تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 30مرداد ماه 1387

[ هنري ]
 * گزارشي از چند و چون طرح نمايش فيلمهاي فرهنگي؛ جرقه اي درآسمان سينماي ايران؟!
 * نگاهي به نمايش « گاردن پارتي در برف» به كارگرداني پرستو گلستاني؛
جنايت عاشقانه !
 * نقدي بر دوبله فيلم «مظنونين هميشگي» به بهانه پخش آن از تلويزيون؛
دوبله اي كه معما را حل كرد!
 * هفتمين دوسالانه نگارگري اسفند ماه در موزه هنرهاي معاصر
 * برگزاري جايزه شعري به ياد مولانا در آمريكا
 * طنز جديد «مهران مديري» شنبه آينده در تهران كليد مي خورد
 * خشم آلماني ها از فيلم جديد «تارانتينو»
 * مسابقه «ورد پرس كارتون» هنرمندان جهان را فرا خواند

گزارشي از چند و چون طرح نمايش فيلمهاي فرهنگي؛ جرقه اي درآسمان سينماي ايران؟!

 

سيد حبيب قاآني

سرانجام مصايب هميشگي اكران فيلم هاي فرهنگي در كشورمان، مسؤولان معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را



برآن داشت تا با تشكيل كميته اي، شرايط را براي نمايش فيلمهايي كه فاصله زيادي با سينماي تجاري دارند در قالب طرح نمايش فيلمهاي ارزشمند فرهنگي مهيا سازند.
به نظر مي رسد ايجاد اين كميته و اجراي اين طرح كه از سال گذشته زمزمه هاي آن مطرح بود، واكنشي به اعتراض فيلمسازان نسبت به نحوه اكران فيلم هاي سينماي فرهنگي و صاحب انديشه باشد. اما سؤال اينجاست كه اجراي اين طرح كه براساس آن فيلمهاي فرهنگي در چند سالن محدود به نمايش عمومي دربيايند تا چه اندازه مي تواند به اين سينما كمك كند؟ و آيا انگيزه فيلمسازان و تهيه كنندگان اين نوع فيلمها با نمايش آثارشان به شكل محدود براي ادامه فعاليت در اين سينما حفظ خواهد شد؟ آيا اجراي اين طرح تنها پاسخي به انتقادهاي وارد شده به معاونت سينمايي در خصوص وضعيت نامعلوم فيلمهاي فرهنگي است!؟ اين سؤالات و شبهات ما را برآن داشت تا در گفتگو با چند تن از دست اندركاران و هنرمندان، به بررسي چند و چون طرح نمايش فيلمهاي ارزشمند فرهنگي بپردازيم .

طرحي براي رفع سوء تفاهم!
مديركل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي در گفتگو با خبرنگار ما درباره اين طرح اظهار داشت: در تعامل با شوراي صنفي نمايش، 5 سينما براي اكران فيلم هاي ارزشمند فرهنگي در نظر گرفته شده كه در نهايت پس از آماده سازي كارهاي اجرايي، نمايش اين دسته از فيلم ها از عيد فطر آغاز خواهد شد.
محمود اربابي درپاسخ به اين سؤال كه چرا اين طرح با تاخير يكساله اجرا مي شود، گفت: ما در سال گذشته در تامين منابع مالي اجراي اين طرح با مشكلاتي مواجه شديم كه باعث تاخير در اجراي اين طرح شد، اما با تامين منابع، اين طرح امسال اجرا مي شود.
وي در خصوص كميته تعيين فيلمها نيز افزود :در معاونت سينمايي كميته اي تشكيل داده ايم كه فيلمهايي را كه پروانه نمايش داشته و تنها مشكل نمايش عمومي دارند را بررسي كرده و شرايط اكران را در قالب اين طرح برايشان فراهم سازيم.
اربابي در خصوص عنوان «فيلمهاي ارزشمند» نيز تصريح كرد: معاونت سينمايي وزارت ارشاد قصد دارد با اجراي اين طرح به فيلمهاي ارزشي كمك كند تا فيلمهايي كه لازم است مردم ببينند ولي شرايط طبيعي نمايش برايشان مهيا نمي شود، در معرض ديد قرار گيرد، اما در مقابل لازم است اين فيلمها هم، ارزش حمايت را داشته باشند!
وي افزود: در حال حاضر يك سوء تفاهم بوجود آمده كه هر فيلمي كه به نمايش عمومي نمي رسد فيلم فرهنگي است، در حالي كه ما فيلمهاي تجاري نيز داريم كه ارزش فرهنگي ندارند و اكران هم نشده اند !ما با اجراي اين طرح مي خواهيم اين سوء تفاهم را بر طرف كنيم.

بدون اختصاص يارانه، طرح موفقي نخواهد بود
اما در مقابل، عضو انجمن سينماداران در اين باره مي گويد: اجراي طرح اكران فيلمهاي فرهنگي بدون اختصاص يارانه به سينماهاي منتخب اين برنامه، موفق نخواهد بود.
فرشيد موتمني آذر افزود: فيلم هاي فرهنگي و يا داراي رويكرد هنري، به دليل مضامين خاص، از جذابيت و رونق مناسب براي حضور در اكران عمومي به شكل مرسوم برخوردار نيستند، به همين خاطر اگر خواستار نمايش اين دست آثار و امكان ديدن آنها براي مخاطبين محدودشان هستيم، بايد نسبت به ضرر و زيان سينماهاي نمايش دهنده نيز بي تفاوت نباشيم. براي اجراي موفق و بدون دغدغه اين طرح بايد نهادهاي مسؤول يارانه مناسب براي اين سالنها در نظر بگيرند.
موتمني آذر در عين حال، مقطعي بودن طرح اكران فيلم هاي فرهنگي در گذشته و نبود سقف حمايتي مشخص را از دلايل ناكامي آن برشمرد و افزود: بايد در دوره جديد طرحي جامع براي نمايش اين گونه فيلمها در دست داشت و با حمايت جدي مالي زمينه استمرار آن را فراهم كرد. در صورت اعمال موارد ياد شده در اجراي طرح اكران فيلمهاي فرهنگي، ديگر شاهد ترافيك فيلمهاي مانده در صف اكران نخواهيم بود.

سينماي فرهنگي، نيازمند حمايت بيشتر است
از سوي ديگر،عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي نيز در گفتگو با خبرنگارما درباره تاثيرهاي اجراي اين طرح در سينماي كشورمان گفت: هر شيوه اي كه بتواند به توليد و عرضه آثار ارزشي در سينماي كشورمان كمك كند، مورد حمايت و تأييد مجلس است .
جواد آرين منش تصريح كرد: در حال حاضر آثار توليد شده سينمايي در كشورمان در مقايسه با آثار توليدي در ديگر كشورها، وضعيت مناسب تري دارد، اما هنوز تا رسيدن به شرايط مطلوب فاصله زيادي داريم .
وي در ادامه تصريح كرد: متأسفانه در چند سال اخير، ذائقه مخاطب سينما به گونه اي شكل گرفته كه بيشتر به دنبال هيجانهاي كاذب است و همين رويكرد، كار را براي استفاده از سينما به عنوان ابزار ارزشمند فرهنگي مشكل ساخته است.
نايب رييس كميسيون فرهنگي در ادامه تصريح كرد: ما بايد از سينماي ارزشي و فرهنگي حمايت كنيم و اجراي طرح نمايش فيلمهاي ارزشمند فرهنگي، يكي از معدود اقدامات صورت گرفته در اين زمينه است و گرنه بايد از اين نوع سينما، از مرحله اول نوشتن فيلمنامه تا نمايش آن، حمايت كرد .

اين طرح، درمان كامل نيست!
اما در واكنش به اجراي اين طرح، رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي به خبرنگار ما گفت: اجراي اين طرحها، حركات خوبي است، اما مشكلات سينماي ما بزرگتر از اجراي اين طرحهاي جزيي است.
دكترحسن بنيانيان تصريح كرد: ما براي توسعه سينماي ارزشي و فرهنگي در كشور، نيازمند برداشتن گامهاي بلندتر و همكاري بين سازمانهاي مرتبط هستيم .
وي افزود: طرح هاي كوچك، ايده هاي خوبي هستند ولي آنها باعث درمان كامل يك درد نمي شوند، زيرا اين اقدامات جوابگوي حجم بالاي معضلات و مشكلات سينما نيست.

هميشه، همه چيز در قالب طرح، خوب است!
همچنين بيژن مير باقري، كارگردان سينما در پاسخ به سؤال خبرنگار ما درباره تاثيرات اين طرح بر ادامه فعاليت كارگردانان اين حوزه اظهار داشت: به نظر من حيات اقتصادي اين نوع سينما، اهميت بيشتري نسبت به بحث نمايش آنها دارد .
كارگردان فيلم «ما همه خوبيم» در ادامه افزود: هميشه همه چيز در قالب طرح بسيار خوب است، ولي در زمان اجرا است كه شكل و ساختار تغيير مي يابد.
وي تصريح كرد: طرح نمايش فيلمهاي ارزشمند فرهنگي قرار است در اكثر سينماهاي دولتي اجرا شود، در حالي كه سينمادار تعيين مي كند چه فيلمي به نمايش درآيد !در چنين شرايطي، آنها هيچ گاه قبول نمي كنند چنين فيلمهايي به نمايش در بيايد، مگر اينكه قانون تغيير كند و اختيار تام از سينما دار گرفته شود.
اين كارگردان سينما در ادامه افزود: شرايط بد سينماي فرهنگي در چند ساله اخير باعث شده كه بسياري از فيلمسازان اين نوع سينما، به سمت توليد آثار تجاري حركت نمايند و اين زنگ خطري است كه بايد زودتر از اينها بدان پاسخ داد.

  


نگاهي به نمايش « گاردن پارتي در برف» به كارگرداني پرستو گلستاني؛
جنايت عاشقانه !

 

* آي سان نوروزي

* گاردن پارتي در برف
نويسنده: چيستا يثربي
كارگردان: پرستو گلستاني
بازيگران: هومن برق نورد / نرگس اميني / رضا پاپي / پرستو گلستاني






خلاصه داستان: زن و مردي در يك كلبه كوهستاني در برف تنها مانده اند و اين تنهايي آنان و بيماري روحي زن باعث مي شود كه لايه هاي پنهان زندگي شان با محوريت قتل زن قبلي مرد توسط زن رفته رفته آشكار شود و ...
*
شايد بيراه نباشد اگر بگوييم چيستا يثربي، استاد پردازش و ساخت شخصيتهاي پيچيده و روان پريش زنانه است. زنهاي آثار يثربي، بويژه در نمايشنامه هايي كه قدرت داستان را در اختيار دارند، به واسطه پيچيدگي هاي دروني، لايه هاي غيرقابل پيش بيني رواني و ويژگي هاي غريزي زنانه شان بشدت جذاب، دوست داشتني و در عين حال قابل ترحم هستند كه نمونه هاي خوبي از اين دست شخصيتها را مي توان در «يك شب ديگر هم بمان سيلويا»، «آخرين پري كوچك دريايي» و همين «گاردن پارتي در برف» مشاهده كرد.
ساحل، در «گاردن پارتي...» يك زن پريشان روان است كه پرده ظريف تمايز ميان واقعيت و ذهنيت درون او، تحت تأثير بحرانهاي رواني و احساسات شدت يافته زنانه اش (با محوريت عشق و حس مادرانه) از ميان برداشته شده. داستان نمايشنامه يثربي، اين زن و ماجراي پيچيده آشفتگي روان او را بستر روايت قرار داده، اما نكته مهمتر در مورد اين نمايشنامه آن است كه علاوه بر اهميت و محوريت شخصيت قوي زن، ساختار دراماتيك قوي و تأثيرگذاري را نيز به بهانه حضور او، بر ساختمان متن استوار كرده است.
«گاردن پارتي در برف» نمايشنامه اي «ساده» و در عين حال «پيچيده» است. ساده؛ از آن جهت كه داستان يك قهرمان زن را تعريف مي كند و پيچيده؛ آنجا كه خودش را از كنار زاويه ديد و جهان درون قهرمان زنش روايت مي كند.
نمايشنامه با لايه هاي چندگانه اي كه حاصل پيچيدگي ها يا تنوع احساسات شدت يافته «ساحل»است، آغاز مي شود و در واقع آنچه در مقابل مخاطب اين نمايشنامه قرار مي گيرد، يك شخصيت چندلايه است كه همزمان با پيشرفت داستان تحليل مي شود و انگيزه هاي رفتارش لايه به لايه- با پارو كردن و كنار رفتن برفها- به مخاطب شناسانده مي شود. بنابراين نمايشنامه را مي توان ميهماني اي دراماتيك دانست كه رفته رفته و با ورود هر ميهمان، محدوده و مشخصه اي از جهان درون قهرمانش را به مخاطب مي شناساند و به واسطه لذت كشفي كه از اين شناخت ايجاد مي كند، مخاطب را بيشتر با خود درگير مي كند.
بنابراين مي توان ادعا كرد كه «گاردن پارتي در برف» به واسطه شخصيت قوي قهرمان خود و بازنمايي جهان درون او، اهميت و ارزش دراماتيك پيدا مي كند. اما ويژگي مهم ديگر كارهاي يثربي و بويژه قهرمانهاي زن آثار او در جذابيت آزاردهنده آنهاست. شخصيتهاي خوب آثار يثربي را بشدت دوست داريم، اما نمي دانيم چرا حضور آنها در مقابل چشمانمان آزاردهنده و خشن است؟ باز هم به ياد سيلوياي دوست داشتني «يك شب ديگر... » مي افتم كه به همان اندازه كه شاعرانه و لطيف و دوست داشتني است، خشن و زمخت هم هست!
اما اين ويژگي در قهرمان «گاردن پارتي در برف» شدت و غلظت بيشتري هم دارد. «ساحل» به طرز كاملاً غريزي، عاشق و دوست داشتني است. شايد به كار بردن عنوان «شقاوت عاشقانه» درباره اين قهرمان جذاب و قابل ترحم، مناسب باشد.
از «آنتون آرتو» در جلد چهارم آثار او نقل شده كه مي گويد: «بدون عاملي كه حضورش در هر نمايش نشاني از شقاوت داشته باشد، نمايشنامه امكان پذير نيست ».
و عشق- تم مورد علاقه يثربي- مهمترين بستر رويدادهاي شقاوت آميز و خشن نمايش «پرستو گلستاني» قرار مي گيرد، آنجا كه «ساحل» پس از پي بردن به احساس واقعي معشوق، ضربات محكم چاقو را با فرياد به بدن گوزن داخل كيسه فرو مي كند و خشونت غيرقابل مهار غريزي اش را از درون به بيرون مي ريزد.
نكته مهم در مورد نمايش گلستاني اين است كه او با وفاداري به رويدادهاي متن به خوبي توانسته مراحل بروز هيجان، تحريك و تشديد آن را در قالب حس نمايشي و در گستره اي فراتر از عناصر ديداري اجرا به دست آورد. در واقع مي توان اين طور گفت كه تماشاگر «گاردن پارتي در برف» نه به واسطه ديدن اتفاقات و هيجانات مكانيك و ديداري اجرا، بلكه توسط حس و جريان رواني حاصل از آن جادو مي شود و تحت تأثير خشونت جوهر غريزي رفتار قرار مي گيرد.
هيجان صحنه در «گاردن پارتي... » ابتدا به آرامي خودش را با هيجان و احساس تماشاگر درمي آميزد و هنگامي كه توانست با آن يكي شود، به راحتي حس مخاطب را تحت كنترل خود مي گيرد و همراه با وحشت درون قهرمان به اوج مي برد. صحنه نمايش تركيب خوبي از تضاد و در عين حال هماهنگي با فضا و حس داستان را به تماشا مي گذارد. بستن پس زمينه حضور قهرمان با ديواره اي از درها و پنجره هاي بسته كه اسكلت يخي و سفيد شاخه هاي درختان از بيرون آن به داخل آمده؛ از سويي زندان بسته درون قهرمان را تجسم بخشيده. از يك سو در تضاد با حرارت و هيجان بيمارگونه رواني حاكم بر فضا قرار گرفته و از سوي ديگر بخوبي توانسته با جهان بيرون از دنياي قهرمان - جهان تاريك و سرد- هماهنگ شود. اين دكور با آرايش مناسب در داخل و بيرون محيط رويداد- برف پشت در، پس زمينه ذهن ساحل است- همزمان چالش ناخودآگاه درون و بيرون شخصيت را به ذهنيت تماشاگر از وقايع و رويدادهاي نمايش نزديك مي كند.
اما نورپردازي، كمتر به كمك اين رويدادها آمده و به جز واسطه رنگ، در ساير موارد بيشتر به عنوان ابزاري براي قدرت بخشيدن به مكانيك اجرا به كار رفته است. هر چند تأثير نور، به واسطه برجستگي بازخورد رواني رنگ همچنان در نمايش گلستاني چشمگير و داراي قدرت تحريك هيجان است.
فرصت اندك نقد، اجازه پرداختن به همه جنبه ها و عناصر متن و اجرا را امكان پذير نمي سازد، پس سنجش اجزاي دراماتيك و تئاتريكال و تحليل و توجيه معيارها در اين فرصت مقدور نيست، بنابراين به فراخور فرصت، تنها برخي عناصر و اجزا نمايش را به اختصار مورد بررسي قرار مي دهم.
موسيقي عنصر مهم ديگري است كه در كنار هيجان و حس قدرتمند رويداد و فضاي نمايش، كمتر فضايي براي حضور مي يابد و به سختي مي توان آن را به عنوان عنصري مستقل در اجرا به ياد آورد. همين ويژگي، يكي از محاسن موسيقي اين نمايش است كه ضمن تأثيرگذاري و قدرت بخشيدن به حس رويداد، هيچ گاه خودنمايي نمي كند.
بازيگري در «گاردن پارتي... » مثل همه عناصر و اجزاي ديگرنمايش، بشدت تابع شرايط و قدرت متن است. هر گاه شخصيت در رويداد داستان قدرت و حضور تأثيرگذارتري دارد، بازيگري نيز بيشتر خودنمايي مي كند و برعكس، كاهش قدرت شخصيت بر اساس ضرورت رويداد، به وضوح كار بازيگري را نيز تحت تأثير قرار مي دهد. به همين دليل حضور «نرگس اميني» در صحنه به خاطر قدرت نقش، همواره قابل توجه و قدرتمند ارزيابي مي شود. اين در حالي است كه اميني با وجود تسلط خوب و كافي بر هيجانات دروني شخصيت و تضادهاي دروني او و حتي با توجه به مهارت نسبتاً كافي در هماهنگ كردن جنبه دروني و بيروني رفتار، در صحنه هايي از نمايش واقعاً از شخصيت و نقش عقب مي ماند و قادر به نمايشي كردن همه پيچيدگي هاي رفتار «ساحل» نيست. اميني در اين صحنه ها، قدرتي در انجام دقيق حركات و تغييرات ذهن در بيان ندارد و به همين دليل گاهي پر سر و صدا و شلوغ و شلخته نشان مي دهد.
«هومن برق نورد» هم ، آنجا كه شخصيت «فرهاد» چيزي براي پنهان كردن دارد و داراي شخصيتي چندلايه و پيچيده است، به مراتب بهتر از صحنه هاي پاياني به ايفاي نقش مي پردازد. در واقع بازي برق نورد در فصول پاياني، قرباني ضعف ناگزير و هميشگي مردهاي يثربي در مقابل زنهاي داستان مي شود!
شقاوت و خشونت بي رحمانه و وحشتناك حاصل از اين رفتار را با رويكردي اساطيري مي توان مقدمه تقديس دانست. قرباني كردن، نشانه اي تصويري است كه بيانگر تقدس است. اين فرآيند اسطوره اي كه آيين قرباني كردن آن را در همه مذاهب بشر مي توان مشاهده كرد، حاصل تقبل عذابي دروني است كه به تقدس منتهي مي شود. اين آيين به زيبايي در نمايش چيستا يثربي و در مورد قهرمان آن نيز اجرا مي شود. «ساحل» در «گاردن پارتي در برف» با خشونت و بي رحمي درون (خودش/ مادر) و بيرون (فرهاد/ عشق) تقدس زدايي مي شود. پلان پاياني نمايش كه او را نشسته در قايقي در حالي كه آرام فرزندش را در آغوش گرفته و انگار بر روي اقيانوسي از آرامشي مقدس شناور است نشان مي دهد؛ آيا مي تواند چيزي جز اين باشد؟!

  


نقدي بر دوبله فيلم «مظنونين هميشگي» به بهانه پخش آن از تلويزيون؛
دوبله اي كه معما را حل كرد!

 

* ساسان اميركلالي
بحث دوبله فيلمها، بحث تازه اي نيست و هميشه هم، موافقان و مخالفان خود را داشته است. همان دعواي هميشگي كه «دوبله



نمي تواند روح اثر را به تماشاگر منتقل كند» و حتي عنوان مي كنند كه دوبله، امانت دار خوبي نيست! در واقع اين بحث، همان مسأله اي است كه در ترجمه كتاب نيز وجود دارد. اما حقيقت (به نظر نگارنده) اين است كه هرچند دوبله، در انتقال حال و هواي اثر به تماشاگر نمي تواند نقش خود را به طور كامل ايفا كند، اما براي تماشاگري كه با زبان اصلي فيلم آشنا نيست بهترين راه حل ممكن است. البته راه حل ديگري به نام «زيرنويس» هم وجود دارد، ولي معمولاً مخاطب با تمركز بر روي زيرنويس فيلم، خيلي از اتفاقاتي كه در تصاوير مي افتد را از دست مي دهد. به عنوان مثال، در همين فيلم «مظنونين هميشگي» اگر قرار باشد اين فيلم را با زبان اصلي و با زيرنويس فارسي مشاهده كنيم، به خاطر حجم تقريباً بالاي ديالوگ آن، نقش خود به عنوان يك تماشاگر را، فقط با خواندن ترجمه ديالوگها ايفا كرده ايم و حتي بعضي از ديالوگها را نيز به سبب همان حجم بالاي آن از دست داده ايم !پس حتماً ضروري به نظر مي رسد كه اين فيلم را دوبله شده ببينيم.
در دوبله اين فيلم، گويندگان خوبي چون ناصر طهماسب، حسين عرفاني، منوچهر والي زاده، بهرام زند و سايرين به جاي بازيگران فيلم صحبت كرده اند كه انصافاً نتيجه قابل قبولي هم حاصل شده، اما مشكلي در دوبله فيلم وجود دارد كه البته مشكل چندان كوچكي هم نيست. در سكانس ابتدايي فيلم (كه در واقع معماي اين فيلم در همين سكانس پي ريزي مي شود) شخصيت «كيتون» كه در حال مرگ است، با شخصيتي ديگر، چند جمله اي را رد و بدل مي كند كه همين شخصيت، معماي اين فيلم است، يعني همان كسي كه در فيلم به نام «كايزر شوزر» ناميده مي شود. در اين سكانس، ما چهره «كايزر شوزر» را نمي بينيم و فقط صدايش را مي شنويم كه در نسخه دوبله، صداي ناصر طهماسب با همان ديالوگهاي اندكش، بر روي اين شخصيت قابل شناسايي است. وقتي معما مطرح مي شود، تماشاگري كه با صداي ناصر طهماسب آشناست، در همان آغاز طرح معما متوجه اين مسأله مي شود كه شخص مورد تعقيب همان كسي است كه ناصر طهماسب به جاي او صحبت مي كند، و معما براي او حل مي شود. آن هم نه از روي دليل، گمان و كند و كاو در چگونگي وقايع، يعني همان مواردي كه فيلم بر پايه آن ساخته شده و با اين اتفاق، همه لذت فيلم كه عبارت از غافلگيري در آخرين سكانس است از بين مي رود و تماشاگر از اين لذت محروم مي ماند. هر چند اين اشتباه خيلي كوچك است، اما ساير ويژگيهاي مثبت دوبله، اين فيلم را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. اين مشكل را مي شد با راهكارهاي ديگري جبران كرد، از جمله عوض كردن صدا يا اينكه اصلاَ دوبلوري براي اين نقش انتخاب مي شد كه تشخيص صداي او براي تماشاگر، آن هم با چند ديالوگ كوتاه، خيلي آسان نباشد (البته از آنجا كه دوبلور اصلي «كوين اسپيسي»، هميشه ناصر طهماسب است، اين راهكار مناسبي نخواهد بود!) و يا راهكارهاي ديگري كه آن را بايد از اساتيد دوبله پرسيد.

  


هفتمين دوسالانه نگارگري اسفند ماه در موزه هنرهاي معاصر

 

گروه هنر- هفتمين دوسالانه نگارگري ايران، اسفند ماه سال جاري در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار مي شود.
اين دوسالانه در بخشهاي تذهيب، گل و مرغ، نگارگري با موضوع «سيمرغ» منطق الطير عطار، اسفند ماه سال جاري در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار مي شود.
بنابراين گزارش، همچنين همايش سه روزه اي با موضوع خلاقيت و نوآوري در هنر نگارگري ايران نيز در كنار برپايي اين دوسالانه برگزار خواهد شد و صاحبنظران نگارگري به ارايه مقالات خود خواهند پرداخت.
محمدعلي رجبي، محمدباقر آقاميري، عباس جمال پور، مجيد مهرگان، حسن بلخاري و مينا صدري در تركيب هيأت داوران اين دوسالانه قرار دارند، عباس جمال پور رياست دوسالانه و مرتضي حيدري دبيري اين دوره از دوسالانه نگارگري را بر عهده دارند.
كتاب گزيده آثار نگارگري اين دوسالانه به همراه كتاب مقالات برگزيده نيز چاپ و منتشر خواهد شد.
بر اساس اين گزارش، فراخوان شركت در اين دوسالانه قرار است طي روزهاي آينده اعلام شود.

  


برگزاري جايزه شعري به ياد مولانا در آمريكا

 

بنياد فرهنگي گيتانا در سنت لوئيز آمريكا مسابقه شعري را با نام «زبان دل» در ماه اكتبر در اين شهر برگزار مي كند.
به گزارش مهر به نقل از پايگاه اينترنتي بنياد فرهنگي گيتانا، اشعاري كه بر روي موضوعات برداشت شده از آثار جلال الدين مولوي نوشته شوند در تاريخ 10 اكتبر  (19 مهرماه) توسط بنياد داوري شده و ضمن اعطاي جوايز 50 تا 300 دلاري به آثار برگزيده، اين شعرها در 18 اكتبر در محل اين بنياد در شب شعري خوانده خواهند شد.

  


طنز جديد «مهران مديري» شنبه آينده در تهران كليد مي خورد

 

«مهران مديري» پروژه جديد خود را كه در قالب طنز ساخته خواهد شد، روز شنبه كليد مي زند.




به گزارش فارس، «مهران مديري» تصويربرداري كار جديد خود را روز شنبه در لوكيشني واقع در تهران آغاز مي كند.
بنابراين گزارش، اين مجموعه هم در قالب سي دي يا دي وي دي روانه بازار خواهد شد و بازيگراني چون سيامك انصاري، محمدرضا هدايتي، نصرا... رادش، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان، نادر سليماني و... در آن حضور خواهند داشت.
داستانهاي اين مجموعه جديد كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، در قالب طنز و به سرپرستي «پيمان قاسم خاني» توسط محراب قاسم خاني، امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شده اند.
داستانهاي اين مجموعه در قالبي متفاوت و نو نوشته شده كه هيچ شباهتي به ساير آثار «مهران مديري» ندارد.

  


خشم آلماني ها از فيلم جديد «تارانتينو»

 

«كوئنتين تارانتينو»، كارگردان مشهور آمريكايي، با اعلام ساخت فيلم جديد خود با موضوع كشتار سربازان نازي به دست آمريكايي ها، خشم آلماني ها را برانگيخته است.
به گزارش فارس به نقل از هاليوود ريپورتر، در پي انتشار خبر ساخت فيلم جنگي «لعنتي هاي مفتضح» توسط «كوئنتين تارانتينو»، با موضوع كشتار وحشتناك سربازان نازي توسط آمريكايي ها، مقامات آلماني ابراز نگراني كرده اند.
در اين فيلم كه گفته مي شود به نوعي حمام خون است، «برد پيت»، بازيگر هاليوود، نقش ستوان «آلدو ريني» را بازي مي كند كه فرماندهي يك گروه از سربازان يهودي آمريكايي را به عهده دارد، اين گروه از سربازان در اروپاي اشغال شده توسط نازي ها به دام افتاده اند و تمام تلاش خود را براي انتقام از آلماني ها انجام مي دهند.
«تارانتينو» اين فيلم را از 13 اكتبر در برلين جلوي دوربين خواهد برد؛ اين در حالي است كه بسياري از آلماني ها نسبت به اين مسأله اعتراض كرد ه اند.
به گزارش هاليوود ريپورتر، اين عده از آلماني ها ابراز داشته اند كه مي ترسند با نمايش چنين فيلم هايي، جنگ جهاني دوم در قالب يك حادثه در يك كميك بوك به تصوير كشيده شو د و آنها ديگر نتوانند ارزشهاي ملي خود را رهايي بخشند.
به عقيده آنها اين فيلم در واقع يك تبليغ ضد آلماني است كه عواقب غيرقابل پيش بيني در بردارد.

  


مسابقه «ورد پرس كارتون» هنرمندان جهان را فرا خواند

 

مسابقه كاريكاتور «ورد پرس كارتون» هنرمندان كاريكاتوريست جهان را براي شركت در مسابقه سال 2008 خود فرا خواند.
به گزارش فارس، مسابقه كاريكاتور «ورد پرس كارتون»  را يكي از بزرگترين و معتبرترين مسابقات كاريكاتور در سطح جهان به حساب مي آورند كه قرار است در سال 2008 در كشور پرتغال برگزار شود.
اين مسابقه در سه بخش كارتون مطبوعاتي، كاريكاتور چهره و كارتون طنز برگزار مي شود كه آثار ارسالي با حضور پنج داور كارتونيست مشهور و معتبر جهان داوري خواهد شد.آثار ارسالي بايد اصل و در سال 2008 توليد و منتشر شده باشد.
همچنين آثار ديجيتال بايد با كيفيت بالا ارسال شده و پرينت آن به امضاي صاحب اثر رسيده باشد.
حداكثر اندازه آثار ارسالي A3 اعلام شده و هر كارتونيست در هر بخش مي تواند تنها يك اثر ارسال كند.
جايزه اول اين مسابقه در هر بخش 5000 يورو به همراه تنديس و لوح تقدير، جايزه دوم در هر بخش 2500 يورو به همراه تنديس و لوح تقدير و جايزه سوم در هر بخش 1000 يورو به همراه تنديس و لوح تقدير اعلام شده است.همچنين جايزه بزرگ اين مسابقه نيز به مبلغ 20000 يورو به همراه تنديس و ديپلم افتخار به بهترين اثر اهدا خواهد شد.كاريكاتوريستهاي كشورهاي مختلف دنيا تا 12 بهمن ماه سال جاري مهلت دارند تا آثارشان را به آدرس اين مسابقه به نشاني com.worldpresscartoon.www//: httpارسال كنند. نمايشگاه اين آثار نيز بهار سال 2009 در سينترا شهري نزديك ليسبون پرتقال به نمايش درخواهد آمد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com