|
يكي بود، يكي نبود. توي ده شلمرود، نوجواني به نام حسني زندگي مي كرد كه تمام بر و بچه هاي محله از جمله فلفلي، قلقلي و

حتي مرغ زرد كاكلي، حسني نگو يه دسته گل، صدايش مي زدند، اما خود حسني اصلاً دلش نمي خواست آنقدر بچه مثبت باشد و از اينكه دوستانش او را يه دسته گل صدا مي زدند، بسيار ناراضي بود؛ چون گمان مي كرد كه دسته گل بودن ديگر خيلي وقت است كه دمده شده است !
براي همين تصميم گرفت براي تنوع هم كه شده، كمي به گذشته كثيفش برگردد !او براي رسيدن به اين هدف شوم خود، در ابتدا كلي ژل و تافت و كتيرا و واكس و چسب مو خريد و بعد با كلي دستگاه ديجيتالي و مدرن مو درست كن كه حتي اسمش را هم نمي توانست تلفظ كند، موهايش را به سبك موهاي فشن هاي خيلي خيلي خفن توي فيلمهاي اكش خيلي خيلي خفن، درست كرد !پوستش را برنزه كرد !دماغ گنده اش را زير تيغ جراحي برد و صاحب يك بيني خيلي خيلي خيلي سر بالا و ا وا خاك عالم بر سرم شد !دور دو دستش كلي دستبند و النگو بست و روي دستانش را هم جمله «بي تو سردمه» خالكوبي كرد !به ناخن هايش هم تا حد ممكن، اجازه رشد داد !يك تي شرت بدن نما و يك شلوار تنگ و كثيف و پاره و پوره هم پوشيد و يك آدم ديگر شد !آدمي كه ديگر هر چقدر هم بهش مي گفتند: موي سياه، روي كثيف، ناخن بلند، واه واه واه... ككش هم نمي گزيد و تازه خيلي هم ذوق مي كرد !و ديگر رفيق بودن و رفيق نبودن يا بازي كردن و بازي نكردن فلفلي، قلقلي و حتي مرغ زرد كاكلي با او، برايش هم هيچ اهميتي نداشت !
مدتي گذشت تا اينكه ديگر همه بر و بچه هاي محل از جمله فلفلي، قلقلي و حتي مرغ زرد كاكلي، حسني را «حسن گيتور» صدا مي زدند !حسني- ببخشيد حسن گيتور!- آنقدر بر درستي اعتقاداتش پافشاري كرد كه فلفلي، قلقلي و حتي مرغ زرد كاكلي هم از او الگو گرفتند و خودشان را شبيه به او كردند و حتي نامشان را هم به ترتيب به نام هاي دي جي فلفل، دي جي قلقل و دي جي مرغ زرد كاكل، تغيير دادند !سپس تصميم گرفتند كه به آن ور آب بروند و يك گروه موسيقي توپ و خفن راه بيندازند !
سالها گذشت تا اينكه آرزوي هنري آنها برآورده شد و ديگر نه تنها تمامي اهالي ده شلمرود، بلكه همه مردم هنر دوست ايران، عاشق آثار گروه «حسن گيتور نگو يه دسته خل!» شده بودند تا جايي كه مدام از خانه ها و ماشينهايشان، صداي فالش گروه آنها، به گوش مي رسيد !
فاضل تركمن |