تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 19مرداد ماه 1387

[ فرهنگي ]
 * مهدويت محور انسجام اسلامي
 * انقلاب مشروطه و نسبت فرهنگ ايراني- اسلامي با فرهنگ غرب ؛
مشروطيت چه نيست؟
 * با حضور علامه فضل ا... ؛ مجمع اهل بيت(ع) در لبنان افتتاح مي شود
 * آيةا... نوري همداني: مصيبتهاي مسلمانان به دليل دوري از امامت است
 * آيةا... يزدي: تفكر قرآني راه نجات انسان از دنياي مادي است
 * نگاهي به مقاله «آيا مصنوعات سياست دارند؟» ؛ سرشت فناوري و هنجارهاي سياسي
 * با حضور حجةالاسلام دكتر خسروپناه؛
كارگاه آموزشي «جريان شناسي فكري ايران معاصر» برگزار مي شود
 * رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز خبر داد ؛
توليد ماهانه هزار مقاله در كشور
 * اهداي تنديس مهدي ياران از سوي رئيس جمهور به خبرنگار مهدوي برتر

مهدويت محور انسجام اسلامي

 

در اين نوشتار هدف آن است كه بدانيم با بررسي و تحقيق در متون اسلامي و نظريات دانشمندان اسلامي مي توان موضوعي به نام



«مهدويت» را به عنوان يك عقيده همگاني مسلمانان تلقي كرد و از آن به عنوان اعتقاد اسلامي و پذيرفته شده در بين مسلمانان نام برد؟
در صورتي كه همگاني و عمومي تلقي شود، مهدويت ارتباط مستقيم با انسجام مسلمانان پيدا خواهد كرد؟ و يك نگاه تازه براي انديشمندان خواهد بود؟ آيا مي شود در اثر اين نگاه شيوه اي جديد براي نزديك شدن طوايف مذهبي اختراع كرد و امت اسلام را در اين عقيده متحد و منسجم ساخت؟
با توجه به اهميت مسأله اتحاد و وحدت امت اسلامي و براي نشر فرهنگ انديشه اتحاد و انسجام مذاهب مختلف، بايد از باورهاي مشترك بين مسلمانان استفاده شود و از اعتقاداتي كه به تقابل و درگيري افكار منجر شود، پرهيز كرد. ابتدا مهدويت را به دو صورت مورد بررسي قرار مي دهيم: نخست اعتقاد به مهدويت به مذهب اماميه مربوط است و در مذاهب ديگر اعتبار ندارد. دوم مسأله مهدويت اعتقاد خاص باور شيعي نيست، بلكه اسلامي است و در اهل سنت نيز معتبر و مورد احترام است.
معلوم است كه در صورت اول نمي توان به عنوان اعتقاد مسلمانان از آن نام برد؛ حال آنكه چنين موردي محلي براي تحقيق و بررسي ندارد و عامه و خاصه در اصل مهدويت ايمان دارند و به آن معتقدند.
از اين رو، يكي از مباحثي كه انديشه هاي اعتقادي مذاهب را به هم پيوند مي دهد، بخصوص مذهب سنت و تشيع، مبحث مهدويت است و اگر در تبليغ آن به شيوه اي كه تقريب نظريه را همراه داشته باشد، اقدام شود؛ راهكاري مفيد براي انسجام امت اسلامي پديدار خواهد شد.
براي روشن شدن مطلب، هر يك از نظريات را در متون اسلامي بررسي و تفاوت و پيامد آن را نيز كشف مي كنيم: تحقيق مطلب در دو بخش قابل جستجوست؛ بخش اول صرفاً اعتقادي و نظري است، بدين معنا كه نوع نظر و اعتقاد نسبت به مهدويت دو ديدگاه را توضيح دهيم.
بخش دوم، جنبه رفتاري اين اعتقاد است كه پس از پذيرش معتقدات راجع به مهدويت، چه وظايفي را در رفتارشان اعمال مي كنند و يا اينكه اساساً موضوع مهدويت اثر رفتاري و تكليفي هم به دنبال دارد يا خير.
***
* نظريه شيعه اماميه
شيعه معتقد است از آيات و روايات و اقوال علما و رجال دين شناسي اسلام در گذشته و حال به دست مي آيد كه جهان بدون حجت الهي نيست. چنانكه علي(ع) درباره ضرورت وجود امام در ميان انسانها و چگونگي اين حضور مي فرمايد: هرگز زمين، از قيام كننده اي با حجت و دليل، خالي نمي ماند، خواه ظاهر و آشكار باشد، خواه بيمناك و پنهان، تا دلايل و اسناد روشن الهي از بين نرود و به فراموشي نگرايد.
مطابق همين مضمون، نامه اي از امام زمان (عج) به عثمان بن سعيد عمري نايب خاص آن حضرت نقل شده است: زمين خالي از حجت نيست؛ چه آنكه آشكار باشد يا پنهان.
مقصود از اين حجت امام معصوم(ع) است و جهان محتاج چنين حجتي است. در اين زمينه، روايتهاي متعددي وجود دارد كه دال بر تواتر و صحت مطلب است.
در حقيقت، جهان محتاج به حجج الهي است كه با استدلال حصر عقلي و امكان تصور آن سه چيز است كه عنوان حجيت را پيدا مي كند.
1- عقل
2- قرآن
3- امام معصوم(ع)
هر كدام اينها براي ثبات و هدايت جهان لازم و ضروري هستند و ادله معقول و منقول دارد كه در جايگاه خودش قابل بحث و بررسي است و حتي نمي توان به يكي از آنها اكتفا كرد، بلكه اعتبار آنها با وجود حجيت بعدي ساقط نمي گردد. از ديدگاه مذهب شيعه، امام معصوم(ع) حاضر در عصر كنوني وجود ندارد و ادعايي نيست كه شخصي خود را به عنوان رهبر معصوم و حجت خدا معرفي كند. اگر عنوان رهبري يا مجتهد و مفتي و امام را در برخي افراد مي بينيم كه در جايگاه علمي و مقام بلند هستند و داراي وظايفي هستند كه بر دوش ديگران نيست، براساس نيابت از معصوم و به عنوان مبلغ و مجري احكام الهي قلمداد مي شود، نه اينكه رتبه آنها في ذاته حجت در ميان مردم باشد.
در جهان موجود، امام معصوم، همان امام غايب است كه بنا بر مصلحت و حكمت خداوند، از ديدگان مخفي است و تشرف و متابعت حضوري از ايشان براي عموم امكان پذير نيست.
روايات كثيره وجود دارد كه محققان شيعي در كتابهاي معتبر به آن استناد كرده اند و بالغ بر 657 حديث است كه به تواتر نقل شده و ما نمونه اي از مستندات را يادآور مي شويم.
1- پيامبر(ص) در آخر الزمان مردي خروج مي كند كه از فرزندان من است. اسم او مثل اسم من است و كنيه او مثل كنيه من است، زمين را از عدل لبريز مي كند، همان گونه كه از ظلم پر شده است. اين شخص همان مهدي است.
2 - پيامبر(ص) عمر دنيا به پايان نمي رسد مگر اينكه قيام كند از امت من، مردي كه از تبار حسين(ع) است. فراگير مي كند زمين را از عدل، همچنانكه از ظلم فراگير شده است.
براساس رواياتي كه از ائمه معصومين(ع) نقل شده، راجع به فردي كه رسول اكرم(ص) او را به عنوان منجي و از تبار خانواده خودش معرفي نموده و مردم را در انتظار ظهورش وعده داده است، وجود مقدس فرزند امام حسن عسكري(ع) است.
وي در سال 255 ه.ق در پانزدهم شعبان المعظم به صورت مخفيانه به دنيا آمد و بدون شك آنچه از كتاب و سنن و تفاسير دانشمندان شيعي به دست مي آيد، تنها مصداق مبرز و مستدل وجود حجت بن الحسن العسكري(ع) است كه دوازدهمين فرزند فاطمه زهرا(س) دخت خاتم المرسلين است.
واضح تر از آن، احاديث ديگري نيز به نقل از ابن عباس و جابربن عبدا... انصاري كه حديث نبوي شمرده مي شود وجود دارد كه حضرت يكايك اوصياي بعد از خودش را نام برده و به اسم حضرت مهدي(عج) كه فرزند يازدهمين امام(ع) است، تصريح مي نمايد و او را صاحب الزمان خوانده كه پس از ظهور، زمين را پر از عدل و قسط مي كند.
رواياتي از آيات قرآن كريم نيز براي اثبات وجود امام در عصر غيبت استفاده شده است. برخي از محققان تعداد آن را حدود 200 آيه دانسته اند. مرحوم علامه مجلسي تعداد زيادي از اين آيات را در «بحارالانوار» جمع آوري نموده است. از جمله آياتي كه اكثر نظر محققان را جلب نموده، آيات زير است:
«همانا بعد از ذكر تورات در «زبور» نوشتيم يقيناً بندگان شايسته ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد، در اين ابلاغ روشني است براي گروه عبادت كنندگان» آيات قرآن خبر از يك حكومت عدل جهاني در سايه ايمان مي دهد، تعيين مصداق اين آيات منوط به رجوع به معلوماتي است كه از علم اهل بيت(ع) امكان پذير است و متقن ترين نتايج كه در تحليلات اين آيات به كمك روايات هست، دلالت آن بر وجود حجت بن الحسن العسكري(ع) است:
او كسي است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا آن را براي همه آيين ها غالب گرداند، و هرچند مشركان كراهت داشته باشند.
«اراده مي كنيم كه بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.»
با اين تفاصيل، از نظر شيعه موضوع مهدويت امري مسلم بوده و زمان ولادت و غيبت آن با شواهد و اخبار صحيح اعلام گرديده و حتي زمان ظهورش كه با علايم مستند و مستدل همراه است، مشخص گرديده و معتقدان آن با اتقان كامل منتظر آن وعده الهي هستند.

* نظريه اهل سنت
اعتقاد به ظهور مصلح كه نامش مهدي(عج) و از اولاد پيامبر اسلام(ص) است، مورد اتفاق همه فرقه هاي اسلامي است. در كتاب «عون المعبود» (شرح كتاب سنن ابي داوود) آمده است:
بدان كه در طول اعصار، مشهور بين همه اهل اسلام، اين است كه حتماً در آخرالزمان مردي از اهل بيت(ع) ظهور مي كند كه دين را ياري و عدل را آشكار مي كند... نامش مهدي است، و عيسي بعد از مهدي يا همزمان با مهدي، نزول و او را در كشتن دجال ياري، و در نماز با او اقتدا مي كند.
احاديث مربوط به مهدي (عج) را عده اي از بزرگان اهل سنت آورده اند، از آن جمله ابي داوود، ترمذي، ابن ماجه، حاكم، طبراني، ابويعلي. سند اين احاديث برخي صحيح و برخي ديگر ضعيف است.
بيشترين مباحث مهدويت از نظر اهل سنت، براساس منابع سنت و اقوال محققان آنهاست. به اختصار، به چند حديث مهم از نقل كتابهاي معتبر آنان مي پردازيم.
پيامبر(ص):دنيا به پايان نمي رسد مگر آنكه مردي از اهل بيت من كه همنام من است، مالك جهان عرب شود.
عبدا... بن سعود از پيامبر(ص) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود: اگر از دنيا فقط يك روز باقي بماند، خداوند آن روز را طولاني مي كند تا در آن روز مردي از من يا اهل بيت من مبعوث شود و زمين را پر از عدل و قسط كند. همان گونه كه از ظلم و جور پرشده بود.
عقيده به مهدويت، ريشه بنيادي در اسلام دارد. تنها مكتبي كه معرف كامل آن است و مسأله انتظار و نجات بشريت را از جهل و ظلم به طور كامل براساس تمدن و فرهنگ جهان تفسير مي كند، دو مذهب جهان اسلامي يعني اماميه و اهل سنت هستند كه پيكره اصلي مكتب اسلام را در جهان تشكيل مي دهند و نام اسلام و قرآن با اين دو مذهب در جهان معرفي مي شود. سزاوار است تفاوتهاي اعتقادي آنها روز به روز به تقريب و وحدت عقايد تبديل گردد.
يكي از عوامل مفيد براي اعتلاي كلمه اسلام، موضوعي به نام اتحاد و انسجام است. با توجه به اينكه تعاليم اسلام گسترده و جاوداني است و محدوديت در تاريخ و مقاطع زماني ندارد، طبيعي است كه مسائل جزئي و كلي آن متفاوت نشر پيدا مي كند. در نتيجه جامعه بدون اختلاف را نخواهد داشت.
براي اينكه اسلام در جهان از قدرت مدني و بانفوذ برخوردار شود، همت محققان و مسلمانان متدين آن بايد جلو نشر اكاذيب و افترا و تهمت و نفاق را بگيرد.
بهترين عامل و گزينه مثبت براي رفع اكاذيب، اعلان اتحاد و انسجام است. تفسير اسلام از انسجام يعني مرور مجدد اهل نظر با حفظ ديدگاه علمي براي پاسخ دادن به چراها؟
انسجام يعني استقبال از همگرايي و رسيدن به وحدت نظر، انسجام يعني مخالفت با جدايي و اختناق و خصومت و انسجام واقعي آن كه هريك از نظريات آن گونه كه وجود دارد، در جامعه اسلامي بيان شود و مبلغان هر يك از مذاهب موظف به بيان آرا و نظريات فرق باشند، از جعل مطالب با تحليلات ذهني اجتناب نمايند و مطالب را بدون استناد به مدرك صحيح، به گروه و شخص نسبت نداده و از هرچيزي كه زمينه تعصب بي جا را براي عقيده دلخواه ايجاد مي كند پرهيز نموده و از عصبانيت مخالف لذت نبرند.
در جهان معاصر، موضوع مهدويت بهترين انتخاب براي زدودن انديشه هاي متضاد و متعصب است. در شرايطي كه جهان به دنبال سركوب اعتقادي اصيل اسلام هستند. ضرورت بس حياتي دارد كه ديدگاه اعتقادي مسلمانان اعم از توحيد، مسأله امامت و نبوت و موضوع حجت در جهان و رجعت و ظهور منجي و در نهايت پرداختن به مباني فلسفي آخرت و معاد، در قالب انديشه فراگير و متقن و عقلاني و شرعي سامان پيدا كند و محوريت كتاب و عقل در انديشه ها زنده گردد.
بايد باور كنيم كه مي توان با حفظ جايگاه استدلال و اتقان به عقيده صحيح بر مبناي اشتراكهايي كه همه مسلمانان راجع به انتظار و مهدويت دارند، گامي در تلفيق و انسجام مسلمين برداشت و اين عقيده را اسلامي و جهاني معرفي نموده و يكصدا و هماهنگ هدايت نويني را براي نجات دادن بشر از ستمگر و طاغوت تدوين كرد.
منابع و مآخذ:
1- قرآن كريم
2- نهج البلاغه
3- شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد
4- بحار الانوار
5- كمال الدين
6- تاريخ زندگي مهدي(عج)
7- مسند احمد
8- سنن ابي داوود به نقل از سايت سازمان تبليغات اسلامي
*حبيب ا... متقي

  


انقلاب مشروطه و نسبت فرهنگ ايراني- اسلامي با فرهنگ غرب ؛
مشروطيت چه نيست؟

 

* حسين فرزانه

* اشاره: مردادماه هر سال يادآور سالگرد فرمان صدور مشروطيت و آغاز جنبش عظيم مشروطه خواهي در ايران زمين است. بسياري



از اين رخداد در كنار دو رخداد ديگر يعني ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي، به عنوان مهمترين تحولات يكصد سال اخير كشورمان ياد مي كنند. ما هنوز محتاجيم كه به اين رخدادهاي مهم ايران معاصر نظر و سعي كنيم آنها را از منظرهايي جدي تر و تحليلي تر، عيارسنجي كنيم.

* پرسشهاي انقلاب مشروطيت
انقلاب مشروطيت، رويدادي است كه در جواب به رابطه اي كه فرهنگ ايراني- اسلامي ما با مغرب زمين پيدا كرده بود، رخ داد. اين رابطه، تقريباً از دوره صفويه در ايران آغاز شده بود. جنگهايي كه ايرانيان در آن زمان با تركان داشتند، تعارض ميان فرهنگ غرب را با فرهنگ ما به خوبي نشان مي داد. تركان در آن جنگها از سلاحهايي استفاده مي كردند كه ما بهره اي از آنها نداشتيم و همين امر، باعث مي شود نخبگان ايراني به پرسش از غرب برسند.
برخي از مكتوباتي كه در اين زمينه نگاشته مي شوند، مانند اثر معروف «رساله صناعيه» ميرفندرسكي هم اين تأملات را به خوبي نشان مي دهند. در دوره قاجار و هنگامي كه ايران زمين شكستهايي پي در پي را از روسها مي پذيرد، اين فاصله بهتر و بيشتر خود را نشان مي دهد. به همين دليل، به نظر عده اي، انقلاب مشروطيت را مي توان بر مبناي رابطه اي كه فرهنگ ما با غرب مي خواهد داشته باشد، سنجيد. البته، برخي اذعان دارند كه جريان كلي مشروطيت، پذيرش مطلق مؤلفه هاي مختلف جامعه غربي بوده است، اما در اين رويكرد مي توان با ترديدهايي هم مواجه بود.
با همه اينها، در يك نكته ترديدي نيست و آن اينكه فرهنگ ايراني- اسلامي ما تحولي را در همه وجوه و شؤون خود حس كرد و خواهان تغيير بود. كم كم كه اين انقلاب مراحل بيشتري را به خود ديد، مشخص شد كه پرسش فرهنگي ما هرچند «غرب چيست؟» و «مدرنيته چيست؟» بوده است، اما در يك سطح عميق تر نسبت فرهنگ ما با فرهنگ غرب مسأله اصلي ما قلمداد مي شده است. اينكه «نسبت دين و مدرنيته چيست؟» «مشروطيت و مشروعيت چگونه قابل جمع هستند؟» «چگونه مي توان هم از دستاوردهاي غربي استفاده كرد و هم سنتهاي نيكو و ناب را حفظ كرد؟» «جامعه ديني و جامعه مدني چه اشتراكها و تفاوتهايي با هم دارند؟» و «حقوق بشر با تكاليف ديني چگونه سازگار هستند؟» برخي پرسشها هستند كه از متون و كتب آن دوره مي توان بيرون كشيد.
نكته جالب اينجاست كه اين پرسشها هنوز هم پرسشهاي ما باقي مانده اند و جامعه ايران در ابتداي سده بيست و يكم، اين مسائل را با خون و گوشت و پوست خود در همه ابعادش احساس مي كند. به تعبير ديگر، با انقلاب مشروطيت گفتماني در فضاي فرهنگي ما باز شد كه هنوز هم اين گفتمان به راه و مسير خود ادامه مي دهد.
* انقلاب مشروطيت و بومي كردن تفكر
بومي كردن تفكر اصلاً بدان معنا نيست كه ما در را به روي معارفي كه در مغرب زمين توليد مي شوند، ببنديم. سخن بر سر اين است كه ما در درياي بيكران دانش، ناگزير از انتخاب و گزينش هستيم و چه بهتر كه اين گزينش مبتني بر دغدغه ها و مسائل بومي مان صورت گيرد. به نظر مي رسد، گفتماني كه انقلاب مشروطيت در مقابل ما گشوده است و اين گفتمان حتي انقلاب اسلامي را هم در بر مي گيرد، مي تواند برخي از مسائل و پرسشهايي كه ما بايد درپيگيريم و معارفي را كه بايد گزينش كنيم، مشخص كند.با اين حال، اين امر اصلاً به معناي آن نيست كه بخواهيم دريچه نگاهمان را بر معارف و شناخته ها و علوم مختلف ببنديم. بلكه بايد معارفي را كه به ما مدد مي رسانند به كار گرفت تا از اين منظومه پر آشوب به سلامت گذر كرد. به نظر مي رسد، در پرتو اين مسائل مي توانيم حتي تعريفي جديد از بومي شدن ارائه كنيم. بومي شدن در اينجا، مي تواند پل ميان مسائل بومي و مسائل تجدد باشد.

* تاريخ نگاري انقلاب مشروطيت در ابهام
ضعف مفرطي كه در گروه هاي علوم انساني در ايران زمين وجود دارد، باعث شده رشته تاريخ هم در دانشگاه هاي ما وضعيت مساعدي نداشته باشد. به همين دليل، در زمينه تاريخ نگاري و فلسفه تاريخ با ضعفهاي بسياري روبرو هستيم. در اين ميان، در حوزه انقلاب مشروطيت هم كاري جالب و قابل تحسين صورت نداده ايم. برخي از كارهاي جالب در اين عرصه را مورخان غيرايراني انجام داده اند كه آنها هم بايد تكميل و اصلاح شوند. تا نتوانيم تصويري درست و نزديك به واقع از تحولاتي كه در صد سال گذشته، قبل، هنگام و بعد از مشروطيت رخ داده اند داشته باشيم كه نمي توانيم در صدد تصحيح و تعديل آن تصويرها برآييم.
متأسفانه وضعيت تاريخ نگاري ما در اين عرصه از تنوع فكري به گونه اي تشتت مبدل گشته است. به نظر ما، در اين زمينه بايد طرحهايي تخصصي و ريز را در دست گرفت و آنها را پيش برد. بيشتر كارهايي كه مورخان ما در اين گستره انجام داده اند، طرحهايي كلي و كلان هستند كه بيش و پيش از آنكه چيزي از وضع موجود بگويند، از آرمانها و اهداف آن مورخان سخن مي گويند. بيشتر اين مورخان بدون آنكه اين كار تخصصي را صورت دهند، در صددند در اين گستره، فلسفه پردازي هم بكنند؛ غافل از آنكه راه فلسفه پردازي، مبتني بر داده هاي دقيق و صحيح تاريخي است.به نظر مي رسد وضعيت تاريخ نگاري ما از رخدادهاي مشروطيت چنان اسفناك است كه كارهاي تحليلي و تخصصي صرفاً بايد هدف خود را به نقد كتابها و آثاري اختصاص دهند كه در اين زمينه نگاشته شده اند. پس از نقد اين آثار و زدودن ذهنيتهاي اشتباهي كه به وجود آمده اند، مي توانيم راه دشوار خود را براي فهم دقيق اين رخداد عظيم هموار كنيم. به تعبير ديگر، در موقعيت كنوني اين پرسش كه «انقلاب مشروطيت چه نيست» بر اين پرسش كه «انقلاب مشروطيت چه هست» مرجع است. هنگامي كه اين ابهامها برطرف شوند، مي توانيم به درس گيري و عبرت آموزي از اين پديده بپردازيم.

* انقلاب مشروطيت و دين
انقلاب مشروطيت در صدد برقراري نسبتي ميان سنت و تجدد بود. مهمترين نماد و تجلي سنت در ديار ما «دين» است. به همين جهت مي توان گفت، نسبت ميان دين و تجدد از مهمترين پرسشهاي انقلاب مشروطيت است. به نظر ما، اين نسبت هم مانند پرسشهاي ديگر به ما رسيده است و ما بايد به دقت ابعاد آن را بررسي كنيم. هنگامي كه از نسبت دين و تجدد و يا دين و غرب سخن مي گوييم، بايد ميان چندين نسبت تمايز قايل شويم. گاهي مدنظر ما، نسبتي است كه فقه به عنوان يكي از معارف ديني با حقوق به عنوان يكي از معارف دنياي جديد برقرار مي كند. اين نسبت بسيار مهم است و بسياري از پرسشهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي ما در پرتو آن معنا مي يابد.
گاهي هم مدنظر از اين نسبت، بررسي نسبت ميان اعتقادات ديني با مباني فكري غرب است. عده اي از متفكران معتقدند تمدن غربي، ادامه دهنده تفكرات ديني اديان ابراهيمي است، اما عده اي ديگر اذعان دارند كه اين دو منظومه، مروج دو گونه تفكر و معرفت كاملاً متفاوت هستند. ما بايد اين نسبت را بسيار جدي بگيريم. از سوي ديگر، گاهي مدنظر از اين نسبت، نسبت ميان تمدن اسلامي و تمدن غربي به عنوان دو تمدني است كه در طول تاريخ حضور داشته و تأثير و تأثراتي را هم از يكديگر گرفته اند. در دل اين نسبت است كه ارتباط سياسي ميان تمدن غرب و اسلام شكل مي گيرد، اما اين تعامل تنها بخشي اندك از تعامل ميان اين دو تمدن را شامل مي شود، زيرا نخبگان و متفكران اين دو تمدن هم هميشه در حال گفتگو و مكالمه بايد يكديگر بوده اند. به همين دليل، اشتباه است كه تصور كنيم رابطه اين دو تمدن هميشه بر محور خصومت و دشمني چرخيده است.بنابراين، مشاهده مي كنيم كه حداقل هفت- هشت نسبت مي توان ميان دين و تجدد برقرار كرد كه سرنوشت ما كاملاً با توجه به مواضعي كه در قبال اين نسبتها اتخاذ مي كنيم، رقم مي خورد.

* انقلاب مشروطيت و فرهنگهاي پيراموني
در مورد انقلاب مشروطيت گفته اند كه اين انقلاب، اولين انقلابي در فرهنگهاي جنوب و در كشورهاي آسيايي بود كه در صدد برقراري نسبتي جدي با فرهنگ غرب بود. در هنگامه اي كه اين رخداد به وقوع مي پيوندد، هيچ يك از فرهنگهاي آسيايي با پرسشهايي كه ما كم و بيش با آنها روبرو بوده ايم، مواجه نبوده اند. پس از اين انقلاب است كه آنها هم با پديده غرب رويارويي هايي داشته اند. بنابراين، ما نه تنها بايد تاريخ 100 ساله انقلاب مشروطيت را بررسي كنيم، بلكه بايد از تجربيات ديگر فرهنگها در مواجهه با غرب هم استفاده كافي را ببريم. پرسش «نسبت فرهنگ ايراني- اسلامي با فرهنگ غرب» مهمترين پرسش ماست و كه نيازمند هم و غم جدي و همه جانبه براي ارائه جوابي درست و موجه است. در اين ميان، پرهيز از تجربيات ديگر فرهنگها در اين زمينه، شرط عقل نيست.
البته؛ جواب جدي به اين پرسش يك شبه رخ نخواهد داد. يكي از بزرگترين مشكلات روشنفكران و نخبگان ما در 100 سال اخير و پس از انقلاب مشروطيت اين بوده كه تصور مي كرده اند بايد به سرعت جوابي به رابطه با فرهنگ غرب و عالم تجدد بدهند؛ غافل از آنكه اين جواب پس از فهم دقيق صورت مسأله و تأمل ژرف بر ابعاد مختلف آن صورت خواهد گرفت. علاوه بر اين، هر جوابي برخي جراحتها و مشكلات را هم به همراه خواهد داشت. به همين دليل نبايد تصور كنيم كه يك راه حل كلي براي اين مسأله وجود دارد كه بدون هرگونه تعارض و آسيبي راه را به ما نشان مي دهد. از سوي ديگر، رويكردي كه اين مسأله را بدون راه حل مي داند نيز به كلي اشتباه است. هر مسأله اي سرانجام راه حلي براي خود دارد و فرهنگ ما هم مي تواند با اتخاذ موضعي منطقي و موجه، از اين مسير دشوار به سلامت عبور كند.

  


با حضور علامه فضل ا... ؛ مجمع اهل بيت(ع) در لبنان افتتاح مي شود

 

مجمع اهل بيت(ع) با حمايت و حضور شيخ محمد حسين فضل ا... از علماي برجسته لبنان عصر امروز افتتاح مي شود.
به گزارش مهر، مجمع اهل بيت(ع) شامل حسينيه، مسجد با دو سالن براي مردان و زنان است كه مهندسان و كارشناسان معماري اسلامي آن را ساخته اند.
اين طرح ديني و فرهنگي در شهر ثور لبنان با هدف اهتمام به امور مسلمانان و توجه به ائمه، اجرا شده است.

  


آيةا... نوري همداني: مصيبتهاي مسلمانان به دليل دوري از امامت است

 

حضرت آيةا... نوري همداني در جمع مسؤولان برگزاري همايش دكترين مهدويت گفت: كشورهاي غربي با مطرح كردن مسأله



جهاني سازي، سعي دارند افكار و عقايد ديگر كشورها رادر تئوريهاي خود ذوب كنند و دنبال حاكم كردن مباني فكري خود در جامعه هستند.
به گزارش رسا، حضرت آيةا... حسين نوري همداني از مراجع تقليد، «امامت» را از مهمترين مسائل اسلام و تشيع دانست و گفت: تمام مصيبتهايي كه بر سر مسلمانان در اعصار گذشته آمده، به سبب دوري و انحراف آنها از امامت بوده است.وي در ادامه افزود: پياده كردن و اجرايي شدن معارف بلند اسلامي در جامعه، متوقف به وجود امامت است.
اين مرجع تقليد با بيان اين  كه مهمترين بعد مهدويت، بعد حكومتي و سياسي آن است، اظهار داشت: از ابعاد حكومتي امام عصر(عج) انسان سازي و جهاني سازي است.
مدرس خارج فقه حوزه علميه قم، ساختن يك جامعه انساني بر مبناي عدل و انصاف را نوعي جهاني سازي امام زمان(عج) عنوان و خاطرنشان كرد: بر اساس روايات، جهان قبل از ظهور، جهاني پر از شرك و ظلم است و امام زمان(عج) پس از ظهور، عدل را به معناي واقعي در زمين گسترش داده و با انسان سازي، حكومت واحد اسلامي را برپا مي كند.وي بيان داشت: همه ما بايد منتظر ظهور منجي عالم بشريت باشيم و با برپايي برنامه هاي گسترده، در راه شناخت و شناساندن ايشان تلاش كرده و مفاهيم عصر غيبت و ظهور را براي همگان تبيين كنيم.
گفتني است، همايش مهدويت در دو روز، 24 و  25 مردادماه سال جاري در تهران، سالن اجلاس سران برگزار مي شود .

  


آيةا... يزدي: تفكر قرآني راه نجات انسان از دنياي مادي است

 

رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم بر اهتمام بيشتر به مقوله تفسير قرآن كريم تأكيد كرد و گفت: تفكر قرآني، راه نجات انسان از دنياي مادي است.




به گزارش اداره كل روابط عمومي آستان قدس رضوي، آيةا... محمد يزدي در آيين اختتاميه بيست و پنجمين دوره مسابقات بين المللي قرآن كريم در تالار قدس كتابخانه مركزي حرم مطهر رضوي، طي سخناني افزود: تفكر قرآني يعني آن گونه كه خدا و اسلام در اين كتاب آسماني معرفي شده اند، براي معرفي آن تلاش و عمل شود.يزدي با اشاره به عمده ويژگيهاي تفسير در قرآن، خاطرنشان كرد: تفسير بدين معنا نيست كه چند آيه اي بررسي شوند و آن را تفسير بر كل بدانند.وي خاطرنشان كرد: يافتن رابطه وحدت و كثرت ميان جهان هستي و يگانگي خداوند، تنها از مسير قرآن ممكن است.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم اظهار داشت: به اعتقاد بنده، قرآن كريم مجموعه هستي و عالم وجود است و در اين وجود مكتوب، عالم عين منتقل شده و اگر همه هستي در وجود كتابي ريخته شود، آن كتاب قرآن است.
وي در پايان افزود: تكرار تلاوت قرآن، انسان را اصلاح و او را در مسير روشن هدايت قرار مي دهد.

  


نگاهي به مقاله «آيا مصنوعات سياست دارند؟» ؛ سرشت فناوري و هنجارهاي سياسي

 

* سپهر نيك گوهر

مقاله «آيا مصنوعات سياست دارند؟» تاليف «لانگ دان وينر»، از معروفترين و پرارجاع ترين مقاله ها در گستره فلسفه فناوري است.



وينر را هم متعلق به نسل اول فلسفه فناوري و هم متعلق به نسل دوم اين نوع فلسفه دانسته اند. برخلاف نسل اول فيلسوفان فناوري كه معمولاً فناوري را يك كل مي دانند كه تأثيري اجتناب ناپذير و همه گير بر همه شؤون زندگي فردي و اجتماعي ايجاد مي كند، نسل دوم نگاهي همه جانبه تر و عيني تر به بحث فناوري دارد. از اين لحاظ، وينر را مي توان متفكري دانست كه در حد مرزي ميان اين دو نسل قرار دارد. به همين دليل، در آراي وي هم مي توان نشاني از متفكران نسل اول چون «هايدگر» و «ايلول» و «بورگمن» يافت و هم از انديشه هاي نسل دوم چون «آيدي» و «ميچام» و «فينبرگ» مشاهده كرد.
آنچه مي خوانيد، شرحي معرفي گونه از مقاله «آيا مصنوعات سياست دارند»؟ تاليف «لانگ دان وينر» است.
كسي منكر تأثير فناوري بر شؤون مختلف زندگي فردي و اجتماعي ما نيست. اما برخي معتقدند خود فناوري خنثي است و اين به كارگيري آن از سوي آدمي است كه چنين تاثيرهاي شگرفي را بر زندگي ما به بار مي آورد. به نظر مي رسد، تعريفي اين گونه از فناوري حداقل تعريفي قرن هجدهمي و قرن نوزدهمي از آن است كه در آن دوره فناوري چنين زندگي بشر را زير و رو نكرده بود. در مقابل، طيفي ديگر كه هر روز هم قوي تر مي شوند، بر اين باور هستند كه در سرشت فناوري هنجارهاي اخلاقي و مشخصه هاي سياسي قرار دارند، يعني سرشت فناوري - و نه به كارگيري آن- مروج هنجارهاي خاص اخلاقي و سياسي است. يعني نه تنها كاربرد خاص فناوري مي تواند تأثيرهاي سياسي متفاوتي داشته باشد، بلكه خود فناوري واجد كيفياتي است كه اين كيفيات از مشخصه هاي سياسي بهره مندند.
وينر در اين مقاله نشان مي دهد كه مصنوعات تكنولوژيك، كيفياتي سياسي دارند و اين كيفيات، اشكال مشخصي از قدرت و مرجعيت را به وجود مي آورند. در اين راستا، او از دو مجرا اين سرشت سياسي كيفيات تكنولوژيك را بررسي مي كند.
ابتدا وي مثالهايي مي زند، كه در آنها، ابزارها و نظام تكنولوژيك به كار مي روند تا مشكلات اجتماعي و سياسي را حل كنند. باز هم تكرار كنيم كه در اين مقاله، فناوري خنثي نيست و نتايجي به وجود مي آورد كه اين نتايج، روابط اجتماعي را سامان مي دهند. يكي از مثالهاي وي، ايجاد پلهايي كوتاه در شهر نيويورك در ابتداي قرن بيستم است تا اتوبوسهاي طبقه فرودست و پايين نتوانند از آنها رد شوند و تنها اتومبيلهاي افراد ثروتمند از آن استفاده كنند؛ يعني نفس طراحي يك پل در خود، ارزشهاي سياسي و طبقاتي را به همراه دارد. از سوي ديگر، وينر مثال خوابگاه هاي دانشجويي را مي زند. به نظر وي، بخشي از جنبش دانشجوي مي 1968 به اين دليل به وجود آمد كه طراحي ساختمانهاي خوابگاهها به شكل مشخصي بود و بعد از اين حادثه ساختمانهاي خوابگاه ها طوري طراحي شدند كه جلو تجمعات را بتوانند بگيرند. خوابگاه هاي دانشجويي بعد از اين به گونه اي ساخته مي شوند كه امكان تجمع افراد زيادي را نداشته باشند.
به تعبير ديگر، اين تكنولوژيها پيشاپيش از علايق و منافع اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خاصي ناشي مي شوند. به سخن ديگر، نظامهاي تكنولوژيك در اينجا مانند قوانيني عمل مي كنند كه خواهان ايجاد نظمي جديد هستند و اين نظامها شكلي از زندگي به وجود مي آورند.
نحوه دومي كه مصنوعات كيفيات سياسي دارند، مثالهايي هستند كه در آنها، مصنوعات مستلزم نسبتهاي سياسي خاص هستند. حداقل اينكه اين مصنوعات با نسبتهاي سياسي خاصي سازگارند. در اين مثالها اين مصنوعات به صورت اجتناب ناپذير، روابط انساني را به سوي اشكال خاص سياسي سوق مي دهند. يعني آنها به صورت اجتناب ناپذير، تكثر گرايي يا تماميت خواهي يا برابري و يا نابرابري به وجود مي آورند. واضح است كه در اينجا هم مدنظر، تأثير عوارض فناوري بر جامعه، فرهنگ، اقتصاد و سياست نيست، بلكه سخن از تأثير خود فناوري به عنوان شكلي از نظام زندگي است.
نوع حاد اين ديدگاه مدعي است خود فناوري مستلزم شرايط اجتماعي خاصي است كه محقق مي شود. نوع ضعيف تر اين ديدگاه اذعان مي كند كه يك فناوري مفروض با شكل خاصي از روابط اجتماعي و سياسي سازگار است. مثالهايي از جمله نظامهاي تكنولوژيك قدرت، ارتباطات، حمل و نقل و توليد همه متمركز، سلسله مراتبي و با نظارت از بالا هستند. البته، اين نظارت از سوي مديران متخصص سطح بالا صورت مي گيرد. خود سرشت اين نظامهاي فناوري مخالف نهادهاي سياسي و اجتماعي هستند كه دموكراتيك، برابرخواهانه و غير متفكر قلمداد مي شوند.
اين ديدگاه كاملاً در مقابل ديدگاه «لوئيس مانفورد»، مورخ معروف فناوري قرار مي گيرد كه معتقد است، ما هم يك سنت تكنولوژيك داريم كه به دموكراسي ختم مي شود و هم سنتي تكنولوژيك داريم كه به تماميت خواهي منجر مي شود. سخن مانفورد آن است كه فناوري سيال تر از آن است كه بتوان نظام مشخص سياسي، اقتصادي و فرهنگي بدان نسبت داد و مهم شيوه استفاده از فناوري است.
اما وينر از ما مي خواهد ميان اين مدعيات تمركز گرايانه و آن آراي دموكراتيك و غير متمركزانه قضاوت كنيم. اگر سياست در ذات مديريت تكنولوژيك است و ما ديگر نمي توانيم فناوري را از سياست عمومي جدا كنيم، چرا بايد حقوق خود را به پاي كارآمدي تكنولوژيك بريزيم؟ اگر خود فناوري كيفياتي سركش و غيرقابل را دارد، ديگر مهم نيست كه آنها در چه نظامي، سرمايه داري، سوسياليستي و يا آنارشيستي كار مي كنند، زيرا كيفيات سياسي ذاتي آنها غيرقابل تغيير هستند.
وينر معتقد است ما به كاربرد سيالتري از فناوريها در ارتباط با بسترهاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي فناوري آنها نياز داريم. سيال نكردن مفهوم و تعريف فناوري ما را به گونه اي تاويل خود بنياد از فناوري مي كشاند كه وينر در مهمترين كتابش «تكنولوژي خودبنياد» بدان اشاره مي كند. اين تقرير از فناوري، نسبتهايي نزديك با مفهوم دترمينيسم تكنولوژيك برقرار مي كند كه تعريف نسبت ميان آنها، به مجال گسترده تري نياز دارد.
با همه اينها، در مقاله معروف وينر، جاي تحليلهاي مفهومي بسياري خالي هستند. معلوم نيست اين كيفيات تكنولوژيك كه سياسي هستند، چه تفاوتهايي با آثار تكنولوژيك دارند. همچنان كه ميان دو نوع سياست تكنولوژي نيز خط مشخصي ايجاد نشده است.

  


با حضور حجةالاسلام دكتر خسروپناه؛
كارگاه آموزشي «جريان شناسي فكري ايران معاصر» برگزار مي شود

 

كارگاه آموزشي «جريان شناسي فكري ايران معاصر» با حضور حجةالاسلام دكتر خسروپناه در حوزه دانشجويي شهيد بهشتي تهران برگزار مي شود.




مدير حوزه علميه دانشجويي شهيد بهشتي در گفتگو با مهر، با اعلام اين خبر گفت: در ادامه سلسله نشستهاي تابستاني اين مركز، كارگاه آموزشي جريان شناسي فكري ايران معاصر توسط حجةالاسلام دكتر خسروپناه از روز سهشنبه تا پنج شنبه همين هفته برگزار مي شود.
حسين رحماني افزود: علاقه مندان مي توانند براي ثبتنام در اين كلاسها با شماره تلفن 66498786 تماس بگيرند، شركت در اين كلاسها براي افراد رايگان است.

  


رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز خبر داد ؛
توليد ماهانه هزار مقاله در كشور

 

رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز ضمن تشريح وضعيت توليد علم در سال 2008 به مقايسه آمار توليد مقالات ايران با كشورهاي تركيه، مصر، عربستان و مالزي پرداخت و پيش بيني كرد: تعداد مقالات توليد شده ايران تا پايان سال به 15 هزار مورد برسد.
دكتر جعفر مهراد در گفتگو با مهر، با بيان اين خبر افزود: توليد علم ايران در سال 2008 در سطح جهان از رشد چشمگيري برخوردار است به طوري كه در 7 ماه اول سال ميلادي تعداد 8 هزار و 453 مقاله از ايران در مؤسسه اطلاعات علمي ISI به ثبت رسيده است.
وي اضافه كرد: وقتي تعداد مقالات ايران در اين مدت را با توليد علم ايران در سال 2007 ،مقايسه مي كنيم متوجه رشد قابل توجه توليد مقالات محققان ايراني مي شويم.
مهراد اضافه كرد: در صورتي كه دو سال قبل را مورد بررسي قرار دهيم مشخص مي شود كه در هر ماه تقريباً بيش از هزار مقاله توسط اساتيد و محققاني كشورمان توليد مي شود.
رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز با مقايسه آمار ايران با سالهاي قبل گفت: شكاف عميقي در توليد علم ايران در سالهاي اخير مشاهده مي شود كه نشان دهنده شيب رشد بسيار قابل توجه توليد علم در ايران است. به طور مثال توليد علم ايران در سال 2005 برابر 5744 مقاله، در سال 2006 برابر 6789 مقاله، در سال 2007 برابر 9062 مقاله و در 7 ماه ابتدايي سال 2008 برابر 8453 مقاله بوده است.
مهراد آمار توليد علم كشورهاي رقيب ايران را نيز بيان كرد و گفت: توليد علم تركيه در 7 ماه ابتدايي امسال برابر 15957، مصر 2097، عربستان 1389 و مالزي 1947 مورد بوده است.
رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز، توليد علم رژيم اشغالگر قدس را نيز در همين مدت برابر 9449 مورد دانست.
وي تأكيد كرد: وقتي روند رشد توليد علم در ايران را مطالعه مي كنيم متوجه مي شويم توليد علم كشور تا پايان سال به 15000 مقاله خواهد رسيد كه اين تعداد حاكي از موفقيت بزرگ محققان كشور است.

  


اهداي تنديس مهدي ياران از سوي رئيس جمهور به خبرنگار مهدوي برتر

 

دبير بخش رسانه جشنواره آينده روشن از اهداي تنديس مهدي ياران به برترين خبرنگار و عكاس حوزه مهدويت در اختتاميه آن جشنواره خبر داد.
سيدعلي طباطبايي، دبير بخش رسانه و اطلاع رساني جشنواره آينده روشن به تشريح اهداف و فعاليتهاي اين بخش پرداخت و به خبرنگار شبستان گفت: اين بخش با هدف تقدير از فعالان رسانه اي در عرصه مهدويت شكل گرفت.
وي افزود: رسانه هاي مكتوب، آنلاين و رسانه هاي سمعي و بصري در حوزه راديو و تلويزيون از طرفي و فعالان رسانه اي مهدوي چون عكاس و خبرنگار مهدوي مخاطب اين بخش هستند.
وي با اشاره به تجليل از رسانه هاي برتر در حوزه مهدويت اظهار داشت: هدف از تجليل از رسانه هاي برتر اين است كه همه بدانند كه مهدويت بحثي نيست كه مقطعي باشد بلكه مي تواند در طول سال خوراك رسانه اي باشد و نبايد به نيمه شعبان محدود شود.
وي افزود: داوري بخش رسانه جشنواره آينده روشن از عكاسان مطرح و فعالان عرصه خبر و رسانه كشور هستند و داوري براي انتخاب رسانه برتر به انتخاب عكس و خبرنگار برتر مرتبط مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com