تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ويژه روز خبرنگار
ورزشي
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 17مرداد ماه 1387


رئيس امور ايثارگران ارتش در گفتگو با قدس از استيفاي حقوق جانبازان مي گويد؛
ارائه مدرك، معضل جامعه ايثارگري

 

* فرحروز صداقت

مسأله حقوق جانبازان و اداي اين حقوق، يكي از فعاليتهاي مهم در دوران 8 سال دفاع مقدس و پس از آن شمرده مي شود. انعكاس



مشكلات جانبازان و خانواده هايشان در رسانه ها بخصوص مشكلات كساني كه درصد پايين دارند يا كساني كه اصلاً درصدي ندارند، از جنجال برانگيزترين سوژه هاي رسانه ها در سالهاي اخير بوده و البته اين حركتها به تصميم گيري هاي مهم درباره آسيب ديدگان جنگ منجر شد كه هنوز هم ادامه دارد.
***
مسؤول سازمان ايثارگران نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران را همزمان با روزهاي بزرگداشت مقام جانبازان در ميهمانسراي ثامن الائمه(ع) در حالي ملاقات مي كنيم كه مشغول سخنراني و در واقع شنيدن درد دلهاي خانواده هاي ايثارگران است و با اردوي زيارتي به مشهد مقدس آمده است. مدتي منتظر مي مانم. درد دلها اما، انگار پاياني ندارد...
سرهنگ مجتبي جعفري فردي بشاش، گشاده رو و صبور است.
وقتي براي مصاحبه وارد اتاق مي شود پشت سرش تعدادي از خانواده هاي ايثارگران هم وارد مي شوند. با گشاده رويي جواب آنها را مي دهد و بعد براي گفتگو آماده مي شود. قبل از اينكه من سؤال كنم، او مي پرسد: «موضوع مصاحبه تان در مورد يادواره هاست» مي گويم: خير، درباره استيفاي حقوق جانبازان است.
مي گويد: خب، بسم ا... شروع كنيد!
«از سرهنگ جانباز مجتبي جعفري» مي خواهم مختصري خود را معرفي كند؟
مي گويد: سال 58 به استخدام ارتش درآمدم؛ سال 62 وارد جبهه هاي دفاع مقدس شدم. سال 67 و در ماههاي پاياني جنگ به اسارت نيروهاي عراقي درآمدم. دو سال در عراق اسير بودم. از عراق هم كه آمدم به خدمت ادامه دادم. تحصيلاتم را در دوره دافوس ارتش در دانشكده افسري و ستاد و دوره فوق ليسانس را طي كرده ام و خدا توفيق داده دست به قلم ببرم و تعدادي كتاب درباره جنگ و شهدا و تاريخ جنگ بنويسم.
سرهنگ جانباز جعفري به كتابهايش هم اشاره مي كند و مي گويد: كتابها عمدتاً خاطره است. يكي از خاطرات اسارتم به نام «جهنم تكريت» است و چند جلد خاطرات رزمندگان ارتش مثل «سرور آزادي»، «دلاوران حاج عمران»، «تپه سبز»، «تانك شكار رفيع» و يك كتاب به نام «تاريخ اطلس نبردهاي ماندگار» كه كتاب جامعي است و در حال حاضر به چاپ پنجم رسيده است، مي باشد.

سازمان ايثارگران




جعفري وظيفه سازمان ايثارگران را اين طور بيان مي كند:
اين سازمان تمامي امور دفاع مقدس چه در بخش نيروي انساني و چه در بخش تاريخي را در نيروي زميني، از قبيل رسيدگي به امور ايثارگران، خانواده هاي شهدا، جانبازان، آزادگان و كارهاي اداري و حقوقي و درماني آنها و ... انجام مي دهد!
و بخش ديگر جمع آوري آثار دفاع مقدس، يادواره ها و همايشها، اردوها، چاپ كتاب و نشريات و همكاري براي ساخت فيلم، اردوها و ... است.

آمار شهدا و جانبازان
وي آمار شهداي ارتش را بيش از 48 هزار شهيد بيان مي كند و مي گويد: 46 هزار نفر از شهدا از كاركنان نيروي زميني بودند كه ظاهراً طبق آمار بنياد شهيد 23 درصد شهداي كشور را تشكيل مي دهند.
حدود 213 هزار شهيد در كشور هست كه 46 هزار آن به نيروي زميني ارتش تعلق دارد.
سرهنگ جعفري مي افزايد: جانبازان را اگر كساني كه كميسيون پزشكي رفته و درصد جانبازي گرفته اند تلقي كنيم حدود 200 هزار نفر جمعيت خانواده جانبازان داريم وگرنه اكثر رزمندگان ما در جبهه دچار آسيبهاي گوش، اعصاب و شيميايي شده اند كه يا براي پيگيري نيامده اند و يا اگر آمده اند جانبازي آنها محرز نشده است تا درصدي براي آنها تعيين شود و اين گروه جزء آمار به شمار نمي آيند وگرنه تعدادشان بيش از اين آمار است.

معضل مهم جامعه ايثارگري
جعفري در مورد استيفاي حقوق جانبازي گروه اول مي گويد: تمام كساني كه كارت جانبازي دارند طبق قانون، حق و حقوق خود را معمولاً دريافت مي كنند. اما در مورد گروه دوم اگر يك تقسيم بندي كوچك و مختصر داشته باشيم، آنها دو دسته اند. يكي آنها كه در اثر ضايعات بدني و مراجعه در همان زمان، يك سند و مدرك در بيمارستان يا جايي داشتند؛ آنها اين مدارك را آوردند و بدون هيچ مشكلي كارهايشان انجام مي شود.
مي پرسم واقعاً بدون هيچ مشكلي!؟
مي گويد: توضيح مي دهم...، بدون هيچ مشكلي يعني اينكه ممكن است با آن اسناد و مدارك به آن چيزي كه تصور مي كنند حقشان است نرسند، اما اين گونه نيست كه كارشان انجام نشود.
مي پرسم: چه كاري برايشان انجام مي شود؟
مي گويد: به كميسيون پزشكي مي روند؛ كميسيون با توجه به آن مدارك و وضعيت بدني فعلي درصد جانبازي را تعيين مي كند و به نسبت درصد، حق و حقوق آنها تعيين مي شود.
رئيس امور ايثارگران ارتش به دسته دوم ايثارگران كه مشكلاتشان بيشتر است اشاره مي كند و مي گويد: مشكلات پايورها، پرسنل كادر و سربازان وظيفه اي كه در جنگ بوده اند و مداركشان به هر دليلي از بين رفته و هيچ گونه مدركي ندارند، مسأله مهم جامعه ايثارگري شمرده مي شود. مي پرسم: يعني براي اينها هيچ كاري نمي توان انجام داد؟
سرهنگ با تأسف مي گويد: براي مرتفع كردن اين مشكل فعلاً دو كار انجام مي شود كه البته معمولاً جواب نمي دهد. اما براي شروع كار و حل ريشه اي اين معضل مي تواند مفيد باشد.
مي گويم: كاري هست كه «كارساز» باشد؟
مي گويد: ان شاء ا...! ببينيد يكي از اين مباحث مهم، بحث شيميايي هاست. هر كسي در منطقه آلوده بوده و كار هم نداريم شيميايي شده يا نه، فقط يك تأييديه از يگان خود داشته باشد او را براي تست شيميايي مي فرستيم؛ پوست، چشم، ريه و به تناسب پاسخ مثبت اين تستها و آن ميزان آلودگي اعضاي بدن نفر، درصدي تعيين مي شود كه حق و حقوق آنها ادا مي شود.
مي پرسم: چه حق و حقوقي، توضيح مي دهيد؟
مي گويد: به ميزان درصد بستگي دارد.
ما در ارتش سه بند داريم:
«بند الف»؛ كه يك هديه ايثار به آنها تقديم مي شود و زمينه معرفي آنها به بنياد شهيد و امور ايثارگران فراهم مي شود و اگر اين درصد به بند «ج» برسد حقوق بگير شده و دفترچه بيمه مي گيرند. اكنون مشغول رساندن اين مرحله به 10 درصد هستيم كه يك مستمري مختصري به اينها داده شود. هر چند اندك است، ولي باز كمكي به آنهاست. البته بدون بيمه!
بند «ب»؛ اين افراد از نظر سازمان ذي ربط، از كار افتاده كلي به شمار مي آيند و اين حالت اشتغال است كه افراد خدمت نمي كنند اما حقوق و مزايا و بازنشستگي يك شاغل را مي گيرند. اين حالت بيشتر شامل جانبازان قطع عضو مي شود.
بند«ج»؛ پرسنل وظيفه ايثارگر حقوق بگير مي شوند و از سازمان بازنشستگي نيروهاي مسلح تا آخر عمر حقوق مي گيرند.
مي پرسم با آن دو قشر بزرگ يعني جانبازان شيميايي و اعصاب و روان چه خواهيد كرد؟
مي گويد: ما حدود بيش از يك ميليون سرباز وظيفه اعزامي به جبهه داشتيم. فقط سرباز! حالا پرسنل كادر بماند؛ خب اگر احياناً اين راه باز شود يك تصميم كشوري بايد گرفته شود. اين افراد هيچ گونه سندي براي احراز جانبازي ندارند.
مي گويم: جناب سرهنگ، به نظر شما براي گرفتن اين تصميم خيلي دير نيست؟
رئيس امور ايثارگران ارتش مي گويد: بايد اين را از مسؤولان كشور پرسيد.
به هر حال داستان اين طوري به دست ما رسيده. ما كسي را محكوم نمي كنيم و اميدواريم بتوانيم كارهاي انجام نشده را انجام دهيم.
سرهنگ جعفري در ادامه صحبت هايش به امكاناتي كه شامل حال كاركنان پايور و كادر مي شود اشاره مي كند و مي گويد: تلاش ما در حال حاضر براي همين گروه است كه حداقل براي آنها كه از ابتداي جنگ تا اول قطعنامه يعني 9 سال كامل جنگ را در جبهه ها بودند، حتي سالهاي متمادي بعد از آتش بس، كاري انجام دهيم.
(البته حتماً مي دانيد كه ما هنوز در حالت آتش بس قرار داريم). قرار است براي پرسنل كادر، در سال آخر خدمتشان به واسطه اديومتري گوش، يك كميسيون پزشكي تشكيل دهيم و درصد جانبازي به آنها بدهيم.
رسيدگي درماني، دفترچه بيمه و ... مثل بقيه است و اين موضوع فقط جهت آسيبي است كه از ناحيه گوش در جبهه ديده اند و يا روزهاي زيادي كه در جبهه بوده اند تا حق و حقوقي براي اينها اعمال شود. بنابراين موافقت شده تمام كاركنان كادر كه در جبهه و منطقه عمليات بوده اند با احراز جانبازي بازنشسته شوند.
مي گويم: اين مسأله اجرا مي شود يا...؟
با تأكيد زيادي مي گويد: اين موضوع قطعي است و اجرا خواهد شد.
مي گويم: حالا حق و حقوقي كه به اينها تعلق مي گيرد قابل هست يا نه؟
سرهنگ بي درنگ پاسخ مي دهد: نسبتاً مناسب است و شامل ارشديت، برخي فاكتورهاي فيش حقوقي كه كسر نمي شود و يك ارتقاي تحصيلي بالاتر براي آنها مي باشد. هر چند قابل نيست، ولي...!
مي گويم: به هر حال از هيچي بهتر است...
مي خندد و مي گويد: همين كم را هم ما تلاش مي كنيم تا راهي پيدا كنيم كه براي كاركنان وظيفه هم تعميم بدهيم.
مي گويم: جناب سرهنگ! اين افراد از مسيري كه در ارتش مي گذرانند كمتر گله دارند؛ گله آنها بيشتر از كميسيون بنياد شهيد است كه درصد ارتش را صفر اعلام مي كند؟!
مي گويد: اين ذهنيت براي همه هست. من بايد توضيح بدهم كه در ارتش سقف جانبازي 100 درصد است.
اما در بنياد 70 درصد است. براي همين هم اين مشكل به وجود مي آيد.
مي گويم: براي هماهنگي هيچ كاري انجام نداده ايد؟
مي گويد: چرا! رايزني هايي انجام شده؛ موافقتهاي اوليه اش هم هست، اما عملاً هنوز اجرا نشده است.
اميدواريم امسال اجرايي شود. من به يقين اين را مي گويم كه همه دست اندركاران و مسؤولان، بسيج شده اند كه راه حل مناسبي براي احقاق حق اين عزيزان پيدا كنند تا در اسرع وقت مشكلات برطرف شود.
از جناب سرهنگ تشكر مي كنم و مي گويم، من ديگر سؤال خاصي ندارم؟
سرهنگ جعفري مي گويد: خوب است به اين قضيه اشاره كنم كه آزادگان وقتي از اسارت بازگشتند با تشخيص كميسيون پزشكي دو دسته شدند؛ دسته اول بنا برسالهاي اسارت و ضايعات وارده كه ضايعات قابل تشخيص بودند، بند «الف» يا «ج» شدند و بدين ترتيب بيش از 90 درصد آزادگان، جانبازان 25 درصد به بالاي بنياد شهيد هستند و چون شاغل شدند از بنياد حقوقي نمي گيرند. بدين ترتيب بين كساني كه شاغل هستند و بند «الف» بودند و از ارتش حقوق نمي گرفتند با كساني كه بند «ج» بودند يك اختلاف حقوقي قابل توجهي وجود داشت.
وي اضافه مي كند: سال گذشته ما فراخوان عمومي داديم كه تمامي آزادگان مراجعه كنند تا بند «الف» آنها به «ج» تبديل شود. حدود 700 نفر از 23 هزار نفر آزاده مراجعه كردند و حقوق بگير شدند و اينها در واقع دو حقوق دريافت مي كنند؛ يكي از جايي كه كار مي كنند و ديگر به واسطه بند «ج» جانبازي و آزادگي، كه قدم بزرگي بود كه براي اينها برداشته شد.
رئيس امور ايثارگران ارتش در پايان گفتگو به يادواره شهداي ارتش در خراسان اشاره مي كند و مي گويد: يادواره اميران و 5 هزار شهيد خراسان يكي از بزرگترين يادواره هاي ارتش در سطح كشور است كه برگزار مي شود. اميدواريم اين يادواره ها فضاي جامعه را معطر به نام شهدا كند و تاريخ پرافتخار دفاع مقدس را در ذهن ها تداعي نمايد.
از سرهنگ جعفري كه خداحافظي مي كنم مي گويد: اما يك گله اي هست كه دوست دارم حتماً منعكس شود، مي نويسيد؟
مي گويم: مي نويسيم!
مي گويد: تمايزات در قوانين قابل تعمق است. ببينيد اكنون يك بسيجي رزمنده با 6 ماه حضور در جبهه طبق قانون مصوب مجلس رزمنده شمرده مي شود كه با حق و حقوقي كه در قانون وجود دارد مثل سهميه رزمندگان و بحث كنكور امتيازاتي به آنها تعلق مي گيرد و اين حق هم هست و بسيار عالي است، اما اين دليل نمي شود كه سربازي كه 24 ماه خدمت ضرورت در جبهه و 6 ماه خدمت احتياط، يعني 30 ماه در خط مقدم جبهه جنگيده و پرسنل كادري كه اغلب تا 70 يا 80 و گاهي 100 ماه به بالا جبهه دارند رزمنده شمرده نشوند! اين را همه مي دانند كه هيچ كس به اجبار به جبهه نرفت. از ميان سربازان و كادر كساني بودند كه خواستند و نرفتند.
حرف من اين است كه اگر كسي با 6 ماه حضور داوطلبانه «در جبهه رزمنده» شمرده مي شود حداقل 60 ماه خدمت موظف سازماني يك نظامي را هم ملاك قرار دهد و او را رزمنده به شمار آورند يا 30 ماه خدمت وظيفه يك سرباز را! اين حركت، گام مهمي خواهد بود تا به همه جوانان نشان بدهيم تلاششان را ارج مي نهيم تا در زمان بحران با علاقه بيشتري از سرزمين و كيان خود محافظت كنند.

  


سيد مهدي هاشمي خبرنگار جنگ و رئيس روابط عمومي لشكر 77 
و قرارگاه شمال شرق كشور ؛ صندوقچه خاطرات جنگ

 

پنجره اتاق رو به باغ است و چشم انداز سبز و وسيعي دارد. رئيس روابط عمومي لشكر 77 و قرارگاه شمال شرق كشور را در اين اتاق



در پادگان ثامن الائمه(ع) ملاقات مي كنيم. آن هم در روزهايي كه همه دارند براي بزرگداشت روز خبرنگار، آماده مي شوند.
مي گويد: «در عمليات رمضان، ملائك انگشت كوچيكه ما را گرفتند، انگشت كوچيكه قطع شد و ما مونديم»! و بعد از ته دل مي خندد!
سروان جانباز سيد مهدي هاشمي از سال 59 در خدمت ارتش جمهوري اسلامي ايران است.
او از سال 60 تا پايان جنگ در گردان مهندسي در عملياتهاي مختلف و مشاغل گوناگون افتخار حضور داشته و از سال 64 در عقيدتي سياسي به عنوان خبرنگار، عكاس و فيلمبردار جنگ فعاليت كرده و 7 سالي هست كه عهده دار مسؤوليت روابط عمومي لشكر شده است.
به قول خودش «صندوقچه خاطرات» است و ما مي خواهيم درباره وظايف روابط عمومي لشكر 77 با او گفتگو كنيم هر چند هاشمي دوست دارد به مناسبت روز خبرنگار بيشتر از روزهاي خبرنگاري در جنگ سخن بگويد، بنابراين بي مقدمه مي گويد: من دوره خبرنگاري و خبرنويسي و گزارشگري را در مركز اطلاعات اداره ارشاد گذراندم. حدود سه سال است اداره عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران خبرنگارهاي ارتش را ارزيابي مي كند و از وقتي اين ارزيابي شروع شده است روابط عمومي لشكر 77 به عنوان روابط عمومي برتر در هر سال انتخاب شده و حقير هم به عنوان خبرنگار نمونه نيروي زميني انتخاب شده ام.
* وظيفه خبرنگار در ارتش مثل وظايف ديگر خبرنگارهاست؟
** بله، ولي با ويژگيهاي خاص.
* چه ويژگيهايي؟
** خبرنگار ارتش اول يك سرباز است، بعد يك خبرنگار. يك خبرنگار ارتش خط قرمزهاي بيشتري دارد و با توجه به آنها بايد فعاليت كند.
* از وظايف خبرنگار ارتش بگوييد؟
** انعكاس فعاليتهاي يگانهاي مربوط در رسانه هاي جمعي و خبرسازي در ارتباط با مسائلي كه هست. وظيفه ديگر خبرنگار ارتش دادن روحيه به ديگر رسانه هاي جمعي و دادن نشاط به جامعه است.
* اين خبرنگار در زمان جنگ چه كارهايي را انجام مي داد؟
** كار خبرنگار ارتش در زمان جنگ بسيار حساس مي شود. انعكاس فعاليتهاي يگانها در جبهه و پل ارتباطي بين مردم و يگانها از مهمترين مسؤوليت هاست.
* اگر ممكن است مثالي بزنيد؟
** يكي از كارهاي ما در زمان جنگ برنامه «خراسان در جنگ» بود، در اين برنامه پيام سلامتي رزمندگان به خانواده هايشان مي رسيد، براي تهيه اين برنامه به نقاط صعب العبور عملياتي مي رفتيم و در خدمت رزمندگان خط مقدم بوديم. حتي در جاهايي مجبور بوديم آهسته صحبت كنيم، زيرا خيلي به دشمن نزديك بوديم. يك رزمنده وقتي حس مي كرد در آن موقعيت يكي آمده و با او مصاحبه مي كند و پيام سلامتي اش را به خانواده اش مي رساند روحيه مي گرفت.
* در ارتش، مشاغل گردش دارد. اين گردش شامل خبرنگار ارتش هم مي شود؟
** خبرنگار در ارتش با دقت و حساسيت زيادي انتخاب مي شود. بايد با دقت آموزش ببيند، اما به لحاظ حساسيت كار خبرنگاري از اين گردش مشاغل معاف است.
* كارهاي مهمي كه در دوران دفاع مقدس انجام داديد؟
** آن زمان در بخش سمعي- بصري بودم و همان طور كه گفتم برنامه «خراسان در جنگ» را تهيه مي كرديم. خاطرم هست، آقاي ملك رابط ما در مشهد بود. من خبر را مي رساندم و او به صدا و سيما مي برد. يك بار گفت چكار كردي؟! راديو گفته حتماً بايد به اينجا بيايي. دلم فرو ريخت، گفتم نكند دسته گلي به آب داده ام. با خودم گفتم بابا من كه تجربه كافي ندارم، اما وقتي رفتم راديو، آقاي پيرتن كه دستيار توليد برنامه بود از من پرسيد اين گزارش را چه كسي فرستاده؟ چيزي نگفتم! چون حسابي ترسيده بودم كه يك باره گفت: ما چنين آدمهايي را مي خواهيم. كمي خودم را جمع و جور كردم و گفتم؛ بابا من فكر كردم كار خطايي كرده ام!
سال 64 مصاحبه مي گرفتم و از راديو سراسري ارتش هم گزارش مي دادم. همكاري با راديو ايلام، همكاري با توليد تلويزيون و تهيه فيلم از مناطق عملياتي و...
* متن ها را خودتان مي نوشتيد؟
** بيشتر اوقات بله.
* شيرين ترين گزارشي كه از جبهه داديد و مردم استقبال كردند؟
** يك هفت سين از منطقه گزارش دادم با يك سين از درجات ارتش و رسته هاي مختلف مثل: سرباز از يگان پياده، سرگروهبان از يگان توپخانه، سروان از يگان زرهي، سرگرد از يگان پشتيباني، سرهنگ از يگان مخابرات و... اين گزارش زنده بود و مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
يك بار هم يك گزارش از منطقه سومار دادم؛ آب آن منطقه مشكل داشت و بچه ها بيماري پوستي گرفته بودند.
يگان پشتيباني ما يك حمام در آنجا احداث كرده بود كه خيلي عالي بود. آب گرم و دوش داشت و باعث از بين رفتن ناراحتي هاي پوستي شد. در اين گزارش من با مسؤول ساخت حمام مصاحبه كرده بودم.
* آيا كار شما به عنوان خبرنگار با كار روابط عمومي متفاوت است؟
** خبرنگار هم جزو كادر روابط عمومي است.
* كمي هم در مورد فعاليتهاي روابط عمومي ارتش (لشكر77) بگوييد؟
** برگزاري مراسم در ايام و مناسبتهاي گوناگون، تنظيم برنامه جهت سخنراني فرماندهان در مدارس، دانشگاه ها و كارخانه ها، پرسش و پاسخ جوانان و فرماندهان كه با استقبال گرمي رو به رو شده است، همكاري با رسانه ها، اجراي تئاتر كه در چند مورد برنده هم شده ايم، مشاركت در تهيه فيلمهاي مستند و سينمايي از جمله فعاليتهاي روابط عمومي است.
* در اعزام راهيان نور روابط عمومي ارتش هم نقش دارد؟
** اعزام راوي. برگزاري نمايشگاه در مناطق جنوب و غرب كه 8 سال متمادي است ما در اين نمايشگاه حضور داريم و در ميان 48 نمايشگاه ارتش نمايشگاه برتر معرفي شده ايم. و بسياري فعاليتهاي ديگر كه در معرفي ارتش و لشكر بسيار مؤثر بوده است. برنامه مسابقات قرآني و انعكاس آنها هم بخشي از فعاليتها بوده است.
* چه پيشنهادي براي انعكاس نقش ارتش در كردستان و 8 سال دفاع مقدس داريد؟
** حضور ارتش در دفاع مقدس قبل از شروع جنگ تحميلي بود. يگانهاي لشكر 77 قبل از شروع جنگ در قائله تركمن صحرا و كردستان وارد شدند و در واقع بخش عمده اي از يگانهاي ما قبل از شروع جنگ در آن مناطق مستقر بودند و شهداي زيادي را هم تقديم كردند.
اما در مورد انعكاس فعاليتهاي ارتش در دفاع مقدس نظرم اين است كه بايد راست گفت و اين معني اش آن نيست كه تاكنون راست نگفته ايم؛ منظور اين است كه تاريخ آن طور كه اتفاق افتاده گفته شود تا براي نسل امروز كه جنگ را نديده اند قابل لمس باشد.
در تبليغات دفاع مقدس بايد از اسطوره پردازي بپرهيزيم. بايد نمونه هاي عيني و واقعي ساخت كه بسيار هم وجود دارد.
مثال ديگر اينكه ما در جنگ، معجزات زيادي را شاهد بوديم و با تمام وجود آنها را حس كرديم. امروز بايد زبان بيان اين معجزات را كشف و به جوانان منتقل كنيم و اين موضوع را نبايد مستقيم بيان كرد تا پاسخ معكوس بدهد.
* و حرف آخر...
** روابط عمومي پل ارتباطي بين مردم و يگانهاي ارتش است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com