تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 31مرداد ماه 1387

[ ويژه نامه ورزشي ]
 * نمايشي ديگر از المپيك بيست و نهم ؛ واقعيت تلخ ورزش ايران
 * هاشمي نسب: تا خداداد هست كاسه صبرم لبريز نمي شود
 * گوناگون
 * رده بندي در پايان دوازدهمين روز
 * همگام با المپيك 2008پكن ؛برنامه رقابتهاي ورزشكاران ايران در روز سيزدهم
 * ابراهيم زاده از كار كردن با لوكا و قلعه نويي تا سرمربيگري تيم ملي؛
تكيه بر صندلي اول !
 * 4 نكته در مورد رقابتهاي اين فصل بوندس ليگا؛
قرارداد نجومي شبكه پريمير با جام حذفي
 * مقايسه ستاره هاي پرتغالي در فصل جديد ليگ برتر؛كريس درقعر و دكو در اوج
 * ده نكته هفته اول ليگ برتر جزيره ؛
از هت تريك آگبانلاهور تا نيمكت نشيني برباتوف
 * توقف بايرن در هفته نخست بوندس ليگا؛
جاي خالي توني و ريبري، افسوسهاي كلينزمن
 * آگرو، اشك مارادونا را در آورد
 * چين تشنه توريستهاي بيشتر
 * حسرت يك ملت براي يك قهرمان ناكام
 * بولت و ايزينبايوا/ ركوردهاي استثنايي نابغه هاي دووميداني
 * 30 دقيقه و 50 ثانيه و 78 صدم ثانيه شنا در آبهاي پكن؛
براي شكستن ركورد اسپيتز
 * چهره ها
 * معضل خريدهاي ناكام در فوتبال ايران؛ صيدهاي درشتي كه «تمركز» ندارند
 * اولين مدال تاريخ براي افغانستان
 * «الونگ» مهرماه برمي گردد
 * هادي شكوري تا اطلاع ثانوي محروم شد
 * شماره يكها ديگر هيجان انگيز نيستند ؛انقراض نسل عقابها
 * اخبار كوتاه
 * سقوط تدريجي يك اسطوره ؛ نادال در المپيك هم قهرمان شد
 * گفتگوي روزنامه AS با نادال؛ قهرماني به لطف هم تيمي ها

نمايشي ديگر از المپيك بيست و نهم ؛ واقعيت تلخ ورزش ايران

 

* رضاخسروي

اتفاقاتي كه در المپيك پكن افتاد و نتايجي كه ورزشكاران ايراني كسب كردند از مدتها پيش براي آنهايي كه از نزديك ماجراي آماده 



سازي ورزشكاران را پيگيري مي كردند، امري بديهي و نزديك به واقعيت بود. اينكه حالا همه از كسب اين نتايج ابراز تعجب و آه و افسوس مي كنند، خيلي اتفاق تازه اي نيست و اتفاقاً منطبق با واقعيتهاي ورزش ماست.
بسياري از كشورهايي كه در المپيك به موفقيت مي رسند و توسط يك ورزشكار پرچم كشورشان را به دنيا معرفي مي كنند و به نوعي كشورشان را به مردم جهان معرفي مي نمايند، از مدتها پيش براي اين لحظات باشكوه برنامه ريزي كرده و كار را به گونه اي پيش برده اند كه حالا شيريني و حلاوت را زير زبانشان مي چشند و خستگي سالها زحمت و برنامه ريزي را از تن به در مي كنند.
اما كاروان ورزشي ايران كه با 55 ورزشكار و سه برابر اين تعداد همراه راهي پكن شده است به جز ثانيه هايي شادي براي كسب مدال برنز مراد محمدي فقط غمديده است و اشكهايي كه البته مستحق آن بوده ايم.
فرق ما با همه دنيا اين است كه اول وعده و وعيدهاي آن چناني مي دهيم و توقعات را بالا مي بريم و بعد كه ناكام مي شويم در پي پيدا كردن جملاتي هستيم براي از بين بردن همه وعده هايي كه داديم و خاك كردن رؤياهايي كه مردممان به آن دل خوش كرده بودند.
به مردم وعده داده بوديم كه احسان حدادي مدال مي آورد و كاري خواهد كرد كه پشت حريفانش بلرزد. به مردم وعده داده بوديم كه پسر طلايي ايران در كشتي فرنگي به مدال طلا دست پيدا خواهد كرد و كاري خواهد كرد كه همه كشتي گيران وزن 55 كيلوگرم تا سالها فكر طلاي جهان ر ا از سر به در كنند.
به مردم وعده داده بوديم در كشتي هاي ديگر و رشته هاي ديگر هم مدالهايي تقديمشان خواهيم كرد تا حسابي كيفشان كوك شود و لذتش را ببرند.
اما حالا كه نه از موفقيتهاي حدادي خبري است و نه سوريان مدال گرفته و نه هيچ كدام از آنهايي كه فكرشان را مي كرديم، بايد اميدوار به دو سه روز آينده باشيم.
بررسي نتايجي كه كاروان ورزشي ايران در المپيك بيست و نهم كسب كرده است، موضوعي نيست كه بتوان در يك مطلب به همه زواياي آن پرداخت و همه دلايل را بررسي كرد. اما مي توان به همين بسنده كرد كه ما در المپيك پكن همان چيزي را درو كرده ايم كه از مدتها پيش كاشته ايم.
واقعيت تلخ ورزش ما اين است كه هنوز زير ساختهاي درستي نداريم و تنها به تك ستاره ها دل خوش كرده ايم تا شايد آنها بيايند و با كسب يك مدال بر همه كم كاريها و نقايص ورزش ما سرپوش بگذارند.
فدراسيون دو وميداني بيش از يك ميليارد تومان براي احسان حدادي هزينه مي كند تا او هم بشود رضازاده اي كه فدراسيون وزنه برداري سالها پشت او پنهان شد و عيبهايش را نديد. دووميداني هم مي خواست حدادي را سپري كند مقابل همه كمبودهايي كه دارد. اما حدادي واقعيت ورزش بي پايه و اساس ايران را عيان كرد و نشان داد نه حرفه اي هستيم و نه حرفه اي فكر مي كنيم.
واقعيت ورزش ايران آن قدر تلخ و گزنده است كه اگر تمامي مسؤولان بركنار شوند و افراد ديگري هم بيايند بازهم هيچ دردي از اين ورزش بي حساب و كتاب درمان نخواهد شد. ورزش ايران ثابت كرد كه نه داراي كار اصولي است و نه مسؤولاني حرفه اي كه بتوانند حداقل كمترين برنامه ريزيها را براي موفقيت داشته باشند.
اگر ورزش ما اصول و قواعدي براي خود داشت، تعداد همراهان كاروان ورزشي در المپيك سه برابر ورزشكاران نبود و تماشاگرانمان بدون بليت پشت درهاي ورزشگاهها نمي ماند و بليتها در بازار سياه فروخته نمي شد و...!
ورزش ميليونها هوادار و طرفدار دارد و خيلي ها را به نان و نوا و خيلي ها را هم به شهرت رسانده است. اما آنجا كه بايد ثمره اش به مردم و ملت ايران برسد هيچ اثر مثبتي ديده نمي شود و هر چه هست ناكامي و شكست است.
ما از ورزشمان چه انتظاري داريم كه حالا نشسته ايم و براي شكستهايمان اشك مي ريزيم. كدام برنامه ريزي را براي رشته هاي مختلف داشته ايم كه حالا انتظار داريم ورزشكارانمان بروند و پشت همه حريفان را به خاك بمالند. كدام سرمايه گذاري را براي رشته هاي مختلف و ورزشكارانمان داشته ايم كه حالا بخواهيم محصولاتمان را برداشت كنيم.
اين واقعيت ورزش تو خالي ماست كه باري به هر جهت كار مي كنيم و هرازچندگاهي موفقيتهاي مقطعي نصيبمان مي شود و بعد هم ناكامي و شكست را تجربه مي كنيم به اميد موفقيتهاي مقطعي ديگر، بدون هيچ كالبدشكافي و برنامه ريزي اصولي براي آينده!

  


هاشمي نسب: تا خداداد هست كاسه صبرم لبريز نمي شود

 

* مهدي نوري
مهدي هاشمي نسب مدافع باتجربه پيام خراسان از شرايط اين باشگاه اصلاً راضي به نظر نمي رسد و حرفهاي زيادي براي گفتن





دارد، اما در حال حاضر ترجيح مي دهد سكوت كند. او پاي رفاقتش با خداداد عزيزي ايستاده، ولي ممكن است در آينده اتفاقاتي بيفتد كه ياغي سرخابي ها حرفهاي جنجالي بزند.
* وضعيت پيام راضي كننده هست؟
** خوب است، فعلاً چيزي نگويم بهتر است. چه بگويم؟
* شما دو بازي اول فصل را باخته ايد و اين مسأله اصلاً نمي تواند راضي كننده باشد. اينطور نيست؟
** سايپا هم با اين همه بازيكن ملي پوش و هزينه اي كه كرده است 2 بازي خانگي اش را باخته است، البته شايد درست نباشد اين حرفها را بزنم، اما فوتبال همين است.
* دلايل عدم نتيجه گيري پيام چه بوده است؟
** نمي دانم، شرايط طوري است كه سكوت كنم بهتر است تا تيم به شرايط مطلوب برسد.
* به نظر تو در اين شرايط استعفاي خداداد كار درستي بود؟
** نمي توانم در اين رابطه نظر بدهم. من بازيكن تيم هستم و در حيطه اختيارات من نيست كه درباره اين مسائل صحبت كنم. اين مسائل به هيأت مديره برمي گردد و آنها تصميم گيرنده هستند.
* فكر مي كني جدايي ات از ابومسلم و پيوستن به پيام كار درستي بود؟
** نمي دانم درست بوده يا نه، اما وقتي كاري انجام شده حتماً از ديد من درست بوده است. پشيمان نيستم، ناراحت هم نيستم اما به هر حال تصميمي است كه گرفته ام. برخي از مسائل آدم را ناراحت مي كند كه نمي توان سكوت كرد. الان هم خودم را كنترل مي كنم كه سكوت كرده ام. از برد و باخت ناراحت نيستم، چون تيمهايي هستند كه 5 برابر ما خرج كرده اند، ولي نتيجه نمي گيرند. در حال حاضر تيم به آرامش نياز دارد. تيم خوبي داريم و ان شاء ا... همه چيز درست مي شود.
* چه زماني كاسه صبرت لبريز مي شود؟
** لبريز نمي شود. تا وقتي خداداد هست كاسه صبرم لبريز نمي شود. ما با انگيزه كارمان را انجام مي دهيم و به روزهاي آينده اميدوار هستيم.
* قبول داري كه اعتبارت را الكي خرج كردي و به پيام رفتي؟
** حرف زياد است اما چيزي نگويم بهتر است. به موقع حرف دارم كه بزنم اما فعلاً بايد به تيم كمك كنيم. خداداد هست و بايد كمك كنيم تا نتيجه بگيرد، اتفاق خاصي نيفتاده و 2 هفته نتيجه نگرفته ايم. توقعات از ما زياد است. حرف حرف مي آورد و فعلاً بايد سكوت كنم.
* خيلي ها هم پيام را از همين الان كانديداي سقوط به ليگ يك مي دانند.
** هر چه مي خواهند بگويند. فوتبال را كسي نمي تواند تضمين بدهد يا پيش بيني كند. اگر اين طور باشد سايپا هم بايد سقوط كند چون 2 بازي اش را باخته است، اما هنوز 32 هفته ديگر مانده و بيش از 90 امتياز ديگر باقيمانده است. جلو ضرر را هر وقت بگيريم، خوب است. ما اصلاً به سقوط فكر نمي كنيم. ابومسلم هم فصل قبل 4 تا بازي اول را با خداداد باخت و آقايان بعدي آمدند تيم چهارم شد. شايد اين هم شانس خداداد باشد.
* نظرت درباره عملكرد خداداد چيست؟
* اگر خداداد نبود كه اين تيم اصلاً بسته نمي شد. همه كارهاي تيم از تغذيه، بليت هواپيما و هتل گرفته تا پول، پاي خداداد است و همه كارها را به تنهايي انجام مي دهد. به تنها چيزي كه فكر نمي كند مسائل فني است.
* اين اشتباه بزرگتري است كه خداداد مرتكب مي شود.
* اگر خداداد خودش اين كارها را نكند چه كسي بكند؟ اصلاً نمي دانيد چه اتفاقاتي مي افتد، فقط بايد به خداداد كمك كرد خداداد نبايد با 2 تا باخت جلو دوربينهاي تلويزيوني اينطوري ظاهر شود. چون خيلي تحت فشار است مجبور است اين گونه ظاهر شود.

  


گوناگون

 

جلسه ويژه فرخزادي و مصطفوي
به دنبال انتشار اخباري مبني بر وجود اختلافهاي شديد بين مجيد فرخزادي و داريوش مصطفوي، اين دو در جلسه ويژه اي به بررسي اين اتفاقات پرداختند و در پايان ضمن رد هرگونه اختلاف با يكديگر اعلام كردند با قدرت به كار خود در هيأت مديره پرسپوليس ادامه خواهند داد.
داريوش مصطفوي مديرعامل باشگاه پرسپوليس در اين زمينه افزود: ما هيچگاه در هيأت مديره پرسپوليس اختلافي نداشته ايم و اگر اين روزها خبري منتشر مي شود، تنها به خاطر برهم زدن آرامش پرسپوليس است.

ليپي: دل پيه رو، «روني» ايتالياست
«مارچلو ليپي»، سرمربي تيم ملي فوتبال ايتاليا، اذعان كرد كه علاقه مند است مدل باشگاه منچستريونايتد را در تيم لاجوردي پوشان پياده كند و ظاهراً «آلساندرو دل پيه رو» را به عنوان «وين روني» ايتاليايي ها مدنظر دارد.
ليپي اظهار داشت:  داشتن تيمي با سه مهاجم كه مثل وين روني خود را در اختيار تيم بگذارند،  براي من بسيار مهيج است.
اخبار منتشره در مطبوعات ايتاليا حاكي از اين است كه ليپي مايل است نقش وين روني را به «دل پيه رو» بسپارد.

جابجايي 110 ركورد در المپيك بيست و نهم
تا پايان يازدهمين روز از بازيهاي المپيك 2008 پكن، 36 ركورد جهاني و 74 ركورد المپيك جابجا شده است.
اين مواد عبارتند از: ژيمناستيك هنري،  ترامپولين، شمشيربازي، تير وكمان، تنيس، تيراندازي، دوچرخه سواري پيست، دوچرخه سواري جاده، قايقراني، كانو و كاياك آبهاي خروشان، سه گانه، جودو، وزنه برداري و بدمينتون.

«شوچنكو» به تيم آ.ث ميلان مي رود
«آندري شوچنكو» اوكرايني قرار است بعد از تحمل دو سال وحشتناك در باشگاه چلسي، به صورت قرضي به باشگاه سابقش يعني تيم آ.ث ميلان ايتاليا برود.
روزنامه «گازتا دلو اسپورت» با اعلام اين خبر افزود: گفته مي شود، «سيلويو برلوسكوني» نخست وزير ايتاليا و مالك سابق باشگاه آ.ث ميلان بعد از جلسه اي كه هفته گذشته در ويلاي خود با «رومن آبراموويچ» مالك باشگاه چلسي داشت، با بازگشت اين بازيكن 31 ساله موافقت كرده است.

دونگا: مي مانم

سرمربي تيم ملي فوتبال برزيل پس از شكست 3 بر صفر اين تيم برابر آرژانتين گفت: با وجود اين شكست من در سمت خود باقي خواهم ماند و شيوه موجود را هم حفظ مي كنم.
كارلوس دونگا گفت: در اين لحظه دشوار بايد قدرت ادامه كار را داشته باشم.
وي افزود: ما براي كسب مدال طلا تلاش كرديم، اما برخي مواقع چيزهايي هستند كه به وقوع پيوستن آنها غير ممكن است و ما بايد انسجام خود را حفظ كنيم.
دونگا در مورد رونالدينيو كه روز كم فروغي را در ديدار برابر آرژانتين سپري كرد، افزود: روزهاي پيش روي بسياري در انتظار اوست. او در آينده بازهم در رقابتهاي مختلف به برزيل كمك خواهد كرد.

رونالدينيو:غم بزرگي دارم

پس از شكست سنگين تيم ملي فوتبال برزيل برابر آرژانتين و تحقق نيافتن رؤياي ديرينه برزيلي ها براي كسب مدال طلاي فوتبال المپيك، رونالدينيو گفت: در حال حاضر هيچ چيزي نمي تواند مرا خوشحال كند و غم بزرگي در درونم وجود دارد.رونالدينيو در ادامه صحبتهايش پس از اين ديدار گفت: در حال حاضر احساس بسيار بدي دارم زير بايد به مدال برنز فكر كنيم. نمي دانم چرا، اما ما هميشه در المپيك ناكام هستيم.

عليزاده پرسپوليس را تهديد كرد

علي عليزاده از 2 سال پيش 25 ميليون تومان از باشگاه پرسپوليس طلبكار است، اما هنوز طلب اين بازيكن پرداخت نشده و عليزاده هم حاضر نيست از حق خود بگذرد.
مهاجم استقلال با اشاره به اين موضوع مي گويد: باشگاه پرسپوليس فقط يك روز فرصت دارد تا طلب مرا بدهد و من هم تماسي با آنها نخواهم داشت تا خودشان در اين مورد با من صحبت كنند. ديگر نمي توانم صبر كنم و به خاطر خانواده ام بايد اين طلب را بگيرم.
عليزاده تأكيد مي كند: شايد اين پول براي پرسپوليسي ها مهم نباشد، اما 25 ميليون براي من پول زيادي است اگر اين مبلغ را 2 سال پيش مي گرفتم مي توانستم يك زمين بزرگ بخرم و تا به حال كه اين طلبم پرداخت نشده خيلي ضرر كرده ام.

دادكان: در مسائل شخصي ورزشكاران دخالت نكردم

رئيس پيشين فدراسيون فوتبال گفت: بحث منشور اخلاقي هيچ ارتباطي به دوران مديريت من ندارد.محمد دادكان در گفتگو با ايسنا، پيرامون برخي ادعاها درباره  آغاز تنظيم منشور اخلاقي در دوران مديريت وي بر فدراسيون فوتبال اظهار داشت: منشور اخلاقي به هيچ عنوان در دوران مديريت من شكل نگرفته و من هيچگاه خود را متولي اين امور نمي دانم و تاكنون در مسائل شخصي ورزشكاران دخالت نكردم. از نظر من رفتار و منش بازيكنان مهم است نه اندازه  ريش آنها.

  


رده بندي در پايان دوازدهمين روز

 

در پايان دوازدهمين روز بازيهاي المپيك پكن كاروان ورزشكاران ايران با يك نشان برنز در مكان هفتادودوم جدول رده بندي تيمهاي حاضر در اين رقابتها جاي دارد.به گزارش ايسنا، نشان برنز مراد محمدي كه روز سه شنبه در وزن 60 كيلوگرم رقابتهاي كشتي آزاد به دست آمد كاروان ايران را در كنار افغانستان، مصر، لتوني، مراكش و تاجيكستان در مكان هفتادودوم جدول تيمهاي حاضر قرار داده است.
در اين جدول چين با 46 طلا صدرنشين است.

***جدول رده بندي ده تيم برتر
1- چين 45 طلا ، 14 نقره، 20 برنز /2- آمريكا 26 طلا، 27 نقره، 28 برنز
3- انگليس 16 طلا، 10 نقره، 11 برنز /4- روسيه 13 طلا، 14 نقره، 18 برنز
5- استراليا 11 طلا، 12 نقره، 13 برنز /6- آلمان 11 طلا، 8 نقره، 9 برنز
7- كره  جنوبي 8 طلا، 10 نقره، 6 برنز/8- ژاپن 8 طلا، 6 نقره، 9 برنز
9- ايتاليا 6 طلا، 7 نقره، 7 برنز /10- اوكراين 5 طلا، 5نقره، 8 برنز

  


همگام با المپيك 2008پكن ؛برنامه رقابتهاي ورزشكاران ايران در روز سيزدهم

 

ورزشكاران ايران در سيزدهمين روز از بازيهاي المپيك 2008پكن در رشته هاي كشتي آزاد، دووميداني و ووشو به ميدان مي روند. امروزپنجشنبه 31 مرداد ماه رقابتهاي كشتي آزاد در سه وزن دنبال خواهد شد.رضا يزداني در وزن 84 كيلوگرم، سعيد ابراهيمي در وزن 96 كيلوگرم و فردين معصومي در وزن 120كيلوگرم پيكارهاي خود را در مرحله مقدماتي آغاز مي كنند. در دووميداني سجاد مرادي در مرحله نيمه نهايي دو 800 متر به مصاف حريفان خود مي رود. در ماده دهگانه نيز هادي سپهرزاد در مرحله مقدماتي به مصاف حريفان خود مي رود.در رشته ووشو (به شكل غير رسمي در اين دوره برگزار خواهد شد) و در بخش تالو فرشاد عربي در فرم« نان چوان» رقابتهاي خود را آغاز مي كند. در بخش سانشو بانوان، فرزانه دهقان در وزن 52- كيلوگرم و زهرا كريمي در وزن 60 - كيلوگرم به مصاف رقيبان خود مي روند.

  


ابراهيم زاده از كار كردن با لوكا و قلعه نويي تا سرمربيگري تيم ملي؛
تكيه بر صندلي اول !

 

*پيام يونسي پور

داستان موفقيتهاي اخير او هم عجيب است و هم غير قابل باور!مردي كه ديگر داشت در اين فوتبال به عنوان يك، دوم شخص مطلق و دستياري كه هيچ گاه به درجه اي بالاتر نمي پرد، معرفي مي شد. حالا در آستانه يك كاميابي بزرگ قرار گرفته است. حالا بايد او را اين گونه بناميم: «آقاي سرمربي... »
منصور ابراهيم زاده روزهاي متفاوتي را در فوتبال ايران پشت سر گذاشت. آنچه در مورد او كاملاً واضح بود در سايه نشيني اش خلاصه مي شد. ابراهيم زاده كه مربيگري را پس از مدت كوتاهي بازيگري و خيلي زود آغاز كرده بود، در صنايع گوشت اصفهان روي نيمكت مربيگري نشست. البته اولين قدم را هم با عنوان دستيار آغاز كرد.
زندگي مردي كه هميشه يك نفر دوم بود از جايي دگرگون شد كه رسول كربكندي پس از بازگشت دوباره به فوتبال اصفهان و نشستن روي نيمكت ذوب آهن از او خواست به عنوان دستيار كنارش فعاليت كند.
اين آغاز زندگي دوباره ابراهيم زاده بود در ليگ برتر. اما سايه بزرگ كربكندي و تلاش اين مربي براي پنهان نگه داشتن تمامي دستيارانش، او را باز هم از نگاههاي عمومي دور كرد.
ابراهيم زاده بر خلاف بسياري از مربيان حق حضور در سالن كنفرانس مطبوعاتي را نداشت و فقط در روزهاي شكست و زماني كه كربكندي نمي خواست پاسخگوي پرسشها باشد مي توانست در مورد مسائل تيمي صحبت كند.
روايت ابراهيم زاده و ذوب آهن در نوع خود قابل تأمل است. او كه نقش يك تئوريسين كامل و تمام عيار را براي كربكندي ايفا مي كرد و البته در تمامي طول فصل، چه از نظر بدنسازي و چه از نظر تمرينات گروهي و فردي، تيم را تمرين مي داد، به واسطه اينكه مورد توجه و حمايت رسانه ها بود و از او بابت فعاليت مفيدش حمايت شد، مورد خشم سرمربي قرار گرفت.
كربكندي تا حدود زيادي او را بسته و محدود نگاه داشت تا سرانجام او هم مانند سه بازيكن ذوب آهن كه از رفتار سرمربي خود به ستوه آمده بودند، راهي سپاهان مي شد. آيا مي شد او را ياغي خواند؟ منصور در حقيقت مي خواست از حقوق از دست رفته اش دفاع كند و آنچه به دست نياورده را به كف آورد!

***
* براي معرفي منصور ابراهيم زاده نياز به يك مقدمه چيني كامل داريم... نمي خواهيم بپرسيم شما در چه روز و چه ماه و چه سالي متولد شديد!مي خواهم بدانم چرا در فوتبال ايران سالها يك نفر دوم مطلق لقب گرفتيد؟
- خب!من گمان مي كنم جواب اين پرسش كاملاً مشخص باشد. من در اين سالهاي اخير اكثراً كمك مربي بودم. شايد براي همين همه، چنين ذهنيتي در مورد من داشتند.
* و هيچ وقت هم تلاش نكرديد اين پسوند را از روي خودتان برداريد.
- چرا؟ اگر تلاش نمي كردم كه الآن در ذوب آهن سرمربي نبودم. شايد هم شما گمان مي كنيد من هنوز يك نفر دوم هستم و تيم سرمربي ندارد!
* نه!ولي چقدر تلاش كرديد؟ وقتي از ذوب آهن جدا مي شديد، باز هم در سپاهان دستياري را قبول كرديد!اين عجيب است... خيلي عجيب!شايد يكي از بزرگترين اشتباههاي ابراهيم زاده كه او را باز هم عقب نگاه داشت!
- اين يك نگاه شخصي است. من اگر باز هم به آن روز و همان شرايط برگردم، باز هم همان تصميم را مي گيرم. برايم يك اتفاق جديد بود.
* چه اتفاق جديدي؟ دستياري لوكا بوناچيچ؟ چقدر با رسول كربكندي فرق داشت؟ لوكا هم اجازه خودنمايي را به دستيارانش نمي داد!غير از اين است؟
- نه !نبايد اين طور در مورد آقا رسول قضاوت كرد. من نمي دانم چرا در بيرون از تيم روابط خوبي با آقاي كربكندي وجود ندارد. ولي من از كار كردن با او لذت مي بردم.
* براي همين تركش كرديد و به سپاهان رفتيد؟ حداقل تا جايي كه ما مي دانيم براي شما انگيزه هاي مالي چندان مهم نيست.
- براي پول نرفتم. من در فوتبال يك چيز را فهميدم. روزي با برانكو ايوانكوويچ صحبت مي كردم. به او گفتم، وقتي قرار است مدتي طولاني در ايران كار كني، آن هم به عنوان يك مربي، سعي كن تنوع ايجاد كني. اين قانون مربيگري است. برانكو هم دقيقاً چنين اعتقادي داشت. مي گفت، چه ما بخواهيم و چه نخواهيم قيافه مان براي بازيكنان تكراري مي شود. پول چيزي نبود كه مرا به سمت فوتبال بكشاند. در حقيقت من خودم مي خواستم يك شرايط جديد را تجربه كنم. چيزي كه برايم اهميت داشت اين بود كه يك فضاي كاري جديد را تجربه كنم.
* نمي ترسيديد؟ ببينيد... اين درست كه در اصفهان جو دو تيم ذوب آهن و سپاهان مثل گيلان براي ملوان و پگاه يا مثل تهران در مورد استقلال و پرسپوليس خيلي شديد و پرالتهاب نيست، اما شما هم دقيقاً داشتيد يك ريسك بزرگ مي كرديد.
- به من گفتند نرو... يعني دوستانم بودند كه چنين چيزي را از من خواستند. به هر حال همه مي دانند بوناچيچ چه اخلاقيات خاصي داشت. او براي من صحبتي نكرد و در حقيقت اين مديران سپاهان بودند كه از من خواستند فصل جديد را در كنارشان باشم، ولي من ياد گرفتم از چيزي نترسم. آدم شروري نيستم... خودتان هم از اخلاقيات من تا حدود زيادي اطلاع داريد و مي دانيد چگونه رفتار مي كنم، ولي مي خواستم فضاي كاري ام به كلي تغيير كند. براي همين يك جلسه با بوناچيچ صحبت تلفني كردم و به يك نتيجه نسبي رسيديم. اينكه من به سپاهان بروم و به او كمك كنم.
* با روحيات سختش ساختيد!
- هر كس اخلاق خاصي دارد. من هدفم را مشخص كرده بودم. مي دانستم سپاهان به اهداف بزرگي فكر مي كند. مي دانستم مي توانيم كنار اين تيم موفق باشيم و زماني كه يك مجموعه موفق مي شود، آن را به حساب يك نفر نمي نويسند. سپاهان فقط لوكا نبود. در عين حال لوكا هم مزيتهاي زيادي داشت.
* به لحاظ فني؟
- دقيقاً!او خوب همه چيز را مي فهميد. مي دانست در هر بازي از چه برنامه اي استفاده كند. با وجود اينكه تند مزاج بود، ولي وقتي حرف حق را مي شنيد گوش مي داد. كلاً آدم دگمي هم نبود.
* نمي شود زياد از او و اخلاق اجتماعي اش تعريف كرد. شايد به لحاظ فني خوب بود، ولي در مجامع عمومي زياد مورد قبول كسي واقع نمي شد!
- اگر اين همه مشكل داشت، به موفقيتي نمي رسيد. فوتبال يك كار گروهي است. من از كار كردن با او لذت مي بردم؛ چون چيزهايي را مي ديدم كه تا آن روز نديده بودم. به هر حال من از پدرم ياد گرفتم هميشه صبر كنم. ببينيد... آدمها آن طوري نيستند كه شما مي خواهيد. ما بايد آدمها را به شكلي كه خودمان دوست داريم، مديريت و كنترل كنيم. بوناچيچ هم دقيقاً همين طور بود. او جديت داشت، خيلي وحشتناك سختگير و منظم بود. نمي شد در كار با او شوخي كرد. گمان مي كنيد چنين ويژگيهايي كم است؟
* البته شما سعي كرديد با مربياني مثل قلعه نويي هم همين زندگي را تجربه كنيد.
- اين دو نفر اصلاً شبيه هم نبودند.
* ولي حاضر شديد در تيم ملي هم دستيار باشيد.
- چكار مي كردم ؟ تيم ملي آرزوي هر مربي است. من كه نمي توانستم بروم و بگويم مرا سرمربي كنيد. قلعه نويي از من دعوت به همكاري كرد و من هم با كمال ميل قبول كردم. از آنجا هم يك دنيا تجربه برايم باقي ماند.
* به همين سالهاي اخير نگاهي مي اندازيم. كربكندي، بوناچيچ و قلعه نويي... شما كنار هر سه نفر كار كرديد و از روحيات و دانش آنان هم مطلع هستيد، كدام يك از بقيه بهتر بودند؟
- تا شما بهتر بودن را در چه چيزي ببينيد. رسول كربكندي دوست و همكار عزيز من است. لوكا دوست نبود و فقط يك همكار منظم بود. امير در تيم ملي شجاعت را نشان داد. من روزهايي بسيار متفاوت را كنار اين سه نفر تجربه كردم.
* اما از روزهايي كه كنار امير قلعه نويي داشتيد، زياد راضي به نظر نمي رسيد!
- چنين برداشتي اصلاً درست نيست.
* من يك پرسش مي كنم و فقط يك پاسخ مي خواهم... آيا امير قلعه نويي به چيزي كه شما مي گفتيد كمترين توجهي داشت؟
- خيلي ها مي گفتند امير كار خودش را مي كرد، ولي من كنارش كار كردم و ديدم كه چنين چيزي به آن شدت صحت نداشت. قلعه نويي به شكل خاص خودش فكر مي كرد. سعي داشت از همه كمكهايش مشورت بگيرد. اگر نمي خواست همفكري كند كه اين همه دستيار كنار خودش جمع نمي كرد. او پازل تاكتيكي اش را خودش مي كشيد و بعد مي گفت حالا همفكري كنيم. حق داشت؛ چون او سرمربي بود و در نهايت هم او پاسخگوي مردم و مسؤولان بود.
*امير رفت و شما مانديد!يك ريسك بزرگ كه چندان منطقي هم به نظر نمي رسيد.
- من در هر زمان از زندگي براي خودم هدفگذاري مشخصي دارم. زماني كه فدراسيون فوتبال از من خواست بمانم و كار كنم، مي دانستم هيچ چيزي وجود ندارد. مي دانستم خودم هستم و خودم، تنهاي تنها!حتي سپاهان با جدايي من مخالفت كرد. من يك چيز نقد داشتم كه سپاهان بود. تيمي كه لوكا را از دست داد و مي توانستم حداقل از همان جا سرمربيگري را شروع كنم. اما چنين كاري نكردم. مي شود اسمش را گذاشت عرق ملي، مي شود اسمش را گذاشت وفاداري... اما به هر حال قسمت نبود.
* كه باز هم دستيار باشيد؟
- كه خدمت كنم. امروز شما نگاه كنيد تيمي كه با غلامرضا رضايي و احسان حاج صفي و احمد آل نعمه به زمين مي رود و قهرمان مي شود، چه كسي ساخت؟ چه كسي اسم اين نفرات را براي اولين بار در فهرست تيم ملي قرار داد؟ همان فهرستي كه همه مي گفتند از كجا در آمده؟ من تلاش خودم را كردم، دنبال اهداف خودم رفتم... مي دانستم شايد خودم به هيچ جايي نرسم، ولي يك معلم وقتي به ثمره كارش نگاه مي كند بيش از هر كسي لذت مي برد. مي بينم امروز همان بازيكنان مي توانند در غرب آسيا قهرمان شوند پس از كارم در تيم ملي لذت مي برم.
* و افسوس مي خوريد.
- دليلي ندارد!  من نه حسودم و نه كينه اي دارم. قسمت نبود كه در تيم ملي بمانم! 
* امسال با پيشنهاد ذوب آهن روبرو شديد. تقريباً براي شما اين تيم بوي خانه را مي دهد. وقتي لحظه انتخاب رسيد به چه چيزي فكر مي كرديد؟
- دقيقاً به همين مسأله كه دارم به جايي مي روم كه مديريتي قدرتمند و فضايي آرام دارد. من اين فضا را مي شناختم و در آن هم كار كرده بودم، پس اميدواريهايم زياد بود.
* تيمي كه با زوران جورجوويچ داشت سقوط مي كرد، به شما دادند.
- نه برعكس!بايد بگوييد تيمي كه دكتر بيژن ذوالفقارنسب در نيم فصل دوم قهرمانش مي كرد، به من تحويل دادند. ما بازيكنان جوان، باتكنيك، باانگيزه، بسيار باهوش و البته آينده داري داريم.
* نكته جالب اينكه در فصل نقل و انتقالات تيم را عوض نكرديد!
- نيازي نبود چنين كاري را بكنيم مي گفتند مي توانيد پول خرج كنيد و بازيكن بخريد، ولي من گفتم پول را نگه مي داريم و بازيكن مي سازيم. بازيكناني كه مي توانند براي مدت طولاني تري به ما كمك كنند. ببينيد... من يك معلم هستم. معلمها نمي روند شاگرد اولها را سركلاس خود جمع كنند... معلمها سعي مي كنند بهترين دانش آموزان را بسازند. ساختن بسيار زيباتر از مصرف كردن است.
* اهداف منصور ابراهيم زاده به كجا ختم مي شود؟
- به هيچ جا! اهداف و آرزوهاي آدم تمام شدني نيست. مي خواهم امروز از ديروز بهتر باشم و شب به اين فكر كنم كه فردا ثمره كار امروزم را مي گيرم. براي من دنيا ادامه خواهد داشت.
* اتفاقاً تازه اول خط هستيد.
- دقيقاً!من با مربيان زيادي كار كردم. فضاها و بازيهاي زيادي را پشت سر گذاشتم... اين فرصت را داشتم كه تا مي توانم از تجربه فني و رفتاري مربيان مختلف در زمانهاي متفاوت درس بگيرم. خدا را شكر مي كنم كه چنين فضاهايي را براي من به وجود آورد و حالا به من فرصت داد تا از همه آن تجربه ها استفاده كنم.
*آخر فصل هم همين طور با اقتدار حرف مي زنيد؟
- اول خدا، بعد تلاش خودم و تيمم... اجازه بدهيد ببينيم اين دو، كنار هم قرار مي گيرند يا نه !شايد از اين هم محكمتر بودم.

  


4 نكته در مورد رقابتهاي اين فصل بوندس ليگا؛
قرارداد نجومي شبكه پريمير با جام حذفي

 

فصل جديد رقابتهاي بوندس ليگا درحالي آغاز شده كه مسؤولان برگزاري اين رقابتها تغيير و تحولات عمده اي در نحوه برگزاري و يا حتي پوشش رسانه اي آن ايجاد كرده اند.
1- وداع با پلي آف
با شروع فصل جديد، شانزده تيم حاضر در دوره قبلي بوندس ليگا با 3 تيمي كه بتازگي به اين رقابتها صعود كرده اند، در دو نيم فصل جداگانه مسابقه خواهند داد. نكته مهم در اين ميان اين است كه همين قانون براي بوندس ليگا 2 و بوندس ليگا 3 كه اخيراً شكل گرفته، اعمال خواهد شد.
در فصول گذشته چهار تيم بوندس ليگا 2 به دسته پايين تر سقوط و دو تيم از ليگ محلي شمال و دو تيم از ليگ محلي جنوب به آن صعود مي كردند. ولي با اتحاد بوندس ليگا 3، قانون سقوط 3 تيم براي اين ليگها هم رعايت خواهد شد.
2- اينترتوتو برچيده شد
باشگاه اشتوتگارت آخرين تيم آلماني بوده كه جواز حضور در رقابتهاي اينترتوتو را كسب كرده است.
اتحاديه فوتبال اروپا جام يوفا را با تغييرات و اصلاحات عمده اي مواجه كرده و جام اينترتوتو را كه هرساله در تابستان انجام مي شد، با مرحله گروهي جام يوفا درست مثل آنچه براي ليگ قهرمانان انجام مي شود، جايگزين كرده است.
3- پخش زنده در 172 كشور جهان
ركورد فصل قبل پخش زنده تلويزيوني اين رقابتها در 171 كشور جهان هم امسال و با شروع فصل جديد شكسته شد.
بازي افتتاحيه بوندس ليگا، اين فصل ميان بايرن مونيخ و هامبورگ در 172 كشور دنيا به طور مستقيم روي آنتن رفت. كشور صد و هفتاد و دومي كه از امسال مسابقات بوندس ليگا را به طور زنده تماشا مي كند، سنگاپور خواهد بود.
4- سرمايه فراوان در جام حذفي
براساس توافق مسؤولان برگزاري رقابتهاي جام حذفي آلمان با شبكه تلويزيوني پريمير، 63 مسابقه اين جام براي اولين بار در تاريخ اين رقابتها به طور زنده پخش خواهد شد كه شايد تنها تماشاي يك يا دو مسابقه آن از طريق شبكه هاي غيرپولي ممكن باشد.
پول هنگفتي كه شبكه پريمير از امتياز پخش اين مسابقات كسب خواهد كرد، بدين شكل ميان تيمهاي شركت كننده تقسيم خواهد شد.
برندگان دور اول 97942 يورو دريافت مي كنند.
به برندگان مرحله دوم 227133 يورو تعلق خواهد گرفت.
به صعود كنندگان از مرحله سوم 45267 يورو پاداش اعطا خواهد شد.
برندگان يك چهارم نهايي مبلغي معادل 908533 يورو دريافت مي كنند.
به تيمهاي پيروز درمرحله نيمه نهايي 1567067 يورو اهدا خواهد شد.
به تيم شكست خورده در فينال  1707307 يورو تعلق مي گيرد.
به تيم قهرمان هم 2560960 يورو از سوي شبكه پريمير پاداش داده خواهد شد.
افزايش درآمد ها در مراحل مقدماتي براي تيمهايي كه از دسته سوم دراين مسابقات شركت مي كنند، اهميت زيادي خواهد داشت.

  


مقايسه ستاره هاي پرتغالي در فصل جديد ليگ برتر؛كريس درقعر و دكو در اوج

 

مارال زياري
بسياري از كارشناسان معتقد بودند «دكو» خريد خوبي براي چلسي نيست، اما درخشش ستاره پرتغالي باشگاه چلسي در ديدار هفته اول رقابتهاي ليگ برتر، پيش بيني هاي آنها را باطل كرد.
دكو كه فصل كم فروغي را همراه با بارسلونا پشت سر گذاشته بود، در رقابتهاي يور2008 نيز نتوانست نمايش خارق العاده اي را به اجرا بگذارد. او يكي از بازيكنان كليدي تيم فيليپه اسكولاري محسوب مي شد و اين مربي زيرك برزيلي در نهايت با استفاده از اوضاع نه چندان مساعد شاگرد سابقش در بارسلونا كه مورد بي مهري پپ گوارديولا قرار گرفته بود، به راحتي او را از اسپانيا به تيم جديدش چلسي آورد.
دكو در تيم جديد اسكولاري بسيار خوش درخشيد و در اولين ديدار آبي پوشان لندن در بازيهاي فصل جديد ليگ برتر، يكي از چهارگل تيمش را به ثمر رساند و جزو بهترين بازيكنان چلسي هم شناخته شد.
دكو در حقيقت كليدي ترين بازيكن آبي پوشان در مصاف مقابل پورتسموث بود و درخشش او در ديدار هفته اول رقابتهاي فصل 9-2008 ليگ برتر، بازتاب فراواني در مطبوعات اين كشور داشت.
دكو در تيمي كه ستاره هاي بزرگي از جمله جو كول، جان تري، ميشائيل بالاك، دروگبا و لمپارد حضور دارند، ستاره اول تيمش بود و اسكولاري هم از درخشش او بسيار راضي به نظر مي رسيد.
فيل بزرگ درمورد علمكرد ستاره پرتغالي اش در ديدار مقابل پورتسموث گفت: دكو بازي فوق العاده اي را به نمايش گذاشت. او ويژگيهاي متفاوتي در مقايسه با بالاك و لمپارد دارد و اين نكته براي تيم ما بسيار با اهميت است. چلسي، همراه با او به مكان بالايي خواهد رسيد.
حضور دكو در زمين و همكاري اش با ساير بازيكنان تيم، تعادل را در تيم برقرار مي كند. دكو دقيقاً مي داند كه در هر لحظه چه تصميمي را بايد بگيرد كه براي تيم، بهتر باشد و اين نكته بسيار مهمي است. در كنار دكو، بازيكنان جوان تيم مي توانند رشد كنند و درسهاي فراواني بياموزند.
در سوي ديگر اين ماجرا، كريس رونالدوي مغموم قرار دارد. ستاره اي كه فصل گذشته، تمامي افتخارات فردي و عناوين تيمي را همراه با منچستريونايتد كسب كرد و انتظار مي رفت فصل فوق العاده ديگري را در اين تيم آغاز كند.
كريس در آرزوي پوشيدن پيراهن رئال مادريد بود، ولي در نهايت نتوانست به اين تيم برود و بدين ترتيب مجبورخواهد بود دست كم براي يك فصل ديگر در جمع شياطين سرخ باقي بماند. مرد همه كاره تيم فرگوسن چندي پيش قوزك پايش را به تيغ جراح هلندي سپرد و تا ماه اكتبر از ميادين فوتبال دور خواهد بود.
رونالدو نتوانست در اولين ديدار قرمزپوشان در فصل جديد ليگ برتر به ميدان برود و شايد غيبت او در ديدار منچستر مقابل نيوكاسل، يكي از دلايل عدم موفقيت شياطين سرخ در اين ديدار بود.
اين در حالي بود كه همگان توقع داشتند كه پس از قهرماني فصل گذشته شياطين سرخ در رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا و ليگ برتر، منچستريها فصل جديد را طوفاني تر آغاز كنند، ولي چنين نشد. در حالي كه همه رونالدو را مرد اول رقابتهاي فصل جديد ليگ برتر مي دانستند، اين ستاره مصدوم پرتغالي نتوانست براي تيم فرگوسن به ميدان برود.
او پرتغالي ناكام هفته اول فصل جديد ليگ برتر بود و در سوي مقابل دكو كه بسياري معتقد بودند عمر فوتبالش در حال به سر آمدن است، به عنوان ستاره بي چون و چراي تيم اسكولاري انتخاب شد. البته در اين ميان و در رقابتهاي هفته اول فصل 9-2008 ليگ برتر، پرتغاليهاي ديگري نيز حاضر بودند كه از جمله برجسته ترين هاي آنها مي توان به بوسينگا و ناني اشاره كرد. هر چند آنها فرصت كافي براي درخشش نيافتند، بايد منتظر بود و ديد در هفته هاي آتي، چه اخباري از ديگران شاگردان سابق فيل بزرگ به گوش خواهد رسيد.

  


ده نكته هفته اول ليگ برتر جزيره ؛
از هت تريك آگبانلاهور تا نيمكت نشيني برباتوف

 

1- تازه واردها راحت گل مي زنند
وقتي كه سميرنصري تنها چهار دقيقه بعد از آغاز ديدار آرسنال مقابل وست برومويچ در اولين ديدار اين فصل ليگ برتر دروازه حريف را گشود، ديگربازيكنان تازه وارد تيمها به اين باور رسيدند كه گل زدن در هفته اول ليگ برتر يك سنت ديرينه و البته قابل اجراست.
اميرزكي مهاجم مصري ويگان هم دنباله رو نصري شد. دكو هافبك پرتغالي چلسي هم با يك ضربه تماشايي براي تيمش گلزني كرد و جان الماندر و جئواني هم براي بولتون و هال سيتي گل زدند تا خريدهاي تازه تيمهاي ليگ برتر حداقل در هفته نخست مؤثر واقع شده باشند.
2- كين و تورس، تمرين بيشتر
ليورپول جديد بنيتس روي كاغذ ايده آل و عالي به نظر مي رسد، ولي وقتي كه رابي كين و فرناندوتورس مقابل ساندرلند قرار گرفتند، معلوم شد همزيستي اين دو در خط حمله سرخپوشان خيلي هم راحت و آسوده نخواهد بود و بنيتس مجبور است آن زيبايي ظاهري را به حقيقتي قابل اجرا تبديل كند.
3- آينده ليگ برتر به جوانان انگليسي تعلق دارد
ممكن است منچسترسيتي و استون ويلا مالكان خارجي داشته باشند و بازيكنان مختلفي از ديگر مليتها در تيمهاي خود استخدام كرده باشند، بازيكناني كه در هردو تيم جلب توجه كرده و در هفته نخست درخشان ظاهر شدند، همگي جوانان انگليسي بودند.
در تركيب استون ويلا، اشلي يانگ در جناح چپ اين تيم فوق العاده بود و گابي آگبانلاهور كه اين هفته درعرض هفت دقيقه هت تريك كرد و براي سيتي دانيل استاريج 18 ساله كه مثل فوق ستاره ها ظاهر شد، خوش درخشيدند تا فابيو كاپلو براي اعلام فهرست بازيكنان منتخب خود به تيم ملي، با مشكل مواجه شود.
4- هال سيتي مثل دربي كانتي
تعداد پيروزيهاي دربي كانتي در فصل 2008-2007 ليگ برتر انگليس، يك بود؛ تعداد پيروزيهاي هال سيتي تازه صعود كرده به رقابتهاي فصل 2009-2008 هم يك است؛ با اين تفاوت كه هال 37 هفته ديگر فرصت دارد تا بازيهاي بيشتري را با پيروزي به پايان رساند.
5- تاتنهام تكليفش را با برباتوف روشن كند
تيم لندني يا بايد برباتوف بلغاري را در تركيب اصلي خود به بازي بگيرد يا اينكه او را به منچستر يونايتد بفروشد و به اين قصه طولاني خاتمه دهد، براي اينكه برباتوف روي نيمكت هيچ كاري براي تيم «خوانده راموس» انجام نمي دهد.
6- دين آشتون بدشانس
فصل قبل دين آشتون توسط استيو مك كلارن به تيم ملي انگليس دعوت شد و زانويش شكست. اين هفته او دو گل براي وستهام به ثمر رساند و فابيوكاپلو هم اتفاقاً در جايگاه ويژه درحال تماشاي بازي او بود و سپس به تنهايي هنگام نواختن يك ضربه ايستگاهي، موجب مصدوم شدن خودش شد...
7- نيوكاسل با چشم انداز سفيد و آبي
به نظر مي رسد باشگاه نيوكاسل دو مشكل بزرگ خود را با ستاره هاي آرژانتيني اش حل كرده است. آنها از زماني كه ژينولا اين تيم را ترك كرد، سالها در انتظار يك بال چپ قابل اطمينان نشسته بودند و با توجه به اولين بازي گوتيرس در ليگ برتر، كم كم اميدوار شده اند كه مهره گمشده اين بخش از تركيب خود را يافته اند. او تمامي خصوصياتي كه ژينولا داشت (چپ پايي با موهاي بلند) را داراست و قدرت جنگندگي بالايي هم دارد. فابريسيو كولوچيني هم مدافع مياني قابل اطميناني است كه مقابل منچستريونايتد قهرمان، ارزشهايش را بيش از پيش به منتقدانش نشان داد.
8- هفته احترام
رقابتهاي اين هفته ليگ برتر هفته عمل بود و هيچ اتفاق ناگواري و يا درگيري خاصي در هيچ مسابقه اي رخ نداد.حتي زماني كه گوتيرس از اينكه داور بازي نيوكاسل و يونايتد از اعلام يك ضربه پنالتي خودداري كرد شاكي شد، گفتگوي دوطرف با دست دادن خاتمه پيدا كرد تا هشدار جدي مسؤولان اتحاديه ليگ جزيره به بازيكنان خاطي، اولين تأثير خود را روي رفتار بازيكنان تيمها داشته باشد.
9- احتمال مصدوميت دوباره بعد از رهايي از آسيب ديدگي طولاني
والري بوژينوف ازاينكه دوباره به تركيب منچسترسيتي باز مي گشت، خيلي خوشحال بود؛ ولي او ظاهراً به شرايط آرماني براي بازي نرسيده، براي آنكه قبل از شروع بازي تيمش و هنگام گرم كردن بازيكنان، يك بار ديگر مصدوم شد و حالا بايد 6 ماه ديگر هم خانه نشين باشد.
10- هواداران آرسنال فراموش مي كنند و مي بخشند
امانوئل آدبايور ممكن است گفته باشد كه باوجود دريافت پيشنهادهاي وسوسه كننده از ميلان و بارسلونا، همچنان در ورزشگاه امارات لندن توپ خواهد زد، ولي اين بدين معنا نيست كه هواداران توپچي ها بي وفاييهاي او را در روزهاي تابستاني فراموش كرده باشند...

  


توقف بايرن در هفته نخست بوندس ليگا؛
جاي خالي توني و ريبري، افسوسهاي كلينزمن

 

يورگن كلينزمن انتظار نداشت شروع كار او در رأس امور هدايتي بايرن مونيخ به جاي اوتمار هيتسفلد، تا اين اندازه با انتقاد همراه باشد.
تيم او در هفته اول رقابتهاي بوندس ليگا در آليانس آره نا مقابل هامبورگ با تساوي 2-2 متوقف شد و نتوانست در غياب مهره هاي كليدي اش همچون فرانك ريبري و لوكا توني كه به ترتيب برترين و سومين بازيكن فصل قبل اين مسابقات شناخته شدند، آن درخشش قابل انتظار را تكرار كند.
گلزن ايتاليايي باوارياييها همچنان به دليل آسيب ديدگي مچ پا از همراهي اين تيم محروم است و ريبري هم پس از مصدوميتي كه در يورو 2008 مقابل ايتاليا گريبانگير او شده، حالاحالاها نمي تواند در تركيب بايرن مونيخ به ميدان رود. در غياب آنها، مربي سابق تيم ملي آلمانها به مهره هايي نظير شوان اشتايگر و پودولسكي و كلوزه اعتماد مي كند؛ بازيكناني كه تابستان امسال در ديدارهاي دوستانه تيم او گلهاي فراواني به ثمر رساندند و حتي موقعيت توني را درتركيب ثابت تيم مونيخي با خطري جدي مواجه كردند.
اگرچه حتي حضور آنها در هفته اول بوندس ليگا هم نتوانست برتري بايرن مقابل بندرنشينان هامبورگ را تضمين كند و در نهايت كلينزمن را به اين باور رساند كه بدون زوج رؤيايي فصل گذشته تيم هيتسفلد، تكرار پيروزيهاي مقتدرانه ميسر و ممكن نيست. توني و ريبري كه فصل گذشته يكي از موفق ترين زوجهاي حاضر در ليگهاي اروپايي را تشكيل داده بودند، پس از درخشش خيره كننده در فصل قبل بوندس ليگا، تجربه اي ناموفق را در يورو 2008 با تيمهاي ملي خود تجربه كردند. مهاجم ايتاليايي، كه بدون ترديد يكي از ناكام ترين بازيكنان اين دوره از رقابتها نام گرفت، حتي يك بار هم در چهار ديداري كه همراه با لاجورديها در جام ملتهاي اروپا به ميدان رفت، نتوانست براي اين تيم گلي به ثمر برساند.
اين در حالي بود كه او يك فصل تمام به هيچ يك از توپهايي كه در محوطه هجده قدم تيمهاي آلماني در بوندس ليگا نصيب او شده بود «نه» نگفته بود. ريبري هم تحت تأثير بازي انتقاد برانگيز تيم دومنك، با اينكه همچنان يكي از بهترينهاي تيم بي انگيزه و ناتوان او بود، بازهم نتوانست آن نمايش خيره كننده در رقابتهاي ليگ آلمان را تكرار كند و مصدوميت شديدش در ديدار با ايتاليا كه البته خودش عامل آن شد، وداع تلخ او با يورو 2008 را باعث گرديد تا علاوه بر فرانسه و دومنك، كلينزمن بيش از هركس ديگري به خاطر از دست دادن شاه مهره تيمش حسرت و افسوس بخورد. بايرن بدون اين دو شباهتي به تيم هيتسفلد ندارد و نمي تواند قهرماني را از همين هفته هاي آغازين حق مسلم خود بداند.

  


آگرو، اشك مارادونا را در آورد

 

عملكرد فوق العاده سرخيو آگرو در ديدار نيمه نهايي بازيهاي المپيك، باعث شد ديه گو آرماندو مارادونا، پدر همسر او از شدت خوشحالي اشك بريزد.
اين در حالي بود كه مارادونا، بر روي سكوهاي ورزشگاه كارگران پكن، شاهد بازي تيم ملي كشورش در ديدار مقابل برزيل در مرحله نيمه نهايي بازيهاي المپيك پكن بود و در كنار خوليو گروندونا، رئيس فدراسيون فوتبال آرژانتين نشسته بود. پس از آنكه سرخيوآگرو در دقيقه 52، اولين گل سفيد و آبي پوشان آرژانتين را به ثمر رساند، مارادونا از شدت هيجان، از جايش نيم خيز شد و با فريادي بلند و در حالي كه دستهايش را مشت كرده بود، گلزني دامادش را جشن گرفت.
سرخيو آگرو در حقيقت ستاره تيم ملي آرژانتين بود كه با درخشش فوق العاده اش يك تنه تيم باتيستا را به فينال پكن رساند.
آگرو دو گل اول سفيد و آبي پوشان را در دقايق 52 و 57 به ثمر رساند و سومين گل آرژانتيني ها نيز از روي نقطه پنالتي و در پي خطايي كه بر روي آگرو انجام شد، به دست آمد.
در طول تمام اين مدت، مارادونا، با شوق و هيجان وصف ناپذيري بازي را دنبال مي كرد و اين درحالي بود كه اشك شوق در چشمان او حلقه زده بود.
با پايان يافتن اين ديدار تماشايي و راه يافتن آرژانتين به ديدار فينال بازيهاي المپيك، اشك از چشمان ديه گو جاري شد. او قطعاً به داشتن چنين دامادي افتخار مي كند.

  


چين تشنه توريستهاي بيشتر

 

مقامهاي چيني اميدوارند، بازيهاي المپيك درهاي ورودي جهانگردان بين المللي را بر روي كشورشان بگشايد.اين در حالي است كه در حال حاضر تعداد زيادي جهانگرد در اين كشور آسياي شرقي به سر مي برند و تعداد گردشگران حاضر در چين به مراتب بيشتر از تعداد جهانگردان حاضر در رقابتهاي المپيك چهارسال قبل در آتن يونان است.در حال حاضر دو شهر بزرگ چين يعني شانگهاي و پكن، مبدل به مركز توريستي بزرگي شده اندو مسؤولان گردشگري چين معتقدند، آمار اين تعداد جهانگرد دراين دو شهر بزرگ تا سال 2010  تكرار نخواهد شد. اكنون و به منظورپذيرايي هر چه بهتر از جهانگردان خارجي در دو شهر بزرگ چين افراد زيادي مشغول هستند. حدود 500 هزار نفر در هتلها شاغل هستد و در حدود 10 هزار نفرهم به عنوان راهنمايان ورزشي و 7000 نفر هم در نقش مسؤول اجرايي طرحها و برنامه ها تلاش مي كنند تا جهانگردان جديدي را به سوي اين كشور جذب كنند.

  


حسرت يك ملت براي يك قهرمان ناكام

 

ليو ژيانگ دونده چيني كه در دوره قبلي رقابتهاي المپيك در آتن در ماده دو 110 متر با مانع، مدال طلا را كسب كرده بود، اميد اول ملت چين براي كسب يك مدال طلاي حتمي به شمار مي رفت.
ژيانگ كه سعي داشت تا از عنوان قهرماني چهار سال قبل خود در رقابتهاي المپيك دفاع كند، در عين ناباوري و به دليل مصدوميت نتوانست در فينال اين رشته شركت كند و اشك را به چشمان چينيهاي حاضر در ورزشگاه محل برگزاري اين رقابتها آورد.
در حالي كه هزاران هموطن او بر روي سكوها در انتظار آغاز ديدار فينال بودند، شركت كنندگان وارد پيست شدند و شروع به گرم كردن خود كردند.
در اين ميان ژيانگ درحالي كه خود را براي ديدار پاياني آماده مي كرد، ناگهان دردي را كه چند روز پيش و در جريان تمرينات گريبانگير او شده بود، مجدداً در پايش احساس كرد و در حالي كه دستش را بر روي زانويش گذاشته بود پيست را ترك كرده و راهي رختكن شد.
دراين لحظه تمامي تماشاگران حاضر روي سكوها كه بي صبرانه منتظر درخشش ژيانگ در فينال بودند در كمال تعجب متوجه غيبت او شدند. ژيانگ به دليل مصدوميت تصميم گرفت از حضور در مسابقه فينال سرباز زند و همين موضوع موجبات ناراحتي و حتي گريه هزاران و شايد ميليونها چيني را فراهم آورد.
ژيانگ دچار تورم تاندون آشيل پا شده بود و سان هايپينگ، مربي اين دونده چيني در حاليكه مقابل دوربينهاي تلويزيوني همراه با تماشاگران چيني براي او اشك مي ريخت گفت كه او درد بسيار شديدي را احساس مي كرد و به همين دليل قادر نبود در مسابقه فينال شركت كند.
بدين ترتيب در روزي كه كاروان چين در المپيك ركورد كاروان قبلي اين كشور در آتن را از نظر كسب تعداد مدالها شكست، اين درام تلخ ملي سراسر اين كشور را در بهت و حيرت فرو برد.

  


بولت و ايزينبايوا/ ركوردهاي استثنايي نابغه هاي دووميداني

 

اوسين بولت دونده جامائيكايي در مهمترين فينال المپيك در دو صد متر با ركورد 9/69 ثانيه به عنوان سريع ترين مرد جهان معرفي شد و ركورد قبلي اين ماده را كه ماه مي گذشته در نيويورك ثبت شده بود، سه صدم ثانيه بهبود بخشيد.
نكته قابل توجه در فينال صدمتر المپيك امسال اختلاف قابل توجه فاصله بولت با دونده هاي ديگر بود. تايسون گاي آمريكايي در مرحله نيمه نهايي حذف شد تا او به راحتي در فينال اين رقابتها به مقام قهرماني دست پيدا كند.
بولت بعد از استارت خيلي سريع از همه پيش افتاد و حتي در 10 متر پاياني، زماني كه اختلاف خود با بقيه رقبا را ديد، از دويدن دست برداشت. معمولاً در فينال صد متر المپيك دونده ها در آخرين گامها خود را به سوي خط پايان پرتاب مي كنند تا بلكه يك هزارم ثانيه در ركورد آنها تغييري ايجاد شود، اما بولت با خونسردي كامل درحالي كه دستهايش را باز كرده بود از خط عبور كرد تا 80 هزار تماشاگر حاضر از تماشاي مسابقه او به وجد بيايند.
يلنا ايزينبايوا فوق ستاره پرش با نيزه جهان در المپيك هم ركوردشكني كرد و با عبور از مانع 5/05 متري كه يك سانتيمتر از ركوردي كه يك ماه قبل خودش در مونت كارلو به ثبت رسانده بود، به كسب مدال طلاي اين رقابتها نائل شد.
او بدين ترتيب حماسه اي را كه در آتن خلق كرده بود، در پكن تكرار كرد. در المپيك يونان هم ايزينبايوا برنده مدال طلا و صاحب يك ركورد جديد در اين رشته شده بود.
او مانع 4/85 متري را به راحتي در اولين پرش پشت سرگذاشت و اين درحالي بود كه رقباي ديگر او حتي هرگونه تلاش براي پرش از اين مانع را هم نفي كردند.
ايزينبايوا بعد از مشورت با مربي اش تصميم گرفت ركوردهايي را كه در رم و مونت كارلو طي يك ماه اخير به ثبت رسانده بود، هم جابه جا كند. بار اول با اينكه هنگام پرش مانع هيچ تكاني نخورد، اما درلحظه فرود او بر روي تشك زمين افتاد تا فرياد افسوس 91 هزارتماشاگر حاضر در ورزشگاه ملي پكن بلند شود.
در پرش دوم او مرتكب اشتباه بزرگتري شد و قبل از اينكه براي بار سوم تلاش كند، مثل هميشه دقايقي با خودش خلوت كرد و بعد از تمركز كامل مقابل حاضران در ورزشگاه ايستاد و از آنها خواست تا او را حمايت كنند.
يلنا از 5/05 متري با نيزه عبور كرد و ركورد جهاني تازه اي به نام خود در اين ماده به ثبت رساند.

  


30 دقيقه و 50 ثانيه و 78 صدم ثانيه شنا در آبهاي پكن؛
براي شكستن ركورد اسپيتز

 

مايكل فلپس براي كسب هشت مدال و شكستن ركورد مارك اسپيتز، حدود سي دقيقه در آبهاي پكن شنا كرد. نيم ساعت سنگين و فشرده كه ورزشكاران محدودي حتي در صورت آرام شنا كردن توانايي تحمل آن را دارند وفقط او توانست به انجام آن نايل شود.
سي دقيقه و 50 ثانيه و 78 صدم ثانيه زماني بود كه فلپس در هفده مسابقه اي كه در آن شركت كرد براي تحقق اين هدف نياز داشت. او در هشت فينال و چهار نيمه نهايي حضور يافت و هفت بار ركورد جهان را جابه جا كرد و يك ركورد جديد المپيك از خود برجاي گذاشت.
در شناهاي استقامتي، قهرمان شناي آمريكا تنها يك بار در فينال شركت كرد و بيشتر اوقات جاي خود را به خصوص در مراحل مقدماتي به هم تيمي هايش داد.
او در مجموع 3300 متر شنا كرد كه دو بار آن در چهارصد متر بود و يك بار در سه شناي استقامت و سه بار در مسابقه ديگر.
نكته قابل توجه زمان دقيقي است كه فلپس حتي در جزئي ترين موارد هم آن را رعايت كرده است. در هر مسابقه اي، زمانهاي او در مسابقات مقدماتي و نيمه نهايي تقريباً برابر است و حتي در 200 متر پروانه فقط يك صدم ثانيه با يكديگر تفاوت دارد. اين ركوردها در مسابقات نهايي بازهم كاهش يافت تا او ركورد اسپيتز را پشت سر بگذارد.
دو اسطوره دريك نگاه
ثروتمند، مشهور، ركورددار
مليت: هر دو آمريكايي هستند. فلپس در بالتيمور واقع در مريلند در سال 1985 متولد شده و اسپيتز در مودستو كاليفرنيا در سال 1950 به دنيا آمده است.
شرايط خانوادگي: والدين فلپس زماني كه او هفت ساله بود از يكديگر جدا شده اند. پدر او «فرد» پليس است و مادرش «دبي» معلم است. خواهر بزرگتر «اوويتني» هم شناگر است. خانواده اسپيتز اما زماني كه مارك تنها دو سال داشت، به هاوايي نقل مكان كردند. پدر او آرنولد براي اولين بار به وي شناكردن را آموخت و زماني كه مارك 6 سال داشت خانواده او بار ديگر به كاليفرنيا بازگشتند.
اولين المپيك: فلپس در آتن 2004 زماني كه تنها 19 سال سن داشت اولين بار در المپيك شركت كرد و در آن رقابتها 6 طلا و دو برنز گرفت. اسپتيز 18 ساله بود كه در مكزيك 1968 حاضر شد. او اول گفته بود كه 6 مدال طلا خواهد گرفت، اما فقط يك نقره و يك برنز صاحب شد.
دومين المپيك: اسپيتز در مونيخ 1972 و در 22 سالگي هفت مدال طلا گرفت و ركورد جهان را در تمامي رشته ها از آن خود كرد.
فلپس در پكن 2008 در سن 23 سالگي هشت مدال طلا به گردن آويخت كه با هفت ركوردشكني جهاني همراه بود.
مسابقات: فلپس و اسپيتز به طور مشترك در 6 ماده مشترك از هشت ماده اي كه در آنها حاضر شده اند، شركت كرده اند. با اين تفاوت كه فلپس امسال در 200 متر و 400 متر مختلط هم حضور يافت و اسپيتز در صد متر آزاد هم شنا كرده بود.
مشخصات فيزيكي: فلپس از اسپيتز بلندقدتر و سنگين وزن تر است و اندام درشت تري نسبت به او دارد. قد: 1.93برابر 1.85. وزن: 91 كيلو مقابل 79 كيلو. سرشانه: 2.01 برابر 1.87
دستمزد: فلپس همين حالا از اسپيتز شناخته شده تر و ثروتمندتر است. كمپاني«اسپيدو» خيلي زود بعد از هشت مدال او در المپيك، يك ميليون دلار به او پرداخت. درآمد سالانه او از طريق حاميان مالي تا پيش از اين به پنج ميليون دلار در سال مي رسيد كه پيش بيني مي شود درآينده به 30 ميليون دلارهم نزديك شود.
او با اسپانسرهايي نظير اسپيدو، ويزا، آرنت، اي تي اند تي، قرار داد. اسپيتز هم با تبليغ محصولاتي همچون شير، حوله، ساعت و غيره به سقف 5 ميليون دلاردرآمد سالانه دست يافته است.

  


چهره ها

 

آموزنده




گوينده اخبار جوانه ها كه بعدازظهرها پخش مي شود و به مسائل مربوط به نوجوانان مي پردازد، روز گذشته با لبخندي مليح كه دل هر نوجواني را مي برد، خبر جالبي را خواند. «مايكل فلپس شناگر آمريكايي و برنده 8 مدال طلاي المپيك پكن رمز موفقيت خود را خوردن صبحانه كامل اعلام كرد.» احتمالاً همين روزها تصاويري از بدن آرنولد در دوران اوج را هم روي آنتن مي فرستند و زير آن مي نويسند، «اثرات گوش كردن به حرف پدر و مادر و احترام گذاشتن به بزرگتر.» در پي اعلام اين خبر 13 نوجوان كه هر روز صبحانه كامل مي خوردند، در درياهاي شمال غرق شدند، پيشنهاد مي شود چون فعلاً مايكل فلپس روي بورس است، عروسك او را براي برنامه هاي آموزنده خردسالان تهيه كنيم. خاله نرگس با همون لحن كش دار هميشگي ميگه: «بچه ها جونم، فكر مي كنين چرا مايكل 8 تا طلا برده، نمي دونين؟ چون صبحها وقتي از خواب بلند ميشه، به مامان و باباش سلام مي كنه. مگه نه مايكل؟

45 طلا




افشين نوروزي تنها پينگ پنگ باز اعزامي ايران به المپيك پكن پس از شكست مقابل حريف ايتاليايي در اولين دور گفت: «ارزش اين شكست حتي از برد هم بيشتر بود.» تا قبل از اين اظهار نظر افشاگرانه توجه هيچكس به افتخارات متعدد ورزشكاران ايراني در المپيك پكن جلب نشده بود. گويا كميته ملي المپيك به رياست ژاك روگ تحقيقات گسترده اي را در خصوص ادعاي افشين نوروزي آغاز كرده و هيچ بعيد نيست به زودي قانوني در خصوص اعطاي مدال به ورزشكاراني كه پيروزمندانه در همان دور اول مسابقات حذف مي شوند به تصويب برسد. به اين ترتيب اين اميدواري وجود دارد كه كاروان 55 نفره اعزامي ايران به المپيك چين با چيزي حدود 45 مدال طلا- شامل عزيزاني كه در همان دور اول اوت شدند، به وطن بازگردند- قيافه مايكل فلپس وقتي هر 8 مدالش را پس بگيرند و بدهند به محمد عليرضايي، كه وقتي ديد آب سرد است از شركت در مسابقات انصراف داد؛ واقعاً ديدني است.

مربي مقتدر




كلاً ليت بارسكي از آن دسته مربيان مقتدري است كه حرف، حرف خودش است و بازيكن اصلاً جرأت زل زدن به چشمهاي او را پيدا نمي كند.
قبل از بازي با پيكان با صداي بلند در جمع بازيكنان گفت: «هر كس از اينكه در تركيب اصلي نيست، ناراحته همين الان اردو را ترك كنه.» در همين لحظه صابر ميرقرباني از جا بلند شد و به سمت در خروجي حركت كرد. «آهاي، كجا؟ حالا يه دقيقه وايسا...» صداي گوشخراش بسته شدن در پشت سر ميرقرباني حرف بارسكي را قطع كرد، چند دقيقه بعد سر ميز ناهار متوجه شد ميلاد زنيدپور به سالن غذاخوري نيامده «بهش بگين يا همين الان بياد يا... مترجم ليت بارسكي پنج دقيقه بعد برگشت و درگوش او گفت: «آقا ميگه نميام. همون «ياي» دوم را اجرا كنين.» مربي آلماني نفس عميقي كشيد و گفت: «ok پس هيچكس حق نداره تا من اجازه ندادم سالن غذاخوري را ترك كند.» و چند بازيكن سايپا در حالي كه به او زل زده بودند به سمت در خروجي حركت كردند.

آخ جون




وقتي مسابقه مراد محمدي با حريف آذربايجاني به پايان رسيد و داور دست كشتي گير ايراني را بالا برد؛ تازه معلوم شد مسؤولان ورزش كشور در اين چند روز چه فشار كشنده اي را در فراغ مدال متحمل شده اند. كيومرث هاشمي كه در جايگاه ويژه نشسته بود، آنچنان از خود بيخود شد كه درجا بالا و پايين مي پريد.
تلويزيون پكن لحظاتي از شادي او را پخش كرد، اما خيلي زود از ادامه پخش تصاوير انصراف داد. گويا هاشمي در ادامه كتش را درآورده، دور كمرش پيچيده و...
از پكن خبر مي رسد برخي از معاونان سازمان تربيت بدني خودشان را از داخل جايگاه به روي تشك پرتاب كردند و مراد محمدي را روي دوش گرفتند. پيش بيني مي شود كاروان ورزشكاران ايراني در بازگشت از پكن به سبك قهرمانان ليگ قهرمانان اروپا سوار اتوبوس روباز شوند و در ميان استقبال بي نظير مردم مدال برنز مراد محمدي را به نمايش درآورند.

  


معضل خريدهاي ناكام در فوتبال ايران؛ صيدهاي درشتي كه «تمركز» ندارند

 

* رسول بهروش

با گذشت سه هفته از مسابقات ليگ هشتم، فضاي قضاوت درباره خريدهاي بزرگ تيمهاي ليگ برتري تا حدودي مهيا شده است. سيماي صيدهاي فصل نقل و انتقالات باشگاه هاي گوناگون رفته رفته آشكار مي شود و در اين ميان يك نكته بسيار جالب توجه، خود نمايي مي كند. به جرأت مي توان پرسرو صداترين و عجيب ترين خريد و فروشهاي تابستان امسال را، ناكام ترين انتقالات ممكن ناميد.
بازيكناني كه انرژي خود را وقف هياهو در بازار جا به جايي هاي فوتبال ايران كردند، با حداقل تمركز گام به معركه ليگ گذاشتند و البته بسيار زود ناكام ماندند.





* سايپا متضرر بزرگ
در سايپا، محمد پروين كه از اردوي پرسپوليس به زمين نارنجي پوشان كرجي قدم گذاشت، هنوز موفق به جلب نظر ليت بارسكي نشده است.
در وضعيتي مشابه، حسين كعبي كه جام هفتم را در كنار سرخپوشان تهراني در آغوش كشيد، همچنان نمايشهاي ضعيفي دارد. در همين مجموعه، جالب ترين وضعيت را صابر ميرقرباني دارد؛ مهاجمي كه بيشترين شايعات نقل و انتقالاتي را در اطراف خود ايجاد كرده بود، در يك ركب تاريخي به سپاهان و استقلال، راهي سايپا شد. ميرقرباني به اندازه اي در تمرينات ضعيف ظاهر شد كه ليت بارسكي ابتدا وي را به سكوها تبعيد كرد و كمي بعد به كلي از تيم كنار گذاشت. اكنون خريد گران قيمت و پرحرف و حديث سايپايي ها كه حتي محمد ساكت را وارد يك مناقشه جنجالي با علي دايي كرد، تا اطلاع ثانوي از سايپا اخراج شده است. مصايب نارنجي ها اما تمامي ندارد. تيمي كه مدعي بود بهترين اسكلت فصل را دور هم جمع كرده است، عباس آقايي را هم با يك مصدوميت شديد براي مدتها از دست داد تا تقريباً هيچ خيري از سبد پر و پيمان خريدهاي خود نديده باشد.





* خريدهاي پوچ سرخ
همين وضعيت تقريباً در تيمهاي ديگر هم وجود دارد.
پرسپوليسي ها ميثاق معمارزاده را در شرايطي به خدمت گرفتند كه انواع و اقسام شايعات پشت اين انتقال وجود داشت. با اين اوصاف، او در همان هفته دوم رباط صليبي پاره كرد تا سرخپوشان مجبور شوند يك دروازه بان جديد استخدام كنند. بديهي است، تحمل هزينه خريد يك گلر در كنار مبلغ قرارداد ميثاق و نرخ مداواي او، پرسپوليسي ها را حسابي از كرده خود پشيمان نموده است! در اين تيم همچنين ابراهيم توره هم كه با كلي جار و جنجال راهي كارگران شد، هنوز برگ برنده اي از خود رو نكرده است.

* سايه هاي آبي
در استقلال، عليرضا عباسفرد كه پرسپوليس را پيچاند و لباس آبي پوشيد، تا به اينجا يك خريد كاملاً ناموفق نشان داده است. اين موضوع در مورد ابراهيم تقي پور هم كه انتقال مشكوكي(!) از پگاه به استقلال داشت، صدق مي كند. جالب اينكه هاشم بيك زاده عاشق پرسپوليس (!)، به دليل بيماري هنوز يك دقيقه هم براي تيم جديدش بازي نكرده است. از همه شنيدني تر اما، ماجراي مجتبي جباري است كه پس از عقد قرارداد جنجالي و تاريخي خود با آبي ها، هنوز چنان كه انتظار مي رود، كار شاقي انجام نداده است. آقاي شماره هشت معتقد است سبك بازي استقلال و فوتبال هوايي اين تيم، وي را از جريان مسابقه محو مي كند، اما مجتبي هرگز به اين نكته توجه نمي كند كه قهرماني ليگ پنجم حاصل درخشش او در قالب همين 2-5-3 امير خان قلعه نويي بوده است!

* ستاره هاي مسي
براي بقيه تيمها هم تا حدود زيادي وضع به همين منوال است. رحمتي كه به زحمت با مس تمديد كرده بود، با همان آرم معروف ايتاليا روي پيراهنش (!)، اشتباهات بچه گانه قبلي را همچنان تكرار مي كند. او در بازي با مقاومت هم پايه گذار گل اول تيم شاغلام بود. در همين تيم، امير حسين صادقي هم بعد از آن جا به جايي پرسرو صدا، هنوز نمايش دلپذير و چشم نوازي را از خود ارائه نكرده است. جالب اينكه، اين موضوع در مورد فرزاد آشوبي هم صدق مي كند.
هافبك دفاعي مطرحي كه مدتها در برزخ بين پرسپوليس و مس گرفتار بود، تا به حال براي مظلومي نقش يك مهره خنثي را ايفا كرده است. در اين راستا، تا حدودي هم مي توان به وضع حسن رودباريان اشاره كرد؛ دروازه باني كه پرسپوليس را به مقصد پيكان ترك كرد، اما در جمع خودروسازان، در فاصله دو هفته، نيمكت نشين محمد محمدي شد!
**************
مهمترين پيام فعل و انفعالهاي اخير براي فوتبال ايران آن است كه يك بازيكن پيش و بيش از هر عامل ديگري محتاج «تمركز» است. وقتي تمركز يك ستاره فوتبال به هر دليلي، مثل حضور كاذب در كمركش فصل نقل و انتقالات، به هم مي ريزد، نمي توان از او درخشش هميشگي را انتظار داشت.
مهره هايي كه به سرعت تصميم خود را مي گيرند و به بازار مكاره متداول تن نمي دهند، هر فصل نمايش درخشان تري ارائه مي كنند. از اين نوع بازيكنان در فوتبال ايران مي توان به افرادي نظير كريم باقري، پژمان نوري، محمدرضا طهماسبي، فريدون فضلي و يا حتي عليرضا محمد، مجتبي شيري و... اشاره كرد. در نقطه مقابل، از ميان رفتن تمركز يك فوتباليست مي تواند كمر خود او و تيمش را بشكند. فراموش نكنيم در كنار چندين مصدوم فوتبال آماتور ايران، پاي كريستيانورونالدوي حرفه اي هم به دلايل مشابه فعلا در گچ است! همه جاي دنيا «تمركز» حرف اول را مي زند.

  


اولين مدال تاريخ براي افغانستان

 

روح ا... نيك پي تكواندوكار وزن 58- تيم ملي افغانستان به مدال برنز بازيهاي المپيك رسيد تا اولين مدال تاريخ اين كشور را به دست آورد.به گزارش ايپنا، نيك پي ديروز در رقابتهاي اين وزن ابتدا حريفي از آلمان را شكست داد، سپس مقابل پرس مكزيكي كه به مدال طلاي اين وزن رسيد باخت و در گروه بازنده ها با غلبه بر تكواندوكاران انگلستان و اسپانيا به مدال برنز مسابقات رسيد.

  


«الونگ» مهرماه برمي گردد

 

الونگ كه فصل گذشته از ناحيه رباط صليبي دچار پارگي شد، ارديبهشت ماه سال جاري زانويش را جراحي كرد.اين بازيكن در حال حاضر مراحل درماني از جمله فيزيوتراپي، آب درماني و كار با وزنه را زيرنظر دكتر نوروزي پزشك استقلال پشت سر مي گذارد تا رفته رفته به شرايط بازي برسد. اگر همه چيز خوب پيش برود، اين بازيكن از مهرماه دويدن را آغاز خواهد كرد و از اواخر آبان ماه مي تواند به ميادين فوتبال بازگردد.

  


هادي شكوري تا اطلاع ثانوي محروم شد

 

مدافع تيم فوتبال استقلال تهران از سوي كميته انضباطي در جريان ديدار تيمهاي استقلال و فولاد مباركه اصفهان متخلف شناخته شد.
پس از مسابقه دو تيم استقلال تهران و فولاد سپاهان اصفهان از سري رقابتهاي ليگ برتر كه روز يكشنبه بيست و هفتم مرداد ماه جاري در ورزشگاه آزادي برگزار شد، از سوي هادي شكوري بازيكن تيم استقلال تهران تخلفي صورت گرفته است.
وي تا اطلاع ثانوي با صدور قرار موقت از همراهي تيم استقلال محروم است.

  


شماره يكها ديگر هيجان انگيز نيستند ؛انقراض نسل عقابها

 

* آرش محمدي

اگر بگوييم پس از احمدرضا عابدزاده هرگز يك دروازه بان ششدانگ و جسور را در چارچوب دروازه تيم ملي نديده ايم، اغراق نكرده ايم.






قرار گرفتن دروازه بانهايي كه در خوش بينانه ترين حالت، پنجاه درصد تواناييهاي عابدزاده را داشته اند در چارچوب دروازه تيم ملي باعث شده تا طي اين ده سال و در همه بازيهاي رسمي و غيررسمي، هرگاه توپي روي دروازه تيم ملي فرستاده مي شود بند دل همه تماشاگران ايراني پاره شود. دو سال پس از خداحافظي او از تيم ملي بود كه بلاژويچ يك پديده غريب به نام «ابراهيم ميرزاپور» را به فوتبال ملي ايران معرفي كرد.
او از همان بازيهاي اول كه با پاس گل زيباي خود به عماد رضا باعث شد دروازه تيم ملي ايران در مقابل حريفي مثل عراق باز شود تا آخرين بازي ملي خود كه در مقابل سوريه و در تورنمنت غرب آسيا انجام داد، بزرگترين ضعف خود كه بازي با پا است را به تصوير كشيده و با اشتباههاي بزرگ خود هيچ گاه چهره يك دروازه بان مطمئن را از خود بروز نداده است و چه طعنه آميز است كه او در آخرين اظهار نظر گفته است:« شماره يك فوتبال ايران منم» ميرزاپور با اشتباههاي بزرگ خود هيچ گاه چهره يك دروازه بان مطمئن و شجاع را نداشته است و نقش بر زمين شدن او بعد از هر اشتباه، از او يك چهره تكراري در ميان فوتبالدوستان ايراني ساخته است. ميرزاپور با صددرصد آمادگي هم هرگز يك دروازه بان مطمئن براي تيم ملي نبوده و حالا پس از دو سال دوري از سطح اول فوتبال ايران و با 50 درصد آمادگي توسط يار غار خود، دوباره به تيم ملي دعوت شده است.
خط زدن يك دروازه بان جوان مثل معمارزاده و جا دادن ميرزاپور به عنوان يكي از سه دروازه بان تيم ملي يك اقدام بحث برانگيز بود كه سرمربي تيم ملي هيچ گاه پاسخ مناسبي براي اين كار نداشت. ميرزاپور با اعتماد به نفس كه فقط در صحبتهايش نمود پيدا مي كند، مي گويد:« من در بازي با پا هيچ مشكلي ندارم و حاضرم با تمام دروازه بانهايي كه با پا خوب كار مي كنند رقابت كنم.» شايد او تصور مي كند در اين زمينه از چيلاورت و ون درسا هم جلوتر است اما در زمين مسابقه چيز ديگري را نشان مي دهد. نمايش دروازه بان دوم تيم ملي در بازي افتتاحيه ليگ برتر نشان دهنده ميزان آمادگي روحي و فني اوست.
بعد از مصدوميت ميرزاپور نوبت به حسن رودباريان رسيد تا شانس خود را براي تصاحب پيراهن شماره يك تيم ملي امتحان كند. او كه به عنوان يكي از سه سهميه بزرگسال تيم اميد به همراه اين تيم به بازيهاي آسيايي دوحه اعزام شده بود نمايش نااميد كننده اي از خود ارائه داد. او سپس به اردوي تيم ملي ب دعوت شد و همراه اين تيم قهرمان مسابقات غرب آسيا در اردن شد. رودباريان در اين بازيها نمايش قابل قبولي داشت و همين باعث شد تا به عنوان يكي از دو بازيكن تيم ملي، مسافر جام ملتهاي آسيا شود و با وجود حذف زودهنگام تيم ملي، رودباريان بازيهاي نسبتاً خوبي را در چارچوب دروازه تيم ملي انجام داد اما پس از اين بازيها بود كه دوران افت و نزول او با سرعت وحشتناكي آغاز شد. او با يك انتخاب اشتباه از پاس به پرسپوليس پيوست و به عنوان دروازه بان دوم يك سال آرام را روي نيمكت اين تيم سپري كرد. در حال حاضر نام او در ميان چهار دروازه بان تيم ملي ديده نمي شود و حتي رحمان احمدي به او ترجيح داده شده و رودباريان تيم پيكان را براي بازگشت به سطح اول فوتبال ايران انتخاب كرده، اما بازيهاي ضعيف او طي دو هفته ابتدايي صداي مربي اين تيم را هم درآورد و بعد از بازي با ذوب آهن بود كه مديرروستا علناً به ضعف تيم پيكان در چارچوب دروازه اشاره كرد.
رودباريان اما همچنان با اميد نسبت به آينده فوتبال خود حرف مي زند: «قبول دارم كه طي يك سال گذشته از فرم ايده آل خارج شده ام، اما مي خواهم با تمرينات فشرده و اختصاصي باز هم به دروازه بان شماره يك ايران تبديل شوم».
در حال حاضر سيد مهدي رحمتي دروازه بان شماره يك تيم ملي است او كه سه سال پيش با همين كيفيت دروازه بان سوم تيم ملي به شمار مي رفت، حالا به شماره يك بي رقيبي تبديل شده كه هيچ گونه خطري را از جانب ميرزاپور و طالب لو احساس نمي كند. آخرين تصوير جالبي كه از او در اذهان باقي مانده، به سال 2004 مربوط مي شود، وقتي كه قرار شد پس از مصدوميت ميرزاپور، در مقابل قطر درون دروازه تيم ملي قرار بگيرد. او قبل از شروع مسابقه از شدت استرس به تور دروازه چنگ زده بود و در همان بازيها بود كه دو گل از حريف دريافت كرديم و تا آستانه حذف از جام جهاني پيش رفتيم. رحمتي در مورد ميزان آمادگي خودش با اطمينان خاصي صحبت مي كند؛ «من بازيكني هستم كه در تمام هفت دوره ليگ برتر حضور مؤثري داشته ام و پس از كسب تجربه در همه اين سالها به پيراهن تيم ملي رسيده ام. تمام تلاشم را مي كنم تا با حفظ آمادگي لازم بتوانم شماره يك ايران در جام جهاني باشم.»
در حال حاضر دروازه بانهايي مثل ميرزاپور، طالب لو و رحمان احمدي از رقيبان سيد مهدي رحمتي در تيم ملي هستند كه نمايش آنها در تورنمنت غرب آسيا چنگي به دل نزد. غلامپور مربي دروازه بانهاي تيم ملي اما آنها را دروازه بانهاي فوق العاده اي مي داند و معتقد است هيچ انتقادي به آنها وارد نيست.
براي اثبات خلاف اظهار نظرهاي اين چنيني ديدگاههاي مختلفي وجود دارد.

فرياد شيران: بايد به پديده ها ميدان بدهيم
نادر فرياد شيران مربي دروازه بانهاي تيم ملي در جام ملتهاي آسيا در سال 96 معتقد است: بايد به دروازه بانهاي جوان ليگ توجه بيشتري شود؛ «اين يك رسم است كه از دروازه بانهاي جوان و آينده دار، در كنار يك دروازه بان اصلي استفاده مي كنند تا با كسب تجربه بتواند به مرور زمان درون دروازه قرار بگيرد. براي من قابل هضم نيست كه ميرزاپور و رحمان احمدي با اين سن و سال دروازه بانهاي ذخيره تيم ملي باشند، در حالي كه ما دروازه بانهاي جواني مثل سوشا مكاني، معمارزاده و ... را داريم كه مي توانند در كنار رحمتي كسب تجربه كنند.»
فرياد شيران در مورد عملكرد دروازه بانهاي ذخيره تيم ملي نظرات جالبي دارد: «ابراهيم ميرزاپور در تورنمنت غرب آسيا 60 دقيقه براي تيم ملي بازي كرد، در حالي كه به نظر من يك دقيقه استفاده از او در چارچوب دروازه تيم ملي اشتباه محض است. او هنوز پس از سالها نتوانسته نقاط ضعف خود را برطرف كند و از آمادگي روحي مناسب براي ايستادن درون دروازه برخوردار نيست.
رحمان احمدي هم با اينكه اشتباههاي كمتري دارد، اما هيچ گاه نمي تواند در سطح ملي مطرح باشد و طالب لو هم آن قدر ميدان نديده كه در حال حاضر بتوانيم به عنوان دروازه بان شماره يك از او ياد كنيم و بدسليقگي در انتخاب دروازه بانهاي تيم ملي باعث شده تا عملاً مهدي رحمتي بدون رقيب باشد.

كربكندي: بايد آسيب شناسي كنيم
رسول كربكندي دروازه بان اسبق تيم ملي در دهه 50 و از مربيان خوشنام فوتبال ايران است كه تفاوت ميان دروازه بانهاي امروزي با قديميها را چنين توصيف مي كند؛ «متأسفانه اين يك حقيقت تلخ است كه ما سال به سال دروازه بانهاي ضعيف تري را در ليگ برتر مي بينيم و علت آن نحوه تمرينات آنهاست. زماني كه ما فوتبال بازي مي كرديم، دروازه بانها مربي اختصاصي نداشتند و امكانات امروزي هم براي آنها مهيا نبود، اما 16-15 دروازه بان خوب در ليگ دسته اول ايران بازي مي كردند.» به نظر كربكندي نحوه تمرينات دروازه بانهاي امروزي مطلوب نيست و يكي از دلايل افت كيفيت بازي آنها همين مسأله است و به نظر من دروازه بانهاي امروزي تحمل فشار تمرينات سنگين را ندارند و تلاش لازم را براي رسيدن به موفقيت از خود نشان نمي دهند. اگر نحوه تمرينات عابدزاده را كه بهترين دروازه بان ايران طي دو دهه اخير بوده است را بررسي كنيم، پشتكار و عشق به تمرين از ويژگيهاي وي بوده و من به جرأت مي گويم هيچ فوتباليستي را نديده ام كه مثل او تمرين كند.»
سرمربي سابق ذوب آهن، زود دعوت شدن دروازه بانهاي ليگ برتر به تيم ملي را دليل عمده ضعف در چارچوب دروازه تيم ملي مي داند:
«به نظر من در چند سال اخير، بعضي از دروازه بانها خيلي زودتر از آنچه تصور مي شد به تيم ملي دعوت شده اند و همين مسأله باعث مي شود آنها تا حدود زيادي انگيزه خود را از دست بدهند. در زمان ما دروازه بانها دو يا سه سال در اوج بودند اما به اردوي تيم ملي دعوت نمي شدند چه برسد به اينكه در چارچوب دروازه بايستند.»
به نظر كربكندي هيچ گاه مشكلات فوتبال ايران آسيب شناسي نشده تا يك فكر اساسي براي آن بشود و مشكل كمبود دروازه بان ششدانگ هم از اين قاعده مستثني نيست. «وقتي كلاس مربيگري دتمار كرامر در ايران به پايان رسيد، او گفت: هر چه زودتر بايد به آلمان برگردم، وقتي علت را جويا شديم در جواب گفت؛ «در فوتبال آلمان بازيكنان روي استفاده از ضربات سر ضعيف شده اند و قرار است فردا با تمام مربيان ليگ آلمان جلسه اي داشته باشيم تا اين مشكل را بررسي كنيم و يك راه حل براي آن پيدا كنيم.»
متأسفانه در فوتبال ما به اين گونه مسائل اهميت نمي دهند و برنامه ريزي براي رفع نقاط ضعف انجام نمي شود. در حالي كه مي دانيم دروازه بانهاي ما حرفه اي تمرين نمي كنند، وقتي عابدزاده تمرينات ويژه و پرفشاري را براي دروازه بانهاي پرسپوليس در نظر مي گيرد، صداي همه به آسمان بلند مي شود و حتي پارگي رباط صليبي معمارزاده را به تمرينات او ارتباط مي دهند.»
كربكندي دو راهكار را براي ارتقاي سطح كيفي دروازه بانهاي ايران ارائه مي دهد:
1 - اجراي طرح استعداديابي: با اجراي اين طرح مي توانيم دروازه بانهاي جوان و نوجوان را شناسايي كنيم و با آموزش صحيح راه پيشرفت آنها را هموار كنيم. واليبال و بسكتبال ايران با اجراي چنين طرحي، متحول شده و اين نشان مي دهد كه ما بازيكنان نوجوان با فيزيك مناسب دروازه بان كم نداريم.
2 - تأسيس آكادمي تخصصي دروازه باني: در همه كشورهاي صاحب فوتبال، آكادمي شخصي براي دروازه بانها از همان سن پايين تأسيس شده و فدراسيون فوتبال وظيفه دارد به باشگاهها كمك كند تا آنها بتوانند با تربيت صحيح و آكادميك براي فوتبال ملي ايران دروازه بان بسازند.
به نظر من فدراسيون بايد به امثال عابدزاده پول و امكانات بدهد و از وجود آنها استفاده كند. مطمئن باشيد اگر عابدزاده را در رأس چنين طرحي قرار بدهيم در طول كمتر از دو سال به نتايج خيلي خوبي مي رسيم. اما متأسفم كه در حال حاضر او با هزار اما و اگر تازه مربي دروازه بانهاي پرسپوليس شده است و در مورد تمرينات حرفه اي او حرف و حديثهاي فراواني را مطرح مي كنند.»

مشكلي كه به معضل تبديل شده
با در نظر گرفتن نظرات مربيان و كارشناسان كه متفق القول بر اين واقعيت تلخ صحه مي گذارند كه فوتبال ايران با كمبود دروازه بان ششدانگ روبروست، مي توان به اين نتيجه رسيد، مشكلي كه در ده سال اخير گريبان فوتبال ايران را گرفته است حالا به يك معضل تبديل شده و جالب اينكه مربيان قديمي و صاحب نظران و متوليان فوتبال ايران هيچ اقدام مثبتي براي حل آن انجام نمي دهند و مثل ساير موارد با نوعي بي تفاوتي به اين موضوع مي نگرند. حشمت مهاجراني مي گويد:«وقتي من سرمربي تيم ملي امارات بودم، بسياري از تيمهاي اماراتي به مهاجمان خارجي روي آورده بودند و من بارها به فدراسيون فوتبال امارات رفتم و مصرانه از آنها خواستم اجازه چنين كاري را به باشگاهها ندهند و يك فكر اساسي براي كمبود مهاجم در فوتبال اين كشور بكنند. پس از آن بود كه مهاجمان بزرگي مثل عرفان الطلياني در فوتبال اين كشور ظهور كردند.
مربيان ما هم مي توانند به فدراسيون فوتبال فشار بياورند تا زمينه را براي ظهور دروازه بانهايي مثل عابدزاده و حجازي و ... را فراهم كند.

  


اخبار كوتاه

 

تاج:هيچ محروميتي فوتبال ايران را تهديد نمي كند
نايب رئيس فدراسيون فوتبال ايران گفت: هيچ محروميتي باشگاههاي ايران را از جانب AFC تهديد نمي كند.
مهدي تاج ادامه داد:حق پخش تلويزيوني مسابقات فوتبال در بيشتر كشورهاي جهان به صورت يك موضوع قابل قبول مورد تأييد است و از اين جهت اقتصاد در فوتبال دنيا نقش انكارناپذيري پيدا كرده است.
وي تصريح كرد:حق پخش تلويزيوني اين امكان را به باشگاهها مي دهد كه حتي تمرينات و ساير فعاليتهاي يك باشگاه نيز انعكاس يابد و بدين ترتيب فوتبال در همه ابعاد خود رشد مي كند، اما متأسفانه اين روند در فوتبال ما و البته ساختار تلويزيون جايي ندارد كه اميدوارم هر چه زودتر بتوانيم اين معضل را نيز در فوتبال كشورمان برطرف كنيم.
سخنگوي فدراسيون فوتبال كشورمان ديدار دوستانه تيم ملي ايران با تيم ملي آذربايجان را قطعي دانست و اظهار داشت: براي آمادگي هر چه بيشتر جهت رويارويي با تيم ملي عربستان در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني ملي پوشان به ديدار اين تيم خواهند رفت.
تاج در خصوص بحثهاي اخير رسانه ها مبني بر تهديد بن همام براي حذف نمايندگان فوتبال ايران از جام باشگاههاي آسيا خاطر نشان كرد: بن همام هيچ گاه فوتبال ايران را تهديد نكرده است.
وي تنها تأكيد كرد هرچه سريع تر بايد وضعيت نابسامان فوتبال كشورمان سر و سامان بگيرد.

پاشازاده: سرمربي هما مي شوم
مدافع سابق تيم ملي فوتبال كشورمان در خصوص وضعيتش گفت: با توجه به اينكه نتوانستم با مسؤولان باشگاه شيرين فراز به توافق برسم به احتمال زياد تا آخر هفته به تيم هما خواهم پيوست.
مهدي پاشازاده افزود: دليل انتخاب هما در ميان پيشنهادهاي ديگر به اين خاطر بود كه از جمله تيمهاي ريشه دار بوده و از نظر امكانات سخت افزاري شرايط بهتري نسبت به شيرين فراز دارد و همچنين بازيكنان براي حضور در اين تيم راغب تر هستند.

كعبي: از حضور در سايپا لذت مي برم
بازيكن تيم سايپا تهران گفت: به هيچ وجه از جدايي از پرسپوليس ناراحت نيستم و از حضور در سايپا لذت مي برم.
حسين كعبي افزود: هميشه دوست داشته ام در تيمي بازي كنم كه آرامش داشته باشم، اما متأسفانه در پرسپوليس هميشه استرس داشتم و هيچ وقت نمي توانستم بازي خودم را ارائه كنم.
وي ادامه داد: خوشبختانه همه چيز در سايپا مهياست و در اين تيم آرامش كامل دارم و از حضور در اين تيم و بازي با بازيكنان اين تيم لذت مي برم.

عابدزاده: شاگردانم حق اشتباه ندارند
مربي دروازه بانان تيم فوتبال پرسپوليس گفت: آمادگي بالاي گلرهاي پرسپوليس تمام منتقدان را ساكت كرد، همه ديديم كه گلرهاي پرسپوليس بدون اشتباه ظاهر مي شدند، چون حق اشتباه ندارند.
احمدرضا عابدزاده عنوان كرد: تمام چيزهايي كه باعث موفقيت من در دوران بازيگري ام شده بود را به دروازه بانان پرسپوليس منتقل كرده ام و اكنون بيشتر كارشناسان اعتقاد دارند دروازه بانهاي پرسپوليس از هر نظر آماده اند. دروازه بانهاي پرسپوليس مي دانند كه تحت هر شرايطي بايد توپ را در آغوش بگيرند و هيچ كدام از آنها به دفع توپ فكر نمي انديشند.
وي ادامه داد: مثلاً در بازي استقلال - سپاهان گلرهاي هر دو تيم بيشتر توپها را مشت مي كردند و اين يك مشكل بزرگ در ميان دروازه بانان ايراني است، اما گلرهاي پرسپوليس هيچ كدام اين مشكل را ندارند. شما به بازي پرسپوليس - ملوان نگاه كنيد، حقيقي در عين جواني با تمركز بازي مي كند و تمام توپها را در اختيار مي گيرد.
عابدزاده درباره نيمكت نشيني مهدي واعظي گفت: واعظي چند سال براي پرسپوليس زحمت كشيده است. واعظي دروازه بان خوبي است و هر روز در تمرينات بهتر از روز گذشته ظاهر مي شود. متأسفانه واعظي قبل از شروع فصل مصدوم شده بود واين موضوع كمي وي را از جريان مسابقه و تمرين دور كرد، اما او با انگيزه تمرين مي كند و اين موضوع باعث خوشحالي من شده است.
وي ادامه داد: گمان مي كنم واعظي از 10 روز ديگر آماده بازي كردن بشود، اما اينكه بين حقيقي جوان و واعظي كدام يك در تركيب اصلي قرار مي گيرند را بايد از قطبي بپرسيد، چون وظيفه من چيز ديگري است.

  


سقوط تدريجي يك اسطوره ؛ نادال در المپيك هم قهرمان شد

 

زياري

سرانجام رافائل نادال تنيسور اسپانيايي به دوران حكمراني طولاني راجر فدرر در صدر جدول رده بندي تنيس جهان پايان داد و پس از 237 هفته، تنيسور سوئيسي را از پله نخست اين جدول به پائين كشيد.




اين در حالي بود كه فدرر، از 2 فوريه 2004 تاكنون در صدر فهرست رنكينگ بين المللي برترين تنيسورهاي جهان قرار داشت و نادال كه از 25 جولاي 2005، در جايگاه دوم و در تعقيب او بود، در نهايت توانست به دوران اقتدار بي حد و حصر او در عرصه تنيس جهاني پايان بخشد.
رافائل نادال در بازيهاي المپيك پكن و در پي شكست دادن گونسالس شيليايي، مدال طلاي اين رقابتها را به گردن آويخت تا با كسب 400 امتياز ديگر در جدول رده بندي برترين تنيسورهاي جهان كه مجموع امتيازات او را به  6700 امتياز مي رساند، از رقيب ديرينه خود پيشي بگيرد.
اين در حالي است كه فدرر كه هم اكنون جاي خود را به رقيب اسپانيايي داده، با كسب 5920 امتياز و 780 امتياز كمتر از نادال در پله دوم ايستاده است.
در رقابتهاي تنيس المپيك پكن فرصت رويارويي مجدد اين دو فراهم نشد، زيرا فدرر در مرحله يك چهارم نهايي مغلوب حريف آمريكايي اش شد كه او نيز در نهايت در ديدار نيمه نهايي بازي را به گونسالس شيليايي واگذار كرد تا تنيسور اهل شيلي رقيب رافا نادالي كه در مرحله قبل از سد جوكوويچ عبور كرده بود، شود.
هر چند فدرر هم در اين رقابتها بي مدال نماند و موفق شد در رقابتهاي تنيس دونفره، همراه هموطنش مدال طلاي گروهي را به گردن بياويزد، ولي درواقع اين نادال بود كه با كسب مدال طلاي رقابتهاي انفرادي توانايي هايش را به رخ رقيب سوئيسي كشيد.

مدال طلاي المپيك
تنها چند ساعت قبل از اينكه تنيسور برجسته اسپانيايي رسماً به عنوان مرد شماره يك تنيس دنيا معرفي شود، موفق شد در فينالي نفس گير، مدال طلاي المپيك پكن را از آن خود كند.
نادال، ديدار فينال را بسيار پرقدرت آغاز كرد و با ريتم و سرعت بالايش، به حريف شيليايي، حتي اجازه واكنش نشان دادن هم نمي داد. رافا نادال در نهايت توانست با نتيجه 3-6، 6-7 (2-7) و 3-6 از سد فرناندو گونسالس عبور كند و مدال طلاي رقابتهاي تنيس انفرادي المپيك پكن را به خود اختصاص دهد. هر چند گونسالس در طول اين فينال سنگين موفق شد تا از ريتم بازي نادال بكاهد و مقابل ضربات سنگين او مقاومت كند. پس از شكست گونسالس، رافاي 21 ساله مدال طلا را از آن خود كرد تا به تنهايي بر بالاي كوه اليمپيا قرار گيرد.

نادال در نيويورك
البته رافاي جوان، فرصت زيادي براي جشن گرفتن اين موفقيت نداشت. زيرا بلافاصله پس از كسب مدال طلا، رهسپار آمريكا شد تا در رقابتهاي US open شركت كند. نادال اكنون در نيويورك به سر مي برد و آماده است تا روز دوشنبه آينده، رقابتهايش را در آمريكا از سر گيرد.
اميليو سانچس بيكاريو، مربي نادال در رابطه با او گفته: رافا به خوبي مي داند در صورتي كه در آمريكا، نتايج خوبي كسب كند، براي مدتها، صدرنشيني اش را در جدول رنكينگ، مسجل خواهد كرد، زيرا فدرر نيز با كسب امتيازهاي زيادي در همين رقابتها، در پايان سال گذشته، از عنوان صدرنشيني اش دفاع كرده بود.

تأخير در جشن پيروزي
نادال به احتمال فراوان حدود 7 سپتامبر، يعني تقريباً يك ماه و نيم پس از خروجش از كشور، به اسپانيا بازخواهد گشت. به عبارت ديگر اين تنيسور جوان حتي هنوز فرصت نيافته تا با خيالي آسوده موفقيت اخير در المپيك را جشن بگيرد.
او بلافاصله پس از كسب مدال طلاي اين بازيها، راهي آمريكا شد و پس از آن نيز به مادريد خواهد رفت تا در جام ديويس كه دراين شهر انجام خواهد شد، شركت كند و پس از آن اين فرصت را خواهد يافت تا موفقيتهاي كسب شده در تابستان را به طور كامل و مفصل جشن گيرد.

سال مرد شماره يك
امسال را بايد سال نادال و سال ورزش اسپانيا دانست. اين تنيسور 21 ساله، با كسب 7 عنوان قهرماني در طول رقابتهاي اين فصل، يكي از بهترين سالهاي زندگي اش را پشت سر مي گذارد. در آخرين جدول رنكينگ منتشر شده، نادال اسپانيايي با 6700 امتياز در صدر است.
فدرر با 5920 امتياز در تعقيب اوست. نوواك جوكوويچ صربستاني با 5105 امتياز در پله سوم قرار گرفته و داويد فرر هم با 2865 امتياز جايگاه چهارم را به خود اختصاص داده است.نيكولاي داويدنكو و اندي موراي هم در جايگاههاي بعدي قرار گرفته اند.

برترين تنيسور دنيا چه گفت
رافائل نادال پس از معرفي به عنوان تنيسور شماره يك دنيا هدف اصلي اش را ادامه افتخارهاي كسب شده تا امروز عنوان كرده است.
او در اين رابطه گفته است: به دنبال آن هستم تا به صدر نشيني ام در رنكينگ جهاني ادامه دهم و هدف اصلي ام اين است كه امسال را باصدرنشيني به پايان ببرم. فكر نمي كنم رسيدن به هدفم مرا بيش از حد تحت فشار قرار دهد.سال گذشته دومين تنيسور برتر دنيا بودم و تمامي تلاشم را به كار مي گرفتم كه پله دوم را از دست ندهم. تصور نمي كنم تلاش براي حفظ جايگاه اول از تلاش براي حفظ پله دوم سخت تر باشد.

سومين اسپانيايي و پنجمين چپ دست
اين تنيسور خستگي ناپذير، سومين تنيسور اسپانيايي است كه رؤياي صدرنشيني در رنكينگ بين المللي را محقق كرده است. كارلوس مويا كه در 15 مارس1999 به اين عنوان رسيده بود، در حقيقت اولين اسپانيايي بود كه به اين عنوان دست يافت و پس از او، خوان كارلوس فرررو بود كه در 8 سپتامبر 2003 در صدر جدول رنكينگ قرار گرفت. به علاوه رافا نادال، پنجمين چپ دستي است كه پس از مارسلو ريوس(1998)، توماس موستر(1996)، جان مك انرو(1980) و جيمي كانرز(1974) به اين عنوان دست يافته است.

رازهاي موفقيت رافا
اين موفقيت را مي توان نتيجه تلاشهاي بي پايان رافاي جوان دانست. نادال با پشتكار فراوان و با ذهنيتي پيروزو تواناييها و مهارتهاي فردي اش و با توجه به فيزيك بدني فوق العاده و قلب خستگي ناپذيرش در حقيقت لايق رسيدن به اين جايگاه بود.او تنيسور بزرگي است كه بدين ترتيب ثابت كرد شايسته بهترينهاست.
نادال چندي پيش و در اواسط تير ماه نيز موفق شده بود تا در رقابتهاي تنيس ويمبلدون انگلستان در نبردي نفس گير فدرر را شكست دهد و اين در حقيقت آغاز روند نزولي مرد سوئيسي بود. نزولي كه در نهايت به جدايي فدرر پس از 236 هفته صدرنشيني در جدول رنكينگ بين المللي منجرشد.

اسطوره شجاعت
مانوئل اورانتس، قهرمان سالهاي نه چندان دور تنيس دنيا، معقتد است كه رافا نادال، شجاعت خود را در طول اين رقابتها ثابت كرده است.
اورانتس كه در سال 1975، با غلبه بر جيمي كونورس در ديدار فينال رقابتهاي فارست هيلز، به عنوان قهرماني اين رقابتها دست يافته بود، در مورد رافا نادال گفت: نادال ثابت كرد كه تنيسور بسيار شجاعي است، زيرا مدت دوسال بود كه پس از بزرگترين تنيسور تاريخ دنيا در جايگاه دوم قرار داشت، اما در نهايت با شجاعت و پشتكار فراوان، خود را به صدر رساند.
اورانتس كه 33 عنوان قهرماني را در كارنامه خود مي بيند، در رابطه با تنيسور 21 ساله، ادامه داد: عملكرد نادال در طول رقابتهاي اين فصل و شكست دادن فدرر در رولند گاروس و ويمبلدون، فوق العاده بود. رافا به آماري دست نيافتني رسيده است. نادال مدتهاست كه در سطحي بود كه شايسته قرار گرفتن در جايگاه نخست مي بود. شيوه بازي او شيوه اي است كه با صرف انرژي فراواني همراه است و هر بار بازيهاي او را از طريق تلويزيون مشاهده مي كنم، متوجه پيشرفت تاكتيكي وتدريجي او مي شوم.
نادال بتدريج تجربيات فراواني را كسب مي كند و هر دفعه، پيشرفتهاي زيادي مي كند و ضرباتش محكم تر وكاري تر مي شود.
اورانتس در ادامه گفت: به خوبي مي دانستم كه اوحتي اگر با بازيهاي مشكلي هم مواجه شود، قادر خواهد بود تا با سربلندي از آنها خارج شود.
رافا تنيسوري استثنايي است و دايي اش را به عنوان يكي از مربيانش در كنار خود مي بيند كه دائماً در حال راهنمايي اوست.
نادال، علاوه بر سطح بسيار بالايش، ورزشكاري بسيار فروتني است كه هرگز بلند پروازي نمي كند و به خوبي مي داند كه ورزشكاراني وجود دارند كه مي توانند بهتر از او باشند. پس برروي زمين قدم مي زند و هرگز غرق در رؤيا پردازي نمي شود.

  


گفتگوي روزنامه AS با نادال؛ قهرماني به لطف هم تيمي ها

 

جدول رده بندي جديدي كه توسط
ATP منتشر شده است بدين صورت است:
1- رافائل نادال (اسپانيا) 6700 امتياز
2- راجر فدرر( سوئيس) 5920 امتياز
3- نوواك جوكوويچ (صربستان) 5105 امتياز
4- داويد فرر (اسپانيا) 2865 امتياز
5- نيكولاي داويدنكو(روسيه) 2700 امتياز
6- اندي موراي (انگليس)2415 امتياز
***
* از اينكه مدال طلا را بر گردن خود مي ديدي، چه حسي داشتي؟
- مدال بسيار زيبايي بود و مهمتر از آن، ارزش بالايي بود كه داشت. اين مدال در حقيقت حرفهاي زيادي براي گفتن داشت
* اولين كسي كه در پي اين موفقيت، با توتماس گرفت، چه كسي بود؟
- دايي و مربي ام، توني بود. او به من گفت كه از تماشاي اين نبرد، لذت زيادي برده و گفت كه امسال، سالي فوق العاده برايم خواهد بود.
* به نظر مي رسد توگام به گام براي رسيدن به اهدافت حركت مي كني. هدف بعدي ات، قهرماني در رقابتهاي US Open است. نه؟
- من فردي هستم كه از لحظه لذت مي برم و ترجيح مي دهم الآن به اين موضوع فكر نكنم.حتي در رؤياهايم هم فكر چنين اتفاقاتي كه امسال برايم رخ داد را نمي كردم. شانس حضور وكسب پيروزيها در چنين رقابتهايي(بازيهاي المپيك)، هر چهار سال يكبار براي هر فردي فراهم مي شود و من توانستم تا از آن نهايت بهره را ببرم. يكي از رؤياهايم محقق شده است.
از تمامي ورزشكاراني كه در كنار آنها بودم متشكرم، زيرا در جوار آنها به من بسيار خوش گذشت. من، در حالي كه بسيار خسته بودم وارد پكن شدم و تنها دليلي كه موفق شدم به مدال طلاي المپيك دست بيابم را روزهاي خوشي كه در چين سپري كردم، مي دانم. تك تك ورزشكاران اسپانيايي، مرا تشويق مي كردند و به من روحيه و انگيزه فراواني مي دادند. آنها به كنار من مي آمدند و مي خواستند تا با من عكس بگيرند و من از اين بابت احساس غرور مي كردم.
* مي تواني بيشتر برايمان توضيح دهي؟





- من در حالي وارد چين شدم كه بسيار خسته بودم و اولين تمريناتي كه در اين كشور انجام دادم نيز برايم بسيار خسته كننده بود، اما حضور در دهكده المپيك، به من انگيزه ونشاط فراواني مي داد. من تنها چند ساعت در روز در هتل بودم و از اينكه زياد در حالت خستگي و تنهايي نبودم بسيار خوشحالم. موفقيتم را تا حدود زيادي مرهون حضوردر دهكده المپيك هستم. من توانستم به آمادگي كامل برسم و اين در صورتي بود كه اگر در هتل مي ماندم، هرگز نمي توانستم به اين ميزان آمادگي برسم.
* احساست در اين لحظه فراتر از يك تنيسور است. نه؟
- بله، بدون شك
* مي تواني اين موفقيت را با پيروزي در Grand Slam مقايسه كني؟
- اينها دو احساس كاملاً متفاوت هستند.حس قهرماني در رقابتهاي المپيك، حس بسيار ويژه اي بود. ولي رقابتهاي Grand Slam، براي يك تنيسور، اندكي مهمتر است. ولي از نظر يك ورزشكار، هر دوي اينها، رقابت و بازي است. من براي كشورم افتخارآفريني كردم و دل يك ملت را شاد كردم و اين قهرماني فقط براي شخص خودم نبود.
* قهرماني در المپيك را چگونه جشن خواهي گرفت؟
- زمان زيادي براي جشن گرفتن ندارم. من در نيويورك هستم و در رقابتهاي US Open شركت خواهم كرد، پس از آن دو روز استراحت مي كنم و سپس در بازيهاي جام ديويس مادريد، حضور خواهم يافت. سپس خواهم توانست تا اين موفقيت را جشن بگيرم.
* درحال حاضر رسماً به عنوان مرد شماره يك تنيس دنيا معرفي شده اي. آيا هنوز فدرر را تنيسور برتر مي داني؟
- از ديدگاه تاكتيكي و از نگاه يك تنيسور، فدرر بهترين تنيسور دنيا بوده و هست. او كاملترين تنيسور دنياست و اين نكته اي غير قابل انكار است. او هنوز هم مي تواند پيشرفت كند و بهتر و بهتر شود والبته من هم همين طور. او تاكتيكها و ضربات متعددي را در طول بازيهايش به كار مي گيرد كه من آن را بسيار مي پسندم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com