|
* جواد نعيمي
در ستمكده كويري دنيا، خشكسالي عشق و عاطفه و ايمان بيداد مي كند و لبهاي عدالت تشنه است! درختهاي زندگاني انسان معاصر نيازمند كلروفيل و اكسيژنند! دشتها چشم به سوي آسمان دارند! كوهها پناهگاه مي جويند! خورشيد، هر روز طلوعي غمگنانه دارد! چهره ماهتاب از انبوهي اندوه، به زردي گراييده! رودها در ناله و فغانند! و در يك كلام، همه هستي تو را مي جويد اي ابر باران زاي رحمت!
اي خورشيد فروزنده معرفت! اي آبشار طراوت و سرسبزي انسان و گل و گياه! اي روح زندگاني! اي پايه وقار و عظمت زمين! اي ستون عظيم آسمان! اي روح روشنايي روزان و شبان! اي در تن هستي روح و روان! اي صاحب الزمان(عج)! اي مولاي مهربان! به حق همه ايمانيان و به حرمت قبله مسلمانان، ما را از درد و تنگناي فراق وارهان و با ظهور شورانگيز و شادي آفرين خويش، باران عشق و ايمان را در سراسر گيتي بباران تا سرسبزي و خرمي و شكوفايي و بهكامي و عدل و نيكويي و راستي در هر مكان و هر زمان جاودان شود؛ به ياري حضرت سبحان! |