|
گروه حوادث: سه متهم كه در اقدامهاي جداگانه مرتكب قتل عمد شده بودند، در تحقيقات پليسي و قضايي پرده از راز جنايتشان برداشتند.

قتل مادر به دست پسر
اولين پرونده مربوط به يك جنايت خانوادگي است كه در آن جوان 27 ساله اي نيمه شب مادر خود را به نام رقيه مورد حمله قرار داد و با ضربات چاقو وي را به قتل رساند و سپس جسدش را در منطقه پونك رها كرد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك و 20 دقيقه بامداد سه شنبه پانزدهم مردادماه جاري زن جواني در تماس با كلانتري 116 مولوي از ناپديد شدن مرموز مادرش و احتمال قتل وي خبر داد و گفت: از عصر دوشنبه چندين بار به صورت تلفني با مادرم تماس گرفتم اما جواب نداد، بنابراين ساعتي قبل با نگراني به خانه پدرم رفتم. پس از آنكه چند بار زنگ در را زدم و ديدم كسي آن را باز نمي كند، به كمك يكي از همسايه ها وارد آپارتمان شدم و وقتي با كليد در منزل را باز كردم با آثار خون روي ديوار و خيس بودن يكي از فرشهاي سالن پذيرايي روبرو شدم.وي با بيان اينكه كسي در خانه نبود، افزود: با توجه به اينكه برادرم «حسين» عصبي است و همواره با مادرم اختلاف و درگيري داشت، احتمال مي دهم بلايي سر مادرم آورده باشد.
به دنبال اين تماس، مأموران كلانتري با احتمال وقوع جنايت موضوع را به اصغرزاده بازپرس ويژه قتل از شعبه دوم دادسراي جنايي مركز گزارش دادند و دقايقي بعد با حضور قاضي تحقيق و كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تحقيقات براي كشف راز ناپديد شدن اين زن 40 ساله آغاز شد.
در نخستين گام تيم جنايي به بازجويي از «احمد» همسر «رقيه» پرداخت كه وي گفت: ساعت حدود هشت شب بود كه همسرم و پسر كوچكم به نام حسن به محل كارم واقع در يك مجتمع مسكوني در پونك آمدند، سه ساعت بعد «حسين» فرزند بزرگم با خودرو پژو پرشياي خود به آن جا آمد، او از مادرش خواست تا براي انجام كاري با هم به خانه بروند. دقايقي بعد و با اصرار «حسين»، پسر كوچكم پيش من ماند و او و همسرم راهي خانه شدند.
وي ادامه داد: اما حدود ساعت چهار بامداد پسر بزرگم دوباره و در حالي كه بسيار نگران و پريشان بود به محل كارم آمد، شلوارش پاره بود. وقتي علت را از او سؤال كردم، گفت: كه با يك دستگاه خودرو نيسان وانت تصادف كرده و سپس با راننده اش درگير شده كه در جريان درگيري شلوارش پاره شده است.در پي اظهارات همسر مقتول و همچنين شهادت همسايه هاي وي كه گفتند، شب حادثه صداي مشاجره و درگيري رقيه با پسرش حسين را شنيدند، اين جوان 27 ساله به عنوان اصلي ترين مظنون دستگير و تحت بازجويي قرار گرفت.
به هر حال با توجه به وجود آثار خون روي ديوار و خيس بودن خانه و ادعاهاي «حسين»، وي به دستور بازپرس پرونده با قرار بازداشت موقت در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي مركز قرار گرفت تا از وي تحقيقات تكميلي صورت گيرد.
با انتقال اين جوان 27 ساله به پليس آگاهي، وي از سوي كارآگاهان تحت بازجويي علمي و فني قرار گرفت تا اينكه صبح شانزدهم مردادماه قفل سكوتش را شكست و به قتل مادرش اعتراف كرد.
وي در خصوص انگيزه اش گفت: مادرم از بچگي مرا تحقير مي كرد، با اين حال من در حالي كه درس مي خواندم، در خياطي كار مي كردم تا اينكه ديپلم گرفتم و با تلاش زياد يك خانه هم خريداري كردم، اما مادرم مي خواست آن را از چنگم در بياورد، به همين خاطر آن شب با هم درگير شديم و با ضربات چاقو او را كشتم و سپس جسدش را در صندوق عقب خودرويم قرار دادم و پس از انتقال به اطراف پونك، آن را كنار درختي رها كردم.
وي با اشاره به اينكه اين موضوع تنها انگيزه وي از قتل مادرش بوده است، گفت: اگر چه مادرم، پدرم را دوست نداشت، اما زني پاك بود و من به اين انگيزه او را نكشتم.
در پي اين اعترافها، مأموران تجسس پليس آگاهي با راهنمايي متهم جسد رقيه كه بر اثر چندين ضربه چاقو به ناحيه شكم، پهلو و پشت به قتل رسيده بود، توسط مأموران تجسس پليس آگاهي مركز كشف شد.
* قتل فجيع برادر زن
دومين پرونده مربوط به مرد معماري است كه در پي مزاحمتهاي برادر همسرش به نام «محمد علي»، او را به بهانه تحويل خانه اجاره اي به زيرزمين منزل عمه اش كشاند و با طناب خفه اش كرد.بر پايه اين گزارش، ساعت 13 و 5 دقيقه بيست و هفتم تيرماه سال 87 جسد مثله شده جوان مجهولالهويه اي كه فاقد سر، گردن و دو دست بود، در اطراف شهرك پرديس توسط عوامل كلانتري 206 كشف شد.
با گزارش موضوع به «شاملو» بازپرس ويژه قتل از شعبه اول دادسراي جنايي مركز، تحقيقات جنايي از سوي كارآگاهان اداره مبارزه با قتل پليس آگاهي تهران آغاز شد. با بررسي پزشك تيم جنايي روشن شد كه مقتول مدتي قبل از كشف جسد به قتل رسيده و پيكرش مثله شده بود.
از سوي ديگر كارآگاهان اداره تشخيص هويت در بررسي پرونده هاي اعلام فقداني به پرونده اي برخوردند كه يكي از مشخصات آن، كه همان وجود پلاتين در پاي فرد ناپديد شده بود، با جسد كشف شده مطابقت داشت، بنابراين زن جواني را كه چهار روز قبل از كشف اين جسد خبر مفقود شدن برادرش به نام «محمد علي» را داده بود، به پليس آگاهي احضار كردند.
اين زن وقتي به همراه افسر تحقيق پرونده به پزشكي قانوني اعزام و پيكر بي جان برادرش را ديد از روي لباسهايش او را شناسايي كرد.
بدين ترتيب خواهر مقتول تحت بازجويي قرار گرفت و گفت: محمد علي با من و همسرم زندگي مي كرد، اما دو ماه قبل از خانه مان خارج شد و ديگر بازنگشت.
در پي اين اظهارات «صادق» شوهر خواهر مقتول به پليس آگاهي احضار شد.
وي در بازجويي با اشاره به اينكه «محمد علي» معتاد به كراك بود، ادعا كرد: يك هفته قبل او را در حالي كه 25 هزار تومان پول داشت در شرق تهران ديدم كه مي خواست با يكي از دوستانش به نام «حسين» براي ديدن و خريد يك قطعه زمين به شمال كشور برود.
اظهارات اين مرد 35 ساله در حالي كه پزشكي قانوني زمان قتل محمد علي را دو ماه قبل از كشف جسدش اعلام كرده بود، باعث ظن مأموران آگاهي شد. بر اين اساس با دستور قاضي شاملو وي را تحت بازجويي علمي و فني قرار دادند تا اينكه صبح چهارشنبه گذشته پرده از راز جنايتش برداشت و گفت: محمد علي معتاد به كراك بود. او روزانه 10 تا 15 هزار تومان مواد مصرف مي كرد.
وي با بيان اينكه هزينه مواد مخدر برادر همسرش را او تأمين مي كرد، افزود: با اين حال وي همواره مزاحم ما مي شد و با من و همسرم درگير بود، بنابراين ديگر خسته شده بودم تا اينكه يك روز به بهانه اينكه زيرزمين خانه عمه اش را برايش اجاره كرده ام، او را به آن محل بردم و در يك فرصت مناسب با طناب خفه اش كردم.
وي در تشريح جزئيات حادثه با گفتن اينكه آن روز كسي در خانه نبود، گفت: پس از قطع دستان و سر و گردن «محمد علي»، اعضاي بدنش را در باغچه حياط خانه عمه اش دفن كردم، اما پس از مدتي وقتي ديدم كه همسرم از ناپديد شدن ناگهاني برادرش بي تابي مي كند، براي اينكه خيالش راحت شود و از مرگ او مطمئن شود دوباره به محل جنايت رفتم و جسد او را از خاك بيرون كشيدم و در بيابانهاي اطراف شهرك پرديس رها كردم و سپس به همسرم گفتم تا به پليس مراجعه و خبر فقدان برادرش را اعلام كند.
گفتني است، تحقيقات پليسي و دستگاه قضايي از «صادق» همچنان ادامه دارد.
* قتل باجناق با بند كفش
آخرين پرونده نيز در رابطه با آرزوهاي بر باد رفته يك جوان معتاد شهرستاني است كه با فروش زمين موروثي اش قصد داشت تا با فراگيري زبان يوناني به همراه باجناقش براي كار به اين كشور سفر كند.
بر پايه اين گزارش، ساعت پنج و 30 دقيقه بامداد پنجم مردادماه جاري جسد جواني حدوداً 24 ساله در حالي كه آثار خفگي و كوفتگي در پشتش مشاهده مي شد، در زير پل شهيد كاظمي واقع در اتوبان آزادگان از سوي مأموران گشت كلانتري كشف شد.
با گزارش موضوع به «روشن» قاضي كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي تهران وي به همراه اكيپي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي مركز براي كشف انگيزه جنايت و شناسايي و دستگيري قاتل به محل كشف جسد اعزام شد.
پزشك تيم جنايي پس از بررسي جسد، زمان قتل را بين پنج تا هفت ساعت قبل و علت آن را خفگي اعلام كرد.از سوي ديگر در بازرسي از جيب شلوار مقتول كارتي كشف شد كه مشخصات هتلي در شهرستان كرج روي آن نوشته شده بود.
با كشف اين سرنخ، كارآگاهان جنايي بلافاصله به هتل مورد نظر رفتند و در تحقيق از مدير هتل پي بردند كه مقتول به نام صادق به همراه باجناقش فريبرز تا ساعت 22 شب قبل آن جا اقامت داشتند: اما بعد باجناقش به بهانه اينكه او خودزني كرده و بايد به بيمارستان انتقال يابد به كمك يك راننده آژانس وي را از آن جا خارج كرده است.
با به دست آمدن اين اطلاعات، راننده آژانس مورد نظر شناسايي و تحت بازجويي قرار گرفت و گفت: وقتي صادق را ديدم، نمي دانم جان داشت يا خير، اما به گفته باجناقش هنوز جان داشت.
وي ادامه داد: پس از آنكه فريبرز پيكر مرحوم را روي صندلي قرار داد، حركت كردم. مي خواستم به نزديكترين بيمارستان بروم كه نامبرده با اشاره به اينكه عمويش پزشك بيمارستان ساسان در تهران است از من خواست تا آنان را به تهران برسانم. ابتدا مخالفت كردم و به او گفتم، مصدوم تا آنجا ميميرد، اما وقتي اصرارش را ديدم، به طرف پايتخت حركت كرديم تا اينكه زير پل بزرگراه آزادگان بنا به تقاضايش خودرويم را كنار پل متوقف كردم و او پيكر صادق را از ماشين خارج كرد و من نيز راهي كرج شدم.
به دنبال اظهارات اين جوان، فريبرز كه به شهرستان كرمانشاه (محل زندگي اش) متواري شده بود، طي يك عمليات مشترك توسط پليس اين شهرستان و كارآگاهان پليس آگاهي مركز صبح سه شنبه گذشته در خانه پدرش دستگير شد.
اين جوان 30 ساله پس از انتقال به آگاهي مركز در تحقيقات اوليه به جرمش اعتراف كرد و گفت: مرحوم به خاطر اعتيادش به كراك از سوي خانواده اش طرد شده بود، به همين خاطر او پس از فروش يك قطعه زمين به مبلغ 80 ميليون تومان كه به وي ارث رسيده بود، پيش من آمد و خواست تا براي كار به خارج از كشور برويم. قبول كردم و با هم به مالزي رفتيم، اما پس از يك هفته به كرج برگشتيم و سپس تصميم گرفتيم به «يونان» برويم، حتي كلاس زبان هم رفته بوديم كه اين اتفاق پيش آمد.
وي در خصوص چگونگي حادثه گفت: ساعت حدود 30/9 شب بود كه ديدم صادق دارد كراك مصرف مي كند، به او اعتراض كردم و وقتي ديدم توجهي نمي كند، سرش را به ديوار كوبيدم و با بند كفشم خفه اش كردم، سپس به مدير هتل و راننده آژانس گفتم كه باجناقم خودزني كرده است.
گفتني است، متهم به قتل بزودي با حضور در شعبه سوم دادسراي جنايي مركز تحت بازپرسي قرار خواهد گرفت. |