|
* رضاخسروي
اتفاقاتي كه در المپيك پكن افتاد و نتايجي كه ورزشكاران ايراني كسب كردند از مدتها پيش براي آنهايي كه از نزديك ماجراي آماده

سازي ورزشكاران را پيگيري مي كردند، امري بديهي و نزديك به واقعيت بود. اينكه حالا همه از كسب اين نتايج ابراز تعجب و آه و افسوس مي كنند، خيلي اتفاق تازه اي نيست و اتفاقاً منطبق با واقعيتهاي ورزش ماست.
بسياري از كشورهايي كه در المپيك به موفقيت مي رسند و توسط يك ورزشكار پرچم كشورشان را به دنيا معرفي مي كنند و به نوعي كشورشان را به مردم جهان معرفي مي نمايند، از مدتها پيش براي اين لحظات باشكوه برنامه ريزي كرده و كار را به گونه اي پيش برده اند كه حالا شيريني و حلاوت را زير زبانشان مي چشند و خستگي سالها زحمت و برنامه ريزي را از تن به در مي كنند.
اما كاروان ورزشي ايران كه با 55 ورزشكار و سه برابر اين تعداد همراه راهي پكن شده است به جز ثانيه هايي شادي براي كسب مدال برنز مراد محمدي فقط غمديده است و اشكهايي كه البته مستحق آن بوده ايم.
فرق ما با همه دنيا اين است كه اول وعده و وعيدهاي آن چناني مي دهيم و توقعات را بالا مي بريم و بعد كه ناكام مي شويم در پي پيدا كردن جملاتي هستيم براي از بين بردن همه وعده هايي كه داديم و خاك كردن رؤياهايي كه مردممان به آن دل خوش كرده بودند.
به مردم وعده داده بوديم كه احسان حدادي مدال مي آورد و كاري خواهد كرد كه پشت حريفانش بلرزد. به مردم وعده داده بوديم كه پسر طلايي ايران در كشتي فرنگي به مدال طلا دست پيدا خواهد كرد و كاري خواهد كرد كه همه كشتي گيران وزن 55 كيلوگرم تا سالها فكر طلاي جهان ر ا از سر به در كنند.
به مردم وعده داده بوديم در كشتي هاي ديگر و رشته هاي ديگر هم مدالهايي تقديمشان خواهيم كرد تا حسابي كيفشان كوك شود و لذتش را ببرند.
اما حالا كه نه از موفقيتهاي حدادي خبري است و نه سوريان مدال گرفته و نه هيچ كدام از آنهايي كه فكرشان را مي كرديم، بايد اميدوار به دو سه روز آينده باشيم.
بررسي نتايجي كه كاروان ورزشي ايران در المپيك بيست و نهم كسب كرده است، موضوعي نيست كه بتوان در يك مطلب به همه زواياي آن پرداخت و همه دلايل را بررسي كرد. اما مي توان به همين بسنده كرد كه ما در المپيك پكن همان چيزي را درو كرده ايم كه از مدتها پيش كاشته ايم.
واقعيت تلخ ورزش ما اين است كه هنوز زير ساختهاي درستي نداريم و تنها به تك ستاره ها دل خوش كرده ايم تا شايد آنها بيايند و با كسب يك مدال بر همه كم كاريها و نقايص ورزش ما سرپوش بگذارند.
فدراسيون دو وميداني بيش از يك ميليارد تومان براي احسان حدادي هزينه مي كند تا او هم بشود رضازاده اي كه فدراسيون وزنه برداري سالها پشت او پنهان شد و عيبهايش را نديد. دووميداني هم مي خواست حدادي را سپري كند مقابل همه كمبودهايي كه دارد. اما حدادي واقعيت ورزش بي پايه و اساس ايران را عيان كرد و نشان داد نه حرفه اي هستيم و نه حرفه اي فكر مي كنيم.
واقعيت ورزش ايران آن قدر تلخ و گزنده است كه اگر تمامي مسؤولان بركنار شوند و افراد ديگري هم بيايند بازهم هيچ دردي از اين ورزش بي حساب و كتاب درمان نخواهد شد. ورزش ايران ثابت كرد كه نه داراي كار اصولي است و نه مسؤولاني حرفه اي كه بتوانند حداقل كمترين برنامه ريزيها را براي موفقيت داشته باشند.
اگر ورزش ما اصول و قواعدي براي خود داشت، تعداد همراهان كاروان ورزشي در المپيك سه برابر ورزشكاران نبود و تماشاگرانمان بدون بليت پشت درهاي ورزشگاهها نمي ماند و بليتها در بازار سياه فروخته نمي شد و...!
ورزش ميليونها هوادار و طرفدار دارد و خيلي ها را به نان و نوا و خيلي ها را هم به شهرت رسانده است. اما آنجا كه بايد ثمره اش به مردم و ملت ايران برسد هيچ اثر مثبتي ديده نمي شود و هر چه هست ناكامي و شكست است.
ما از ورزشمان چه انتظاري داريم كه حالا نشسته ايم و براي شكستهايمان اشك مي ريزيم. كدام برنامه ريزي را براي رشته هاي مختلف داشته ايم كه حالا انتظار داريم ورزشكارانمان بروند و پشت همه حريفان را به خاك بمالند. كدام سرمايه گذاري را براي رشته هاي مختلف و ورزشكارانمان داشته ايم كه حالا بخواهيم محصولاتمان را برداشت كنيم.
اين واقعيت ورزش تو خالي ماست كه باري به هر جهت كار مي كنيم و هرازچندگاهي موفقيتهاي مقطعي نصيبمان مي شود و بعد هم ناكامي و شكست را تجربه مي كنيم به اميد موفقيتهاي مقطعي ديگر، بدون هيچ كالبدشكافي و برنامه ريزي اصولي براي آينده! |