تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
ورزشي
هنري
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 29مرداد ماه 1387

[ هنري ]
 * گپي با آتيلا پسياني بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون؛
نمي توانم ميان سينما و تلويزيون يكي را انتخاب كنم
 * نگاهي به نمايش «يادگار زريران» نوشته و كار قطب الدين صادقي؛
جهاني پر از مرگ و تنهايي
 * مصطفي رحماندوست در نشست مطبوعاتي جشنواره بين المللي
تئاتر كودك و نوجوان: هنوز به خواسته هايمان نرسيده ايم
 * در آستانه  روز ملي سينما؛
اهالي فيلم كوتاه اولين نشان خود را به عباس كيارستمي اهدا كردند
 * بازتاب اطلاعيه ارشاد در خبرگزاري فرانسه درباره كنسرت «كريس دي برگ»
 * خياباني در مسكو به نام «سولژنيتسين» شد
 * كارشناسان جايزه  شعر و نقد شعر «نيما» معرفي شدند
 * هنديها ساخت نسخه  اقتباسي از «بچه هاي آسمان» را عملي مي كنند
 * انتشار كتاب دو زبانه گلستان سعدي در آمريكا
 * يكي از گالريهاي موزه هنرهاي معاصر فلسطين به نام استاد احمد خليلي شد
 * در رقابت با 77 كشور جهان؛« سهم گمشده» به ايتاليا رسيد
 * نمايش «سنتوري» در جشنواره ونيز

گپي با آتيلا پسياني بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون؛
نمي توانم ميان سينما و تلويزيون يكي را انتخاب كنم

 

* مليحه پژمان

آتيلا پسياني بازيگر نام آشناي سينما، تئاتر و تلويزيون كشورمان متولد 1336 تهران است.






ورود او به عرصه هنر به واسطه حضور هنري زنده ياد جميله شيخي مادرش در اين عرصه، رقم خورد. او دانش آموخته هنرهاي نمايشي است و در تئاتر، نمايشهاي زيادي را كارگرداني كرده است كه البته هنوز هم با علاقه اين عرصه را دنبال مي كند. پسياني، طراح صحنه، دستيار كارگردان، بازيگردان و حتي نويسنده بسياري از آثار هنري بوده است. در آثار سينمايي او مي توان به دو زن، آب و آتش، نيمه پنهان، شام آخر، مجردها، كما، عروسك فرنگي، كشتي آنجليكا، آتش بس، چه كسي امير را كشت و... و در آثار تلويزيوني مي شود به آخرين گناه، زير تيغ، راه بي پايان، بيداري و... اشاره كرد. پسياني مشغله هاي زيادي دارد و شايد به همين دليل اصلاً اهل گفتگو نيست. اما پس از مدتي پيگيري، قبول مي كند كه كمي از خودش و فعاليتهاي هنري اش بگويد و اين طور شروع مي كند: «من درست وقتي 19 ساله بودم، يعني در سال 1355، به عرصه هنر وارد شدم. از كودكي تحت تاثير هنرنمايي مادرم، با اين فضا آشنا بودم و خودم دوست داشتم در تئاتر نقشي داشته باشم و به همين خاطر علاقه هايم به بازيگري از تئاتر شروع شد و هنوز هم عاشق صحنه ام. به عقيده من آنچه از دنياي پرفراز و نشيب بازيگري قرار است ياد بگيريم، در تئاتر به راحتي در دسترس است. تئاتر فضايي زنده و متفاوت با سينما و تلويزيون دارد. كار كردن در اين فضاي زنده كه با تماشاچي همنفس مي شوي، بسيار سخت است؛ چون تماشاچي همان جا مي تواند واكنش نشان دهد و اين چيزي جز برقرار شدن يك ارتباط دو جانبه پويا بين بازيگر و تماشاچي تئاتر نيست. از همين بابت، تئاتر براي من ارزش بسياري دارد»
اما از آنجا كه پسياني در سينما هم تجربه هاي متفاوتي را پشت سر گذاشته، در اين مورد از او مي پرسم كه در ادامه مي گويد: «سينما فرصت خوبي است كه اندوخته هاي يك بازيگر به نمايش عمومي گذاشته شود. من از سال 62 به سينما قدم گذاشتم و البته در آثار بسياري ايفاي نقش كردم، اما از اين ميان «كشتي آنجليكا» برايم جايگاه ويژه اي دارد، چرا كه در اين فيلم با آن تجربه هاي سنگين، به فرصتهاي خوبي براي تثبيت بازيگري ام دست پيدا كردم. هر چند در اين سالهاي اخير ديگر سخت مي شود نقش متفاوت و جذابي پيدا كرد و سينماي ما گاهي دچار تكرارهاي نه چندان دلچسب مي شود و اين مسأله انتخاب را نه براي من كه براي بسياري از هنرمندان اين عرصه سخت مي كند. من عقيده اي به منفي و يا مثبت بودن نقش ندارم و نكته مهم در بازيگري برايم تأثيرگذاري و ماندگاري است. كما اينكه در فيلم سينمايي «آتش بس» اين اتفاق را تجربه كردم و احساس مي كنم در شرايط اكران اين فيلم خيلي ها سعي مي كردند از كلمات و ديالوگهاي روانشناس فيلم استفاده كنند. كلماتي مثل «كودك درون خودت را بشناس» و... احساس كردم كه تلاشم نتيجه داشته و تا حدودي آن ارتباط پويا برقرار شده است كه از اين بابت خوشحالم، هر چند متاسفانه در حال حاضر بسياري از سينماگران ما به اين قضيه توجهي نشان نمي دهند و فقط استفاده از چهره هنري جذاب و گيشه پسند برايشان مطرح است. در حالي كه همه عقيده داريم تلويزيون، سينما و همه رسانه هاي تصويري ما بايد به جنبه هاي ارتباطي و تاثيرگذاري و گاهي آموزشي توجه داشته باشند. اما... بگذريم.»
از آن جا كه پسياني تجربه زيادي در كارهاي تلويزيوني از مجموعه ها و سريالهاي هفتگي گرفته تا سريالهاي مناسبتي مثل ماه رمضان را در كارنامه هنري اش دارد، از او در مورد جايگاه مجموعه هاي تلويزيوني و البته آخرين كارش «بيداري» مي پرسم كه اين طور ادامه مي دهد: «تلويزيون با توجه به حجم گسترده مخاطبان متفاوتش، جايگاه خوبي براي حضور يك بازيگر است، بخصوص اينكه نگاه تلويزيون به موضوعات مختلف با سينما تفاوت دارد. تلويزيون عرصه گسترده اي براي كسب تجربه هاي مختلف براي يك بازيگر است و من هميشه سعي كرده ام در اين فضا تجربه هايي را كسب كنم. اما در مورد بيداري بايد بگويم، تجربه نقش وكيل براي من چندان سخت نبود، بخصوص اينكه در اين سريال هنرمندان با تجربه بسياري در كنار من بودند. اما تلاش كردم از فضاي موجود براي همراه كردن مخاطب با قصه استفاده كنم. «بيداري» داستان متفاوتي داشت و اين ما (بازيگران) بوديم كه به عنوان ايفاگران نقشهاي مختلف در اين مجموعه بايد تفاوتها را به نمايش مي گذاشتيم. در مجموعه هاي تلويزيوني به خاطر زمان طولاني پخش آن هم به صورت هفتگي، خواه ناخواه اين همراهي بيننده با مجموعه و حتي همراهي با بازيگران ايجاد مي شود و اين يكي از مهمترين حسن هاي رسانه جمعي است. به هر حال «بيداري» هم يك تجربه متفاوت بود.»
از پسياني مي خواهم در مورد آخرين كارهايش بگويد كه خاطر نشان مي كند: «از آخرين كارهايم مي توانم به فيلمهاي «سه زن»، «حس پنهان»، «فرزند صبح» و اين آخري ها «كنعان» اشاره كنم. هميشه سعي مي كنم بهترين كارها را انتخاب كنم، هر چند نمي توانم بين سينما و تلويزيون يكي را براي هميشه انتخاب كنم و دوست دارم در هر دو عرصه فعاليت كنم.»

  


نگاهي به نمايش «يادگار زريران» نوشته و كار قطب الدين صادقي؛
جهاني پر از مرگ و تنهايي

 

* آي سان نوروزي

* يادگار زريران
نويسنده و كارگردان: قطب الدين صادقي




بازيگران: ناصر عاشوري، مصطفي عبداللهي، اشكان جنابي، كاظم هژير آزاد، عباد نظري و...
خلاصه داستان: «ارجاسب» شاه صحرا گرد توراني، يكتا پرستي ايرانيان را بهانه اي براي ياغي گري هاي وحشيان توران قرار مي دهد و به ايران حمله مي كند. «زرير» پهلوان بزرگ ايراني، به حيله بيدرفش جادو كشته مي شود و فرزند هفت ساله زرير براي پيدا كردن پيكر پدر و گرفتن انتقام سپاه توراني را در هم مي كوبد ... .
*
ادبيات و شعر، ابزار بيان ما ايراني هاست. بزرگان ما در طول دوره هاي مختلف تاريخ، چه آن هنگام كه خودمان بوده ايم و چه آن هنگام كه در مقاطعي كوتاه، ديگران بر ما حكومت كرده اند، همواره يك ابزار مهم بيان داشته ايم و اين ابزار، چيزي جز شعر نبوده است.
در ميان آثار ادبيات فاخر فارسي نيز، بدون شك اهميت و ارزش و تأثير گذاري شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي غير قابل چشم پوشي است. حماسه ادبي فردوسي، سرشار از روح ايراني و انگيزه وطن پرستي و ميل مبارزه با بيگانگان است. همين ميل وافر هم باعث شده كه داستانهاي شاهنامه، پر از درگيري و چالش و مبارزه باشند؛ چيزي كه مي تواند دستمايه و اساس ادبيات دراماتيك قراربگيرد و تا به حال نيز در نمايشهاي بسياري - از جمله يادگار زريران- بستر نمايشي وقايع داستاني شاهنامه بوده است.
قطب الدين صادقي پيش از كارگرداني «يادگار زريران»، بارها توانش را در حوزه تجربه ادبيات كهن ايراني و به كارگيري قالبهاي ادبي در ساختار نمايشي آزموده است. كارگرداني «آرش» بهرام بيضايي، نويسندگي و كارگرداني نمايشهايي چون: «سي مرغ، سيمرغ»( بر اساس منطق الطير عطار)،«مرد فرزانه، ببر ديوانه» (بر اساس جوامع الحكايات محمد عوفي)، «هفت خان رستم» (بر اساس شاهنامه فردوسي) و «مويه جم» نيز با كار بر روي داستانهاي شاهنامه، پيش از «يادگار زريران» به روي صحنه رفته اند.
وي همچنين نمايش «بهرام چوبينه» نوشته سيامك تقي پور را نيز در در اواسط دهه هفتاد اجرا كرد و به تكميل تجربياتش در حوزه درام مبتني بر ادبيات ايراني افزود.
«يادگار زريران» نيز در ادامه اين جريان و بر اساس يكي از سوزناك ترين حماسه هاي ارزشمند شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي توسط صادقي نوشته شده كه روايتگر حكايت مبارزه پهلوانان ايراني با دشمنان توراني است. ماجرا از آنجا آغاز مي شود كه «گشتاسب شاه»، شاه ايران دين يكتاپرستي را پذيرفته و از همين بابت از سوي «ارجاسب» فرمانده صحراگردان توراني تهديد مي شود. جنگي سخت ميان اين دو در مي گيرد و هر بار دشمن حيله گر، راستي و مردانگي ايرانيان را با نامردي و نيرنگ پاسخ مي دهد. قهرمان اين حماسه، زرير ايراني است كه به نيرنگ كشته مي شود و فرزندش «بستور»، به كين خواهي پدر و با كمك روح او بر دشمن مي تازد و پيروز مي شود.
صادقي به خوبي توانسته اين داستان را از قالب ادبيات خارج ساخته و تبديل به درامي با ساختار تئاتري نمايد. به همين دليل مي توان گفت كه مهمترين ويژگي «يادگار زريران»، داستان آن است.
البته بخش مهمي از قواعد ساختار داستاني در خود متن اصلي داستان زرير در شاهنامه نيز وجود دارد، اما مسأله مهم اين است كه قطب الدين صادقي به عنوان نويسنده و كارگردان «يادگار زريران» به درستي توانسته اين قواعد و ظرفيتهاي موجود را نمايشي كند و ساختار را به كليتي دراماتيك و نمايشي تبديل نمايد.
اخلاق، مبارزه، نبرد و پايان جنگ مراحل مختلفي هستند كه طبق منطق منظم و ساختاري كلاسيك، از پي هم روايت مي شوند و داستان نمايش صادقي را ساخته و تكميل مي كنند. به علاوه اينكه زبان به عنوان عنصر مهم ديگر نمايش، نقشي بسيار مهم و انكارناپذير دارد و يكي از مهمترين اجزاي ساختار آن به شمار مي رود. زبان نمايش صادقي در حوزه گفتار و بيانگري ديداري (زبان بدن و زبان حركت) در انتقال و ارتباط مفهوم و موضوع با مخاطبش توانا و موفق است. او در حوزه گفتاري توجه زيادي به اشعار حماسي فردوسي داشته و سعي كرده تا ضمن كاركرد روايتگري در داستان، تأثيرات شنيداري زبان را از هر جهت تقويت كند. زبان از طرفي براي مخاطب امروز، مفهومي ساده و عاري از صنايع و پيچشهاي ادبي است و از سوي ديگر لحن و اندازه فاخر و شكل بياني پهلواني و حماسي داستان را نيز در خود دارد:
جاماسپ: «فردا روز كه دلير به دلير بركوبد و گراز به گراز،
بس مادران بي پسر
و بس پسران بي پدر
و بس برادر بي برادر
و بس زن شويمند
بي شوي شوند».
اما از سوي ديگر، حركت و ميزانسن را - چه به صورت جمعي و چه در قالب فردي- بايد به لحاظ بازيگري، بخشي از زبان كار صادقي در «يادگار زريران» دانست. صادقي در اين نمايش بازيگراني آزموده با بدنهاي تقريبا آماده را به كار گرفته است كه اين بازيگران در قالب طراحي خوب و هدفمند كارگردان، به درستي توانسته اند صحنه هاي متعدد و متفاوت نبرد و مبارزه ميان دو لشكر را به تماشا بگذارند.
پرداخت شكلهاي مختلف و متفاوت حركت و تقسيم آن در ميان بازيگران بر اساس مشخصات كاراكتر نيز، بخشي از اين كاركرد است كه به معرفي ويژگيهاي جسمي و رفتاري شخصيتها و همچنين توانمندي آنها در داستان نمايش مي پردازد.
نكته قابل توجه ديگر، پرورش خوب و جذاب قهرمانان نمايش و در رأس آنها «زرير» و «بستور» است. اين دو شخصيت به عنوان محورهاي اصلي روايت داستان، به خوبي پرداخت شده و كاركردهاي دراماتيك اثر را پيش مي برند.
همراهي زرير پس از مرگ، اما ترفند خوب ديگري است كه صادقي پس از برداشت خود از داستان به آن رسيده است. در شعر فردوسي، پهلواني ها و رشادتهاي بستور طوري توصيف شده كه انگار نيروي روح زرير در جان و تن او دميده شده و به او قدرت مي بخشد. اين ويژگي، علاوه بر جنبه هاي مذهبي و اخلاقي كه ممكن است در ارتباط با منطق و محتواي اثر داشته باشد، به لحاظ نمايشي نيز كاركرد دراماتيك پيدا كرده است، هر چند صادقي مي توانست با عدم تكرار حضور زرير و تأكيد زياد بر اين حضور، روح قهرمان را بر روي صحنه تأثرگذارتر و با اهميت تر به نمايش بگذارد.
صادقي حتي بهتر بود كه در مورد شخصيتها و رفتارهاي آنها در بخشهاي ديگري از نمايش اش نيز دقت، توجه و جديت بيشتري به خرج مي داد. به عنوان مثال يكي از شخصيتهايي كه سبكتر و شلخته تر از بقيه به نظر مي رسد، «گشتاسب» شاه بزرگ ايراني و برادر زرير است كه به ويژه در صحنه پيشگويي جاماسب فرزانه، به طرز غلو آميز و كودكانه اي از كوره در مي رود، خودش را بر زمين مي اندازد و غلت مي زند و حتي شكلك در مي آورد! اين حركتها وقتي كه از يك شاه بزرگ سر مي زند نه تنها ممكن است ترديدهايي را نسبت به شخصيت او موجب شود، بلكه حتي مي تواند ارزش و اعتبار ساير اشخاص مرتبط با اين شاه را نيز كاهش دهد و از اهميت آنها در نظر تماشاگر بكاهد.
قطب الدين صادقي در بيشتر مدت زمان اجراي نمايش اش به خوبي توانسته روايتي فاخر، حماسي و قابل فهم براي تماشاگر امروز ارائه دهد، اما تنها در بخشهاي كمي از اين اجرا، حركتها و اطوار ناهماهنگ با كليت اجرا در آن دخيل شده و وحدت و يكدستي عناصر آن را دچار كاستي مختصري مي كنند.
يكي از اين ناهماهنگي ها را مي توان در پايان بندي نمايش هم مشاهده كرد: ورود پسرك بر روي صحنه و جستجوي پدر و انتظار او، پايان بخش «يادگار زريران» است. اما واقعاً چرا كارگردان، اين پسر بچه را با لباسهاي امروزي وارد صحنه نمايش اش مي كند؟ براي اينكه بتواند مفهوم و محتواي اثرش را به امروز پيوند بدهد؟ اگر تنها دليل حضور پسربچه همين منظور باشد كه خود نمايش به زيبايي بيانگر اين موضوع بوده و به نظر نمي رسد كه در انتقال مفاهيمش دچار اشكال بوده باشد!
صادقي دو سال قبل نيز، با تغيير پايان بندي نمايشنامه «عادلها»ي آلبر كامو، چنين كاري را انجام داده بود كه پيوستگي و منطق كل نمايش را با اشكال مواجه مي ساخت و حالا در «يادگار زريران» گويي به درك مخاطبانش اطمينان ندارد و خود دست به كار مي شود و به ناگهان عنصري را براي تحميل محتوا بر مخاطب، وارد نمايش مي كند:
- بستور: ... هيچ چيز نمي بينم مگر جهاني پر از مرگ و تنهايي. بستور، بستور كه اين بامداد، كودكي بود خردسال و اين شامگاه ...
«يادگار زريران» نمايش خوبي است. داستاني ايراني را روايت مي كند، روايت رواني دارد و در انتقال مفاهيمش موفق است. مهمتر از همه آنكه، جذابيتهاي بصري زيادي دارد و در مدت زمان اجراي تقريبا دو ساعته اش، كمتر پيش مي آيد كه مخاطبانش را خسته كند.

  


مصطفي رحماندوست در نشست مطبوعاتي جشنواره بين المللي
تئاتر كودك و نوجوان: هنوز به خواسته هايمان نرسيده ايم

 

گروه هنر- نصيري: نشست مطبوعاتي پانزدهمين جشنواره بين المللي تئاتر كودك و نوجوان اصفهان روز گذشته با حضور مصطفي



رحماندوست(دبير جشنواره)، عليرضا حسيني(مدير كل ارشاد اسلامي اصفهان)، فرهاد عريضي(مدير اجرايي جشنواره) و در حضور خبرنگاران رسانه ها برگزار شد و مسؤولان برگزاري در جريان آن به توضيح و تشريح برنامه هاي بخشهاي مختلف جشنواره پرداختند.
در ابتداي اين نشست مصطفي رحماندوست، ضمن اشاره به ارتقاي هر دوره از جشنواره نسبت به دوره قبل از تغييرات كمي و كيفي مطلوب جشنواره پانزدهم ياد كرد و افزود: تلاش ما اين است كه جشنواره بين المللي تئاتر كودك و نوجوان در حد مطلوب براي كودك و نوجوان ايراني برسد و پيش از هر چيز مي گويم كه هنوز به خواسته هايمان در اين محدوده نرسيده ايم و با آن فاصله زيادي داريم. در جشنواره پانزدهم توجه جدي اي به رشد كيفي و توسعه محتوايي داشته ايم و برخلاف سالهاي گذشته كه سفارشهاي توليد به هنرمندان حرفه اي تئاتر داده مي شود، امسال به طور طبيعي با حضور حرفه اي ها در جشنواره مواجه شده ايم. تلاش ما اين بوده كه با رويكرد آسيب شناسانه برگزاري جشنواره را ارتقا دهيم.
اما در مورد مساله نوجوان معتقدم كه اين مشكل تنها به تئاتر مربوط نمي شود و سينما و ادبيات ما هم دچار آن هستند و اصلاً اين مشكل به ايران و جشنواره هاي ايران هم محدود نمي شود.
به هر حال اين مساله بايد با نگاهي آسيب شناسانه و جدي مورد ارزيابي قرار بگيرد و شايد اين تئوري كه بخش نوجوان را از بخش كودك جدا مي كند، درست تر باشد.
وي در مورد نحوه برگزاري جشنواره نيز به رقابتي بودن آن اشاره كرد و اضافه كرد: جشنواره امسال حتماً مثل گذشته به صورت رقابتي برگزار مي شود و ما سعي كرده ايم كه حتي در بخش بين الملل هم رقابت داشته باشيم و وجود نمايشهايي از كشورهايي چون اوكراين، روسيه، آمريكا، كانادا، هند، تاجيكستان و... چنين امكاني را براي ما ايجاد خواهد كرد.
در ادامه نشست عليرضا حسيني رونق گرفتن جشنواره تئاتر كودك و نوجوان در دوره هاي اخير را مورد اشاره قرار داد و گفت: امسال سومين سال برگزاري جشنواره تئاتر كودك و نوجوان در اصفهان است. خوشبختانه طي اين سالها جشنواره براي مردم شناخته شده و تماشاگران زيادي با آن انس گرفته و از آن استقبال مي كنند. اين روند كه با اجراي مستمر در محل برگزاري جشنواره شروع شده باعث رونق بيشتر جشنواره خواهد شد و رونق جشنواره استمرار و پويايي اجراي عمومي را به دنبال خواهد داشت. هدف ما اين است كه بتوانيم در طول سال تئاترهايي را جهت اجرا براي كودكان و نوجوانان كشورمان داشته باشيم و آرامش، شادي و آموزش را به عنوان رويكردهاي اصلي مورد توجه قرار داده ايم. فكر مي كنم امسال به اهدافمان نزديكتر شده ايم و پيش بيني مي شود كه با استقبال مردمي بيشتر هم مواجه باشيم.
لازم به يادآوري است كه پانزدهمين دوره جشنواره بين المللي تئاتر كودك و نوجوان از شانزدهم تا بيستم مهرماه سال جاري در اصفهان برگزار مي شود.

  


در آستانه  روز ملي سينما؛
اهالي فيلم كوتاه اولين نشان خود را به عباس كيارستمي اهدا كردند

 

اهالي فيلم كوتاه يك شنبه شب گذشته در اولين جشن از جشنهاي روز ملي سينما، دوره هم جمع شدند و اولين نشان ايسفا را به



عباس كيارستمي كارگردان برجسته  سينماي ايران اهدا كردند و در ادامه برگزيدگان فيلم كوتاه، دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران را معرفي كردند.
به گزارش ايسنا، در اين مراسم كه با عنوان اولين جشن مستقل فيلم كوتاه در فرهنگستان هنر برگزار شد، در ابتدا به ياد زنده ياد مهرداد فخيمي فيلم «نان و كوچه» عباس كيارستمي كه توسط فخيمي فيلمبرداري شده بود، پخش شد و سپس با مريم فخيمي دختر اين فيلمبردار و عضو انجمن فيلم كوتاه ايران ابراز همدردي شد.
امين تارخ دبير جشن در سخناني با ابراز خرسندي از اين كه فيلم كوتاه صاحب يك جشن مستقل شده است، اظهار اميدواري كرد: اين استقلال باعث شود، جوش و خروش بيشتري در جوانها ايجاد شود و با تحرك بيشتر به جلو پيش روند.در ادامه اين مراسم جوايز فيلمسازان كوتاه اهدا شد و در ادامه با دعوت از عباس كيارستمي به روي سن، اولين نشان ايسفا براي يك عمر آفرينش هنري به اين كارگردان اهدا شد.عباس كيارستمي اظهار داشت: مي خواستم اين جايزه را به بازيگر فيلم «نان و كوچه» اهدا كنم و به او زنگ زدم و در راه شمال بود، اما خوشحالم كه نيامد چون دلم نمي آمد اين جايزه قشنگ را به او بدهم!پايان بخش اين جشن اهداي تنديس بود كه توسط عباس كيارستمي، كامبوزيا پرتوي و محمدمهدي عسگرپور انجام شد.
در اين مراسم كه بيش از 2 ساعت ادامه داشت هيچ كدام از مديران سينمايي حضور نداشتند.

  


بازتاب اطلاعيه ارشاد در خبرگزاري فرانسه درباره كنسرت «كريس دي برگ»

 

خبرگزاري فرانسه يكشنبه به نقل از منابع ايراني، نوشت: مقامهاي ايراني اعلام كرده اند كه تاكنون هيچ گونه در خواست مجوزي براي اجراي كنسرت «كريس دي برگ» صادر نشده است.
به گزارش فارس، اين خبرگزاري به نقل از دفتر موسيقي وزارت فرهنگ افزود: از آنجايي كه هنوز هيچ درخواستي براي اجراي كنسرت كريس دي برگ در ايران صورت نگرفته، هنوز هيچگونه مجوزي نيز در اين رابطه صادر نشده است.به گزارش خبرگزاري فرانسه، «كريس دي برگ» در ماه مي، در سفري كه به ايران داشت، اظهار اميدواري كرد كه بتواند اولين خواننده پاپ غربي باشد كه از انقلاب اسلامي به بعد در ايران به اجراي برنامه بپردازد.
خبرگزاري فرانسه به نقل از «محسن رجب پور»، رئيس كمپاني ترانه شرقي متذكر شد كه «كريس  دي برگ» تاكنون توانسته اجازه شفاهي مقامهاي ايراني را جلب نمايد.

  


خياباني در مسكو به نام «سولژنيتسين» شد

 

برخلاف قانون دولت روسيه، بزرگترين خيابان شهر مسكو به نام «الكساندر سولژنيتسين» نويسنده تازه از دنيا رفته روسي شد.
به گزارش فارس، به نقل از پايگاه خبري «اكتواليته»، بزرگترين خيابان شهر مسكو كه در شوروي سابق معروفترين خيابان كمونيستي اين شهر محسوب مي شد، به ياد «سولژنيتسين» نويسنده متوفي روسي نامگذاري شد.
بنا به قانون دولت روسيه، اين كشور نمي تواند خياباني را به نام شخصيتي نمايد كه هنوز ده سال از مرگ آن نگذشته باشد، اما دولت روسيه درباره «سولژنيتسين» استثنا قائل شده است.بسياري از آثار اين نويسنده روس به فارسي برگردانده شده است.

  


كارشناسان جايزه  شعر و نقد شعر «نيما» معرفي شدند

 

كارشناسان مرحله  نخست جايزه  شعر و نقد شعر «نيما يوشيج» معرفي شدند.
به گزارش ايسنا، محمد حقوقي، هوشنگ چالنگي، محمد شمس لنگرودي، شاپور جوركش، علي باباچاهي، عباس صفاري، حافظ موسوي، عليشاه مولوي، شمس آقاجاني و مهرداد فلاح، كارشناسان جايزه  نيما هستند، كه آثار شاعران و منتقدان فعال در سال 86 را در مرحله  نخست بررسي مي كنند.
همچنين هانيبال الخاص - هنرمند نقاش - نسخه  اصلي دو پرتره  نيما، اثر خود را، براي استفاده به عنوان طرح لوگوي جايزه، پوستر و كارت دعوت به جايزه  شعر نيما اهدا كرده است.
حاميان مالي جايزه نيز همزمان با مشخص  شدن مرحله  اول داوري آثار در آبان ماه معرفي خواهند شد.
به گفته  برگزاركنندگان جايزه، تا آن  زمان، هرگونه خبررساني در اين زمينه رسميت ندارد و قابل استناد نيست.
جايزه  شعر «نيما» به دو شاعر كه شعرهايشان در سال 86 در مجلات كاغذي و الكترونيك به چاپ رسيده، به تفكيك صاحب كتاب و اثري كه شاعرش بدون كتاب است، تعلق مي گيرد.
جايزه  نقد «نيما» نيز به يك نقد كه در رابطه با شعر در سايتها يا مجلات كاغذي چاپ شده است، تعلق مي گيرد و يك جايزه به كتاب شعري كه در سه سال گذشته در فضاي اينترنت توسط سايتهاي ادبي يا به صورت شخصي منتشر شده است، اهدا مي شود.

  


هنديها ساخت نسخه  اقتباسي از «بچه هاي آسمان» را عملي مي كنند

 

نسخه  هندي فيلم «بچه هاي آسمان»، ساخته  «مجيد مجيدي» اواخر سال جاري در باليوود اكران مي شود.
به گزارش ايسنا، كمپاني فيلمسازي «پرسپت پيكچرز» هند قصد دارد اثري برگرفته از فيلم موفق و تحسين  شده  «بچه هاي آسمان» به كارگرداني «مجيد مجيدي» را بسازد.
اين فيلم كه هنوز نامي براي آن انتخاب نشده ، به كارگرداني «پريا دارشان» ساخته خواهد شد و زمان اكران آن سه ماهه  اول سال 2009 اعلام شده است.به گزارش سي.ان.ان هند، رئيس اجرايي اين شركت فيلمسازي درباره  اولين نامزد ايراني اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي گفت: «فيلم «بچه هاي آسمان» براي ما تاريخ ساز شده است. ساخت يك اثر اقتباسي براساس آن براي تماشاگران هندي بسيار جالب خواهد بود. تصور كنيد برج ايفل به هند بيايد. ايده بدي نيست.
وي افزود: ما تمام سال گذشته را به دنبال پيداكردن كارگردان براي اين فيلم بوديم و اخيراً حقوق ساخت اثر اقتباسي از آن را نيز خريداري كرديم تا اواسط سپتامبر ساخت آن را آغاز كنيم.

  


انتشار كتاب دو زبانه گلستان سعدي در آمريكا

 

«گلستان» يادگار جاودانه سعدي شيرازي به صورت دو زبانه و با ترجمه يكي از اساتيد دانشگاه هاروارد از سوي انتشارات IBEX وارد بازار كتاب آمريكا شد.
به گزارش مهر، در توصيف و معرفي اين كتاب آمده است: گلستان سعدي يكي از تأثيرگذارترين كتابها و منابع ادبي ايران است كه بسياري از نويسندگان و شاعران فارسي از آن بهره برده اند.«گلستان سعدي» به منظور درك آسان ادبيات فارسي توسط دانشجويان خارجي و توسط «ويلر تاكستون» در 448 صفحه به انگليسي برگردانده شده است.
همچنين حدود 3600 واژه انگليسي فارسي و عربي انگليسي به عنوان واژه نامه به آخر كتاب افزوده شده تا معاني عبارات و واژه هاي ثقيل آن فهميده شود.

اعلام سري نخست برگزيده هاي جشنواره فيلم «هامبورگ»

سري نخست فيلمهاي برگزيده جشنواره «هامبورگ» براي حضور در بخش رقابتي اين فستيوال معرفي شدند.به گزارش ايسنا، از جمله مطرح ترين آثار برگزيده جشنواره هامبورگ مي توان به «بازار-قصه تجارت» (ساخته بن هاپكينز) و «برلين مي خواند» (اثر هانس استهار) اشاره كرد.در شانزدهمين دوره جشنواره فيلم هامبورگ كه از 25 سپتامبر الي 2 اكتبر (11-4 مهر) برگزار مي شود، علاوه بر برگزيده اي از فيلمهاي سينماي آلمان آثار مطرح سينماي اروپا در معرض تماشاي مخاطبان قرار مي گيرد.

  


يكي از گالريهاي موزه هنرهاي معاصر فلسطين به نام استاد احمد خليلي شد

 

گروه هنر- موزه  هنرهاي معاصر فلسطين يكي از گالريهاي خود را به نام استاد احمد خليلي، چهره  پيشكسوت نقاشي مكتب خيالي سازي (قهوه خانه) نام گذاري كرد.
اين موزه وابسته به مؤسسه  فرهنگي هنري صبا، در آستانه  چهلمين روز درگذشت استاد احمد خليلي، يكي از نگارخانه هاي خود را به نام اين چهره پيشكسوت و صاحب نام و با سابقه  نقاشي مكتب قهوه خانه (خيالي سازي) در راستاي حفظ و نگاهداشت نام و جايگاه پيشكسوتان هنر اصيل و ملي ايران نامگذاري كرد.
بنا بر اين گزارش، اين استاد آخرين اثر خود را در كارگاه نقاشي قهوه خانه، به  مناسبت سالروز حماسه  جاودانه آزادي خرمشهر ارائه كرد.

  


در رقابت با 77 كشور جهان؛« سهم گمشده» به ايتاليا رسيد

 

تبريز - خبرنگار قدس: «سهم گمشده» نخستين فيلم سينمايي حسن نجفي، كارگردان تبريزي، به بخش رقابت يكي از معتبرترين جشنواره هاي سينمايي جهان در ايتاليا راه يافت.
حسن نجفي ظهر ديروز در گفتگو با خبرنگاران افزود: اين جشنواره كه در اكتبر 2008 در ايتاليا برگزار خواهد شد در بخشهاي مختلفي پذيراي آثار منتخب جهان است.
وي اضافه كرد: بخش مذهب و انسان، گفتگويي ديگر، مكانهاي مقدس، حقوق، موسيقي از شب، توان براي شروعي دوباره، ايمان مذهبي، داستانهاي جوانان، دعاها و... از بخشهاي متنوع اين جشنواره هستند.
وي اظهار داشت: در كنار اين جشنواره WORK SHAPتخصصي نيز در رم برگزار خواهد شد كه من نيز در آن حضور مي يابم.
كارگردان « سهم گمشده» افزود: از ميان انبوه آثار رسيده به اين جشنواره 77 فيلم به بخش مسابقه راه يافته اند كه يكي از آنها سهم گمشده است كه موضوعي اجتماعي و ملودرام دارد.

  


نمايش «سنتوري» در جشنواره ونيز

 

فيلم سينمايي «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي در شصت و يكمين جشنواره فيلم ونيز به نمايش در مي آيد.
به گزارش فارس، «سنتوري» در بخش خارج از مسابقه جشنواره ونيز در 6 و 7 شهريور ماه در سانس 14 و 15 به نمايش در خواهد آمد.
شصت و يكمين جشنواره بين المللي فيلم ونيز 27  آگوست افتتاح شده و تا 6 سپتامبر نيز ادامه خواهد يافت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com