتي ايجاد شود. بايد ضرورت كسب اجازه براي انتشار مطبوعات از ميان برود و مثل اكثر كشورهاي دنيا به ارسال اعلام نامه در سطح مطبوعات و دفتر خاصي بسنده كنيم و هرگونه جرم مطبوعاتي كه ايجاد مي شود از طريق تعقيب در دادگاه آن را جبران نماييم. موضوع ديگر، استقلال اقتصادي مطبوعات است. اگر مطبوعات از امكانات مالي كافي برخوردار نباشند و محتواي خوبي نداشته باشند تا به وسيله آن بتوانند مخاطب را به سوي خود جلب كنند، نمي توانند شمارگان خود را افزايش دهند و طبعا نمي توانند آگهي جذب كنند و اگر دولت هم به آنها كمك نكند نمي توانند به حيات خود ادامه دهند. پايه اصلي كار روزنامه نگاري، استقلال اقتصادي است. به موازات تأمين آزادي مطبوعات، بايد تلاش كنيم استقلال اقتصادي آنها را نيز تأمين نماييم و شرايطي فراهم شود تا با بهبود محتوا جامعه توجه و رغبت بيشتري به مطبوعات پيدا كند.
* جامعه ما ظرفيت تعدد مطبوعات و اضافه شدن بر شمار آنها را خواهد داشت؟
** ببينيد، حداقلهاي معرفي شده از سوي يونسكو يعني حداقل 10 نسخه روزنامه براي هر صد نفر است، براين مبنا ما بايد 7 يا 7/5ميليون نسخه روزنامه داشته باشيم، اما اين تعداد به زحمت به 2 ميليون و 200 هزار نسخه مي رسد. اين مسأله، مبين اين است كه متاسفانه محتواي مطبوعات ما جوابگوي خواسته ها و نيازهاي جامعه نيست و خوانندگان بالقوه كه تعدادشان همان 7/5 ميليون نفر را در بر مي گيرند، به مطبوعات رغبت نشان نمي دهند.با در نظر داشتن اينكه دانشگاههاي ما در سالهاي اخير چند ميليون دانش آموخته داده اند، اگر اين عده با محتواي خوبي مواجه شوند، حتماً از روزنامه ها استقبال خواهند كرد.
بنابراين يكي از كارهايي كه بايد انجام شود اين است كه مشكلات سياسي را كه براي مطبوعات وجود دارد، از بين ببريم و شرايطي را فراهم كنيم تا خبرنگار بتواند در محيط كار خود به منافع عمومي ، نياز هاي جامعه و مصالح همگاني توجه پيدا كند. اين همه در صورتي محقق خواهد شد كه از تحصيلات تخصصي برخوردار بوده و استقلال حرفه اي او تأمين شده باشد و از نظام حقوقي مثل نظام حرفه اي پزشكي و نظام مهندسان برخوردار باشد، در اين شرايط است كه روزنامه نگار مي تواند با خيال راحت و خدمات اجتماعي خود را انجام دهد.

  


چطور مي توان سر خبرنگاران كلاه گذاشت؟!

 

خالي بندي هاي رسانه اي و سكوت خبرنگاران

اشاره:
يكي از مقامات كشور همسايه كه چون ليسانس روزنامه نگاري دارد پس حرفه روزنامه روزنامه نگاري را مي شناسد و چون مدتي در



دبيرستانها تدريس كرده پس اخلاق را هم مي شناسد بنابر اين بايد تركيب اين دو يعني «اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري» را نيز بيشتر بشناسد.... در عين حال توانست در مصاحبه هاي مطبوعاتي خود ركورد خالي بندي رسانه اي را به دست آورد؛ او در حالي كه مردم جهان به كمك تحولات سخت افزاري اخير بر روي صفحه تلويزيون خود تانك هاي متجاوز را در خيابانهاي پايتخت مي ديدند، در مصاحبه خود مي گفت:«اين جا هيچ كافر آمريكايي وجود ندارد.» و چندي بعد وقتي با چهار جوان نيويوركي كه قبلا تحت تأثير استقبال مردم از خالي بندي هاي رسانه اي او سايت پر طرفداري راه انداخته بودند مصاحبه شد گفتند «اگرچه ما فقط مي خواستيم بخنديم ، اما چيز جالب درباره اين يارو اعتماد به نفس غير قابل وصف او بود.
خالي بندي هاي رسانه اي ( Media bluff ) عملا نوعي عدم رعايت اخلاق رسانه اي است كه ممكن است با انگيزه هايي چون ارضاي جاه طلبي ، حفظ منافع سازماني و حتي غم منافع ملي تحقق پذيرد و همين مساله وظيفه خطير خبرنگاران را در مواجهه با اين مساله صد چندان مي كند.دكتر مهدي محسنيان راد دريادداشتي بر چاپ پنجم« روشهاي مصاحبه خبري» خود يادآور مي شود: «چقدر خوب بود اگر به طريقي اين امكان وجود داشت كه به تمامي دولتمردان روزگار گفته مي شد لطفاً اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري را رعايت كنيد، چون اگر روزنامه نگاران رعايت كنند و شما رعايت نكنيد باز هم مخاطب آسيب خواهد ديد.»
اين موضوع آن قدر اهميت دارد تا دستمايه اي براي گفتگوي ما با دكتر محسنيان راد شود. اين گفتگو را تقديم حضورتان مي كنيم
آقاي دكتر! اگر بپذيريم اخلاق جزيي از نظام ارزشهاي ماست و همواره بر نسبي بودن آن تصريح شده است، پس چگونه بايد انتظار داشته باشيم در حوزه ارتباطات اجتماعي و روزنامه نگاري اصولي يك دست را براي پاسداشت آن تدوين كنيم ؟
همان طور كه گفتيد، اخلاق در حوزه ارزشهاي جامعه بررسي مي شود و بحث ارزشها به دليل جايگاه مهمي كه در فرهنگ و جامعه شناسي دارد، بحثي كاملا پايه اي است. تقريباً توافقي عمومي بين انديشمندان حوزه مطالعات فرهنگي و جامعه شناسي وجود دارد كه ارزشها نسبي است و نسبيت در ارزشها نيز تابع مكان و زمان است؛ يعني ممكن است مقوله اي كه 300 سال قبل در جامعه ارزش مثبت نبوده است، امروز جزيي از ارزش ها تعريف مي شود و بر عكس ممكن است امري در گذشته ارزش مثبت بوده و امروز ديگر ارزش مثبت محسوب نمي شود. حتي در حوزه هايي چون زيبايي شناختي كه ملموس تر است، اين تفاوت قابل مشاهده است. براي مثال، در يك جامعه سگ نجس شناخته مي شود؛ در حالي كه در رستورانهاي درجه يك شهر پكن مردم غذاي سگ را مصرف مي كنند. مي بينيد كه در زماني واحد در دو مكان مختلف دو مجموعه ارزشي متفاوت قابل مشاهده است. اخلاقيات نيز همين نسبيت را دارد؛ مثلا در ايران وقتي پدر شوهري وارد منزل مي شود عروس آن خانه به احترام وي از جاي خود بلند مي شود، اما در فرانسه چنين چيزي وجود ندارد، در صورتي كه ما نبود چنين رفتاري را نوعي بي اخلاقي قلمداد مي كنيم. اگر اين مسأله را در حرفه و حرفه هايي كه تخصصي بوده و استانداردهاي جهاني دارند، بررسي كنيم، به نوعي ثبات نزديك مي شويم و از نسبيت فاصله مي گيريم. تقريبا در تمام دنيا پزشك نوعي محرميت با بيمار دارد اما ضمن آن از نظر اخلاقي مسووليتهايي نيز متوجه اوست. اين مساله ارتباطي به مسيحي يا مسلمان بودن يك جامعه ندارد؛ در حقيقت وارد حوزه اي از ارزشها مي شويم كه تقريبا جهاني است و در خصوص آن توافق وجود دارد. چنانكه مي دانيد، منشأ روزنامه نگاري غرب است و چيزي به نام روزنامه نگاري شرقي نداريم. به نظر من اگر ما كهكشان دارماني خود را به درستي طي كرده بوديم و مورد تهاجم قرار نمي گرفتيم، حالا مي توانستيم در ايران از روزنامه نگاري شرقي صحبت كنيم، اما از آنجا كه مبناي روزنامه نگاري غربي است، ارزشهاي تثبيت شده اي دارد كه در حوزه اخلاق حرفه اي تعريف مي شود.




شما در كتاب «روشهاي مصاحبه خبري» در جايي اشاره مي كنيد كه اين روزنامه نگاران نيستند كه بايد اخلاق حرفه اي را رعايت كنند، بلكه دولتمردان نيز بايد اخلاق حرفه اي را در قبال روزنامه نگاران رعايت كنند. مي توانيد به مصداقهايي از آن در رسانه هاي امروز ما اشاره كنيد؟
ببينيد، در كشورهايي كه آزادي بيان در آنها تثبيت و نهادينه شده است و روزنامه نگاران استقلال حرفه اي دارند و ابزار و بوق تبليغاتي نيستند، نمي توان به راحتي به آنها بلوف رسانه زد؛ چون روزنامه نگار اگر بازيچه دست اين بلوف ها شود، آن را نوعي توهين به خود تلقي مي كند. وظيفه او اين است كه كار خود را دنبال كند و آن قدر مقام مصاحبه شونده رامورد پرسشهاي متعدد و جستجوهاي خود قرار دهد تا متوجه بلوف آن مقام بشود. اما در كشورهايي كه روزنامه نگاران به سويي مي روند كه به پايه ميكروفون تبديل مي شوند و اجازه مي دهند كه يك مقام هر چه مي خواهد بگويد و بعد هم آنها همان توضيحات را منعكس كنند، اينجاست كه فرصتي طلايي براي دولتمردان به وجود مي آيد كه به انواع خالي بنديهاي رسانه اي متوسل شوند. خدمات خود را در تمام دوران بشريت بهترين خدمات معرفي كنند، قولهايي بدهند كه اساساً پايه و اساسي ندارد ، از طرحهاي عمراني صحبت به ميان بياورند كه هرگز به سامان نرسيده است يا طرحهايي را به عنوان برنامه هاي آتي خود معرفي كنند كه اصلا كار كارشناسي در مورد آنها انجام نشده است. از سويي، بر خطاهاي بزرگ خود سرپوش بگذارند و دروغ بگويند و به گونه اي اتفاقها را تحريف كنند. تأسف بارتر اين است كه خالي بندي هاي رسانه اي بي آنكه از فيلتري عبور كند، عينا منتشر مي شود و كسي هم به دنبال آن نمي رود و از درون آن طرحهاي نامناسبي خارج مي شود. اجازه بدهيد اين موضوع را با ذكر مثالي برايتان بيشتر روشن كنم. ممكن است مقامي در مصاحبه راديو و تلويزيوني اعلام كند كه طرحهاي بسيار سودمندي را در دست اقدام دارد تا به موجب آن تعداد مسكن افزايش يافته و هزينه تمام شده آن به نفع طبقات كاهش يابد. تسهيلات بسيار خوبي براي آپارتمانهاي زير 50 متر در نظر گرفته ايم كه با اين تسهيلات مي توان خدمت بيشتري براي مردم انجام داد. روزنامه نگاران اين اظهارات را ثبت و ضبط مي كنند و در رسانه خود منتشر مي كنند، بي آنكه اين اظهارات غير كارشناسانه پردازش شوند.
در روزنامه نگاري توسعه با افعالي از جنس «مي شود» مواجهيم. با توجه به آنچه شما اشاره كرديد، چطور بايد اين اخبار را پوشش داد؟
در همه جاي دنيا خبرنگاران شغلي تثبيت شده دارند؛ مثلا خبرنگاري كه حوزه خبري او شهرداري است ممكن است سالها خبرنگار اين حوزه باشد؛ در حالي كه مقامات ارشد آن مجموعه بارها تغيير مي كنند. من درهمين كتاب «روشهاي مصاحبه خبري» شيوه آرشيو شخصي را توضيح داده ام.اگر روزنامه نگار آرشيوي شخصي از حوزه خبري خود داشته باشد، ديگر نمي توان سر او را كلاه گذاشت؛ به محض اينكه مقام ياد شده خبر از اجراي طرحي مي دهد، خبرنگاري كه در اين حوزه است، چون منطقه تحت نفوذ خود را مي شناسد و بر آن مسلط است؛ سؤال خواهد كرد كه مثلا هنوز فوندانسون اين طرح آماده نشده، چگونه ممكن است اين طرح در اين مدت كامل شود. اما امروز اين گونه نيست و خبرنگار ده حوزه خبري دارد. بنابراين، به راحتي بازيچه اين اطلاعات نادرست مي شود. شما در اغلب مصاحبه ها ديده ايد كه روزنامه نگاران سؤالي را از مصاحبه شونده مي كنند و مصاحبه شونده به آن پاسخ مي دهد و سؤال بعد مصاحبه كننده، هيچ ارتباطي با سؤال قبلي ندارد. اين مساله نشان مي دهد روزنامه نگار بر موضوع مسلط نيست، چون اگر بر موضوع مسلط باشد، پس از سؤال قبلي خود سؤال ديگري متناسب با پرسش قبل را مطرح مي كند. نكته ديگر اينكه ما رسم سابقه خبر را در روزنامه نگاري مان نداريم؛ گاهي در روزنامه ها مي خوانيد كه مثلا دولت ايران به اقدام غير انساني دولت انگلستان اعتراض كرد. بدون اينكه گفته شود اين اقدام غير انساني كه در مورد اتباع ايراني به كار برده شده است، چيست ؟ در حالي كه اگر گزارش و يا خبري منتشر مي شود، سوابق آن هم گفته شود. براي مثال، بعد از ساخت و تكميل سد 15 خرداد در جاده قم معلوم شد كه اين سد نه تنها سودي نداشته است، بلكه آب شهر قم را شورتر نيز كرده است و بعد هم به حال خود رها شد. هيچ روزنامه نگاري هم پيدا نشد تا اين خالي بندي را دنبال كند و دلايل شكست آن را بررسي نمايد.
شايد يكي از دلايل اين است كه مديران رسانه اي ما اعتقادي به تخصصي شدن كار روزنامه نگاران ندارند و گاهي با تغيير در مديريت خبرنگاران هم از حوزه اي به حوزه ديگر مي روند. برخي از مديران نشريات معتقدند روزنامه نگاران خوب كساني هستند كه بر حوزه هاي مختلف اشراف داشته باشند تا بتوان از آنها در مواقع ضرورت استفاده كرد.
علت فراتر از اين حرفهاست؛ علت اين است كه اگر روزنامه اي بخواهد بر روي پاي خود بايستد و با فروش آن پول كارمندانش را بدهد، آينده آنها را تأمين كند و سود خوبي هم از اين صنعت و كار حرفه اي خود ببرد اگر برادر بيكار او هم تخصص لازم را نداشته باشد، او را براي كار به روزنامه دعوت نمي كند، چون مي داند زيان خواهد ديد. بنابراين، به سراغ فردي مي رود كه هر چند پاچه خواري او را نمي كند، اما كارش را بلد است. شما در هنگام بيماري اگر تشخيص بدهيد كه با يك پزشك اخمو و جدي كارتان راه مي افتد، به او مراجعه مي كنيد تا به پزشكي كه خوش برخورد است، اما در كارش تبحر لازم را ندارد. متأسفانه، در ايران روزنامه هاي ما با پول ديگران تأمين مي شوند و بقاي آنها به رضايت خواننده بستگي ندارد؛ بنابراين سليقه اي تصميم گرفته مي شود. تمام صحبتهايي كه تا اينجا به آن اشاره كرديم، از تبعات اين مساله است. ما در تهران روزنامه اي منتشر مي كنيم كه با بهاي بسيار گراني به فروش مي رود و اگر شما ساعت 11 ظهر به باجه مطبوعاتي مراجعه كنيد، نمي توانيد آن را خريداري كنيد.
آيا تكثر ناشي از جهاني شدن مي تواند خالي بندي هاي رسانه اي را افشا كند ؟.
بله، يكي از ويژگيهاي مرحله پس از دهكده جهاني و شكل گيري بازار پيام اين است كه ديوارها فرو مي ريزد و مخاطب به ارتباط گير گزينشگر تبديل مي شود. آن وقت، وقتي مشكل زبان هم بر طرف شود، ديگر نمي توانيم پرده پوشي كنيم و بسياري از مسايل در دسترس همه قرار خواهد گرفت.

  


دكتر محمد مهدي فرقاني در گفتگو با قدس:
«خبرنگاري نشسته» در مطبوعات گسترش يافته است

 

گروه فرهنگي : «با افزايش فناوريها، تحرك روزنامه نگاران و خبرنگاران نسبت به گذشته كمتر شده و روزنامه نگاري نشسته يا پشت ميز نشيني، توسعه يافته است.»




اين مطلب را دكترمهدي فرقاني در گفتگو با ما بيان داشت و افزود : «در سالهاي گذشته سرعت تحولات در سطح بين المللي و به تبع آن در سطح ملي گسترش فزاينده اي داشته است و همين مساله تحرك و هوشياري افزونتري را از سوي خبرنگاران و روزنامه نگاران براي حضور به موقع در كانونهاي خبري و ارائه پوششهاي خبري لازم مي طلبد تا مردم بتوانند به موقع از رويدادها آگاه شوند ، در جريان رويدادها قرار بگيرند و بتوانند در خصوص كيفيت زندگي خود تصميمات لازم را اتخاذ كنند.»
وي تأكيد كرد: «خبرنگاران از يك سو به تحرك و هوشياري بيشتر و از سويي به آگاهي و دانش بالاتر نيازمندند تا بتوانند ماهيت تحولات را درك و پيامها را به درستي دريافت كنند. تا روزنامه نگار نتواند رويدادها، موضوعات و مفاهيم را به خوبي درك كند، نمي تواند آنها را به درستي به مخاطب خود منتقل نمايد. بنابراين، به نظر مي رسد روزنامه نگار و خبرنگار امروز از يك سو به سرعت عمل بيشتر و حضور موثرتر در كانونهاي خبري نياز دارد و از ديگر سو بايد دانش و بينش بالاتري را براي درك ماهيت تحولات و در نتيجه تفسير صحيحي از رويدادها داشته باشد.»
وي تأكيد كرد: «بايد به سمت و سوي حرفه اي گرايي حركت كنيم و در واقع روزنامه نگاري حرفه اي نيز مقتضياتي دارد. قبل از هر چيز بايد بر روزنامه نگاري حرفه  اي قانون حاكم باشد، قانوني كه روشن و بدون ابهام باشد و روزنامه نگار، تكليف خود را از چگونگي نقش و ايفاي مسؤوليت بداند و در حقيقت بايد به دانش و اطلاعات كافي بخصوص در جهان امروز مجهز باشد زيرا در اين جهان شهروندان به جديدترين اطلاعات دسترسي دارند و فقط ذوقي و قلمي داشتن، هرگز كفايت نمي كند.
به عقيده اين مدرس ارتباطات، روزنامه نگاري دانش، بصيرت و آگاهي مي خواهد و روزنامه نگار بايد اولويتها و نيازهاي اجتماعي و اولويتهاي توسعه ملي را بشناسد و در جهت تحقق آنها حركت كند. اين امر مي تواند در جهت تعميق و گسترش برنامه هاي قابل دفاع و يا در جهت نقد و ارزيابي آنها باشد.
عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي خاطر نشان كرد: «متأسفانه با توجه به توسعه فناوريهاي ارتباطي و امكاناتي كه در خصوص توليد خبر توسط اين فناوريها به وجود آمده است ، تحرك روزنامه نگاران و خبرنگاران بشدت نسبت به گذشته كاهش يافته و «روزنامه نگاري نشسته» يا «پشت ميز نشيني» توسعه يافته است. مديران روزنامه ها تصور مي كنند نياز كمتري به نيروي انساني متخصص در تحريريه هاي خود دارند و تنها كافي است چند نيروي انساني با جست و جو در سايت ها ، وبلاگ ها و منابع متعدد خبري كه به مدد اين تكنولوژي ها به وجود آمده است و كپي كردن ، قيچي كردن و چسباندن اخبار آنها را مورد استفاده قرار دهند. نتيجه اين گونه كاركردن اين است كه چهره خبري همه مطبوعات شبيه يكديگر مي شود و تنوع خبري و ديدگاه ها و سليقه ها در انتخاب و انتشار و پردازش اخبار در آنها به چشم نمي خورد. ضمن اينكه اصلا نبايد انكار كرد كه فناوريهاي منابع و امكانات جديد و متنوعي را در اختيار روزنامه نگاران قرار داده اند و به قدرت انتخاب آنها افزوده اند، اما اين مسأله ضرورت حضور خبرنگاران را در محيطهاي خبري نفي نمي كند.»
فرقاني، افزود: روزنامه نگاري خدمت عمومي است، اگر چه بعد اقتصادي حرفه روزنامه نگاري را نمي توان ناديده گرفت و معيشت روزنامه نگار امري ضروري است، اما در وراي همه واقعيتها كسي كه به اين عرصه پا مي گذارد، نبايد سوداي «نام و نان» كه سوداي «خدمت» داشته باشد.
وي افزود: طبيعي است براي اينكه روزنامه نگار بتواند خدمت را به درستي ارائه دهد، بايد حداقل شرايطي براي فعاليت حرفه  اي او فراهم باشد، به عبارت ديگر، روزنامه نگاري مقتضياتي دارد و گام اول آن فراهم بودن محيط مناسب و مطلوب آزاديهاي مطبوعاتي است.
وي، تأكيد كرد: روزنامه نگار بايد از آزادي كسب و جمع  آوري اطلاعات و انتشار آن برخوردار باشد؛ بدين معنا كه بايد براي حضور در تمامي كانونهاي خبر خيز محرم باشد، زيرا آزادي مطبوعات سنگ بناي آزاديهاي عمومي است و آزادي بيان و قلم در هر كشور با ميزان آزادي روزنامه نگاران و مطبوعات سنجيده مي شود.
دكتر فرقاني با اشاره به آفاتي كه كار خبري خبرنگاران را متأثر مي سازد گفت: «سياسي بودن بيش از حد مطبوعات و عضو باشگاه ها و كلوبهاي سياسي مشخص مغاير روزنامه نگاري آزاد و بي طرف است، زيرا روزنامه نگاري را جانبدارانه مي كند و در واقع منافع سياسي مديران مطبوعات را در اولويت خط مشي ها و سياستهاي مطبوعات قرار مي دهد. ضعف تخصص و آموزش روزنامه نگاري حرفه اي عده اي از مديران مطبوعات ما نيز باعث شده است بهاي لازم به تكنيكها و اصول و قواعد روزنامه نگاري حرفه اي داده نشود و در نتيجه كيفيت روزنامه نگاري ما در حد قابل قبولي نباشد. من تصور مي كنم بتدريج هر چه زمان بگذرد اين دو آفت مي تواند كم رنگ تر شود وبا مقتضيات حرفه اي روزنامه نگاري به تعادل نسبي برسد.

  


سخت تر از سخت

 






فرق نمي كند خبرنگار كدام سرويس يك روزنامه، هفته نامه، ماهنامه، خبرگزاري و... باشي مهم اين است كه گاهي بايد خود را به آب و آتش بزني تا خبري را و عكسي را تهيه كني. كسي براي آمدنت فرش قرمز پهن نمي كند، در ازدحام آدم ها كسي نمي گويد: «آقاي خبرنگار بفرماييد جلو تا راحت تر با آقاي وزير حرف بزنيد»
حتي گاهي ممكن است پس از ساعت ها انتظار و دويدن براي آمادن كردن به موقع يك خبر، محافظ شخصيتي با هل دادنت خستگي ات را مضاعف كند اما قبول كن كه قبول كرده ايم خبرنگاري كار سختي است به سختي تراشيدن سنگي سخت با ناخن.
من و توي خبرنگار، كارمان با قلم است و كاغذ و مگر مي شود فراموش كرد كه خداوند به قلم قسم خورده است پس هواي قلم را




داشته باشيم، پاسش بداريم و فراموش نكنيم مي نويسيم براي اصلاح شدن و بهتر شدن دنيا كه اگر جز اين باشد بايد دانست خدا را دلتنگ خواسته ايم.
روزت مبارك

متن: عباسعلي سپاهي يونسي
عكسها : فرامرز عامل بردبار- مجيد مردانيان -قدس


































  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com