تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 22مرداد ماه 1387


گفتگو با فرهاد آييش/كارگردان و بازيگر تئاتر؛
قرار است مخاطب تلويزيون با تله تئاتر آشتي كند!

 

تكتم بهاردوست

شبكه چهار سيما به عنوان يكي از متوليان و پيشگامان در عرصه ساخت تله تئاتر (به خصوص بر اساس نمايشنامه هاي خارجي)



مدتي است كه كار ساخت تله تئاتر «خرده جنايتهاي زن و شوهر» را كه نوشته «اريك امانوئل اشميت» است را به تهيه كنندگي علي آزادان و كارگرداني «فرهاد آييش» به پايان برده است. در اين كار، براي اولين بار دو بازيگر نام آشناي سينما «نيكي كريمي» و «محمدرضا فروتن» حضور دارند.
به اين بهانه با «فرهاد آييش» كارگردان اين تله تئاتر گفتگويي داشته ايم.

* چه شد كه به فكر ساخت اين تله تئاتر افتاديد؟ منظورم اين است كه به دنبال متن يا نوشته خاصي بوديد؟
** نه! من اصلاً به دنبال متن خاصي نبودم. تهيه كننده من را براي كارگرداني اين كار انتخاب كرد. من متن را قبلاً خوانده بودم و به نظرم «خرده جنايتهاي زن و شوهر» متن بسيار جذابي دارد و من از اين كارها در كارنامه ام زياد دارم. مثل اجراي نمايشنامه هاي « 32 دقيقه از يك ماجرا»، «تقصير» و... بعد از آن كه ديدم تهيه كننده بازيگران خوبي را هم براي اجراي اين متن دعوت كرده، خب، من هم قبول كردم. البته ناگفته نماند كه متن ضعفهايي هم دارد!
* مثلاً چه ضعفي؟
** متن زيادي بر اساس كلام بود و ساختار فرمي كار چندان قومي به نظر نمي رسيد. «خرده جنايتهاي زن و شوهر» فقط يك موقعيت جذاب داشت.
* پس چطور با آن ارتباط برقرار كرديد؟
** با خواندن اين متن مرتب به دنبال ترفندهايي مي گشتم تا اين ضعفها را به قوت تبديل كنم، مثلاً موقع تمرين، وقتي به بازي بازيگران توجه مي كردم، به نظرم رسيد كه بخش زيادي از اين معضل، با بازيهاي خوب آنها حل مي شود كه بازيهاي حسي و قوي آنها، اين ضعف را جبران كرد. البته تا حدي به ريتم كار لطمه زد، ولي به هر حال خوب بود.
* با اين حال، باز هم تمايل داشتيد كه متن را كار كنيد؟ چه چيز اين متن برايتان جذاب بود؟
** روان شناسي رابطه زن و شوهر و ارتباط زن و مرد و پيچيدگي هاي اين روابط برايم جذاب است. همان طور كه گفتم موقعيت داستان برايم جذاب بود.
* در انتخاب بازيگرها نقشي داشتيد؟
** نه اصلا، هر دو انتخاب تهيه كننده بود.
* «نيكي كريمي» به عنوان بازيگر نقش زن اين تله تئاتر توانست با ارائه اين نقش رضايتتان را جلب كند؟ بازي اش پيچيدگي روحيات زنانه و آسيب پذيري نقش زن نمايشنامه را آن طور كه بايد نشان داد؟
** بله، او بازيگري باهوش و خلاق است و من اين را در همان چند جلسه تمرين متوجه شدم. كريمي و فروتن از سوپراستارهاي سينماي ما هستند. كارشان را بلدند و همين، چالش اين نمايش است.
* چالش؟ توضيح بيشتري مي دهيد؟!
** ببينيد اين دو قصد داشتند كاري متفاوت ارائه بدهند. آمدن از مديوم سينما به مديوم تله تئاتر، هم براي آنها چالش بود و هم براي من.
* چه چيز كارگرداني تله تئاتر برايتان جذاب است؟
** تله تئاتر خصوصيتي دارد كه هم مرا به تئاتر نزديك مي كند و هم مديوم دوربين در آن حضور دارد.
* سالهاست كه ما در زمينه تله تئاتر تحولي نديده ايم! چرا؟
** متأسفانه بله، ولي به تازگي تصميمات جديدي در صدا و سيما گرفته شده و مي خواهند يك جهش و تغيير و تحول در تله تئاترها ايجاد شود. همان اتفاقي كه در تله تئاتر «شام آخر» افتاد. قرار است تله تئاتر كمي ملموس تر شود. قرار است آشتي بين تله تئاتر و مردم ايجاد شود. قرار است تله تئاترها مردمي شوند و مخاطب را به تله تئاتر نزديك كنند. در واقع صدا و سيما مي خواهد براي تله تئاتر مخاطب جذب كند. البته نه به هر قيمتي، بلكه قرار است مخاطب تلويزيون با تله تئاتر آشتي كند اما، در چاه ابتذال هم نيفتد!
* آقاي آييش چه اتفاقي افتاد كه مردم اين همه از تله تئاترها فاصله گرفتند؟
** ببينيد، هميشه نياز به تله تئاترهاي ايراني وجود داشته و دارد. اكثر تله تئاترهايي كه شما مي بينيد ترجمه است و همين ترجمه ها، دكور، نوع پوشش، لباس و خيلي چيزهاي ديگر بين مخاطب و تله تئاتر فاصله ايجاد مي كند و دقيقاً به همين خاطر كارها ملموس و روان و ساده نيستند و همه اينها بر مخاطب تأثيرات منفي دارد. البته نبايد فراموش كرد كه تله تئاتر، نه سينما است و نه سريال تلويزيوني، پس مخاطب خاص خودش را دارد. قرار نيست همه با يك تله تئاتر ارتباط برقرار كنند.
* به نظر شما، ارائه يك نمايشنامه در تلويزيون، ارزش آن را كم نمي كند؟
** چرا و به عينه مي بينيد كه اين اتفاق افتاده است!
* چرا؟!
** دليلش به خاطر اين است كه وقتي شما تئاتر را روي صحنه مي بينيد، در آن، هم بيننده جزء هستيد و هم كل، ضمن ديدن نمايش، مونتاژ مي كنيد ولي در تله تئاتر، مديومها عوض مي شود و مونتاژ توسط كارگردان فني انجام مي گيرد و اين خود به كار لطمه مي زند.
* با توجه به چيزهايي كه گفتيد قبول اين كار يك ريسك نبود؟
** نه، به هر حال شما هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد چالش دارد و شايد همين چالشها جذاب است.
* شما در جايي گفته بوديد كه «دوربين روح نمايش را مي كشد»، در اين مورد بيشتر بگوييد.
** بله، من قبلاً هم گفته ام و الان هم مي گويم كه دوربين براي نمايش، مثل چاپ كردن آثار يك نقاش مي ماند. ديدن آن نقاشي از نزديك، مسلماً با ديدن آن در يك كتاب يا يك كارت پستال، برابري نمي كند ولي، اين باعث نمي شود كتاب و كارت پستال چاپ نكنيم!

  


تأملي كوتاه پيرامون حضور زن در سينماي ايران؛
هميشه پاي يك زن در ميان است؟!

 

* پرويز چهاردولي

با گذشت زمان و طي مراحل مختلفي از زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و هنري، بسياري از عقايد و باورها با



دگرگوني به سوي نقطه اوج يا حضيض به حركت در مي آيند و بسياري از سنتهاي كهنه و محدوديتها شكسته مي شوند. سينما نيز از جمله عرصه هايي است كه انسانها همواره در عشق و رؤياي آن به سر برده و براي ورود بدان تلاش كرده اند.
حضور و تلاش زنان در اين حيطه از مقوله هايي است كه فراز و نشيبهاي زيادي را در كشور ما پشت سر گذاشته است. مطرح كردن نقش زنان در سينما دهه گذشته نه به دليل تعيين تفاوتهاي زنان و مردان و تفسير آن اهميت دارد، بلكه از اين رو حايز اهميت است كه زنان پس از گذراندن سالها انزواي فكري و با محدوديتهاي گوناگون در اجتماع، هم اكنون همپاي مردان گام بر مي دارند، شكوفا مي شوند و نشان مي دهند در صورت وجود شرايط مطلوب و به دور از مظلوم نمايي، توانايي، انرژي و پويايي شان در گذر زمان خواهد درخشيد.
فضاي مناسب در عرصه سينماي ايران و تحولات پر دامنه اي كه ادامه دارد، امكان به نمايش گذاشتن تصاويري از خلاقيتها و توانايي زنان را فراهم نموده است. در همين راستا دستور كار سينماي ايران در مورد نقش زنان به وضوح تغيير كرده و معضلات آنان به گونه اي ديگر به تصوير كشيده مي شود و به دليل آزاد انديشي حضور زن در سينماي ايران ديگر از زناني كه فقط چايي بريزند، در خانه را باز كنند، نماز بخوانند و بسياري ديگر از اينها خبري نيست و يا حداقل تنها بهانه اي براي حضور زن در سينما نيست.
گرچه قبل ازاين؛ يعني قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، زن عروسكي نقاشي شده براي پول بيشتر درآوردن و به انحراف كشيدن جوانان در كشور بود، اما حالا، بخصوص در يك دهه گذشته بعد از سالهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي و سالهاي جنگ تحميلي، حضور زن در سينماي ايران شكلي منسجم و هويت پيدا كرده است.
به عنوان نمونه در فيلم «عروس آتش» قوانين قبيله اي ايجاب مي كند به رغم نارضايتي، دختر به عنوان همسر در تصرف مطلق پسر عمو باشد كه در اين فيلم چهره ديگري از نقش زن در سينما به تصوير كشيده مي شود. هر چند فيلم اعتراضهايي به همراه داشت واين دست شالوده شكني ها هيچ گاه بدون واكنش نمانده است.
«بهروز افخمي» هم وقتي زندگي يك زن پرستار را در فيلم «شوكران» به تصوير كشيد، با جنجال و انتقاد وسيع پرستاران مواجه شد. اين دست وقايع در حقيقت جانشين حجمي از سكوت سالهاي پشت سر و قبل از آن؛ يعني جلوتر از سال 1357 و دوران سبك سري حضور زن در سينماست.
در اين دوران مي توان از كساني به عنوان تاجران زن در سينما نام برد. در سالهاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه هنوز چرخ دنده هاي اصلي سينما به عنوان يك پديده فرهنگي به چرخش در نيامده بود، طبيعي بود كه حضور زن، صرفاً نقش دوخت و دوز و پخت و پز را احاطه كرده باشد. اما در ادامه حضور زن در سينماي ايران آغاز راهي شد كه جشنواره هاي بزرگ بين المللي فيلم «اسكار» و «كن» را متوجه سينماي ايران بعد از سال 1375 كرد و اين ظرفيتي است كه مي تواند به صدور آرمانهاي فرهنگي كشورمان منتهي شود.

  


و در اين نزديكي

 

اين روزها

* عليرضا قزوه
مرگ در جانم تلاطم مي كند اين روزها
زندگي دارد مرا گم مي كند اين روزها




عشق مي آيد خبر مي گيرد از اندوه من
درد مي آيد تبسم مي كند اين روزها
گاه تنهايي مي آيد مي نشيند پاي حوض
سنگ هم با من تكلم مي كند اين روزها
مرگ از جسمم نمي پرسد كه حتي كيستي
مرگ بر روحم ترحم مي كند اين روزها
روح بازيگوش، مي خندد به جسم خسته ام
جسم، روحم را تجسم مي كند اين روزها
دختران كوزه بر سر مي رسند از راه دور
كوزه گر خاك مرا خم مي كند اين روزها ...
***
براي شفاي مادر
شاخه گل
* محمدرضا تركي
گاهي نشسته است همين جا برابرم
گاهي چو اشك مي رود از ديده ترم
آن چشمهاي قهوه اي گرم و مهربان
يك لحظه نيست محو شود از برابرم
غم هست، رنج هست ولي غمگسار نيست
امشب كجاست شانه رنجور مادرم
كو هرم روشن نفست تا شود مذاب
اين كوه يخ كه سرزده از عمق خاطرم
بايد چقدر كودك و كوچك شوم عزيز!
تا مثل كودكي بكشي باز در برم
اي شاخه گلي كه سبك مي روي بر آب
بنگر چگونه در دل طوفان شناورم
دارالشفاست دامن زهراي مهربان
بايد به دست حضرت زهرات بسپرم !

من
* مهدي فرجي
من رود بودم و سر دريا نداشتم
اينجا ادامه داشتم، آنجا نداشتم
مثل چراغ كهنه در رهگذار باد
شب مي گذشت و چشم به فردا نداشتم
بويي رسيد از سفر مصر اگر نه من
از پيرهن كه چشم تماشا نداشتم
ديوانه آن كسي است كه بي عشق سر كند
مجنون منم كه هرگز ليلا نداشتم
پير هميشه گوشه نشين بودم و چه سود
در خانقاه هيچ دلي جا نداشتم
امروزهاي بي هدفم مي گذشت و من
راهي به جز گريز به فردا نداشتم

  


«مردي در تاريكي» جديدترين رمان «پل آستر» منتشر شد

 

«مردي در تاريكي» جديدترين رمان «پل آستر» نويسنده آمريكايي «سه گانه نيويوركي» راهي بازار كتاب جهان شد.





با وجودي كه هنوز چند روزي از انتشار «مردي در تاريكي» رمان جديد «پل آستر» در آمريكا نمي گذرد، روزنامه هاي اين كشور درباره اش نقدهايي منتشر كرده  اند.«سانفرانسيسكو كرانيكل» به همين مناسبت نقد مفصلي را درباره «مردي در تاريكي» منتشر كرده و به گفته اين روزنامه، اين رمان شروع بسيار خوبي دارد و خواننده را از همان اول، وارد مغز شخصيت اصلي آن «اگوست بريل» مي كند.اين روزنامه همچنين در باره سبك داستان نويسي آستر مي نويسد: آستر سالهاست كه با تخيل وسيع و سبك عجيبش، نسلهاي زيادي از خوانندگان را محسور خود كرده است.«سانفرانسيسكو كرانيكل» با اين حال رمان جديد آستر را از نظر سبك داستان نويسي اين نويسنده هفتاد و دو ساله آمريكايي، متفاوت با بقيه آثارش مي داند و سبك آن را بيشتر به كتابهاي «فيليپ راث» شبيه مي داند.

  


كيارستمي در گفتگو با گاردين:تنها رسالت هنر نزديك ساختن مردم به يكديگر است

 

عباس كيارستمي گفت: در تمام فيلمها خواسته ام اين است كه تصوير ي مهربان تر و صميمي تر از انسانيت و كشورم را به نمايش بگذارم.اين كارگردان سينماي ايران در گفتگويي كه اخيراً با «آنجليكو كريسافيس»، خبرنگار روزنامه گاردين داشت، با ابراز ناراحتي از تبليغات منفي عليه ايران در سطح بين المللي، ادامه داد: هرروز صبح كه بيدار مي شوم، به همسايه هايم سلام مي كنم. اين همان چيزي است كه دوست دارم در فيلمهايم به تصوير بكشم؛ دوستي و عشق ميان مردم.
«كيارستمي» در ادامه مصاحبه  گفت: هدف من از ساخت فيلم، ايجاد همدلي ميان انسانهايي است كه هيچ نقطه  اشتراكي با هم ندارند. اين تعريف واقعي من از هنر است. تنها رسالت هنر نزديك ساختن مردم به يكديگر است.

  


فروش هفتگي فيلمها؛«شواليه تاريكي» نولان سومين فيلم پرفروش تاريخ سينما شد

 

فيلم جديد مجموعه بتمن با 26 ميليون دلار فروش در بازار آمريكاي شمالي با شكست دادن فيلم تازه اكران شده «قطار سريع السير آناناس» براي چهارمين هفته پياپي رتبه نخست جدول را از آن خود كرد.
ورايتي اعلام كرد «شواليه تاريكي» كريستوفر نولان در حالي اين هفته نيز در رده اول جدول قرار گرفت كه جمعه با اختلاف كم 7.9 ميليون دلار به 7.6ميليون دلار از فيلم «قطار سريع السير آناناس / پاينپل اكسپرس» شكست خورده بود، اما روز شنبه توانست با 10.5 ميليون دلار فروش در برابر 7.6 ميليون دلار اين فيلم كمدي را پشت سر بگذارد.فيلم دنباله اي «شواليه تاريكي» اكنون مجموع فروش خود را در بازار آمريكاي شمالي به 441.5 ميليون دلار رسانده و با پشت سر گذاشتن »شرك 2» فعلا سومين پرفروش تاريخ است. انتظار مي رود فيلم كريستين بيل و هيث لجر هفته آينده از 461 ميليون دلار فروش «جنگهاي ستاره اي» فراتر برود و پس از «تايتانيك» دومين فيلم پرفروش تاريخ آمريكا و كانادا شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com