|
مهدي نصيري
«جواد ذوالفقاري» يكي از با سابقه ترين و با تجربه ترين كارگردانان حوزه تئاتر كودك است كه تاكنون علاوه بر تدريس تئاتر و داوري در

جشنواره هاي متعدد تئاتري، آثار زيادي را نيز در عرصه نمايش كودك به روي صحنه برده است.
ذوالفقاري سال گذشته نمايش «پسر و گرگ» را در تالار هنر به روي صحنه برد كه با استقبال خوب تماشاگران هم مواجه شد.
آنچه مي خوانيد، خلاصه اي از يك گفتگوي كوتاه است كه چندي پيش با وي انجام داديم:
* به نظر شما اين تئاتر است كه به مخاطب احتياج دارد يا اين مخاطب است كه نيازمند تئاتر است؟!
** من فكر مي كنم طرح سؤال به اين شكل اصلاً درست نيست !تئاتر يك هنر مردمي است و تنها در جريان اجرا و قرار گرفتن در مقابل مردم و مخاطبان است كه به عنوان يك پديده هنري كامل مي شود و شكل مي گيرد و ارزش و اعتبار پيدا مي كند. نياز مخاطب به تئاتر و نياز تئاتر به مخاطب، يك رابطه كاملاً دو سويه است.يك شكل ارتباط، ارتباط مخاطب با تئاتر است كه بايد به صورت يك نياز و ضرورت در جامعه نهادينه شود.
ديدن نمايش به خودي خود مي تواند در راستاي اين نياز قرار بگيرد. طبيعي است، مردم - به عنوان مثال در اوقات فراغت - به سرگرمي نياز پيدا مي كنند و طبيعي است كه بايد جايي هم براي سرگرم شدن داشته باشند. اين سرگرمي مي تواند از طريق مراجعه به سالن تئاتر صورت بگيرد.
* آيا مي توان تنها از اين وجه، تئاتر را يك نياز ضروري براي جامعه دانست؟
** شكل ديگري هم هست كه من خيلي آن را دوست دارم. در خود زندگي واقعي هم بسياري براي اينكه بخواهند حرفشان را گوياتر بزنند، آن را به شكل نمايشي بيان مي كنند. در جلسات عمومي هم كه مردم دور هم هستند، اين عمل به خودي خود انجام مي گيرد؛ يعني يك بخش هست كه مردم براي ديدن تئاتر مي روند و يك بخش هم هست كه خود مردم در زندگي واقعي شان از اين نوع تئاتر براي بيان مسائل استفاده مي كنند.
* ما در گذشته شكلهاي نمايشي داشته ايم كه بهتر و بيشتر وارد زندگي مردم مي شده اند. تجربه وجود چنين نمايشهايي مي تواند در نهادينه سازي تئاتر در جامعه مؤثر واقع شود؟
** بله، يك مسأله مهم در حوزه ايجاد ارتباط ميان تئاتر و مردم، شيوه ها و شكلهاي نمايشي اي است كه در قديم بوده اند. مثلاً تعزيه به عنوان سنتي كه در تاريخ معين و به مناسبت معين برگزار مي شود و مردم حضور جدي و پيگيري در آن دارند، يكي از شكلهاي مهم و با اهميت سنتي نمايش است.در شكل جديد هم ما بايد آن قدر نمايشهاي صحنه اي داشته باشيم كه اين آثار به عنوان بخشي مهم از زندگي مردم و به عنوان بخشي از زندگي آنها به شمار بيايد و آن را به عنوان يك برنامه ثابت در زندگي شان تلقي و در مورد آن برنامه ريزي كنند.يكي از وظايف اصلي تئاتر، پرداختن به اين مقوله نيز هست؛ يعني اينكه هر چند مردم به علت درگيري در مسائل روزمره، ممكن است تا اندازه اي به مسائل جامعه شان كمتر توجه داشته باشند، ولي نويسنده و روشنفكر از منظري ديگر سعي مي كنند اين مسائل را مطرح كنند و به آنها بپردازند و آن را به شكل نمايشي و قابل هضم تر و درگير با دغدغه هاي مخاطب در آثارشان ارائه كنند.
* شما سالهاست در حوزه تئاتر كودك و نوجوان فعاليت داريد. وارد شدن به اين حوزه را چقدر در رشد و پيشرفت تئاتراجتماعي و وارد شدن مردم به حوزه هاي مشاركتي تئاتر مهم مي دانيد؟
** مسلماً بخش مهمي از موضوعات مختلف در عرصه تئاتر به نمايش كودكان مربوط مي شود. كودكان ذاتاً علاقه زيادي به بازي كردن به صورت نمايشي و بيان مفاهيم ذهني شان از طريق نمايش دارند. از طرف ديگر، هر چه نمايش را بيشتر و پيگيرتر بشناسند و ببينند، دركشان از مفاهيم و مسائل جامعه روزمره خيلي بيشتر و دقيق تر خواهد شد.
* و شما به عنوان يك هنرمند پيشكسوت و با تجربه، مهمترين وظيفه تئاتر را چه مي دانيد؟
** وظيفه تئاتر همچون ديگر حوزه هاي فرهنگي مثل ادبيات، سينما و... بازنمودن زوايايي از فرهنگ و اخلاق است و از آنجا كه اين هنر مجموعه اي از هنرهاي ديگر است، نوعي كه مسأله در آن مطرح مي شود، بي ترديد بسيار تأثيرگذار تر خواهد بود. |